پاسخ به شایعات | آیا کمک به غزه و لبنان باعث وضع اقتصادی امروز ماست؟
شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در نگاه اول، عبارتی وطنپرستانه و جذاب به نظر میرسد که اولویت را به مسائل داخلی و منافع ملی ایران میدهد. این شعار بر این فرض استوار است که حمایت از گروههای مقاومت در منطقه، هزینهای بیثمر و غیرضروری است که منابع کشور را به جای حل مشکلات داخلی، صرف اهداف دیگران میکند و برخی شایعه کردهاند که مشکلات اقتصادی ما به علت حمایت از مظلومان غزه و لبنان بوده است. با نگاهی عمیقتر به مفاهیم امنیت ملی، ژئوپلیتیک و تاریخ روابط بینالملل، مشخص میشود که این دیدگاه، در تضاد با منافع بلندمدت ایران است. در این مطلب به بررسی ابعاد مختلف این گزاره و پاسخ به شایعات پیرامون آن میپردازیم.
فهرست مطالب
Toggleمغالطه اقتصادی: یافتن یک مقصر ساده برای مشکلات پیچیده
اولین و رایجترین استدلال حامیان این شعار، جنبه اقتصادی آن است. این تصور که بخش عظیمی از بودجه کشور صرف حمایت از غزه، لبنان، یمن و سوریه میشود، بیش از آنکه مبتنی بر آمار دقیق باشد، محصول یک بزرگنمایی رسانهای است.
در حالی که هیچ کشوری میزان دقیق کمکهای خود به متحدانش را شفاف اعلام نمیکند، شواهد و تحلیلهای مستقل نشان میدهد که سهم این حمایتها در برابر چالشهای ساختاری اقتصاد ایران، مانند سوءمدیریت داخلی، فساد و بهویژه تحریمهای فلجکننده بینالمللی، بسیار ناچیز است.
فروکاستن مشکلات اقتصادی یک کشور با ساختارهای پیچیده به یک عامل خارجی، یک راهبرد شناختهشده برای ساختن «سپر بلا» یا «قربانی» است.
این کار، افکار عمومی را از تمرکز بر ریشههای اصلی و داخلی ناکارآمدیها منحرف کرده و یک مقصر ساده و قابل فهم معرفی میکند. در حقیقت، حتی اگر تمام حمایتهای منطقهای ایران به صفر برسد، تا زمانی که مشکلات ساختاری اقتصاد حل نشود و تحریمهای کمرشکن پابرجا باشند، تغییر محسوسی در وضعیت معیشتی مردم رخ نخواهد داد.
بنابراین، گره زدن مستقیم رفاه داخلی به قطع سیاستهای منطقهای، یک مغالطه آشکار است.
منطق امنیت ملی: دفاع پیشدستانه و عمق استراتژیک
مهمترین دلیلی که این شعار را از نظر راهبردی ناکارآمد میسازد، درک محدود آن از مفهوم «امنیت ملی» است. در دنیای امروز، امنیت یک کشور در داخل مرزهای جغرافیایی آن تأمین نمیشود.
قدرتهای بزرگ و منطقهای همواره برای حفاظت از خود، تهدیدها را در دوردست مدیریت میکنند. این دکترین که با عناوینی چون «دفاع پیشدستانه» (Forward Defense) و «عمق استراتژیک» (Strategic Depth) شناخته میشود، یک اصل بنیادین در روابط بینالملل است.
منطق این استراتژی روشن است: مبارزه با دشمن در خاک او یا در یک سرزمین ثالث، بسیار کمهزینهتر از کشاندن جنگ به شهرهای خودی است.
حمایت از متحدان منطقهای، سپر دفاعی ایران در برابر تهدیدات مستقیمی چون اسرائیل و گروههای تروریستی تکفیری مانند داعش است. تجربه ظهور داعش در عراق و سوریه به خوبی نشان داد که اگر مقاومت نیروهای متحد ایران نبود، مرزهای غربی کشور مستقیماً درگیر جنگی فرسایشی و ویرانگر میشد.
هزینه مقابله با چنین تهدیدی در داخل خاک ایران شامل تلفات انسانی، ویرانی زیرساختها و فروپاشی اقتصادی صدها برابر بیشتر از هزینه حمایت از متحدان برای مهار آن در خارج از مرزهاست آنطور که امروز آن را مشاهده میکنیم. در واقع، این حمایتها «هزینه برای دیگران» نیستند بلکه «سرمایهگذاری برای امنیت ایران» است.
ارزش اتحاد در جهان متخاصم: موازنه قوا و قدرت چانهزنی
هیچ کشوری در عرصۀ پرتلاطم بینالمللی نمیتواند به تنهایی منافع خود را تأمین کند. اتحادها، ابزاری برای ایجاد «موازنه قوا» و افزایش قدرت چانهزنی در برابر رقبا و دشمنان هستند. ایران در منطقهای قرار گرفته که رقبای آن، مانند عربستان سعودی و اسرائیل، از حمایت تمامعیار قدرتهای جهانی، بهویژه ایالات متحده، برخوردارند.
در چنین شرایطی، داشتن متحدانی وفادار مانند حزبالله لبنان، انصارالله یمن و گروههای مقاومت در عراق و سوریه، یک وزنه تعادل استراتژیک محسوب میشود.
این شبکه از متحدان که از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد میشود، به ایران این امکان را میدهد که در برابر فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی، مقاومت کرده و از انزوای کامل جلوگیری کند.
در شرایط بحرانی و در روزگاری که بسیاری از کشورها تحت فشار آمریکا روابط خود را با ایران محدود میکنند، همین متحدان هستند که در کنار ایران میایستند. ارزش این وفاداری و همراهی را نمیتوان با محاسبات مادی سنجید؛ این یک سرمایه سیاسی و امنیتی گرانبهاست.
شعار ابزار جنگ شناختی
باید توجه داشت که ترویج گسترده شعار «نه غزه نه لبنان» یک انتقاد داخلی نیست و بخشی از یک جنگ شناختی و رسانهای است که توسط رقبای منطقهای و فرامنطقهای ایران هدایت میشود.
هدف این جنگ رسانهای، ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، تضعیف همبستگی ملی و بیارزش نشان دادن سیاستهای راهبردی کشور است.
این رسانهها با تمرکز بر مشکلات اقتصادی، تلاش میکنند پیوندهای منطقهای ایران را که یکی از مهمترین ستونهای قدرت و بازدارندگی آن است، به عنوان عامل اصلی بدبختی مردم معرفی کنند.
شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» اگرچه ظاهری میهنپرستانه دارد، اما بر درکی سطحی از منافع ملی استوار است. امنیت پایدار و توسعه اقتصادی ایران، در گروی ثبات و امنیت در منطقه غرب آسیاست.
تضعیف عمق استراتژیک ایران در منطقه، به معنای نزدیکتر شدن تهدید به مرزهای کشور، کاهش قدرت بازدارندگی و تحمیل هزینههای به مراتب سنگینتر در آینده است.
فداکاری برای ایران، در دنیای پیچیده امروز، ابعادی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد و دفاع هوشمندانه از منافع ملی، مستلزم حضور فعال، ایجاد اتحادهای پایدار و مهار تهدیدها در خارج از مرزهاست.
دیدگاهتان را بنویسید