تحلیل جامع تحولات منطقه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ | شمارش معکوس برای تسلیم دشمن تحت فشار اقتصادی
با افزایش هماهنگی عملیاتها در جبهههای متعدد، از نبردهای زمینی در جنوب لبنان تا حملات موشکی از خاک ایران، ابتکار عمل در میدان نبرد غرب آسیا در دست محور مقاومت قرار گرفته است. استراتژی تهاجمی و فرسایشی مقاومت، دشمن را از حالت تهاجمی به موضعی تدافعی و واکنشی کشانده و ثابت کرده است که دوران یکهتازی نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه به سر آمده و قصۀ قدرت باید از نو نوشته شود.
فهرست مطالب
Toggleتشدید درگیریها در جبهههای متعدد و گسترش دامنه نبرد
تحولات نظامی در منطقه غرب آسیا وارد مرحلهای نوین و بسیار شدیدتر شده است که مشخصه اصلی آن، گسترش همزمان درگیریها در جبهههای متعدد و هماهنگی عملیاتی میان نیروهای مختلف محور مقاومت است. این درگیریها محدود به یک منطقه جغرافیایی خاص نیست و از سواحل خلیج فارس تا شرق مدیترانه را در بر گرفته است.
انفجارهای سهمگین در جزیره منامه در بحرین، همزمان با حملات متعدد به عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی، نشاندهنده یک استراتژی جامع برای هدف قرار دادن منافع و پایگاههای ایالات متحده و متحدان منطقهای آن است.
این رویکرد، توانایی دشمن برای تمرکز بر یک جبهه را از بین برده و منابع نظامی و پدافندی آن را در گسترهای وسیع پراکنده و تحلیل میبرد.
این عملیاتهای ترکیبی، که شامل حملات پهپادی و موشکی است، نه تنها زیرساختهای نظامی، بلکه مراکز اقتصادی و نفتی را نیز هدف قرار میدهد تا فشار اقتصادی را به عنوان اهرمی در کنار فشار نظامی به کار گیرد. هدف از این استراتژی، فرسایشی کردن جنگ برای دشمن و نشان دادن این واقعیت است که هیچ نقطهای در منطقه از تیررس حملات در امان نخواهد بود.
همزمانی این حملات بیانگر سطح بالای هماهنگی و وجود یک اتاق فرماندهی مشترک یا حداقل یک چارچوب عملیاتی مشترک میان ایران و گروههای مقاومت در عراق و لبنان است.
عملیاتها به شکلی طراحی شدهاند که مکمل یکدیگر باشند؛ برای مثال، در حالی که آژیر خطر در جنوب فلسطین اشغالی به صدا درمیآید، حملاتی از سوی مقاومت عراق و لبنان نیز صورت میگیرد.
این همافزایی، سیستمهای پدافندی دشمن را اشباع کرده و قدرت تصمیمگیری و واکنش سریع را از آن سلب میکند. این وضعیت، یک جنگ تمامعیار و منطقهای را به تصویر میکشد که در آن، ابتکار عمل در دست نیروهای محور مقاومت قرار دارد و دشمن در حالت تدافعی و واکنش به حملات قرار گرفته است.
هدفگیری مستقیم و سیستماتیک پایگاههای نظامی آمریکا
یکی از ارکان اصلی استراتژی نظامی فعلی، هدف قرار دادن مستقیم، مستمر و ویرانگر پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه است. این حملات با هدف مخدوش کردن توان عملیاتی آمریکا و در نهایت اخراج کامل نیروهای آن از منطقه صورت میگیرد.
پایگاههایی نظیر کمپ ویکتوری در فرودگاه بغداد، پایگاه هوایی الحریر در اربیل و پایگاههای علی السالم و عریفجان در کویت به صورت روزانه آماج حملات پهپادی و موشکی قرار گرفتهاند.
این حملات تصادفی نبوده و بر اساس اشراف اطلاعاتی دقیق و عمیق انجام میشود. ویدیوهای منتشر شده از حمله به کمپ ویکتوری به وضوح نشان میدهد که نقاط حساس و کلیدی پایگاه، از جمله مراکز فرماندهی، آشیانهها و زیرساختهای لجستیکی، با دقت بالا هدف قرار میگیرند. این سطح از دقت، حاصل ماهها فعالیت گسترده اطلاعاتی و امنیتی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف این پایگاهها بوده است.
خسارتهای وارد شده به این پایگاهها، به ویژه پایگاه هوایی علی السالم در کویت، بیسابقه توصیف شده است. تصاویر منتشر شده، انهدام کامل زیرساختها، ساختمانها و تجهیزات را نشان میدهد.
هدف از این حملات، ارسال این پیام قاطع است که دوران حضور امن و بیدردسر نیروهای آمریکایی در منطقه به پایان رسیده است. این راهبرد، آمریکا را در موقعیتی قرار میدهد که حفظ نیروهایش در منطقه هزینهای غیرقابل تحمل، هم از نظر تلفات انسانی و هم از نظر خسارات تجهیزاتی، به همراه خواهد داشت.
ادامه این روند، آمریکا را مجبور به بازنگری در استراتژی حضور نظامی خود در غرب آسیا خواهد کرد، چرا که دیگر قادر به تأمین امنیت نیروها و پایگاههای خود نیست و این پایگاهها جای اینکه تابلوی نمایش قدرت باشند، اهدافی آسیبپذیر و نقاط ضعف استراتژیک شدهاند.
عملیاتهای موشکی راهبردی علیه اسرائیل
جبهه نبرد علیه رژیم صهیونیستی شاهد بهکارگیری تاکتیکها و تسلیحات جدید و بسیار پیشرفتهتری است. حملات موشکی مستقیم از خاک ایران به سمت اهداف حیاتی در عمق سرزمینهای اشغالی، به یک عنصر ثابت در معادلات نظامی تبدیل شده است.
این حملات، مناطق صنعتی و مهمی مانند بئرالسبع و مراکز اصلی مانند تلآویو و قدس اشغالی را هدف قرار میدهند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قالب عملیات مستمر «وعده صادق ۴» امواج پیاپی حملات موشکی را به اجرا گذاشته است.
موج پنجاه و دوم این عملیات، مواضعی در سرزمینهای اشغالی و همچنین پایگاههای آمریکایی را به صورت ترکیبی هدف قرار داد و موج پنجاه و چهارم، به طور خاص بر انهدام مراکز مدیریت و تصمیمگیری، زیرساختهای صنایع نظامی و محل تجمع نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی متمرکز بود.
نکته حائز اهمیت در این حملات، استفاده از موشکهای سنگین و پیشرفته مانند خرمشهر با سر جنگی دو تنی، خیبرشکن، قدر، عماد و برای اولین بار، موشک استراتژیک سوخت جامد «سجیل» است.
ورود موشک سجیل به عرصه نبرد، یک جهش کیفی به شمار میرود، زیرا این موشک با سرعت بالا و قابلیت آمادهسازی سریع، توانایی گریز از سامانههای پدافندی را افزایش داده و به ایران امکان میدهد تا مراکز فرماندهی و کنترل عملیاتهای هوایی دشمن را با دقت و قدرت تخریب بالا هدف قرار دهد.
تاکتیک به کار رفته در این حملات، شلیک رگبارهای پیاپی با فاصله زمانی کوتاه (مثلاً ۵ دقیقه) است. این روش، سامانههای پدافندی باقیمانده دشمن را نیز مستهلک و ناکارآمد کرده و ضریب موفقیت اصابت موشکها را به حداکثر میرساند.
سانسور شدید خبری از سوی رژیم صهیونیستی در مورد محل دقیق اصابتها و میزان تلفات، خود گواهی بر دردناک بودن و مؤثر بودن این حملات است.
نبردهای سنگین زمینی و فرسایشی در جنوب لبنان
مقاومت اسلامی لبنان جبهه شمال فلسطین اشغالی را یک منطقه جنگی فرسایشی و پرهزینه برای ارتش رژیم صهیونیستی کرده است. نبردهای سنگین و نزدیک در خط مقدم، به ویژه در شهر خیام، تصور صهیونیستها مبنی بر عقب راندن رزمندگان مقاومت از جنوب رودخانه لیتانی را باطل کرده است.
رزمندگان مقاومت با اجرای کمینهای دقیق، نیروهای متجاوز را به دام انداخته و تلفات سنگینی بر آنها وارد میکنند. در یکی از این درگیریها، یک دستگاه نفربر زرهی با موشک ضد زره هدف قرار گرفت و تمامی سرنشینان آن کشته یا زخمی شدند.
شدت آتش به حدی بود که حتی بالگرد اعزامی برای تخلیه تلفات نیز در منطقه درگیری زمینگیر شد. این نبردها از فاصله بسیار نزدیک و با شدت بالا ادامه دارد و نشاندهنده تسلط مقاومت بر جغرافیای منطقه و تاکتیکهای نبرد نامتقارن است.
بخش رسانهای مقاومت اسلامی نیز با انتشار دادهپردازیهای دقیق از عملیاتهای روزانه، بُعد دیگری از این جنگ را به نمایش میگذارد. ثبت ۳۹ عملیات مختلف در یک بازه زمانی ۲۲ ساعته، یک رکورد جدید و نشاندهنده توانایی عملیاتی بالای مقاومت برای حفظ فشار مستمر بر دشمن است.
این عملیاتها تنها به درگیریهای زمینی محدود نمیشود و شامل حملات موشکی و پهپادی به مواضع، تجهیزات و مراکز تجمع نیروهای صهیونیستی در سراسر شمال فلسطین اشغالی است.
این استراتژی فرسایشی، توان ارتش اسرائیل را تحلیل برده و آن را مجبور به تخصیص منابع قابل توجهی به جبهه شمالی میکند و در نتیجه، از توان آن برای تمرکز بر جبهههای دیگر میکاهد.
جنگ اطلاعاتی، سایبری و عملیات روانی
همزمان با نبردهای نظامی در میدان، یک جنگ تمامعیار در عرصههای اطلاعاتی، سایبری و روانی در جریان است. هر دو طرف تلاش میکنند تا روایت خود را از وقایع غالب کرده و اراده طرف مقابل را تضعیف کنند.
یکی از جنبههای این جنگ، افشای عملیاتهای «پرچم دروغین» (False Flag) است. نیروهای آمریکایی با استفاده از پهپادهایی مانند «لوکاس» که با الگوبرداری ضعیف از شاهد-۱۳۶ ساخته شده به زیرساختهای نفتی و اقتصادی در منطقه (شمال عراق، عربستان و عمان) حمله میکنند تا ایران را مسئول این حملات معرفی کرده و اجماع بینالمللی علیه آن ایجاد کنند.
هوشیاری مقامات امنیتی ایران و رسانهای کردن این توطئهها پیش از وقوع، این حربه را خنثی کرده و ابعاد فریبکارانه سیاستهای آمریکا را آشکار میسازد.
در حوزه جنگ روانی، تلاش میشود تا با انتشار اطلاعات نادرست، افکار عمومی و تحلیلگران به اشتباه بیفتند. برای مثال، سایتهای ردیابی پرواز مانند فلایت رادار، اطلاعاتی از پرواز تانکرهای سوخترسان آمریکایی به مدت بیش از ۱۳ ساعت در منطقه عملیاتی منتشر میکنند.
این اطلاعات غیرمنطقی است، زیرا یک تانکر هم از نظر سوخت و هم از نظر توان خدمه، قابلیت چنین پرواز طولانی و عملیاتی را ندارد. این اقدام، بخشی از جنگ روانی دشمن برای بزرگنمایی توان عملیاتی خود و القای حضور گسترده جنگندهها در آسمان منطقه است.
در مقابل، منابع اطلاعاتی محور مقاومت با افشای اینکه تانکرهای آمریکایی اطلاعات خود را تحت پوشش هواپیماهای مسافربری منتشر میکنند، این عملیات روانی را بیاثر میسازند.
در عرصه سایبری نیز موفقیتهای قابل توجهی به دست آمده است. گروه سایبری «حنظله» با هک کردن یکی از چهرههای حیاتی اطلاعاتی موساد، «لورا گیلینسکی» و دستیابی به بیش از ۱۰۰ هزار ایمیل فوق محرمانه وی، ضربه سنگینی به ساختار اطلاعاتی رژیم صهیونیستی وارد کرده است.
انتشار عمومی این اسناد، علاوه بر افشای اطلاعات طبقهبندی شده، یک پیروزی روانی بزرگ محسوب میشود که نشاندهنده نفوذپذیری سیستمهای امنیتی دشمن است.
نبرد مقدس و پیامهای راهبردی
تمامی این عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی در یک چارچوب ایدئولوژیک و راهبردی مشخص تعریف میشوند که از سوی فرماندهان ارشد نظامی و نهادهای رسمی اعلام میگردد.
بیانیههای سپاه پاسداران و پیامهای فرماندهان، مانند فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا این اقدامات را پاسخی قاطع به تجاوزات و جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی و انتقام خون شهدا توصیف میکنند.
نامگذاری امواج عملیاتی با اسامی مقدس مانند «یا زینب کبری (س)» و «یا زهرا (س)» و تقدیم آنها به شهدا، به این نبردها بعدی معنوی میبخشد و انگیزه رزمندگان را تقویت میکند.
پیامهای صادر شده، چند مخاطب اصلی دارد. خطاب به مردم ایران، بر مقاومت، غیرت و ایمان آنها تأکید شده و اطمینان داده میشود که ابتکار عمل در دست نیروهای مسلح است و پیروزی قطعی است.
خطاب به ملتهای منطقه، این پیام ارسال میشود که آمریکا دیگر قادر به تأمین امنیت آنها نیست و حضورش تنها عامل بیثباتی است. و نهایتاً، خطاب به دشمن، با قاطعیت اعلام میشود که دوران چپاول به پایان رسیده و هرگونه تجاوز با پاسخی تعیینکننده مواجه خواهد شد که پایان آن را ایران رقم خواهد زد.
تأکید بر استفاده از همه ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، از جمله کنترل تنگه هرمز، یک هشدار راهبردی جدی است که نشان میدهد ایران آماده است تا در صورت لزوم، هزینههای جنگ را برای دشمن به سطحی غیرقابل تحمل برساند.
گسترش جغرافیای درگیری و فرسایش قدرت دشمن
عملیات مقاومت اسلامی لبنان علیه پایگاه هوایی پالماخیم، نمونهای برجسته از توانمندی حزب الله است. هدف قرار دادن این پایگاه که در فاصله ۱۴۰ کیلومتری از مرز لبنان واقع شده، نشاندهنده جهش کیفی در توانمندیهای موشکی حزبالله است.
این پایگاه یک مرکز فرماندهی و عملیاتی برای واحدهای هوایی است و به عنوان مرکز مونتاژ و توسعه برخی از حیاتیترین تجهیزات پدافندی و هوایی رژیم صهیونیستی عمل میکند.
وارد آوردن ضربه به چنین مرکزی، تأثیری دومینووار و بلندمدت بر کل زنجیره تأمین و قدرت رزمی دشمن خواهد داشت و توانایی آن را برای بازسازی و حفظ برتری هوایی در میانمدت و درازمدت به چالش میکشد.
همزمان، جبهههای دیگر مقاومت نیز فعالانه در حال ضربه زدن به منافع و زیرساختهای دشمن هستند. مقاومت اسلامی عراق طی یک دوره ۲۴ ساعته، ۲۴ عملیات مجزا را علیه پایگاههای دشمن در عراق، اردن و عربستان سعودی به اجرا گذاشته است.
این حملات متمرکز و پیدرپی که عمدتاً با استفاده از پهپادهای انتحاری و موشکهای تاکتیکی صورت میگیرد، بیانگر یک استراتژی هماهنگ برای تبدیل تمام منطقه به یک میدان ناامن برای نیروهای آمریکایی و متحدانشان است.
حمله موشکی به پایگاه ویکتوری در مجاورت فرودگاه بغداد و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در قطر، نشان میدهد که هیچ نقطهای در منطقه از تیررس آتش مقاومت در امان نیست.
این فشار مستمر، فرماندهی آمریکا را دچار استیصال کرده و سربازان و خلبانان آمریکایی را که در تأسیسات زیرزمینی پناه گرفتهاند، با ضعف شدید روحیه مواجه ساخته است.
این راهبرد چندجبههای، دشمن را وادار به پراکنده کردن منابع دفاعی و اطلاعاتی خود میکند و در نتیجه، آسیبپذیری آن را در نقاط مختلف افزایش میدهد.
استراتژی انهدام زیرساختهادر منطقه
حمله هماهنگ و همزمان نیروی دریایی سپاه پاسداران به چهار پایگاه هوایی آمریکا در منطقه خلیج فارس – الظفره، العدیری، علی السالم و شیخ عیسی – نقطه اوج استراتژی انهدام همهجانبه زیرساختهای دشمن است.
در این عملیات ترکیبی، از انواع موشکهای بالستیک نقطهزن، موشکهای کروز با سرجنگیهای جدید و انبوهی از پهپادهای انتحاری برای درهم کوبیدن مراکز فرماندهی و کنترل، برجهای مراقبت، آشیانههای تجهیزات پدافندی و انبارهای پشتیبانی استفاده شد.
تصاویر ماهوارهای و گزارشهای میدانی تأیید میکنند که بیش از ۸۰ درصد از رادارهای راهبردی و نقاط کلیدی پایگاههای آمریکایی منهدم شدهاند.
این تخریب گسترده سامانههای راداری و پدافندی، از جمله انهدام لانچرهای سامانه تاد در امارات، عملاً آسمان منطقه را برای عملیاتهای آتی محور مقاومت باز کرده است.
دشمن دیگر قادر به تشخیص و رهگیری موشکها و پهپادها نیست و هر حملهای با دقت کامل به هدف اصابت میکند. حمله به پایگاه هوایی لخرج در شرق ریاض که محل استقرار جنگندههای اف-۱۶ و اف-۳۵ و همچنین هواپیماهای سوخترسان و شناسایی آمریکا بود، نمونه دیگری از این رویکرد است.
انهدام زیرساختهای تعمیر و نگهداری در این پایگاه، به معنای زمینگیر شدن بخش قابل توجهی از توان هوایی استراتژیک آمریکا در منطقه برای مدت طولانی است. این حملات خزنده و آرام، دشمن را در یک وضعیت سردرگمی قرار داده است.
ناکارآمدی تسلیحاتی و سامانههای غربی
تحولات اخیر میدان نبرد، برتری فناورانه تسلیحات ایرانی و محور مقاومت و در مقابل، ناکارآمدی و آسیبپذیری سامانههای تسلیحاتی گرانقیمت آمریکایی را به شکلی غیرقابل انکار به نمایش گذاشته است.
سرنگونی پهپاد پیشرفته MQ-9 و یک فروند موشک کروز AGM-158 با استفاده از تفنگ برنو (اگر واقعیت داشته باشد البته تصاویر لاشۀ این موشک موجود است) تحقیر استراتژیک برای پنتاگون و کل صنعت نظامی غرب است.
این رویدادها که با ترکیبی از توکل، امداد غیبی و مهارت بینظیر رزمندگان ایرانی محقق شده، نشان میدهد که اراده الهی و ایمان، معادلات پیچیده فناوری را بر هم میزند. این موفقیتها آبرو و حیثیت تسلیحات آمریکایی را از بین برده و این پیام را به جهان مخابره کرده است که گرانترین و پیچیدهترین سیستمها در برابر اراده یک ملت مؤمن، بیارزش هستند.
در سوی دیگر، دقت و کارایی موشکها و پهپادهای ایرانی، دشمن را مبهوت کرده است. ویدئوهای منتشر شده از اصابت دقیق موشکها به پایگاههای آمریکایی در امارات، در حالی که سامانههای پدافندی پاتریوت به شکلی مذبوحانه و ناموفق برای رهگیری آنها تلاش میکنند، گواهی بر این مدعاست.
این موشکها با عبور از لایههای دفاعی چندگانه به قلب اهداف خود مینشینند و ویرانی به بار میآورند. همچنین، استفاده از پهپادهای پرسه-زن و انتحاری نیروی زمینی سپاه برای در هم کوبیدن مقرهای گروههای تروریستی و تجزیهطلب در شمال عراق، انعطافپذیری و تنوع ابزارهای نظامی ایران را نشان میدهد.
این عملیاتها که با دقت بالا مقرهای ساخته شده با دلارهای سعودی و حمایت مستقیم آمریکا را با خاک یکسان میکند، بیانگر تسلط اطلاعاتی و عملیاتی بر محیط پیرامونی است. این تقابل فناورانه، معادله قدرت را تغییر داده و ثابت کرده است که دوران اتکا به تسلیحات غربی به عنوان تضمینکننده امنیت به پایان رسیده است.
احیای قدرت هوایی و تغییر معادلات در آسمان
دشمن صهیونیستی و آمریکایی برای سالها با این فرض عملیات میکردند که نیروی هوایی ارتش ایران به دلیل تحریمها و فرسودگی تجهیزات، یک نیروی ناکارآمد و زمینگیر است. آنها با تکیه بر این تحلیل اشتباه، مدعی انهدام کامل ناوگان جنگندههای اف-۱۴ ایران بودند.
اما تحولات اخیر در آسمان اصفهان، این توهم را در هم شکست. ظهور ناگهانی یک فروند جنگنده اف-۱۴ در مسیر هواگردهای متجاوز، چنان وحشتی در دل خلبانان دشمن انداخت که آنها همچون خلبانان عراقی در دوران دفاع مقدس، بمبهای خود را رها کرده و از مهلکه گریختند.
این رویداد ثابت کرد که آنچه دشمن در حملات خود هدف قرار داده، صرفاً ماکتهایی بوده که برای فریب و حفظ توان اصلی در چنین روزهایی طراحی شده بودند.
برخلاف تصورات منسوخ و ناآگاهانه، جنگندههای اف-۱۴ ایران دیگر به تسلیحات قدیمی مانند فونیکس یا اسپارو متکی نیستند. این ناوگان با همت متخصصان داخلی به طور کامل بهینهسازی شده و اکنون به موشکهای هوا به هوای پیشرفته بومی مانند آرش، فکور، مقصود و نسخههای بهروز شده موشک فاطر مجهز است.
علاوه بر تسلیحات، رادارها و موتورهای این جنگندهها نیز اصلاح و ارتقا یافتهاند و اف-۱۴ را یک جنگندۀ رهگیر توانمند و مرگبار کردهاند. ورود این جنگندهها به عرصه نبرد، معادله قدرت را در منطقه مرکزی کشور تغییر داده و یک لایه دفاعی-تهاجمی غیرمنتظره به ساختار پدافندی کشور افزوده است.
این غافلگیری استراتژیک، آخرین فرصت دشمن برای هرگونه ماجراجویی را از بین برده و نشاندهنده توانایی ایران برای بازسازی و نوسازی قدرت نظامی خود در شرایط تحریم است.
جنگ اقتصادی و اهرم فشار بر شریانهای جهانی
مواجهه کنونی یک جنگ تمامعیار اقتصادی است که هدف آن در هم شکستن پایههای اقتصاد جهانی متکی به غرب است. بهای جهانی نفت با رسیدن به مرز ۱۵۰ دلار برای هر بشکه، رکورد جدیدی را ثبت کرده است که نشان از شکنندگی شدید بازارهای انرژی در برابر تحولات منطقه دارد.
راهبرد ایران در این حوزه بر اساس اصل «دیگی که برای ما نجوشد، سر سگ در آن بجوشد» استوار است. این بدان معناست که اگر قرار است ایران با مشکلات اقتصادی مواجه شود، این بحران باید به تمام دنیا تسری یابد و بازی یکطرفه نخواهد بود. یا همه با هم به ساحل امن میرسند یا همگی در این طوفان غرق خواهند شد.
تنگه هرمز، به عنوان شاهراه اصلی انرژی جهان، هماکنون دشمن را در مضیقه قرار داده است. اما این تنها مرحله اول از یک برنامه جامعتر است. با ورود یمنیها به معادله، تنگه بابالمندب نیز بسته خواهد شد.
مسدود شدن این تنگه به معنای اخلال در عبور یک پنجم از کل تجارت جهانی و قطع جریان نفت صادراتی عربستان از بندر ینبع به بازارهای آسیایی است.
این دو اهرم فشار، یعنی کنترل همزمان بر هرمز و بابالمندب، پاشنه آشیل اقتصاد جهانی را هدف قرار داده و شوک بیسابقهای را به حوزه انرژی و زنجیره تأمین کالا وارد خواهد کرد.
آثار این فشار اقتصادی در منطقه قابل مشاهده است؛ هزینه فرار یک خانواده چهار نفره از دبی به بیش از ۲۵۰ هزار دلار رسیده و پروازهای بینالمللی از این هاب اقتصادی به شدت محدود یا قطع شده است. این هرج و مرج اقتصادی، هزینهای است که حامیان تروریسم در منطقه باید بابت سیاستهای خود بپردازند.
مقابله با جنگ روانی و ستون پنجم داخلی
در کنار نبرد سخت در میدان، یک جنگ پیچیده اطلاعاتی و روانی نیز در جریان است که هدف آن تضعیف روحیه ملی و ایجاد شکاف در جبهه داخلی است.
دشمن با تکیه بر ستون پنجم و شبکهای از خائنین، تلاش میکند تا با ارائه اطلاعات غلط و دروغپردازی، موفقیتهای میدانی خود را بزرگنمایی کرده و توانمندیهای نیروهای مسلح ایران را زیر سؤال ببرد.
حمله تروریستهای آمریکایی به یک نمایشگاه تجهیزات نظامی از کار افتاده و معرفی آن به عنوان یک موفقیت بزرگ، نمونهای از این فلاکت و دروغپراکنی است.
این در حالی است که عدهای خائن نفوذی در داخل، همین تصاویر جعلی را به عنوان دستاوردهای دشمن در فضای رسانهای کشور منتشر میکنند.
پاسخ به این جنگ ترکیبی، قاطع و چندلایه است. در بعد امنیتی، با دستگیری ۵۰۰ جاسوس که برای رسانههای ضدایرانی و سرویسهای اطلاعاتی دشمن اطلاعات ارسال میکردند، ضربه سنگینی به شبکه نفوذ وارد آمده است.
۲۵۰ نفر از این افراد، کیسهای مهمی بودند که در زمینه ارائه اطلاعات برای هدفگیری و ایجاد اخلال در نظم عمومی فعالیت داشتند. در خصوص خائنینی که با دادن آدرس ایست و بازرسیها باعث شهادت فرزندان ایران شدهاند، ارادهای جدی برای مجازات آنها در همان محل جنایت وجود دارد.
در بعد رسانهای نیز، هشدار مستقیم به شبکه صهیونیستی «اینترنشنال» و کشورهایی که زیرساختهای ماهوارهای و رسانهای خود را در اختیار آن قرار دادهاند، صادر شده است.
بر اساس این هشدار، مبادی همکاری با این رسانه شیطانی به عنوان اهداف مشروع نظامی در بانک اهداف جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتهاند. این رویکرد تهاجمی در جنگ نرم، تضمینکننده ثبات و انسجام جبهه داخلی در برابر عملیات روانی دشمن است.
فناوریهای نوین و گنبدهای آهنینشان، در برابر ایمان و اراده رزمندگان فرو ریخته و پایگاههایی که با زور رسانه نماد قدرت بودند، امروز به گورستان تجهیزات و سربازانشان بدل گشتهاند.
دو راه بیشتر پیش روی دشمن نیست: یا با خفت و خواری، پیش از آنکه دیر شود، منطقه را ترک کنند و تسلیم شوند و غرامت جنگ را بپردازند یا منتظر باشند تا امواج بعدی این خشم مقدس، باقیمانده قدرت پوشالیشان را در هم بپیچد و در تاریخ دفن کند.
انتخاب با آنهاست، اما پیروزی نهایی، از آنِ جبهه حق است. شمارش معکوس تسلیم شدن دشمن سردرگم و لافزن زیر این فشار سنگین اقتصادی حاصل از جنگ آغاز شده و به یاری حضرت حق پیروزی از آن ماست.
دیدگاهتان را بنویسید