آیتالله مجتبی خامنهای سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران شد
هجدهم اسفند ماه سال 1404 ساعت 0:50 دقیقه | سومین رهبر ایران مجتبی خامنه ای
ملت بزرگ، شریف و آزادۀ ایران اسلامی؛ سلام و درود الهی بر شما که در مسیر پر افتخار انقلاب اسلامی با صبر، آگاهی و استقامت پاسدار عزت و استقلال این سرزمین بودهاید.
این روزها سرزمین ایران اسلامی در سوگ فقدان شخصیتی نشسته است که دههها هدایت فکری، سیاسی و معنوی جامعه اسلامی را بر عهده داشت. شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه)، حادثهای بزرگ و اندوهبار برای ملت ایران و همۀ آزادگان جهان به شمار میآید. در کنار این مصیبت سنگین یادمان نرود که خاطرۀ دیگر شهدای گرانقدر این حوادث نیز در دلها زنده است؛ خصوصاً فرماندهان شجاع و فداکار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و نیز دانشآموزان معصوم مدرسۀ شجرۀ طیبۀ شهرستان میناب که در پی تجاوز دشمنان به خاک این سرزمین به مقام رفیع شهادت نائل آمدند.
تجاوز آشکار و حملات خصمانۀ دولت ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، جلوهای دیگر از دشمنی دیرینۀ قدرتهای مستکبر و استعمارگر با استقلال و اقتدار ملت ایران را آشکار ساخت. این اقدامات وحشیانه و خلاف موازین انسانی، بار دیگر نشان داد که دشمنان این ملت از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به اراده و هویت ملی ایرانیان دریغ نمیکنند. با این حال تجربۀ بلند تاریخی ملت ایران گواه آن است که چنین فشارها و تهدیدهایی هرگز نتوانسته است ارادۀ مردم این سرزمین را در دفاع از آرمانهای خود متزلزل سازد.
شاید با انتشار خبر شهادت و عروج ملکوتی رهبر فرزانۀ انقلاب اسلامی، نگرانی طبیعی دربارۀ استمرار راه انقلاب و انتخاب رهبری در نظام اسلامی پدید آمده باشد اما نصرت خدا بر این نیست که این پرچم به دست صاحب الزمان امام مهدی سلام الله علیه نرسد. با این حال ساختار حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران، که بر پایۀ قانون اساسی و با تدبیر بنیانگذاران آن طراحی شده است، برای چنین شرایطی پیشبینیهای دقیق و سنجیدهای در نظر گرفته است تا کشور در هیچ مقطعی دچار خلأ هویتی نگردد.
با وجود فضای جنگی، تهدیدات مستقیم دشمنان علیه ین مردم و حتی حمله به ساختمانهای دبیرخانۀ مجلس خبرگان رهبری که به شهادت جمعی از کارکنان خدوم و نیروهای حراست انجامید، روند قانونی تعیین رهبری با سرعت و جدیت دنبال شد. رخدادهای حاضر هرچند اندوهی عمیق بر دلها نهاد، اما نتوانست خللی در انجام وظیفه تاریخی و قانونی ایجاد کند. برنامهریزیهای لازم برای گردهم آمدن نمایندگان مجلس خبرگان از نقاط مختلف کشور در کوتاهترین زمان ممکن انجام گرفت تا مسیر قانونی انتخاب رهبری با دقت و مسئولیت کامل طی شود.
فهرست مطالب
Toggleآغاز فصل سوم انقلاب
در نظام جمهوری اسلامی ایران، جایگاه ولایت فقیه به عنوان محور هدایت و انسجام جامعۀ اسلامی از اهمیت بنیادین برخوردار است. این جایگاه در دوران غیبت حضرت ولیعصر نقشی اساسی در حفظ هویت دینی، استقلال سیاسی و ثبات اجتماعی کشور ایفا میکند. تجربۀ نزدیک به نیم قرن حکمرانی مبتنی بر حکمت، عزت، استقلال و اقتدار که با هدایت امام خمینی آغاز شد و در دوران رهبری حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای تداوم یافت، نشان داد که این اصل تا چه اندازه در حفظ مسیر انقلاب اسلامی تعیینکننده بوده است.
صالح بعد صالح؛ لطف خدا عیان شد؛ خامنهای جوان شد. | سومین رهبر ایران مجتبی خامنه ای
پس از بررسیهای گسترده، گفتوگوهای کارشناسی و ارزیابیهای دقیق در چارچوب ظرفیتهای پیشبینیشده در قانون اساسی، در اجلاسیۀ فوقالعادۀ مجلس خبرگان رهبری بر پایۀ رأی قاطع نمایندگان این مجلس، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای(حفظهالله) به عنوان سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تعیین و معرفی گردید تا مسئولیت هدایت این نظام اسلامی را بر عهده گیرد.
اکنون بیش از هر زمان دیگر، حفظ انسجام ملی و همبستگی اجتماعی اهمیت دارد؛ تاریخ انقلاب اسلامی بارها نشان داده است که اتحاد ملت ایران حول محور ارزشهای دینی و ملی، بزرگترین سرمایه برای عبور از بحرانها و چالشهایی بوده که دشمنان اسلام بر سر راه این مردم شیعه گذاشتهاند. در چنین شرایطی از همۀ اقشار جامعه، بهویژه علما، اندیشمندان، نخبگان حوزه و دانشگاه و نیز جوانان آگاه این سرزمین انتظار میرود با بصیرت و همدلی در مسیر تقویت وحدت ملی و پشتیبانی از نظام اسلامی گام بردارند و با رهبر جدید خود بیعت کنند.
أمیرالمؤمنین علی علیهالسلام:
مَکانُ القَیِّمِ بالأمْرِ مَکانُ النِّظامِ مِنَ الخَرَزِ، یَجْمَعُهُ و یَضُمُّهُ، فإنِ انقَطَعَ النِّظامُ تَفَرَّقَ و ذَهَبَ، ثُمَّ لَم یَجْتَمِعْ بِحَذافیرِهِ أبَدا
موقعیت زمامدار مانند رشته است که مهرهها را جمع مىکند و ارتباط مىبخشد، اگر رشته از هم بگسلد، مهرهها پراکنده مىشوند و هر یک به جایى خواهد افتاد، به گونهاى که هرگز نتوان همه را جمع کرد. نهجالبلاغه، خطبه ۴۶
امید آن میرود که به لطف الهی، هدایتهای معنوی حضرت ولیعصر و همراهی ملت بزرگ ایران، مسیر عزت، پیشرفت و اقتدار کشور همچنان با استواری ادامه یابد و ایران اسلامی همچنان به عنوان نمادی از استقلال، مقاومت و امید در جهان بدرخشد.
برای مطالعۀ بیشتر: رهبر جدید کیست و وظیفه چیست؟
پشت دشمن به کجا گرم بود؟
سالها گروههایی در فضای سیاسی کشور خیال براندازی داشتند و خانه و زندگی مردم را به آتش کشیدند. وای اگر کشور به دست این افراد افتاده باشد! با صدای بلند از رفراندوم سخن میگفتند و آن را راه حل همۀ مسائل و مشکلات این کشور معرفی میکردند و به رهبرشان نیز که ضامن جان ناموس و زندگیشان بود تهمت میزدند. اما هر بار که سخن از حضور واقعی مردم و پذیرش نتایج ارادۀ عمومی به میان میآمد، همان صداهای پرهیاهو در عمل چیزی جز شعارهای توخالی عرضه نمیکردند.
آنان که خود را نمایندۀ خواست عمومی معرفی میکردند و در فضای مجازی جولان میدادند هرگز نتوانستند نشان دهند چگونه میخواهند ارادۀ مردم را به شکلی منسجم و مسئولانه سامان دهند. واقعیت انگیزههای این مردم نشان داد فاصلۀ میان شعار و عمل، بسیار عمیقتر از آن است که با چند بیانیه، هیاهوی رسانهای و فراخوان از سوی پسر شاه که برای سربازان کودککش اسرائیلی کف میزند و شریک غمشان است، پوشانده شود.
اکنون تصور کنید مردمی که برای خونخواهی رهبر فقیدشان و مقابله با استکبار و استعمار غرب به خیابانها آمدند، اگر قصد آشوب و بیثباتی داشتند، با چه میزان سازماندهی و انسجام میتوانستند عمل کنند. جمعیتی که در سوگ و همبستگی گرد آمد، بهخوبی نشان داد توان خواست اجتماعی واقعی جامعه تا چه اندازه گسترده است. اگر همان ظرفیت در مسیر تخریب و اغتشاش به کار میرفت، نظم عمومی و زندگی روزمرۀ مردم چه سرنوشتی پیدا میکرد؟
همین واقعیت برای بسیاری از ناظران روشن ساخت که تفاوت بزرگی میان خیزشهای مردمی و جریانهایی وجود دارد که از دور شعار میدهند اما در بزنگاهها پشت جامعه را خالی میکنند و مسیرهایی را برمیگزینند که بیش از هر چیز با منافع رژیم صهیونیستی و پهلویهای خائن که دستشان در یک کاسه است همسوست.
قضاوت با شما
راستی به نظر شما چه نیرویی میتواند مردمانی با سلیقهها، دیدگاهها و زندگیهای متفاوت را در لحظهای حساس چنین گسترده و منسجم در کنار هم قرار دهد؟ چه عاملی سبب میشود هزاران نفر بیهیچ فراخوانی که در آن پول به هوا میریزند با ارادۀ خویش در میدانهای شهر گرد آیند و احساس تعلق مشترکشان به جمهوری اسلامی و رهبر عزیزشان را به نمایش بگذارند؟
در جهان امروز، در کدام جامعه میتوان صحنهای دید که مردم در میانۀ جنگ بهجای پناه گرفتن، خواستهشان را با حضور خود بهصورت جمعی و آشکار در خیابانها با زبان روزه ابراز کرده و به راهپیمایی بروند؟ این پرسش ذهن هر انسان متفکر و دقیقی را درگیر میکند: چه سرمایهای در بطن جامعه نهفته است که چنین همبستگی نادری را امکانپذیر میسازد؟
در برابر چنین صحنهای، پرسش دیگری نیز شکل میگیرد. آنان که از آزادی و زندگی و زن سخن میگویند، در لحظههایی که آتش دشمن بر سر مردم است، جاوید نامهایشان چرا غیب شدند؟ در کدام قسمت این شعارهای توخالی شما که تهی از مسئولیتپذیری است ضامنی برای روزهای بحرانی این مملکت دیده میشود؟
اگر دفاع از سرزمین و جامعه به میدان آزمون تبدیل شود، چه کسانی حقیقتاً در کنار مردم میایستند و چه کسانی تنها از دور به قضاوت و سخن بسنده میکنند؟ این پرسشها پاسخی فوری نمیطلبد؛ اما ذهن جامعه را به تأملی عمیق دربارۀ نسبت میان شعار، مسئولیت و حضور واقعی در لحظههای سرنوشتساز فرا میخواند. جاوید نامها برای دفاع از وطن کجا هستند؟ فقط تخریب کزدن و کشتن مردم و کودکان را بلدند؟
علی کریمی هم برای سربازان آمریکایی ناراحت است نه کودکان میناب! برای این جماعت جان ایرانی هزینۀ طبیعی جنگ است اما جان آمریکایی شایسته ناراحتی؛ چندروز پیش هم شازدۀ پهلوی همین کار را کرده بود. این جماعت کاپیتولاسیون را به ارث بردهاند.
رضا پهلوی: دلم برای ۳ سرباز کشته شده آمریکایی سوخت!
در حالی که آموزش و پرورش اعلام کرده است، ۱۷۰ دانشآموز و معلم ایرانی شهید شدند و صدها دانش آموز مظلوم دختر در میناب و تعدادی از ایرانیان مظلوم بر اثر حملات آمریکا شهید شدند، کشته شدن ۳ سرباز آمریکایی را تسلیت می گوید و دم از ایران و حمایت از مردم ایران میزنند.




دیدگاهتان را بنویسید