نقد فیلم خانوم والده ۱۴۰۵ | طنز کثیف رضا عطاران
معضل جدید بخشی از سینمای کمدی ایران این شده است که چند مرد را انتخاب میکنند، آنها را آرایش میکنند، لباس زنانه به تنشان میپوشانند و هر شوخی و رفتاری که تا امروز امکان انجامش را نداشتهاند، روی این شخصیت زن که در واقع یک مرد است پیاده میکنند. خانوم والده»هم از همین مسیر استفاده کرده است. البته فیلم واقعاً خندهدار است و در سالن سینما بارها و بارها صدای خنده بلند تماشاگران شنیده میشود، اما این خندهها بیشتر از همان جنس طنزهای رضا عطاران است که مهران مدیری واقعا تعبیر زیبایی برای آن به کاربرد که طنز عطاران طنز کثیفی است.
آیا واقعاً هیچ شوخی دیگری جز زنپوش کردن مردها و ساختن موقعیتهای کمیک از همین تضاد وجود ندارد؟ آیا هنوز برای مخاطب جذاب است که رضا عطاران لباس مادران ما را بپوشد و با همان ظاهر تانگو برقصد؟ البته نقدهای اصلی خانوم والده در محورهای دیگری است که به آنها اشاره خواهیم کرد، اما نمیتوان این تناقض را نادیده گرفت که در کنار نقد شدید به این نوع طنز، خود ما هم بارها به آن خندیدیم. و در تمام مدت فیلم یک چشم اشک داشتیم و یک چشم خنده!
پدیدآورنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleنقد فیلم خانوم والده |مقدمه
خانوم والده یک فیلم سینمایی ایرانی در ژانر کمدی اجتماعی و خانوادگی است که با حضور گروهی از بازیگران شناختهشده سینمای ایران ساخته شده است. این فیلم به کارگردانی سهیل موفق، نویسندگی حمزه صالحی و تهیهکنندگی سید ابراهیم عامریان تولید شده و محصول سال ۱۴۰۳ است. تولید و پخش این اثر بر عهده مجموعه عامریان فیلم قرار دارد؛ مجموعهای که در سالهای اخیر در حوزه تولید فیلمهای کمدی و مخاطبمحور فعالیت داشته است.
خانوم والده در ادامه جریان تولید کمدیهای اجتماعی سینمای ایران قرار میگیرد؛ آثاری که معمولاً از موقعیتهای روزمره زندگی، مشکلات اقتصادی، روابط خانوادگی و تضادهای میان شخصیتها برای ایجاد فضای طنز استفاده میکنند. داستان فیلم نیز بر پایه یک موقعیت خانوادگی و مالی شکل گرفته و ماجرای دو برادر را دنبال میکند که با مشکلات مالی مواجه شدهاند و یک اتفاق غیرمنتظره مسیر زندگی آنها را تغییر میدهد. [۲]
یکی از مهمترین عوامل توجه رسانهای به این فیلم، حضور رضا عطاران در نقش اصلی و انتشار تصاویر مربوط به ظاهر متفاوت او در فیلم بوده است. گریم متفاوت این بازیگر پیش از آغاز اکران عمومی بازتاب زیادی پیدا کرد و به یکی از عناصر اصلی معرفی فیلم در رسانهها تبدیل شد.
فیلم خانوم والده از ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ در سینماهای ایران اکران عمومی خود را آغاز کرد.[۱][۲]
داستان فیلم خانوم والده
داستان فیلم خانوم والده درباره دو برادر است که در شرایط دشوار مالی قرار گرفتهاند و با بدهیهای مختلف دستوپنجه نرم میکنند. آنها در شرایطی قرار دارند که پرداخت بدهیها برایشان به یک مشکل جدی تبدیل شده است. در ادامه، رسیدن یک ارثیه غیرمنتظره باعث میشود امید تازهای برای حل مشکلاتشان پیدا کنند.
این دو برادر تصمیم میگیرند از این ارث برای پرداخت بدهیهای خود استفاده کنند، اما مسیر رسیدن به این هدف آنطور که تصور میکنند ساده نیست. ورود آنها به مجموعهای از اتفاقات پیشبینینشده باعث شکلگیری موقعیتهای طنزآمیز و دردسرهای تازه میشود.
عنوان خانوم والده یکی از ویژگیهایی است که از ابتدا توجه مخاطبان را جلب کرده است. واژه والده در زبان عربی به معنای مادر است و استفاده از این واژه در عنوان فیلم، ارتباط مستقیمی با فضای داستان و یکی از موقعیتهای اصلی روایت دارد.
در سینمای کمدی، انتخاب عنوانهای متفاوت و گاه غیرمنتظره معمولاً به عنوان یکی از ابزارهای جذب مخاطب مورد استفاده قرار میگیرد. عنوان خانوم والده نیز پیش از نمایش فیلم، به دلیل ترکیب غیرمعمول واژهها، باعث ایجاد کنجکاوی در میان مخاطبان شد.[۶]
روند تولید فیلم خانوم والده
تولید فیلم خانوم والده توسط عامریان فیلم انجام شده است. طبق اطلاعات منتشرشده، فیلمبرداری این اثر از ۴ اسفند ۱۴۰۳ در تهران آغاز شد و پس از پایان مراحل فیلمبرداری، مراحل فنی شامل تدوین و آمادهسازی نهایی فیلم آغاز شد. پس از تکمیل مراحل تولید، فیلم برای دریافت مجوز نمایش آماده شد و در نهایت برای اکران عمومی در سینماهای کشور برنامهریزی شد.
انتخاب بازیگران شناختهشده، بهخصوص حضور رضا عطاران و عباس جمشیدیفر، بخش مهمی از استراتژی معرفی فیلم بوده است. رسانههای سینمایی در گزارشهای مربوط به فیلم، تمرکز زیادی بر همکاری این دو بازیگر و فضای کمدی اثر داشتهاند.[۳]
بازیگران
رضا عطاران و عباس جمشیدی فر و شبنم قربانی و غلامرضا نیکخواه از مهم ترین بازیگران فیلم هستند.در خانوم والده، حضور عطاران با یک ویژگی ظاهری متفاوت همراه شده است. انتشار تصاویر مربوط به گریم او پیش از اکران فیلم، یکی از مهمترین بخشهای تبلیغات اولیه اثر بود.[۴]

سابقه کارگردان، سهیل موفق
سهیل موفق کارگردان و تهیهکننده ایرانی است که بیشتر در زمینه فیلمهای خانوادگی، کودک، نوجوان و کمدی فعالیت دارد. او فعالیت هنری خود را از تولیدات تصویری آغاز کرد و سپس وارد سینما شد. نخستین فیلم سینمایی او شکلاتی ۱۳۹۵ بود و پس از آن پاستاریونی۱۳۹۷ را ساخت که هر دو در ژانر کودک و خانواده قرار دارند. موفق بعدها با آثاری مانند دردسرهای شیرین، نوروز و خانوم والده مسیر خود را در ساخت فیلمهای سرگرمکننده و خانوادگی ادامه داد. در یک نگاه کلی این کارگردان خیلی علاقه به ساختن فیلم های هنجار شکن نداشته و البته فیلم حاضر هم نمیتوان خیلی هنجار شکن در نظر گرفت اگرچه آسیب هایی داشته که در ادامه به آن اشاره میشود.
سابقه نویسنده، حمزه صالحی
حمزه صالحی از فیلمنامهنویسان فعال سینمای ایران است که بیشتر با نگارش آثار کمدی شناخته میشود. او در سالهای اخیر در تولید برخی از فیلمهای پرفروش سینمای ایران نقش داشته و نام او در تعدادی از پروژههای موفق گیشه دیده میشود.
از جمله آثار مرتبط با نام حمزه صالحی میتوان به فیلمهای تگزاس ۲، تگزاس ۳، دینامیت، انفرادی، فسیل، هفتاد سی و خانوم والده اشاره کرد.
با توجه به سابقه نویسنده کاملا مشخص است که او به یک نویسنده با داستان های وایرال شناخته شده است چرا که همه این سینمایی های او از پرفروش ترین ها حساب میشوند که هر کدام واقعا جای نقد و جای تحلیل دقیق فرهنگی دارند. پس او یک شخص با دغدغه صرفا کمدی بدون ذره ای دغدغه فرهنگی است که یادگرفته است چگونه داستان بنویسد و چه چیزی را مسخره کند تا بیننده ی بیشتری داشته باشد. مانند دینامیت مانند خانوم والده که اشتراک آنها در تمسخر المان های مذهبی رایج است.
سابقه تهیهکننده
سید ابراهیم عامریان یکی از تهیهکنندگان فعال سینمای ایران در حوزه فیلمهای کمدی و مخاطبمحور است. عامریان بیشتر با تولید فیلمهای کمدی شناخته میشود. از جمله آثار مرتبط با نام او میتوان به هزارپا، دینامیت، انفرادی، فسیل و هفتاد سی اشاره کرد.
فعالیت او در سینمای کمدی معمولاً بر تولید آثاری با حضور بازیگران شناختهشده و هدف جذب مخاطب گسترده استوار بوده است. تولید خانوم والده نیز در همین چارچوب قرار میگیرد. این ترکیب فیلم نشان میدهد که تهیه کننده هم دیدگاهی نزدیک به نویسنده دارد و در آثار زیادی از او حضور دارد.
جایگاه خانوم والده در سینمای کمدی ایران
سینمای کمدی ایران واقعا تکراری است و بیشتر موضوع های آن قابل حدس هستند. یا چند جوان در پی یک موقعیت برای پول هستند، یا برای یک ادم پول دار کار میکنند و در این موقعیت ها با دخترانی بزک کرده آشنا میشوند. در نهایت هم در لاس زدن ها، رفت و آمد ها و ارتباط های میان شخصیت ها سعی میکنند موقعیت های دو پهلوی جنسی و کمدی بسازند. مخاطب در بیشتر این فیلم ها صرفا با مصرف یک داده، خندیدن، پرداخت پول و کمک به کسب شهرت روبه رو میشود و صرفا هدف اصلی سازندگان همین موارد است.
واقعا در فیلم های وایرال ایده جدید زیادی دیده نمیشود. بیشتر آنها یا درباره آدم هایی هستند که دنبال پول هستند و از همین مسیر موقعیت کمدی میسازند، یا درباره افرادی هستند که دنبال دختران جذاب میگردند و از همین روابط برای ایجاد موقعیت های خنده دار استفاده میکنند. اگر یکبار ذهن خود را مرور کنید و همه فیلم های کمدی را کنار هم قرار دهید، آیا بیشتر آنها را در همین مسیر نمیبینید؟ شخصیت ها معمولا هدف مشخصی جز رسیدن به پول، شهرت یا یک موقعیت خاص ندارند و داستان هم بر اساس همین خواسته ها جلو میرود.
مشکل اینجاست که همین الگو بارها تکرار شده و چون توانسته است پول ساز باشد، دوباره مورد استفاده قرار میگیرد. یعنی به جای اینکه یک ایده جدید و متفاوت ساخته شود، همان فرمول قبلی با تغییر چند شخصیت، چند موقعیت و چند شوخی دوباره تکرار میشود. در نتیجه مخاطب با چیزی روبه رو میشود که قبلا بارها دیده است و فقط شکل ظاهری آن تغییر کرده است.
حال توی این فیلم حاضر همین جریانات، یعنی دنبال پول بودن، به علاوه یک سوژه جدید ترکیب شده است و همین باعث شده است یک فروش و وایرال عجیبی برای این فیلم اتفاق بیفتد که در بخش مصرف و ایده وایرال اشاره خواهد شد. یعنی همان مسیر همیشگی که در بسیاری از فیلم های کمدی وجود دارد، اینجا هم حضور دارد، اما اضافه شدن یک سوژه جدید باعث شده است این بار همان الگوی قدیمی با یک شکل تازه دیده شود و بتواند توجه بیشتری از مخاطب بگیرد.
نکته ای که مهم است، همین تکرار الگوی پول ساز بدون توجه به پیامد فرهنگی یا پیامد آن برای نوجوانان و نسل های جوان است. وقتی یک الگو بارها در فیلم های مختلف تکرار میشود و هر بار هم با استقبال روبه رو میشود، کم کم تبدیل به یک مسیر ثابت میشود. در این مسیر کمتر به این فکر میشود که این محتوا چه تاثیری روی مخاطب دارد و چه چیزی را به عنوان رفتار عادی نشان میدهد.
مسئله این است که در کنار خنده چه چیزی به مخاطب داده میشود. وقتی در تعداد زیادی از فیلم ها پول، شهرت، ظاهر، روابط سطحی و رسیدن سریع به خواسته ها تبدیل به بخش اصلی جذابیت میشود، این موضوع میتواند روی نگاه نوجوانان و نسل های جوان تاثیر بگذارد. تکرار مداوم این الگوها باعث میشود بعضی رفتارها و بعضی نگاه ها بدون توجه به پیامدهای آن عادی دیده شوند.
و اگر هم ارگانی به آنها گیر بدهد، متهم به مقابله با طنز میشود و آن را خشک مغز مینامند که چرا نمیگذاری جوانان بخندند و خوش باشند. یعنی از یک مغالطه برای خود اعتبار میگیرند تا هر کاری که دوست دارند انجام بدهند و هر عوارض فرهنگی را ترویج بدهند.
موضوع این است که طنز هم مانند هر محتوای دیگری میتواند پیامد فرهنگی داشته باشد و باید درباره آن صحبت شود. اما با استفاده از همین مغالطه، هر نقدی به عنوان مقابله با شادی و خوش بودن معرفی میشود تا دیگر کسی درباره محتوای ارائه شده و تاثیری که میتواند داشته باشد صحبت نکند. در نتیجه مسیر برای ادامه همان الگوهای تکراری باز میماند و هر عوارض فرهنگی که از این تکرار ایجاد میشود نادیده گرفته میشود.
ردهبندی سنی، بعد از فروش بلیت
یکی از نخستین ایرادهای جدی خانوم والده، رده بندی سنی تماشاگران است. فیلم با شوخیهای جنسی و موقعیتهای دوپهلو روی پرده رفته، اما هشدار سنی آن تازه پس از آغاز اکران در سامانههای فروش بلیت پخش شده است. در گزارش منتشرشده در اول مهر آمده که فیلم بیش از ۳۰۰ هزار تماشاگر داشته و بعد، محدودیت زیر ۱۵ سال برای آن اعلام شده است. همان گزارش از حضور تماشاگران زیر این سن همراه خانوادههایشان خبر میدهد.[۱۰] خانواده باید پیش از خرید بلیت بداند با چه محتوایی روبهروست. هشدار بعد از تماشا دقیقاً قرار است به چه کاری بیاید؟
خود عدد ۱۵ هم به نظر نیاز به تجدید دارد. این مرز بر چه مبنایی انتخاب شده؟ شدت شوخیها، تعدادشان و سهمی که در سراسر فیلم دارند اینقدر زیاد است که واقعا مثبت چهل هم برای آن کم است.
خانوم والده در بخشهایی واقعاً خندهدار است. تضاد میان ظاهر شخصیت، هویت واقعی او و موقعیتهایی که گرفتارش میشود، جواب میدهد و سالن را میخنداند. لازم نیست این واقعیت را انکار کنیم. اتفاقاً همین موفقیت در خنداندن، مسئولیت سازندگان و اکرانکنندگان را جدیتر میکند؛ چون چیزی که برای بزرگسال یک شوخی قابلفهم است، برای کودک میتواند معمایی باشد که تازه از واکنش دیگران متوجه اهمیتش میشود.
خانوادهای که با تصور تماشای یک کمدی سرگرمکننده وارد سالن شده، نباید وسط فیلم تازه کشف کند که بخش قابلتوجهی از خندهها بر اشارات جنسی بنا شده است. پدر یا مادری که به تناسب محتوای فیلم با سن فرزندش توجه دارد، در چنین وضعیتی مدام میان پرده و واکنش کودک رفتوبرگشت میکند. چه چیزی را فهمید؟ چه برداشتی کرد؟ حالا باید کدام صحنه را برایش توضیح داد؟ تفریح خانوادگی به مراقبتی فرساینده تبدیل میشود، چون اطلاعاتی که باید پیش از ورود در اختیار خانواده قرار میگرفت، بهموقع داده نشده است.
کودک لازم نیست معنای کامل یک شوخی را بفهمد تا ذهنش درگیر آن شود. وقتی مردی روی شخصیت زنپوش میافتد و سالن میخندد، یا مرد دیگری او را به حمام میکشد و دوباره صدای خنده بلند میشود، برای کودک این پرسش شکل میگیرد که چه اتفاقی افتاد که اینهمه خنده داشت؟ بزرگترها چه چیزی میدانند که من نمیدانم؟ خنده جمع، توجه او را به همان بخشی جلب میکند که هنوز ابزار فهمش را ندارد.

کنجکاوی کودک بهخودیخود عارضه نیست. مشکل، شیوهای است که این کنجکاوی هدایت میشود. اگر امکان گفتوگویی روشن و متناسب با سن در خانواده وجود نداشته باشد، پاسخ از همسالان یا جستوجوی بیراهنما گرفته میشود. میتوان مسیر را تصور کرد. صحنهای مبهم در سینما دیده میشود، فردا در جمع دوستان تعریف میشود، کسی توضیحی ناقص به آن اضافه میکند و همان ابهام، دستمایه شوخیهای بعدی میشود. در این چرخه، موضوع جنسی پیش از آنکه درست فهمیده شود، به وسیله جلب توجه و خنداندن دیگران تبدیل شده است.
پژوهش درباره محتوای جنسی رسانهها هم اجازه نمیدهد این نگرانی را با جمله بچهها که چیزی نمیفهمند کنار بگذاریم. مطالعهای طولی بر ۱۷۹۲ نوجوان ۱۲ تا ۱۷ ساله، میان مواجهه بیشتر با محتوای جنسی تلویزیون و احتمال بیشتر آغاز رفتارهای جنسی در سال بعد ارتباط یافت؛ حتی گفتوگوهای جنسیِ بدون نمایش رفتار نیز در نتایج اهمیت داشتند.[۱۱] این پژوهش درباره نوجوانان و الگوی تماشای تلویزیون است، نه اثبات آسیب قطعی یک فیلم به هر کودک. استناد درست به آن روشن است. محتوای جنسی را نمیتوان صرفاً بهدلیل طنزآمیز بودن یا غیرصریح بودن، بیاثر فرض کرد.
متاسفانه در کشور ما هیچ کنترلی برای ورود یا خروج در سالن های سینما با محدودیت رنج سنی وجود ندارد اینقدر وجود ندارد که تصور آن هم مسخره به نظر میرسد. اما این الگو در اکثر کشور های دنیا پذیرفته شده است.
- در بریتانیا، افراد زیر ۱۵ سال اجازه تماشای فیلم دارای رده ۱۵ را در سینما ندارند؛ همراهی والدین این ممنوعیت را برطرف نمیکند. همین قاعده برای افراد زیر ۱۸ سال در فیلمهای رده ۱۸ برقرار است.[۱۲]
- در استرالیا، تماشاگر زیر ۱۵ سال برای ورود به فیلم دارای رده MA15+ باید همراه والد یا سرپرست واجد شرایط باشد و این همراهی در تمام مدت نمایش ادامه داشته باشد. برای رده R18+، ورود افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است و امکان درخواست مدرک سن وجود دارد.[۱۳]
این نظامها به این معنا نیست که این فیلم به مانند فیلم های هالیوودی صحنه های جنسی حاد دارد قطعا میزان شوخی ها قابل مقایسه نیست. اما وقتی محدودیتی تعیین شد، معنای عملی دارد. عجیب است که در بحث سینمای ایران، مطالبه چنین ضابطهای بهسرعت با اتهام سانسور روبهرو میشود، در حالی که خانواده حتی از حق اطلاع دقیق و بهموقع هم محروم مانده است.
پیشنهاد مشخص برای خانوم والده این است. رده سنی با توجه به تراکم شوخیهای جنسی دوباره ارزیابی شود؛ هشدار روشن درباره نوع محتوا در صفحه خرید و تبلیغات قرار بگیرد؛ و حداقل محدودیت اعلامشده، هنگام ورود به سالن واقعاً اجرا شود. مسئولیت اجرا باید بر عهده سینما باشد، نه کودکی که بلیت در دست دارد.
ظاهر نامتعارف اولین و آخرین ایده سینمای ایران
در خانوم والده همان فرمول آشنای بخشی از کمدی تجاری ایران دیده میشود. چهرهای محبوب را در ظاهری نامعمول قرار بده، کنجکاوی مخاطب را تحریک کن و از همان تصویر برای فروش فیلم استفاده کن. گریم و پوشش متفاوت رضا عطاران پیشاپیش یک کنجکاوی میسازد؛ کنجکاوی دیدن چیزی که تماشاگر در حضور معمول این بازیگر ندیده است.

این همان چیزی است که میتوان مصرفگرایی تصویری نامید. تصویر باید سریع توجه بگیرد، در تبلیغات بچرخد و تماشاگر را به سالن برساند. بعد هم فیلم برای حفظ همان توجه، شکلهای مختلف آن تصویر را تکرار میکند، لباس تازه، حرکت تازه، رقص تازه. اگر شخصیت و داستان به اندازه کافی با محتوا نباشد، این تازگی ظاهری ناچار باید بار بیشتری به دوش بکشد.
همین منطق را میتوان در آثاری دید که حضور بازیگر زن خارجی و پوشش متفاوت او را به جاذبه اصلی تبدیل میکنند. مانند بسیاری از فیلم های محبوب در همین امسال مانند فیلم ماجراجویی در جزیره جیمز باند. در چنین استفادهای، زن چه جایگاهی در داستان دارد؟ شخصیت مستقلی است که تصمیم میگیرد و بر مسیر روایت اثر میگذارد، یا حضورش برای عرضه تصویری است که در سینمای داخلی کمتر دیده میشود؟ صرف دیدن تصویری متفاوت، کیفیت سینمایی را تضمین نمیکند.
این فرمول گاهی با موقعیتهای واقعاً بامزه همراه میشود؛ خانوم والده هم از این لحظهها دارد. اما خندهدار بودن چند صحنه، تمام روش فیلم را توجیه نمیکند. باید دید پس از مصرف جذابیت اولیه گریم، چه چیزی باقی میماند.
یک منتقد دیگر هم همین را گفته است. فیلم ظرفیت موقعیت داستانی خود را کنار میزند و بیش از اندازه به زنپوشی و شوخی با بدن و رفتار زنانه تکیه میکند.[۱۴] این نقد به وابستگی فیلم به ظاهری مربوط است که قرار است کمبود پرداخت داستان و شخصیت را جبران کند.
پوشش مادرانه چگونه خرج خنده میشود؟
چادر، روسری و شیوه پوشش زنان مذهبی در زندگی اجتماعی ما نشانههایی آشنا هستند. برای بسیاری از تماشاگران، این ظاهر با تصویر مادر، مادربزرگ، همسایه یا زنی از نزدیکانشان پیوند دارد. وقتی فیلم همین مجموعه نشانهها را وارد موقعیتهای مضحک میکند، نمیتوان انتظار داشت تمام معنای اجتماعی آنها پشت در سالن بماند.
واکنش نخست یک بیننده دغدغهمند، اعتراض به اهانت به حجاب و پوشش مادرانه است. این اعتراض جای بحث دارد، اما محوریت نقد ما اینقدر تکراری و ساده نیست. باید دید فیلم چه رابطهای میان این پوشش و خنده برقرار میکند.

تماشاگر در جریان فیلم بارها یک ظاهر مشخص را همراه با حرکت مضحک، سوءتفاهم جنسی یا موقعیت تحقیرآمیز میبیند. در چنین ترکیبی، این لباس خاص محوریت اصلی شوخی است. هر بار که همان ظاهر برمیگردد، انتظار خنده هم همراهش بازمیگردد. به نظر میرسد، ایراد خانوم والده دقیقاً در همین استفاده مکرر از نشانههای پوشش مادرانه است.
در صحنههای تانگو و دستشویی رفتن، این برخورد برجستهتر میشود. تضاد میان ظاهر پوشیده و مادرانه با رفتار و موقعیت بدنی شخصیت، بخش مهمی از طنز را میسازد. اگر این ظاهر از صحنه حذف شود، آیا شوخی همچنان همانقدر کار میکند؟ اگر پاسخ منفی است، دیگر نمیشود گفت پوشش هیچ سهمی در موضوع خنده ندارد.

البته فیلم سعی دارد در بخشهایی رفتار مضحک را به ناآشنایی مرد با نقشی که پذیرفته نسبت میدهد. تماشاگر میداند او واقعاً آن زن نیست. اما آگاهی از داستان، همه تداعیهای تصویر را پاک نمیکند. مخاطب هنگام خندیدن، اجزای صحنه را جداگانه بایگانی نمیکند که نادانی سهم شخصیت باشد و روسری و چادر کاملاً بیرون از معنای شوخی بمانند. آنچه روی پرده دیده میشود یک ترکیب واحد است.

پژوهش درباره طنز تحقیرآمیز، پشتوانهای برای جدی گرفتن این سازوکار فراهم میکند. نظریه هنجار پیشداورانه توضیح میدهد که چنین طنزی چگونه فضایی میسازد که در آن تحمل تحقیر و تبعیض بیشتر میشود، بهویژه برای کسانی که از قبل نسبت به گروه هدف پیشداوری دارند.[۱۵] در دو آزمایش درباره شوخیهای جنسیتزده نیز، مواجهه با این شوخیها در مردانی که نگرش جنسیتزده داشتند، با بروز بیشتر رفتار تبعیضآمیز علیه زنان همراه شد.[۱۶] این مطالعات مستقیماً درباره چادر یا خانوم والده نیستند؛ پیوند آنها با فیلم، تحلیل سازوکار خندهای است که تحقیر را پذیرفتنی جلوه میدهد.
از همین زاویه، نگرانی درباره سرایت شوخی از شخصیت فیلم به زنان واقعی قابل فهم است. وقتی پوششی آشنا بارها در خدمت مضحکه قرار میگیرد، زمینهای فراهم میشود که همان ظاهر بیرون از فیلم هم موضوع تقلید و تمسخر شود. لازم نیست تماشاگر پس از خروج از سالن اعلام کند نظرش درباره حجاب عوض شده است. گاهی پیامد فرهنگی در یک ادا درآوردن، یک لقب یا خندیدن به زنی با همان نوع روسری ظاهر میشود. نقد ما به فیلم، متوجه همین هزینهای است که برای گرفتن خنده از نشانههای زندگی واقعی دیگران پرداخت میشود.
زنانگی در حد لباس و اندام
بخش دیگری از نقد به شیوه بازسازی بدن و رفتار زنانه توسط بازیگر مرد مربوط است. باید دید فیلم برای ساختن تصویر زن، چه چیزهایی را انتخاب میکند. شکل اندام، لباس، صدا، راه رفتن و حرکتهایی که قرار است اغراقآمیز و خندهدار باشند. وقتی زنانگی عمدتاً با همین نشانهها تعریف شود، زن به مجموعهای از ویژگیهای بدنی و صرفا ظاهری تبدیل میشود.
معنای نگاه ابزاری همین است. در این نگاه، تجربه، اراده، فکر و فردیت زن اهمیت کمتری از چیزی پیدا میکند که از بدن و ظاهرش میتوان برای سرگرمی استخراج کرد. زن به جای آنکه انسانی با زندگی و خواستههای خودش باشد، به ابزار شوخی یا هر مسئله ای دیگری تبدیل میشود. مرد بودن بازیگری که این تصویر را اجرا میکند، این منطق را از بین نمیبرد؛ موضوع همچنان تصویری است که از زنانگی ساخته و عرضه میشود.
تکیه مداوم بر برجستهسازی اندام و تقلید اغراقآمیز رفتار زنانه، یک باور رایج اشتباه را تقویت میکند: زن بودن یعنی ظاهر خاص، بدن خاص و چند حرکت نمایشی. در این برداشت، تفاوت زنان، شخصیتشان و تجربههای واقعیشان حذف میشود و چند علامت بیرونی جای همه آن پیچیدگی را میگیرد. چنین تصویری به همان جریان زن بهمثابه ابزار کمک میکند، حتی وقتی در قالب شوخی عرضه شود و حتی وقتی بدن واقعی یک زن در مرکز قاب نباشد.
پژوهشهای بازنمایی جنسی نیز این نگرانی را جدی گرفتهاند. مروری بر ۱۳۵ مطالعه در ۱۰۹ اثر پژوهشی، مواجهه با تصاویر جنسیساز و ابزاری را با پیامدهایی از جمله نارضایتی بیشتر از بدن، خودشیءانگاری و پذیرش بیشتر باورهای جنسیتزده مرتبط دانسته است.[۱۷] خودشیءانگاری یعنی فرد یاد بگیرد خودش را پیوسته از چشم تماشاگر بیرونی بسنجد؛ چقدر دیدنی است، بدنش چگونه به نظر میرسد و چه واکنشی میگیرد. این یافتهها درباره مجموعهای از بازنماییهای رسانهایاند و اهمیتشان برای این نقد، توضیح هزینه کم کردن ارزش انسان به ظاهر و بدن است.
خانوم والده از یک طرف پوشش بسته و مادرانه را وارد موقعیتهای مضحک میکند و از طرف دیگر، نشانههای بدن زنانه را برای خنده برجسته میسازد. در هر دو مسیر، زنانگی چیزی است که میتوان آن را پوشید، بزرگنمایی کرد و خرج سرگرمی کرد. این انتخاب سزاوار نقد است، حتی اگر سالن بخندد و گیشه هم راضی باشد.
خندیدن تماشاگر، سازنده را از پاسخگویی معاف نمیکند. باید پرسید چه کسی بیاطلاع و بیتناسب با سنش در معرض آن قرار گرفته و تصویر چه کسانی برای تولیدش مصرف شده است. خانوم والده واقعا در بخش هایی باعث میشود سالن بترکد اما حساب هزینههای این خنده همچنان باز است.
جمعبندی نهایی
خانوم والده در ظاهر یک کمدی سرگرمکننده است که با حضور بازیگران شناختهشده، موقعیتهای طنز و یک ایده متفاوت تلاش میکند مخاطب را به سالن سینما بکشاند. فیلم در بخشهایی واقعاً توانایی خنداندن دارد و نمیتوان این ویژگی را نادیده گرفت. با این حال، مسئله اصلی از جایی شروع میشود که برای ساختن این خنده، از نشانهها و موضوعاتی استفاده میشود که در زندگی واقعی معنا و جایگاه اجتماعی دارند؛ از پوشش و تصویر مادرانه گرفته تا نمایش زنانگی و روابط انسانی.
در کنار این موضوع، مسئله ردهبندی سنی و اطلاعرسانی درست به خانوادهها نیز اهمیت زیادی پیدا میکند؛ زیرا وقتی فیلمی از شوخیها و موقعیتهای دوپهلو استفاده میکند، خانواده باید پیش از ورود به سالن بداند با چه محتوایی روبهرو خواهد شد، نه اینکه پس از خرید بلیت تازه با این مسئله مواجه شود.
مشکل اصلی خانوم والده این نیست که فیلم کمدی است یا قصد سرگرم کردن دارد؛ طنز هم میتواند اجتماعی باشد و مسائل مختلف را با زبان خنده مطرح کند. مسئله این است که هر خندهای هزینهای دارد و باید دید این هزینه را چه کسی پرداخت میکند. وقتی برای گرفتن خنده، یک نشانه فرهنگی آشنا بارها در موقعیت تحقیرآمیز قرار میگیرد یا محتوایی که برای بزرگسال طراحی شده بدون هشدار کافی در اختیار مخاطب کمسن قرار میگیرد، نیاز به بررسی بیشتری وجود دارد. کودک و نوجوان لزوماً معنای کامل یک شوخی را درک نمیکند، اما با تصویر و واکنش جمعی اطراف خود مواجه میشود و همین موضوع میتواند در شکلگیری برداشتهای او اثر بگذارد.
در نهایت، خانوم والده نمونهای از مسیری است که بخشی از کمدی تجاری ایران طی میکند؛ مسیری که در آن جذب مخاطب، فروش و وایرال شدن اهمیت زیادی پیدا کرده است. خنداندن مردم ارزشمند است، اما سینما زمانی اثر ماندگارتری میسازد که در کنار سرگرمی، نسبت خود را با فرهنگ، خانواده و جامعه هم بشناسد. پرسش اصلی بعد از تماشای فیلم این نیست که آیا خندهدار بود یا نه؛ پرسش مهمتر این است که برای این خنده چه چیزی را روی پرده آوردیم، چه مخاطبی را در نظر گرفتیم و چه اثری از آن در ذهن مخاطب باقی میماند.
پیوست ها
[۱] اطلاعات فیلم خانوم والده و عوامل تولید
[۲] معرفی فیلم، داستان و عوامل خانوم والده
[۳] معرفی بازیگران و جزئیات اکران فیلم خانوم والده
[۴] داستان و جزئیات فیلم خانوم والده با بازی رضا عطاران
[۵] اطلاعات عوامل و بازیگران فیلم خانوم والده
[۶] نقد و بررسی فیلم خانوم والده
[۷] کارنامه و فیلمشناسی سهیل موفق
[۸] زندگینامه و آثار رضا عطاران
[۹] زندگینامه و آثار حمزه صالحی
[۱۱] پژوهش طولی درباره مواجهه با محتوای جنسی تلویزیون و آغاز رفتار جنسی نوجوانان
[۱۲] ضوابط رسمی ردههای ۱۵ و ۱۸ در بریتانیا، BBFC
[۱۳] ضوابط رسمی ردهبندی سنی استرالیا
[۱۴] نقد خانوم والده؛ وقتی عطاران از خودش عقب میماند
[۱۵] پیامدهای اجتماعی طنز تحقیرآمیز و نظریه هنجار پیشداورانه
[۱۶] پژوهش آزمایشی درباره نقش شوخی جنسیتزده در بروز پیشداوری علیه زنان
[۱۷] مرور پژوهشهای رسانه و جنسیسازی در فاصله ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۵، منتشرشده در ۲۰۱۶
دیدگاهتان را بنویسید