جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد انیمه بهشت جهنمی | پنگلای |Hell’s Paradise: Jigokuraku 2023-2026

نقد انیمه بهشت جهنمی | پنگلای |Hell’s Paradise: Jigokuraku 2023-2026

۱۴۰۴-۱۲-۰۹
دسته‌بندی ساختاری، رسانه‌های شرقی، سرویس‌های سایت، مطالب سایت، یادداشت
نقد انیمه بهشت جهنمی

مقدمه | نقد انیمه بهشت جهنمی

تا به‌حال شده حس کنید درحال ادامه دادن هستید چون باید! نه چون می‌خواهید؟ صبح بیدار می‌شوید، روزتان می‌گذرد، برخی کارها را انجام می‌دهید، ولی آخر شب تجربه‌ای ندارید که با فکر کردن به آن حالتان خوب باشد. برایتان سؤال نشده که وقتی دیگران می‌گویند قوی باش، این هم می‌گذرد دقیقاً انتظار دارند چه چیزی را تحمل کنید؟ آیا مسئله تحمل کردن است یا این است که بفهمیم دقیقاً چرا باید کاری انجام داد؟

بگذارید اینگونه بپرسم که اگر واقعاً همه‌چیز بی‌اهمیت شده‌، چرا خستگی برایتان این‌قدر اهمیت دارد؟ در چنین وضعیتی زنده ماندن شبیه عادت شده؛ عادتی که شما در مورد آن مدام از خودتان می‌پرسید اگر فردا هم همین باشد، واقعاً چه فرقی می‌کند؟ شاید مشکل نداشتن هدف نباشد، شاید مشکل این باشد که هیچ‌وقت فرصتی نبوده تا بفهمید چه چیزی قرار است مهم باشد؟ این‌ها سؤالاتی هستند که شخصیت اصلی انیمۀ حاضر از خودش و بیننده در همان اپیزود اول می‌پرسد!

بهشت جهنمی، جیگوکوراکو(به ژاپنی: 地獄楽، هپبورن: Jigokuraku) مجموعۀ وب‌مانگایی ژاپنی به نویسندگی و تصویرسازی یوجی کاکو(Yuji Kaku) است. انتشار این اثر در برنامه و وب‌سایت شونن جامپ پلاس متعلق به انتشارات شوئیشا از ژانویه ۲۰۱۸ تا ژانویه ۲۰۲۱ صورت گرفت و فصل‌های آن در ۱۳ جلد تانکوبون(Tankōbon) گردآوری شد. داستان در دورۀ ادو ژاپن روایت می‌شود و سفر نینجایی به نام گابیمارو و جلادی به نام یامادا آسائمون ساگیری را در مسیر جست‌وجوی اکسیر جاودانگی به‌دستور شوگون را دنبال می‌کند. شوئیشا هم‌زمان این مانگا را به زبان انگلیسی در پلتفرم آنلاین مانگا پلاس(Manga Plus) منتشر کرد؛ در همین حال، ویز مدیا(Viz Media) مجوز انتشار دیجیتال و چاپی آن را برای آمریکای شمالی دریافت نمود.

اقتباسی تلویزیون آن در قالب انیمه‌ای ۱۳ قسمتی با عنوان بهشت جهنمی، به تهیه‌کنندگی استودیو ماپا(MAPPA) و کارگردانی کائوری ماکیتا(Kaori Makita)، از آوریل تا ژوئیه ۲۰۲۳ در شبکۀ تی‌وی توکیو و شبکه‌های وابسته به آن پخش شد. همچنین نمایش فصل دوم آن در ژانویۀ ۲۰۲۶ آغاز گردید و هم‌اکنون 7 اپزود از آن منتشر شده است.

بهشت جهنمی از آن دسته آثاری است که معمولاً در کنار جوجوتسو کایسن و چینساومن از آن یاد می‌شود. سه اثری که نسل تازه‌ای از شونن‌های ژاپنی را شکل دادند و قهرمانانشان کمتر شبیه قهرمانان آرمان‌گرای قدیمی هستند و بیشتر با ترس‌ها، ضعف‌ها و بحران‌های درونی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. با این حال برخلاف آن دو اثر، هلز پارادایس هیچ‌وقت به همان میزان سر و صدا نکرد و تا حدی زیر سایه شهرت رقبایش باقی ماند.

فهرست مطالب

Toggle
  • هدف گابیمارو چیست و نوجوان کیست؟
  • سوابق رسانه‌ای سازندگان
    • ماجرای تولید و حواشی‌اش
  • فرهنگ زمینه‌ و خصوصیات زمانۀ اثر
    • ایواگاکوره کجاست؟
  • خلاصۀ داستان | نقد انیمه بهشت جهنمی
  • مبانی تئوریک و معرفتی اثر
    • هورای یا پنگلای چیست
    • هفت خدا؟
    • آموگهاواجرا جیوجون(Fukuu Jukun)
    • سوندی دیجون(Jundei Teikun)
    • شاکگدی سامانتابهَدرا(Fugen Joutei)
    • دادی اکشو(Ashuku Taitei)
    • تاتهاتا یوانجون(Nyoi Genkun)
    • مانجوسری گونگوکون (Monju Koukou)
    • راتنا داشنگ(Ratna Taisei)
  • فرجام سخن

هدف گابیمارو چیست و نوجوان کیست؟

شاید در نگاه نخست و با در نظر گرفتن خشونت بی‌پرده و فضای تاریک انیمۀ بهشت جهنمی، چنین به نظر برسد که با اثری کاملاً بزرگسالانه روبه‌رو هستیم؛ موضوعی که سازندگان نیز هیچ‌گاه خلاف آن را اعلام نکرده‌اند و هرگز برچسب مخصوص نوجوانان یا جوانان بر پیشانی این اثر نقش نبسته است. اما برای درک دقیق‌تر مخاطب هدف، باید به خاستگاه انتشار آن بازگشت. مانگای این داستان پیش از آنکه توسط استودیویی برای اقتباس تلویزیونی انتخاب شود، همان‌طور که اشاره شد ابتدا در پلتفرم شونن جامپ پلاس(Shōnen Jump+) منتشر گردید.

حضور کلمۀ شونن در نام این بستر انتشار بی‌دلیل نبوده و نشان‌ از محیطی آزمایشی است که میزان محبوبیت داستان را دقیقاً در میان همین قشر قبل از انتشار گسترده و تحویل به استودیو برای ساخت انیمه ارزیابی می‌کند. بنابراین، فارغ از رده‌بندی‌ها و بر اساس واکاوی عمیقی که در ادامه از ساختار روانی شخصیت گابیمارو خواهیم داشت، منطقی و بلکه ضروری است که مخاطب اصلی و روان‌شناختی این انیمه را نوجوانان، جوانان و به‌طور کلی تمام کسانی تصور کنیم که همچنان در چنگال بحران هویت خویش گرفتار مانده‌اند.

سخت است که جهان درون ذهن یک نوجوان، هیجان‌ها، احساسات، افکار و دغدغه‌هایش را درک کرد. پرسش‌هایی که مطرح شد، بازتاب تصویری از بحران هویت در دوران نوجوانی و جوانی است. بله نوجوانان شما دائماً درگیر پرسیدن سوالاتی از همین جنس از خودشان هستند.

نوجوانی دورانی است که فرد از کودکی(انجام وظایف دیکته شده) عبور کرده، اما هنوز معنای منحصر‌به‌فرد اینکه من چه کسی هستم و چه کسی می‌توانم باشم خود را در بزرگسالی نیافته است. شاید برایتان عجیب باشد اما نوجوان آنقدر از خودش درون ذهنش سؤال می‌پرسد که پیچش سؤالاتش او را به این‌جا می‌رساند که قبل از  اینکه از خود بپرسد من چه کسی هستم و چه کسی می‌توانم باشم و چه کار باید بکنم به من پاسخ دهید که اصلا چرا باید کاری را انجام داد؟

قطعاً نوجوانان به همراهی والدین در این مسیر نیاز دارند چون وضعیت حاضر، برزخ روانی‌ای است که در آن، نوجوان احساس می‌کند چرخ‌دنده‌ای در ماشینی عظیم است که بی‌وقفه می‌چرخد، اما نمی‌داند مقصد کجاست و برای چه می‌چرخد! خستگی که به آن اشاره شد خستگی جسمانی نبوده و فرسودگی شناختی ناشی از بی‌چرایی است. راستی اگر نوجوان تا این حد سردرگم است و نیاز به راهنمایی دارد پس دینداری‌اش چه می‌شود؟

شخصیت گابیمارو در انیمۀ بهشت جهنمی، انگار که تجسم همین برزخی است که نوجوان باید از آن عبور کند. او در آغاز داستان به‌عنوان سلاحی توخالی برای کشتار معرفی می‌شود که انگیزه‌هایش را گم کرده یا بهتر است بگوییم تازه در صدد این قرار گرفته که انگیزه‌هایش را پیدا کند اما با چه شکلی؟ او می‌خواهد خودکشی کند و خودش را توخالی می‌بیند؛ گابیمارو می‌جنگد چون آموزش دیده است، نفس می‌کشد چون بدنش به‌طور غریزی از مرگ امتناع می‌کند، اما در پاسخ به چرایی این زیستن، سکوت می‌کند و چیزی نمی‌داند.

او انگار همان نوجوانی است که جامعه(در این‌جا قبیلۀ نینجاها) به او آموخته اگر چیزی احساس کنی ضعیف هستی و تنها اگر اطاعت کنی قوی هستی. گابیمارو در این نقطه، دچار انجماد عاطفی است؛ وضعیتی که بسیاری از مخاطبان نوجوان با آن همذات‌پنداری عمیقی دارند.

روایت داستان اثر به‌تدریج سازوکاری را شکل می‌دهد که در آن مخاطب با افرادی همدل می‌شود که در آغاز داستان صرفاً با عنوان مجرم، قاتل یا محکوم به مرگ معرفی شده‌اند و با بازنمایاندن رنج‌ها، انگیزه‌ها و گذشته این شخصیت‌ها، مرزهای میان شرارت و انسانیت را کم‌رنگ می‌کند چرا که خواسته بگوید بسیاری از آن‌ها پیش از آنکه مجرم باشند، انسان‌هایی آسیب‌دیده‌اند. به همین دلیل، مخاطب رفته‌رفته از موضع قضاوت فاصله گرفته و به سمت همدلی با آن‌ها حرکت می‌کند.

دلیل همذات‌پنداری عمیق و جذابیت گابیمارو برای نسل جوان و نوجوان در تطابق بی‌نظیر استعاره‌های این داستان با واقعیت‌های روان‌شناختی دوران بلوغ نهفته است. تعریف از انیمه نباشد اما واقعاً در این بخش خوب عمل کرده و با زیرکی نوجوانان را هدف قرار داده. مخاطب نوجوان، در جهان مدرنیتۀ امروز غالباً خود را زیر بار انتظارات بی‌رحمانۀ سیستم آموزشی و فشارهای اجتماعی می‌بیند؛ سیستمی که از او ماشین تولید کتاب خواندن یا کار کردن و مسئولیت پذیرفتن می‌سازد و احساسات یا تردیدهایش را نقطه‌ضعف تلقی می‌کند. این دقیقاً همان بلایی است که قبیلۀ نینجاها بر سر روان گابیمارو آورده است.

جذابیت و قدرت اقناع‌کنندگی و باورپذیر بودن این کاراکتر از دوگانگی شخصیت او سرچشمه می‌گیرد. گابیمارو در ظاهر شمایل قهرمانی شکست‌ناپذیر و قاتلی مرگ‌بار را دارد که همه برای قدرتش تحسینش می‌کنند اما روانش به همان اندازۀ روان مخاطب درگیر بحران، آسیب‌پذیر، آشفته و خسته است.

نوجوانان، نقاب بی‌تفاوتی، انزوای خودخواسته و تقلای خاموششان برای یافتن معنای زیستن را در نگاه بی‌حالت گابیمارو تماشا می‌کنند. او به جوان سردرگم اثبات می‌کند که احساس تهی بودن و بریدن از جهان، پایان راه نیست؛ بلکه دقیقاً همان نقطۀ صفری است که انسان می‌تواند از درون آن، کورسوی امیدی منحصر‌به‌فرد مانند عشق گابیمارو به همسرش بسازد. دیدن این مسیر که چگونه تاریک‌ترین و بی‌روح‌ترین انسان‌ها نیز در اعماق وجودشان برای محافظت از رگه‌های باریک انسانیت می‌جنگند، به روان خستۀ مخاطب اعتبار و آرامش می‌بخشد. اما بیایید بپرسیم که اصلاً این سبک از خودیابی درست است؟ چرا سازندگان نوجوانان را هدف قرار داده‌اند؟

سازندگان اثر این خلأ را رها نمی‌کنند. انیمه با بهره‌گیری از مفاهیم عمیق تائوئیسم(Taoism)، بستری آموزشی فراهم می‌آورد تا شخصیت را از این بحران خارج کند. در فلسفۀ تائو، جهان بر پایۀ تعادل میان نیروهای متضاد یین و یانگ استوار است. گابیمارو یاد می‌گیرد که برای قوی بودن، سرکوب کردن احساسات یا انکار خستگی کافی نبوده و پذیرش ضعف، ترس و حتی عشق، بخش ضروری رسیدن به آرامش، انسجام درونی، هدفمندی، قدرت و لذت واقعی زندگی است.

نکتۀ مهم‌تر این است که بهشت جهنمی تائو را صرفاً یک مفهوم فلسفی انتزاعی فرض نکرده و آن را امری شهودی و باطنی دانسته. در این خوانش، درک تائو با حواس پنج‌گانه ممکن نیست؛ شخصیت‌هایی که فقط به ظاهر و ادراکات سطحی خود تکیه می‌کنند، از فهم آن ناتوان می‌مانند، اما کسانی که نوعی شهود درونی و حساسیت عمیق‌تر نسبت به جهان دارند، می‌توانند جریان تائو را در موجودات و اشیا دریابند. همین تفاوت، تائو را از یک واژۀ تزئینی به نیرویی زنده و تجربه‌شدنی در متن اثر تبدیل می‌کند.

در کنار تائوئیسم، ترکیب فضای خشن دورۀ ادو و مرام بوشیدو که توسط شخصیت ساگیری و امثالش آسائمون‌ها نمایندگی می‌شود، چالش دیگری را پیش روی این بی‌معنایی می‌گذارد. بوشیدو در اثر حاضر انگار هم به معنای اطاعت کورکورانه است که نمایندگان آن شینوبی‌های منطقۀ ایواگاکوره هستند و  هم به‌معنای جست‌وجوی طریقت و شرف شخصی است که آسائمون‌ها نمایندۀ آن هستند. عجیب این است انیمیشن ضمن تجسم مرام بوشیدو در این دو گروه برخی مفاهیم تائوئیسم را نیز مثل انرژی تائو که در انیمیشن بسیار در موردش توضیح داده می‌شود را در مرام بوشیدو به شکل دیگری با عنوان کی نامگذاری کرده و سعی دارند پلی میان تمام مفاهیم این دو منظومه برقرار کند.

در کنار کلاس درس فلسفۀ حاضر ساگیری به گابیمارو نشان می‌دهد که زیستن در میانۀ خون و مرگ نیز می‌تواند هدفمند باشد، اگر دلیلی فراتر از زنده ماندن وجود داشته باشد. آن دلیل برای گابیمارو، عشق به همسرش است؛ نمادی از بازگشت به انسانیت اما در مسیر فلسفۀ تائوئیسم!

بنابراین انیمۀ بهشت جهنمی فراتر از اثری سرگرم‌کننده بوده و شبیه کلاس درس فلسفۀ شرقی برای بینندگانش است که مفاهیم سنگین هستی‌شناسانه را با مکاتبی که هیچ ایدئولوژی منطقی و فکری‌‌ای ندارند تا جایی که نگاهشان به ماهیت انسان و جهان از هر پدیده‌ای تا به امروز با پیشرفت تکنولوژی در گذر زمان تأثیر پذیرفته در قالب مبارزات نفس‌گیر و تحول شخصیت گابیمارو بسته‌بندی کرده است.

در کلام آخر باید گفت انیمۀ بهشت جهنمی به مخاطب سردرگم خود می‌گوید: «پوچی پایان راه نبوده و آغاز مسیری است برای یافتن تائو(راه) خودت.» بله این انیمه به بحران هویت نوجوان پاسخ می‌دهد؛ در این پاسخ هم معنای زندگی کشف‌کردنی نبوده و ساختنی است اما ساختنی در پایه‌های ایدئولوژیک همین مکتب که با پذیرش برخی از مبانی آن پذیرش برخی دیگر بدون وجود تناسب منطقی و علی معلولی عقلی لازم می‌آید و این ساختن، درست از لحظه‌ای آغاز می‌شود که گابیمارو و بیننده می‌پذیرند همۀ تناقض‌های درونی‌مان چه روشنایی و چه تاریکی بخشی از حقیقت تائوی ما هستند.

با این حال پرسش مهم‌تری باقی می‌ماند. اثر اگرچه پوچی را نفی می‌کند، اما پاسخ نهایی خود را بر چه مبنایی بنا می‌سازد؟ به نظر می‌رسد بهشت جهنمی در نهایت بیش از آنکه از حقیقت، عدالت یا غایتی متعالی سخن بگوید، نوعی اراده برای ادامه دادن را ستایش می‌کند؛ همان منطقی که در فرهنگ ژاپنی با مفهوم گیمبارو شناخته می‌شود. در این نگاه، ارزشمند بودن زندگی از خود ادامه دادن و تسلیم نشدن سرچشمه می‌گیرد و نه مقصدش. به همین دلیل می‌توان گفت اثر اگرچه بحران هویت را به رسمیت می‌شناسد، اما راه حل نهایی آن را بیش از آنکه در کشف حقیقت جست‌وجو کند، در ساختن انگیزه‌ای برای ادامه مسیر می‌یابد.

سوابق رسانه‌ای سازندگان

برای شناخت بهتر بهشت جهنمی باید کمی هم به فضای فکری خالقش نگاه کرد. یوجی کاکو از نسل مانگاکاهایی است که در نزدیکی تاتسوکی فوجیموتو رشد کردند؛ نویسنده‌ای که با آثاری مثل مرد اره‌برقی و فایر پانچ شناخته می‌شود. همین نزدیکی باعث شده علاقه به شخصیت‌های آسیب‌دیده، جهان‌های خشن و روایت‌هایی که مرز خیر و شر را درهم می‌تنند در آثار کاکو هم دیده شود.

یوجی کاکو مانگاکا و خالق اثر از مانگاکاهای نسل جدید مجلۀ جمپ شونن پلاس به شمار می‌آید که مسیر حرفه‌ای او به‌شدت تحت تأثیر تجربه دستیاری تاتسوکی فوجیموتو خالق مرد اره‌برقی(Chainsaw Man) و مشت آتشین(Fire Punch) شکل گرفته است. این سابقه در گرایش‌های روایی و بصری کاکو خصوصاً در ترکیب خشونت عریان با تأملات اگزیستانسیال و شخصیت‌هایی که میان غریزه بقا و جست‌وجوی معنا گرفتار شده‌اند دقیقاً مشابه آنچه در این اثر یعنی بهشت جهنمی می‌گذرد به‌وضوح قابل مشاهده است.

برای مطالعۀ بیشتر بخوانید: نقد انیمۀ مرد اره‌برقی

نخستین اثر مستقل و قابل توجه کاکو، که فنر جهش انیمۀ دن‌دا‌دن بود مانگای کوتاه Yukinobu to Hachisuke است، اما شهرت واقعی او با بهشتت جهنمی رقم خورد؛ مانگایی که میان سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ در جامپ شونن پلاس منتشر شد و طی ۱۲۷ چپتر، روایتی تاریک و فلسفی از بقا، مرگ و رستگاری ارائه داد. ویژگی شاخص کاکو در این مجموعه، پرهیز از قهرمان‌پردازی کلاسیک در ژانر شونن و تمرکز بر شخصیت‌هایی با هویت اخلاقی ناپایدار است که باعث شد اثر حاضر در میان آثار شونن دیجیتال، جایگاهی متمایز در چشم بینندگان و خوانندگان بیابد.

برای مطالعۀ بیشتر بخوانید: نقد انیمۀ Dandadan

از منظر سبک‌شناسی، طراحی‌های خشن، استفاده گسترده از کنتراست‌های شدید و بدن‌مندی جنسی اغراق‌شده شخصیت‌ها در کنار باورهایی چون تائوئیسم، نشان‌ از تمایل کاکو به پیوند اسطوره، فلسفه و خشونت است؛ مسیری که بعدها در آثار بعدی‌ قطعاً شاهدش خواهیم بود.

کائوری ماکیتا کارگردان انیمه از کارگردانانی محسوب می‌شود که تجربۀ گسترده‌ای در مقام کارگردان یک اپیزود و دستیار کارگردان در پروژه‌های مختلف زیادی داشته است. پیش از انیمۀ حاضر او در آثاری چون دوروهه‌دورو(Dorohedoro) و حمله به غول‌ها(Attack on Titan) با استودیو ماپا همکاری داشت؛ تجربه‌ای که مهارت او در مدیریت صحنه‌های پرتنش و روایت‌های غیرخطی را بسیار تقویت کرد.

برخلاف بسیاری از آثار شونن که به مونولوگ‌های توضیحی متکی هستند، کارگردانی او بر تصویر، میزانسن و حرکت دوربین تکیه می‌کند. این رویکرد باعث شده کشمکش درونی شخصیت‌هایی چون گابیمارو و ساگیری، بیش از دیالوگ، از طریق تصویر منتقل شود. از دیدگاه تحلیل رسانه‌ای، ماکیتا را می‌توان کارگردانی دانست که به‌جای نمایش صرف خشونت و عملکرد فیزیکی شخصیت‌های اصلی، آن را به ابزاری برای بازنمایی آن معنایی که می‌خواهد به بیننده انتقال دهد در این‌جا بحران هویت تبدیل می‌کند؛ ویژگی‌ای که با جهان‌بینی مانگای اصلی هم‌راستا است و در داستان ارن در حمله به تایتان‌ها نیز شاهد آن بودیم.

استودیوی ماپا به عنوان سازندۀ انیمیشن که در سال ۲۰۱۱ توسط ماسائو مارویاما(Masao Maruyama) تأسیس شد طی دهۀ گذشته به یکی از مهم‌ترین بازیگران صنعت انیمه ژاپن تبدیل شده است. این استودیو با تولید آثاری نظیر جادوگران جوجوتسو(Jujutsu Kaisen)، حمله به غول‌ها فصل آخر(Attack on Titan: The Final Season) و مرد اره‌برقی(Chainsaw Man) به شهرت رسید؛ آثاری که همگی به دلیل سطح بالای انیمیشن، فضاسازی تاریک و پرداخت عالی داستانی شناخته می‌شوند.

انتخاب ماپا برای اقتباس اثر حاضر تصمیمی تصادفی نبود. کارنامۀ این استودیو نشان می‌دهد که ماپا در مواجهه با روایت‌های خشن و فلسفی، به‌جای تعدیل محتوا برای مخاطب عام، تلاش می‌کند روح اثر اصلی را حفظ کند. همین رویکرد در انیمۀ بهشت جهنمی هم نیز مشهود است؛ از طراحی موجودات تنسن گرفته تا نمایش بی‌پردۀ مرگ و فروپاشی جسم کاراکترها.

ماجرای تولید و حواشی‌اش

یوجی کاکو ایدۀ اولیۀ بهشت جهنمی را بر پایۀ این ایده ساخت که در آن چندین جفت از افراد با منافع متضاد، در فضایی بسته رها شده و مجبور به همکاری با یکدیگر می‌شوند. داستان در ابتدا دربارۀ کودکانی بود که به کانون اصلاح و تربیت فرستاده می‌شدند و وکلا برای دفاع از آن‌ها مبارزه می‌کردند. با این‌حال، طی گفت‌وگوهایی با ویراستار، این فضاسازی کنار گذاشته شد و شخصیت‌های متفاوتی به همان چارچوب اضافه گردیدند.

این ساختار به این دلیل حفظ شد که کاکو همواره به نحوۀ دگرگونی روابط انسانی علاقه‌مند بوده و قصد داشت داستانی با این محوریت بنویسد. او احساس می‌کرد فضای شینسنکیو برای هر نوع داستانی مناسب است و نوشتن آن نیز آسان خواهد بود. همچنین معتقد بود قرار گرفتن شخصیتی که قرار نیست بمیرد در موقعیتی نزدیک به مرگ، جذابیت بیشتری به همراه خواهد داشت.[1]

استوری‌بردهای سه فصل نخست مانگا در سال ۲۰۱۷ به هیئت تحریریه شونن جامپ پلاس ارائه گردید. هیده‌آکی ساکاکیبارا، که از زمان انتشار فانتاسما در مجله جامپ اسکوئر از تحسین‌کنندگان جدی هنر کاکو بود، مشتاقانه داوطلب پذیرش این مجموعه شد و از فصل‌های دوم و سوم، مسئولیت ویراستاری دوم آن را بر عهده گرفت. وی بر این باور بود که بهشت جهنمی همان مجموعۀ فانتزی مبارزه‌ای جریان اصلی شونن است که شونن جامپ پلاس همچنان فاقد آن بود و ظرفیت تبدیل شدن به اثری پرفروش در قالب چاپ را داشت.

ساکاکیبارا در ابتدا نسبت به داستان چند قهرمانی شامل زندانیان، جلادان و موجودات جزیره ابراز نگرانی می‌کرد. اگرچه او وجود داستانی به سبک بتل رویال در قالب مانگا را جالب می‌دانست، اما نگران بود این رویکرد به ریتم نامناسب داستان منجر شود که در آن ناچار به تقسیم صفحات میان شخصیت‌ها باشند و نتوانند کنش‌های شخصیت‌های اصلی را به میزان کافی به تصویر بکشند. با این‌ وجود، او موفقیت این ساختار را به نبوغ کاکو در معرفی سریع و ساده شخصیت‌ها و همچنین استعداد وی در طراحی نسبت می‌دهد.[2]

کاکو و ساکاکیبارا رویدادهای داستان را در قالب مجموعه‌های ده‌ فصلی، معادل حجم کامل کتاب، برنامه‌ریزی می‌کردند. در ابتدا، کاکو داستان را با محوریت گابیمارو به‌عنوان قهرمان و با تمرکز بر رشد شخصیتی او به نگارش درآورد. اما در حین نوشتن دریافت که مضامین به سمت مفاهیمی چون راه میانه، تناقض‌ها و کشمکش‌ها تغییر جهت داده‌اند. او احساس کرد ساگیری باید با این مسائل روبه‌رو شود و چنین بیان کرد: «بنابراین از نظر من، ساگیری به قهرمان نیمۀ دوم داستان تبدیل شد.»

ویراستار در زمینۀ تصویرسازی آزادی عمل کامل به کاکو داد. به گفتۀ ساکاکیبارا، این مجموعه از همان فصل نخست دارای تصویرسازی‌های افراطی و خشن بوده است؛ ویژگی خاصی که به محبوبیت میان خوانندگان انجامید، اما ارتباط‌گیری مخاطبان جدید با اثر را دشوار ساخت. در اواخر سال ۲۰۱۹، او و کاکو در تلاش بودند تا مخاطبان زن بیشتری جذب کنند. ساکاکیبارا اظهار داشت با توجه به سابقۀ کاکو به‌عنوان ویراستار مانگا، انتقال مفاهیم به او فرایند آسانی است، زیرا این هنرمند به‌سرعت منظور وی را درک می‌کند.

بااین‌حال، کاکو اعتراف کرد این موضوع باعث شده تا با اتخاذ تفکر عینی مشابه ویراستاران، به‌طور ناخودآگاه در زمینه خلاقیت محتاطانه عمل کند. کاکو که این اثر نخستین مجموعۀ سریالی وی در پلتفرم دیجیتال محسوب می‌شد، بیان کرد نسبت به ضرورت بزرگ‌تر بودن حباب‌های گفت‌وگو و متن‌ها برای مطالعه در گوشی‌های هوشمند آگاه بوده است. وی صفحات دوصفحه‌ای را به‌گونه‌ای طراحی کرد که مشاهدۀ تکی هر صفحه، حس غریبی به خواننده منتقل نکند.[3]

کاکو برای تمامی شخصیت‌های بهشت جهنمی، فارغ از حضور یا عدم حضور نهایی‌شان در داستان، جزئیات و پیشینه‌های داستانی خلق کرد که این امر در درام افزایی داستان و باورپذیری شخصیت‌ها مانند انیمۀ شیطان‌کش بسیار تاثیرگذار بود! وی همواره در نظر داشت گابیمارو با دلبستگی شدیدش به عشق و ساگیری با دغدغه‌هایش پیرامون زن بودن، ارزش‌هایی مشابه با انسان دهه ۲۰۲۰ میلادی داشته باشند.

او در این باره می‌گوید: «با وجود اینکه همذات‌پنداری با مجرمان محکوم و جلادان کار دشواری است، اگر آن‌ها دیدگاه مشترکی با ما داشته باشند، با ایشان احساس نزدیکی می‌کنیم. هنگامی که کاکو برای نخستین بار شخصیت شیون را برای ساکاکیبارا توصیف کرد، ویراستار او را شبیه به کازوئو کیریاما در بتل رویال تصور نمود. اما پس از بحث و تبادل نظر، شیون به معلم مهربان حاضر در مانگا تبدیل شد و در عوض، شخصیت جنون‌آمیز به شوگن اختصاص یافت. یوکینوبو تاتسو، نویسندۀ داندادان، از دستیاران کاکو در طراحی این مانگا بود.[4]

فرهنگ زمینه‌ و خصوصیات زمانۀ اثر

داستان انیمۀ بهشت جهنمی در بستر زمانی دوران ادو(۱۶۰۳–۱۸۶۸) روایت می‌شود که مردم ژاپن تحت سیطرۀ شوگو‌ن‌سالاری توکوگاوا(Tokugawa Bakufu)، طولانی‌ترین دورۀ صلح داخلی و انزوای خودگردان را تجربه می‌کردند. اما این آرامش بهای سنگینی داشت و آن استقرار نظامی پادگان‌ها و سلسله‌مراتب خشک بود که در آن هر گونه فردیت و تغییر ایدئولوژی تهدیدی علیه نظم عمومی تلقی می‌شد و مجازاتش مرگ بود. درک این اتمسفر خفقان‌آور تاریخی، کلیدی‌ترین ابزار برای فهم چرایی پوچی شخصیت‌هایی مانند گابیمارو است که پدر و مادرش به همین علت کشته شدند و در ساختار تربیتی پیچیده‌تری به نام شینوبی رشد کرده بود.

شینوبی‌ها یا همان نینجاها تمام ادراکشان نسبت به زندگی ابزار بودن است و این یعنی سبک زندگی‌شان در تضاد مطلق با آرمان‌های بوشیدو(آیین سامورایی) تعریف می‌شود. نظام بوشیدو بر وفاداری علنی به ارباب، حفظ شرافت خانوادگی و جست‌وجوی مرگ افتخارآمیز در انظار عمومی تأکید دارد؛ اما مسیر شینوبی بر پنهان‌کاری، عملیات روانی، فریب و بقا به هر قیمتی استوار است.

در سیستم‌های بسته‌ای نظیر دهکدۀ ایواگاکوره در انیمه، کودکانی چون گابیمارو تحت آموزش‌های روانی و جسمی غیرانسانی قرار می‌گرفتند تا تمام احساسات، پیوندهای عاطفی و هویت فردی خویش را نابود سازند. آن‌ها انسان صاحب اراده تربیت نشده‌اند و سلاح‌هایی بی‌رحم هستند که یگانه هدفشان اجرای بی‌نقص مأموریت است؛ طبیعتاً خروجی این سیستم خلق ماشین‌های کشتار تهی از معنا و بیگانه با مفاهیم اخلاقی رایج در جامعه است.

این نکته فقط به تربیت نینجاها محدود نمی‌شود؛ جامعۀ تحت سلطۀ شوگان اساساً محیط ناسالمی برای رشد انسان است و در آن جرم و خشونت صرفاً حاصل انتخاب افراد نیستند و نتیجۀ مستقیم تصمیمات و مدیریت شوگان‌اند. به همین دلیل، بهشت جهنمی مجرم‌ها را ذاتاً شرور نمی‌بیند؛ آن‌ها را محصول شرایطی می‌داند که خود ساختار حاکم فراهم کرده است.

از سوی دیگر، خود طبقۀ سامورایی نیز در دوران طولانی صلح ادو، دچار انحطاط و بحران هویتی عمیق شده بود. جنگجویانی که پیش‌تر در میدان‌های نبرد ارزش وجودی خویش را اثبات می‌کردند، اکنون به دیوان‌سالارانی مطیع تغییر مسیر داده بودند که شمشیرهایشان بیشتر جنبه‌ای تزئینی و نمادین داشت  خصوصاً بعد از زمانی که باروتو تفنگ‌ها فضا را تصرف کردند.

در این میان، رونین‌ها(سامورایی‌های بدون ارباب) وضعیت اسف‌بارتری را تجربه می‌کردند؛ آن‌ها مبارزانی سرگردان بودند که به دلیل مرگ ارباب یا انحلال قبیله، جایگاه اجتماعی خویش را از دست داده و در حاشیۀ جامعه برای تنازع بقا می‌جنگیدند. بوشیدو برای سامورایی‌های درباری ابزاری جهت حفظ نظم سلسله‌مراتبی شوگون بود، اما برای رونین‌ها، پایبندی به این اصول با نیازهای اولیۀ زندگی در تضاد قرار می‌گرفت و آن‌ها را ناگزیر به سمت مزدوری، راهزنی یا قانون‌شکنی سوق می‌داد.

در تقاطع این طبقات متضاد، خاندانی بی‌بدیل به نام یامادا آسائمون قرار داشتند که نقشی کاملاً پارادوکسیکال در ساختار اجتماعی ژاپن ایفا می‌کردند. در واقعیت تاریخی، خاندان یامادا آسائمون با وجود بهره‌مندی از مهارت‌های استثنایی در شمشیرزنی که پهلو به پهلوی برترین استادان سامورایی می‌زد، هرگز جایگاه رسمی در دربار شوگون نیافتند. وظیفۀ اصلی آن‌ها اجرای حکم اعدام و آزمایش کیفیت شمشیرها بر روی اجساد مجرمان بود؛ عملی که در فرهنگ مذهبی آن دوران، آلوده به نجاست(Kegare) شمرده می‌شد.

اما مهم‌تر از خود شغل آسائمون‌ها، جایگاه مبهم و دوگانه‌ی آن‌ها در جامعه است. آن‌ها از یک‌سو به‌سبب مهارت و توانایی استثنایی‌شان محترم شمرده می‌شوند و از سوی دیگر، به دلیل تماس دائمی با مرگ و اجرای حکم اعدام، در حاشیۀ زیست اجتماعی قرار می‌گیرند. همین وضعیت، ساگیری را از یک مأمور اعدام معمولی فراتر می‌برد و او را به شخصیتی تبدیل می‌کند که همزمان با اقتدار، طردشدگی و بحران هویت روبه‌روست.

با توضیحات فوق باید روشن شده باشد که چرا این حاشیه‌نشینی اجتماعی در شخصیت ساگیری با انگ جلاد بودن نمود یافته و وی با آن دست‌ و پنجه نرم می‌کند و به‌عنوان زنی در جامعۀ مردسالار ادو که شمشیر به دست گرفته، در حال شکستن تابوهای جنسیتی است.

دوران ادو با پایان جنگ‌های داخلی سنگوکو آغاز شد. در این عصر، سامورایی‌ها و نینجاها ناگهان کارکرد اصلی خود را از دست دادند. سیاست‌های شوگون آن‌ها را از جنگجویان میدان نبرد به دیوان‌سالاران اداری تبدیل کرد. شخصیت گابیمارو نماد همین بحران است؛ ابزاری جنگی که در زمان صلح، بی‌استفاده و تهی از معنا مانده است. سیستم تربیت نینجای ایواگاکوره در داستان دقیقاً به همین علت استعاره‌ای از تلاش مذبوحانه برای حفظ کارکرد قدیمی در دنیایی جدید است که تنها با سرکوب کامل احساسات و تبدیل انسان به ماشین ممکن می‌شود.

نکته‌ای که باید به تحلیل خصوصیات زمانۀ اثر حاضر افزود، نحوۀ استفادۀ انیمه از باورهای مذهبی مردم دوران ادو است. در دوران ادو، مذهب ترکیبی از آیین بودا، شینتو و نئوکنفوسیونیسم بود که همگی برقوانین مشترکی که نظم و تعادل بر آن‌ها حکم می‌کرد تأکید داشتند. در جزیره‌ای که انیمیشن نشان می‌دهد هم می‌توان ترکیب نمادهای این باورها را دید که چگونه در هم آمیخته شده‌اند(مجسمه‌های بودا و موجودات اساطیری). اما انگار که در اینمه باورهای تائوئیسم در مقابل مرام بوشیدو قرار گرفته و بیشتر تائوئیسم و جملات پراکندۀ پندآمیزش که ساختار منطقی‌ و عقلانی منسجمی ندارند تحسین می‌شود.

در حالی که بوشیدوی رایج در دوران ادو بر اطاعت مطلق از ارباب و ثبات اجتماعی تأکید داشت، تائوئیسم بر پذیرش تغییر و تعادل درونی متمرکز است. موجودات جزیره(تنسن‌ها) با دستکاری غیرطبیعی این جریان سعی در نقض قانون مرگ در زندگی دارند که نتیجه‌اش ظاهر شدن هیولاها است.

هرچه داستان جلوتر می‌رود، هلز پارادایس به‌تدریج این پرسش را مطرح می‌کند که اساساً مجرم کیست؟ آیا انسان‌ها از ابتدا تبهکار زاده می‌شوند یا محصول جهانی هستند که در آن رشد کرده‌اند؟ اثر با روایت زندگی شخصیت‌هایی مانند نوروگای و دیگر محکومان، مخاطب را به سمت پاسخ دوم سوق می‌دهد.

از نگاه داستان، بسیاری از کسانی که برچسب جنایتکار خورده‌اند، پیش از آنکه مجرم باشند قربانی‌اند؛ قربانی فقر، تبعیض، خشونت و ساختار سیاسی فاسدی که شوگان نماد آن است. به همین علت هلز پارادایس به‌تدریج اخلاق سیاه و سفید آسائمون‌ها را در هم می‌شکند و این ایده را پیش می‌کشد که شاید مشکل اصلی خود انسان‌ها نباشند، جهانی باشد که آن‌ها را به این نقطه رسانده است و آن حکومت شوگان است.

کمی هم در مورد کیمیاگری در تائوئیسم صحبت کنیم. تنسن‌ها برای دور زدن قانون محتوم مرگ و چنگ زدن به جاودانگی، جریان طبیعی انرژی را از طریق دو تکنیک ممنوعه در کیمیاگری تائو دستکاری می‌کنند. تکنیک نخست، نایتانهو(Naitan-ho) یا کیمیاگری درونی است که تنسن‌ها طی آن، ساختار بیولوژیکی و انرژی حیاتی خود را با در هم آمیختن ماهیت انسانی و ارگانیسم گیاهی به شکل مصنوعی پرورش می‌دهند تا به قدرت‌های ماورایی و ترمیم‌پذیری بی‌پایانتا جایی که تائوی آن‌ها طاقت بیاورد دست یابند.

در امتداد این تغییرات درونی، آن‌ها از تکنیک تکمیلی گایتانهو(Gaitan-ho) یا کیمیاگری بیرونی نیز بهره می‌برند که بر استخراج، غصب و تقطیر انرژی حیاتی دیگر انسان‌ها(قربانیان فرستاده شده به جزیره) برای تولید اکسیر حیات استوار است. پیامد این دست‌برد گستاخانه به قوانین طبیعت، زایش هیولاهایی است که پشت نقابی از کمال و زیبایی خیره‌کنندۀ خدای‌گونه، ماهیت وجودی متزلزل و کاملاً بیگانه با انسانیت را پنهان کرده‌اند.

ایواگاکوره کجاست؟

بد نیست که کمی هم با جهان و مکان‌های داستان که شخصیت‌ها از آن آمده‌اند آشنا شویم. قبل از اینکه بگوییم ایواگاکوره کجاست باید مفهوم کاگه و سوچیکاگه را توضیح دهیم. کاگه(Kage) به معنای سایه، عنوانی است که به رهبر یکی از دهکده‌های مخفی از پنج کشور بزرگ شینوبی داده می‌شود. آن‌ها در مجموع با عنوان پنچ کاگه یا پنچ سایه شناخته می‌شوند. یک کاگه وظایفی مثل فرستادن نینجاها به ماموریت‌های مختلف تا اتخاذ تصمیمات مهم در جهت امنیت مردمش را بر عهده دارد. کاگۀ هر دهکده به عنوان قدرتمندترین نینجای آن مکان پنداشته می‌شود.

این عنوان در اصل توسط هاشیراما سنجو(Hashirama Senju) در انیمۀ ناروتو بعد از تاسیس کونوهاگاکوره به وجود آمد و او اولین کاگه است که انتخابش بر اساس رای مردم دهکده و کشورش صورت گرفته است. بعد از ایجاد این مقام، دیگر ملت‌ها از این سیستم خلاقانه ستایش کردند و خیلی زود از آن تقلید کردند.

هر دهکده نامی مخصوص را برای کاگۀ خود دارد:

  • هوکاگه(به معنای سایۀ آتش) – دهکدۀ کونوهاگاکوره
  • کازکاگه(به معنای سایۀ باد) – دهکدۀ سوناگاکوره
  • میزوکاگه(به معنای سایۀ آب) – دهکدۀ کیریگاکوره
  • رایکاگه(به معنای سایۀ صاعقه) – دهکدۀ کوموگاکوره
  • سوچیگاکه(به معنای سایۀ زمین) – دهکدۀ ایواگاکوره

با توجه به سطح کاگه‌ها در دهکده‌ بسیار نادر است که دو مقام در این سطح با هم دیدار داشته باشند به جز در مواردی مثل امضای معاهده‌ها یا رویدادهای عمومی. تنها در شرایطی تمام پنج کاگه گرد هم می‌آیند که موضوعی مهم بر تمام دهکده‌ها تاثیرگذار باشد. این جلسه با عنوان اجلاس سرای کاگه شناخته می‌شود.

منصوب شدن کاگه در هر دهکده متفاوت است. در کونوها، هوکاگه معمولا جانشین را خودش انتخاب می‌کند و در صورتی که قبل از مرگش جانشین را انتخاب نکرده باشد مسئولیت انتخاب آن بر عهده دایمیو(daimyō) سرزمین آتش است. این انتخاب باید به تائید جونین کونوها(شینوبی‌های با تجربۀ بالا) برسد.

ایواگاکوره (Iwagakure) به معنای دهکدۀ پنهان در صخره‌ها است. به عنوان یکی از دهکده‌های پنچ کشور بزرگ شینوبی، ایواگاکوره یک کاگه دارد که با نام سوچیکاگه شناخته می‌شود و تاکنون چهار سوچیکاگه را در تاریخ به خود دیده است. با احاطۀ کوهستان سنگی به دور این دهکده یک قلعه طبیعی به وجود آمده است. زیرساخت دهکده از صخره و سنگ تشکیل شده که به شکل برج درآمده و با شبکه‌ای از پل‌ها به هم متصل شده‌اند. مکان استقرار سوچیکاگه بلندترین ساختۀ دهکده است که پشت بامی مخروطی شکل دارد و روی آن با حروف کانجی عبارت زمین نوشته شده است.

پوشش استاندارد شینوبی‌های ایوا شامل یک لباس قرمز رنگ است که دارای یک یا دو آستین است. روی آن یک ژاکت قهوه‌ای روشن پوشیده می‌شود که ممکن است یک جیب داشته باشد. اکثر نینجاهای ایواگاکوره از فنون رها کردن سنگ استفاده می‌کنند. این دهکده به داشتن نینجاهایی به سختی سنگ شناخته می‌شود به طوری که وقتی سوچیکاگه دستور می‌دهد، نینجاها بدون تردید عمل می‌کنند حتی اگر به ارزش از دست دادن جانشان باشد.

تمام مفاهیمی که در این متن به آن‌ها اشاره شده مشخصاً زاییدۀ تخیل ماساشی کیشیموتو، خالق انیمه و مانگای مشهور ناروتو هستند. مفاهیمی چون تشکیلات سازمان‌یافته نینجاها، تقسیم‌بندی دهکده‌های مخفی و سیستم‌های پیچیده سیاسی که امروزه به نام شینوبی‌ها می‌شناسیم، هیچ شواهد تاریخی واقعی‌ای ندارند. این نام‌گذاری بیشتر نوعی ادای دین به کهن‌الگوهای شکل‌گرفته توسط انیمه‌ها در فرهنگ عامۀ(Pop Culture) مردم ژاپن محسوب می‌شود. ایواگاکوره در بهشت جهنمی با ایواگاکوره در ناروتو کاملاً متفاوت است؛ در بهشت جهنمی ما با فرقه‌ای بی‌رحم، تاریک و که مغزها را شست‌وشو می‌دهند روبه‌رو هستیم که بسیار خشن‌تر هستند.

در تاریخ واقعی ژاپن، ساختارهایی تحت عنوان کشورهای بزرگ شینوبی یا رهبرانی با جایگاه‌های افسانه‌ای وجود خارجی نداشته‌اند. نینجاهای واقعی در جوامعی به شدت منزوی و در مناطق کوهستانی ایالت‌هایی چون ایگا و کوگا می‌زیستند؛ طوایفی متشکل از جاسوسان و متخصصان جنگ‌های نامتقارن که به دور از هیاهوی سیاسی، در استتار کامل فعالیت می‌کردند.

با این وجود، ادبیات فانتزی ژاپن با وام‌گیری از این بستر تاریک تاریخی، جهان‌های نمادین نوینی خلق کرده است. نام ایواگاکوره که خاستگاه گابیمارو در داستان بهشت جهنمی است، ریشه در همین استعاره‌های تثبیت‌شده در جهان انیمه‌ها دارد. نویسندۀمانگای بهشت جهنمی از این الگوی آشنای انیمه‌ای بهره می‌برد، اما آن را از اتمسفر ماجراجویانه آثار کلاسیک تهی کرده و به ساختار فرقه‌ای، بی‌رحم و سرکوبگر تبدیل می‌کند تا بحران هویت شخصیت اصلی خود را به تصویر بکشد.

خلاصۀ داستان | نقد انیمه بهشت جهنمی

شوگون در جست‌وجوی اکسیر جاودانگی است؛ اکسیری که بنا بر گزارش‌ افراد محلی در جزیرۀ فراطبیعی شینسنکیو یافت می‌شود، اما تمامی تلاش‌های پیشین برای یافتن اکسیر با شکست مواجه شده‌اند. این بار مأموران شوگون گروهی متشکل از ۱۰ مجرم محکوم به اعدام را گرد هم می‌آورند. هر مجرم تحت نظارت جلادی از خاندان یامادا آسائمون قرار می‌گیرد؛ جلادانی که اختیار دارند در صورت تلاش مجرم برای فرار، او را به قتل برسانند. داستان با این پیشینه سیر تحول شخصیت گابیماروی پوچ نینجایی از دهکدۀ ایواگاکوره و مراقب او یامادا آسائمون ساگیری و سایرین را دنبال می‌کند. آن‌ها پس از ورود به جزیره، با انواع موجودات، جانوران و گیاهان عجیب و مرگبار روبه‌رو می‌شوند.

به نظر می‌رسد تمامی این پدیده‌های موجود در جزیره توسط زاهدی به نام شوفو(جوفوکو) خلق شده‌اند؛ فردی که بر اساس مکتب فکری شینسن، در پی کشف اسرار جاودانگی و نامیرایی بود. زاهد از طریق آزمایش‌های خود، لرد تنسن و گروهی از تنسن‌های دوجنسیتی و تقریباً جاودانه را با ترکیب تائوی انسانی و تائوی گیاهی(انرژی تائوئیسم) طی فرایندی درونی به نام نایتانهو به وجود آورد.

او همچنین قصد داشت اکسیر(تان) را از طریق اعمالی به نام گایتانهو و گرفتن انرژی تائوی دیگران و تبدیلش به تان تولید کند. علاوه بر موجودات مذکور ساکنان دیگری نیز در جزیره وجود دارند که از آن‌ها می‌توان به دوشی‌های دارای ادراک اشاره کرد؛ موجوداتی هیولامانند که برای خدمت‌رسانی به‌عنوان شاگرد، خدمتکار و نیروی نظامی لرد تنسن زیست می‌کنند که شاید بتوانند جاودانه شوند. همچنین شوشین‌های تقریباً بی‌اراده که از ترکیب انسان و حیوان برای از بین بردن مزاحمان انسانی خلق شده‌اند و در نهایت، هوکوهای انسان‌نما که برای نظارت و تولید غذا به وجود آمده‌اند، در این جزیره سکونت دارند. گیاهان جزیره نیز ماهیتی شکارچی داشته و برای هر تازه‌واردی تهدیدی جدی محسوب می‌شوند.

در همین میان گابیمارو تحول عمیق و روان‌شناختی‌ای را تجربه می‌کند. او که پیش‌تر با لقب پوچ شناخته می‌شد، به‌مرور درمی‌یابد عشق پنهانش به همسرش یویی، تنها نیروی محرکه‌ برای بقا و بازگشت به خانه است. ساگیری، به‌عنوان مراقب او نقش حیاتی‌ای در این بیداری دراماتیک ایفا می‌کند. ساگیری نیز درگیر نبردی درونی با هویت خویش در جایگاه زنی جلاد است؛ اما با مشاهدۀ آسیب‌پذیری و ارادۀ گابیمارو، بر تردیدهایش در چارچوب مکتب تائوئیسم غلبه کرده و مسیر حقیقی خود را می‌یابد.

برای تقابل با قدرت‌های فرابشری و ترمیم‌پذیر لرد تنسن، مجرمان و جلادان بازمانده ناگزیر می‌شوند دشمنی‌های پیشین را کنار گذاشته و ائتلاف‌هایی دور از انتظار شکل دهند. شخصیت‌هایی نظیر یوزوریها، چوبه، گانتسوسای و شیون برای بقا با هم متحد می‌گردند. نقطۀ عطف این مبارزات، کشف و درک مفهوم تائو یا همان انرژی حیات‌بخش کیهانی برای تمام این افراد است.

تسلط بر چرخۀ عناصر تائو و شناخت نقاط ضعف و قوت آن‌ها، تنها راه غلبه بر نامیرایی دشمنان به شمار می‌رود و هر کدام از بازمانده‌ها با یادگیری این مسائل به بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین هدف خود در زندگی می‌رسند و شخصیتشان متحول می‌شود. گابیمارو و همراهانش در این مسیر نبردهایی فرساینده را پشت سر می‌گذارند و برای مهار این انرژی، مرزهای توان جسمی، روانی و روحانی خود را در هم می‌شکنند.

اوج داستان با افشای نقشه‌های شوم ریِن، رهبر اصلی تنسن‌ها، گره می‌خورد؛ وی قصد دارد با استخراج کامل نیروی حیات تمام انسان‌ها، به سرزمین شوگون حمله کرده و اهداف جاه‌طلبانۀ خویش را محقق سازد. پس از فروپاشی تنسن‌ها و شکست چرخهٔ تولید تان، جزیرۀ شینسنکیو عملاً کارکرد هستی‌شناختی خود را از دست می‌دهد.

جاودانگی هم که هدف نهایی جوفوکو و لرد تنسن بود، مسیر معیوب و نحسی تصویر می‌شود؛ تائو در شکل ناب خود، تنها زمانی قابل زیست است که در تعادل میان اراده، رنج و پیوند انسانی جریان داشته باشد. گابیمارو که سفر را با هویت پوچ آغاز کرده بود، در انتها به انسانی تبدیل می‌شود که میل به زندگی را آگاهانه انتخاب می‌کند و دست از آدم‌کشی بر‌می‌دارد. ساگیری نیز، هم‌زمان، به تعادل درونی رسیده و میان نقش جلاد، زن و حامل تائو راهی ادامۀ سفر زندگی‌اش می‌شود.

مبانی تئوریک و معرفتی اثر

هورای یا پنگلای چیست

باور به پنگلای(Penglai) که جزیره‌ای شناور در پهنۀ دریای شرقی ژاپن، خاستگاه جاودانگان(Xian) و محل رویش گیاهان شفابخش است ریشه در دوران پیش از دودمان چین پیش از قرن سوم پیش از میلاد دارد. این مفهوم نخستین‌بار در متون باستانی‌ای نظیر شان‌های جینگ(Shan Hai Jing) به معنی کوه‌ها و دریاهای قدیمی مشاهده شده است؛ اثری شامل گزارش‌های جغرافیایی و اسطوره‌ای که پنگلای را در کنار فانگ‌ژانگ(Fangzhang) و یینگ‌ژو(Yingzhou)، در زمرۀ سه یا پنج جزیرۀ مقدس دریای بوهای(Bohai) قرار داده.[5]

این توصیفات محتملاً از خطاهای دیداری دریانوردان نشأت گرفته‌اند؛ مشاهدات مربوط به جزایری مه‌آلود که از افق همانند کوه‌هایی معلق به نظر می‌رسیدند، بر بستر تخیلات بومی فارغ از هرگونه ساختار منطقی مدون و قواعد علی معلولی عقلانی و منطقی بسط یافتند.[8][7][6]

در دوران دودمان چین(۲۲۱ تا ۲۰۶ پیش از میلاد)، این افسانه‌ها با جاه‌طلبی‌های سیاسی پادشاهان درآمیختند. امپراتور چین شی هوانگ، تحت تأثیر گزارش‌های شو فو(Xu Fu) جادوگر و دریانوردی از ایالت چی، دو مأموریت اکتشافی بزرگ دریایی را برای استخراج اکسیر جاودانگی از پنگلای سازماندهی کرد. شو فو در سال ۲۱۹ پیش از میلاد، همراه با سه هزار جوان راهی اقیانوس شد و هرگز بازنگشت.[9][21][20]

افسانه‌ها حکایت از آن دارند که او به کرانه‌های ژاپن رسید و بنیان‌گذار آیین شینتو شد؛ انگار که خلق اسطوره و باور به آن‌ها در میان مردم بر مبنای ناکامی‌های واقعی دریانوردی است. این رویدادها، باورهای یادشده را از ساحت خیال به جست‌وجوهای عملی کشاند؛ تحرکاتی فاقد پایه عقلانی که انگار بیشتر از هراس حاکمان نسبت به مرگ نشأت می‌گرفتند.

با روی کار آمدن دودمان هان(۲۰۶ پیش از میلاد تا ۲۲۰ میلادی)، این باورها گسترش یافته و با کیمیاگری(Alchemy) پیوند خوردند. امپراتور وو(Wu of Han) نیز اکتشافاتی مشابه را تدارک دید و متونی همچون لیه‌زی(Liezi) به توصیف پنج جزیره پرداختند. سیر تطور مذکور تابشی از نیاز به توجیه شکست‌های پیشین و همچنین ادغام گزارش‌های جدید دریانوردان بود. از همین سده تا سدۀ ششم کم کم با تحت تأثیر آیین بودا قرار گرفتن این مردم، مفاهیمی نظیر تعادل انرژی(Chi) با آموزه‌های بودایی تلفیق شدند. باید توجه داشت که این هم‌گرایی فکری متأثر از جریان‌های فرهنگی رخ داد.[11][10]

اگرچه پیوند آموزه‌های بودایی با باورهای مردم ساکن شرق آسیا از تحولات قرن نخست میلادی در سرزمین اصلی چین ریشه گرفته، اما ورود این جریان تلفیقی به ژاپن در سدۀ ششم میلادی، نقطه عطفی بنیادین در تاریخ فرهنگی این مجمع‌الجزایر رقم زد. آیین بودا از مسیر شبه‌جزیره کره وارد ژاپن شد و به جای تقابل با باورهای بومی و باستانی شینتو، مسیر هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفت.[12]

اندیشمندان و رهبران ژاپنی مفاهیم وارداتی همانند چی(در زبان ژاپنی کی نامیده می‌شود) و جهان‌بینی بودایی را با باورهای آنیمیسمی‌شان در طبیعت و اشیاء درآمیختند. هم‌گرایی فکری حاضر به شکل‌گیری پدیده‌ای تاریخی تحت عنوان شینبوتسو شوگو یا درهم‌تنیدگی خدایانی که مردم موی به آن‌ها باور داشتند و آیین بودا منجر شد؛ که چارچوب‌های فولکلوریک و متافیزیکی جدیدی برای درک جریان حیات ارائه داد و شالودۀ معماری، هنر و تفکر ژاپنی را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.[13]

همچنین حمایت راهبردی خاندان‌های بانفوذ دربار، خصوصاً خاندان سوگا و متعاقب آن اصلاحات ساختار جامعه که توسط شاهزادۀ شوتوکو اتفاق افتاد، روند پذیرش این مفاهیم رادر میان مردم تسریع کرد؛ فرایند حاضر از طریق استنساخ متون، برپایی معابد و آموزش نخبگان، آموزه‌های وارداتی را در تاروپود جامعه طبقاتی ژاپن نهادینه ساخت و بستر مساعد را برای دگرگونی‌های پایدار فرهنگی فراهم آورد.

نقطه عطف انتقال کامل این مفاهیم به ژاپن، در دوران دودمان تانگ(قرن هفتم میلادی) رقم خورد؛ مقطعی که واژۀ پنگلای از طریق مسیرهای تجاری و مهاجران چینی به ژاپن راه یافت و به هورای(Hourai) تغییر نام داد. در بستر همین انتقال مفهوم هورای به‌عنوان بهشتی با زمان متوقف‌شده و شکوفه‌های جاودان در اذهان بازآفرینی شد و در این بستر جدید، با اساطیر پیرامون ملکه هیمیکو(Himiko) و پرندۀ هواو(Ho-o) که نماد زایش دوباره است گره خورد.[15][14]

تحول معنایی حاضر تحت تأثیر اساطیر فولکلوریک شینتویی و تلفیقات فرهنگی شکل گرفت، بی‌آنکه از ساختار علی معلولی عقلانی و منطقی تبعیت کند. بعدها در قرون وسطای ژاپن، مفهوم هورای در معماری باغ‌های ژاپنی خود را نشان داد و به نمادی از سعادت دست‌نیافتنی برای انسان‌های فانی(Mortals) بدل گشت.

از قرن نوزدهم به بعد اما متأثر از دگرگونی‌های عمیق اجتماعی نظیر فرآیند صنعتی‌ شدن ژاپن، باورهای باستانی حاضر در ساحت ادبیات، هنر و رسانه‌هایی چون انیمه و مانگا محفوظ ماندند. همچنین امروزه، پنگلای یا هورای به‌عنوان استعاره‌ها و نمادهایی برای جست‌وجوی معنا و کمال در جهان‌ معاصر مردم ژاپن ظاهر می‌شوند.[17][16]

پس در سیر تاریخی این مفهوم از عصر شش دودمان تا دودمان تانگ، جستجوی مادی برای فرار از مرگ جای خود را به آرمان رهایی از مصائب دنیوی داد و با پیوند خوردن به باورهای عامه‌پسندانه‌ای همچون افسانۀ هشت جاودانه، غایتی عرفانی یافت. با ورود این بن‌مایه فکری به قلمرو ژاپن و درآمیختن آن با جهان‌بینی طبیعت‌محور شینتو، کوه هورای تجلی‌ مفهوم زایش مداوم طبیعت شد؛ پدیده‌ای که در استعارۀ شکوفه‌های همیشه بهار تبلور یافت و حتما هم به گوشتان خورده است.[19][18]

جالب است که فرجام داستان این انیمه هم از پندار باستانی نوشیدن اکسیر برای بقای جسمانی عبور کرده و خوانشی از تطور اسطورۀ پنگلای که توضیحش دادیم را پیش روی مخاطب می‌گشاید. گابیمارو و دیگر شخصیت‌های فرعی همگی به این نتیجه می‌رسند که جاودانگی راستین، توقف عقربه‌های زمان یا گریز از مرگ نوبده و هم‌نفس شدن با چرخۀ بی‌توقف نوزایی در طبیعت و رسیدن به رستگاری معنوی است؛ انگار که جاودانگی انسان در پیوند ابدی روح با هارمونی طبیعت و هستی معنا می‌ابد.

هفت خدا؟

در انیمۀ بهشت جهنمی، مفهوم اسطوره‌ای هورای در هیبت موجوداتی برتر به نام تنسن خود را نشان داده؛ هفت هویت متمایز که حاکمیت جزیرۀ شینسنکیو را در دست دارند. این موجودات انسان‌نما بیش از هزار سال پیش توسط شخصیت رین و از بطن عروسک‌های تائو پا به عرصۀ وجود گذاشته‌اند. آنان با قرارگرفتن در بالاترین مرتبه از سلسله‌مراتب سنین، به واسطۀ ممارست در آموزه‌های غامض تائوئیسم، به قدرت‌های ماورایی نظیر ترمیم‌ کردن جسم و حیات طولانی دست یافته‌اند.

بنیان شناختی تنسن‌ها بر ستون‌های مکتب تائوئیسم پایه‌ریزی شده که انرژی حیاتی چی را نیروی محرکۀ کائنات می‌داند. تنسن‌ها دائما در پی ایجاد تعادل میان یین و یانگ هستند. نام‌گذاری تنسن‌ها اما پیوندی عمیق با شخصیت‌های تاریخی در میان مردمی که باور به بودا داشتند دارد. برای مثال، نام جو فا تداعی‌گر امپراتور آشوکا است.

خالقان اثر، مفاهیم فلسفی یادشده را در پس پردۀ مبارزات نفس‌گیر و پیشینه‌های داستانی احساسی تمام کاراکترها پنهان ساخته‌اند. هدف از این کار نفوذ عمیق این نوع جهانبینی به ناخودآگاه جمعی مخاطبان در سطح بین‌المللی و هموار کردن مسیر پذیرش باورهای ادیان شرقی برای بسط نفوذ فرهنگ آسیایی است.

در جهان داستانی انیمۀ بهشت جهنمی، تنسن‌های حاکم بر جزیره آشکارا در صندلی الوهیت نشسته‌اند و داستان عامدانه آن‌ها را در قامت خدایان معرفی می‌کند که تابش روشنی از انعطاف‌پذیری و فقدان چارچوب‌های متصلب عقیدتی در داستان‌سرایی ژاپنی‌ها است. به دلیل نبود دکترین در مذهب‌شان، خالقان این آثار به راحتی از مکاتب گوناگون تأثیر می‌پذیرند و مفاهیم بنیادین آیین‌های مختلف را با آزادی کامل در هم می‌آمیزند.

داستان، ملغمه‌ای از بستر تاریخی دوران ادو، نام‌ها و نگارگری‌های بودایی و مفاهیم تفکر تائوئیسم را گرد هم آورده است تا هویتی جدید برای این خدایان خلق کند. با وجود اینکه مفهوم خدا یا ایزد در بستر فرهنگ ژاپن غالباً ریشه در باورهای فولکلوریک شینتویی دارد، شالودۀ فلسفی این انیمه به شدت متمایل به تائوئیسم چینی است. خدایان معرفی‌شده در داستان، ایزدان طبیعت‌گرای شینتو نیستند و آن‌ها یا انسان بودند یا توسط رین خلق شده‌اند تا جاودانه باشند و این جاودانگی از طریق کیمیاگری، جستجوی اکسیر حیات، تمرینات تنفسی و رابطۀ جنسی برای برقراری تعادل یین و یانگ برای رسیدن به قدرت ماورایی و جایگاه خداوندگاری محیا می‌شود.

آموگهاواجرا جیوجون(Fukuu Jukun)

این نام به مو دان(Mu Dan) اشاره دارد، یکی از تنسن‌ها که تخصصش در هنر عرفانی شوتن(Shūten) است. مو دان موجودی است که می‌تواند بین فرم یانگ(مذکر، قدرتمند) و یین(مؤنث، چابک) تغییر کند. همچنین باقی تنسن‌ها نیز از این قابلیت بهره می‌برند تا بتوانند رابطۀ جنسی با کیفیت‌تری را برای بازسازی تائو و گسترش آن در جهت رسیدن به تعادل میان یین و یانگ انجام دهند. مو دان از تائوی عنصر خاک برای حملات نامرئی(Tōate) و ایجاد توهم استفاده می‌کند. در داستان، او انسان‌ها را به کیوشی(Kyōshi) تبدیل می‌کند، زامبی‌هایی که برای محافظت از جزیره به کار می‌روند. وی نهایتاً توسط شیون شکست می‌خورد و پس از هزار سال از طریق تخم گیاهی احیا می‌شود.

دلالت اسطوره‌ای او از آموگهاواجرا(Amoghavajra)، راهب بودایی هندی-چینی قرن هشتم، می‌آید که متون بودایی را به چینی ترجمه کرد و در بودیسم شینگون(Shingon) به عنوان یکی از هشت پاتریارک شناخته می‌شود؛ این نام در انیمه به موجودی تبدیل شده که قدرت را برای سلطۀ خودش بر دیگران به کار می‌برد. کار او در انیمه شامل حکومت بر جزیره، تولید مینیون‌ها و کمک به پروژۀ جاودانگی رین است. او خدا نیست، یک بزرگ‌سال یا سننین(Sennin) مصنوعی است که توسط رین خلق شده و قدرتش از تمرین تائو با بوچوجوتسو(رابطۀ جنسی برای تقویت تائو) به دست آمده.

سوندی دیجون(Jundei Teikun)

این نام به ران(Ran) تعلق دارد، تنسنی که در هنر عرفانی دوئین(Dō’in) تخصص دارد. ران می‌تواند تائوی آب را برای ایجاد زره تائو(Tao Armor) و تغییر ساختار، جنس و شکل اشیاء در محیط به کار ببرد و در فرم کیشیکای(Kishikai) به غولی چهاربازو تبدیل می‌شود. در داستان، او در مراسم‌های رابطۀ جنسی با حضور باقی تنسن‌ها گاهی دو نفره و گاهی نیز چند نفره شرکت دارد، با گابیمارو(Gabimaru) و یوزوریها(Yuzuriha) می‌جنگد و توسط یوزوریها کشته می‌شود؛ اما بعد از اتمام انیمه نیز در 100 سال بعد تخم گیاهی‌اش برای احیای دوبارۀ وی حفظ می‌شود.

دلالت اسطوره‌ای او از کوندی(Cundi)، خدایی در بودیسم اسوتریک(Esoteric Buddhism)، می‌آید. کوندی یک شخصیت بسیار مهم در بودیسم تانترا است که کارش شبیه به یک نیروی پاک‌کننده و برآورده‌کننده آرزو است. او به پیروانش کمک می‌کند تا از طریق تمرینات خاص، کارهای بد گذشته‌شان را پاک کنند و به خواسته‌های خوبشان برسند، یعنی شفقت و روشنگری را برای خود و دیگران فراهم آورند اما به دلیل قدرت زیادش در کنترل انرژی‌ها، از او برای تمریناتی که شامل وحدت انرژی‌های مردانه و زنانه با رابطۀ جنسی که گاهی به صورت نمادین یا عملی در خلوت انجام می‌شود برای رسیدن به درجات بالاتر آگاهی استفاده می‌شود. کار او شامل فرماندهی دوشی(Dōshi) و محافظت از مراسم‌های روابط جنسی و نغمه‌خوانی‌های آن است.

آن‌طور که شما نشان دادید رابطۀ جنسی که این‌جا از قالب نامشروع به‌صورت غیرمستقیم خارج شده خیلی به آن وضعیت کمک خواهد کرد.

عجیب است که او یک الهه ناجی است و همزمان با دیگران نیز در انیمه رابطۀ جنسی برقرار می‌کند مگر الهه با کسی رابطۀ جنسی برقرار می‌کند؟ چه استدلال فلسفی و عقلانی‌ای در پس این ایدئولوژی قرار دارد؟ در انیمه هم ما بارها شاهد این هستیم که تنسن‌ها به دلیل مشاهدۀ تائوی مستعد گابیمارو و دیگر جنگ‌جویان به آن‌ها پیشنهاد رابطۀ جنسی می‌دهند.

شاکگدی سامانتابهَدرا(Fugen Joutei)

این نام به رین(Rien)، رهبر تنسن‌ها اشاره دارد. رین خالق این گروه است، که از تائوی خاک برای کنترل چی دیگران، ایجاد عروسک‌ها(puppets) و موجودات جنگل استفاده می‌کند؛ او می‌تواند تائوی آتش را دستکاری کند و در فرم کیشیکای شش‌بازو می‌شود. در داستان، او همسر همان عارف مذکور جوفوکو(Jofuku) است و برای احیای او، قصد دارد زندگی تمام مردم ژاپن را قربانی کند؛ او اکسیر را کامل می‌کند و به ژاپن می‌رود، اما شکست می‌خورد.

دلالت اسطوره‌ای وی از سامانتابهادر(Samantabhadra) است. بودیساتوای بودایی که با تمرین و مدیتیشن شناخته می‌شود و حامی لوتوس سوترا(Lotus Sutra) است. همچنین محتمل است که کاراکتر رین از گوان‌یین(Guanyin)، بودیساتوای شفقت با توانایی تغییر شکل خود به موجودی دارای هزار چشم و بازو نیز الهام گرفته شده باشد. کار او رهبری پروژۀ رسیدن به جاودانگی، آزمایش روی انسان‌ها و ایجاد بانکو(Banko) برای استخراج تائو است. عجیب است که چنین شخصی در جایگاه خداوند نشسته اما او خدا نیست، موجودی با عقدۀ خدایی است و برخی از ویژگی‌های خدا را نیز دارد!

تا به این‌جا باید برایتان روشن شده باشد که انیمۀ حاضر به راحتی از هر ایدئولوژی‌ای به‌صورت ترکیبی استفاده می‌کند تا به داستانی که می‌خواهد خلق کند تحقق بخشید وگرنه که خداوند واحد است و واجب‌الوجود و صفاتش ذاتی هستند و مختص به خود او؛ نه مثلش می‌آید و نه کسی توانایی‌هایی هم‌سطح او پیدا می‌کند چرا که در غیر این‌صورت واجب‌الوجود بودنش زیر سؤال خواهد رفت و چنین چیزی از نطر عقلانی ممکن نیست.

زیرا ناچار به پذیرش قاعدۀ امکان تسلسل علت‌ها خواهیم شد و تسلسل در علت‌ها نیز محال است. از نظر قواعد علی و معلولی، منطقی و عقلانی تسلسل در علت‌ها محال است زیرا این جهان دارای جنبش و حرکت است و این حرکت نیز نمی‌تواند خالق و به‌وجودآورنده‌ای نداشته باشد که وجود برایش صفت ذاتی نیست.

دادی اکشو(Ashuku Taitei)

این نام به جو فا(Ju Fa) تعلق دارد، تنسنی با تخصص در بوچو جوتسو(Bōchū Jutsu). او از تائوی آتش برای حمله و ایجاد سد تائو استفاده می‌کند و جسمش با تائو فا(Tao Fa) فیوژن یا ترکیب می‌شود. در داستان، او با برادران آزا(Aza brothers) می‌جنگد، از تائو فا محافظت می‌کند و توسط گانتتسوسای(Gantetsusai) شکست می‌خورد.

دلالت اسطوره‌ای او از اکشوبیا(Akshobhya)، یکی از پنج بودای خرد(Five Wisdom Buddhas)، که نماد آگاهی غیرقابل تکان و تعادل است و شبیه به لی تیگوای(Li Tieguai)، یکی از هشت جاودان تائویی، با خلق‌وخوی تند می‌باشد؛ کارهای او شامل محافظ از لایۀ دوم نقشۀ جزیره که با مرکز فقط یک لایه فاصله دارد، مصرف و جمع‌آوری انسان‌ها برای بیرون کشیدن تائویشان و شرکت در جلسات روابط جنسی تنسن‌هاست.

تاتهاتا یوانجون(Nyoi Genkun)

این نام به ژو جین(Zhu Jin) اشاره دارد، تنسنی متخصص در تایسوک(Taisoku). او از تائوی آب برای کنترل اجسام و حملات انگشتی استفاده می‌کند و در فرم کیشیکای رعد تائو شلیک می‌کند. در داستان، او با گابیمارو و تنزا(Tenza) می‌جنگد، انسان‌ها را به تان تبدیل می‌کند و در تلاش برای همجوشی با بانکو شکست می‌خورد. دلالت اسطوره‌ای وی از تاتهاتا(Tathātā)، مفهوم بودایی است.

مفهوم تاتهاتا یا چنین بودن و آنچنانی بودن(Thusness/Suchness)، یک دلالت اسطوره‌ای و فلسفی عمیق در بودیسم است و به واقعیت نهایی و غیرقابل تغییر هستی اشاره دارد. این مفهوم بیان می‌کند که همه چیز در ماهیت واقعی خود، همان‌طور که واقعاً هستند، بدون هیچ پیش‌فرض یا تصوری وجود دارند. این بیانگر یگانگی همه پدیده‌ها در سطح بنیادین وجودشان با هم است.

مانجوسری گونگوکون (Monju Koukou)

این نام به گوی فا(Gui Fa) تعلق دارد، تنسنی متخصص در شویتسو(Shu’itsu). او از تائوی فلز برای فشار آوردن به دشمنان استفاده می‌کند و بدنی هرمافرودیت دارد هرمافرودیت به فردی گفته می‌شود که هم ویژگی‌های جنسی مرد و هم زن را در خود داشته باشد. در داستان، او با ساگیری و می(Mei) روبرو می‌شودو از ظرف ی استخر تائو(basin) در وسط جزیره محافظت می‌کند. دلالت اسطوره‌ای وی بر منجوسوری، بودیساتوای خرد در بودیسم مهایانا، نماد هوش، فهم و روشنگری است.

او با خردی که پهلو به فرای دانش معمولی و تجربی می‌زند به انسان‌ها کمک می‌کند تا حقیقت نهایی زندگی را ببینند. در این داستان، او به عنوان موجودی که مخلوق کسی غیر از خدا یعنی رین، نمادی از خرد بودایی مطرح شده که در سیستم باورهای تائویی به کار گرفته شده. ترکیب حاضر گویی می‌خواهد نشان‌ دهد بین باورهای بودایی و تائویی که ایدئولوژی منسجمی نیز ندارند همپوشانی وجود دارد.

راتنا داشنگ(Ratna Taisei)

این نام به تائو فا(Tao Fa) اشاره دارد، تنسنی متخصص در بوچو جوتسو. او از تائوی چوب برای حملاتش به ‌صورت گیاه پیچک، مو یا تاک استفاده می‌کند؛ گیاهی رونده و انعطاف‌پذیر که برای بالا رفتن به سطوح دیگر، ساقه‌های بلند و نازکی دارد که به دور تکیه‌گاه‌ها می‌پیچد. وی دشمنانش را تبدیل به درخت می‌کند اما آن‌ها همچنان به دلیل برخورد با انرژی او به شکل یک درخت هزاران سال می‌توانند زندگی کنند. آیا این برکت است؟ وی در شکل نهایی و تبدیل شده‌اش با جو فا همجوش و یکی می‌شود و دلیلش هم این است که آن‌ها بیشتر از بقیه با هم رابطۀ جنسی برقرار می‌کنند.

دلالت اسطوره‌ای وی راتناسامبهاوا یکی از پنج بودای خرد در بودیسم تانترا است که نماد بخشندگی بی‌پایان و فراوانی مادی و معنوی است. او نشان می‌دهد که ذات بودا بودن، سرشار از ارزش و ثروت معنوی است که باید بدون هیچ انتظاری به دیگران بخشیده شود. راتناسامبهاوا در باورهای فولکلوریک بوداییان جوهر تبدیل غرور به سخاوت است. توجه کنید که در باورهایی که تا الآن تشریح شد تالی فاسد‌های عقلانی و  منطقی زیادی وجود دارد؛ این ترکیب در انیمه نشان‌ از نبود ایدئولوژی منسجم است.

همچنین تائوفا به هه شیانگو، یکی از هشت جاودان تائویی شباهت دارد و بر این شباهت انگار که گواه بر این است که این بخشندگی به جاودانگی و پایداری می‌انجامد. هه شیانگو با خوردن یک هلوی خاص که موجب طول عمر و جاودانگی می‌شد به این مرتبه رسیده است؛ به همین ترتیب، بخشندگی بی‌قید و شرط راتناسامبهاوا باعث می‌شود که برکات او برای جاودانگی باقی بماند.

فرجام سخن

جهان‌بینی انیمه، که موجوداتی چون هفت تنسن را در جایگاه خدایان قرار می‌دهد که یا خلق شده‌اند یا از طریق تمرینات بشری مانند کیمیاگری تائویی یا بوچو جوتسو به جایگاه ایزدی رسیده‌اند، مستقیماً با اصل تفاوت ذاتی میان خالق و مخلوق در تضاد است. در اسلام، تنها خداوند واجب الوجود بالذات است؛ وجود او مستلزم عدم احتیاج به علت است.

هر موجودی که نهایتاً علتی داشته باشد چه آن علت رین باشد و چه تمرینات ممکن الوجود است و ذاتاً فاقد الوهیت است. اعطای صفاتی چون جاودانگی یا قدرت مطلق به موجودات ممکن‌الوجود، مصداق شرک در ربوبیت و صفات است و منجر به فروپاشی نظام علیت(تسلسل غیرمنطقی علل) در جهان‌بینی اسلامی که قواعد و عناصرش مبتنی بر قواعد علی معلولی عقلانی و منطقی است می‌شود.

مفاهیم کلیدی مانند تاتهاتا(واقعیت نهایی) در بودیسم، که اغلب به تهی بودن(شونیاتا) یا نهایتاً به حالتی غیرقابل توصیف فراتر از دوگانگی‌ها اشاره دارد، از نظر اسلامی جایگزین مناسبی برای مفهوم حقیقت محض وجود خداوند نیست. معرفت‌شناسی اسلامی مبتنی بر عقل که توسط وحی هدایت شده برای درک حقایقی است که در نهایت به وحدانیت خداوند منتهی می‌شوند. استفاده گزینشی از مفاهیم بودایی و تائویی مانند کوندی یا تایسوکوکیو صرفاً به عنوان ابزاری برای پیشبرد روایت این مفاهیم را از بنیان فلسفی‌شان که آن را هم به‌صورت منسجم و مدون ندارند تنها ملغمه‌ای درزبن‌هاست تهی کرده.

مسیر کسب قدرت در جهان داستان، که بر تمرینات روابط جنسی مانند بوچو جوتسو که انگار انرژیکیهم هستند و رسیدن به حالت هرمافرودیتی یا یگانگی کامل یین و یانگ به مثابۀ اوج کمال انگاشته می‌شوند. در اسلام، کمال روحانی قرب الی الله از طریق مجاهدت نفس، پایبندی به شریعت و تهذیب اخلاقی مبتنی بر اوامر الهی حاصل می‌شود، نه از طریق دستکاری فنی و جنسی انرژی‌های کیهانی برای غلبه بر مرگ. این تمرینات، ارزش‌های بنیادین اخلاق دینی مانند عفاف و پرهیز از شرک عملی را زیر پا می‌گذارند و مفهوم تجلی صفات الهی را به جای پذیرش حاکمیت باری‌تعالی، به یک فرایند خود خداسازی تبدیل می‌کنند.

منابع:

  1.  ジャンプ+の看板作品『ダンダダン』1巻発売 作者は『チェンソーマン』元アシスタント (in Japanese). Oricon. August 4, 2021. Archived from the original on October 5, 2021. Retrieved September 1, 2022.
  2.  『地獄楽』インタビュー 賀来ゆうじ. Hell’s Paradise: Jigokuraku Official Website (in Japanese). Archived from the original on September 25, 2023. Retrieved October 7, 2023.
  3.  “The Making of a Jump Manga! vol.6 Hell’s Paradise: Jigokuraku“. Manga Plus. Archived from the original on October 12, 2019. Retrieved October 12, 2019.
  4. “Hell’s Paradise Creator Yuji Kaku on His Creative Journey”. Crunchyroll. June 9, 2023. Archived from the original on June 25, 2023. Retrieved June 16, 2023.
  5. Encyclopaedia Britannica. (n.d.). Buddhism: Korea and Japan. Retrieved June 2, 2026, from https://www.britannica.com/topic/Buddhism/Korea-and-Japan
  6. Encyclopaedia Britannica. (n.d.). Japan: Religious attitudes. Retrieved June 2, 2026, from https://www.britannica.com/place/Japan/Religious-attitudes
  7. Encyclopaedia Britannica. (n.d.). Shanhaijing. Retrieved June 2, 2026, from https://www.britannica.com/topic/Shanhaijing
  8. Encyclopaedia Britannica. (n.d.). Taoism: Early eclectic contributions. Retrieved June 2, 2026, from https://www.britannica.com/topic/Taoism/Early-eclectic-contributions
  9. Ito, S. (2007). Changes in the theory of syncretic faith in Japan: From the Middle Ages to Early Modern Times. Journal of Religious Studies, 81(2), 385–409. https://doi.org/10.20716/rsjars.81.2_385
  10. Kim, S. (2022). A Star God Is Born: Chintaku Reifujin Talismans in Japanese Religions. Religions, 13(5), 431. https://doi.org/10.3390/rel13050431
  11. Liang, C. (2023). Calling Back the Soul: From Apocryphal Buddhist Sutras to Onmyōdō Rituals. Religions, 14(4), 476. https://doi.org/10.3390/rel14040476
  12. Nara National Research Institute for Cultural Properties. (n.d.). Hōrai. Japanese Garden Dictionary. Retrieved June 2, 2026, from https://www.nabunken.go.jp/org/bunka/jgd/pages/Horai.html
  13. Nara National Research Institute for Cultural Properties. (n.d.). Three Sacred Islands Garden. Japanese Garden Dictionary. Retrieved June 2, 2026, from https://www.nabunken.go.jp/org/bunka/jgd/pages/ThreeSacredIslandsGarden.html
  14. Nishikawa, T. (1999). Sankakubuchi shinjukyo (Triangular-rimmed mirrors) and the Mirrors Presented to Himiko. Japanese Archaeological Association Journal, 6(8), 87–99. https://doi.org/10.11215/nihonkokogaku1994.6.8_87
  15. Park, K. T. (2003). A Study on the Separation of Shinto and Buddhism in Modern Japan from the Perspective of History of Religions. The Journal of Asiatic Studies, 46(4), 93–120.
  16. Po, R. C. (2023). The Bohai Sea and Mount Penglai: In Search of a Maritime Religiosity in Imperial China. Coastal Studies & Society, 2(3), 274–294. https://doi.org/10.1177/26349817231151509
  17. Sato, H. (2007). Historical Background of the Formation of the Kami-Buddhist Amalgamation Paradigm. Journal of Religious Studies, 81(2), 211–234. https://doi.org/10.20716/rsjars.81.2_211
  18. Shimoda, M. (2007). The Possibilities of Shinbutsu Shugo: Buddhist Studies and the Modern Era. Journal of Religious Studies, 81(2), 283–308. https://doi.org/10.20716/rsjars.81.2_283
  19. Shirakawa, T. (2007). Shinbutsu Shugo and Polythetic Class. Journal of Religious Studies, 81(2), 235–258. https://doi.org/10.20716/rsjars.81.2_235
  20. Wilson, S. M. (2023). Mercury’s Promise and Poison. Natural History. Retrieved from https://sites.utexas.edu/swilson/wp-content/uploads/sites/3975/2023/11/Wilson_11-23-mercury.pdf
  21. Younghee, P., & Jong-Dae, S. (2020). A Study on the Deadlock Between Tennosei and Shinbutsu Shugo: Focusing on the Role of Shinbutsu Shugo. Journal of International Studies, 31, 141–167. https://doi.org/10.22971/jois.31..202006.141
قبلی 5 خطر موسیقی کی‌پاپ برای سلامت روان طرفداران
بعدی شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب | اعلام 40 روز عزای عمومی

پست های مرتبط

ghost in the shell 2026 poster

۱۴۰۵-۰۵-۱۹

نقد انیمه Ghost in the Shell 2026 | بازگشت قدرتمند به ریشه مانگا

محمد قاسم‌فام
ادامه مطلب
نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی 5 (Toy Story 2026)

۱۴۰۵-۰۵-۱۶

نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی ۲۰۲۶ (Toy Story 5) | پیکسار چه خوابی برای کودکانمان دیده است؟ | به‌همراه راهنمای والدین

alireza.mor110
ادامه مطلب
رباخواری در قرون وسطی

۱۴۰۵-۰۵-۱۶

رباخواری در قرون وسطی | تاریخچه رباخواری یهودیان

احمدرضا
ادامه مطلب
بهترین انیمه های 2026 که منتظرشان هستیم

۱۴۰۵-۰۵-۱۶

بهترین انیمه های ۲۰۲۶ که منتظرشان هستیم | چی ببینیم چی نبینیم؟

احمدرضا
ادامه مطلب
سهم ایران از دریای خزر

۱۴۰۵-۰۵-۱۵

سهم ایران از دریای خزر | باز مرادویسی روی عقل نداشتۀ یکسری حساب باز کرد!

احمدرضا
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • نقد انیمه Ghost in the Shell 2026 | بازگشت قدرتمند به ریشه مانگا
  • نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی ۲۰۲۶ (Toy Story 5) | پیکسار چه خوابی برای کودکانمان دیده است؟ | به‌همراه راهنمای والدین
  • رباخواری در قرون وسطی | تاریخچه رباخواری یهودیان
  • بهترین انیمه های ۲۰۲۶ که منتظرشان هستیم | چی ببینیم چی نبینیم؟
  • سهم ایران از دریای خزر | باز مرادویسی روی عقل نداشتۀ یکسری حساب باز کرد!
آخرین دیدگاه‌ها
  • محسن در زندگینامه خانم منصوره خجسته باقرزاده همسر شهید سیدعلی خامنه‌ای
  • جمره در خاطرات آیت الله سیدمجتبی خامنه ای | روایت فرید
  • خسرو قاسمی در تحلیل یک شایعه | چگونه تشابه اسمی با مجتبی خامنه دستمایۀ عملیات روانی شد؟
  • الناز در خاطرات آیت الله سیدمجتبی خامنه ای | روایت فرید
  • alireza.mor110 در نقد فیلم تهران کنارت ۱۴۰۵ | پاسخی به اظهارات حسین فرح‌بخش
محصولات
  • دوره زن و رسانه دوره زن و رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.000.000
  • کتاب دست پنهان کتاب دست پنهان نقد قمه‌زنی
    تومان 300.000
  • کتاب فرانکلین در تهران کتاب فرانکلین در تهران
    تومان 320.000
  • کتاب چهههل و یک سیمرررغ کتاب چهههل و یک سیمرررغ
    تومان 270.000
  • دوره آموزشی سواد رسانه دوره آموزشی سواد رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 800.000
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز
    تومان 1.000.000
  • کتاب یهودستیزی واقعیت یا دستاویز سیاسی کتاب یهودستیزی واقعیت یا دستاویز سیاسی
    تومان 300.000 قیمت اصلی: تومان 300.000 بود.تومان 260.000قیمت فعلی: تومان 260.000.
  • کتاب بازنمایی الگوی شخصیت مرد و زن کتاب بازنمایی الگوی شخصیت مرد و زن در سینمای ایران
    تومان 260.000
  • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم کتاب اقتصاد صهیونیسم
    تومان 350.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد