فیلم واقعا آدم خاصی نیستم | اولین فیلم بلند نوید محمدزاده
در همین دو روز اخیر، نوید محمدزاده اولین فیلم بلند خود را معرفی کرد و در توکیو آن را پخش کرد. سپس، بعد از پخش فیلم، صحبتهای جنجالیای از او منتشر شد که احتمالاً در فضای مجازی دیده باشید.
او با مهارتی عجیب صحبتهایی میکند که بتواند هر دو جایگاه خود را حفظ کند؛ هم بتواند به ایران برگردد و هم نزد جامعهای خاص مقبول واقع شود.
فیلم کاملاً بدون حجاب ساخته شده و تماماً در ایران ساخته شده است. این فیلم نشانه ای از رشد محمدزاده در ایران و کار کردن در ایران است، که توانسته به موقعیتی برسد که شرکت فیلمسازی بزند! اما در عین حال، اثری مخرب فرهنگی است که در پوشش گوسفند، همچون گرگی فرهنگخوار عمل میکند.
در ادامه در مورد مصاحبه ایشان کامل صحبت خواهیم کرد و در پایان اطلاعات تکمیلی از فیلم و خلاصه کامل داستان را خواهیم داشت.
پدیدآورنده: آمنه حیدرپور
فهرست مطالب
Toggleفیلم واقعا آدم خاصی نیستم | مقدمه
فیلم واقعاً آدم خاصی نیستم (I’m Nothing Special Really) نخستین فیلم بلند سینمایی به کارگردانی نوید محمدزاده، بازیگر شناختهشده سینمای ایران، محصول سال ۲۰۲۶ است. این فیلم که نویسندگی و تهیهکنندگی آن را نیز محمدزاده بر عهده داشته، داستانی درباره روابط عاطفی، جدایی، دوستی و زندگی روزمره گروهی از جوانان ایرانی روایت میکند. فرشته حسینی، مریم حسینی و نوید محمدزاده بازیگران معرفیشده این اثر هستند.
واقعاً آدم خاصی نیستم نخستین نمایش جهانی خود را در سیونهمین جشنواره بینالمللی فیلم توکیو تجربه کرد و در بخش رقابتی آینده آسیا (Asian Future) به نمایش درآمد. فیلم با محوریت زندگی دو خواهر به نامهای فری و مریم شکل میگیرد که درگیر روابط پیچیده عاطفی و مسائل شخصی هستند. بحران رابطه فری با شریک عاطفی دیرینهاش، سجاد، و تصمیم دو خواهر برای سفر از تهران به شمال ایران، خطوط اصلی داستان را تشکیل میدهند.
این اثر ۸۰ دقیقهای، به زبان فارسی و با زیرنویس انگلیسی و ژاپنی در جشنواره توکیو ارائه شد. در معرفی رسمی جشنواره، فیلم بهعنوان درامی گروهی درباره جوانانی معرفی شده است که زندگی، روابط و انتخابهایشان با برخی تصاویر معمول از جامعه ایران در سینما و رسانه تفاوت دارد.[۱][۲]
اگر برای خواندن اطلاعات و خلاصه داستان به این صفحه آمدید، اطلاعات تکمیلی از فیلم بعد از نقد صحبت های نوید محمد زاده قرار دارد که میتوایند از فهرست به آن بخش مراجعه کنید
اما صحبت های جنجالی نوید محمدزاده و فرشته حسینی
ابتدا پیشنهاد میشود تریلر رسمی فیلم را مشاهده کنید تا در نظر داشته باشید در مورد چه فیلمی با چه سطحی قرار است صحبت کنیم، البته برای پخش این تریلر شرمسار هستیم اما چاره ای نداریم.
حال به بخش پر چالش صحبت های جنجالی بزرگواران سازنده میرویم، ابتدا بخش های مورد نظر را ببینید و بعد در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
در این بخش آقای محمدزاده ابراز میکنند که از فیلم های فستیوالی بیزار هستند و دوست داشتن طبقه ای واقعی از بخشی محدود از سینمای ایران را نشان بدهند. مشاهده بفرمایید.
بخش بعدی که سوال کننده یک ایرانی مقیم توکیو است و به نحوی به از این مسئله سوال میکند که این واقع نمایی مد نظر شما از چند درصد جامعه است؟
بخش بعدی در مورد حجاب و مغالطه هر چه قدیمی است بی ارزش است صحبت میکنند در ادامه کامل به این بخش ها خواهیم پرداخت.
بخش نهایی مربوط به سخنان خانوم حسینی که سبک زندگی جهانشمول را یک سبک زندگی درست تلقی میکند همه این بخش ها کامل توضیح داده خواهد شد.
نقد سخنان نوید محمدزاده؛ واقعنمایی یا ترویج یک سبک زندگی؟
نوید محمدزاده در حاشیه سیونهمین جشنواره بینالمللی فیلم توکیو، هنگام معرفی نخستین فیلم بلند خود با عنوان واقعاً آدم خاصی نیستم، صحبتهایی درباره سینمای ایران، جشنوارههای خارجی، نمایش زندگی واقعی جوانان و تفاوت سبک زندگی نسل جدید با نسلهای گذشته مطرح کرد. که تقریبا بخش های اصلی آن را در بالا مشاهده کردید.
بخشی از این صحبتها از نظر فرهنگی و رسانهای اهمیت زیادی دارد و نشان میدهد حتی بعضی از چهرههای شناختهشده سینما نیز با وجود تجربه طولانی فعالیت هنری، همچنان در شناخت کارکرد فرهنگی رسانه دچار برداشتهای سادهانگارانه هستند.
محمدزاده در این صحبتها تلاش میکند از رویکردهای رایج در سینمای جشنوارهای فاصله بگیرد. او از یک طرف به نمایش اغراقآمیز فقر و استفاده از موضوعات سیاسی برای موفقیت در جشنوارههای خارجی انتقاد میکند و از طرف دیگر توضیح میدهد که قصد داشته بخشی از زندگی جوانان ایرانی را نشان دهد که معمولاً در سینمای رسمی دیده نمیشوند.
در نگاه اول، این صحبتها میتواند نشانه توجه به واقعیتهای متنوع جامعه ایران باشد. اما وقتی استدلالهای او با دقت بیشتری بررسی میشود، چند تناقض جدی دیده میشود. مهمترین آنها به تفاوت میان نمایش یک واقعیت اجتماعی و ترویج فرهنگی همان واقعیت مربوط است؛ تفاوتی که محمدزاده در بخش مهمی از صحبتهایش آن را نادیده میگیرد.
جشنوارههای خارجی؛ وقتی فقر و سیاست به امتیاز تبدیل میشوند
یکی از قابل توجهترین بخشهای سخنان نوید محمدزاده، انتقاد او از شیوهای است که بعضی فیلمسازان برای موفقیت در جشنوارههای خارجی انتخاب میکنند.
محمدزاده توضیح میدهد که قصد نداشته برای ساخت نخستین فیلم خود، سراغ الگوهای رایج سینمای جشنوارهای برود؛ الگوهایی که در آنها نمایش سطح خاصی از فقر، مشکلات اجتماعی یا مواضع سیاسی، گاهی به عاملی برای جلب توجه جشنوارهها تبدیل میشود.
این بخش از صحبتهای او واقعاً جای تشکر دارد.
با وجود نقدهای جدی که به بخش دیگر صحبت های محمدزاده وارد است، باید پذیرفت که او در این بخش به یکی از مشکلات مهم سینمای جشنوارهای اشاره کرده است؛ مشکلی که سالها درباره آن صحبت شده و همچنان در بخشی از آثار ایرانی حاضر در جشنوارههای خارجی دیده میشود.
در این نوع سینما، گاهی تصویر ایران به مجموعهای از فقر شدید، درماندگی اجتماعی، خشونت، بنبست خانوادگی و تقابل سیاسی محدود میشود. گویی برای دیده شدن در بعضی جشنوارهها، فیلمساز باید تصویری از جامعه ارائه دهد که با انتظارات سیاسی و فرهنگی مخاطب خارجی هماهنگی بیشتری دارد.
در چنین شرایطی، فیلمساز ممکن است بهجای اینکه از یک مسئله اجتماعی به داستان برسد، ابتدا به این فکر کند که چه تصویری از جامعه ایران در جشنوارههای خارجی بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد و سپس داستان خود را بر اساس همان تصویر طراحی کند.
نتیجه چنین رویکردی میتواند شکلگیری نوعی سینمای سفارشی باشد؛ سینمایی که سفارشدهنده آن لزوماً یک نهاد رسمی یا سرمایهگذار مشخص نیست، اما انتظارات داوران، فضای رسانهای و سلیقه جشنوارهها عملاً مسیر تولید را تعیین میکند.
برای نمونه، میتوان به دو فیلم ایرانی حاضر در جشنواره کن ۲۰۲۵ اشاره کرد.
فیلم یک تصادف ساده ساخته جعفر پناهی موفق شد نخل طلای جشنواره را دریافت کند. در همان دوره، فیلم زن و بچه به کارگردانی سعید روستایی نیز در بخش مسابقه اصلی حضور داشت، اما جایزهای از هیئت داوران دریافت نکرد. [۳، ۴]
از نظر ساختار سینمایی، شخصیتپردازی و کیفیت روایت، زن و بچه با وجود ضعفهای قابل توجه خود، اثری قویتر از یک تصادف ساده بود. بااینحال، فیلم پناهی جایزه اصلی جشنواره را دریافت کرد؛ فیلمی که وجه سیاسی آن بسیار پررنگتر بود.
نکته جالب این است که محمدزاده نیز به همین سازوکار انتقاد میکند؛ موضوعی که از سوی بسیاری از منتقدان فرهنگی بارها مطرح شده است.
اما تناقض سخنان او از اینجا آشکار میشود که خودش نیز در انتخاب موضوع و شیوه معرفی فیلم، به سازوکاری نزدیک میشود که در ظاهر از آن انتقاد کرده است.
او نمیخواهد از نمایش فقر یا سیاست برای جلب توجه جشنواره استفاده کند، اما در مقابل، بر نمایش سبک زندگی خاصی از جوانان ایرانی تأکید میکند که به دلیل هنجار شکنی پوششی و سبک زندگی جامعه ایرانی، برای مخاطب خارجی جذابیت دارد.
آیا این انتخاب نیز نمیتواند در همان ساختار جشنوارهای قرار بگیرد؟
وقتی یک جشنواره خارجی به نمایش روابط عاطفی، بیحجابی، مصرف الکل و مهمانیهای جوانان ایرانی توجه ویژه نشان میدهد، باید پرسید این جذابیت تا چه اندازه به کیفیت سینمایی اثر مربوط است و تا چه اندازه از تفاوت فرهنگی و سیاسی این تصاویر با آنچه درباره ایران شناخته شده، ناشی میشود.
معرفی رسمی جشنواره توکیو نیز دقیقاً بر بعضی از همین ویژگیها، از جمله نمایش جوانان بدون روسری و مصرف سیگار و الکل، تأکید کرده است. [۱]
بنابراین، صرف فاصله گرفتن از نمایش فقر و سیاست به معنای فاصله گرفتن از تمام الگوهای رایج سینمای جشنوارهای نیست. ممکن است همان سازوکار قبلی، این بار با تصویری متفاوت از جامعه ایران تکرار شود.
این همان تناقضی است که در ادامه صحبتهای محمدزاده بیشتر آشکار میشود.
واقعنمایی یک جامعه کوچک؛ آیا نمایش واقعیت بهتنهایی کافی است؟
محور مهم دیگر صحبتهای نوید محمدزاده، مسئله نمایش بخشی از جامعه ایرانی است که به گفته او در سینمای رسمی کمتر دیده میشود.
محمدزاده توضیح میدهد که قصد داشته زندگی گروهی از جوانان را به تصویر بکشد که سبک زندگی متفاوتی دارند. او این گروه را بخشی از جامعه واقعی ایران معرفی میکند و تأکید دارد که چنین افرادی در تهران و حتی شهرهای دیگر زندگی میکنند.
همانطور که دیدیم محمدزاده درباره وجود این گروه اجتماعی صحبت کرده و توضیح داده که حتی در شرایط جنگی نیز این افراد به زندگی روزمره و برگزاری مهمانی ادامه میدهند.
اصل وجود چنین گروهی در جامعه ایران قابل انکار نیست.
در ایران افرادی زندگی میکنند که از نظر وضعیت اقتصادی، نوع پوشش، روابط عاطفی، تفریحات و سبک زندگی با بخشهای سنتی و مذهبی جامعه تفاوت دارند. بعضی از آنها نیز زندگی مرفه و نزدیکتری به الگوهای رایج سبک زندگی پر اشکال غربی دارند.
نمایش این گروه بهخودیخود به معنای ساختن یک واقعیت خیالی نیست. چنین افرادی وجود دارند و بخشی از جامعه ایران هستند.
اما اینجا دو موضوع کاملاً متفاوت مطرح است که نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.
موضوع نخست، حق نمایش واقعیتهای مختلف اجتماعی است.
موضوع دوم، پیامدهای فرهنگی نمایش آن واقعیتها در رسانه است.
محمدزاده بیشتر بر موضوع نخست تأکید میکند و تصور دارد وقتی بخشی از جامعه واقعاً وجود دارد، نمایش آن نیز با همین توضیح توجیه میشود.
این نگاه ناقص است.
در سینما، صرف واقعی بودن یک رفتار یا سبک زندگی، تمام بحث مربوط به نمایش آن را حل نمیکند.
قتل یک واقعیت اجتماعی است. خیانت زناشویی نیز واقعیت دارد. مصرف مواد مخدر، رفتارهای پرخطر، روابط نامناسب و انواع آسیبهای اجتماعی هم در بسیاری از جوامع وجود دارند.
آیا واقعی بودن این رفتارها بهتنهایی برای هر نوع نمایش سینمایی آنها کافی است؟
طبیعتاً خیر.
فیلمساز باید توجه کند که آن رفتار را چگونه نمایش میدهد، شخصیت انجامدهنده آن چه جایگاهی در داستان دارد، مخاطب چه احساسی نسبت به او پیدا میکند و رفتار موردنظر در پایان چه معنایی به دست میآورد.
برای مثال، نمایش مصرف مواد مخدر توسط شخصیتی که در طول داستان با پیامدهای سنگین اعتیاد روبهرو میشود، با نمایش همان رفتار توسط شخصیتی جذاب، موفق و محبوب که هیچ پیامد منفی مشخصی نیز تجربه نمیکند، یکسان نیست.
در هر دو حالت، رفتار واقعی نمایش داده شده است؛ اما تصویری که در ذهن مخاطب شکل میگیرد، تفاوت دارد.
به همین دلیل، واقعی بودن یک رفتار، دلیل کافی برای مناسب بودن نمایش آن نیست.
این نکتهای است که در صحبتهای محمدزاده کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
او میگوید بخشی از جامعه چنین زندگی میکند و قصد داشته همان گروه را نمایش دهد. اما توضیح نمیدهد که نمایش این گروه در یک فیلم سینمایی، چه تصویری از زندگی مطلوب و روابط اجتماعی به مخاطب منتقل میکند.
آیا شخصیتها فقط نماینده یک واقعیت هستند یا زندگی آنها به الگویی جذاب نیز تبدیل میشود؟
آیا مشکلات، تعارضها و پیامدهای این سبک زندگی به همان اندازه جذابیتها و لذتهای آن دیده میشوند؟
و مهمتر از همه، مخاطب نوجوان و جوان پس از تماشای چنین تصاویری، چه برداشتی از زندگی این شخصیتها پیدا میکند؟
این پرسشها را نمیشود با عبارت این هم بخشی از واقعیت جامعه است کنار گذاشت.
سینما فقط واقعیت را نمایش نمیدهد؛ فرهنگ و الگوی زندگی میسازد
یکی از جدیترین ضعفهای استدلال محمدزاده، نادیده گرفتن نقش فرهنگساز رسانه است.

این تصور که فیلمساز تنها یک واقعیت اجتماعی را مقابل دوربین قرار میدهد و پس از آن مسئولیتی درباره معنای فرهنگی تصویر ندارد، با مبانی شناختهشده مطالعات رسانه هماهنگ نیست. فیلم، عکس سادهای از جامعه نیست.
فیلمساز از میان هزاران اتفاق و رفتار واقعی، تعدادی را انتخاب میکند. سپس درباره اینکه کدام شخصیت جذاب باشد، کدام رفتار دیده شود، چه اتفاقی با موسیقی همراه شود و تماشاگر با چه کسی همدلی کند، تصمیم میگیرد.
فرض کنید در یک فیلم، جوانی با زندگی مرفه، روابط عاطفی متعدد و مهمانیهای دائمی نمایش داده شود. شخصیت او جذاب است، لباسهای گرانقیمت میپوشد، دوستان زیادی دارد و در بیشتر صحنهها خوشحال و موفق به نظر میرسد.
حتی اگر فیلمساز هیچوقت بهصورت مستقیم نگوید که این سبک زندگی خوب است، ممکن است مخاطب از مجموعه تصاویر چنین برداشتی پیدا کند.
چرا؟
چون مخاطب تنها به دیالوگها توجه نمیکند. ظاهر شخصیت، موفقیت اجتماعی، محبوبیت، نوع روابط و احساساتی که داستان ایجاد میکند نیز بر برداشت او تأثیر دارند.
این موضوع در روانشناسی رسانه سابقه پژوهشی مهمی دارد.
آلبرت بندورا در نظریه شناختی اجتماعی ارتباطات جمعی توضیح میدهد که رسانهها میتوانند از طریق نمایش رفتار دیگران، در یادگیری مشاهدهای و شکلگیری الگوهای رفتاری نقش داشته باشند. انسانها تنها از تجربه مستقیم خود یاد نمیگیرند؛ مشاهده رفتار شخصیتها و پیامدهای آن نیز میتواند در یادگیری مؤثر باشد.[۵]
یعنی وقتی یک رفتار در قالب شخصیتی جذاب نمایش داده میشود، مخاطب ممکن است آن را بهعنوان یکی از الگوهای ممکن رفتار اجتماعی در نظر بگیرد.
این موضوع در نوجوانان و جوانان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بخشی از هویت اجتماعی، سبک زندگی و برداشت آنها از رفتارهای پذیرفتهشده، در همین دوره شکل میگیرد.
پژوهشهای جدید نیز نشان دادهاند که اثرگذاری روایتهای سرگرمکننده صرفاً یک فرضیه قدیمی نیست.
در فراتحلیلی که سال ۲۰۲۵ در نشریه ای معتبر و جهانی منتشر شد، پژوهشگران ۳۷۷ یافته از ۷۷ آزمایش درباره تأثیر روایتهای سینمایی، تلویزیونی و رادیویی را بررسی کردند. نتایج نشان داد که آثار داستانی میتوانند بر نگرشها، باورها، قصدهای رفتاری و حتی رفتار واقعی مخاطبان تأثیر بگذارند. بخشی از این اثرگذاری نیز پس از گذشت زمان همچنان باقی میماند.[۶]
این یافته بسیار مهم است.
یعنی نمیشود تصور کرد یک فیلم فقط برای سرگرمی ساخته میشود و هیچ ارتباطی با نگرش و رفتار مخاطب ندارد.
حتی زمانی که هدف اصلی سازنده سرگرم کردن مردم است، اثر میتواند پیامهای فرهنگی و اجتماعی خود را منتقل کند.
پژوهش دیگری درباره اطلاعات هنجاری در رسانه نیز نشان داده است که نوع نمایش رفتارهای اجتماعی میتواند بر برداشت جوانان از میزان رواج و پذیرفته بودن برخی رفتارها تأثیر بگذارد. این پژوهش درباره مصرف دخانیات و سیگار الکترونیکی انجام شده، اما سازوکار بررسیشده در آن برای فهم نقش رسانه در شکلگیری تصور مخاطب از هنجارهای اجتماعی اهمیت دارد. [۷]
در نتیجه، این تعبیر از آقای محمدزاده که فقط میخواهم واقعیت یک گروه را نشان بدهم از نظر رسانهای بسیار سادهانگارانه است.
فیلمساز باید بداند تصویری که میسازد، پس از انتشار وارد زندگی فرهنگی جامعه میشود. ممکن است نوجوانی آن را ببیند، با شخصیت اصلی ارتباط بگیرد و بخشی از رفتارها یا ارزشهای او را جذاب بداند.
ممکن است مخاطب دیگری با دیدن مکرر چنین تصاویری، تصور کند یک سبک زندگی خاص بسیار رایجتر از چیزی است که در واقعیت جامعه وجود دارد.
وقتی رسانه تصویری از زندگی ارائه میدهد، هم میتواند نگرشهای قبلی را تقویت کند و هم در شکلگیری نگرشهای تازه نقش داشته باشد.
این همان موضوعی است که محمدزاده در دفاع از واقعنمایی کمتر به آن توجه کرده است.
به نظر میرسد او تصور میکند میان نمایش یک گروه اجتماعی و تأثیرگذاری فرهنگی بر جامعه فاصلهای روشن وجود دارد؛ درحالیکه رسانه دقیقاً در همین فاصله فعالیت میکند.
نمایش یک زندگی خاص یا ساختن زندگی ایدهآل برای جوانان؟

موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که گروه موردنظر محمدزاده، از نظر اقتصادی و اجتماعی در جایگاهی متفاوت از بخش بزرگی از جامعه قرار داشته باشد.
در اطلاعات و تصاویر منتشرشده از فیلم واقعاً آدم خاصی نیستم، با روابط عاطفی چند جوان، مهمانیها و سبک زندگی متفاوت آنها روبهرو هستیم. معرفی رسمی جشنواره نیز بر ویژگیهایی از جمله پوشش زنان و مصرف سیگار و الکل تأکید کرده است.[۱]
در چنین فضایی باید پرسید چه تصویری از زندگی مطلوب جوان ایرانی ساخته میشود؟
آیا زندگی موفق و جذاب به داشتن ثروت، تفریحات خاص، مهمانیهای مداوم و روابط عاطفی آزادتر محدود میشود؟
واقعیت این است که بسیاری از جوانان ایرانی چنین زندگیای ندارند. بعضی از نظر اقتصادی امکان آن را ندارند و بعضی دیگر اساساً چنین سبکی را نمیپسندند.
جوان ایرانی ممکن است مذهبی باشد، به خانواده اهمیت زیادی بدهد، زندگی سادهای داشته باشد یا سرگرمیها و روابط اجتماعی خود را به شیوه دیگری انتخاب کند.
اگر قرار است سینما تنوع جامعه ایران را نشان دهد، چرا فقط بعضی تفاوتها برای معرفی به مخاطب خارجی جذاب میشوند؟
البته هیچ نوجوانی صرفاً با تماشای یک فیلم، تمام سبک زندگی خود را تغییر نمیدهد. اما اثرگذاری فرهنگی معمولاً نیز با یک فیلم و یک صحنه اتفاق نمیافتد.
مخاطب در طول سالها با مجموعهای از تصاویر مشابه روبهرو میشود. فیلمها، سریالها، شبکههای اجتماعی و رفتار چهرههای مشهور، بارها تصویر مشخصی از زندگی موفق و جذاب ارائه میدهند.
همین تکرار است که میتواند بعضی رفتارها را در ذهن مخاطب عادیتر و بعضی سبکهای زندگی را مطلوبتر کند.
از این جهت، نقش سینما در تولید الگوهای فرهنگی بسیار جدیتر از چیزی است که در توضیح محمدزاده دیده میشود.
حجاب و واقعیت اجتماعی؛ نقش رسانه در تغییر هنجارها
بخش مهم دیگری از صحبتهای محمدزاده به مسئله حجاب زنان ایرانی مربوط میشود.

او بر این موضوع تأکید میکند که زنان با پوشش متفاوت در جامعه ایران حضور دارند و سینما نمیتواند این واقعیت را نادیده بگیرد.
اصل وجود زنان با پوششهای مختلف در جامعه روشن است. اما همان مسئله ای که درباره سبک زندگی مطرح شد، در اینجا نیز اهمیت پیدا میکند.
آیا نمایش یک رفتار اجتماعی، صرفاً ثبت وضعیت موجود است یا میتواند بر گسترش و پذیرفته شدن آن رفتار نیز تأثیر بگذارد؟
محمدزاده بیشتر بر بخش نخست تأکید دارد.
درحالیکه تغییرات فرهنگی معمولاً تنها نتیجه تصمیمهای فردی نیستند. رسانهها، فضای مجازی، چهرههای مشهور، گروههای دوستان و شرایط اجتماعی، همگی در شکلگیری و تغییر نگرشها نقش دارند.
بهخصوص در موضوع پوشش، رسانه میتواند از طریق نمایش مکرر الگوهای ظاهری و رفتاری، بر برداشت افراد از زیبایی، مقبولیت اجتماعی و سبک زندگی مطلوب تأثیر بگذارد.
برای مثال، نوجوانی که دائماً شخصیتهای محبوب را با نوع خاصی از پوشش میبیند، ممکن است همان پوشش را نشانه جذابیت، استقلال یا تعلق به گروهی مدرن بداند.
این موضوع فقط به حجاب محدود نیست. در مورد لباس، آرایش، اندام، رفتارهای اجتماعی و حتی الگوهای مصرف نیز چنین سازوکارهایی وجود دارد.
انجمن روانشناسی آمریکا در توصیههای سال ۲۰۲۴ درباره مصرف محتوای ویدئویی نوجوانان، به نقش چهرههای مشهور و تولیدکنندگان محتوا در شکلگیری رفتارها، باورها و مقایسههای اجتماعی نوجوانان توجه کرده است. [۱۰]
بنابراین، تأثیر رسانه بر انتخابهای ظاهری و اجتماعی موضوعی است که نباید نادیده گرفته شود.
از این جهت، وضعیت حجاب حال حاضر که آسیب های اجتماعی آن در خانواده و روابط و در سلامت روان خود این خواهران بعد تر مشخص میشود قطعا تاثیر پذیرفته از این محتوا ها و این اشخاص به ظاهر معروف است.
وقتی یک رفتار بارها در کنار جذابیت، موفقیت، شادی و محبوبیت نمایش داده میشود، نمیتوان انتظار داشت هیچ اثری بر نگاه مخاطب نداشته باشد.
اینجا نقد به سخنان محمدزاده جدیتر میشود.
او از وجود یک واقعیت اجتماعی برای توجیه نمایش آن استفاده میکند، اما توضیح نمیدهد رسانه خودش چه سهمی در شکلگیری و گسترش چنین واقعیتهایی دارد.
این نوع نگاه، رابطه دوطرفه فرهنگ و رسانه را نادیده میگیرد.
رسانه از جامعه تأثیر میپذیرد و همزمان بر جامعه اثر میگذارد. نمیشود فقط بخش نخست را پذیرفت و بخش دوم را فراموش کرد.
البته این نقد به معنای نسبت دادن تمام تغییرات حجاب به سینما نیست. مسئله، نادیده گرفتن یکی از عوامل مهم فرهنگسازی است؛ عاملی که خود فیلمسازان با آن سروکار دارند و باید شناخت دقیقتری از کارکردش داشته باشند.
گذشتهگرایی یا مدرنیته؛ یک مغالطه تکراری در سخنان محمدزاده
یکی دیگر از بخشهای قابل نقد صحبتهای محمدزاده، نگاه او به تصویر زن ایرانی در سینمای گذشته است.
او از اینکه سینمای ایران همچنان بعضی زنان را با الگوهای قدیمی نمایش میدهد انتقاد میکند و معتقد است زنان امروز جامعه باید با ظاهر و سبک زندگی متفاوت خود دیده شوند.
این حرف در ظاهر، دفاع از تنوع اجتماعی و تغییرات فرهنگی است.
اما در ساختار استدلال او، یک پیشفرض نادرست دیده میشود: اینکه قدیمی بودن یک سبک زندگی، نشانه نامناسب بودن آن است و جدید بودن یک رفتار، به معنای پیشرفت و مطلوب بودن آن.
این همان مغالطهای است که در بسیاری از بحثهای فرهنگی تکرار میشود.
چرا باید هر چیزی که به گذشته تعلق دارد، اشتباه باشد؟
مگر تمام رفتارهای جدید از نظر اخلاقی، اجتماعی و روانی بهتر از رفتارهای قدیمی هستند؟
و مگر هر سبک زندگی که در جامعه امروز رواج پیدا کرده، باید بهعنوان الگویی مطلوب معرفی شود؟
قدیمی بودن یا جدید بودن یک رفتار، بهتنهایی معیار درستی و نادرستی آن نیست.
ممکن است یک رفتار سنتی از نظر علمی و اجتماعی قابل نقد باشد و کنار گذاشتن آن به بهبود زندگی کمک کند. در مقابل، ممکن است یک الگوی جدید نیز مشکلات جدی ایجاد کند.
برای قضاوت درباره سبک زندگی، باید پیامدهای آن بررسی شود؛ از کیفیت روابط خانوادگی و سلامت روان گرفته تا مسئولیتپذیری، رضایت از زندگی و آثار اجتماعی.
برای نمونه، در یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۴ که ۷۱ مطالعه و بیش از ۹۰ هزار نفر را بررسی کرده است، رابطه معناداری میان انسجام خانوادگی بیشتر و نشانههای افسردگی کمتر گزارش شده است. [۱۱]
این یافته اهمیت روابط خانوادگی را نشان میدهد.
در بسیاری از سبکهای زندگی سنتی ایرانی، روابط خانوادگی، پیوند میان نسلها و حمایت اعضای خانواده از یکدیگر جایگاه مهمی دارند. این ویژگیها بهخودیخود ارزشمند هستند و نباید فقط به دلیل تعلق داشتن به الگوهای قدیمی، کنار گذاشته شوند.
البته عنوان سنتی یا مدرن نیز بهتنهایی سلامت روانی یک خانواده را تعیین نمیکند. خانواده سنتی ممکن است روابط ناسالم داشته باشد و خانوادهای با سبک زندگی جدید نیز میتواند از انسجام و حمایت عاطفی بالایی برخوردار باشد.
اما همین موضوع نشان میدهد که تقسیم سبکهای زندگی به قدیمی و نامناسب در برابر جدید و مطلوب، چقدر سطحی است.
اگر قرار است درباره بهتر بودن یک سبک زندگی صحبت شود، باید از پیامدهای واقعی آن سخن گفت، نه از زمان رواج پیدا کردنش.
مشکل سخنان محمدزاده این است که تصویر زن ایرانی در سینمای گذشته را بیش از اندازه یکپارچه و قدیمی معرفی میکند و در مقابل، نمایش زنانی با سبک زندگی متفاوت را نشانه نزدیک شدن به واقعیت امروز میداند.
درحالیکه زنان سنتی و متدین همچنان بخش مهمی از جامعه امروز ایران هستند.
زنی که به خانواده اهمیت میدهد، حجاب دارد و سبک زندگی سنتی را انتخاب کرده، متعلق به گذشته نیست. او نیز در همین جامعه زندگی میکند، تصمیم میگیرد، تحصیل میکند، کار میکند و در مسائل اجتماعی حضور دارد.
چرا چنین زنی باید نماد گذشته شناخته شود؟
چرا نمایش او در سینما باید تکرار یک الگوی قدیمی باشد، اما نمایش زنی با روابط عاطفی آزادتر و پوشش متفاوت، نشانه واقعنمایی و توجه به نسل جدید محسوب شود؟
این نوع تقسیمبندی خودش نوعی حذف فرهنگی است.
محمدزاده در ظاهر از دیده شدن گروههای کمترنمایشدادهشده دفاع میکند، اما وقتی از الگوهای سنتی زن ایرانی با عنوان تصویر قدیمی یاد میکند، عملاً بخشی از زنان امروز جامعه را به گذشته نسبت میدهد.
این تناقض مهمی است.
نمیشود از یک طرف به حذف شدن گروهی از زنان اعتراض کرد و از طرف دیگر، گروهی دیگر را با عنوان قدیمی و متعلق به گذشته کنار گذاشت.
سخنان فرشته حسینی
در ادامه همین بحث، صحبت فرشته حسینی نیز باید مورد توجه قرار بگیرد.
او در توضیح فضای فیلم و شخصیتهای آن، به پذیرفته شدن این نوع سبک زندگی در جامعه اشاره میکند.
او اشاره کرد که این سبک زندگی در حال اکسپت شدن و پذیرفته شدن است !
از این جهت، سخنان فرشته حسینی بر یک مسئله دیگری تاکید دارد یعنی، فرایند پذیرفته شدن و عادی شدن یک سبک زندگی.
اگر یک رفتار اجتماعی در حال پذیرفته شدن است، رسانه نیز یکی از نهادهایی است که میتواند بر این فرایند تأثیر بگذارد.
آنچه جای تأسف دارد، این است که گاهی صرف گسترش پیدا کردن یک رفتار، بهعنوان نشانهای از مطلوب بودن آن معرفی میشود. همانطور که خانوم حسینی گفتند که رفتار های جهان شمول حالا در ایران در حال رواج پیدا کردن هستند.
درحالیکه رایج شدن یک رفتار، هیچوقت بهتنهایی دلیل درست بودن آن نیست.
ممکن است رفتاری در جامعه رواج پیدا کند اما از سبک زندگی ای باشد که در جهان غرب در حال حاضر در حال نابود کردن نظام خانواده و سلامت روان است باشد و این مسئله در پژوهش ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
این همان تفاوتی است که در صحبتهای محمدزاده و فرشته حسینی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وقتی فیلمساز مسئولیت فرهنگی رسانه را نمیبیند
وقتی فیلمی ساخته و در سطح گسترده منتشر میشود، دیگر فقط متعلق به تجربه شخصی سازنده نیست.
اگر قرار بود فیلم هیچ تأثیری بر مخاطب نداشته باشد، تبلیغات تجاری، فیلمهای آموزشی، آثار اجتماعی و حتی سینمای سیاسی نیز نمیتوانستند از روایت برای اثرگذاری بر مردم استفاده کنند.
درحالیکه بخش بزرگی از صنعت رسانه بر همین ظرفیت تأثیرگذاری بنا شده است.
اینکه یک فیلمساز تصور کند میتواند تصویری از زندگی ارائه دهد و سپس بگوید هیچ مسئولیتی درباره پیامدهای فرهنگی آن ندارد، نشانه شناخت ناقص از رسانه است.
بهخصوص زمانی که خود سازنده بهعنوان یک چهره مشهور، در بیرون از فیلم نیز بر رفتار و نگرش بخشی از مخاطبان تأثیر دارد.
شهرت بازیگر و محبوبیت او میتواند جذابیت تصویری شخصیتها را افزایش دهد. به همین دلیل، اثرگذاری احتمالی یک رفتار زمانی که توسط چهرهای محبوب انجام میشود، با نمایش همان رفتار توسط شخصیتی ناشناخته یکسان نیست.
این موضوع در روانشناسی رسانه و پژوهشهای مربوط به الگوبرداری اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. [۵، ۱۰]
بنابراین، نقد به محمدزاده صرفاً یک اختلاف سلیقه درباره پوشش یا مهمانی نیست.
نقد به مبنای استدلال اوست.
او از واقعیت اجتماعی صحبت میکند، اما نقش رسانه در ساختن برداشت مخاطب از همان واقعیت را جدی نمیگیرد.
او از دیده شدن گروههای مختلف دفاع میکند، اما در توضیح سبک زندگی جدید و قدیم، بعضی الگوهای موجود در جامعه را به گذشته نسبت میدهد.
او از سینمای سفارشی و جشنوارهپسند انتقاد میکند، اما انتخاب تصویری از ایران که برای جشنواره خارجی تازگی فرهنگی دارد، میتواند او را به همان سازوکاری نزدیک کند که در ظاهر با آن مخالف است.
ضرورت سیاستگذاری فرهنگی؛ چرا سینما به نظارت جدی نیاز دارد؟
یکی از نتایج مهم این بحث، ضرورت توجه جدیتر به سیاستگذاری فرهنگی در حوزه سینما و رسانه است.
وقتی آثار نمایشی میتوانند بر نگرشها، رفتارها و الگوهای ذهنی مخاطبان تأثیر بگذارند، طبیعی است که جامعه و نهادهای مسئول نسبت به محتوای آنها بیتفاوت نباشند.
این موضوع مخصوص ایران نیز نیست.
در بسیاری از کشورها، نظامهای درجهبندی سنی، محدودیتهای دسترسی کودکان به بعضی محتواها و سازوکارهای اطلاعرسانی درباره محتوای آثار وجود دارد.
بنابراین، اصل توجه به پیامدهای اجتماعی رسانه، موضوعی شناختهشده در سیاستگذاری فرهنگی است.
اما نوع اجرای این سیاستها اهمیت زیادی دارد.
منظور برخورد های تند و شدید نیست، برخوردهای تند، تحقیرآمیز و نامناسب با مردم، راهکار درستی برای مدیریت مسائل فرهنگی نیستند و گاهی میتوانند مشکلات تازهای ایجاد کنند.
در مقابل، رها کردن کامل فضای رسانهای و تصور اینکه هر محتوایی بدون بررسی پیامدهای اجتماعی منتشر شود نیز نشانه مدیریت فرهنگی مناسب نیست.
سیاستگذاری فرهنگی باید آگاهانه، پژوهشمحور و قابل ارزیابی باشد.
یکی از مشکلات جدی مدیریت فرهنگی زمانی شکل میگیرد که به جای داشتن یک راهبرد روشن و مستمر، تصمیمها به واکنشهای مقطعی محدود شوند.
گاهی اثری با محتوای بحثبرانگیز ساخته میشود، مدتی مورد انتقاد قرار میگیرد و پس از آن بدون اینکه پژوهش یا سیاست مشخصی شکل گرفته باشد، ماجرا به فراموشی سپرده میشود.
در چنین شرایطی، روند کلی تولید محتوا همچنان ادامه پیدا میکند و سیاستگذاری فرهنگی عملاً به دنبال کردن اتفاقها محدود میشود. مثلا بارها دیدیم که فیلم هایی هنجارشکن پخش شدن و جلوی آن گرفته شد و دوباره پخش شدند و این فرایند تقریبا در بسیاری از آثار نمایشی خانگی تکرار شد.
همچنین بارها دیدیم که افرادی در فیلم های بسیار مفتضح بازی کرده اند و همچنان در ایران میتوانند بازی کنند و پول دربیارن و انگار سابقه انان به هیچ عنوان اهمیت ندارد و از اهمیت ساقط شده است یعنی هر چه قدر در مسیر تخریب فرهنگ پیشرفته باشند بازهم برایشان مشکل ساز نیست و میتوانند به راحتی در ایران کار کنند و پول دربیارن!
البته این به این معنا نیست که پیشنهاد دستگیر کردن انان است و منظور این است که یک سازو کار مشخصی وجود داشته باشد و این فرایند با دیدگاهی علمی به یک نقطه ای پایان بیابد.
همچنین باید به این نکته توجه کرد که کنترل فرهنگی بدون تولید محتوای جایگزین و جذاب، موفقیت چندانی نخواهد داشت.
اگر قرار است سبک زندگی خانوادگی، مسئولیتپذیری، روابط سالم و ارزشهای فرهنگی ایرانی تقویت شوند، سینما نیز باید بتواند این مفاهیم را در قالب داستانهای جذاب نمایش دهد.
نمیتوان انتظار داشت مخاطب نوجوان و جوان، تنها با شنیدن توصیههای اخلاقی، از آثار پرکشش سینمایی و رسانهای فاصله بگیرد.
باید آثاری ساخته شوند که از نظر فیلمنامه، بازیگری، کارگردانی و جذابیت تصویری توانایی رقابت داشته باشند.
جمعبندی نهایی
صحبتهای نوید محمدزاده در جشنواره توکیو از چند جهت قابل توجه است.
نخست اینکه او به یکی از مشکلات مهم سینمای جشنوارهای، یعنی استفاده از تصاویر خاص فقر و موضوعات سیاسی برای جلب توجه جشنوارههای خارجی، اشاره میکند. این بخش از صحبتهای او ارزشمند است و باید آن را جدی گرفت.
اما در ادامه، محمدزاده با تأکید بر نمایش سبک زندگی گروهی محدود از جوانان ایرانی، وارد بحثی میشود که استدلالهایش در آن با ضعفهای جدی روبهروست.
وجود یک رفتار در جامعه، بهتنهایی دلیل کافی برای مناسب بودن هر نوع نمایش آن در سینما نیست.
فیلمساز باید بداند تصاویر سینمایی تنها واقعیت را منعکس نمیکنند. آنها میتوانند در شکلگیری نگرش، الگوسازی رفتاری و تغییر برداشت مخاطب از هنجارهای اجتماعی نقش داشته باشند.
این موضوع در پژوهشهای علمی رسانه نیز مورد توجه قرار گرفته و نمیتوان آن را صرفاً یک نگرانی فرهنگی یا مذهبی دانست.
از طرف دیگر، تقسیم جامعه به سبک زندگی قدیمی و جدید و قرار دادن الگوهای جدید در جایگاه تصویری مطلوبتر از زندگی امروز، استدلال درستی نیست.
قدیمی بودن یک رفتار به معنای اشتباه بودن آن نیست و جدید بودن نیز هیچ تضمینی برای مناسب بودنش ایجاد نمیکند.
باید دید هر سبک زندگی چه پیامدهایی برای سلامت روان، روابط خانوادگی، مسئولیتپذیری و وضعیت اجتماعی افراد دارد.
صحبت فرشته حسینی درباره پذیرفته شدن بعضی سبکهای زندگی نیز اهمیت همین بحث را بیشتر میکند. وقتی یک رفتار در جامعه گسترش پیدا میکند، یا در جهان گسترش پیدا میکند دلیل نمیشود حتما رفتار درستی بوده همانطور که این سبک زندگی جدید گریبان گیر زندگی ها شده و مشکلات بسیاری برای آنان به وجود آورده که در پژوهش های مختلفی تایید شده است.
در مجموع، محمدزاده در انتقاد از سینمای فقرمحور و سیاستزده جشنوارهای به موضوع مهمی اشاره میکند، اما در دفاع از انتخابهای فرهنگی خود، همان دقت انتقادی را به کار نمیگیرد.
او نمیخواهد برای جلب نظر جشنوارهها تصویری تکراری از ایران فقیر یا سیاسی بسازد، اما نمایش بخشی خاص از زندگی جوانان ایرانی نیز میتواند به تصویری جذاب برای مخاطب خارجی تبدیل شود؛ تصویری که تفاوتش با هنجارهای رسمی ایران، خود یکی از عوامل جلب توجه است.
این تناقض جای بررسی جدی دارد.
از آن مهمتر، نمیتوان نقش فرهنگساز سینما را نادیده گرفت و تصور کرد نمایش یک واقعیت اجتماعی، هیچ مسئولیتی برای سازنده ایجاد نمیکند.
سینما یکی از ابزارهای مهم شکلگیری فرهنگ عمومی است و همین ظرفیت، مسئولیت فیلمسازان و نهادهای فرهنگی را افزایش میدهد.
نقد این سخنان نیز نباید به توهین شخصی یا انکار توانایی هنری محمدزاده محدود شود. او بازیگری شناختهشده است و تجربه حرفهای قابل توجهی دارد، اما تجربه بازیگری و شهرت هنری، بهتنهایی به معنای شناخت دقیق از روانشناسی رسانه و پیامدهای فرهنگی آثار سینمایی نیست.
وقتی یک چهره مشهور درباره فرهنگ جامعه صحبت میکند، استدلال او نیز باید به همان اندازه جدی بررسی شود.
واقعنمایی در سینما مهم است، اما واقعنمایی بدون توجه به معنا و پیامد فرهنگی تصویر، دفاع کاملی از یک اثر سینمایی نیست.
موضوع سانسور و وضعیت اکران فیلم در ایران | مصاحبه با اینترنشنال
در جریان حضور فیلم در توکیو، بحث نمایش احتمالی واقعاً آدم خاصی نیستم در ایران نیز مطرح شد.
طبق گزارشهای منتشرشده از گفتوگوی نوید محمدزاده با رسانه ایراناینترنشنال، او اعلام کرده است که به دلیل نگرانی از سانسور، در شرایط فعلی تمایلی به اکران عمومی فیلم در ایران ندارد و ترجیح میدهد این اثر را فیلمی شخصی بداند.
در گزارشهای دیگر نیز به نقل از او آمده است که مایل نیست برای نمایش عمومی فیلم، بخشهایی از آن حذف شوند. البته با توجه به تریلر اولیه فیلم به نظر می آید اگر بخواهد بخشی را حذف کند فقط تیتراژ پایانی باقی میماند آنقدر این فیلم دچار مشکل است.
که البته همین موضع گیری شاهدی است بر همان ادعای ما که آقای محمدزاده اگرچه به فیلم های فستیوالی اشکال وارد میکند اما خودش هم وارد این چرخه شده است. فیلم هنجار شکن و فرهنگ نابود کن بساز و در خارج از کشور دیده شو.
مشخصات تکمیلی از فیلم واقعاً آدم خاصی نیستم
این اثر در برنامه رسمی جشنواره توکیو با عنوان ژاپنی (私なんて特別じゃない) نیز معرفی شده است.
نوید محمدزاده کارگردان، نویسنده و تهیهکننده فیلم است. نام شرکت مستقل شهربازی (Shahrebazi) نیز در معرفی و اطلاعات رسمی پروژه آمده است. و انگار نوید محمدزاده پدیدآورنده این شرکت است.
واقعاً آدم خاصی نیستم نخستین تجربه کارگردانی فیلم بلند سینمایی محمدزاده محسوب میشود.
خلاصه داستان کامل و مفصل فیلم واقعاً آدم خاصی نیستم
هشدار: این خلاصه داستان کاملا فیلم را اسپویل میکند.

داستان فیلم واقعاً آدم خاصی نیستم درباره زندگی عاطفی و روابط اجتماعی دو خواهر به نامهای فری و مریم است؛ دو زن جوان که در روزهای پایانی تابستان، درگیر رویدادهایی میشوند که بر مناسبات شخصی و تصمیمهایشان تأثیر میگذارد. در کنار رابطه این دو خواهر، ارتباط میان فری، سجاد، مهدیس و نوید، مجموعهای از کشمکشهای عاطفی را شکل میدهد.
بر اساس یکی از گزارشهای منتشرشده از تماشاگران جشنواره توکیو، فیلم با تصویری از شخصیتی در کنار رودخانه آغاز میشود که در حال سیگارکشیدن و گریهکردن است. این تصویر، فضای اندوهگین ابتدای روایت را شکل میدهد، اگرچه در گزارش منتشرشده هویت شخصیت حاضر در این صحنه و دلیل دقیق گریه او مشخص نشده است.
در مرکز داستان، فری قرار دارد؛ زنی که سالهای طولانی با مردی به نام سجاد رابطه عاطفی داشته است. این رابطه زمانی دچار بحران میشود که فری سجاد را در موقعیتی صمیمانه با مهدیس، شریک عاطفی سابق او، میبیند. این مواجهه که در ظاهر میتواند اتفاقی گذرا به نظر برسد، برای فری معنای دیگری دارد و اعتماد او را نسبت به رابطهای که سالها در آن حضور داشته، متزلزل میکند.
حضور دوباره مهدیس در زندگی سجاد، مجموعهای از پرسشها و سوءظنها را در ذهن فری ایجاد میکند. او ناچار میشود با شرایطی روبهرو شود که پیش از آن تصور متفاوتی از آن داشته است. در ادامه، اختلاف میان فری و سجاد به رویارویی عاطفی شدیدی منجر میشود و رابطه طولانی آنها در همان شب پایان مییابد. با این حال، خلاصههای منتشرشده وقوع خیانت قطعی از سوی سجاد را تأیید نمیکنند و جزئیات کامل گفتوگوها و تصمیم نهایی دو شخصیت نیز در دسترس نیست.
بخشهایی از فیلم در فضای دورهمیها و مهمانیهای خانگی جوانان اتفاق میافتد. بر اساس توصیف تماشاگرانی که فیلم را در توکیو دیدهاند، این موقعیتها بخش قابلتوجهی از روابط شخصیتها را به تصویر میکشند. گفتوگوهای طولانی، ارتباط میان دوستان و تنشهای عاطفی در این فضاها جریان دارند و فیلم در بعضی صحنهها از نماهای بلند برای دنبالکردن مکالمات استفاده میکند.
یکی از لحظات مطرحشده در گزارش تماشاگران، مشاجرهای طولانی و شدید میان یک زوج است که اختلافات گذشته و دشواریهای ارتباطی آنها را آشکار میکند. در این رویارویی، موضوع شنیدهنشدن حرفهای یکی از طرفین رابطه نیز مطرح میشود. اگرچه این صحنه با بحران عاطفی اصلی فیلم ارتباط دارد، متن کامل گفتوگو و جزئیات دقیق آن در گزارشهای منتشرشده موجود نیست.
پس از جدایی فری و سجاد، داستان به زندگی مریم، خواهر فری، نیز میپردازد. یک هفته بعد از بحران اولیه، مریم بار دیگر سجاد و مهدیس را در کنار یکدیگر مشاهده میکند. این مواجهه باعث میشود مسئله رابطه پایانیافته فری، همچنان در زندگی اطرافیان او حضور داشته باشد. در اطلاعات رسمی منتشرشده مشخص نشده است که مریم پس از دیدن این دو نفر چه واکنشی نشان میدهد یا آیا موضوع را با خواهرش در میان میگذارد.
مریم در همین دوره با مسائل عاطفی شخصی خود نیز روبهرو است. مردی به نام نوید به او علاقه دارد و تلاش میکند رابطه نزدیکتری با مریم برقرار کند. تلاش نوید برای نزدیکشدن به مریم، خط داستانی دیگری را در کنار رابطه فری و سجاد شکل میدهد.
با این حال، ارتباط مریم و نوید نیز بدون پیچیدگی پیش نمیرود. در معرفی رسمی جشنواره توکیو آمده است که یک مواجهه غیرمنتظره، مسیر رابطه این دو را تغییر میدهد. ماهیت این مواجهه، شرایط وقوع آن و پیامدهای دقیقش در خلاصههای عمومی فیلم فاش نشده است.
در ادامه، روایت به بخشهای دیگری از زندگی اجتماعی شخصیتها وارد میشود. فیلم علاوه بر روابط خانوادگی و عاطفی، فضاهایی از مهمانی، موسیقی، رقص و دورهمیهای جوانان را نیز نشان میدهد. گزارشهای تماشاگران ژاپنی به حضور موسیقی الکترونیک و فضاهایی شبیه سالن رقص یا کلوپ اشاره کردهاند.
یکی از تماشاگران نوشته است که فری در بخشی از فیلم به محیطی میرود که آن را فضایی زیرزمینی و شبیه کلوپ شبانه توصیف کرده است. گزارشهای دیگر نیز به استفاده از موسیقی پرانرژی، صحنههای رقص و جمعهای دوستانه اشاره دارند. با این حال، محل دقیق این صحنهها و ترتیب زمانی آنها نسبت به رویدادهای اصلی داستان در منابع موجود بهطور کامل روشن نشده است.
همزمان با گسترش این روابط، فری همچنان با پیامدهای عاطفی جدایی خود دستوپنجه نرم میکند. رابطهای که بخش مهمی از زندگی او را تشکیل داده بود، به پایان رسیده و او در جستوجوی راهی برای فاصلهگرفتن از شرایط پیشآمده است.
با نزدیکشدن به روزهای پایانی تابستان، فری و مریم تصمیم میگیرند تهران را ترک کنند و به شمال ایران سفر کنند. این سفر در معرفی رسمی فیلم، تلاشی برای رسیدن به آرامش، فاصلهگرفتن از مشکلات عاطفی و فراهمکردن فرصتی برای ساماندادن به وضعیت ذهنی شخصیتها توصیف شده است.
با وجود رابطه نزدیک دو خواهر، مسئلهای ناگفته نیز میان آنها وجود دارد. بر اساس معرفی شرکت سازنده، رازی مرتبط با گذشته و روابط شخصیتها در پس صمیمیت فری و مریم پنهان مانده است. این راز یکی از بخشهای افشانشده داستان در اطلاعات عمومی فیلم است.
در جریان حرکت دو خواهر بهسوی شمال، مشکلات عاطفی پیشین همچنان بخشی از زندگی آنها باقی میمانند. سفر فری و مریم در ادامه روابط و اتفاقاتی قرار میگیرد که پیشتر در تهران شکل گرفتهاند؛ اتفاقاتی که زمینه تصمیم آنها برای تغییر محیط و فاصلهگرفتن از شرایط موجود را فراهم کرده است.
نکته قابلتوجه درباره ساختار داستان این است که برخلاف برداشت احتمالی از خلاصه کوتاه فیلم، سفر دو خواهر لزوماً بخش عمده زمان اثر را تشکیل نمیدهد. یکی از تماشاگران جشنواره توکیو که انتظار تماشای فیلمی جادهای درباره دو خواهر را داشته، نوشته است که بخش قابلتوجهی از داستان، پیش از آغاز سفر فری و مریم میگذرد. بنابراین فیلم تنها بر ماجرای سفر استوار نیست و بخش بزرگی از روایت آن به معرفی زندگی روزمره، روابط دوستانه، اختلافات عاطفی و موقعیتهای اجتماعی شخصیتها اختصاص دارد.
گزارشهای منتشرشده از تماشاگران همچنین به حضور رقص و تصاویر لرزان دوربین در بخش پایانی فیلم اشاره کردهاند. در این توصیفها، شیوه تصویربرداری بعضی لحظات به تصاویر شخصی یا ویدئوهای ثبتشده از زندگی روزمره شباهت داده شده است. با این حال، این گزارشها سرنوشت نهایی شخصیتها را توضیح نمیدهند.
در نتیجه، بر اساس اطلاعات موجود میتوان خطوط اصلی داستان، بحران رابطه فری و سجاد، ارتباط مریم و نوید، حضور مهدیس، موقعیتهای اجتماعی جوانان و سفر دو خواهر به شمال را بازسازی کرد؛ اما جزئیات دقیق راز میان دو خواهر و پایان روابط اصلی فیلم هنوز در منابع عمومی قابلاستناد آشکار نشده است.
بازیگران فیلم واقعاً آدم خاصی نیستم
سه بازیگری که در شناسنامه رسمی جشنواره بینالمللی فیلم توکیو معرفی شدهاند، فرشته حسینی، مریم حسینی و نوید محمدزاده هستند.
فرشته حسینی، بازیگر سینمای ایران و افغانستان، در این اثر حضور دارد و طبق گزارش یکی از تماشاگران جشنواره، نقش فری را ایفا میکند. او علاوه بر بازیگری، مسئولیت طراحی لباس فیلم را نیز بر عهده داشته است.
عوامل و گروه تولید فیلم
نوید محمدزاده در واقعاً آدم خاصی نیستم سه مسئولیت اصلی کارگردانی، نویسندگی فیلمنامه و تهیهکنندگی را بر عهده دارد. در کنار او، گروهی از عوامل حرفهای سینما در بخشهای فنی و اجرایی فعالیت کردهاند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده در جشنواره توکیو و پایگاههای سینمایی، داوود ونداده تهیهکننده اجرایی پروژه و داوود ملکحسینی مدیر فیلمبرداری آن بودهاند.
مهدی افروغ تدوین فیلم را انجام داده و فرشته حسینی مسئول طراحی لباس بوده است. در بخش صدا، نام امیر عاشقحسینی بهعنوان صدابردار و آرش قاسمی در بخش طراحی و تدوین صدا آمده است.
همچنین بیتا اخلاقی در بخش جلوههای بصری، فرهاد قدسی در اصلاح رنگ و کسری فریادی در مقام دستیار کارگردان با پروژه همکاری داشتهاند.
نامهای فارسی بعضی عوامل بر پایه صورتهای لاتین یا ژاپنیِ مندرج در شناسنامه فیلم بازنویسی شدهاند و برای ثبت نهایی املای آنها باید با تیتراژ فارسی اثر تطبیق داده شود.
روند تولید و شرایط ساخت فیلم
ساخت واقعاً آدم خاصی نیستم در شرایطی انجام شده که به گفته نوید محمدزاده، وضعیت، امکان فیلمبرداری مستمر و بدون وقفه را دشوار کرده بود.
در معرفی رسمی جشنواره توکیو، از قول محمدزاده آمده است که روند فیلمبرداری در بازهای حدود یک سال انجام شده است. این توضیح نشان میدهد که تولید فیلم در یک دوره زمانی طولانیتر از فیلمبرداری فشرده و متعارف دنبال شده است؛ همچنین به نقل از محمدزاده آمده است که او فیلم را با هزینه شخصی ساخته است.
نخستین نمایش جهانی در جشنواره بینالمللی فیلم توکیو ۲۰۲۶
فیلم واقعاً آدم خاصی نیستم در سیونهمین جشنواره بینالمللی فیلم توکیو به نمایش درآمد. این دوره از جشنواره از ۲۶ اکتبر تا ۴ نوامبر ۲۰۲۶، برابر با ۴ تا ۱۳ آبان ۱۴۰۵ برگزار شد.
فیلم در بخش رقابتی آینده آسیا (Asian Future) حضور داشت؛ بخشی که به معرفی آثار فیلمسازان نوظهور آسیایی و کارگردانانی اختصاص دارد که حداکثر سه فیلم بلند ساختهاند.
در دوره سیونهم، ۱۰ فیلم برای حضور در این بخش انتخاب شدند که هشت عنوان از آنها نخستین نمایش جهانی خود را تجربه کردند. واقعاً آدم خاصی نیستم یکی از همین آثار بود.
حضور فیلم در بخش آینده آسیا به معنای حضور آن در بخش مسابقه اصلی جشنواره نیست؛ این دو بخش ساختار رقابتی و داوری جداگانه دارند.
نخستین نمایش جهانی فیلم روز شنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۳۰ به وقت ژاپن در توکیو برگزار شد.
پیوست ها
۵. فهرست نمایشهای جهانی جشنواره
۱۰. گزارش صحنههای پایانی فیلم
۱۱. گزارش سخنان درباره سانسور
۱۲. برنامه مهمانان جشنواره توکیو
دیدگاهتان را بنویسید