صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای
بعد از شهادت حضرت آقا و در کشاکش مصیبت ایشان وجنگ تحمیلى سوم، یکى از دل مشغولىهاى مردم این بود که جانشین رهبر شهید چه کسی خواهد بود؟ دوستان انقلابی البته این نگرانی را از سالها پیش در دل داشتند و درگوشی و آهسته آن را با یکدیکر درمیان میگذاشتند که: بعد از آقا چه مى شود؟! بعضى گمان میکردند و حتى عدهاى تقریباً مطمئن بودند که آقا پرچم را به دست حضرت صاحب خواهند رسانید و نباید نگران بود. برخی شاید دلشان به آیت الله رئیسى گرم بود، اما بعد از شهادت رئیسى عزیز، این نگرانى دو چندان شد وهمه منتظر تقدیر الهى ماندیم.
کار سخت خبرگان ملت، بلافاصله پس از شهادت آقا آغاز شد، تهدیدهاى مکرر دشمن نسبت به خبرکان و برنامهریزی برای زدن جلسه خبرگان، کار را بسى مشکل کرده بود. چندین مرتبه اماکن متوقع جلسه تعیین رهبری در قم و تهران با موشک مورد اصابت قرار گرفت که اگر دشمن در رسیدن به هدفش موفق میشد، کار گره میخورد. در نهایت اما خبرگان امت با رشادت و علیرغم همه تهدیدها، در جلسهای حضوری این امر خطیر را به سرانجام رساندند و حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای را به رهبری جمهوری اسلامی ایران انتخاب کردند.
خاطرم هست شب نوزدهم ماه رمضان، برای مراسم احیا به هیئت «عشاق الحسین» تهران رفته بودیم که خبر انتخاب آقا مجتبی آمد. مجلس از جا کنده شد؛ همراه با تکبیر و صلوات و شعار و اشک، مثل همه ایران و مثل همه مراسمهای احیای آن شب. عجیب بود، مردمی که بیشترشان حتی به اندازه یک دقیقه صوت یا فیلم از آقا مجتبی به خاطر نداشتند، به سان کسانی که مدتها است او را میشناسند، دوستش داشتند.
این دست خدا بود که عیان شده بود وگرنه چرا باید آقا مجتبای گمنام مظلوم، که دشمن در جفای به او در زبان و عمل هیچ کم نگذاشته بود، اینگونه محبوب دل ملت و خبرگان شود؟ البته این را همه میدانستند که فریاد میزدند: «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد».
فهرست مطالب
Toggleجانباز رمضان | صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای
جانباز رمضان به چیزی شبیه به معجزه از مقتل «کشوردوست» بیرون آمده بود و این نیز معنایی بود که بر معانی دیگر این انتخاب افزون میشد. او مغضوب دشمن بود و به شهادت رساندنش یکی از اهداف حمله روز نهم. امام شهیدمان فرموده بودند که اساساً امر رهبری امت در اسلام به دست بشر نیست و خداوند به طرز شگفتی آن را تعیین خواهد کرد. ما آن را به چشم دیدیم؛ دیدیم دست قدرت خدا را که حضرت امام روحالله فرموده بود من آن را میبینم که مشغول هدایت انقلاب است!
پس از انتخاب، همه دوست داشتند از رهبر جدیدشان بیشتر بدانند. او خود البته گمنامی را انتخاب کرده بود و این مسئله کار را برای هر معرفی سخت میکرد. بسیاری از کسانی که شناخت خوبی از آقا مجتبی داشتند، یا شهید شده بودند و یا به دلیل مسائل امنیتی که در بحبوحه جنگ طبیعی و لازم مینمود، در دسترس نبودند؛ از خانواده ایشان گرفته تا بسیاری از همکاران و دوستان نزدیکشان.
اما همچنان کسانی بودند که بتوانند معرف برخی از ابعاد شخصیت ایشان باشند و این خود ارزشمند بود. در کنار اشخاص، پیامهای ایشان نیز یکی پس از دیگری صادر میشدند؛ متونی که ـ به اصطلاح ـ امضای مؤلف را پای خود داشتند و منحصر بهفرد بودند و بهخوبی میتوانستند اضلاعی از اندیشه و روحیات نویسنده خود را به مخاطب بشناسانند.
پیشنهاد میشود ویژهنامه «آقا مجتبی» کار دست بچههای خانه طلاب جوان قم را مطالعه کنید که تلاشی است در جهت معرفی رهبر عزیز انقلاب که عمدهاش حاصل گفتوگو با تعدادی از نزدیکان، شاگردان و مرتبطان با ایشان است؛ به علاوه تأملاتی بر پیرامون سه پیام مهم ایشان. طبعاً این معرفی کامل نیست و انتشارات خط نیز چنین داعیهای ندارد، منتهی تلاش کرده جامع باشد؛ یعنی توجه به ابعاد سهگانه انسانی (بُعد علمی ـ فکری، بُعد روحی ـ معنوی و بُعد رفتاری ـ سیاسی) را در بر بگیرد؛ ابعادی که رهبران انقلاب همواره به جامعیت در آنها معروف بودهاند.
جوهره شخصیت آقا مجتبی برآیند این سه بُعد است؛ اما همان چیزی که تشکیلدهنده جوهره شخصیت فرد است؛ آن ویژگی که وجهالجمع ابعاد سهگانه انسانی است و البته به آنها رنگ میزند. آقا در توصیف حضرت امام فرموده بودند:
«امام البته هم یک فقیه برجسته و بزرگ بود، هم فیلسوف بود، هم صاحبنظر در عرفان نظری بود. در این مسائل او، بخشهای فنی و علمی، یک سرآمد به حساب میآمد، لکن شخصیت برجسته امام به هیچکدام از اینها وابسته نیست، بلکه شخصیت اصلی امام در تحقّق مضمون آیه «وَجاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ» بود. امام بزرگوار با داشتن آن زمینههای برجسته علمی، وارد میدان مجاهدت فیسبیلالله شد و این مجاهدت را تا آخر عمر خود ادامه داد و حرکت عظیمی را به وجود آورد.»1
وِرد واحد و همآهنگی در همه ابعاد حیات انسانی از اوصاف موحدان است. مهمترین تصمیم موحد، بیانگر شخصیت او است؛ نقطهای کانونی در زندگیاش که حاضر است همه داراییهایش را به پای آن بریزد؛ نقطه عزم برای چنین انسانهایی، داستان زندگی آنها است که شاید در چند خط بتوان آن را تعریف کرد.
شاید بتوان جوهره شخصیت آقا مجتبی را چنین معرفی نمود: «گذشتن از خود برای یاری رساندن به آقا»؛ چیزی شبیه به همان که در زندگی امام شهید، در مقطعی در خدمت به پدرشان جلوهگر شده بود و در مقطعی دیگر در نسبتشان با حضرت امام روحالله خود را نشان میداد؛ همان که در زندگی کسانی چون شهید نصرالله و شهید رئیسی عزیز نیز دیده میشد.
آقا مجتبی انتخاب کرده بودند که در خدمت ولیشان باشند و این امر اگر قرار بود بهدرستی اتفاق بیفتد، باید به خیلی چیزها پشت پا میزدند. اولینش شاید حیات حوزوی مرسوم و معهود بود. زندگی در قم، درس، تألیف و شاگردپروری، نه اینکه برای آقا مجتبی به کلی تعطیل شده باشد، اما میتوانست بسیار رهاتر و با احتیاط کمتری برگزار شود. یا تبلیغ و مسجدداری که جزء علایق آقا مجتبی به حساب میآمدند، تقریباً بهکلی از آنها محروم بودند.
آقا مجتبی دستیار و مشاور آقا بودند، اما دستیاری با محدودیتها و سختیهایی فراتر از حد معمول؛ به خاطر نسبت خویشی نزدیکشان با آقا ایشان برای در کنار آقا بودن و «مؤثر» در کنار آقا بودن، باید گمنامی و غریبی را انتخاب میکردند. چگونه؟ مثلاً با در بیت، دفتر و اتاق اختصاصی نداشتن، با خیلی از دیدارها و حتی نمازها حاضر نشدن یا حاضر شدن و در صف اول نایستادن، با ناسزا و تهمت شنیدن و پاسخ ندادن، با کسانی از همسلکان و همدرسان خود به دلیل جلوگیری از ایجاد شائبه جانشینی ارتباط نداشتن، با کلی ملاحظه و احتیاط در زندگی علمی و کاری و شخصی داشتن.
و اگر آقا مجتبی دستیار ارشد آقا نبودند، این پرهیزها یا وجهی نداشتند یا لااقل اینقدرها هم مهم جلوه نمیکردند. البته آقا مجتبی همه این محدودیتها و غربتها را انتخاب کردند تا کمککار آقا باشند و کمککار آقا بودن در این موقعیت یعنی در آقا محو بودن و دیده نشدن.
برای خدمت به محرومین آماده کند تا دیدار سریعتر جفت و جور شود؛ آخر خودشان گفته بودند: من برای
پززکتان دنبال میکردند: یعلاوهی مراقبهها و اعمال سنکینی که ازایشان روایت شده است.
ویژکى هاى برجستۀ آقا مجتبى
چنین جوهرهایی خود را در اوصافی نشان میدهد که بسیاری آقا مجتبی را به آنها توصیف کردهاند. برخی از این اوصاف البته لازمهٔ بیّن آن جوهره هستند و برخی نه. از جملهٔ این ویژگیها تواضع، شهرتگریزی، سادهزیستی، اعتقاد راستین به مردم، سلوک خاص معنوی، توجه به محرومین، توان و شخصیت علمی برجسته و حریت توأمان، اشراف بر مسائل، کیاست و دشمنشکار بودن است.
تواضع: تواضع اولین ویژگی از ایشان است که تقریباً همهٔ کسانی که با ایشان ملاقاتی داشتهاند، به چشمشان آمده.
شهرتگریزی: آقا مجتبی مراقبت شدیدی داشتند که نامی از ایشان در حوزه و دانشگاه و جامعه بیرون نیاید. حتی در موضوعاتی ساده مانند تبلیغ درس یا انتشار صوتها یا تقریرات آن، که اجازهٔ کار نمیدادند و همهٔ خدمترسانیها به فقرا را که با محوریت خود و شاگردانشان انجام میگرفت، به نام حضرت آقا مطرح میکردند.
توجه به محرومین: خود آقا مجتبی میگویند این محبت به محرومان را از پدر شهیدشان به ارث بردهاند. معروف است که هرکه میخواست با آقا مجتبى دیدار داشته باشد، مىبایست طرح یا مسألهاى برای خدمت به محرومین آماده کند تا دیدار سریعتر جفت و جور شود؛ آخر خودشان گفته بودند من برای فقرا همیشه وقت دارم.
اعتقاد راستین به مردم: این ویژگی را به روشنی در همان پیام اول و در تفسیر آیهٔ «ما ننسخُ من آیهٍ أو ننسها نأتِ بخیرٍ منها أو مثلها» و تطبیق آن بر رهبری مردم مشاهده کردیم، نگاه توحیدی به مردم و مردمسالاری دینی آن حرف جدید و جذاب انقلاب اسلامی است که ایشان از بن دندان بدان معتقد هستند.
سلوک خاص معنوی: آقا مجتبی گرچه درس اخلاق به معنای رایج کلمه نداشتند، اما بنابه گزارش شاگردان، درسشان سبب مراقبت بیشتر آنها بر اعمال و رفتارشان، خاصه نماز، میشده است. مراوده با بسیاری از اهل سلوک در سرتاسر ایران، از دغدغههای آقا مجتبی بوده و آن را با آقا مصطفی اخوی بزرگشان دنبال میکردند.
شخصیت علمی برجسته: دانشجویی و دانشمحوری یکی از پایههای اساسی و فصول جدی شخصیت آقا مجتبی است. چرا که بنای سلوک فردی و جمعی، ساخت تمدن و… همگی مبتنی بر دانش است، همان «العلم سلطان»، که در کلام امام شهید تکرار میشد. فصل مهمی از حیات آقا مجتبی در محافل حوزوی، آن هم به شکل فعال، سپری شده که حاصلش نوآوریهای قابل توجه، کرسی درسی گرم و عدد بسیار شاگردان است.
فقه یعنی «تئوری واقعی و کامل ادارهٔ انسان از گهواره تا گور»، دانشی که آقا مجتبی بیشتر از سایر علوم اسلامی برایش وقت صرف میکرده است. البته یکی از دلایل این کار، توصیهٔ امام شهید به ایشان مبنی بر تمرکز بر فقه بوده است. آقا چند باری فرموده بودند که در خانوادهٔ ما همه کتابخواناند؛ حالا حساب کنید در این خانوادهٔ پرمطالعه لقب «آقای مطالعه» به آقا مجتبی اختصاص یافته است.
حریت علمی: علیرغم احترام بسیاری که برای بزرگان قائل بودند، اما دانش و حقیقت، ارج بیشتری نزدشان داشته و این موجب حریت علمی ایشان میشده. با وجود ارادت شدید به پدر شهیدشان، در برخی از نظریات فقهی و اصولی با ایشان بحث کرده و پس از آن باز هم نظر خاص خودشان را حفظ کردهاند.
اشراف بر مسائل روز جامعه: بسیار پیش آمده که فردی به منظور در جریان قرار دادن آقا مجتبی در رابطه با موضوع و پدیدهای اجتماعی، با ایشان جلسه گذاشته، اما در میانهٔ جلسه متوجه شده ایشان کاملاً بر موضوع احاطه دارند و حالا لازم است راهنماییهای رو به جلوتر را از ایشان دریافت کند.
کیاست: کیّس بودن مؤمن با زرنگیهای مرسوم در دنیای مادی متفاوت است. نظامی از پیچیدگیها در وجود انسان موحد که با سادگی و بساطت موحدانه جمع میشود. آقا مجتبی در جلسات سراپا گوش بودند، اما سادهانگار نه. جمعبندیهای راهبردی و عملیاتی داشتن، به جزئیات حوادث و سرگذشت و وضعیت افراد اشراف داشتن، کارهای مختلف اجرایی را در حوزههای مختلف با افراد مختلف پیش بردن، طبقهبندی اطلاعات و شئون و اقتضائات هر محیط کاری را با دیگر محیطها مراعات کردن، اینها همه نشانههایی از کیاست مورد نظر است.
دشمنشکار بودن: دشمن از سالها پیش متوجه ارزش وجودی ایشان شده بود و آتش توپخانهاش را از همان دههٔ ۷۰ به سمت ایشان گشوده بود. اوج این دشمنی را در شعارهای فتنهٔ ۸۸ در خیابانهای تهران و با پمپاژ خبری رسانههای ضد انقلاب دیدیم. رهبر جوان ایران چه به جهت مبانی فکری و چه به جهت آشنایی از نزدیک و طولانی با جبههٔ مقاومت، اساساً یک طبع ضد آمریکایی-صهیونی دارند که این را به خوبی در پیامهای صادر شده از ایشان میبینیم.
منابع:
[1] بیانات رهبر شهید در مراسم بیستوششمین سالگرد رحلت امام خمینی، ۱۳۹۳/۰۳/۱۳.
[2] برای مطالعۀ مفصل متن به ویژهنامۀ آقا مجتبی خامنهای نشریۀ علمی و فرهنگی خانه طلاب جوان قم مراجعه کنید.
دیدگاهتان را بنویسید