رباخواری در قرون وسطی | تاریخچه رباخواری یهودیان
کلیسای کاتولیک در اروپای قرون وسطی، وام دادن با سود را گناه کبیره میدانست و آن را برای مسیحیان اکیداً ممنوع کرده بود. با این حال، در دل همین جوامع بهشدت مذهبی، یک اقلیت خاص هم انحصار بازار پول را به دست گرفت و با خیال آسوده و بدون ذرهای عذاب وجدان، شبکهای عظیم از وامهای کمرشکن با بهرۀ بالا به راه انداخت. بالاخره وقتی رقیب به خاطر ترس از جهنم، خودش داوطلبانه از بازار انصراف داده، چرا نباید از این فرصت طلایی نهایت استفاده را برد؟
شریعت یهود، جهان را با یک مرزبندی سفتوسخت به دو دسته تقسیم میکرد؛ خودی(برادر) و غیرخودی(بیگانه). بر اساس متن صریح تورات (سِفر تثنیه، فصل ۲۳)، قانون اقتصاد داخلی آنها چنین بود که از برادر خود سود نگیر… اما از بیگانه میتوانی سود بگیری. آقا شما سر همکیش خودت کلاه نذار، اما غریبهها را تا خرخره بدوش! همین مجوز کافی بود تا جامعه میزبان مسیحی در سرتاسر اروپا، به جای همسایه، صرفاً به چشم یک قلک متحرک بیگانه دیده شود. البته که این جماعت همین الآن هم چنین نگاهی به دیگران دارند.
مقدمه | رباخواری در قرون وسطی
پس مکیدن ثروت اشراف و مردم عادی از طریق سودهای تصاعدی و مصادره اموال، اقدام کاملاً مشروع و منطبق بر عقایدشان بود؛ در واقع هم داشتند به دستورات الهیشان عمل میکردند و هم جیبشان پر میشد، یک معامله دو سر برد به خیال خودشان آسمانی! سرمایهداران یهودی از ایتالیا تا فرانسه و قلمروهای آلمانی، خلأ مالی ناشی از تحریم کلیسا را پر کردند و عملاً به شرکای پنهان و قدرتمند سیستم فئودالی تبدیل شدند که در ظاهر گوشهگیر بودند اما در باطن، سند ششدانگ املاک اشراف را در صندوقخانههایشان تلنبار میکردند.
برای شاهد مثال آوردن هیچکجا نمونهای بهتر و کاملتر از انگلستان نیست. تاریخ انگلستان در قرون وسطی از صفر تا صد ماجرا را روایت کرده؛ اینکه چرخۀ وامدادن یهودیان چرا و چگونه رونق گرفت، چگونه در پروژه دربار پادشاهی در غارت مردم همدست شد و چگونه این طمع سیریناپذیر، به فروپاشی و اخراج آنها از انگلستان ختم شد چون ظاهراً در محاسباتشان یادشان رفته بود که اگر خون میزبان را تا قطره آخر بمکند، بالاخره یک روز کاسه صبر میزبان هم لبریز میشود!
فهرست مطالب
Toggleچرا اصلاً یهودیان در انگلستان بودند؟
پیش از سال ۱۰۶۶ میلادی، هیچ سندی از سکونت سازمانیافته یهودیان در جزیره بریتانیا در دست نیست.[۴][۵] همهچیز با یورش دوک نورماندی آغاز شد. ویلیام، که بعدها او را فاتح خواندند، در سال ۱۰۶۶ از فرانسه به انگلستان لشکر کشید، پادشاه ساکسون آنجا را شکست داد و تاج انگلستان را از آن خود کرد.[۶] نخستین سند مکتوب از سکونت یهودیان در انگلستان به سال ۱۰۷۰ بازمیگردد؛ ویلیام گروهی از بازرگانان یهودی را از شهر روئن فرانسه، از همان سرزمینهای نورماندی خودش، به این جزیره تازهفتحشده آورد.[۴][۷]. بیشتر این جماعت نوپا از شمال فرانسه میآمدند، هرچند اقلیتی نیز از اسپانیا، ایتالیا و حتی روسیه در میانشان بود؛ آنان عمدتاً در مراکز شهر لندن، یورک، لینکلن و نورویچ ساکن شدند.[۸]
چرا شاه باید زحمت آوردن یک جماعت خارجی را به خود میداد؟ کلیسای کاتولیک، رباخواری — یعنی وامدادن پول در ازای بهره — را برای مسیحیان ممنوع کرده بود.[۹][۱۰]. اما جامعهای که بهسرعت در حال رشد بود، بهشدت به سرمایه نیاز داشت: صومعهها و کلیساهای جامع میخواستند ساخته شوند، پادشاهان بلندپرواز و بهطور مزمن تهیدست به پول برای جنگ نیاز داشتند، اربابان میخواستند قلعه بسازند.[۱۱] یهودیان اما تنها از وامدادن به برادر یهودی خود منع شده بودند؛ شریعتشان وامدادن به غیریهودیان را مجاز میدانست.[۱۲]
از سوی دیگر، یهودیان در بیشتر اروپای آن دوران، از جمله انگلستان، نه اجازه مالکیت زمین داشتند و نه — بهاستثنای پزشکی — اجازهی ورود به بیشتر صنوف و مشاغل را.[۱۲] این دو محدودیت — منع کلیسا برای مسیحیان، و منع صنوف برای یهودیان — دقیقاً مثل دو تکه یک پازل در کنار هم جفت شدند. یهودیان تنها گروهی بودند که هم قانوناً اجازه وامدادن با بهره را داشتند و هم عملاً هیچ رَب دیگری برای امرار معاش پیش رویشان نبود.

یهودیها اینهمه پول از کجا آوردن؟
اگر اقلیتی کوچک، بیزمین و از بیشتر مشاغل محروم بودند، این سرمایه برای وامدادن را از کجا میآوردند؟ آنان از نو ثروتی نمیساختند؛ سرمایهای را که از تجارت اولیهشان — بسیاری در آغاز صراف و بازرگان بودند — یا از نسل پیش اندوخته بودند، بارها و بارها در چرخه وام به گردش درمیآوردند.[۱۳] نمونه برجسته این پدیده آرون لینکلن است(زاده حدود ۱۱۲۳ – درگذشته ۱۱۸۶)، که بهاحتمال زیاد ثروتمندترین مرد انگلستان نورمن بود، حتی ثروتمندتر از خود شاه[۱۴][۱۵]. او در پیپرول سال ۱۱۶۶ در نُه شهرستان انگلستاناز شخص پادشاه هنری دوم طلبکار بود.[۱۶]
آرون از طریق شبکهای از نمایندگان، عملاً چیزی شبیه یک اتحادیه بانکی سراسری بنا کرد و در ساخت کلیساهای جامعی چون سنت آلبانز، کلیسای جامع لینکلن و نُه صومعه سیسترسی سرمایهگذاری کرد.[۱۵][۱۷]. همین رفرنسی که برایتان گذاشتیم نشان میدهد نرخ بهره وامهای او معمولاً میان ۲۵ تا ۴۰ درصد بود و گاه تا ۸۶ درصد در سال نیز میرسید.[۱۸]
اما مهمتر از هر رقمی، اینجا بود که تاج وارد بازی میشد. در انگلستان قرونوسطا، یهودیان و هرآنچه داشتند، از نظر حقوقی مال شاه به شمار میرفتند.[۱۹][۲۰] یهودیان فقط با اجازه شاه اجازه اقامت داشتند که همین مسئله آنان را در برابر بهرهکشی گسترده تاج آسیبپذیر میکرد؛ شاه هر زمان که میخواست میتوانست از آنان مالیات سنگین بستاند، همان چیزی که در عین حال انگیزهای برای حمایت از آنان نیز به او میداد.[۲۰] وقتی آرون لینکلن در سال ۱۱۸۶ درگذشت، شاه هنری دوم بیدرنگ کل داراییاش را ضبط کرد؛ چنان بدهی کلانی از او باقی مانده بود که خزانهداری مخصوصی بهنام اسکاکاریوم آرونیس(خزانهی آرون) برای رسیدگی به آن تأسیس شد.[۱۵][۱۷]
سرنوشت همین ثروت گویاست که پژوهشگران میگویند هدف نظام این بود که جماعت یهودی همچون مخزنی عمل کند که مازاد ثروت جامعه را جذب کند و در هنگام نیاز، بهسادگی در اختیار تاج قرار گیرد.[۲۱] هرچند باید نکتهای را نیز روشن کرد: پژوهشهای تازهتر نشان میدهند که تصور رایج — همه یهودیان انگلستان وامدهنده بودند — نادرست است. بر پایه بررسی دکتر جولی مل از آرشیو لینکلن (۱۲۴۱-۱۲۴۲)، تنها اقلیتی از یهودیان بهطور حرفهای وامدهی میکردند و بخش عمده وامهای بازپرداختنشده در دست عدهای بسیار انگشتشمار و ثروتمند متمرکز بود؛ بیشتر یهودیان عادی زرگر، پزشک، بازرگان یا در پی دانشاندوزی بودند.[۲۲]
برای مطالعۀ بیشتر: نقش یهودیان در سیستم بانکداری جهانی
پادشاهان این ماجرا، به ترتیب
نخست ویلیام بود، که یهودیان را آورد.[۴] نسلها بعد، هنری دوم بر تخت نشست؛ دوران او را میتوان اوج رشد و رونق جماعت یهودی دانست که آرون لینکلن به شخص شاه وام میداد.[۱۶][۱۷]. پس از او پسرش، ریچارد یکم«ریچارد شیردل» افسانهها، پادشاه غایب داستانهای رابینهود که به جنگهای صلیبی میرود بر تخت نشست.[۲۳]

درست در روز تاجگذاری ریچارد، سوم سپتامبر ۱۱۸۹، آشوبی خونین در لندن رخ داد. نمایندگان یهودی که برای ادای احترام به مراسم آمده بودند، از ورود منع و مورد حمله قرار گرفتند؛ شایعهای دروغین نیز پخش شد مبنی بر اینکه خود شاه فرمان کشتار یهودیان را داده است.[۲۴][۲۵]. این شایعه و خشم ناشی از مالیاتهای جنگهای صلیبی، موجی از شورش را در نورویچ، استمفورد، لینکلن و خصوصا یورک برانگیخت.[۲۵]
نتیجه این موج، یکی از سیاهترین رویدادهای تاریخ یهودیان اروپا در قرونوسطا بود. کشتار یورک، شانزدهم مارس ۱۱۹۰. جماعت یهودی یورک — نزدیک به ۱۵۰ نفر — به دژ شهر پناه بردند تا از آشوب خیابانی در امان بمانند[۲۶][۲۷]. اما محاصره سه روز به طول انجامید؛ در نهایت، بسیاری از پناهندگان، بهجای تسلیمشدن به دست جماعتی که بیرون دروازه فریاد میکشید یا تن به تعمید اجباری دادن، ترجیح دادند به دست خویش بمیرند[۲۶][۲۸]. آنان که این راه را نپذیرفتند نیز یا در آتش سوختند یا به دست شورشیان کشته شدند.[۲۸] وقایعنگار آن روزگار، ویلیام نیوبورگ، شورشیان یورک را چنین توصیف کرد که بی هیچ وسواس وجدانی مسیحی عمل کردند.[۲۸]
بعد از ریچارد، برادرش جان بیسرزمین به تخت نشست — شاه منفوری که در بیشتر روایتهای رابینهود، حاکم ظالم داستان است. و در دوران پسر او، هنری سوم، فصل تازهای از نشانهگذاری و تبعیض آغاز شد.
فکر نکنید این یهودیا مظلوم بودنا!
حالا با خواندن این اتفاقات تلخ، شاید پیش خودتون بگید طفلکیها چقدر مظلوم واقع شدن! اما اگر بخواهیم تاریخ رو بدون روتوش و تعارف ببینیم، ماجرا اصلاً اینقدرها هم سیاه و سفید نیست. واقعیت اینه که در همون مقطع، همین جماعت یهودی به خاطر نقش انحصاریشون تو اقتصاد، به قول معروف مردم و اشراف رو صاف کرده بودن! چرا خون مردم از دستشون به جوش آمده بودند؟ باید به این سه مورد اشاره کنیم:
-
وامهای کمرشکن و سودهای نجومی: همانطور که گفته شد تو اروپای قرون وسطا، کلیسا وام دادن با سود رو برای مسیحیها حروم و گناه کبیره اعلام کرده بود. از اون طرف، یهودیها هم اجازه نداشتن زمین کشاورزی بخرن یا تو صنفهای کاری و تجاری وارد بشن. نتیجه چی شد؟ یهودیها شدن تنها کسانی که تو بازار وام میدادن. خروجی این وضعیت این بود که از آدمهای عادی گرفته تا شوالیهها و اشرافزادهها، تا خرخره زیر بار بدهی و سودهای تصاعدی این سرمایهداران یهودی گیر کرده بودن و زندگیشون فلج شده بود.
-
پشتپرده کشتار یورک (فرار از بدهی): فکر میکنید اونایی که تو یورک به یهودیها حمله کردن فقط یه مشت آدم متعصب مذهبی بودن؟ اصلاً اینطور نیست! رهبران اصلی اون شورش مثل اشرافزادهای به اسم ریچارد مالهبیس دقیقاً همون کسانی بودن که بدهیهای کلان و وحشتناکی به تاجران یهودی داشتن. بهترین دلیل برای اثباتش هم اینه که به محض اینکه کار محاصره و کشتار تموم شد، شورشیها بیخیال بقیه چیزها شدن و یکراست رفتن سراغ کلیسای جامع یورک، صندوق اسناد رو شکستن و تمام برگههای بدهیشون رو تو آتش سوزوندن تا یه آب خوش از گلوشون پایین بره!
-
دست پنهان پادشاه برای چاپیدن مردم: گفتیم که تو قوانین اون زمان انگلیس، یهودیها رسماً اموال پادشاه حساب میشدن. پادشاه ازشون حمایت میکرد، اما در عوض مالیاتهای به شدت سنگینی ازشون میگرفت. در واقع، پادشاهان انگلیس از یهودیها مثل یه اسفنج استفاده میکردن؛ این اسفنج ثروت مردم و اشراف رو از طریق سود وامها میمکید، و بعد پادشاه با مالیات گرفتن، اون اسفنج رو تو جیب خودش میچلوند! برای همین، مردم عادی و اشراف، یهودیها رو صرفاً یه اقلیت مذهبی نمیدیدن، اونا رو باعث فشار اقتصادی حکومت و عامل اصلی بدبختی مالیشون میدونستن.
وقتی آدم این تاریخ رو میخونه پیش خودش میگه خب اگه مقصر اصلی پادشاهه، چرا نرفتن یقه خود پادشاه رو پاره کنن؟ دلیلش اینه که تو اون دوران، درافتادن با پادشاه حکم خودکشی تضمینی رو داشت و یهودیها در واقع سیبل دمدست یا همون سپر بلای حکومت بودن. چند تا دلیل خیلی محکم وجود داشت که باعث میشد کسی جرئت نکنه حتی چپ به پادشاه نگاه کنه.
-
مشت زدن به سندان(قدرت نظامی): پادشاه ارتش، قلعههای نفوذناپذیر، شوالیههای تا دندان مسلح و قدرت مطلق داشت. شورش مستقیم علیه پادشاه یعنی جرم، که مجازاتش تو اون زمان این بود که طرف رو میبستن به اسب، تو شهر میکشیدن و بعد زندهزنده تیکهتیکهاش میکردن(شقه میکردن). در حالی که یهودیها یه اقلیت بیسلاح تو دل همون شهر بودن. وقتی زورت به رییس بزرگ نمیرسه، دیواری کوتاهتر از زیردستها پیدا نمیکنی.
-
پادشاه نماینده خدا بود: تو اروپای قرون وسطا، مردم بهشدت مذهبی بودن. کلیسا تو مغز همه فرو کرده بود که پادشاه انتخابشده خدا است. درافتادن با پادشاه فقط جرم سیاسی نیست و توهین به خدا حساب میشد و طرف تکفیر میشد. برای یه آدم اون زمان، جنگیدن با پادشاه یعنی خریدن بلیت مستقیم و VIP برای جهنم.
-
یهودیها همونجا بودن، اما پادشاه نه: برای فرار از بدهی، نیازی نبود کل انگلیس رو بسیج کنن و برن لندن با ارتش پادشاه بجنگن. اسناد و مدارک بدهیها دست همون تاجران یهودی تو شهر خودشون(مثل یورک) بود. خیلی راحتتر بود که بریزی سر یه عده آدم بیپناه تو محله بغلی، صندوق اسنادشون رو بشکنی و کاغذها رو بسوزونی، تا اینکه بخوای یه انقلاب سراسری راه بندازی. تازه پادشاهی مثل ریچارد شیردل تو اون مقطع اصلاً انگلیس نبود و داشت بار و بندیل میبست بره جنگهای صلیبی!
-
عقدهگشایی روی واسطهها: این یه قانون نانوشته روانی تو تاریخه. وقتی سیستم تو رو له میکنه، تو یقه کسی رو میگیری که داری مستقیماً داخل همون سیستم باهاش معامله میکنی. مثل الآن که اگه بانک بخواد به خاطر قسط عقبافتاده خونهات رو مصادره کنه، با کارمند بانک یا رئیس شعبه دعوا میکنی، نه اینکه بری رئیس بانک مرکزی رو ترور کنی!
آقا الآن که بازم یهودیها مظلوم ماجرا شدن که! صبر کن بالام جان ادامشو بخون. ما معمولاً به کسی میگیم مظلوم که هیچ قدرت، ثروت یا عاملیتی نداره و فقط داره توسری میخوره. اما یهودیهای سرمایهدار اون مقطع اصلاً تو این تعریف جا نمیگیرن! اونا شرکای فعال یه سیستم بیرحم بودن. دلایل زیر نشون میده که چرا نباید اونا رو صرفاً قربانی دونست:
-
ثروتهای افسانهای و زندگیهای لوکس: اونا آدمهای فقیری نبودن که گوشه خیابان افتاده باشن. تو همون شهر یورک، سردمداران این جامعه مثل تاجرانی به اسم آرون لینکلن یا جوس تو عمارتهای سنگی بزرگ شبیه قلعه زندگی میکردن؛ اون هم تو دورانی که بیشتر مردم عادی و حتی بعضی اشراف تو خونههای چوبی و گِلی نمور بودن. اونا با پولشون عملاً روی طبقه اشراف تسلط پیدا کرده بودن و بعضاً با فخرفروشی و تحقیر و تمسخر خشم جامعه رو بیشتر تحریک میکردن.
-
مشارکت داوطلبانه در یک سیستم غارتگر: اینطور نبود که پادشاه بهزور شلاق بهشون بگه برید به مردم وام با سود وحشتناک بدید!. این یه معامله دو سر سود کثیف بود. اونا با کمال میل و با آگاهی کامل از نفرت مردم، این نقش رو بازی میکردن چون به شدت براشون سودآور بود و خودشون هم خیلی پول دوست هستن اصلا الآن هم خیلی پول دوست دارند. اونا دقیقاً میدونستن دارن ملک و املاک شوالیهها رو مصادره میکنن و زندگیها رو به خاک سیاه مینشونن، ولی چون پشتشون به محافظان پادشاه گرم بود، با بیرحمی به کارشون ادامه میدادن.
-
حکایت شرخر مافیا: برای درک بهتر، یه شبکه مافیایی رو تصور کنید. پادشاه، رئیس بزرگ مافیاست و سرمایهداران یهودی حکم نزولخورها و شرخرهای این مافیا رو داشتن. شرخر با حمایت رئیس، میره دار و ندار بدهکارها رو با سودهای مرکب بالا میکشه. حالا اگه یه روز بدهکارها کارد به استخونشون برسه و بریزن سر اون شرخر، آیا کسی میگه آخی، این شرخره چقدر مظلوم بود؟ نه! همه میگن این آدم، تاوان بازی خطرناک و طمع خودش رو داد.
داستان این نیست که اونا فرشتههای بیگناهی بودن که گیر یه مشت آدم وحشی افتادن. اونا مهرههای کلیدی، قدرتمند و به شدت ثروتمند یه اقتصاد فاسد بودن که روی لبه تیغ راه میرفتن. یه جایی، این قمار خطرناک یعنی تکیه کردن به پادشاه برای چاپیدن مردم دیگه جواب نداد، ورق برگشت و به بدترین و تلخترین شکل ممکن باختن.
نشان زرد
در بیستم مارس ۱۲۱۸، فرمانی به نام پادشاه ۱۱ساله هنری سوم صادر شد که همه یهودیان مرد انگلستان را موظف میکرد نشانی به شکل دو لوح سفید — یادآور الواح دهفرمان — بر جامه بیرونیشان بدوزند.[۲۹][۳۰]. این حکم، که در پی توصیههای شورای چهارم لاتران در ۱۲۱۵ صادر شد، انگلستان را به نخستین کشور اروپایی تبدیل کرد که چنین نشانی را بر یهودیانش گذاشت[۳۰][۳۱]. در سال ۱۲۵۳، هنری سوم با فرمان یهودیت خود، الزام پوشیدن این نشان را دوباره و با شدت بیشتری اجباری کرد.[۳۲]


جامعه یهودی انگلستان در قرون وسطا تمایلی به هضم شدن در جامعه مسیحی نداشت و این انزوا تا حد زیادی خودخواسته بود. آنها با تکیه بر قوانین سفتوسخت مذهبی، ازدواج با غیریهودیان را خط قرمز میدانستند و محلهها، دادگاهها، مدارس و سیستمهای خاص خودشان را داشتند. از طرفی، به دلیل سواد خواندن تورات و ثروت ناشی از تجارت، در دورانی که بیشتر اشراف و مردم عادی بیسواد بودند، تا حدودی با نگاه بالا به پایین به جامعه اطرافشان نگاه میکردند و اصرار داشتند این مرزبندی فرهنگی و هویتی به طور کامل حفظ شود.
با این حال، از آنجا که یهودیان در کوچه و بازار از نظر ظاهری تفاوتی با بقیه نداشتند، این موضوع باعث ترس و نگرانی شدید کلیسای کاتولیک شد. کلیسا نگران بود که مردان و زنان مسیحی به اشتباه و ناآگاهانه با یهودیان قاطی شده و وارد روابط عاطفی یا جنسی شوند. به همین دلیل، شورای چهارم لاتران در سال ۱۲۱۵ میلادی، به این بهانه تصمیم گرفت این جدایی را به مرزبندی در ظاهرشان تبدیل کند و به حکومتها دستور داد که یهودیان را مجبور به استفاده از نشانههای متمایزکننده روی لباسهایشان کنند تا در عرصه عمومی کاملاً قابل شناسایی باشند.
در این میان، دربار پادشاهی نصب نشان دو لوح سفید را اجرا کرد که پشت آن انگیزههای کاملاً سیاسی و منفعتطلبانه پنهان بود. دربار برای تثبیت پایههای لرزان حکومت این شاه خردسال، به شدت نیازمند حمایت پاپ بود و با اجرای سریع این فرمان به کلیسا باج داد. از سوی دیگر، چون یهودیان قانوناً اموال پادشاه محسوب میشدند، حکومت با این نشان عملاً روی داراییهای خود داغ زد تا دستدرازی به آنها را پرهزینه کند و در نهایت، با تحقیر علنی این طلبکاران در خیابانها، یک سوپاپ اطمینان روانی برای مردم بدهکار ساخت تا خشم عمومی را از دربار به سمت این اقلیت منحرف کند.
بین سالهای ۱۲۱۹ تا ۱۲۷۲، حکومت انگلیس میخواست برای مشروعیت بخشیدن به غارت بیشتر مردم از طریق یهودیها مبلغ ۲۰۰ هزار مارک را طی ۴۹ مرحله به دست بیاره ولی این حرکت به چیزی فراتر از قدرت نظامی نیاز داشت؛ همین مسئله بستر زایش خطرناکترین اخبار جعلی تاریخ یعنی افسانه خون(Blood Libel) نام داشت.[۳۳] در این دروغ، ادعا میشد که یهودیان خون کودکان مسیحی را میمکند یا مینوشند تا از آن در پخت نانهای مذهبی خود(ماتزا) استفاده کنند. پس آنها در ذهن مردم یک فرقه خونخوار مذهبی تصویر شدند.[۳۶]
نقطه شروع این دروغ به سال ۱۱۴۴ در نورویچ برمیگرده که پسربچهای به نام ویلیام در جنگل کشته شد و پنج سال بعد، یک راهب به نام توماس مونموث با سوءاستفاده از این پرونده حلنشده، کتابی قطور و خیالی نوشت.[۳۴][۳۵] او در این کتاب ادعا کرد که یهودیان این کودک را در یک مراسم مذهبی پنهان و انتقامجویانه به صلیب کشیدهاند. این کتاب جنجالی، یک جنایت عادی را به یک توطئه شیطانی، سازمانیافته و خونخوارانه تبدیل کرد و چرخهای از نفرت(تروپ) را ساخت که هم توجیهی برای غارت یهودیان توسط پادشاه آن زمان شد، هم قرنها بعد به عنوان ابزاری ایدئولوژیک در ماشین کشتار نازیها نیز به کار گرفته شد.
این جریان شباهت روانشناختی خیرهکنندهای به ماهیت نقاب گوستفیس(Ghostface) در سری فیلمهای جیغ(Scream) دارد. در این فرنچایز، گوستفیس یک شخص واحد نیست، یک الگو و افسانه شهری است که پس از چاپ کتابهای جنجالی یک خبرنگار زردنویس(گیل ویترز) به یک ترند تبدیل میشود تا هر کسی بتواند با پوشیدن آن نقاب، انگیزههای به شدت کثیف، پیشپاافتاده و شخصی خود را پشت چهره یک قاتل اسلشر افسانهای پنهان کند.
کتاب توماس مونموث نیز دقیقاً نقش همان کتابهای زرد را در قرون وسطا ایفا کرد و افسانه کودککش خونآشام را به عنوان یک گوستفیس در اختیار اشراف و پادشاهان قرار داد. این داستانها به پادشاهان اجازه میداد تا طمع سیریناپذیر و پروژههای اخاذی خود را پشت ادعای عوامفریبانه و قهرمانانه مبارزه با شیاطین پنهان کنند و با ایجاد یک هیستری دستهجمعی، غارتهای سیستماتیک خود را به جای دزدی، یک عملیات نجات مقدس جلوه دهند.
اخراج یهودیها
از دههی ۱۲۶۰ به بعد، فرمانهای سلطنتی وامدادن یهودیها را گامبهگام محدودتر کردند. در سال ۱۲۷۵، شاه تازه، ادوارد یکم، فرمان یهودیت(Statutum de Judaismo) را صادر کرد که عملاً هرگونه رباخواری را برای یهودیان غیرقانونی اعلام کرد و به آنان پانزده سال فرصت داد تا به شغلی دیگر — کشاورزی یا تجارت — روی آورند.[۳۸] اما در عمل، همان صنوف بسته و همان تعصب رایج که قرنها پیش یهودیان را بهسوی وامدادن رانده بود، اکنون راه بازگشت را نیز به رویشان بسته بود.[۳۷]
پانزده سال بعد، دقیقاً همان بازهای که فرمان ۱۲۷۵ وعده داده بود، به سررسید.[۳۹] ادوارد یکم، که پس از بازگشت از جنگهای صلیبی در سال ۱۲۸۹ بهشدت مقروض بود، در ازای مالیاتی کلان از پارلمان — ۱۱۶٬۰۰۰ پوند، بزرگترین مالیات منفرد قرونوسطا — موافقت کرد که همه یهودیان را از انگلستان اخراج کند.[۴۰][۴۱] در هجدهم ژوئیه ۱۲۹۰، فرمان اخراج صادر شد؛ یهودیان تا اول نوامبر — روز همه قدیسین — مهلت داشتند خاک را ترک کنند.[1]
جمعیت یهودی انگلستان در آن زمان تنها حدود ۳٬۰۰۰ نفر بود، کمتر از یک درصد کل جمعیت. آنان اجازه داشتند پول و اثاث شخصی خود را با خود ببرند، اما خانه، زمین، کنیسه و گورستانشان به تاج تعلق گرفت و بعدها به سود خزانه فروخته شد.[2]. بسیاری به فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و آلمان پناه بردند؛ رد برخی حتی تا قاهره پیدا شده. این فرمان تا سیصدوپنجاه سال، تا سال ۱۶۵۶ در دوران کرامول، به قوت خود باقی ماند [3].
فرجام سخن | رباخواری در قرون وسطی
پرونده این بخش از تاریخ انگلستان را که میبندیم، اشتباهترین کار این است که فکر کنیم این ماجرا در همان سال ۱۲۹۰ میلادی و با چند کشتی تبعیدی کلکش کنده شد و رفت. اتفاقاً الگوهای فکری و رفتاری که در آن دوران شکل گرفت، کلید فهم زیست امروز این اقلیت یهودی در دنیای امروز است. آنها از تجربه تلخ اخراجهای پیاپیشان یک درس بزرگ تاریخی گرفتند که دیگر نباید روی دیوار حاکمان یادگاری نوشت؛ باید ساختار قدرت را به گونهای در دست گرفت که اساساً کسی توان بیرون کشیدن آجرها را نداشته باشد.
امروز دیگر نیازی به پناه گرفتن در دژهای سنگی مثل شهر یورک یا پرداخت باجهای سنگین به خزانه دربار نیست. همان ایدئولوژی برآمده از نگاه خودی و بیگانهشان و همان عطش برای انحصار ثروت، از بین نرفته و صرفاً با ابزارهای قرن بیستویکمی آپدیت شده است. حالا به جای وام دادن به شوالیههای مقروض، با شبکههای درهمتنیده لابیگری، استفاده از اهرم بدهی در نهادهای مالی بینالمللی و جریان مظلومنماییشان در رسانههای هالیوودی مواجهیم.
در واقع، آنها با حفظ همان مرزبندیهای سفتوسخت یاد گرفتند که به جای بازی کردن در نقش واسطه و شرخر پادشاهان، خودشان در جایگاه سیاستگذار سیستمهای جهانی بنشینند تا دیگر هیچ قدرتی نتواند با یک فرمان، بساطشان را جمع کند. تاریخ تمام نشده؛ فقط یهودیان کُتوشلوار استعمارشان را با اشکال مدرن به تن کردهاند و جنگ ما با آنها نبرد بر سر وجود یکی و نابودی دیگریست.
پانویسها:
1. Edict of Expulsion. (n.d.). In Wikipedia.
2. Dave Does History. (2025, August 17). The Edict of Expulsion. https://davedoeshistory.org/2024/07/18/the-edict-of-expulsion/
3. On This Day in Messianic Jewish History. (2015, July 18). 18 July 1290 Edward I issues Edict of Expulsion banning Jews from living in England. https://jewinthepew.org/2015/07/18/18-july-1290-edward-i-issues-edict-of-expulsion-banning-jews-from-living-in-england-otdimj/
۴. Rigg, J. M. (1893). Select pleas, starrs, and other records from the rolls of the exchequer of the Jews; cited in Aaron of Lincoln: The Jewish financier and the wealthiest man of 12th century England. Journal of Research in Humanities and Social Science, 9(7). https://www.questjournals.org/jrhss/papers/vol9-issue7/Ser-5/I09075053.pdf
۵. History of the Jews in England (1066–1290). (n.d.). In Wikipedia.
۶. Historic Royal Palaces. (n.d.). Jewish medieval history at the Tower. Tower of London. https://www.hrp.org.uk/tower-of-london/history-and-stories/jewish-medieval-history-at-the-tower-of-london/
۷. jGuide Europe. (2025, February 23). England – Jewish heritage, history, synagogues, museums. https://jguideeurope.org/en/region/england/
۸. Bardavid, A. (n.d.). Licoricia: Jewish medieval women moneylenders. JSTOR Daily. https://daily.jstor.org/licoricia-jewish-medieval-women-moneylenders
۹. English Legal History and its Materials. (n.d.). Exchequer of the Jews. Columbia Law School. https://moglen.law.columbia.edu/twiki/bin/view/EngLegalHist/TheExchequerOfTheJews
۱۰. The Jewish Square Mile. (2025, August 20). The truth about medieval Jewish moneylending in England. https://www.thejewishsquaremile.org/stories/moneylending-unpacked
۱۱. Encyclopedia.com. (n.d.). England. In Encyclopaedia Judaica. https://www.encyclopedia.com/places/britain-ireland-france-and-low-countries/british-and-irish-political-geography/england
۱۲. History of the Jews in England (1066–1290). (n.d.). In Wikipedia.
۱۳. Aaron of Lincoln: The Jewish financier and the wealthiest man of 12th century England. (n.d.). Journal of Research in Humanities and Social Science, 9(7). https://www.questjournals.org/jrhss/papers/vol9-issue7/Ser-5/I09075053.pdf
۱۴. Aaron of Lincoln. (n.d.). In Wikipedia.
۱۵. Liquisearch. (n.d.). Aaron of Lincoln. https://www.liquisearch.com/aaron_of_lincoln
۱۶. History Atlas. (n.d.). Aaron of Lincoln. https://www.historyatlas.com/people/aaron-of-lincoln/
۱۷. Biographies.net. (2025). Aaron of Lincoln. STANDS4 LTD. https://www.biographies.net/people/en/aaron_of_lincoln
۱۸. Aaron of Lincoln’s lost treasure. (2021). https://www.academia.edu/94184971/Aaron_of_Lincolns_Lost_Treasure
۱۹. Historic Royal Palaces. (n.d.). Jewish medieval history at the Tower. https://www.hrp.org.uk/tower-of-london/history-and-stories/jewish-medieval-history-at-the-tower-of-london/
۲۰. همان [Same as above].
۲۱. English Legal History and its Materials. (n.d.). Exchequer of the Jews. Columbia Law School. https://moglen.law.columbia.edu/twiki/bin/view/EngLegalHist/TheExchequerOfTheJews
۲۲. The Jewish Square Mile. (2025, August 20). The truth about medieval Jewish moneylending in England. https://www.thejewishsquaremile.org/stories/moneylending-unpacked
۲۳. Britannica Kids. (n.d.). Massacre of Jews at the coronation of Richard I. https://kids.britannica.com/students/assembly/view/244950
۲۴. English Heritage. (n.d.). The massacre of the Jews at Clifford’s Tower. https://www.english-heritage.org.uk/visit/places/cliffords-tower-york/history-and-stories/massacre-of-the-jews/
۲۵. History Press. (2025, July 31). The Clifford’s Tower massacre. https://thehistorypress.co.uk/article/the-cliffords-tower-massacre/
۲۶. English Heritage. (n.d.). History of Clifford’s Tower. https://www.english-heritage.org.uk/visit/places/cliffords-tower-york/history-and-stories/history/
۲۷. Times of Israel. (2019, November 8). Coming back to the castle: The improbable return of the Jews of York. https://www.timesofisrael.com/coming-back-to-the-castle-the-improbable-return-of-the-jews-of-york/
۲۸. History of York. (n.d.). The 1190 massacre. https://www.historyofyork.org.uk/themes/a-jewish-history-audio-tour/the-1190-massacre
۲۹. Israel National News. (n.d.). Church of England to apologize for medieval expulsion of the Jews. https://www.israelnationalnews.com/news/309734
۳۰. Rokéah, Z. (2015). The first imposition of a badge on European Jews: Henry III of England’s 1218 mandate. https://www.academia.edu/15363418/The_First_Imposition_of_a_Badge_on_European_Jews_Henry_III_of_Englands_1218_Mandate
۳۱. United States Holocaust Memorial Museum. (n.d.). Jewish badge: Origins. Holocaust Encyclopedia. https://encyclopedia.ushmm.org/content/en/article/jewish-badge-origins
۳۲. Statute of Jewry. (n.d.). In Wikipedia.
۳۳. European Royal History. (n.d.). Edict of Expulsion. https://europeanroyalhistory.wordpress.com/tag/edict-of-expulsion/
۳۴. Orthodox Union. (2016, December 5). Secrets of the Norwich blood libel. OU Life. https://www.ou.org/life/history/secrets-of-the-norwich-blood-libel/
۳۵. Musacchio, F. (2025, January 24). The incident of William of Norwich in 1144: The birth of the blood libel against the Jews. https://www.fabriziomusacchio.com/weekend_stories/told/2025/2025-01-24-william_of_norwich_1144/
۳۶. United States Holocaust Memorial Museum. (n.d.). Blood libel: History and impact. Holocaust Encyclopedia. https://encyclopedia.ushmm.org/content/en/article/blood-libel
۳۷. History Skills. (n.d.). The reasons behind England’s expulsion of the Jews in 1290. https://www.historyskills.com/classroom/modern-history/jews-england-expulsion-1290/
۳۸. Statute of the Jewry. (n.d.). In Wikipedia.
۳۹. Celebrating Jewish Archives. (2025, July 29). York commodity bond. https://celebratingjewisharchives.org/treasures/york-commodity-bond/
۴۰. Shvangiradze, T. (2026, March 24). How 3,000 English Jews were erased from the nation in 1290. TheCollector. https://www.thecollector.com/expulsion-jews-england-1290/
۴۱. University of Oxford, Faculty of History. (n.d.). Why were the Jews expelled from England in 1290? https://www.history.ox.ac.uk/files/download-resource-printable-pdf-5
دیدگاهتان را بنویسید