جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > خون خواهی رهبر و قصاص اسرائیل و آمریکا | انتقام یا قصاص؟

خون خواهی رهبر و قصاص اسرائیل و آمریکا | انتقام یا قصاص؟

۱۴۰۵-۰۴-۱۸
دسته‌بندی ساختاری، دشمن‌شناسی، سرویس‌های سایت، مطالب سایت، یادداشت
خون خواهی رهبر و قصاص اسرائیل و آمریکا

پدیدآورندگان: آیت‌الله میرباقری؛ عضو مجلس خبرگان رهبری، وحید خضاب؛ مترجم و پژوهشگر، نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی

تهیه و تنظیم: علی برزگر

مقدمه | خون خواهی رهبر و قصاص اسرائیل و آمریکا

ما در این‌جا مشخصاً در مورد انتقام صحبت می‌کنیم؛ اما چرا انتقام؟ و اساساً چطور انتقامی؟ شما خوانندۀ محترم چطور به ماجرای این انتقام نگاه می‌کنید و اهمیت و لزومش را در چه می‌بینید؟ هرچند شاید شما نظر دیگری در این رابطه داشته باشید. ناظر به این قصه، پیش از هر چیز باید شهادت قائد عزیزمان و تمامی شهدای بزرگواری که مشخصاً در جنگ دوازده‌روزه و نبرد رمضان به شهادت رسیدند را تسلیت گفت؛ اما این نکته را در ابتدا بدانید که شهادت سید علی خامنه‌ای واقعاً یک حادثه‌ بسیار بزرگ است و اصلاً نمی‌شود از کنار عظمت آن در جایگاه رهبری به راحتی گذشت.

ما در طول تاریخ، بزرگانی از علمای شیعه و اسلام را داشته‌ایم که به شهادت رسیده‌اند و حتی رساله‌های مستقلی هم در این زمینه نوشته شده است؛ از جمله مرحوم علامه امینی در رساله‌ شهداء الفضیله، نام شهدای بزرگی از علمای شیعه نظیر شهید اول، شهید ثانی، قاضی نورالله شوشتری و دیگران را ذکر کرده‌اند و در دوره‌ معاصر نیز ما شهدای بزرگی از روحانیت داریم. اما این شهادت، یک شهادت کاملاً استثنایی است.

سید علی خامنه‌ای شخصیتی در تراز مرجعیت، جامعیت و موقعیتی نسبت به تشیع و دنیای اسلام بود که تکرار نظیر آن در تاریخ کم است؛ جایگاهی که به‌خصوص بعد از جنگ دوازده‌روزه، در دنیا و حتی میان خود مردم اروپا و آمریکا چنان عظمتی پیدا کرد که او رهبر آزادگان تمام جهان شد؛ انسان‌هایی که در این برهه تنها استقلال و یک زندگی ساده را می‌خواهند. این یک تقابل تمدنی و کار عجیبی است که یهودیان مستقیماً درگیر آن شدند.

البته کم‌لطفی است اگر بگوییم آن‌ها در طول تاریخ نمی‌خواستند به اسلام و تشیع ضربه بزنند، اما هر بار نتوانستند و شرایط برای یک حکومت فرعونی برایشان فراهم نبود تا چنین جنگی در تراز تمدن امروز اسلامی علیه شیعه به راه بیندازند که کاملاً کم‌سابقه است. لذا وقتی به تاریخی که امروز رقم زده‌اند نگاه می‌کنیم، نمی‌شود از این واقعه در نگاه تمدنی به سادگی گذشت و حتماً اگر بخواهیم تاریخ سیاسی خودمان و به‌خصوص انقلاب اسلامی را توضیح بدهیم، تاریخِ قبل و بعد از شهادت سید علی خامنه‌ای کاملاً متفاوت است.

ولذا با توجه به همین عظمت، ما اصلاً نباید با یک نگاه تقلیل‌گرایانه به این حادثه بنگریم و بگوییم این هم تمام شد؛ نه، این اتفاقاً آغاز یک مرحله‌ جدید از اتفاقاتی است که بین ما و جبهه‌ دشمن رخ خواهد داد. کمااینکه در مقیاس تاریخی و بزرگ‌تر، شهادت سیدالشهدا(علیه‌السلام) و فاجعه‌ای که در عاشورا اتفاق افتاد، پایان راه امام حسین نبود آغاز مرحله‌ جدیدی از درگیری بزرگ بین جبهه‌ حق و باطل و دستگاه انبیا و دستگاه شیطان بود که در کل کائنات اثر گذاشت و اتفاقات بزرگی را در عالم رقم زد.

مسئله‌ امروز ما نیز دقیقاً همین صورت را دارد. گاهی تلقی از بیانی که از معصومین نقل شده راجع به علائم ظهور که فرمودند یکی از آن‌ها شهادت نفس زکیه است این بود که این صرفاً یک علامت است؛ اما در واقع گویا یک اتفاق بسیار بزرگی به همراه این شهادت رخ خواهد داد، کمااینکه امروز در جهان هم همین اتفاق در حال رقم خوردن است.

ما امروز در باطن جامعه‌ ایران، دنیای تشیع، دنیای اسلام و کل جهان، شاهد دگرگونی عظیمی در افکار مردم هستیم و مردم مستقیماً بر علیه آمریکا و اسرائیل قیام می‌کنند؛ کار به جایی رسیده است که حتی در یک جشنوارۀ کارناوالی در اسپانیا مثل سن‌فرمین که اتفاقاً اولین شهادت یک فرد مسیحی در آن‌جا رقم خورد توده‌های مردم شعار نابودی اسرائیل را سر می‌دهند. این بیداری جهان نشان می‌دهد که این مقطع آغاز همان انتقام و دگرگونی بزرگی است که مسیر تاریخ را تغییر خواهد داد.

فهرست مطالب

Toggle
  • خون‌خواهی و قصاص | در قصاص حیات است! اما در انتقام چه؟
  • باید مستقیماً به سراغ انتقام خون شهید سید علی خامنه‌ای با ترور برویم؟
  • نسبت نخستین روایت فتح با روایت فتح امروز
  • نه می‌جنگیم و نه مذاکره می‌کنیم
  • انتقاد نکنیم چون در مسیر فتح هستیم؟
  • نفوذ دشمن مانع روایت فتح است | جنگ شناختی و رسانه‌ای خط مقدم جبهه مقاومت
  • تکلیف ما در پیش‌روی این تمدن چیست؟
  • حربۀ دشمن ما چیست؟
  • انقلاب شناختی در عرصۀ جهانی
  • نمایان شدن نشانه‌های افول غرب | به غرب تمدن نگویید.
  • وحدت ساحات یکپارچگی میدان‌های نبرد
  • بار اصلی تقابل تمدنی بر دوش جوانان خط‌شکن جبهه مقاومت قرار دارد
  • فتح ذهن و ادراک در جنگ شناختی | خون خواهی رهبر و قصاص اسرائیل و آمریکا
  • رسالت فردی و اجتماعی ما چیست؟
  • خون قائد شهید کاتالیزور یک شیفت ژئوپلیتیک عظیم
  • کار رسانه‌ای تک تیرانداز جنگ شناختی و تمدنی عصر حاضر

خون‌خواهی و قصاص | در قصاص حیات است! اما در انتقام چه؟

برای شما در قصاص حیات است و با کنار رفتن حکم عادلانۀ قصاص حیات انسان‌ها به خطر خواهد افتاد. نسبت به این خون بزرگ و خون‌های عزیزی که بر زمین ریخته شد؛ از فرماندهان و دانشمندان گرفته تا زنان، کودکان و به‌خصوص آن کودکان عزیزی که در میناب به شهادت رسیدند، اگر بخواهیم پاسخی که باید به دشمن بدهیم را مورد مطالعه و کاوش قرار دهیم، باید بحث را در دو مرحله مجزا پیش ببریم.

یک مرحله، مسئله قطعی قصاص است؛ ما حتما باید کسانی که مباشرتا یا با واسطه در این جنایت دخالت داشتند را محاکمه کنیم و آن‌ها حتما هم باید قصاص بشوند. در این مسئله هیچ جای تردیدی نیست؛ بعضی از آن‌ها به روشنی شناخته شده‌اند و بعضی‌ها هم که اتهامشان هنوز کاملاً ثابت نیست، باید با دقت پیگیری شوند و بعد از اثبات، حتما باید به بدترین و سخت‌ترین شکل ممکن قصاص بشوند.

یکی از دستگاه‌ها و ظرفیت‌هایی که ما باید در این تقابل تمدنی فراهم بکنیم، تحقق عینی همین آیه شریفه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ مِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» است که مصداق بارز آن، همین پاسخگویی قاطع به این ترورها و جنایت‌هاست. این پاسخگویی یکی از ظرفیت‌هایی است که ما باید در مسیر اِعداد قوه(تولید قدرت) به دست بیاوریم تا دشمن به نقطه تعادل و بازدارندگی برسد و بفهمد در این میدان بی‌هزینه نمی‌تواند جولان دهد. بنابراین، این یکی از وظایف اصلی و مهم ماست؛ یکی از حیاتی‌ترین بسترهایی است که باید در مسیر اعداد قوه فراهم کنیم تا در نهایت بتوانیم توازن قوا را به هم بزنیم و دست برتر را داشته باشیم.

شاید شما خوانندۀ محترم نیز مانند عموم جامعه، به این پاسخگویی و مجازات‌ها در میدان لفظ انتقام را اطلاق کنید، اما اگر بخواهیم با ادبیات دقیق‌تر و تمدنی به صحنه نگاه کنیم، این اقدامات صرفاً قصاص است؛ انتقام خون سید علی خامنه‌ای بسیار بزرگ‌تر از این معادلات نقطه‌ای است. برای فهم این تفاوت، باید به ماجرای قتله سیدالشهدا(ع) رجوع کنیم. در تاریخ می‌بینیم که جناب مختار بخش عمده‌ای از قاتلان دشت کربلا را به سزای عملشان رساند و قصاص کرد، اما آیا این همان انتقام حقیقی خون ثارالله بود؟

خیر. انتقام سیدالشهدا حقیقتی است که در یک روند پیچیده و تاریخی تنظیم می‌شود تا نهایتاً به نقطه ظهور برسد؛ روزی که خود یکی از بزرگ‌ترین ایام‌الله و روز پیروزی قطعی حق است و شعار پرچمداران، سربازان و حتی خود امام زمان(عج) در آن روز یا لثارات الحسین است. مسیر انتقام امری به غایت بزرگ است؛ انتقام خونی که دشمن در عاشورا، و امروز در این مقطع حساس تاریخی ریخته است، تنها با یک اتفاق محقق می‌شود و آن این است که کل بساط دستگاه شیطان باید جمع شود و قطعاً نیز جمع خواهد شد.

اما این انتقام زمان‌بر هرگز به این معنا نیست که خدای متعال نمی‌توانست در همان نیم‌روز عاشورا دستگاه شیطان را نابود کند؛ کما اینکه خود سیدالشهدا نیز بر این کار توانا بودند. سید بن طاووس نقل می‌کند که وقتی حضرت از مدینه خارج شدند، سران و بزرگان جن خدمت ایشان رسیدند و عرض کردند شما برگردید، ما می‌رویم و کار دشمن را تمام می‌کنیم. اما حضرت فرمودند اگر بنا بر این کارها باشد، من خودم از شما تواناترم! کار انتقام قواعد و هندسه‌ای الهی دارد. انتقام خون امیرالمؤمنین هم بسیار بزرگ است.

اما چرا ائمه با وجود آن‌همه امکانات، قدرت، تسلط بر اسم اعظم و علم به شب قدر که ملائکه بر آن‌ها نازل می‌شدند، صبر پیشه می‌کردند؟ امروز هم که تمام نظام امر به دست امام زمان(عج) است، چگونه در مقابل این حوادث سنگین صبر می‌کنند؟ خود حضرت پاسخ این معما را داده‌اند و فرموده‌اند ما خزانه‌دار خداییم. این خزانه، خزانه‌داری طلا و نقره جهان نیست که در برابر نعمات الهی هیچ ارزشی ندارد؛ بلکه آن‌ها خزانه‌دار اسرار تدبیر خدا در عالم هستند و دقیقاً به همین دلیل پای تدبیر الهی می‌ایستند.

پس انتقام بدین معنا نیست که خداوند نمی‌تواند یک‌روزه کار را تمام کند؛ بلکه این یک طرح درازمدت است، زیرا ذیل این خون دادن‌ها باید اتفاقات بزرگی بیفتد. باید جبهه حق به بلوغ برسد، صف منافق و مؤمن تفکیک شود، درجات ایمان شکل بگیرد و بر محور این فداکاری‌ها، امتی تربیت شود که وقتی وارد میدان می‌شود، انگیزه‌اش منافع و امکانات مادی نباشد، بلکه به خونخواهی ثارالله بجنگد. اگر انسانی در این تراز عظیم تمدنی تربیت نشود، با انگیزه‌های نفسانی خودش وارد میدان خواهد شد و این دیگر انتقام خون ولیّ خدا نیست؛ پس حساب انتقام، کاملاً منفک از بحث قصاص است.

برای مطالعۀ بیشتر: یژگی ها و صفات شهید سید علی خامنه ای | افول آمریکا؛ اندیشه سید علی خامنه‌ای

برای مطالعۀ بیشتر: شناخت شخصیت شهید سید علی خامنه ای | مرد تمدن ساز و ولایی

برای مطالعۀ بیشتر: صفات راهبری سید علی خامنه ای | راهبر تمدن‌ساز اسلامی

برای مطالعۀ بیشتر: عرصه جهاد و کشف مناط مبارزه با دشمن در اندیشۀ رهبر شهید سید علی خامنه‌ای

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/نماهنگ-انتقام-حتمی-است.mp4

باید مستقیماً به سراغ انتقام خون شهید سید علی خامنه‌ای با ترور برویم؟

خوانندۀ محترم، شاید با خود بگویید که ما باید مستقیماً به سراغ انتقام خون سید علی خامنه‌ای برویم؛ همان‌طور که خود ایشان در ماجرای شهادت حاج قاسم سلیمانی فرمودند که انتقام، اخراج آمریکایی‌ها از منطقه است. آیا طرح‌ریزی برای اخراج آمریکا از منطقه، نافی لزوم قصاص است؟ قطعاً نیست. ما باید دو کار مجزا و هم‌زمان انجام دهیم؛ یکی اِعداد قوه و برنامه‌ریزی برای آن انتقام کلان، و دیگری اِعداد قوه و طراحی دقیق برای قصاص.

نمی‌توان از قصاص صرف‌نظر کرد، چرا که اگر در اینجا موازنه قوا به هم بخورد، دست دشمن برای جنایات بیشتر کاملاً باز می‌شود. ما باید این موازنه را در هر دو میدان طراحی کنیم و این خود نیازمند یک کار پرفرازونشیب است که در تاریخ انقلاب اسلامی نیز نمونه‌های موفق آن را داشته‌ایم. باید صراحتاً گفت که نام این اقدام متقابل به هیچ وجه ترور نیست. دشمن غربی ممکن است ما را در بوق‌های رسانه‌ای خود به تروریسم متهم کند، اما این در واقع پاسخی قاطع به ماشین ترور دشمن و اجرای حکم قصاص است.

همان‌طور که برای ساخت موشک و پهپاد هزینه و برنامه‌ریزی می‌کنیم تا پایگاه‌های دشمن را هدف قرار دهیم، برای تحقق این قصاص راهبردی نیز باید به همان میزان طراحی، برنامه‌ریزی و هزینه‌کرد هدفمند در منظقه و جبهه مقاومت داشته باشیم و بازدارندگی هم ایجاد کنیم. اما دامنه و گستره این قصاص در تراز تمدنی چگونه باید باشد؟ واقعیت این است که ما در این سطح از تقابل، اساساً به یک قوه قضائیه بین‌المللی اسلامی در برابر ساختارهای فرمایشی غرب مانند دیوان لاهه نیاز داریم.

ما باید یک دادگاه رسمی، علنی و آزاد داشته باشیم تا کسانی را که به حقوق بشریت نه فقط ملت ما، بلکه آحاد ملت‌های دیگر تجاوز و تعدی می‌کنند را محاکمه کنیم؛ دادگاهی که حتی وکلای متهمان نیز در آن حاضر شوند و از آن‌ها دفاع کنند، اما در نهایت بر اساس احکام متقن الهی مشخص شود که حکم اسلام درباره این جنایتکاران چیست. این محاکمه نباید به اشخاص حقیقی محدود بماند؛ بلکه شخصیت‌های حقوقی، دولت‌ها، شرکت‌های چندملیتی و تمام ساختارهایی که خون مردم را می‌ریزند و تعدی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می‌کنند، باید به پای میز محاکمه کشیده شوند.

استعمار آمریکایی و اروپایی در طول تاریخ جنایات بی‌شماری کرده و ما حتماً باید این‌ها را محاکمه و حکم اسلام را درباره آن‌ها صادر کنیم. همان‌طور که غرب برای دادگاه‌های بین‌المللی خود پشتوانه‌ای از نظام بین‌الملل و قدرت نظامی تدارک دیده، ما نیز باید با آگاهی‌بخشی و توانمندسازی ملت‌ها برای احقاق حقوقشان، منظومه‌ای از توانایی‌های اجرایی خلق کنیم تا جلوی ترور را بگیریم و قدرت اعمال قصاص را داشته باشیم.

در این صورت، برای جهان معلوم می‌شود که رفتار ما ترور نیست، بلکه یک دستگاه قضای منطقی و معقول است که داوری می‌کند؛ چرا که به فرموده قرآن: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ». اگر شما قصاص را کنار بگذارید و مرعوب فضاسازی دشمن شوید، اساساً حیات جامعه بشری در معرض خطر و نابودی قرار خواهد گرفت.

خوانندۀ محترم، وقتی می‌گوییم باید مختصات خود را پیدا کنیم و در درون این طرح بزرگ الهی حرکت کنیم، معنایش این است که در عین لزوم سرعت و عمل به دستورات قرآنی «سَارِعُوا» و «سَابِقُوا» که حتی یک ساعت فوت وقت هم در آن جایز نیست به هیچ وجه نباید دچار شتاب‌زدگی مقطعی شویم و به دنبال دولت مستعجل باشیم. این کار بزرگ و این رویارویی تمدنی، زیرساخت و مقدمات می‌خواهد. برای درک عینی این موضوع، به ماجرای انتقام خون شهید قاسم سلیمانی دقت کنید.

وقتی سید علی خامنه‌ای صراحتاً فرمودند مجازات و انتقام این خون، اخراج آمریکا از منطقه است، این یک شعار نبود؛ بلکه ایشان یک طراحی جدی و راهبردی را برای وقوع یک جنگ منطقه‌ای با آمریکا آغاز کردند. این تقابل بزرگ بیش از هر چیز به زیرساخت نیاز داشت. آمادگی ذهنی جامعه، همگرایی و همدلی مستحکم میان مؤمنین، و از همه مهم‌تر، یک فضاسازی جهانی برای آنکه جبهه حق از لحاظ افکار عمومی کاملاً محق باشد که یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای را به راه بیندازد.

این همان طراحی دقیقی بود که شخص سید علی خامنه‌ای آن را راهبری کردند و در روزهای آخر حیات پربرکتشان نیز به صراحت هشدار دادند که اگر این بار جنگی شروع شود، یک جنگ منطقه‌ای خواهد بود؛ و در نهایت، پای این طرح عظیم ایستادند و خون پاک خودشان را نیز فدا کردند. اما در اینجا ممکن است شبهه‌ای جدی در ذهن شما شکل بگیرد و آن اینکه با وجود این طراحی‌ها، آمریکایی‌ها که هنوز از منطقه خارج نشده‌اند؛ بلکه در همین جنگ دوازده‌روزه به ما حمله کردند، فرماندهان ارشد ما را به شهادت رساندند، هم‌پیمانانشان را به میدان آوردند و در نهایت خود رهبر انقلاب را نیز شهید کردند!

بله، ما در واکنش به این فجایع یک جنگ منطقه‌ای چهل‌روزه را رقم زدیم، اما کشور هنوز به شرایط عادی بازنگشته و اکنون درگیر اجرای یادداشت تفاهمی هستیم که دشمن غدار مدام مفاد آن را نقض می‌کند و از پشت خنجر می‌زند. آیا با این اوصاف، ما شکست خورده‌ایم؟ پاسخ مستحکم و اعتقادی ما این است که اهداف ما در مسیر تحقق است. ما باید با یقین قطعی بدانیم که در رویارویی تاریخی میان حق و باطل، حق همواره پیروز است و در هر نقطه‌ای از این نبرد، کانون مرکزی گفتمان ما منحصراً باید روایت فتح باشد.

این یک توهم، خیال‌پردازی یا دل‌خوشی کاذب نیست، حقیقتی متکی بر سنت‌های تغییرناپذیر الهی است. همان‌طور که سید علی خامنه‌ای با قاطعیت می‌فرمودند: «نگاه بنده نسبت به آینده این کشور خیلی روشن است؛ خدای متعال اراده فرموده است که این ملت به عنوان پرچمدار یک تمدن بزرگ در مقابل رنسانس غربی را به عالی‌ترین درجات برساند و بدانید که دشمن با تمام توطئه‌ها، خرابکاری‌ها و ضرباتش، هیچ غلطی نخواهد توانست بکند». این یعنی اگر با استقامت در مسیر فتح گام برداریم، ماشین جنگی و اقتصادی بزرگ‌ترین امپراتوری جهان نیز قادر به بلعیدن و هضم این انقلاب در جهاز هاضمه‌ استکباری خود نخواهد بود.

نسبت نخستین روایت فتح با روایت فتح امروز

شاید در این‌جا عده‌ای خُرده بگیرند و با طعنه بگویند: «شما جریان انقلاب و بچه‌های حزب‌اللهی همواره روایتی از پیروزی برای خودتان می‌سازید که گویی هیچ‌گاه شکست نمی‌خورید! بالاخره به ما بگویید شما کی شکست می‌خورید؟» پاسخ ما کاملاً روشن، مستدل و اعتقادی است ما تنها زمانی شکست می‌خوریم که از مسیر خدا فاصله بگیریم؛ چرا که انسانی که در مسیر خداوند و اسیر ارادۀ اوست، هرگز طعم شکست حقیقی را نمی‌چشد. برای درک این حقیقت، باید به جهاد تبیین زینب کبری(س) پس از عاشورا رجوع کنیم که به تعبیر امام شهیدمان، نخستین روایت فتح را پایه‌گذاری کردند.

در آن زمان، دستگاه شیطان به حسب ظاهر، مهلک‌ترین و بزرگ‌ترین ضربه مادی را به جبهه حق وارد کرده بود و دشمن روایتی سرتاسر شکست را پمپاژ می‌کرد با این مضمون که: «در یک نیم‌روز جنگیدند، مردانشان کشته و زنانشان اسیر شدند و کار اسلام تمام شد». در شام، فردی با طعنه به امام سجاد(ع) گفت: «دیدید شکست خوردید؟» و حضرت با اقتدار فرمودند: «صبر کن تا مؤذن اذان بگوید، آن‌وقت معلوم می‌شود چه کسی پیروز شده است و نام چه کسی ماندگار ماند.» گفتمان ما، منحصراً گفتمان پیروزی است.

البته این به معنای نادیده گرفتن و انکار ضربات مادی و ظاهری مانند آنچه در جنگ اُحد رخ داد نیست؛ اما نگاه ما به این حوادث، یک توهم دلخوش‌کننده نیست، بلکه عیناً همان نگاه مستحکم قرآنی است که زینب کبری(س) در اوج مصیبت به تصویر کشیدند و نقشه دشمن را خنثی کردند.

برای اثبات این مدعا و درک عینی این روایت، به آن صحنه تاریخی در مجلس ابن‌زیاد دقت کنید. سر مطهر سیدالشهدا(ع) را در دارالاماره کوفه جایی که روزگاری مرکز حکومت امیرالمؤمنین(ع) بود مقابل ابن‌زیاد قرار داده‌اند و اهل بیت را به اسارت آورده‌اند. ابن‌زیاد با صحنه‌سازی، احساس پیروزی مطلق می‌کند و با بددهنی و طعنه می‌گوید: «دیدی خدا با برادرت چه کرد؟» اما پاسخ زینب کبری(س) تمام این محاسبات مادی و شیطانی را در هم می‌شکند: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا». حضرت با استناد به منطق قرآن روشن کردند که این‌ها قومی بودند که با خدا عهد شهادت بسته بودند.

خدای متعال این عهد عاشقانه را پذیرفت و آن‌ها نیز با عبور از تمام موانع، پای خون و قرارشان ایستادند تا طرح الهی را محقق کنند. آیا انسان عاشقی که با خدا معامله می‌کند و پای قرارش جان می‌دهد، شکست خورده است؟ مگر امیرالمؤمنین (ع) هنگام عبور از کربلا نفرمودند که اینجا مَصارِعُ عُشّاق(قتلگاه عاشقان) است که نه پیشینیان بر آنان سبقت گرفته‌اند و نه آیندگان به پایشان می‌رسند؟ این خون دادن‌ها، همان تجلی عینی آیه شریفه «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» است؛ عهدی که امثال حمزه، جعفر و شخص امیرالمؤمنین با خدا بستند تا پای طرح رسول‌الله(ص) بایستند.

آیا شهادت خود امیرالمؤمنین در محراب مسجد کوفه شکست بود؟ قطعاً خیر. پیروزی واقعی زمانی رقم می‌خورد که مقاومت جبهه حق، دشمن را مجبور می‌کند تمام اصول انسانی ادعایی خود را زیر پا بگذارد و چهرۀ کریه و درنده‌خوی خود را به عالم نشان دهد؛ و این دقیقاً آغاز تغییر فرهنگ تمدنی جهان است. امروز نیز معادله همین است؛ اگر جمهوری اسلامی ایران در برابر ترورها، جنگ‌افروزی‌ها و فشارهای آمریکا مرعوب می‌شد و مسیرش را تغییر می‌داد، آن نقطه نامش شکست قطعی بود؛ اما وقتی مقتدرانه بر مواضع حق خود می‌ایستیم و در طرح خدا حرکت می‌کنیم، این مقاومت، عین پیروزی است.

نه می‌جنگیم و نه مذاکره می‌کنیم

در همین مسیر استقامت و پایداری است که مفهوم نقد جایگاه واقعی خود را پیدا می‌کند. اگر ما بر سر مواضعمان بایستیم، مسلماً در درون جبهه انقلاب و مسیر فتح، حق داریم و نیازمندیم که به نقد مشفقانه و بازسازی درونی بپردازیم. مثلاً در خصوص همین یادداشت تفاهم اخیر، می‌توانیم صراحتاً و مستدل بگوییم فلان بند نباید پذیرفته می‌شد یا فلان امتیاز باید به آن اضافه می‌گشت؛ و قطعاً هم همین‌طور است و مؤمن باید همواره عملکرد خود را نقد کند. اما باید بدانیم که نقد و آسیب‌شناسی، منحصراً در مسیر پیروزی معنا دارد؛ چرا که یک لشکر شکست‌خورده و متلاشی‌شده، اساساً چیزی برای نقد کردن ندارد!

ما هرگز نباید در دام روایت شکست بیفتیم، زیرا طرح فتح الهی، طرح استبدال و تفکیک صفوف است. یکی از برنامه‌های طولانی‌مدت انبیا، همین جدا کردن صف مؤمن از منافق بوده است. همان‌طور که در آیه شریفه مربوط به فتح مکه آمده است که «لَوْ تَزَیَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ کَفَرُوا»، علت تأخیر در پیروزی‌های نهایی و حتی تأخیر در زمان ظهور، زمان دادن برای جدا شدن این صفوف است تا مؤمنان حقیقی به امامشان ملحق شوند و جریان نفاق مسیرش را جدا کند. در این تقابل، دشمن مستکبر همواره حق و باطل را در هم می‌آمیزد تا به تعبیر امیرالمؤمنین(ع)، شیطان بتواند بر افکار مسلط شود.

امپراتوری رسانه‌ای آمریکا و غرب، همواره با نقاب دموکراسی و حقوق بشر پیش می‌آید؛ اما وقتی شما مقاومت می‌کنید، آن‌ها مجبور می‌شوند این نقاب دروغین را کنار بگذارند و ماهیت درنده‌خوی خود را که بدترین نظام سلطه تاریخ است عریان کنند.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/نماهنگ-به-قول-ما-مشهدی‌ها.mp4

به همین دلیل بود که سید علی خامنه‌ای در جریان طوفان الاقصی صراحتاً فرمودند که دیگر از عبارت تمدن غرب استفاده نکنید، چرا که دست این‌ها رو شده است. یزید و ابن‌زیاد هم در باطن دلشان نمی‌خواست خون سیدالشهدا را بریزند، زیرا می‌دانستند چه هزینه سنگینی برایشان دارد؛ اما وقتی با استقامت حسینی و منطق «لَا أُعْطِیکُمْ بِیَدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ» و «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» مواجه شدند، چاره‌ای جز شمشیر کشیدن و رسوا شدن نداشتند و مسیر پیروزی حق دقیقاً از همین نقطه گشوده شد.

اما خدای متعال در این تقابل عظیم چه می‌کند؟ قرآن صراحتاً می‌فرماید: «وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ»؛ یعنی اگر خداوند اراده می‌کرد، می‌توانست در یک شبانه‌روز تمام دستگاه شیطان و امپراتوری استکبار را در هم بشکند و نابود کند. اما سنت الهی بر این است که در جریان این درگیری‌ها، وقایع بزرگی در عالم رقم بخورد. راز پیروزی ما در این نبرد حق و باطل این است که خدای متعال طرف ماست.

یکی از کوبنده‌ترین جملات زینب کبری(س) در دارالاماره این بود که کوتاه‌بینی ابن‌زیاد را به رُخش کشید و فرمود: «گمان می‌کنی جنگ تمام شده و حالا داری برنده و بازنده را تعیین می‌کنی؟ این درگیری تازه شروع شده و خدای متعال ما و شما را در یک صحنه جمع خواهد کرد تا میانمان حکم کند. این نبرد تمدنی، یک حاکم مطلق دارد که خداوند است. وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) نیز در دل تمام سختی‌ها و در مسیر ویران کردن بتکده‌های عالم، همواره می‌فرمودند: «حَتَّى یَحْکُمَ اللَّهُ» صبر می‌کنم تا خدا حکم کند.

اگر ما عظمت این طرح الهی را نبینیم و چشمانمان بر «أَیَّامِ اللَّهِ» بسته باشد، قطعاً احساس یأس و شکست خواهیم کرد. به حضرت موسی(ع) دستور داده شد که: «وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ»؛ این ایام‌الله، همان روزهای فتوحات قطعی جبهه حق است که قله‌های آن، روز ظهور، رجعت و قیامت است. مشکل جریان طاغوت با انبیا این بود که پیامبران می‌خواستند انسان‌هایی بزرگ و تمدن‌ساز تربیت کنند، اما مستکبرانی چون فرعون و امروز آمریکا و تمدن غربی می‌خواستند جامعه را پوک، تهی‌مغز و بندۀ منافع مادی دنیا نگه دارند «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ».

مسیر فتح این است که امتی بیدار ساخته شود، صفوف تفکیک گردند، دشمن از دوست فاصله بگیرد و درجات ایمان رشد کند. خون مطهر سیدالشهدا و تمام این خون‌های پاکی که در این ایام ریخته می‌شود، فدا شد تا بندگان خدا را از جهالت نجات دهد و آن‌ها را در این طرح بزرگ الهی به کمال برساند.

برای رفع شبهه در این نقطه، بیایید زاویه نگاهمان را با یک مثال تاریخی از اقتصاد سیاسی غرب تنظیم کنیم. در اواخر دهه ۱۹۲۰ و دهه ۱۹۳۰ میلادی که رکود بزرگ اقتصادی رخ داد بحرانی که خود یکی از پیش‌زمینه‌های جنگ جهانی دوم بود اقتصاد کلاسیک با تکیه بر توهم دست نامرئی بازار ادعا می‌کرد که این دست پنهان در بلندمدت کارها را سامان خواهد داد. در مقابل، تفکر کینزی(جان مینارد کینز) وارد میدان شد و با این استدلال که در بلندمدت همه ما مرده‌ایم، دولت‌ها را به ایجاد تقاضای مؤثر در کوتاه‌مدت فراخواند.

حال ممکن است این پرسش برای شما مطرح شود که آیا طرح کلان الهی و تمدنی ما نیز از همین جنس است؟ یعنی باید وعده‌های پیروزی را به یک بلندمدت دست‌نیافتنی حواله دهیم در حالی که نسل امروز زیر بار فشارها نابود می‌شود و به تعبیری در بلندمدت همه ما مرده‌ایم؟ پاسخ اینجاست که ابتدا باید بپرسیم آیا تئوری‌های غربی امثال کینز در کوتاه‌مدت توانستند گرهی از کار بشریت باز کنند؟ آیا نظام سلطه تغییر کرد، یا صرفاً خود را بازتولید نمود؟

واقعیت این است که خروج از آن رکود، باز هم به نفع همان جریان استثمارگر و نظام سرمایه‌داری تمام شد و آن‌ها در عمل کاری برای رهایی انسان در عالم نکردند. اما در جبهه حق، صورت‌مسئله کاملاً متفاوت است؛ در طرح انبیا، ما سیاهی‌لشکر تاریخ نیستیم که زیر چرخ‌دنده‌های توسعه له شویم تا شاید آیندگان به رفاه مادی برسند.

تفاوت بنیادین جبهه حق با دستگاه باطل دقیقاً در همین نقطه و در مهندسی طرح پیروزی نهفته است. خدای متعال در سوره حدید، پرده از طرح بزرگ نبی‌اکرم(ص) برمی‌دارد و صراحتاً اعلام می‌کند کسانی که در دوره «قَبْلَ الْفَتْح» پیش از پیروزی نهایی و ظهور در کنار امام خود می‌ایستند و از جان و مالشان می‌گذرند، هرگز بازنده نیستند. برخلاف طرح‌های الحادی و مارکسیستی که در آن، انسان‌ها صرفاً ابزاری هستند که باید زیر ارابه بی‌رحم تاریخ له شوند تا نسل‌های بعدی به قله‌های موهوم برسند.

در مدار تفکر توحیدی، انسانی که پیش از فتح در مسیر حق به شهادت می‌رسد، مصداق «صِدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ» است که خداوند امکاناتش را مضاعف کرده و به اجر کریم می‌رساند. این همان شالوده و رکن اصلی روایت فتح است که سوره آل‌عمران در جریان جنگ اُحد آن را تبیین می‌کند: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا…». شهدا بازندگان تاریخ نیستند؛ در حالی که مردمان اسیر دنیا می‌میرند، آن‌ها زنده ابدی‌اند و نسبت به فضل الهی مسرورند.

این نگاه قرآنی چنان در تار و پود شیعه تنیده شده است که به توصیه شخصیتی چون سید مرتضی، پیش از قرائت زیارت ناحیه مقدسه و ورود به مرثیه و گودی قتلگاه، ابتدا باید آیات فتح و پیروزی قرائت شود تا مبادا کسی در برابر آن حجم از مصیبت، احساس شکست و یأس کند. شیعه در طول تاریخ، با وجود ادراک عمیق مظلومیت، هرگز از عاشورا احساس شکست نکرده، بلکه از دل همان خون‌ها احساس عزت و قدرت کرده است؛ و اگر جز این بود، موتور محرک این جریان حق‌طلب تا به امروز روشن نمی‌ماند.

انتقاد نکنیم چون در مسیر فتح هستیم؟

در اینجا ممکن است شبهه‌ای عینی و تلخ در ذهن شما شکل بگیرد. شاید معترضان بگویید: «اگر ما همواره در مسیر فتح هستیم و باید روایت پیروزی را محافظت کنیم، پس این شرایط امنیتی و ملتهب چیست؟ تو می‌گویی انتقاد نکنیم چون در مسیر فتحیم، اما ما همین الان در حال برگزاری مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر عزیزمان سید علی خامنه‌ای هستیم و ایشان دیگر حضور علنی و فیزیکی روی زمین ندارند؛ آیا این خلأ و از دست دادن، معنایی جز شکست دارد؟

پاسخ قاطع این است که در هندسه الهی، غیبت مقطعی یا پنهان شدن لایه‌هایی از طرح حق، هرگز به معنای شکست نیست. مرحوم شیخ صدوق در مقدمه کتاب سترگ کمال‌الدین و تمام‌النعمه نقل می‌کند که در عالم رؤیا به محضر حضرت بقیه‌الله(ارواحنا فداه) مشرف شد و وقتی قصد داشت کتابی درباره غیبت بنویسد، حضرت فرمودند: کتابی به روش غیبت انبیای الهی بنویس. انبیا نیز در مسیر پیشبرد طرح خود دوره‌های غیبت داشته‌اند؛ آیا رفتن حضرت موسی(ع) از مصر به سمت مدین و اقامت نزد جناب شعیب، یک شکست بود؟

خیر؛ آن دوران غیبت و هجرت، دوره ساخته‌شدن و ظرفیت‌سازی برای دریافت وحی، معجزه ید بیضا و عصای شکافنده‌ دریا بود تا در بازگشت، بساط فرعون را در هم بپیچد. طرح انبیا بسیار فراتر و عظیم‌تر از طرح شیاطین است؛ افق آن نه تنها دنیا، بلکه برزخ، رجعت و قیامت را در بر می‌گیرد. کسی که نهایت آرمان و سقف رؤیایش در این دنیا خلاصه می‌شود و چشم‌اندازی جز رؤیای آمریکایی و توسعه مادی ندارد، قطعاً با متر و معیار حقیر خودش قدم برمی‌دارد، نمی‌تواند هندسه پیروزی ما را بفهمد و گمان می‌کند ما صرفاً در حال گفتاردرمانی هستیم.

اگر نگاه انسان مبارز تمدنی و بزرگ نشود، اساساً نمی‌تواند لوازم حرکت در این مسیر را درک کند؛ وگرنه چگونه می‌پذیرفت که اصحاب سیدالشهدا(ع) در گودی قتلگاه، نه تنها باخت مطلق ندادند، بلکه بر قلۀ پیروزی تاریخ ایستادند و مصداق کامل «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ» شدند؟

برای فهم این قلۀ پیروزی، باید به همان ده آیه‌ای رجوع کرد که پیش‌تر اشاره کردم؛ آیاتی که باید قبل از ورود به گودی قتلگاه و خواندن زیارت ناحیه مقدسه تلاوت شوند تا انسان طرح کلان خدا را ببیند. دو آیه از این مجموعه، دقیقاً همان آیاتی است که حضرت زینب(س) در کوفه بر سر ابن‌زیاد کوبیدند. یکی آیه «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» است؛ انسانی که با خدا قرار می‌بندد و تمام هستی‌اش را با خالق خود معامله می‌کند، چه باختی داده است؟

قرآن به صراحت می‌فرماید: «فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ» به این تجارتی که کردید بشارت باد. کشته‌های جبهه باطل در راه رهبرانی فاسد و منحط از جنس جفری اپستین جان می‌دهند، اما شهدای ما در راه خدا خون می‌دهند؛ پس جبهه حق چه باختی داده است؟ آیه دیگر می‌فرماید: «اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ… أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادِکَ»؛ وقتی در این تخاصم تاریخی، حاکم و قاضی میدان خداوند است، مسلماً جبهه‌ای که خدا طرفدار آن است، پیروز قطعی خواهد بود.

البته نباید سوءتفاهم شود؛ ما هرگز شکست‌های ناشی از کم‌کاری و خطا را به پای پیروزی نمی‌نویسیم. اگر از مدار حق خارج شوید قطعاً شکست می‌خورید و ما در نقد درون‌گفتمانی با دوستان خودمان به‌شدت سخت‌گیر هستیم. اما صف‌بندی اصلی ما با جبهه کفر و نفاق، و هدف نهایی ما به زیر کشیدن پرچم نظام سرمایه‌داری جهانی و لیبرال دموکراسی است. ملت ایران مبعوث شده‌اند تا این پرچم شیطانی را به زیر بکشند.

همان‌طور که امام خمینی(ره) یک حرکت عظیم تمدنی را بر علیه رنسانس آغاز کردند و قائد شهیدمان سید علی خامنه‌ای آن را تا مرز رویارویی مستقیم با استکبار پیش بردند، این مسیر توقف‌ناپذیر است و این پرچم قطعاً خواهد افتاد. این همان طرح انتقام بزرگ و مقدمه ظهور ولایت عظماست. کسی که عظمت این طرح را درک کند و در دوره «قَبْلَ الْفَتْح» در کنار امامش بایستد، حتی اگر در بستر بیماری هم بمیرد، طبق روایات ما شهید محسوب می‌شود؛ و اگر مانند این شهدای عزیز در میدان نبرد قطعه‌قطعه شود، ثوابی دوچندان خواهد برد.

نفوذ دشمن مانع روایت فتح است | جنگ شناختی و رسانه‌ای خط مقدم جبهه مقاومت

در این کارزار پیچیده، ما یک دشمن اصلی و بنیادین داریم که جبهه کفر و نفاق است و باید مختصات صف‌بندی خود را با آن‌ها کاملاً روشن کنیم. در درون جبهه حق، ما با درجات مختلف ایمان مواجهیم که وظیفه داریم با آن‌ها مدارا کرده و بستر رشدشان را فراهم کنیم؛ ما به هیچ وجه حق نداریم با درجات پایین‌تر ایمان درگیر شویم. اما باید به‌شدت هوشیار باشیم. هر کسی که درون مرزهای جغرافیایی ماست، لزوماً خودی نیست. جریان نفاق در دنیای اسلام، و طرفداران نظام سرمایه‌داری جهانی در کشورهای اسلامی و حتی در داخل ایران، هرگز خودی محسوب نمی‌شوند، بلکه دقیقاً امتداد همان دشمن در خاک ما هستند.

در نقطه مقابل، ممکن است یک انسان خودی درست در وسط کاخ فرعون و نظام استکبار باشد؛ همان‌طور که «مؤمن آل فرعون» و همسر فرعون، در واقع خودی جبهه و طرح حضرت موسی(ع) بودند. بر همین اساس، ما باید خط‌کشی‌های عاریتی و مرزهای جغرافیایی دولت-ملت را که غربی‌ها با سایکس-پیکوها برای ما ساخته‌اند، در هم بشکنیم. عبور از این جغرافیای سیاسی تحمیلی، یکی از مسیرهای اصلی ماست که جبهه مقاومت امروز آن را عملاً محقق کرده است.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/نفوذ-چیست؟.mp4

وقتی سید علی خامنه‌ای از مفهوم هم‌سرنوشتی سخن می‌گفتند، منظورشان دقیقاً همین پیوند عمیق اعتقادی و تمدنی بود؛ نه آن مدلی که غربی‌ها در طرح‌های توسعه جدیدشان القا می‌کنند و آن را صرفاً به همکاری اقتصادی با کشورهای حاشیه خلیج فارس تقلیل می‌دهند. ما با جریان نفاق و امتداد استکبار هیچ‌گونه مدارا و اخوتی نداریم، اما در جبهه خودی باید دست برادرانمان را بگیریم.

ما قطعاً در مسیر عظیم فتح در حال حرکتیم و این فتح بزرگ، طبیعتاً در مسیر خود ریزش‌ها، زمین‌خوردن‌ها و آسیب‌هایی هم دارد؛ اینجاست که نقد مؤمنانه، مشفقانه و دوستانه معنا پیدا می‌کند. اما یکی از سهمگین‌ترین موانع فتح، نفوذ روایت دشمن در میان ماست. دشمن امروز با امپراتوری رسانه‌ای خود و اِعمال سیاست تنظیم خبر، مدام در حال دروغ‌پردازی و پمپاژ روایت شکست از جبهه ما و ادعای پیروزی برای خود است؛ در حالی که قرائن میدانی در منطقه اصلاً چنین ادعایی را تأیید نمی‌کند.

قرآن در سوره حجرات هشدار بسیار صریحی می‌دهد اگر یک فاسق خبری آورد، ابتدا تحقیق کنید و بی‌دلیل دنبال آن راه نیفتید؛ چرا که شیطان با همین خبرسازی‌ها شما را در درون جبهه به جان هم می‌اندازد. اگر در مسیر فتح، زبان به عیب‌جویی، غیبت، سوءظن، برچسب‌زنی، لقب دادن و «هَمْز و لَمْز» گشودیم و گوشت برادر مؤمنمان را خوردیم، دقیقاً در تلۀ جنگ شناختی دشمن افتاده‌ایم. شیطان می‌خواهد با ایجاد این تفرقه، افراد فرومایه و سِفله را بر ما حاکم کند.

مدار حرکت ما باید منحصراً مدار فتح باشد. پیروزی ما قطعی است چون خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَالَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ»؛ وقتی خدا و ولیّ خدا با ماست، شکست بی‌معناست. در شب قدر، تمام نظامات عالَم و نظام امر بر قلب قطب عالم امکان، امام زمان(عج) نازل می‌شود و ایشان برای ایجاد توازن و غلبه بر دستگاه شیطان تصمیم می‌گیرند. اگر ما آمادگی داشته باشیم، ایشان فتح را زودتر برای ما می‌نویسند و اگر نه، تلخی‌ها را تحمل می‌کنند تا ما مهیا و ساخته شویم.

اگر دقت کرده باشید، سید علی خامنه‌ای در تمام پیام‌های حساسِ خود همواره دل‌ها را به ساحت مقدس حضرت بقیه‌الله (عج) متوجه می‌کردند. کسی که مختصات خود را درونِ طرحِ امام زمان تعریف کند و در این جبهه حرکت نماید، هرگز روی شکست را نخواهد دید.

شاید در اینجا عده‌ای طعنه بزنند و بگویند: «با حلوا حلوا گفتن که دهان شیرین نمی‌شود! این روایت فتحی که از آن دم می‌زنید، ثمره‌اش کجاست؟ غنائم این چهل و هفت سال ایستادگی کجاست؟» پاسخ این است که باید نگاهمان و ظرفیت وجودی‌مان را بزرگ کنیم تا بتوانیم غنائم بزرگ این مسیر را ببینیم. آیا عاشورا غنیمت داشت یا نداشت؟ در دستگاه محاسباتی مادی، سیدالشهدا(ع) جان داد و همه‌چیز به ظاهر تمام شد، اما با چشمانی باز نگاه کنید. تمام جریان حق، بصیرت تاریخی و فتوحاتی که از روز عاشورا تا لحظه ظهور رقم می‌خورد، از غنائمِهمان فداکاری و خون پاک است.

حالا به فتوحات نهضت اسلامی از سال ۱۳۴۱ تاکنون بنگرید؛ فروپاشی کمونیسم شوروی تنها یکی از این غنائم بود و امروز ما در شرف دومین فتح بزرگ، یعنی فروپاشی سرمایه‌داری و لیبرال‌دموکراسی غرب هستیم. سید علی خامنه‌ای از همان آغازین روزهای رهبری‌شان، با یک سخنرانی تاریخی و شگرف، تقابل با نظام سرمایه‌داری تک‌قطبی را کلید زدند و با صراحت فرمودند که این شعار صلح جهانی و منافع ملت‌ها، چیزی جز استعمار جدید نیست و ما باید در برابر این طرح فریبنده بایستیم.

ایشان در سال‌های اخیر حیاتشان نیز در دیدارهای مختلف از جمله در جمع مردم آذربایجان و در روز دانش‌آموز مکرراً تأکید کردند که نظم جهانی در حال تغییر و فروپاشی است و مؤلفه‌های این نظم جدید را شامل افول آمریکا، انتقال قدرت به آسیا و گسترش ادبیات و گفتمان مقاومت دانستند. آیا امروز این مؤلفه‌ها عیناً محقق نشده است؟ رهبری شجاع، با اتکا به امتی که به ظاهر از امکانات مادی کمتری برخوردار بودند، در برابر کل هیمنه نظم آمریکایی ایستاد؛ همان‌گونه که طعنه‌زنان می‌گفتند مگر می‌شود با یک کاسه ماست، دریایی از دوغ درست کرد؟، اما او این کار را کرد و معادلات جهان را بر هم زد.

اگر کسی چشمش را بر این فتح مبین ببندد، خود را از درک حقیقت محروم کرده است. امروز ما در آخرین مرحله از درگیری با تمدن غرب، یعنی رویارویی مستقیم با پرچمدار لیبرال‌دموکراسی آمریکا قرار داریم. ما در طول این دهه‌ها جنگ‌های متعددی را از جمله جنگ‌های ترکیبی، شناختی، دیپلماتیک و اقتصادی فاتحانه پشت سر گذاشته‌ایم و دشمن هرگز بیکار نبوده است. در سال ۲۰۰۱، جورج بوش به صراحت از جنگ با ایران سخن گفت، اما چون هنوز به اندازه امروز مضطر و مستأصل نشده بود و نظام آمریکا عقلانیت بیشتری داشت، جرئتِورود به جنگ مستقیم را پیدا نکرد.

اما امروز، دشمن مجبور شده است شخصاً لشکرکشی کند و به صورت مستقیم به میدان بیاید. چرا؟ چون هزینه‌هایش به شدت در حال بالا رفتن است و ساختار استکبار احساس خطر موجودیتی می‌کند. خوانندۀ محترم، دشمن مکار هرگز برای مقابله با یک لشکر شکست‌خورده این‌قدر هزینه نمی‌کند! او وقتی دید در تمام جبهه‌ها محاصره شده، مجبور شد قاعد و رهبر ما، سید علی خامنه‌ای را در سن کهولت و در قریب به نود سالگی قمری، به همراه خانواده و یارانش، به دست اشقی‌الاشقیا به شهادت برساند.

آیا این استیصال دشمن و این خون باعظمت، خود بزرگ‌ترین پیروزی ما نیست؟ رهبری که همواره در التماس‌ها و رازونیازهایش از خدا می‌خواست که از کاروان شهدا محروم نماند، نه‌تنها طرح استکبار را در منطقه و جهان در هم کوبید، بلکه طرح امتداد دشمن(غرب‌گراها) را در داخل کشور و دنیای اسلام نیز به هم ریخت. شهادت استثنایی ایشان، یک بعثت عمومی رقم زد تا فتنه‌ها را زیر پای این ملت به‌پاخاسته خاکستر کند. برای همراهی با این طرح عظیم و تحول‌ساز، باید آدم بزرگی شد.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/نماهنگ-فتنه-آمریکایی-را-بشناسید.mp4

آدمی که ظرفیت روحی ندارد و به تعبیر عامیانه با یک کشمش گرمی‌اش می‌کند و با یک قاشق ماست سردی‌اش، هرگز نمی‌تواند هم‌پای انبیا و در مسیر این تحول بزرگ قدم بردارد. شما باید بتوانید هم در کنار گودی قتلگاه عاشورا سرفراز بایستید و هم در صبحِ ظهور. به همین دلیل است که روایات ما با صراحت می‌گویند کسی که در دوره غیبت، درون طرح امام زمان(عج) بایستد و به شهادت برسد، مقام و منزلتش با شهدای جنگ بدر و کسانی که در اردوگاه پیروزی امام زمان به شهادت می‌رسند، کاملاً یکسان است.

تکلیف ما در پیش‌روی این تمدن چیست؟

اکنون که در این نقطه حساس از تاریخ ایستاده‌ایم، تکلیف میدانی و عینی ما چیست؟ دشمن احمق گمان می‌کرد با حذف فیزیکی سید علی خامنه‌ای، عمود خیمۀ انقلاب می‌شکند و جبهه حق دچار فروپاشی و تشتت می‌شود؛ اما این تصور باطل، ناشی از عدم شناخت هندسۀ ولایت است. ولایت یک شخص نیست، بلکه یک جریان متصل به عصمت است. پرچمی که دیروز در دستِ قائد شهیدمان بود، امروز با همان صلابت و اقتدار در ساختار نظام اسلامی حفظ می‌شود و این زنجیره تا اتصال به انقلاب جهانی حضرت بقیه‌الله(عج) هرگز قطع نخواهد شد.

وظیفه امروز ما، حفظ انسجام آهنین، تبعیت محض از ساختار ولایت و جلوگیری از نفوذ ویروس یأس و ناامیدی در کالبد جامعه است. ما حق نداریم حتی برای لحظه‌ای زانوی غم بغل بگیریم؛ چرا که عزاداری شیعه، عزاداری منفعلانه نیست، بلکه عزاداری حماسه‌ساز و پیش‌برنده است. امروز تمام اجزای جبهه مقاومت از یمن و عراق تا لبنان و فلسطین چشم به ام‌القرای جهان اسلام دوخته‌اند. اگر ما در اینجا کوچک‌ترین لرزشی به خود راه دهیم، ارتعاش این ضعف تمام جبهه را فرا می‌گیرد.

پس باید با صلابتی دوچندان، صفوف خود را فشرده‌تر کنیم و بدانیم که خون این شهید بزرگوار، نه تنها ماشین مقاومت را متوقف نکرده، بلکه به سوخت الهی و محرک انفجاری آن برای عبور از موانع پیش‌رو تبدیل شده است. با این نگاه و با این ظرفیت عظیم، پایان این کارزار کاملاً روشن است. خون سید علی خامنه‌ای و خون تمام شهدای مظلومِمنطقه، مُهر پایانی بر حیات ننگین غده سرطانی اسرائیل و حضور استکباری آمریکا در غرب آسیاست.

صهیونیسم جهانی که امروز در باتلاق جنایات خود دست و پا می‌زند، با این ترورهای کور و وحشیانه نمی‌تواند از مرگ حتمی و تاریخی خود فرار کند. سنت الهی بر این تعلق گرفته است که باطل، رفتنی و نابودشدنی است «إنَّ الْبَاطلَ کَانَ زَهُوقًا». ما اکنون در کوران حوادث پیش از ظهور قرار داریم؛ حوادثی که همچون کوره، ناخالصی‌ها را می‌سوزاند و پولاد وجودی مؤمنان را برای آن نبرد نهایی صیقل می‌دهد.

ما عهد بسته‌ایم که تا نابودی کامل نظام سلطه و پاک‌سازی قدس شریف، شمشیرهایمان را غلاف نکنیم. این یک شعار احساسی نیست، بلکه یک برنامه دقیق راهبردی و میدانی است که با خون قائد ما امضا شده است. پس با قلبی سرشار از یقین و قدم‌هایی استوار، خود را برای روزی آماده کنید که ندای حق در جهان طنین‌انداز شود. پیروزی نه تنها نزدیک است، بلکه ما هم‌اکنون در بطن پیروزی هستیم؛ مشروط بر آنکه مختصات خود را در این طرح الهی حفظ کنیم و تا آخرین قطره خون، پای عهد خود با خدا بایستیم.

حربۀ دشمن ما چیست؟

در این مقطع حساس از رویارویی، باید از خود بپرسیم که سلاح نهایی و حربه آخر دشمن پس از این فجایع و ترورها چیست؟ وقتی ماشین جنگی و امنیتی استکبار از متوقف کردن اراده این ملت و جبهه مقاومت عاجز ماند، تمام توان خود را در دو میدان درهم‌تنیده‌ اقتصاد و جنگ شناختی متمرکز کرد تا به راهبردی‌ترین هدف خود برسد؛ قطع پیوند امت با ساختار ولایت. هدف غایی تحریم‌های همه‌جانبه و بمباران بی‌وقفه رسانه‌ای دشمن این است که شما را از مسیر فتح خسته کرده و جامعه را به نقطه پشیمانی و استیصال بکشاند.

در منطق محاسباتی جبهه باطل، اگر بتوانند اراده‌ مقاومت و امید را در درون جامعه ما بشکنند، دیگر هیچ نیازی به رویارویی مستقیم نظامی ندارند؛ جامعه خودبه‌خود از درون فرو می‌ریزد. اما این تقابل سنگین اراده‌ها، دقیقاً همان فتنه‌ تمحیص آزمون و خالص‌سازی در آخرالزمان و کوره آتشی است که عیار ایمان ما را می‌سنجد. آیا در شعب ابی‌طالب، مسلمانان خط مقدم جبهه حق با شدیدترین تحریم‌های اقتصادی و اجتماعی مواجه نشدند؟

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/ملت-ما-به-شناخت-دشمن-احتیاج-دارد.mp4

اما همان استقامت بی‌نظیر، در نهایت به فتح بدون خونریزی مکه انجامید. امروز نیز، تحمل این فشارهای معیشتی و روانی، در واقع هزینه مادی همان طرح تمدنی عظیمی است که پیش‌تر از آن سخن گفتیم. اگر امت اسلامی در این گردنه تاریخی سخت که به تعبیر روایات، پایبندی به دین در آن همچون نگه داشتن آتش کف دست است استقامت کند، توطئه‌ فروپاشی از درون که اتاق‌فکرهای واشنگتن و تل‌آویو برای آن میلیاردها دلار هزینه کرده‌اند، به‌طور کامل خنثی خواهد شد و دشمن مستأصل، آخرین تیر ترکش خود را نیز شکسته خواهد دید.

بنابراین رسالت امروز ما تنها یک دفاع منفعلانه برای بقای صرف نیست؛ بلکه ما در حال تمهید ظهور و پایه‌ریزی عملی یک تمدن نوین اسلامی در جهان پساآمریکا هستیم. خون مطهر قائد عظیم‌الشأن ما و تمامی شهدای محور مقاومت، ضامن قطعی و موتور محرک این گذار تاریخی است. این خون‌های باعظمت، بذر بیداری و ظلم‌ستیزی را در قلب ملت‌ها حتی در عمق دانشگاه‌ها و خیابان‌های اروپا و آمریکا کاشته است و شما امروز طلیعه‌های این بیداری جهانی را در خیزش بی‌سابقۀ وجدان‌های عمومی علیه صهیونیسم بین‌الملل به وضوح می‌بینید.

ما دیگر در موضع ضعف قرار نداریم؛ بلکه این نظام سلطه و امپراتوری دروغ غرب است که در سراشیبی سقوط محتوم قرار گرفته و برای به تأخیر انداختن مرگ خود دست‌وپا می‌زند. وعده تخلف‌ناپذیر الهی که «أَنَّ الْأَرْضَ یَرثُهَا عبَادیَ الصَّالحُونَ» یک شعار آرمانی دور از دسترس نیست، بلکه در حال تحقق عینی و میدانی است. پس با سینه‌ای ستبر، بصیرتی نافذ و یقینی خدشه‌ناپذیر، در این میدان نورانی ثابت‌قدم بمانید.

بدانید هر قدمی که امروز در مسیر روشنگری، تولید قدرت، حفظ انسجام جبهه حق و خنثی‌سازی روایت دشمن برمی‌دارید، مستقیماً در پرونده‌ یاری امام زمان(ارواحنا فداه) ثبت می‌شود. تاریخ فردا و نظم نوین عالم را نه قدرتمندان پوشالی کاخ سفید، بلکه اراده‌های پولادین همین مستضعفان و ایستادگانی رقم خواهند زد که وارثان حقیقی این زمین‌اند.

انقلاب شناختی در عرصۀ جهانی

بیایید با یک نگاه کلان‌تر و تمدنی به آرایش قوا در عرصه بین‌الملل بنگریم. خون قائد شهید ما و شهدای محور مقاومت، تنها جغرافیای سیاسی غرب آسیا را ملتهب و بیدار نکرده است؛ بلکه امروز ما شاهد یک انقلاب شناختی در مقیاس جهانی هستیم. امپراتوری غرب به سرکردگی آمریکا، سال‌ها با ابزار رسانه‌ای هالیوود و شبکه‌های اختاپوسی صهیونیستی میلیاردها دلار هزینه کرد تا تصویری بزک‌کرده و بی‌نقص از لیبرال‌دموکراسی ارائه دهد و دفاع مشروع جبهه حق را تروریسم جلوه دهد.

اما امروز، این پرده‌ تزویر به طور کامل دریده شده است. وقتی جوانان و دانشجویان در قلب اروپا و در معتبرترین دانشگاه‌های آمریکا پرچم فلسطین را به دست می‌گیرند، با ماشین سرکوب پلیس درگیر می‌شوند و شعار مرگ بر اسرائیل و نابودی صهیونیسم سر می‌دهند، این بدان معناست که هژمونی فرهنگی و رسانه‌ای نظام سرمایه‌داری از درون فروپاشیده است. این رویدادها تصادفی نیست؛ این همان تحقق وعدۀ الهی در بیدار شدن فطرت‌های پاک و تجلی خون مظلومان است.

در این گذار حساس تاریخی، جبهه حق دیگر در انزوا قرار ندارد؛ بلکه این رژیم غاصب صهیونیستی و حامیان جنایتکار غربی آن هستند که در دادگاه افکار عمومی جهان منزوی شده و به عنوان نمادهای قطعی آپارتاید و نسل‌کشی شناخته می‌شوند. ما امروز با استقامت خود، در حال تنگ‌تر کردن حلقه محاصره بر گردن استکبار جهانی هستیم و این روند رو به افول آمریکا، غیرقابل بازگشت است.

اما در این میان، رسالت و وظیفه قطعی شما به عنوان یک عنصر آگاه و مؤمن در این پیچ تاریخی چیست؟ خوانندۀ محترم، بزرگ‌ترین خطای راهبردی در این مرحله، تماشاچی بودن و دل‌بستن به تحلیل‌های مأیوس‌کننده‌ جریان نفاق در داخل است. کسانی که با ادبیات منفعلانه و تحت پوشش فریبنده‌ عقلانیت دیپلماتیک یا پرهیز از تنش، نسخه تسلیم در برابر آمریکا را می‌پیچند، در واقع پیاده‌نظام همان دشمن غدار در خاک ما هستند که می‌خواهند اراده‌ این ملت را از درون تهی کنند.

شما باید با تسلیح خود به سلاح برنده و قطعی جهاد تبیین، به یک کنشگر فعال و خستگی‌ناپذیر در میدان جنگ شناختی تبدیل شوید و اجازه ندهید ماشین تحریف دشمن، جای جلاد و شهید را در ذهن نسل جدید عوض کند. این نبرد، پیش و بیش از آنکه نظامی باشد، نبرد اراده‌ها و روایت‌هاست و تک‌تک ما موظفیم سلول زنده‌ای از پیکره‌ این مقاومت تمدنی باشیم. با اطمینان قلبی و نص صریح آیات الهی بدانید که سنت قطعی خداوند بر نابودی باطل استوار است.

اگر ما در این مسیر پرخطر اما نورانی با ثبات قدم بایستیم و هندسه‌ فکری و عملی خود را منحصراً بر مدار ولایت و طرح عظیم مهدوی(عج) تنظیم کنیم، بی‌تردید نه تنها انتقام سخت و تمدنی خون ولیّ خدا و شهدایمان را خواهیم گرفت، بلکه پرچمدار برپایی قسط و عدل در جهان آینده خواهیم بود؛ جهانی که در آن، استکبار به زباله‌دان تاریخ پیوسته و زمین، میراث ابدی صالحان و مستضعفان سرافراز خواهد بود.

نمایان شدن نشانه‌های افول غرب | به غرب تمدن نگویید.

با درک این هندسه عظیم رویارویی و نمایان شدن نشانه‌های افول غرب، ما امروز باید از آرایش دفاعی و منفعلانه خارج شده و با تمام قوا در موضع تهاجمی قرار بگیریم. دوران مماشات و دل‌بستن به نهادهای بین‌المللی به سر آمده است. استکبار جهانی و در رأس آن آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی باید بدانند که با ریختن خون قائد عزیز ما، سید علی خامنه‌ای، نه‌تنها بازدارندگی ازدست‌رفته‌ خود را احیا نکردند، بلکه گور تاریخی خود را با دستان خود کندند.

برخی در داخل، با دیدن ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه یا نوسانات موقتی بازار ارز، دچار لرزش می‌شوند و مدام هزینه مقاومت را به رخ می‌کشند؛ اما بگذارید با همان صراحت و بدون لکنت بگوییم هزینه سازش، به مراتب از هزینه مقاومت سنگین‌تر و ویرانگرتر است. اگر امروز مرعوب شویم و تسلیم گردیم، فردا نه‌تنها دین و ناموس، بلکه همین نان و امنیت نیم‌بند نیز زیر چکمه‌های سربازان ناتو و صهیونیست‌ها لگدمال خواهد شد. ما در مسیر اعداد قوه به چنان ظرفیتی از قدرت بازدارندگی ترکیبی رسیده‌ایم که اگر دشمن دست از پا خطا کند، شریان‌های حیاتی او در سراسر منطقه به آتش کشیده خواهد شد.

این قدرت، صرفاً متکی بر سیلوهای موشکی و پهپادهای ما نیست؛ بلکه عمود خیمه‌ این اقتدار، اراده‌های انسان‌های موحدی است که شهادت را فتح مطلق می‌دانند. پس به جای مرعوب شدن در برابر جنگ روانی دشمن، باید با شجاعت تمام وارد میدان تولید قدرت اقتصادی، علمی و رسانه‌ای شویم تا ضربه نهایی را بر پیکر فرتوت این تمدن مادی وارد کنیم.

ما در پیشگاه خداوند و تاریخ، حجتی قاطع‌تر از این خون‌های مطهر برای ایستادگی نداریم. ما امروز در حال رقم زدن سرنوشت بشریت در دوره طلایی و در عین حال پرمخاطرۀ «قَبْلَ الْفَتْح» هستیم. طرح خدا برای جهان، طرح حاکمیت مستضعفین و متلاشی شدن شبکه‌ مستکبرین است و این طرح، بی‌اعتنا به اراده‌ کاخ سفید، مو به مو در حال اجراست. اگر می‌خواهید در روزی که پرچم یا لثارات الحسین به دست منجی موعود، حضرت بقیه‌الله الأعظم برافراشته می‌شود سرافکنده نباشید، امروز باید جایگاه و مختصات خود را در این نبرد کیهانی پیدا کنید.

در این میدان مین‌گذاری‌شده، هیچ حد وسطی وجود ندارد؛ یا در خیمه‌ حق و در پناه ولایت هستید، یا خواسته و ناخواسته در لشکر باطل شمشیر می‌زنید. ایستادگی پای این عهد، نیازمند سینه‌ای گشاده، ایمانی راسخ، و عبور از تعلقات حقیر مادی است.

خون سید علی خامنه‌ای و خون تمام شهدای این مسیر، عهدی است بر گردن تک‌تک ما که تا آخرین نفس، پرچم مبارزه با کفر، شرک و نفاق را برافراشته نگه داریم. فردای این عالم، بدون شک از آن ماست؛ این وعده‌ تخلف‌ناپذیر الهی است که «إنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذینَ آمَنُوا فی الْحَیَاه الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ». پیروزی نهایی و فتح مبین، در انتظار امتی است که با خون قائد خود پیمان می‌بندد و در این مسیر پرنور، حتی یک قدم به عقب برنمی‌دارد.

وحدت ساحات یکپارچگی میدان‌های نبرد

یکی از ملموس‌ترین و راهبردی‌ترین برکات این خون‌های بر زمین ریخته، تحقق عینی راهبرد وحدت ساحات یکپارچگی میدان‌های نبرد و در هم شکستن مرزهای اعتباری و استعماری است. دشمن غربی بیش از یک قرن پیش با معاهده شوم سایکس-پیکو، پیکره‌ امت اسلامی را تکه‌تکه کرد تا بتواند با استراتژی تفرقه، غده سرطانی اسرائیل را در قلب خاورمیانه بکارد و تثبیت کند. اما امروز چه اتفاقی در عالم واقع رخ داده است؟

خون قائد عزیز ما، سید علی خامنه‌ای، و دیگر شهدای مقاومت، این مرزهای دروغین دولت-ملت را درنوردیده و یک امت واحده‌ مبارز خلق کرده است. امروز وقتی غزه در خون می‌جوشد، یمن قهرمان شریان اقتصادی دشمن را در دریای سرخ و باب‌المندب قطع می‌کند؛ مقاومت اسلامی عراق عمق استراتژیک سرزمین‌های اشغالی را زیر آتش می‌گیرد، و حزب‌الله لبنان خواب را از چشمان پادگان تروریستی صهیونیست‌ها می‌رباید.

این هماهنگی بی‌نظیر، دیگر یک ائتلاف تاکتیکی و سیاسی زودگذر نیست؛ بلکه یک درهم‌تنیدگی وجودی و اعتقادی است. استکبار جهانی در برابر این شبکه‌ منسجم الهی کاملاً فلج و مستأصل شده است، زیرا با موجودیتی مواجه است که نه پایتخت واحدی برای بمباران و تسلیم شدن دارد، و نه ارتش کلاسیکی برای شکست خوردن. این شبکه، تجلی همان شجره‌ طیبه‌ای است که ریشه‌اش در عمق ایمان ملت‌ها ثابت، و شاخ‌وبرگ آن در سراسر جغرافیای مقاومت گسترده شده است.

اما برای تثبیت این پیروزی‌های میدانی، ما نیازمند یک گام تمدنی بزرگ‌تر هستیم که بدون آن، هر فتحی می‌تواند توسط دشمن مصادره و منحرف شود. خوانندۀ محترم، ما نمی‌توانیم در میدان نظامی و امنیتی با غرب درگیر باشیم، اما در میدان اقتصاد و فرهنگ، همچنان در زمین آن‌ها و با قواعد آن‌ها بازی کنیم. انتقام تمدنی و ساخت آن نظم نوین، مستلزم خروج آگاهانه و بی‌بازگشت از نظامات ساختاری غرب است.

تا زمانی که شریان اقتصاد ما به نهادهای استکباری غربی نظیر سوئیفت(SWIFT)، FATF و صندوق بین‌المللی پول گره خورده باشد، و تا زمانی که نظامات آموزشی و فرهنگی ما نسخه‌های ترجمه‌شده‌ نهادهای سکولار و اسناد استعماری نظیر ۲۰۳۰ را نشخوار کنند، ما در عمل در حال تغذیه‌ همان هیولایی هستیم که در میدان نظامی قصد نابودی‌اش را داریم. خون این شهدا، حجت را بر ما تمام کرده است که باید به سمت استقلال همه‌جانبه حرکت کنیم.

جبهه حق موظف است نظامات مالی مستقل خود، پلتفرم‌های ارتباطی امن، و شبکه‌های تبادل اقتصادی فارغ از هژمونی دلار را در سراسر محور مقاومت و کشورهای هم‌سو پایه‌ریزی کند. این همان رکن رکین اعداد قوه‌ای است که قرآن به آن فرمان می‌دهد؛ قدرتی که نه تنها بازدارنده‌ ماشین جنگی دشمن است، بلکه اهرم‌های فشار اقتصادی و تحریمی او را نیز برای همیشه بی‌اثر می‌کند. اگر در این مسیر سخت اما حیاتی گام برنداریم، دشمن زخم‌خورده از پنجره‌ اقتصاد و نفوذ فرهنگی بازخواهد گشت تا انتقام شکست‌های راهبردی‌اش را در درون خانه‌های ما بگیرد.

خوانندۀ محترم، در کنار این استقلال ساختاری و نبرد بی‌امان با نهادهای استکباری غرب، ما با یک جبهه‌ به‌شدت پیچیده و خطرناک در درون مرزهای فکری و جغرافیایی خودمان روبرو هستیم؛ جبهه‌ای که اگر با آن تعیین‌تکلیف نکنیم، تمام فتوحات میدانی ما را از پشت سر با خنجر خیانت خواهد درید. این جبهه، همان جریان نفاق داخلی و شبکه‌ پیوسته‌ غرب‌گرایانی است که در بزنگاه‌های حساس تاریخی، مأموریتی جز پمپاژ یأس، ایجاد تردید در مبانی مقاومت و بزک کردن چهره‌ کریه آمریکا ندارند.

وقتی خون قائد ما و فرماندهان دلاورمان بر زمین می‌ریزد، این جریان به جای ایستادن در صف خونخواهی، با ادبیاتی مرعوبانه و بزدلانه از کلیدواژه‌هایی چون تله‌ تنش و سایه جنگ سخن می‌گوید تا اراده‌ متصلب امت را سست کند. ما باید با صراحت و بدون لکنت اعلام کنیم که در هندسه‌ این رویارویی تمدنی، مدارا با جریان تحریف و نفوذ، خیانتی نابخشودنی به خون شهداست. همان‌گونه که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در جنگ صفین پیش از آنکه با معاویه بجنگد، مجبور بود با جهالت و خیانت اشعث‌ها و خوارج درون خیمه‌ خود مقابله کند، امروز نیز رسالت سنگین ما، افشای چهره‌ این نفاق مدرن است.

ما نمی‌توانیم در میدان نظامی موشک‌های بالستیک و هایپرسونیک شلیک کنیم، اما در میدان رسانه، اقتصاد و سیاست‌گذاری داخلی، فرمان را به دست کسانی بسپاریم که قبله‌ آمالشان واشنگتن و پاریس است. پاک‌سازی درونی جبهه‌ حق از این عناصر سست‌عنصر و وابسته‌گرا، پیش‌شرط قطعی و گریزناپذیر برای رسیدن به آن پیروزی موعود و فتح نهایی است.

باید به این حقیقت بنیادین و تسلی‌بخش ایمان قطعی داشته باشیم که این خون‌های باعظمت، نه تنها هدر نرفته، بلکه به عنوان یک شتاب‌دهنده تاریخی عمل کرده و زمان رسیدن به قله‌ ظهور را به شدت کوتاه کرده است. شهادت شخصیتی در تراز رهبری امت، یک فقدان مادی ساده نیست؛ این خون، گره‌های کور تاریخ را باز می‌کند و ظرفیت روحی جامعه‌ اسلامی را برای پذیرش ولایت عظمی و جهانی حضرت حجت(عج) به‌طور جهشی ارتقا می‌دهد.

کینه‌ مقدس و بغض انقلابی فروخورده‌ای که امروز در سینه‌ میلیون‌ها انسان آزاده در سراسر جهان تلنبار شده است، همان انرژی متراکمی است که طومار رژیم جعلی اسرائیل و پایگاه‌های آمریکایی را در هم خواهد پیچید. ما امروز در آستانه‌ یک پنجره‌ طلایی تمدنی ایستاده‌ایم. وظیفه‌ من و شما این است که از لاک دفاعی و روزمرگی خارج شویم؛ هر کس در هر نقطه‌ای که ایستاده چه در دانشگاه، چه در بازار، چه در میدان فرهنگ و چه در صنعت باید خود را یکی از قوای منتقم این خون بداند.

دوران نشستن و صرفاً منتظر ماندن گذشته است؛ امروز، روز قیام لله، شبکه‌سازی مؤمنانه و تولید قدرت نامتقارن است. اگر با این نگاه کلان تمدنی در میدان بایستیم، آن‌گاه با تمام وجود لمس خواهیم کرد که این شهادت جانکاه، در واقع نقطه‌ پایان تاریکی و آغاز فجر صادق تمدن نوین اسلامی است؛ فجری که خورشید آن، چیزی جز حاکمیت مطلق مستضعفان بر ویرانه‌های نظام سرمایه‌داری غرب نخواهد بود.

بار اصلی تقابل تمدنی بر دوش جوانان خط‌شکن جبهه مقاومت قرار دارد

اکنون که چهره‌ نفاق داخلی افشا شده و ضرورت عبور از ساختارهای استعماری روشن است، باید بدانیم که بار اصلی این تقابل تمدنی و این جراحی بزرگ، بر دوش جوانان و نیروهای خط‌شکن جبهه مقاومت قرار دارد. ما در مرحله‌ای هستیم که دیگر نمی‌توان با ساختارهای فرسوده، محافظه‌کارانه و دیوان‌سالاری‌های کُند به جنگ اژدهای هفت‌سر استکبار رفت. خون سید علی خامنه‌ای، اعلام پایان دوران مصلحت‌اندیشی‌های کاذب و آغاز دوران اقدام انقلابی و بی‌پرواست.

نهادهایی که سال‌هاست با نگاه‌های تکنوکراتیک و مرعوبانه به ترمزی در برابر اراده‌ امت تبدیل شده‌اند، باید با یک زلزله‌ جوان‌گرایانه و مؤمنانه در هم شکسته شوند و از نو بر مدار مقاومت فعال معماری گردند. این همان حقیقت گام دوم است که قائد شهیدمان سال‌ها پیش از این طراحی کرده بودند و امروز با خون مطهر خود، سند اجرایی آن را امضا کردند.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/نماهنگ-واقعیت-جوان-ایرانی.mp4

ما برای برپا کردن آن دستگاه قضایی بین‌المللی اسلامی و آن اقتصاد مستقل بدون دلار که پیش‌تر گفتیم، نیازمند مدیرانی از جنس قاسم سلیمانی‌ها، ابومهدی‌ها و یحیی سنوارها در عرصه‌ اقتصاد، دیپلماسی و سیاست‌گذاری هستیم؛ مردانی که از اخم آمریکا نترسند، اسیر پروتکل‌های پوشالی غرب نشوند و به جای نگاه ملتمسانه به دست دشمن، به ظرفیت‌های عظیم جهان اسلام تکیه کنند.

در این مسیر پرفرازونشیب و در این کارزار بی‌امان، بزرگ‌ترین سلاح ما در برابر ماشین جنگی و شناختی غرب، تبدیل سوگ به حماسه و حفظ امید مؤمنانه است. خوانندۀ محترم، تاریخ تقابل حق و باطل به ما می‌آموزد که هرگاه جبهه حق ضربه‌ ظاهراً مهلکی دریافت کرده، درست در همان نقطه، بزرگ‌ترین جهش تمدنی خود را آغاز نموده است. عاشورا پایان سیدالشهدا(ع) نبود، بلکه آغاز بسط طوفانی تفکر حسینی در شریان‌های تاریخ بود. امروز نیز شهادت رهبر آزادگان جهان، به هیچ وجه به معنای توقف مقاومت نیست؛ بلکه آغاز سیلابی است که لانه‌های عنکبوتی صهیونیسم و پایگاه‌های استکبار را از ریشه برخواهد کند.

ما با دلی خونبار اما با اراده‌ای از جنس پولاد، در این پیچ تاریخی ایستاده‌ایم و دیگر هیچ فرصتی برای آزمون و خطا یا تعلل باقی نمانده است. جبهه‌بندی‌ها به شفاف‌ترین حالت ممکن درآمده و شمشیر حق از نیام کشیده شده است. وعده‌ قاطع قرآن که «إنَّا منَ الْمُجْرمینَ مُنْتَقمُونَ» ما قطعاً از مجرمان انتقام خواهیم گرفت یک تعارف تاریخی نیست، بلکه حقیقتی است که به دست همین جبهه و در همین عصر محقق خواهد شد.

پس پرچم خونخواهی و استقامت را برافراشته‌تر نگه دارید، سینه‌ها را برای دریافت ترکش‌های این جنگ مقدس سپر کنید و با یقینی خدشه‌ناپذیر بدانید که ما، فاتحان قطعی فردای این عالمیم و تا اتصال این نهضت به صبح روشن ظهور، حتی یک قدم از آرمان‌هایمان عقب نخواهیم نشست.

فتح ذهن و ادراک در جنگ شناختی | خون خواهی رهبر و قصاص اسرائیل و آمریکا

در این هندسه‌ پیچیده و در دل این جنگ شناختی بی‌رحمانه، دشمن به دنبال فتح ذهن و ادراک شما است. آن‌ها پس از آنکه در میدان نظامی قافیه را باختند و مجبور شدند دست به آن ترور جنون‌آمیز و حذف فیزیکی سید علی خامنه‌ای بزنند، اکنون تمام زرادخانه‌ رسانه‌ای خود را به خط کرده‌اند تا این خون بیدارگر را در مسلخ تحریف ذبح کنند. هدف آن‌ها این است که جایگاه جلاد و شهید را عوض کنند و با پمپاژ اخبار جعلی، عظمت این مقاومت تاریخی در جنگ دوازده‌روزه را به یک ماجراجویی بی‌حاصل تقلیل دهند.

در اینجا، انفعال و سکوت من و شما، دقیقاً تکمیل‌کننده‌ پازل عملیاتی سیا و موساد است. ما نمی‌توانیم صرفاً به سوگواری احساسی بسنده کنیم؛ سوگواری شیعه، همان‌طور که در مکتب عاشورا آموخته‌ایم، باید به یک رسانه‌ پرقدرت و تهاجمی تبدیل شود. امروز هر یک از ما موظفیم یک قرارگاه تبیین باشیم و با صراحت، بدون لکنت و با تسلط بر واقعیات میدانی، روایت اصیل این فتح را در برابر روایت مسموم نظام سرمایه‌داری و امپراتوری دروغ غرب، بر افکار عمومی جهان مسلط کنیم. این نبرد، نبرد روایت‌هاست و کسی که نتواند حماسه‌ خود را روایت کند، ناچار است تن به روایت فاتحان دروغین بدهد.

به همین دلیل است که باید افق دید خود را از مرزهای روزمرگی فراتر ببریم و نقطه‌ی پایان این مسیر را با وضوح کامل ببینیم. خون قائد ما، پایان جمهوری اسلامی نبود؛ بلکه آغاز فاز نهایی فروپاشی استکبار بود. این خون، آن‌چنان انرژی متراکمی در کالبد امت اسلامی تزریق کرده است که دیگر هیچ سدی یارای مقاومت در برابر آن را ندارد. ما امروز نه تنها در حال دفاع از موجودیت خود نیستیم، بلکه در حال پیشروی برای تسخیر سنگرهای کلیدی جهان در حوزه‌ هندسه‌ قدرت هستیم.

آمریکای در حال افول و صهیونیسم رو به زوال، دست‌وپا زدن‌های آخر خود را در گردابی تجربه می‌کنند که خودشان با ریختن خون پاک‌ترین انسان‌های این روزگار خلق کرده‌اند. خوانندۀ محترم، این قطار تاریخ با سرعتی سرسام‌آور به سمت ایستگاه ظهور در حرکت است؛ ایستگاهی که در آن، انتقام حقیقی تمام خون‌های به ناحق ریخته‌شده، ذیل پرچم عدالت‌گستر حضرت بقیه‌الله(عج) گرفته خواهد شد.

وظیفه‌ خطیر ما، ایستادگی در این مدار، حفظ طهارت جبهه‌ داخلی از رسوبات نفاق، و آماده‌سازی تمام‌عیار ساختارهای تمدنی برای تحویل دادن این امانت بزرگ به صاحب اصلی آن است. در این مسیر نورانی، تردید، خستگی و سازش جایی ندارد؛ ما محکوم به پیروزی هستیم و این، سنت لایتخلف الهی است.

رسالت فردی و اجتماعی ما چیست؟

بگذارید در این نقطه پرده از یکی از بزرگ‌ترین و مهلک‌ترین خطاهای محاسباتی نظام سلطه برداریم. دستگاه اطلاعاتی و امنیتی غرب با تمام یال و کوپال تکنولوژیک خود دچار یک کوری ساختاری عمیق است؛ آن‌ها با همان لنز مادی‌گرایانه‌ خود گمان می‌کنند ساختار ولایت در جبهه‌ حق، شبیه دیکتاتوری‌های متزلزل خودشان است که با حذف فیزیکی رأس هرم، کل سیستم دچار شوک شده و از هم فرو بپاشد. اما واقعیت میدان امروز، سیلی محکمی بر صورت این توهم است.

شهادت سید علی خامنه‌ای و فرماندهان ارشد ما، نه تنها شیرازه‌ محور مقاومت را از هم نپاشید، بلکه به کاتالیزوری برای گذار سریع از یک بازدارندگی متمرکز به یک هندسه‌ قدرت شبکه‌ای غیرقابل مهار تبدیل شد. امروز، اتاق عملیات مشترک جبهه‌ مقاومت از صنعا و بغداد گرفته تا بیروت، دمشق و غزه، با هماهنگی خیره‌کننده‌ای در حال وارد آوردن ضربات جبران‌ناپذیر بر پیکره‌ رژیم صهیونیستی و منافع آمریکاست.

استکبار امروز با یک ارتش کلاسیک روبرو نیست که بتواند آن را با بمباران خلع‌سلاح کند؛ بلکه با یک اراده‌ متصلب تمدنی مواجه است که در آن، با افتادن پرچم از دست یک رهبر یا سردار، صدها فرمانده جوان تربیت‌شده در همین مکتب، باانگیزه‌تر و تشنه‌ی خونخواهی، آرایش هجومی می‌گیرند و خون رهبرشان، به سوخت موشک‌هایی تبدیل می‌شود که عمق استراتژیک تل‌آویو و حیفا را شخم می‌زنند.

در چنین اتمسفر سرنوشت‌سازی، رسالت فردی و اجتماعی شما چیست؟ خوانندۀ محترم، ما امروز درگیر یک جنگ اراده‌ها در داخل مرزهای فکری و سیاسی خودمان هستیم. خطرناک‌ترین تهدید در این مقطع، ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا نیست؛ بلکه تحرکات موذیانه‌ جریان سازش‌کار و غرب‌گرای داخلی است که تلاش می‌کند با سوءاستفاده از التهاب ناشی از این فقدان بزرگ، بذر ترس را در دل جامعه بکارد و پروژه‌ تسلیم شرافتمندانه یا همان برجام‌های خسارت‌بار منطقه‌ای و موشکی را تئوریزه کند.

این جریان نفاق مدرن، این خون‌های مقدس را بهانه‌ای برای دعوت به انفعال قرار می‌دهد و با گروگان گرفتن معیشت مردم، مدام از سایه‌ جنگ می‌ترساند. وظیفه‌ خطیر شما در این تقابل، ایستادگی بی‌امان در برابر این ویروس تسلیم‌طلبی است. هیچ میز مذاکره‌ای گنجایش معامله بر سر این خون‌ها را ندارد و قصاص این جنایت، با هیچ امتیاز اقتصادی حقیرانه‌ای قابل تاخت‌زدن نیست. شما باید با منطق مستحکم قرآنی و تسلط بر دستاوردهای میدانی، گلوی این جریان تحریف را بفشارید.

ما در مسیر فتح قله‌ایم و منطق صریح ما این است. هرگونه عقب‌نشینی در این نقطه، به معنای نابودی کامل دستاوردهای یک‌صد ساله‌ نهضت اسلامی است. پس با ایمانی از جنس آهن و بصیرتی نافذ، پای کار این انقلاب خونین بمانید؛ چرا که ما نه تنها از این پیچ تاریخی صعب‌العبور به سلامت گذر خواهیم کرد، بلکه نظاره‌گر فروپاشی نهایی نظم شیطانی غرب و طلوع بی‌بدیل خورشید ولایت عظمی(ارواحنا فداه) خواهیم بود.

خون قائد شهید کاتالیزور یک شیفت ژئوپلیتیک عظیم

برای تکمیل این پازل تمدنی، باید از لایه‌های صرفاً نظامی و امنیتی عبور کنیم و نوک پیکان تهاجم را به سمت شاهرگ حیاتی نظام سلطه، یعنی هژمونی دلار و دیکتاتوری اقتصادی غرب نشانه برویم. واقعیت میدان و بدون روتوش این است که تا زمانی که فدرال رزرو آمریکا می‌تواند با چاپ پول بدون پشتوانه، تورم خود را به اقتصاد جهانی پمپاژ کند و با اهرم سوئیفت، گلوی ملت‌های مستقل را در تراکنش‌های روزمره بفشارد، استقلال سیاسی و نظامی ما همواره از ناحیه‌ اقتصاد ضربه‌پذیر خواهد بود.

اما خون قائد شهید ما، کاتالیزور یک شیفت ژئوپلیتیک عظیم در جهان شده است. امروز پیوستن قطعی و فعالانه‌ محور مقاومت و کشورهای هم‌سو به پیمان‌های راهبردی نظیر بریکس(BRICS) و شانگهای، دیگر یک ژست دیپلماتیک نمایشی نیست؛ بلکه آرایش جنگی اقتصاد شرق و جهان اسلام در برابر خزانه‌داری آمریکاست. ما باید با صراحت بپذیریم که این دوران گذار، با دردهای اقتصادی و جراحی‌های معیشتی همراه است.

جریان تحریف در داخل، مدام تلاش می‌کند این فشارهای ناشی از تقابل را به عنوان شکست قطعی مقاومت فاکتور کند و نسخه‌ تسلیم بپیچد؛ اما حقیقت مستحکم این است که دلارزدایی ساختاری، ایجاد پیام‌رسان‌های مالی دوجانبه، و استفاده از زیرساخت‌های مالی مستقل با پشتوانه‌ طلا و انرژی، همان خنجری است که دقیقاً در قلب نظام سرمایه‌داری فرود می‌آید. ما در حال بنا کردن پایه‌های اقتصاد پساآمریکایی هستیم که در آن، ماشین جنگی ناتو و اتاق‌فکرهای تحریمی واشنگتن دیگر نمی‌توانند با مصادره‌ اموال ملت‌ها، اراده‌ خود را تحمیل کنند.

ایستادگی امروز شما در این جنگ ترکیبی و تحمل این فشارهای معیشتی، دقیقاً به معنای فشردن گلوی دشمن در استراتژیک‌ترین خاکریز اوست. اما تمام این فتوحات نظامی، سیاسی و اقتصادی، تنها زمانی بُرش حقیقی خود را پیدا می‌کنند که به ولید علم و اقتدار فناورانه گره بخورند. در این کارزار آخرالزمانی، جبهه‌ حق نمی‌تواند با ابزارهای متعلق به قرن گذشته، تمدن نوین اسلامی را معماری کند. همان‌طور که سید علی خامنه‌ای با نگاهی راهبردی، سال‌ها پیش فرمان شکستن مرزهای دانش را صادر کردند، امروز خط مقدم دفاع از حریم مقاومت، به عرصه‌ هوش مصنوعی، علوم شناختی، هوافضا، سایبر و فناوری‌های کوانتومی کشیده شده است.

تسلط ما بر این عرصه‌های لبه‌ دانش، همان مصداق اتم «وَأَعدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ منْ قُوَّهٍ» است که دشمن را در لایه‌های پنهان تکنولوژیک خلع‌سلاح می‌کند. ما موظفیم دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی‌مان را از چنگال مقالات بی‌خاصیت ISI و علوم انسانی ترجمه‌شده‌ غربی نجات دهیم و آن‌ها را به اتاق جنگ علمی جبهه‌ مقاومت تبدیل کنیم. این ساختارشکنی، شجاعتی از جنس شجاعت میدان نبرد می‌طلبد.

بیایید با این حقیقت درخشان روبرو شویم ما سیاهی‌لشکر تاریخ نیستیم؛ ما در حال بافتن حلقه‌ وصل بعثت نبوی به قیام مهدوی(عج) هستیم. خون رهبر شهیدمان و هزاران سرو تنومند این خاک، تضمین قطعی این اتصال تاریخی است. اگر با این اراده‌ پولادین، مجهز به علم روز و مسلط بر ابزارهای نوین قدرت به پیش بتازیم، دیری نخواهد پایید که هیمنه‌ پوشالی لیبرال‌دموکراسی همچون مارکسیسم در موزه‌های عبرت تاریخ بایگانی خواهد شد و زمین، در نهایت آرامش و عدالت، زیر گام‌های استوار امام منصور ما و سربازان تمدن‌سازش، نفس راحتی خواهد کشید.

اما باید با صراحت بپذیریم که تمام این سنگربندی‌های مقتدرانه‌ نظامی، اقتصادی و تکنولوژیک، اگر در نهایت به یک رستاخیز فرهنگی و رسانه‌ای ختم نشوند، ابتر و شکننده خواهند ماند. استکبار جهانی با دستگاه عریض‌وطویل هالیوود، غول‌های فناوری و شبکه‌های انحصاری‌اش، دهه‌هاست که بی‌وقفه در حال بمباران ادراکی جوامع ماست. ترور فیزیکی قائد عظیم‌الشأن ما و فرماندهان میدانی، تنها یک روی این جنگ تمام‌عیار است؛ روی پنهان و به‌مراتب خطرناک‌تر آن، ترور هویت، تحریف روایت و تسخیر حافظه‌ تاریخی امت اسلامی است.

کار رسانه‌ای تک تیرانداز جنگ شناختی و تمدنی عصر حاضر

ما هرگز نمی‌توانیم در میدان جنگ سخت موشک‌های نقطه‌زن شلیک کنیم، اما در میدان فرهنگ و رسانه، با تولیدات سطحی، کلیشه‌ای و محافظه‌کارانه، زمین بازی را دودستی به دشمن تقدیم کنیم. امروز هنر، سینما، ادبیات و نقد فرهنگی جبهه‌ مقاومت، باید با یک جراحی بی‌رحمانه از چنگال دیوان‌سالاری‌های خسته‌کننده، نگاه‌های منفعلانه و زبان الکن خارج شود. در این نبرد شناختی، یک نویسنده، تحلیل‌گر رسانه یا فیلم‌ساز آگاه، دقیقاً در جایگاه یک تک‌تیرانداز راهبردی قرار دارد.

او موظف است با خلق یک فرم جهان‌تراز و زبانی بُرنده، نقاب دروغین لیبرال‌دموکراسی را پاره کند. تثبیت این فتوحات، نیازمند جسارتی در روایت‌گری است که مستقیماً از حرارت خون همین شهدا وام گرفته شده باشد. بیایید در این نمای نهایی، تکلیفمان را با نقطه‌ پایان این کارزار کیهانی روشن کنیم. ما در حال گذار پرالتهاب اما افتخارآمیز از یک نظم استکباری در حال احتضار به یک تمدن نوین بیدار هستیم. خون مطهر سید علی خامنه‌ای، نقطه‌ پایان هرگونه مماشات و نقطه‌ آغاز عملیاتی انتقام تمدنی بود.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/اتاااا.mp4

در این آرایش جنگی جدید که از پنتاگون و وال‌استریت تا اتاق‌فکرهای رسانه‌ای غرب علیه ما صف‌آرایی کرده‌اند، دیگر هیچ منطقه‌ خاکستری و حاشیه‌ امنی برای بی‌تفاوت‌ها و عافیت‌طلبان وجود ندارد. نظام سلطه آخرین تیرهای زهرآگین خود را برای بقا شلیک می‌کند، اما اراده‌ قطعی و تخلف‌ناپذیر خداوند بر این استوار است که مستضعفان بیدارشده، وارثان بی‌رقیب این سیاره باشند. وظیفه‌ من و شما، خروج قطعی از پیله‌ انفعال، عبور از تکرار مکررات و ورود جسورانه به میدان عمل‌گرایی انقلابی است.

فردا منحصراً از آن امتی است که امروز، بدون ذره‌ای تردید و هراس، پای واقعیات میدانی و اعتقادی خود می‌ایستد و با اتکا به خون رهبران شهیدش، مسیر را برای آن فتح نهایی و طلوع خورشید ولایت عظمی هموار می‌سازد؛ روزی که پرچم این مقاومت مقدس، نه در جغرافیایی محدود، بلکه بر بلندترین قله‌های مدیریت جهان به اهتزاز درخواهد آمد.

اما برای آنکه این اراده‌ پولادین در کالبد جامعه تثبیت شود، ما نیازمند یک انقلاب فرمیک و روایت‌گری هژمونیک هستیم. استکبار جهانی قدرت خود را صرفاً بر روی ناوهای هواپیمابر بنا نکرده است؛ بلکه پایه‌های این سلطه‌ شیطانی، سال‌هاست بر پرده‌ نقره‌ای سینما، در قاب رسانه‌ها و از طریق مهندسی دقیق تصویر و زیبایی‌شناسی قدرت استوار شده است. ما به هیچ‌وجه نمی‌توانیم با زبانی لکنت‌دار، فرمی عقب‌مانده، محافظه‌کارانه و تولیدات کلیشه‌ای که فاقد عمق انسانی و تحلیلی هستند، به جنگ ماشین رؤیاسازی هالیوود و شبکه‌های ادراکی غرب برویم.

خون قائد ما و فرماندهان شهید این مسیر، یک محتوای بی‌بدیل و جهان‌شمول ست؛ اما اگر این محتوای ناب در ظرف یک رسانه و هنر تراز جهانی، با زبانی مستحکم و خط‌شکن ریخته نشود، در میان همهمه‌ کرکننده‌ امپراتوری دروغ گم خواهد شد. میدان امروز نبرد، دقیقاً نقطه‌ تلاقی هنر، رسانه و ایدئولوژی است. ما در این پیچ تاریخی به نویسندگان، تحلیل‌گران فرهنگی و هنرمندانی نیاز داریم که با نگاهی عمیقاً ساختاری و به دور از ژست‌های خنثی و رباتیک آکادمیک، نقاب از چهره‌ بزک‌کرده‌ لیبرالیسم بردارند و مقاومت را نه به عنوان یک استیصال دفاعی، بلکه به عنوان تنها زیست شرافتمندانه و پیروزمندانهدر عصر پساآمریکا تصویر کنند.

کسی که امروز در این میدان دوربین، قلم و کلام را به دست می‌گیرد، دقیقاً ماشه‌ همان موشکی را می‌فشارد که عمق استراتژیک پایگاه‌های دشمن را در هم می‌کوبد. در این پرده‌ پایانی و در کوران این تقابل همه‌جانبه، تکلیف میدانی من و شما روشن‌تر از هر زمان دیگری است. دوران تحلیل‌های مبهم، دوپهلو و بدون سوگیری صریح به پایان رسیده است؛ امروز هر کلمه‌ای که شلیک می‌شود، باید صراحتاً مختصات خود را در جبهه‌ حق مشخص کند.

رژیم غاصب صهیونیستی و حامیان غربی‌اش، امروز در محاصره‌ آتش خشم امتی هستند که مرزهای استعماری را پاره کرده و به یک پیکره‌ واحد و ضربتی تبدیل شده است. ما با سرعتی غیرقابل مهار، در حال عبور از تونل تاریک و پرالتهاب تاریخ به سمت روشنایی قطعی ظهوریم. در این مسیر خطیر، ریزش‌ها، خستگی‌های مقطعی و خیانت جریان‌های سازش‌کار داخلی، صرفاً جزئی از سنت الهی تمحیص و خالص‌سازی است؛ اما آنچه در نهایت بر زمین استوار می‌ماند، اراده شکست‌ناپذیر جریان حق است.

با ایمانی خلل‌ناپذیر و قلبی که به وعده‌ «إنَّ یَوْمَ الْفَصْل کَانَ میقَاتًا» گرم است، در سنگر خود بایستید. ما اکنون نه در حال انتظار منفعلانه، بلکه در حال معماری و ساختن جغرافیای ظهور هستیم که خشت‌خشت آن با خون پاک‌ترین رهبران و جوانان این امت بنا شده و سقف آن، بی‌شک متصل به آسمان عدالت‌گستر مهدوی خواهد بود. در این نبرد کیهانی، پیروزی تنها گزینه‌ روی میز ماست و استکبار، دیر یا زود، زیر بار این اراده‌ عظیم تمدنی متلاشی خواهد شد.

 

قبلی عرصه جهاد و کشف مناط مبارزه با دشمن در اندیشۀ رهبر شهید سید علی خامنه‌ای
بعدی تحلیل علمی اولین آمار منتشر شده از تشییع آسمانی رهبر شهید | برآورد جمعیت 43 میلیونی

پست های مرتبط

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان

احمدرضا
ادامه مطلب
Profile – Seyyed Mojtaba Khamenei

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

Profile – Seyyed Mojtaba Khamenei: The Complete Story of Iran’s new supreme leader

احمدرضا
ادامه مطلب
تحلیل جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن

۱۴۰۵-۰۵-۰۶

جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

احمدرضا
ادامه مطلب
موفقیت های جمهوری اسلامی

۱۴۰۵-۰۵-۰۵

موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری

احمدرضا
ادامه مطلب
حمله زمینی به ایران

۱۴۰۵-۰۵-۰۴

حمله زمینی به ایران | چرا پیروزی ما ۱۰۰% است؟

احمدرضا
ادامه مطلب

1 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • معصومه گفت:
    ۱۴۰۵-۰۴-۱۸ در ۱۰:۲۸

    تشکر از نویسنده محترم
    بسیار عالی بود

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
  • Profile – Seyyed Mojtaba Khamenei: The Complete Story of Iran’s new supreme leader
  • جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
  • موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری
  • حمله زمینی به ایران | چرا پیروزی ما ۱۰۰% است؟
آخرین دیدگاه‌ها
  • S در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • حاتمی در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • S در نقد سریال Unorthodox-2020 | دین بستری برای عقده‌گشایی فراهم می‌کند
  • .... در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • بنده مظلوم خدا در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
محصولات
  • کتاب حکایت سینماتوگراف کتاب حکایت سینماتوگراف
    تومان 350.000
  • کتاب برگ های گمشده کتاب برگ های گمشده
    تومان 380.000
  • دوره زن و رسانه دوره زن و رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.000.000
  • دوره جامع مستندسازی دوره جامع مستندسازی
    تومان 1.400.000
  • دوره رسانه و جنگ شناختی دوره رسانه و جنگ شناختی
    تومان 900.000
  • مجله خردورزی مجله خردورزی | سیره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • دوره آموزش سینما استاد مستغاثی دوره آموزش سینما استاد مستغاثی
    تومان 1.500.000
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز
    تومان 1.000.000
  • کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن
    تومان 4.000.000 قیمت اصلی: تومان 4.000.000 بود.تومان 999.000قیمت فعلی: تومان 999.000.
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد