تحلیل جامع تحولات منطقه ۲۵ و ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ | ترامپ شوکه زده اعتراف کرد: اصلاً قرار نبود کار به اینجا بکشد
فجر صادق دمیده است و طومار هژمونی پوشالی غرب در غرب آسیا، در آتش خشم و اقتدار ایران و محور مقاومت در حال سوختن است. دوران تهدید و تحریم به سر آمده و اکنون زمان پاسخهای کوبنده و تعیین سرنوشت در میدان است. از انفجارهای مهیبی که ستون فقرات پایگاههای آمریکایی را از الظفره تا العدید در هم میشکند تا موشکهای بالستیکی که قلب تلآویو را نشانه رفتهاند؛ از کنترل هوشمندانه شاهرگ انرژی جهان در تنگه هرمز تا انزوای سیاسی آمریکا در برابر چشم جهانیان، همه و همه یک پیام را فریاد میزنند: دوران جدیدی آغاز شده است. متنی که در ادامه میخوانید برگی از تاریخ در حال نگارش این دفاع مقدس است؛ حکایت روزهایی که پایگاههای دشمن یکی پس از دیگری در هم کوبیده شد، تنگهها به ارادهی ما باز و بسته شد و فریاد استیصال از کاخهای شیشهای متجاوزان به آسمان برخاست.
فهرست مطالب
Toggleتشدید تنش و هدفگیری پایگاههای نظامی آمریکا
با بالا گرفتن درگیریها، نیروهای مسلح ایران هشدارهای تخلیه را در برخی از مناطق دوحه، پایتخت قطر، صادر کردهاند. دلیل این اقدام، استقرار نظامیان آمریکایی در مناطق مسکونی است که این محلات را به اهداف نظامی بدل کرده است.
این رویکرد، فشار مستقیمی بر کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی وارد میکند و هزینه همکاری نظامی با واشنگتن را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
حملات متمرکز و دقیقی علیه پایگاههای آمریکایی در سراسر منطقه خلیج فارس به اجرا درآمده است. این عملیاتها شامل حمله به مراکز فرماندهی در جزیره منامه بحرین، پایگاههای موجود در کویت و همچنین تأسیسات نظامی در قطر میشود.
یکی از برجستهترین این عملیاتها، هدف قرار دادن انبار مرکزی مهمات پایگاه هوایی الظفره امارات توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران بود. این حمله که در ساعات بامدادی و با دقت بالا صورت گرفت، به وقوع انفجارهای بسیار شدید در پایگاه منجر شد.
شدت انفجارها به حدی بود که فرمان تخلیه فوری پایگاه صادر گردید و نیروهای آمریکایی وادار شدند جنگندههای خود را از این مکان خارج کرده و به پایگاههای دیگر در عمق منطقه منتقل کنند.
این اقدام توان عملیاتی آمریکا در یکی از کلیدیترین پایگاههای هوایی منطقه را مختل کرد و ضربه سنگینی به لجستیک و توان تسلیحاتی آنها وارد آورد.
در جریان همین حملات به پایگاه الظفره، یکی از مهمترین و گرانقیمتترین هواپیماهای گشت هوایی، جنگ الکترونیک و شنود متعلق به امارات متحده عربی که تحت کنترل نیروهای آمریکایی بود، بر اثر اصابت پهپاد ایرانی منهدم و به طور کامل از بین رفت. این خسارتی راهبردی برای قابلیتهای اطلاعاتی و نظارتی ائتلاف متخاصم در منطقه به شمار میرود.
همزمان، حملات موشکی به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در شرق ریاض، پایتخت عربستان سعودی، نیز تکرار شده است. این پایگاه که محل استقرار نیروهای آمریکایی است، به دلیل مشارکت حکومت سعودی در اقدامات علیه ایران، به عنوان یک هدف مشروع نظامی شناسایی شده و با موشکهای سنگین مورد اصابت قرار گرفته است.
این حملات پیام روشنی به دیگر کشورهای منطقه ارسال میکند که میزبانی از نیروهای متخاصم علیه ایران، امنیت ملی آنها را به طور مستقیم به خطر خواهد انداخت.
فشار سنگین اقتصادی جهان از طریق بحران انرژی
کنترل هوشمندانه و کامل ایران بر تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی را با یک بحران بیسابقه مواجه کرده است. با بازگشایی بازارهای جهانی، قیمت نفت خام به سرعت از مرز ۱۰۶ دلار در هر بشکه عبور کرد و روندی صعودی را در پیش گرفت. این افزایش ناگهانی قیمت، اقتصاد جهانی را در آستانه یک رکود جدی قرار داده است.
دولت آمریکا که در بنبستی راهبردی برای بازگشایی این آبراه حیاتی گرفتار شده، با فشارهای داخلی شدیدی روبرو است. رئیسجمهور آمریکا به دلیل ناتوانی در تأمین امنیت عبور و مرور دریایی به شدت از عملکرد فرماندهان ارشد نظامی خود، به ویژه رئیس ستاد مشترک ارتش، ناامید و خشمگین است.
رؤسای شرکتهای بزرگ نفتی جهان، از جمله مدیرعامل اکسون موبیل، در تماسهای مکرر با اعضای دولت آمریکا، نسبت به وخامت اوضاع و خارج شدن کنترل بازار انرژی هشدار دادهاند. آنها تأکید کردهاند که ادامه این شرایط و کمبود عرضه نفت در بازار، به یک فاجعه اقتصادی غیرقابل مهار منجر خواهد شد.
دنیا با چشمانداز اتمام ذخایر استراتژیک نفت خود در کمتر از سی روز آینده روبرو است و همزمان، معاملات گاز و محصولات پتروشیمی نیز به طور کامل متوقف شده است.
ایران با اجرای یک سیاست کنترل شده، عبور برخی نفتکشها را مدیریت میکند. به عنوان مثال، یک تانکر پاکستانی که با مجوز ویژه از ایران قصد عبور داشت، به جای طی مسیر استاندارد کشتیرانی، وادار شد به سمت سواحل ایران تغییر مسیر دهد و از میان جزایر ایرانی عبور کند.
این اقدام نشان میدهد که ایران مسیرهای معمول کشتیرانی را ناامن کرده و احتمالاً اقدام به مینگذاری در بخشهایی از تنگه کرده است.
این پیام آشکار به جهان است که هرگونه عبور و مرور در این منطقه تنها با اجازه و تحت نظارت کامل ایران امکانپذیر است. هرگونه تلاش برای گسترش دامنه جنگ و حمله به زیرساختهای ایران، با پاسخ قاطع و هدف قرار دادن تمام زیرساختهای انرژی در سطح منطقه مواجه خواهد شد که جهان را برای سالهای متمادی با کمبود شدید انرژی روبرو خواهد کرد.
در کنار اقدامات نظامی، جبهه جنگ سایبری نیز فعال است. گروه هکری «نصیر» با نفوذ موفق به سامانههای شرکت نفتی «دبی پترولیوم» حجم عظیمی از دادههای بسیار حساس به میزان ۴۱۳ گیگابایت را استخراج کرده است.
این دادهها شامل نقشههای طبقهبندی شده زیرساختهای راهبردی و خطوط لوله اصلی این شرکت است. این اطلاعات در اختیار هستههای عملیاتی قرار گرفته تا حملات دقیقی علیه این شرکت، خطوط لوله و تمامی تأسیسات وابسته به آن طراحی و اجرا شود.
حملات موشکی و پهپادی گسترده علیه اهداف راهبردی اسرائیل
جبهه نبرد مستقیم با اسرائیل با شدت و گستردگی بیسابقهای ادامه دارد. هر شب رأس ساعت سه بامداد، موشکهای سنگین ایرانی با سرهای جنگی یک و دو تنی به سمت تلآویو شلیک میشوند. این حملات با هدف انهدام زیرساختهای حیاتی و ایجاد وحشت در مرکز سیاسی و اقتصادی اسرائیل صورت میگیرد.
برجهای بلند در مرکز تلآویو از اهداف اصلی این بمبارانهای سنگین هستند. سامانههای پدافندی اسرائیل در رهگیری و انهدام این موشکها ناتوان بودهاند و صدای انفجارهای مهیب به طور مداوم از مرکز سرزمینهای اشغالی شنیده میشود.
علاوه بر تلآویو، سایر مناطق راهبردی نیز به صورت پیاپی هدف قرار میگیرند. رگبارهای موشکی، شهرهای اسدود و عسقلان را که میزبان پالایشگاههای نفت و تأسیسات مهم انرژی هستند، زیر آتش گرفتهاند. همزمان، منطقه قدس اشغالی و شهر «بیت شمش» نیز شاهد اصابت موشک بودهاند.
اسرائیل در ماههای گذشته برخی از مراکز مهم سیاسی، نظامی و امنیتی خود را از تلآویو به بیت شمش و رحووت منتقل کرده بود، اما این مناطق نیز از ابتدای جنگ بارها هدف موشکهای سنگین قرار گرفتهاند. حمله به مقر موساد در بیت شمش در روز دوم جنگ، یکی از نمونههای این عملیاتهای دقیق بود.
ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز با صدور اطلاعیهای از حملات پهپادی به مراکز مهم و راهبردی تسلیحاتسازی «رافائل» و صنایع هوایی اسرائیل (IAI) خبر داده است.
مرکز رافائل در توسعه سامانههای دفاع هوایی مانند گنبد آهنین و موشکهای اسپایک نقش کلیدی دارد و مرکز صنایع هوایی (IAI) در تولید هواپیماهای نظامی، پهپادها و سامانه پدافندی «اَرو» فعالیت میکند. هدف قرار دادن این مراکز، ضربهای مستقیم به توان تولید تسلیحات و فناوریهای دفاعی اسرائیل است.
این حملات موشکی و پهپادی در قالب امواج عملیاتی متعدد و هماهنگ عملیات «وعده صادق ۴» اجرا میشوند. در هر موج، دهها فروند موشک و پهپاد از مناطق مختلف ایران شلیک میگردند.
استفاده از موشکهای جدیدی مانند «دزفول» در این عملیاتها، نشاندهنده تنوع و پیشرفت توان زرادخانهای ایران است. سانسور شدید خبری از سوی اسرائیل مانع از انتشار ابعاد واقعی خسارات و تلفات میشود، اما تداوم حملات نشانگر کارایی بالای آنهاست.
انزوای دیپلماتیک آمریکا و شکست در تشکیل ائتلاف دریایی
تلاشهای رئیسجمهور آمریکا برای تشکیل یک ائتلاف چندملیتی به منظور بازگشایی تنگه هرمز با شکست کامل مواجه شده است. این اقدام که به خودی خود یک عقبنشینی بزرگ برای ابرقدرتی مانند آمریکاست، با پاسخ منفی قاطع متحدان سنتی این کشور روبرو گردیده است.
کشورهای اروپایی از جمله انگلیس، آلمان، یونان، ایتالیا و اسپانیا و همچنین متحدان نزدیک آمریکا مانند استرالیا، اعلام کردهاند که خود را درگیر ماجراجویی نظامی واشنگتن در خلیج فارس نخواهند کرد.
دلایل این امتناع چندگانه است. نخست، این کشورها از اینکه دولت آمریکا بدون اطلاع و هماهنگی با آنها جنگی را آغاز کرده که منافع اقتصادی و امنیتی آنها را به شدت به خطر انداخته، عصبانی هستند. آنها فرصتی برای آمادهسازی و محافظت از داراییها و نیروهای خود در غرب آسیا نداشتهاند.
دوم، آنها بهخوبی میدانند که هرگونه مشارکت مستقیم در این جنگ، به معنای قرار دادن ناوها و نیروهایشان در معرض حملات دقیق موشکی و پهپادی ایران است؛ ریسکی که نیروی دریایی آمریکا خود نیز از پذیرش آن واهمه دارد.
سوم، این کشورها واقعیتهای میدانی و برتری نظامی ایران در منطقه خلیج فارس را درک کرده و نمیخواهند تمام پلهای پشت سر خود را برای تعاملات آینده با ایران خراب کنند.
این انزوا، رئیسجمهور فرانسه را نیز به تکاپو انداخته است. امانوئل مکرون برای دومین بار در کمتر از یک هفته با رئیسجمهور ایران تماس تلفنی برقرار کرده و خواستار بازگشایی سریع تنگه هرمز شده است.
این تماسها و درخواستها در حالی صورت میگیرد که کشورهای اروپایی تا پیش از این همگام با آمریکا و اسرائیل در اعمال فشار بر ایران مشارکت داشتند. اکنون که موازنه قدرت تغییر کرده، آنها به دنبال راهی برای کاهش تنش و تأمین منافع خود هستند.
در مقابل، موضع دیپلماتیک ایران کاملاً قاطع است. وزیر امور خارجه، عباس عراقچی به صراحت اعلام کرده است که ایران هیچ پیامی برای آتشبس ارسال نکرده و تقاضایی در این زمینه نداشته است.
او تأکید کرد که مقاومت غرورانگیز ادامه خواهد یافت و این جنگ باید به گونهای خاتمه یابد که دیگر تکرار نشود. این موضع نشان میدهد که تهران قصد دارد از اهرم فشار فعلی برای دستیابی به اهداف راهبردی بلندمدت خود، از جمله تضمین امنیت پایدار و پایان دادن به سیاستهای خصمانه غرب، استفاده کند.
گسترش میدان نبرد و فعالسازی جبهههای مقاومت
دامنه درگیریها گسترش یافته و جبهههای مختلف مقاومت در منطقه به صورت هماهنگ فعال شدهاند. حملات موشکی مشترک از جنوب لبنان و ایران علیه اهداف اسرائیلی در شمال و جنوب سرزمینهای اشغالی، نمونهای از این هماهنگی است.
این عملیاتهای ترکیبی، سامانههای پدافندی اسرائیل را تحت فشار مضاعف قرار داده و توانایی آن برای مقابله با تهدیدات چندجانبه را به چالش میکشد.
گروههای مقاومت در منطقه به تسلیحات پیشرفته و نقطهزن ایرانی مجهز شدهاند. برای نخستین بار، ویدیویی از به کارگیری موشک ضد زره «الماس» علیه یک دستگاه تانک مرکاوای ارتش اسرائیل منتشر شده است.
این موشک با قابلیتهای بالای خود، تهدیدی جدی برای زرهپوشهای اسرائیلی محسوب میشود. همچنین، گروه مقاومت «سرایا اولیاء الدم» در عراق با استفاده از راکتهای دقیق و هدایتشونده «القارِع» که بر پایه موشکهای تاکتیکی «آرمان» (ابابیل) ساخته شده، زیرساختهای مهمی را در پایگاه ویکتوری آمریکا در بغداد منهدم کرده است. این تسلیحات به دلیل دقت بالا، اندازه کوچک و قدرت تخریب قابل توجه، کارایی گروههای مقاومت را به شکل چشمگیری افزایش دادهاند.
در پاسخ به این فشارها، اسرائیل یک عملیات زمینی را در جنوب لبنان آغاز کرده است. این اقدام در حالی صورت میگیرد که ارتش اسرائیل پس از ۳۰ ماه درگیری مداوم، فرسوده شده و با چالشهای جدی در زمینه نیروی انسانی و تجهیزات روبرو است.
ورود به یک جنگ زمینی در لبنان، به معنای گشودن یک جبهه فرسایشی و پرهزینه دیگر است که میتواند به باز شدن سایر جبههها و وقوع حوادث غیرمنتظره برای اسرائیل منجر شود. این تحولات نشان میدهد که درگیری در حال ورود به مراحل سرنوشتساز و پیچیدهتری است.
پایداری و مقاومت مراکز نظامی ایران در برابر حملات متقابل
یکی از جنبههای کلیدی نبرد، مقاومت و پایداری مراکز راهبردی نظامی ایران در برابر حملات سنگین دشمن است. پایگاه موشکی «جم» در جنوب کشور نمادی از این مقاومت است. این پایگاه که نقش محوری در شلیک موشکهای تاکتیکی به سمت پایگاههای آمریکایی در آن سوی خلیج فارس داشته، به طور مداوم هدف صدها بمب و موشک دشمن قرار گرفته است. با این حال، این پایگاه همچنان کاملاً عملیاتی باقی مانده و به شلیکهای خود ادامه میدهد.
شاهدان عینی گزارش میدهند که بلافاصله پس از فرونشستن غبار ناشی از اصابت بمبها یا موشکهای دشمن به محوطه پایگاه، چندین تیر موشک از میان دود و آتش به سمت اهداف متخاصم شلیک میشود.
این پایداری شگفتانگیز، نیروهای آمریکایی را مستأصل کرده و نشاندهنده عدم وجود برآورد دقیق از توانمندیها و استحکامات این پایگاه است.
تلاشهای مکرر دشمن برای کسب اشراف اطلاعاتی بر این پایگاه، به سرنگونی تعداد قابل توجهی از پهپادهای پهنپیکر و پیشرفته آنها، از جمله پهپاد هرمس ۹۰۰، منجر شده است.
این پایگاه به تنهایی به یک جبهه جنگ برای نیروهای آمریکایی است و توانایی ایران در حفظ قابلیت عملیاتی زیرساختهای کلیدی خود تحت شدیدترین حملات را به نمایش میگذارد.
عملیاتهای موشکی و پهپادی گسترده
در موج 56 عملیات «وعده صادق ۴» با رمز «یا زینب کبری سلام الله علیها» سامانههای موشکی فوق سنگین و نقطهزن خرمشهر، عماد و قدر به کار گرفته شدند. اهداف این عملیات شامل فرماندهی پشتیبانی منطقه جنوب در سرزمینهای اشغالی و همچنین انبار استراتژیک و ذخیره موشکی صنایع رافائل در شمال این مناطق بود.
همزمان، پایگاه نیروهای آمریکایی در العدید نیز مورد اصابت دقیق قرار گرفت. توانمندی موشکی کشور بر پایه ذخایر انبوه و متنوعی استوار است. موشک راهبردی و سوخت مایع «عماد» با وجود اینکه از طرحهای قدیمیتر محسوب میشود، با بروزرسانیهای متعدد و تجهیز به سر جنگی مدرن، به سلاح نقطهزنی با برد نزدیک به دو هزار کیلومتر مبدل شده است.
این موشک به همراه موشک «قدر»، پرتعدادترین موشکهای بالستیک نقطهزن موجود در زرادخانه کشور هستند و تعداد آنها مجموعاً بیش از سی هزار فروند برآورد میشود. این حجم از تسلیحات، ظرفیت یک جنگ فرسایشی و طولانیمدت را فراهم میآورد.
سایر سامانههای موشکی نیز دارای ذخایر راهبردی قابل توجهی هستند. به عنوان نمونه، برای موشک خرمشهر-۴ یک ذخیره هزار تیری در نظر گرفته شده است.
مدلهای خرمشهر یک و دو نیز به تعداد بالا تولید شدهاند. علاوه بر این، موشک خرمشهر-۳ با برد بیش از شش هزار کیلومتر و ویژگیهای منحصر به فرد، بخشی از توانمندیهای پنهان کشور به شمار میرود که هنوز مشخصات دقیقی از آن منتشر نشده است.
این ذخایر موشکی و پهپادی به قدری است که حتی بدون تولید یک فروند جدید، امکان تداوم حملات با نرخ فعلی برای یک دهه آینده وجود دارد.
این در حالی است که فرآیند تولید به صورت همزمان در تأسیسات مستحکم و زیرزمینی هوافضا و وزارت دفاع بدون وقفه ادامه دارد.
همزمان با حملات موشکی، یگان پهپادی نیز حضوری فعال در میدان نبرد دارد. مواضع گروههای ضدانقلاب در اربیل زیر آتش سنگین پهپادها قرار گرفته است.
همچنین، پهپادهای سریع و قدرتمند «حدید-۱۱۰» به سمت مواضع نیروهای آمریکایی و عوامل آنها در شمال عراق پرتاب شدهاند.
در یک عملیات، سیزده فروند پهپاد انهدامی حدید به همراه یک فروند شاهد-۱۳۶ از یک منطقه نامشخص به سوی اهداف خود روانه شدند. این عملیاتهای ترکیبی، فشار بر دشمن را در جبهههای مختلف افزایش میدهد.
شیوه اجرای عملیات و آرامش در میدان
نحوه اجرای حملات موشکی حاکی از تسلط کامل بر صحنه نبرد و عدم وجود تهدید جدی علیه پایگاههای پرتاب است. شلیک موشکها از نقاط مختلف کشور صورت میگیرد؛ تصاویر منتشر شده آسمانهایی با شرایط جوی متفاوت (صاف، نیمه ابری و تمام ابری) را نشان میدهد که گواهی بر پراکندگی جغرافیایی سایتهای پرتاب است.
در برخی موارد، شلیکهای مجدد از یک منطقه تکراری که در موجهای قبلی نیز مشاهده شده بود، صورت گرفته است. این موضوع، به خصوص در مناطق غربی کشور با آسمان ابری، نشان میدهد که دشمن توانایی از کار انداختن این پایگاهها را ندارد و به دلیل فلج شدن توان پهپادی، از کسب اطلاعات دقیق نیز محروم است.
آرامش و عدم تعجیل نیروهای عملیاتی در هنگام پرتاب موشکها، نکته قابل تأمل دیگری است. نیروها با فراغ بال و بدون عجله، دقایقی را پیش از شلیک به دعا و نیایش اختصاص میدهند و پس از پرتاب نیز با آرامش به ثبت تصاویر و سر دادن تکبیر میپردازند.
اگر وضعیت آنگونه که دشمن ادعا میکند بحرانی بود، موشکها با فواصل زمانی بسیار کوتاه و به صورت همزمان شلیک میشدند و نیروها بلافاصله منطقه را ترک میکردند.
شلیک موشکها با فواصل زمانی بیست تا چهل ثانیهای از یک نقطه، بیانگر امنیت کامل در محل پرتاب و عدم وجود هرگونه فشار یا تهدید فوری از جانب دشمن است.
فرسایش توانمندیهای دشمن و جنگ اطلاعاتی
دشمن در تلاش است تا با انتشار ویدئوهایی از حملات خود، تصویری از موفقیت و وارد آوردن ضربات کاری به نمایش بگذارد. با این حال، محتوای این ویدئوها نشاندهنده ضعف اطلاعاتی و هدفگیریهای بیارزش است.
در یکی از کلیپهای جدید، اصابت به یک سکوی پرتاب دو موشکی ضدهوایی «هاوک» نشان داده میشود که پیش از حمله نیز کاملاً سوخته، شکسته و از کار افتاده بوده است.
این رویه، یعنی هدف قرار دادن تجهیزات اسقاطی و سوخته، به کرات در تبلیغات دشمن تکرار شده است.
نیروهای مسلح با آگاهی از این تاکتیک، پیش از آغاز درگیریها، هزاران سایت غیرواقعی و ماکت را در سراسر کشور مستقر کردهاند.
دهها هزار نمونه بادی از تجهیزات مختلف نظامی از چین سفارش داده شد و در مناطق گوناگون قرار گرفت. حملات نیروهای آمریکایی عمدتاً به همین اهداف فریبنده، نقاشیهای روی زمین یا ماکتهای بادی صورت میگیرد و سپس تصاویر آن به عنوان یک دستاورد بزرگ منتشر میشود.
این اقدامات، بیانگر ناتوانی دشمن در شناسایی اهداف واقعی و به هدر رفتن مهمات گرانقیمت آنهاست. ایران که خود را برای یک نبرد شش ماهه تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا آماده کرده، هنوز از تمام ظرفیتهای خود رونمایی نکرده است. با فرسودگی کامل توان هوایی دشمن، مرحله اصلی نبرد آغاز خواهد شد.
گسترش درگیری به جبهههای مقاومت
مقاومت اسلامی لبنان نقشی فعال در فرسایش توان نظامی رژیم صهیونیستی در جبهه شمالی ایفا میکند. پایگاههای این رژیم در خط ساحلی شمال فلسطین اشغالی به صورت مداوم هدف حملات مقاومت قرار دارند.
در یکی از این عملیاتها، یک فروند پهپاد «هرمس-۴۵۰» در آسمان بنت جبیل با سلاح مناسب سرنگون شد. پس از سقوط این پهپاد، جنگندههای دشمن محل سقوط آن را بمباران کردند.
با توجه به اینکه بخش بزرگی از پهپادهای راهبردی و پیشرفتهتر «هرمس-۹۰۰» پیش از این منهدم شدهاند، رژیم به استفاده از مدل هرمس-۴۵۰ روی آورده که سرنگونی آن برای مقاومت آسانتر است.
در عراق نیز، مقاومت اسلامی حملات خود علیه منافع آمریکا را تشدید کرده است. دفتر شرکت آمریکایی «KBR» در میدان نفتی مجنون، برای سومین بار در یک ساعت هدف حملات دقیق پهپادی قرار گرفت.
این میدان نفتی یکی از بزرگترین حوزههای سرمایهگذاری شرکتهای نفتی آمریکا در عراق است. این حملات در پاسخ به حملات نیروهای آمریکایی به زیرساختهای اقتصادی و مدنی ایران صورت میگیرد.
به دنبال شهادت «ابوعلی العسکری» مسئول امنیتی گردانهای حزبالله عراق، این گردانها تصمیم به تعطیلی دائمی سفارت آمریکا در بغداد گرفتهاند.
انفجارهای سنگین در منطقه سبز بغداد به گوش میرسد و آتشسوزی در هتل الرشید گزارش شده است. این حملات مرحله نخست از یک نبرد بزرگتر در بغداد است که هزینههای سنگینی برای نیروهای آمریکایی در پی خواهد داشت.
معادلات جدید در خلیج فارس و هشدار به دولتهای منطقه
سرنوشت جنگ در منطقه راهبردی خلیج فارس و تسلط بر منابع انرژی رقم میخورد. حاکمان کشورهای حاشیه غربی خلیج فارس که همواره امنیت خود را از قدرتهای فرامنطقهای خریداری کردهاند، اکنون در وضعیتی دشوار میان ایران و آمریکا گرفتار شدهاند.
سیاست آمریکا و رژیم صهیونیستی در وارد کردن این کشورها به جنگ با ایران، آنها را با گزینههای محدودی روبرو کرده است.
امارات متحده عربی به دلیل میزبانی از بیش از بیست هزار صهیونیست تنها در شهر دبی و تأمین مالی فعالیتهای خرابکارانه علیه ایران، هدف اصلی شده است.
حجم پرتابههای شلیک شده به سمت امارات از مجموع پرتابهها به سوی سایر اهداف بیشتر بوده است. هدف این حملات، در هم کوبیدن زیرساختهایی است که امارات را پایگاه منطقهای برای رژیم صهیونیستی کرده است.
میدان گازی «شاه» در ابوظبی هدف حمله پهپادی قرار گرفته و انفجارهای سنگینی کویت و ابوظبی را لرزانده است.
نیروی دریایی سپاه نیز در عملیاتی ترکیبی، آشیانه جنگندههای آمریکایی در پایگاههای هوایی «شیخ عیسی» و «الظفره» را با موشکهای کروز شدیدالانفجار منهدم کرده است.
پایگاه هوایی الظفره مبدأ تهاجم به جزایر ایرانی در روزهای گذشته بوده و با این حمله، درصد عملیاتی بودن آن به شدت کاهش یافته است.
ستونهای دود از محل اصابت موشکها به سولههای تعمیرات و لجستیک در پایگاه شیخ عیسی مشاهده شده است. این حملات تا تخلیه و نابودی کامل پایگاههای آمریکایی ادامه خواهد یافت و از مردم منطقه خواسته شده تا از این پایگاهها فاصله بگیرند.
سپاه پاسداران در اطلاعیهای به رژیم آمریکا اخطار داده است که کلیه صنایع آمریکایی در منطقه را تخلیه کند. همچنین از مردم ساکن در اطراف کارخانههای صنعتی که شرکتهای آمریکایی در آن سهامدار هستند، خواسته شده تا برای جلوگیری از آسیب دیدن، این مناطق را ترک کنند، زیرا این صنایع مورد حمله قرار خواهند گرفت.
خطوط قرمز و شروط پایان جنگ
مقامات آمریکایی به صورت مکرر از تهاجم به جزیره خارک سخن میگویند. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هشدار دادهاند که هرگونه تعرض یا تجاوز به جزیره خارک و تأسیسات و پایانه نفتی آن، با پاسخی قاطع و قدرتمند مواجه خواهد شد.
در صورت وقوع چنین حملهای، تمام تأسیسات نفت و گاز کشوری که مبدأ تهاجم بوده است، مورد هدف قرار گرفته و نابود خواهد شد. این یک خط قرمز روشن است و نیروهای مسلح ثابت کردهاند که به هشدارهای خود عمل میکنند و در دفاع از منافع ملی هیچ محدودیتی نمیشناسند.
این تهدید میتواند دامی باشد که دشمن خود را در آن گرفتار کند، زیرا ارزش راهبردی این جزیره در محاسبات نظامی فعلی آنگونه نیست که دشمن تصور میکند.
با وجود تلاشهای آمریکا برای مدیریت بهای انرژی و خبرسازی در مورد تماس با مقامات ایرانی، جنگ تنها با تحقق دو شرط اساسی متوقف خواهد شد.
ایران هیچ مذاکرهای را به رسمیت نمیشناسد و خواستههای خود را به صورت علنی اعلام کرده است. شرط نخست، لغو کامل تمام تحریمها علیه ایران است.
این اقدام باید به صورت رسمی از سوی دولت آمریکا اعلام شود و کنگره نیز آن را تأیید کند. شرط دوم، خروج کامل و بدون قید و شرط تمام نیروهای آمریکایی از منطقه غرب آسیا است. آنها باید پیش از هرگونه آتشبس، تخلیه نیروهایشان را آغاز کنند.
در غیر این صورت، نه تنگه هرمز باز خواهد شد، نه جنگ پایان مییابد و نه قیمت جهانی انرژی کاهش پیدا میکند. ایران خود را برای یک جنگ طولانیمدت شش ماهه آماده کرده و تمام زیرساختهای لازم برای آن را فراهم نموده است.
حتی اگر دشمن به صورت یکجانبه اعلام آتشبس کند، حملات موشکی و پهپادی علیه پایگاهها و داراییهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تا زمان تسلیم کامل دشمن و تحقق همه اهداف ایران، ادامه خواهد یافت.
نتیجه نبرد در میدان مشخص میشود، نه در پیامهای رسانهای. در همین راستا، رگبارهای پیاپی موشکی به سمت تلآویو و حیفا در پاسخ به جنایات صورت گرفته علیه شهروندان ایرانی ادامه دارد و مناطق ساحلی در عسقلان و اسدود تا بخشهایی از کرانه باختری و شمال قدس اشغالی زیر آتش سنگین قرار دارند. انتقام خون شهروندان، به ویژه کودکان با شدت هرچه تمامتر از دشمن گرفته خواهد شد.
انفجارهای شدید در دبی، هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکایی در اربیل و کویت و حملات مداوم به مواضع دشمن در عراق، همگی گواهی بر یک عملیات گسترده و همهجانبه است که تمام منافع ایالات متحده و متحدانش را در منطقه هدف قرار داده است.
محور مقاومت؛ هماهنگی در میدان نبرد
مقاومت اسلامی عراق به شکلی بیوقفه پایگاههای تروریستهای آمریکایی، به ویژه پایگاه ویکتوری در فرودگاه بغداد و سفارتخانه آمریکا را هدف قرار میدهد.
این حملات با استفاده از انواع راکتها و پهپادهای انهدامی از نوع شاهد-۱۳۱ و شاهد-۱۳۶ صورت میگیرد. شواهد نشان میدهد که پهپادهای مقاومت با موفقیت از سد سامانههای دفاعی پیشرفتهای مانند C-RAM عبور کرده و به ساختمانهای اصلی سفارت آمریکا اصابت کردهاند.
این عملیاتها در راستای انتقام خون فرماندهان و اعضای مقاومت که توسط نیروهای آمریکایی به شهادت رسیدهاند، انجام میشود و فشار بر نیروهای اشغالگر را به حداکثر رسانده است.
در جبهه شمالی اراضی اشغالی، مقاومت اسلامی لبنان برای نخستین بار از موشکهای کروز سنگین خود علیه پایگاه هوایی پالماخیم رونمایی کرده است.
حملات موشکی از جنوب لبنان به شمال فلسطین اشغالی نیز بدون فعال شدن سامانههای هشدار یا پدافندی دشمن انجام شده و تمامی موشکها با دقت به اهداف خود اصابت کردهاند.
این هماهنگی کامل میان ایران و گروههای مقاومت در جبهههای مختلف، یک فشار همهجانبه و خردکننده را بر دشمن تحمیل کرده و گزینههای آن را به شدت محدود نموده است.
اختلال در شبکههای پدافندی و اطلاعاتی دشمن
یکی از اهداف کلیدی در عملیاتهای جاری، از کار انداختن چشم و گوش دشمن در منطقه است. انهدام رادار هشدار زودهنگام AN/FPS-117 ساخت آمریکا در فرودگاه القیصومه عربستان سعودی، یک ضربه اساسی به شبکه پدافندی و اطلاعاتی ایالات متحده در خلیج فارس بود.
این رادار یکی از آخرین داراییهای مهم آمریکا در منطقه پس از انهدام رادار فرا افقنگر در قطر به شمار میرفت. با نابودی این سامانهها، مسیر برای عملیاتهای هوایی و موشکی بازتر شده و توانایی دشمن برای رصد و رهگیری تهدیدات به شدت کاهش یافته است.
علاوه بر این، گزارشهایی از هدف قرار گرفتن یک هواپیمای سوخترسان آمریکایی توسط پدافند مقاومت عراق در آسمان این کشور منتشر شده است.
این هواپیما که دچار آسیب جدی شده بود، برای فرود اضطراری به سمت فرودگاه بنگوریون در حرکت بود که این خود نشان از آسیبپذیری لجستیک هوایی دشمن دارد.
ناتوانی سامانههای هشدار زودهنگام صهیونیستی در تشخیص به موقع پهپادها و موشکهای ورودی و به صدا درآمدن آژیرها تنها لحظاتی پیش از اصابت، بیانگر شکست اطلاعاتی و فنی دشمن در برابر تاکتیکهای به کار گرفته شده است.
آشفتگی در اردوگاه دشمن؛ از غافلگیری تا استعفا
ابعاد و گستردگی حملات، اردوگاه دشمن را با شوک و سردرگمی مواجه کرده است. اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر اینکه «اصلاً قرار نبود کار به پرتاب موشک به امارات و بحرین و قطر و سعودی بکشد» و «ما تعجبزده شدیم» عمق غافلگیری و محاسبه اشتباه واشنگتن را نشان میدهد.
آمریکا با این تصور که میتواند با ترور فرماندهان و یک حمله محدود، ایران را وادار به تسلیم کند، وارد دامی شد که ابعاد آن را درک نکرده بود. این اشتباه راهبردی، ایالات متحده را در باتلاقی گرفتار کرده که راه خروج مشخصی از آن وجود ندارد.
این آشفتگی به درون دولت آمریکا نیز سرایت کرده است. استعفای جو کنت، مدیر مرکز ملی ضدتروریسم در کاخ سفید، یک رویداد بسیار مهم است.
او در متن استعفای خود به صراحت اعلام کرده که نمیتواند با وجدان راحت از جنگی حمایت کند که ایران تهدید مستقیمی برای آمریکا نبوده و صرفاً به دلیل فشار اسرائیل و لابی آن آغاز شده است.
این استعفا نشاندهنده شکاف عمیق در هیئت حاکمه آمریکاست و نشان میدهد که برخلاف تبلیغات دشمن برای ایجاد انشقاق در ایران، این اتفاق در حال روی دادن برای خود آنهاست.
در سطح دیپلماتیک نیز، ترامپ پس از آنکه متحدانش در ناتو او را تنها گذاشتند، برای دریافت کمک به افراد و گروههایی مانند «جولانی» در سوریه متوسل شده که این خود بیانگر اوج استیصال و ضعف رژیم صهیونیستی و حامیانش است.
هدفگیری زیرساختهای اقتصادی و لجستیکی
عملیاتها تنها به اهداف نظامی محدود نمیشود و زیرساختهای اقتصادی و لجستیکی حامیان دشمن نیز هدف قرار گرفته است.
حمله به بندر فجیره در امارات و هدف قرار دادن یک نفتکش در مقابل این بندر، پیامی روشن به شیوخ خلیج فارس است که همکاری با دشمن هزینه سنگینی خواهد داشت.
بندر فجیره به عنوان یک بارانداز مهم برای صادرات نفت، نقطه امیدی برای آل نهیان محسوب میشد که اکنون نقطهای آسیبپذیر شده است.
علاوه بر این، حملات پهپادی مکرر به فرودگاه دبی باعث شده تا آسمان امارات به طور متناوب بر روی تمامی پروازها بسته شود.
این اقدام، شریان اقتصادی و توریستی امارات را مختل کرده و ضربه مستقیمی به حیثیت بینالمللی این کشور وارد میکند.
این حملات نشان میدهد که در صورت ادامه حمایت این کشورها از اقدامات آمریکا و اسرائیل، هیچ نقطه امنی برای فعالیتهای اقتصادی آنها وجود نخواهد داشت و تمام سرمایهگذاریهایشان در معرض تهدید قرار دارد.
تشدید تنش با امارات و جنگ روانی
اقدامات امارات متحده عربی و عبور یک جنگنده میراژ ۲۰۰۰ این کشور از حریم هوایی ایران در حوالی شیراز، تنشها را به سطح جدیدی کشانده است.
این اقدام که یک تجاوز آشکار به حریم هوایی ایران تلقی میشود، سوءاستفاده از حسن نیت ایران در حمله نکردن به زیرساختهای کشورهای عربی است و نیازمند پاسخی قاطع و پشیمانکننده است.
این تحرکات، ضرورت ادب کردن اولاد زاید و هدف قرار دادن مستقیم دبی و ابوظبی را بیش از پیش نمایان میسازد تا دیگر شاهد چنین گستاخیهایی نباشند.
در حوزه جنگ روانی نیز، اقدامات موثری در حال انجام است. گروه هکری حنظله با اعلام اینکه قصد دارد شماره تلفن و اسامی ۱۸۰ هزار عضو ایرانی یک کانال تلگرامی صهیونیستی را منتشر کند، ضربه مهمی به ابزارهای جنگ نرم دشمن وارد کرده است.
افشای هویت این افراد که با یک کانال تحت مدیریت افسران موساد همکاری داشتهاند، شبکه جاسوسی و دروغپراکنی دشمن را در فضای مجازی متزلزل میکند و هزینههای همکاری با دشمن را برای عوامل داخلی آن بالا میبرد. این اقدامات در کنار عملیاتهای نظامی، جنگ را در تمامی ابعاد به پیش میبرد.
در جمعبندی تحولات میدانی و سیاسی 25 و 26 اسفند 1404، میتوان به وضوح مشاهده کرد که دشمن در یک وضعیت سردرگمی راهبردی، اطلاعاتی و انشقاق سیاسی قرار گرفته است. تلاشهای مذبوحانه برای هدف قرار دادن ماکتها و تجهیزات اسقاطی گواهی بر استیصال و ضعف اطلاعاتی است و نشان میدهد توان تهاجمی دشمن به شکل چشمگیری فرسوده شده است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تسلط کامل بر صحنه نبرد، آرامش عملیاتی و برخورداری از ذخایر عظیم راهبردی، خود را برای یک مدیریت بلندمدت بحران آماده کرده است. انزوای سیاسی واشنگتن، ناتوانی متحدانش در ایجاد هرگونه ائتلاف و فعال شدن هماهنگ تمام بازوهای محور مقاومت، نشان میدهد که ابتکار عمل در اختیار ایران قرار گرفته است.
دیدگاهتان را بنویسید