نقد فیلم بورسیه ۱۴۰۵ | طنز نسبتا تمیز جواد عزتی
آنقدر هنجارشکنی و طنزهای جنسی در سینمای ایران زیاد شده که وقتی فیلمی متعادلتر میبینیم، ذوقمرگ میشویم که بالاخره همه نهادها دستبهدست هم ندادهاند تا فرهنگ جنسی جوانان را نابود کنند.
البته فیلم بورسیه واقعاً تمیزتر و حسابشدهتر از آن است که امتیاز آن را صرفاً در نداشتن طنز جنسی خلاصه کنیم. فیلم در شیوه روایت داستان، پرداخت موقعیتهای طنز و جذب مخاطب هم حسابشدهتر عمل کرده و این موضوع را میتوان تا حد زیادی مدیون سابقه خوب سازندگان آن دانست. بااینحال، نقدهایی هم به برخی کلیشهسازیهای فیلم وارد است که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
پدیدآورنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleنقد فیلم بورسیه 1405 | مقدمه
بورسیه فیلمی سینمایی ایرانی در ژانر کمدی و اکشن به نویسندگی و کارگردانی برزو نیکنژاد و تهیهکنندگی کامران حجازی است که از چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵، اکران عمومی خود را در سینماهای ایران آغاز کرد. جواد عزتی و امیر جعفری دو بازیگر اصلی این فیلم هستند و پانتهآ پناهیها، عباس جمشیدیفر و پویا لیلایی نیز در آن حضور دارند.[۱، ۲]
فیلم در قالب یک کمدی سرقت ساخته شده و داستان آن بر ماجرای دو دوست متمرکز است که برای دستیابی به پول بیشتر تصمیم به انجام یک سرقت بزرگ میگیرند. اتفاقهای پیشبینینشده در جریان اجرای نقشه، آنها را وارد موقعیتهای تازه و دردسرهای مختلف میکند.[۳]
بورسیه از تولیدات سینمای ایران در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ محسوب میشود. پروانه ساخت آن در شهریور ۱۴۰۴ صادر شد و طبق گزارشهای منتشرشده، فیلمبرداری پروژه در اردیبهشت ۱۴۰۵ به پایان رسید. پس از انجام مراحل فنی، فیلم در شهریور همان سال موفق به دریافت پروانه نمایش شد و برای اکران پاییز آماده شد.[۴]
مسئولیت پخش سینمایی و تبلیغات فیلم بر عهده دفتر پخش شهر فرنگ قرار دارد؛ مجموعهای که پیش از این پخش فیلم تمساح خونی به کارگردانی جواد عزتی را نیز بر عهده داشته است. قرارداد اکران بورسیه با سرگروهی پردیس سینمایی ملت ثبت شد.
داستان فیلم بورسیه
داستان بورسیه درباره مردی به نام زکریاست که اطرافیانش او را زکر صدا میزنند. زکریا همراه یکی از دوستانش از راه خردهدزدی روزگار میگذراند، اما در مقطعی تصمیم میگیرند فعالیت خود را گسترش دهند و سراغ سرقتی بزرگتر بروند. آنها امیدوارند این سرقت شرایط مالیشان را تغییر دهد و مبلغ قابل توجهی پول به دست بیاورند.
نقشه این دو دوست به سرقت از یک فروشگاه مربوط میشود. بااینحال، نتیجه سرقت آنطور که انتظار دارند پیش نمیرود. حاصل یکی از ماجراهای سرقت بهجای پول و اشیای ارزشمند، مقدار زیادی سوسیس است. این اتفاق یکی از موقعیتهای کمدی معرفیشده در داستان به شمار میرود.
داستان در ادامه بر مشکلاتی تمرکز میکند که از اجرای ناموفق نقشه سرقت به وجود میآیند. موقعیتهای طنزآمیز با ماجراهای مربوط به سرقت، تعقیب و درگیری، ساختار کلی کمدیـاکشن فیلم را شکل میدهد.[۹]
بازیگران
جواد عزتی و امیر جعفری بازیگران اصلی فیلم بورسیه هستند. این دو بازیگر پیش از این در چند فیلم کمدی از جمله زاپاس، اکسیدان و چهار انگشت در کنار یکدیگر حضور داشتهاند. فیلم زاپاس از همکاریهای قبلی آنها با برزو نیکنژاد نیز به شمار میرود.[۸]

عباس جمشیدیفر یکی دیگر از بازیگران فیلم است. او پیشتر در تمساح خونی با جواد عزتی همکاری کرده بود.
پویا لیلایی دیگر بازیگر معرفیشده در پروژه است که در اطلاعیههای رسمی با عنوان چهرهای تازه در ترکیب بازیگران فیلم حضور دارد.
اکران عمومی و آمار اولیه فروش
اکران عمومی بورسیه در روز چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ آغاز شد. در همان روز، گزارشهایی از برگزاری مراسم اکران مردمی در پردیس سینمایی کوروش با حضور جواد عزتی، عباس جمشیدیفر و برزو نیکنژاد منتشر شد.[۱۰]
مطابق آمار اولیه منتشرشده در ۷ آبان، فیلم در نخستین روز اکران بیش از ۴ میلیارد تومان فروش داشته و بیش از ۲۹ هزار مخاطب را جذب کرده است. این ارقام در اطلاعرسانی سینماتیکت و گزارشهای منتشرشده از عملکرد روز نخست فیلم ذکر شدهاند.همچنین در تبلیغات مربوط به فیلم از ثبت رکورد فروش افتتاحیه سال ۱۴۰۵ سخن گفته شده است.[11]
سابقه کارگردان و نویسنده؛ برزو نیکنژاد
برزو نیکنژاد، نویسنده و کارگردان بورسیه، فعالیت هنری خود را از تئاتر آغاز کرده و پیش از ورود به کارگردانی مستقل، سالها در سینما و تلویزیون بهعنوان دستیار کارگردان، برنامهریز و فیلمنامهنویس فعالیت داشته است.
او در پروژههایی مانند آلبوم، هامون و دریا و یک وجب از آسمان بهعنوان دستیار کارگردان و برنامهریز حضور داشت و در نگارش فیلمنامه آثاری مانند کلبه، پیتزا مخلوط، دودکش و روزهای بد به در نیز مشارکت کرده است.
نخستین فیلم بلند سینمایی او در مقام کارگردان، ناخواسته محصول سال ۱۳۹۲ بود. این فیلم در سیودومین جشنواره فیلم فجر در بخش فیلمهای اول حضور داشت و نیکنژاد برای کارگردانی آن نامزد دریافت جایزه بخش نگاه نو شد. فیلم پس از چند سال فاصله از تولید، در خرداد ۱۳۹۷ به اکران عمومی رسید.
او پس از ناخواسته، فیلم زاپاس را ساخت که در سال ۱۳۹۵ به نمایش عمومی درآمد. نیکنژاد نویسندگی فیلمنامه و کارگردانی این کمدی را بر عهده داشت و جواد عزتی و امیر جعفری از بازیگران آن بودند. فیلم لونه زنبور محصول سال ۱۳۹۶ نیز از آثار کمدی بعدی او در سینماست.
در تلویزیون، نیکنژاد با کارگردانی مجموعههای دردسرهای عظیم، دردسرهای عظیم ۲، پنچری، باخانمان و دودکش ۲ فعالیت داشته است. او همچنین کارگردانی مجموعه نمایش خانگی آفتابپرست را در کارنامه دارد.
از نظر نویسندگی، بورسیه ادامه فعالیت مستقیم نیکنژاد در فیلمنامهنویسی کمدی است. او پیشتر فیلمنامه زاپاس را نوشته بود و در مجموعههایی مانند دودکش نیز سابقه نویسندگی دارد. در معرفی عوامل بورسیه، نویسنده دیگری در کنار او اعلام نشده است.[۱۲]
سابقه تهیهکننده؛ کامران حجازی
کامران حجازی پیش از بورسیه در تولید چند فیلم سینمایی و مجموعه نمایش خانگی فعالیت داشته است.
از آثار مرتبط با تهیهکنندگی او میتوان به تمساح خونی به کارگردانی جواد عزتی، مرد بازنده به کارگردانی محمدحسین مهدویان، کت چرمی به کارگردانی حسین میرزامحمدی و مجموعه برتا، داستان یک اسلحه اشاره کرد.
حجازی در سالهای پیش از تهیهکنندگی نیز در حوزه مدیریت تولید و اجرای طرح فعالیت داشته است. از جمله در پروژههای لاتاری، دارکوب، عرق سرد و مجموعه فیلمهای ماجرای نیمروز مسئولیتهای اجرایی داشته است.[۱۴]
همکاری او با جواد عزتی در تمساح خونی پیش از تولید بورسیه شکل گرفته بود و در پروژه جدید نیز عزتی علاوه بر بازیگری، در مقام مشاور کارگردان حضور دارد.
زمینه فکری سازندگان
به نظر میرسد سازندگان فیلم از نامداران سینمای ایران هستند که در کارنامه خود توانستهاند مخاطبان بسیاری را جذب کنند. فیلمهایی که ساختهاند، در برخی موارد مشکل فرهنگی خاصی ایجاد نکردهاند و حتی فواید فرهنگی دیگری هم به همراه داشتهاند. آنها چندان به دنبال هنجارشکنی برای جلب توجه و سپس وایرالشدن نبودهاند و میتوان آنها را از فیلمسازان نسبتاً متعارف سینمای ایران دانست.
طنز تمیز و نخبگانی که فراموش شدهاند
فیلم بورسیه را میشود در همان قالب آشنای کمدی اجتماعی ایران قرار داد؛ فیلمهایی که داستانشان درباره آدمهای معمولی جامعه است که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکنند و کارگردان تلاش میکند از دل همین مشکلات، موقعیتهای طنز بسازد. این شیوه داستانپردازی در سینمای ایران تازگی ندارد و اتفاقاً بعضی از دوستداشتنیترین آثار طنز ایرانی با همین ساختار ساخته شدهاند.
نمونه قدیمی آن مجموعه خانه به دوش رضا عطاران است که در سال ۱۳۸۳ ساخته شد. داستان درباره مردی به نام ماشاالله است که برای تأمین هزینههای زندگی خانوادهاش تلاش میکند، اما شرایط اقتصادی او را به دردسر میاندازد و تصمیمهایی میگیرد که اتفاقات طنزآمیز مختلفی به وجود میآورد. بعدها در مجموعه دودکش نیز با خانوادهای روبهرو شدیم که مشکلات مالی و مسائل روزمره زندگی، بخش مهمی از داستان آنها را تشکیل میداد.[۱۵، ۱۶]
این آثار با وجود اینکه درباره فقر و مشکلات اقتصادی بودند، فضای سنگین یک فیلم اجتماعی را نداشتند. مخاطب با یک خانواده معمولی روبهرو میشد که برای حل مشکلاتش تلاش میکرد و در همین مسیر اتفاقهای خندهداری برایش رخ میداد. و همین موضوع باعث میشد تماشاگر خیلی راحتتر با آنها ارتباط بگیرد.
به نظر میرسد این سبک طنز برای مخاطب ایرانی همچنان جذابیت زیادی دارد و حتی میتواند از بعضی کمدیهای مدرنتر که داستانشان بر اساس ماجراجوییهای عجیبوغریب شکل میگیرد، دوستداشتنیتر باشد. برای مثال، فیلمهایی مانند ماجراجویی در جزیره جیمزباند فضای متفاوتی دارند و بیشتر از موقعیتهای تماما خودتحقیری جنسی برای ایجاد طنز استفاده میکنند.[۱۷]
این مسئله از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز جای بررسی دارد. باید دید چنین فیلمهایی تا چه اندازه میتوانند بر نگاه مخاطب به فقر، خانواده، مسئولیتپذیری و مشکلات اقتصادی تأثیر بگذارند. و آیا میتواند کمکی اجتماعی باشد و یا صرفا تشدید درد میکند؟ البته مفاهیمی که سازندگان در این فیلم ها جای میگذارند اهمیت بیشتری دارد که هر کدام جای تحلیل مشخص دارد.
این موضوع ظرفیت پژوهش جدی دارد، مخصوصاً درباره کمدیهایی که مخاطبان گسترده خانوادگی دارند.
شخصیتهای بیتخصص
اما در بورسیه با یک تفاوت مهم روبهرو هستیم. شخصیتهای اصلی فیلم، برخلاف بعضی شخصیتهای مجموعههایی مانند خانه به دوش و دودکش، آدمهایی نیستند که شغل مشخصی داشته باشند و با وجود تلاش برای تأمین معاش، گرفتار مشکلات اقتصادی شده باشند.

در اینجا با چند شخصیت بیتخصص و رشدنیافته روبهرو هستیم که مسیر مشخصی برای کار و زندگی خود ندارند. آنها مهارت قابل توجهی از خود نشان نمیدهند و فعالیتشان هم از ابتدا با خلاف و حتی فروش مواد همراه بوده است. چنین آدمهایی طبیعتاً درگیر مشکلات اقتصادی میشوند، اما نمیتوان تمام مشکلات آنها را به وضعیت اقتصادی جامعه نسبت داد.
در بورسیه شخصیتهایی که از ابتدا مسیر خلاف را انتخاب کردهاند و برای زندگی خود برنامهای ندارند، نمیتوانند تمام مسئولیت شرایطشان را بر دوش جامعه بگذارند. بخش مهمی از مشکلات آنها نتیجه تصمیمها و ضعفهای خودشان است.
البته این حرف به معنای نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی نیست. ممکن است شرایط اجتماعی بر زندگی این شخصیتها نیز تأثیر گذاشته باشد، اما فیلم آنها را آدمهایی نشان میدهد که در انتخاب مسیر زندگی هم ضعف جدی دارند.
بااینحال، داستان زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در همین خانواده، یک نخبه جوان حضور دارد؛ شخصیتی که برخلاف دیگران استعداد علمی دارد و میتواند مسیر متفاوتی را برای آینده خود انتخاب کند.
اینجا فیلم از یک ماجرای ساده درباره دزدی و مشکلات مالی فراتر میرود و به موضوع مهمتری اشاره میکند، نخبگانی که استعداد دارند، اما حمایت کافی از آنها نمیشود.
نخبگان فراموششده؛ نقدی که واقعاً به نهادهای دولتی وارد است
یکی از نکات قابل توجه بورسیه، نمایش جوان نخبهای است که برای ادامه مسیر علمی خود به حمایت نیاز دارد، اما این حمایت بهدرستی فراهم نمیشود.
این بخش از داستان، برخلاف مشکلات مالی شخصیتهای خلافکار فیلم، یک نقد جدی و قابل دفاع به ساختارهای دولتی و اجرایی کشور دارد.
ما در کشور استعدادهای علمی زیادی داریم که بعضی از آنها هیچوقت بهدرستی شناسایی نمیشوند. بعضی دیگر استعدادشان کشف میشود، اما مسیر مشخصی برای رشد و استفاده از تواناییهایشان وجود ندارد. جوانی ممکن است در یک رشته علمی توانایی بسیار بالایی داشته باشد، اما به دلیل مشکلات مالی، نبود امکانات آموزشی یا نبود حمایت مناسب، نتواند استعداد خود را به نتیجه برساند.
واقعاً چرا باید یک جوان نخبه برای ادامه تحصیل یا استفاده از استعداد خود با مشکلاتی روبهرو شود که امکان حل آنها برای نهادهای مسئول وجود دارد؟ مگر قرار نیست دستگاههای رسمی استعدادهای کشور را شناسایی کنند و زمینه پیشرفت آنها را فراهم کنند؟
این انتقاد به مدیریت دولتی ما وارد است و نمیشود آن را نادیده گرفت.
جالب اینکه موضوع حمایت از نخبگان بارها در سخنان رهبری معظم شهید نیز مورد تأکید قرار گرفته بود. برای نمونه، او در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر تحصیلی در ۲۷ مهر ۱۴۰۱، از مسئولان خواست حمایت از نخبگان را جدی بگیرند و تأکید کرد که این حمایت صرفاً به معنای پرداخت پول نیست. فراهم کردن شغل متناسب با دانش، امکان ادامه تحقیقات و ارتباط با مراکز علمی جهان از موضوعاتی بود که در همان سخنرانی مطرح شد.[۱۸]
از این جهت، بورسیه به مسئله قابل توجهی پرداخته است. فیلم نشان میدهد که ممکن است یک استعداد ارزشمند در خانوادهای رشد کند که از نظر اقتصادی و فرهنگی شرایط مناسبی ندارد. اگر دولت در شناسایی و حمایت از نخبگان درست عمل نکند، چنین استعدادی ممکن است نادیده گرفته شود.
این ظرفیت داستانی فیلم ارزشمند است، هرچند بخش عمده داستان در ادامه به سمت ماجرای سرقت و موقعیتهای طنز حرکت میکند.
یک نکته مثبت؛ نخبهای که قرار است به ایران برگردد
یکی دیگر از نکات مثبت فیلم، شیوه پرداخت به موضوع مهاجرت و ادامه تحصیل در خارج از کشور است.
در بعضی داستانهای سینمایی، رفتن از ایران بهعنوان پایان موفقیت شخصیت نمایش داده میشود. جوان بااستعداد تمام تلاش خود را میکند تا از کشور خارج شود و داستان هم با رسیدن او به این هدف به پایان میرسد؛ گویی مسیر پیشرفت علمی فقط از خروج دائمی از ایران میگذرد.
اما بورسیه چنین تصویری ارائه نمیدهد.

در داستان، شخصیت نخبه قرار است برای ادامه تحصیل از فرصت بورسیه استفاده کند، اما هدف او ترک همیشگی ایران نیست. او بنا دارد پس از پایان تحصیلات به کشور بازگردد و در همین مسیر نیز در پایان فیلم قراردادی برای فعالیت در ایران با او بسته میشود.
این انتخاب، نکته مثبت و قابل توجهی است.
فیلم میان تحصیل در خارج از کشور و مهاجرت دائمی تفاوت قائل شده است. یک جوان نخبه میتواند از امکانات علمی کشورهای دیگر استفاده کند، تحصیلات خود را ادامه دهد، تجربه بیشتری به دست بیاورد و سپس دانش خود را در کشورش به کار بگیرد.
چنین تصویری از یک نخبه ایرانی ارزشمند است؛ مخصوصاً در شرایطی که مسئله مهاجرت نخبگان به یکی از موضوعات مهم اجتماعی تبدیل شده است.
البته برای اینکه این مسیر در زندگی واقعی اتفاق بیفتد، صرف علاقه جوانان به بازگشت کافی نیست. آنها باید پس از بازگشت فرصت فعالیت علمی، اشتغال مناسب و امکان استفاده از تخصص خود را داشته باشند.
همانطور که در سخنان رهبری شهید نسبت به حمایت از نخبگان نیز مطرح شده، فراهم کردن فرصت شغلی متناسب با دانش و ادامه تحقیقات از نیازهای مهم این گروه است.
از این جهت، پایان داستان بورسیه یک تصویر مثبت ارائه میدهد؛ جوانی که برای تحصیل میرود، اما آینده خود را همچنان در ایران میبیند و قرار است از توانایی علمیاش در کشور استفاده کند.
سرقت برای حل مشکل مالی؛ یک الگوی تکراری در سینمای ایران
با وجود موضوع مهم نخبگان، بخش عمده داستان بورسیه حول محور سرقت شکل میگیرد.
شخصیتها برای تأمین هزینه مورد نیاز نخبه خانواده تصمیم میگیرند دست به دزدی بزنند و پس از استفاده از پول، آن را برگردانند. طبیعی است که چنین نقشهای طبق برنامه پیش نمیرود و شخصیتها وارد مجموعهای از مشکلات و اتفاقهای طنزآمیز میشوند.

این ساختار برای یک کمدی موقعیت ظرفیت خوبی دارد. شخصیتی که تصور میکند میتواند با یک خلاف موقت مشکلش را حل کند، وارد مسیری میشود که کنترل اتفاقهای آن را از دست میدهد. هر تلاش او برای حل مشکل، دردسر تازهای ایجاد میکند و همین زنجیره اتفاقها میتواند بخش مهمی از طنز فیلم را بسازد.
اما یک نکته درباره پایان چنین داستانهایی در سینمای ایران قابل توجه است.
به نظر میرسد در بسیاری از فیلمهای ایرانی که شخصیتهای اصلی دست به سرقت میزنند، داستان به سمتی حرکت میکند که سرقت در نهایت به موفقیت کامل آنها منتهی نشود. برخلاف بعضی فیلمهای سرقت در سینمای جهان که شخصیتهای اصلی ممکن است در پایان به پول برسند و از ماجرا جان سالم به در ببرند، در نمونههای ایرانی معمولاً سرانجام خلافکاران با شکست، مجازات یا از دست رفتن نتیجه سرقت همراه است.
این الگوی تکراری آدم را به فکر نقش صدور مجوز در شکلگیری پایان داستانها میاندازد.
دو نکته در اینجا به نظر میآید؛ اول اینکه طبیعتاً پایان داستان قابل حدس است و دوم اینکه به نظر میرسد برخی قواعد صدور مجوز بسیار کلیتر از جزئیاتی هستند که باید از سوی نهادهای رسمی مورد بررسی قرار بگیرند. برای مثال، در برخی فیلمها هرچه دلشان میخواهد به نمایش میگذارند و با این توجیه که در پایان، سرنوشت بدی در انتظار شخصیتهای داستان است، باعث ترویج بسیاری از بیاخلاقیها و فرهنگهای اشتباه میشوند.
این نقد بهصورت جدی به نهادهای مسئول وارد است؛ چراکه برای صدور مجوز یک فیلم، باید مسائل روانشناختی و جامعهشناختی آن هم مورد بررسی قرار بگیرد. اینکه صرفاً به این نکته تکیه شود که فیلم رفتارهای نادرست را نشان میدهد، اما در پایان آنها را محکوم میکند یا سرنوشت بدی برای شخصیتها رقم میزند، نگاه بسیار سادهانگارانهای است.
طنز تمیز؛ مهمترین نقطه قوت بورسیه
اگر بخواهیم مهمترین ویژگی مثبت فیلم را بررسی کنیم، باید سراغ جنس طنز آن برویم.
بورسیه در بیشتر موقعیتها طنز تمیز و واقعاً خندهداری دارد. فیلم توانسته بدون اینکه دائماً به شوخیهای جنسی متوسل شود، موقعیتهایی بسازد که مخاطب به آنها بخندد.
این موضوع در شرایط فعلی سینمای کمدی ایران اهمیت زیادی دارد.
متأسفانه در بخش قابل توجهی از کمدیهای سالهای اخیر، شوخیهای جنسی به یکی از ابزارهای اصلی خنداندن مخاطب تبدیل شدهاند. گاهی فیلمنامه بهجای ساختن موقعیت طنز یا پرداخت درست شخصیتها، سراغ دیالوگهای دوپهلو، اشارههای جنسی و شوخیهای تکراری درباره روابط زن و مرد میرود.
این شیوه در بعضی فیلمها آنقدر تکرار شده که انگار سازندگان تصور میکنند بدون چنین شوخیهایی نمیتوان یک کمدی پرفروش ساخت.
اما واقعاً چه کسی گفته برای خنداندن مردم حتماً باید از شوخیهای جنسی استفاده کرد؟
اما در بورسیه شخصیتها درگیر نقشهای هستند که تصور میکنند میتوانند آن را مدیریت کنند، اما بارها با مشکلات تازه روبهرو میشوند. بخشی از طنز نیز از تضاد میان اعتمادبهنفس آنها و ناتوانیشان در انجام درست کارها شکل میگیرد.
البته در فیلم شوخیهای جنسی هم وجود دارد و نمیشود گفت کاملاً از این فضا فاصله گرفته است. در چند موقعیت کوتاه، همان شوخیهای آشنای کمدیهای ایرانی تکرار میشوند، اما تعداد و شدت آنها بهاندازهای نیست که فضای اصلی فیلم را در اختیار بگیرند.
این ویژگی را در بعضی آثار جواد عزتی نیز دیدهایم. برای مثال، تمساح خونی با وجود اینکه موضوع و مسیر داستانی چندان مناسبی نداشت، در بخش طنز تلاش کرده بود بیشتر از موقعیتهای داستانی و بازی شخصیتها استفاده کند.
بورسیه نیز از این جهت عملکرد خوبی دارد.
فیلم نشان میدهد که میشود یک کمدی واقعاً خندهدار ساخت، بدون اینکه مدام از شوخیهای جنسی کمک گرفت. این اتفاق جای تقدیر دارد و امید میرود در کمدیهای بعدی سینمای ایران نیز بیشتر دیده شود.
مقایسه با خانوم والده
برای اینکه اهمیت این ویژگی روشنتر شود، میشود بورسیه را با فیلم خانوم والده مقایسه کرد که بهتازگی اکران شده است.
در خانوم والده، بخش مهمی از موقعیتهای طنز حول مسائل جنسی، تغییر پوشش و موقعیتهای مربوط به روابط زن و مرد ساخته شده است. این موضوع در نقد منتشر شده در سایت کاملا توضیح داده شده است.[۱۹]
به نظر میرسد خانوم والده نمونهای از همان رویکردی است که بیش از اندازه بر شوخیهای جنسی تکیه میکند و بخش قابل توجهی از ظرفیت طنز خود را به همین موضوع محدود میسازد.
اما بورسیه چنین نیست.
این مسئله مخصوصاً برای مخاطب نوجوان اهمیت دارد. خانوادهای که میخواهد همراه فرزند نوجوان خود یک فیلم کمدی ببیند، نباید مدام نگران دیالوگهای جنسی و موقعیتهای نامناسب باشد.
بورسیه در مجموع فیلمی است که میشود با خانواده و نوجوانان به تماشای آن نشست. البته بعضی شوخیهای محدود و موضوع خلافکاری شخصیتها همچنان وجود دارند، اما فیلم در مقایسه با بسیاری از کمدیهای متکی به شوخیهای جنسی، فضای سالمتری دارد.
صاحبخانه متدین؛ شخصیتی که فیلم از او برای تمسخر استفاده نمیکند
یکی دیگر از نکات قابل توجه فیلم، نحوه نمایش شخصیت صاحبخانه است.
صاحبخانه در بورسیه زنی است که از ظاهر، رفتار و بعضی صحبتهایش مشخص میشود به فضای زنان متدین و مذهبی تعلق دارد.
این نوع شخصیتها در سینمای کمدی ایران گاهی به شکلی نمایش داده میشوند که خود اعتقادات مذهبی آنها به موضوع خنده تبدیل میشود. بعضی فیلمها تلاش میکنند با اغراق در رفتارهای دینی یا نسبت دادن ویژگیهای عجیب و غیرمنطقی به شخصیت مذهبی، از او طنز بسازند.

اما بورسیه در این بخش خیلی دچار چنین مشکلی نشده است.
زن صاحبخانه بهعنوان شخصیتی مذهبی معرفی میشود، اما فیلم تمرکز زیادی بر اعتقادات او نمیگذارد. رفتارهای عجیب و توهینآمیز به او نسبت نمیدهد و تلاش نمیکند مذهبی بودنش را بهتنهایی به موضوع خنده تبدیل کند.
همین شیوه نمایش، در مقایسه با بعضی کلیشههای آزاردهنده سینمای کمدی، انتخاب بهتری است. لازم نیست هر شخصیت مذهبی در یک فیلم اعتقادات مذهبی او دستمایه تمسخر قرار بگیرد.
میشود یک شخصیت متدین را مانند دیگر شخصیتها وارد داستان کرد، بدون اینکه تمام هویت او به مجموعهای از رفتارهای عجیب و شوخیهای تکراری محدود شود.
بااینحال، فیلم در یک سکانس کوتاه به موضوعی نزدیک میشود که جای نقد جداگانه دارد.
شوخی با شلوار پوشیدن؛ یک طنز خندهدار با کلیشهای قابل نقد
یکی از سکانسهای کوتاه اما جالب بورسیه، صحنهای است که جواد عزتی با مسئله نشسته شلوار پوشیدن شوخی میکند.
این صحنه از نظر اجرای طنز واقعاً خوب است. هیچ دیالوگ خاصی وجود ندارد و بازیگر تنها با حرکت بدن و رفتار خود موقعیتی میسازد که مخاطب برای چند ثانیه میخندد.
اجرای این شوخی از نظر بازیگری بسیار موفق است. جواد عزتی بدون اینکه نیاز داشته باشد جمله خندهداری بگوید، از یک رفتار ساده موقعیتی طنزآمیز میسازد و همین توانایی یکی از ویژگیهای مثبت بازی اوست.
اما موضوعی که فیلم با آن شوخی میکند، جای بررسی دارد.

در میان بعضی خانوادههای مذهبی، توصیهای درباره نشسته شلوار پوشیدن وجود دارد و گفته میشود پوشیدن شلوار در حالت ایستاده مکروه است. و فیلم این رفتار را در قالب یک شوخی تصویری قرار میدهد و از آن خنده میگیرد.
البته نمیشود این سکانس را یک توهین آشکار یا حمله جدی به احکام دینی دانست. فیلم خیلی کوتاه از کنار آن عبور میکند، هیچ دیالوگ توهینآمیزی وجود ندارد و موضوع نیز در ادامه داستان تکرار نمیشود.
اما همین سکانس کوتاه یک نکته قابل تأمل دارد.
وقتی رفتاری که مخاطب آن را به دین نسبت میدهد، بدون هیچ توضیحی به شکل خندهدار نمایش داده میشود، ممکن است این تصور را ایجاد کند که چنین دستورهایی اساساً غیرمنطقی و مضحک هستند.
این برداشت مخصوصاً برای مخاطب نوجوان اهمیت دارد.
نوجوانی که هنوز شناخت دقیقی از احکام دینی ندارد، ممکن است با دیدن چنین صحنهای تصور کند بسیاری از دستورهای مذهبی بدون دلیلاند و فقط مجموعهای از رفتارهای عجیب هستند که باید از آنها خندید.
حتی ممکن است این نگاه را به موضوعات دینی دیگری تعمیم دهد که هنوز دلیل و فلسفه آنها را نمیداند.
البته نباید از یک سکانس چندثانیهای نتیجه گرفت که فیلم قصد تخریب دین را دارد یا قرار است نگاه مخاطب را بهطور گسترده تغییر دهد. چنین برداشتی با مجموعه فیلم هم هماهنگ نیست.
اما نقد این است که فیلم میتوانست همین شوخی را با دقت بیشتری طراحی کند.
برای مثال، اگر مشخص میشد رفتار موردنظر از برداشت اشتباه یک شخصیت یا یک عادت خانوادگی ناشی شده است، شوخی همچنان میتوانست خندهدار باشد، بدون اینکه تمام بار طنز بر دوش یک رفتار منسوب به دین قرار بگیرد.
همچنین میشد از تضاد میان وسواس شخصیت و شرایطی که در آن قرار گرفته، طنز ساخت؛ یعنی مخاطب به رفتار افراطی و موقعیت خندهدار شخصیت بخندد، نه اینکه اصل توصیه دینی موضوع تمسخر قرار بگیرد.
در مجموع، این سکانس ضعف بزرگی برای بورسیه نیست و نباید بیش از اندازه روی آن حساسیت نشان داد. شوخی کوتاه است، تکرار نمیشود و فیلم هم تمرکز خاصی بر آن ندارد. بااینحال، میتواند یکی از همان کلیشههای تکراری درباره غیرمنطقی بودن بعضی رفتارهای دینی را تقویت کند و از این جهت جای نقد دارد.
امکان تماشای خانوادگی
یکی دیگر از ویژگیهای مثبت بورسیه این است که در مجموع با فیلمی پر از هنجارشکنیهای عجیب روبهرو نیستیم.
البته فیلم در بعضی موقعیتها، از جمله سکانس مربوط به مراسم عروسی، رفتارهایی را نمایش میدهد که ممکن است از نظر بعضی خانوادههای مذهبی مناسب نباشند. همچنین همانطور که گفته شد، چند شوخی جنسی محدود نیز در فیلم وجود دارد.
اما این موارد به فضای اصلی داستان تبدیل نشدهاند.
فیلم تلاش نمیکند با شکستن پیدرپی هنجارهای اجتماعی و اخلاقی مخاطب را بخنداند و بخش عمده طنز آن از موقعیتهای داستانی و رفتار شخصیتها به دست میآید.
وقتی یک فیلم بتواند از طریق بازی خوب، شخصیتپردازی و ساختن موقعیتهای طنز مخاطب را بخنداند، دیگر نیازی ندارد برای ایجاد خنده دائماً سراغ موضوعات جنسی یا رفتارهای هنجارشکن برود.
بورسیه از این جهت عملکرد قابل قبولی دارد و میشود آن را در میان کمدیهای مناسبتر برای تماشای خانوادگی قرار داد.
بداههگویی و هماهنگی بازیگران
یکی از نکات جذاب دیگر فیلم، شیوه اجرای طنز توسط بازیگران است.
به نظر میرسد بخش قابل توجهی از شوخیهای فیلم جنس بداهه دارند و همین موضوع به طبیعی شدن بسیاری از موقعیتها کمک کرده است. دیالوگها در بعضی صحنهها آنقدر راحت و روان میان شخصیتها ردوبدل میشوند که مخاطب احساس نمیکند بازیگران مشغول اجرای یک متن از پیش نوشتهشده هستند.
این ویژگی در بازی جواد عزتی و امیر جعفری بیشتر به چشم میآید.
در یک فیلم کمدی، هماهنگی بازیگران اهمیت زیادی دارد. ممکن است یک دیالوگ روی کاغذ بسیار خندهدار باشد، اما اگر بازیگر آن را درست اجرا نکند، هیچ تأثیری بر مخاطب نگذارد.
جواد عزتی در اجرای طنزهای رفتاری و موقعیتهای غیرمنتظره توانایی خوبی دارد و این موضوع در فیلم نیز دیده میشود. او برای خنداندن مخاطب همیشه به دیالوگ احتیاج ندارد و گاهی تنها با حالت چهره، حرکت بدن یا واکنش به اتفاقهای اطرافش موقعیت طنز میسازد.
البته در بعضی سکانسها میشود حدس زد که بازیگران آزادی بیشتری در اجرای دیالوگها داشتهاند، اما برای مشخص شدن میزان واقعی بداههگویی باید اطلاعات پشت صحنه یا صحبتهای سازندگان بررسی شود. آنچه در خود فیلم دیده میشود، اجرای روان، هماهنگی خوب و طبیعی بودن بخش زیادی از طنزهاست.
این ویژگی باعث شده بورسیه از نظر بازیگری و اجرای کمدی، اثری قابل قبول و در بسیاری از لحظات واقعاً خندهدار باشد.
جمعبندی نهایی
بورسیه را میشود یک کمدی اجتماعی موفق دانست که با وجود بعضی ضعفها، توانسته بخش زیادی از آنچه از یک فیلم طنز انتظار داریم، بهخوبی اجرا کند.
فیلم در بیشتر موقعیتها خندهدار است، بازیگران اصلی هماهنگی خوبی دارند و بخش مهمی از طنز بدون تکیه بر شوخیهای جنسی شکل گرفته است. همین ویژگی آن را از بسیاری از کمدیهای تکراری سالهای اخیر جدا میکند و امکان تماشای خانوادگی آن را بیشتر کرده است.
از نظر محتوایی نیز فیلم چند موضوع قابل توجه دارد.
نخست اینکه شخصیتهای اصلی آن افرادی بیتخصص و گرفتار رفتارهای خلاف هستند و نمیتوان تمام مشکلات اقتصادی آنها را به شرایط جامعه نسبت داد. بخشی از وضعیتشان نتیجه ضعفها و تصمیمهای خودشان است.
اما در کنار این شخصیتها، جوان نخبهای حضور دارد که با وجود استعداد علمی، برای ادامه مسیر خود با مشکلاتی روبهرو میشود. این بخش از داستان نقد مهمی به وضعیت شناسایی و حمایت از نخبگان در کشور دارد و واقعاً باید مورد توجه مسئولان قرار بگیرد.
نکته مثبت دیگر، نمایش آینده این نخبه در ارتباط با ایران است. فیلم تحصیل در خارج از کشور را به معنای مهاجرت همیشگی نمیداند و در پایان، امکان بازگشت و فعالیت علمی در ایران را نشان میدهد.
از نظر فرهنگی، بورسیه در نمایش شخصیت صاحبخانه مذهبی نیز دچار تمسخر گسترده اعتقادات دینی نمیشود، هرچند در سکانس کوتاه مربوط به شلوار پوشیدن، از یک رفتار منسوب به دین برای ایجاد خنده استفاده کرده که جای نقد دارد.
با همه اینها، نقاط قوت فیلم بیشتر از ضعفهای آن است.
بورسیه نشان میدهد که برای ساختن یک کمدی خندهدار لازم نیست دائماً از شوخیهای جنسی، هنجارشکنی یا دیالوگهای دوپهلو استفاده کرد. میشود از دل زندگی شخصیتها، مشکلاتشان و موقعیتهایی که در آن گرفتار میشوند، طنز ساخت و مخاطب را واقعاً خنداند.
این فیلم برای تماشای خانوادگی، مخصوصاً همراه نوجوانان، انتخاب مناسبی است و ارزش دیدن دارد.
البته از نظر عمق اجتماعی، فیلم میتوانست مسئله نخبگان و مشکلات آنها را جدیتر دنبال کند. موضوع استعدادهای علمی فراموششده آنقدر اهمیت دارد که ظرفیت ساخت یک داستان مستقل و بسیار تأثیرگذار را دارد، اما در بورسیه بیشتر به زمینهای برای شکلگیری ماجرای سرقت تبدیل شده است.
بااینحال، همین توجه به مسئله نخبگان، پایان مثبت مربوط به بازگشت به ایران و طنز نسبتاً تمیز فیلم، از ویژگیهایی هستند که بورسیه را به اثری قابل توجه در میان کمدیهای جدید سینمای ایران تبدیل کردهاند.
پیوست ها
[۶] پایان فیلمبرداری فیلم بورسیه
[۱۰] آمار فروش و مخاطبان
[۱۲] کارنامه هنری برزو نیکنژاد
[۱۳] نخستین فیلم بلند نیکنژاد
[۱۴] سوابق حرفهای کامران حجازی
[۱۷] ماجراجویی در جزیره جیمزباند
دیدگاهتان را بنویسید