زندگینامه سرلشگر سید عبد الرحیم موسوی | کاملترین بیوگرافی | رمضان ۱۴۰۴
پدیدآورنده: احمدرضا مرادی
معرفی | زندگینامه سرلشگر سید عبد الرحیم موسوی
امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی، از فرماندهان عالیرتبه و شناختهشدۀ نظامی ایران، در سال ۱۳۳۸ هجری شمسی در شهر مذهبی قم چشم به جهان گشود و دوران خردسالی تا جوانی خود را در همین اقلیم سپری کرد. وی به عنوان دومین فرزند خانواده پا به عرصۀ وجود گذاشت و از همان ابتدا با واقعیتهای زندگی در محیط زندگی سنتی آشنا شد.
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه شهید سرلشگر محمد باقری| کاملترین بیوگرافی |جنگ دوازده روزه
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه شهید سردار حسین سلامی| کاملترین بیوگرافی |جنگ دوازده روزه
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه شهید سردار غلامعلی رشید| کاملترین بیوگرافی |جنگ دوازده روزه
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه سردار محمد پاکپور | کاملترین بیوگرافی | شهید رمضان ۱۴۰۴
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه سرلشکر عزیز نصیر زاده وزیر دفاع | کاملترین بیوگرافی | شهید رمضان ۱۴۰۴
فهرست مطالب
Toggleتا قبل از انقلاب
بستر خانوادگی و محیط اجتماعی پیرامون وی در سالهای نخستین زندگی، نقش بسزایی در شکلگیری شخصیت ایشان ایفا نمود. خانوادۀ موسوی در محلهای فقیرنشین و با امکانات رفاهی محدود در شهر قم سکونت داشتند. رشد یافتن در چنین شرایطی، روحیۀ قناعت، سرسختی و مقاومت در برابر دشواریهای روزگار را از همان دوران کودکی در نهاد ذهنی وی تثبیت کرد.
در خصوص خانوادۀ ایشان باید گفت که وی دارای برادری است که هماکنون در همان زادگاهشان مشغول به کار و گذران زندگی است. دربارۀ خواهران وی و سایر اعضای خانواده اطلاعات روشنی در دسترس عموم قرار ندارد. پدر ایشان برای تامین معاش خانواده، به کسب و کار آزاد اشتغال داشت و مغازهداری میکرد. در کنار این مغازۀ سوپرمارکت، کارگاه ریسندگی کوچکی نیز دایر بود که چرخ اقتصاد خانواده را به حرکت درمیآورد. حضور در چنین فضایی سبب شد تا سید عبدالرحیم از سنین بسیار پایین، یعنی حدود شش سالگی، شاگردی را در کنار پدر آغاز کند و با مفهوم کار و مسئولیتپذیری به صورت عملی در آن سنین آشنا گردد.
تلاش برای کمک به اقتصاد خانواده به شاگردی در مغازۀ پدر محدود نماند و وی برای تامین هزینهها، به کارهای سخت و طاقتفرسای دیگری نیز روی آورد. کار در کورۀ آجرپزی از جمله تجربیات دشوار وی در دوران کودکی و نوجوانی بود؛ تحمل گرمای کوره و انجام کار فیزیکی سنگین، ارادهای پولادین برای رویارویی با چالشهای آینده در وجود او پرورش داد.
افزون بر کورۀ آجرپزی، ایشان حضور در محیطهای صنعتی و کارگری دیگری را نیز تجربه نمود. اشتغال در کارخانۀ نختابی و چاپخانه از دیگر سوابق کاری وی در آن مقطع زمانی محسوب میشود. همچنین، مدتی نیز به بلیتفروشی مشغول بود. تنوع این مشاغل، شناخت عمیقی از طبقات مختلف اجتماع و ارزش کار شرافتمندانه را برای وی به ارمغان آورد.
شاید برای برخی سؤال باشد که مگر پذیرش زودهنگام چنین مسئولیتهای برای رشد و ذهنیت کودکان ضرر ندارد؟ از منظر روانشناسی رشد، مواجهۀ زودهنگام با چالشهای سنگین معیشتی و ورود به دنیای کار در خردسالی، کاتالیزوری قدرتمند برای شکلگیری تابآوری روانی و تقویت منبع کنترل درونی محسوب میگردد اما به شرطی که مدیریت شده و با برنامهریزی از سوی والدین صورت پذیرد تا کودک در این مواجهه آسیب روانشناختی نبیند؛ بحث از چگونگی این مدیریت از حوصلۀ این نوشته خارج است اگر دوست داشتید میتوانید برای مطالعۀ بیشتر به این صفحه مراجعه کنید.
هنگامی که کودک در سنین پایین ملزم به پذیرش نقشهای بزرگسالان و انجام کارهای طاقتفرسایی نظیر فعالیت در کورۀ آجرپزی میشود، مکانیسمهای انطباقی ذهن او به سرعت به سوی استقلال، حل مسئله و خوداتکایی سوق مییابند. غلبۀ مستمر بر این موانع به فرد میآموزد که تلاشها و تصمیماتش تأثیر مستقیمی بر بهبود شرایط دارند و این مسئله عاملیت فردی را به شدت ارتقا میبخشد. چنین تجربیات زیستۀ ملموسی، بستر مناسبی فراهم میآورند تا فرد تمرین مداوم استقامت را جایگزین انفعال نموده و در نتیجه، بنیانهای ارادهای مستحکم و حس مسئولیتپذیری عمیقی در معماری شخصیت وی نهادینه شود که در بزرگسالی به صورت تعهدی تزلزلناپذیر در انجام وظایف خطیر نمود پیدا میکند.
همپای تلاش برای معاش، توجه به تربیت دینی و معنوی نیز در برنامۀ زندگی وی جایگاه ویژهای داشت. در سال ۱۳۴۶، زمانی که تنها هفت سال سن داشت، فراگیری قرآن کریم را آغاز کرد. فضای روحانی شهر قم و تربیت خانوادگی، زمینهساز انس وی با مفاهیم والای قرآنی گردید و پایههای اعتقادی ایشان را برای ورود به مراحل بعدی زندگی مستحکم ساخت.
مسیر تحصیلات کلاسیک ایشان با فراز و نشیبهای جالبی همراه بوده است. بنا بر روایتهای نقل شده از زبان خود ایشان، دوران دانشآموزی وی با شیطنتها و پویاییهای خاص اقتضای آن سنین گره خورده بود. شدت این تحرکات نوجوانانه به حدی بود که کادر آموزشی مدارس مختلف پس از اتمام سال تحصیلی، حاضر به ثبتنام مجدد وی نمیشدند.
همین ویژگی شخصیتی و عدم پذیرش در مدارس پیشین سبب شد تا وی مجبور شود مقاطع مختلف تحصیلی خود را در دوازده مدرسۀ متفاوت به پایان برساند. با وجود این جابجاییهای مکرر و فشارهای ناشی از کار همزمان با تحصیل، انگیزۀ وی برای فراگیری علم هرگز کاهش نیافت و با جدیت مسیر تحصیلی خود را دنبال نمود.
سرانجام، این دوره از زندگی پرفراز و نشیب با دستیابی به موفقیتی تحصیلی به نقطۀ عطفی رسید. در سال ۱۳۵۷، مقارن با هفده سالگی، سید عبدالرحیم موسوی موفق شد تحصیلات متوسطۀ خود را با اخذ مدرک دیپلم در رشتۀ ریاضی و فیزیک به اتمام برساند. این دستاورد علمی، در کنار تجربیات غنی اجتماعی و کاری پیشین، زیربنای مستحکمی برای ورود ایشان به مسیر حرفهای نظامی در سالهای پس از انقلاب فراهم آورد.
دوران بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی
با پیروزی انقلاب اسلامی، مسیر حرفهای سید عبدالرحیم موسوی شکل تازهای به خود گرفت. ایشان در سال 1358 با شرکت در آزمون ورودی و کسب موفقیت، به دانشکدۀ افسری نیروی زمینی ارتش راه یافتند تا دورههای تخصصی نظامی را تحت نظر فرماندهان مجرب طی کنند. همزمان با آغاز تهاجم سراسری رژیم بعث در سال 1359، دوران آموزش آکادمیک ایشان با ضرورت حضور در میدان نبرد گره خورد. وی بلافاصله پس از اتمام دورههای مقدماتی، عازم مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور شد تا آموختههای نظری خود را در خطوط مقدم جبههها به کار گیرد.
در نخستین سالهای دفاع مقدس، استعداد هدایت عملیاتی وی نمایان گردید. ایشان سلسله مراتب فرماندهی را از پایینترین سطوح آغاز کرده و ابتدا هدایت دستههای کوچک سربازان و سپس فرماندهی گروهانهای پیاده را بر عهده گرفتند؛ مسئولیتهایی که نیازمند تصمیمگیری سریع زیر آتش سنگین دشمن بود.
ایشان با تخصص در رشتۀ توپخانه، ابتدا به جبهههای جنوب اعزام گردیدند و در ساختار گروه ۳۳ توپخانۀ نیروی زمینی ارتش به ایفای نقش پرداختند؛ یگانی که وظیفۀ پشتیبانی آتش سنگین از نیروهای پیاده و زرهی را در دشتهای سوزان خوزستان بر عهده داشت و نقشی حیاتی در تثبیت خطوط دفاعی ایفا مینمود.
با گسترش دامنۀ جنگ به مناطق کوهستانی و صعبالعبور غرب و شمال غرب کشور، ایشان به این مناطق منتقل شدند تا تجربیات خود را در شرایط جغرافیایی متفاوت به کار گیرند. بخش قابل توجهی از دوران خدمت ایشان در زمان جنگ، در لشکر ۲۸ پیادۀ کردستان سپری شد؛ لشکری که علاوه بر مقابله با ارتش رژیم بعث، مسئولیت تأمین امنیت داخلی و مبارزه با گروهکهای ضد انقلاب را نیز در آن مقطع حساس بر دوش میکشید.
در کارنامۀ عملیاتی ایشان، شرکت مؤثر در عملیاتهای سلسلهوار والفجر به چشم میخورد. وی در عملیات والفجر 4 که در منطقۀ عمومی مریوان و پنجوین با هدف تصرف ارتفاعات کانیمانگا انجام شد، و همچنین در عملیات والفجر 9 در محور سلیمانیۀ عراق، هدایت واحدهای آتش پشتیبانی را بر عهده داشتند تا پیشروی نیروها با کمترین تلفات و بیشترین دقت صورت پذیرد.
دایرۀ فعالیتهای نظامی وی به این موارد محدود نگردید و ایشان در عملیاتهای راهبردی دیگری نظیر بیتالمقدس 5، قادر و نصر نیز حضور فعال داشتند. این عملیاتها که عمدتاً در مناطق مرزی و ارتفاعات مشرف بر شهرهای عراق انجام میگرفت، نیازمند محاسبات دقیق توپخانهای و هماهنگی کامل میان دیدهبانها و واحدهای آتشبار بود که ایشان با مهارت فنی خود در اجرای آن موفق عمل نمودند.
ایشان در طول ۹۷ ماه حضور در جبههها، سلسله مراتب را از فرماندهی دسته آغاز کرده و تا فرماندهی آتشبار و گردان ارتقا یافتند. اما فرماندهی عالی در سطح لشکر به سالهای پس از دفاع مقدس باز میگردد؛ زمانی که ایشان با اتکا به تجارب جنگ، فرماندهی لشکر 32 پیاده و سپس لشکر 16 زرهی قزوین را عهدهدار شدند و توان زرهی ارتش را بازسازی کردند.
حضور مستمر در مناطق جنگی، شاخصۀ بارز سوابق ایشان در دهۀ شصت خورشیدی است. ثبت 97 ماه حضور مداوم در جبهههای نبرد، نشاندهندۀ استقامت و تعهد بینظیر وی به آرمانهای دفاعی ملی جمهوری اسلامی ایران کشورش است؛ بعد از تحمل هربار دورۀ جراحات متعدد دوباره به جبهه میرفتند و همین سبب شد تا نامشان در زمرۀ جانبازان سرافراز دفاع مقدس قرار گیرد.
بعد از جنگ ایران و عراق
پس از پایان یافتن جنگ تحمیلی به فرماندهی هیئت نظامی و تیپ دانشجویان دانشگاه افسری امام علی منصوب شدند و ضرورت ارتقای دانش تئوریک برای مدیریت کلان نظامی مورد توجه ایشان قرار گرفت. بر همین اساس، تحصیلات عالی خود را در دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش(دافوس) پیگیری کرده و دورههای پیشرفتۀ طراحی عملیات را با موفقیت پشت سر گذاشتند.
استمرار در مسیر دانشافزایی، وی را به دانشگاه عالی دفاع ملی رهنمون ساخت. ایشان در این مرکز علمی مستقر شده و موفق به اخذ مدرک دکترای دفاع ملی و مدیریت راهبردی گردیدند تا پشتوانۀ علمی لازم برای تصدی مناصب راهبردی آینده را فراهم آورند.
تلفیق تجربۀ میدانی با دانش آکادمیک، زمینۀ حضور ایشان در عرصۀ آموزش عالی نظامی را فراهم آورد. وی با عضویت در هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی، سالها به تدریس دکترینهای دفاعی، مدیریت استراتژیک و انتقال تجربیات ارزشمند دوران جنگ به نسل جدید فرماندهان همت گماشتند.
دهۀ هفتاد خورشیدی برای ایشان با تصدی سمتهای فرماندهی در یگانهای نیروی زمینی ارتش همراه بود. در این مقطع، هدایت لشکر 32 پیادهنظام به ایشان سپرده شد تا با اجرای رزمایشهای تخصصی، سطح آمادگی رزمی نیروهای تحت امر خود را ارتقا بخشند.
از دیگر مسئولیتهای مهم ایشان در ردۀ فرماندهی لشکر، میتوان به هدایت لشکر 16 زرهی خطشکن قزوین اشاره نمود. حضور در رأس این یگان قدرتمند زرهی، فرصتی فراهم آورد تا دکترین نبردهای متحرک و مدیریت ادوات سنگین نظامی توسط ایشان بازطراحی و بهینهسازی گردد.
موفقیت در مدیریت یگانهای متحرک، منجر به انتصاب ایشان به عنوان فرماندۀ قرارگاه عملیاتی غرب ارتش شد. مدیریت این قرارگاه استراتژیک، مستلزم تأمین امنیت نوار مرزی گستردهای بود که با برنامهریزی دقیق، استقرار پایدار نیروهای مسلح را در آن منطقه تضمین نمود.
با درخشش در سمتهای فرماندهی مناطق گوناگون، ایشان به ستاد مرکزی ارتش فراخوانده شدند. از سال 1384 وی مسئولیت خطیر ریاست ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران را بر عهده گرفت و نقش کلیدیای در هماهنگی میان نیروهای چهارگانه ایفا نمود.
پس از موفقیت در مدیریت ستاد مشترک، جایگاه سازمانی ایشان مجدداً ارتقا یافت و در سال 1387 به عنوان جانشین فرماندۀ کل ارتش منصوب شدند. این جایگاه مستلزم نظارت مستقیم بر روند نوسازی تجهیزات، ارتقای توان بازدارندگی و مدیریت بحرانهای احتمالی داخلی و جنگی بود که تا سال 1395 تداوم یافت.
در تابستان سال 1396 ایشان به ستاد کل نیروهای مسلح منتقل شده و سمت جانشین رئیس این ستاد را عهدهدار گردیدند. این انتصاب نشاندهندۀ اعتماد به توانمندیهای راهبردی وی در ایجاد هماهنگی فراگیر میان تمامی ارکان دفاعی کشور بود.
نقطۀ عطف دوران خدمت نظامی ایشان در 30 مرداد 1396 رقم خورد. در این تاریخ، با ارتقا به درجه سرلشکری با حکم فرماندهی معظم کل قوا شهید سیدعلی حسینی خامنهای رسماً به عنوان فرماندۀ کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شدند تا فصلی نوین در معماری ساختار ارتش و تمرکز بر خودکفایی در عرصۀ فراهم کردن تسلیحات آغاز گردد.
با توسعۀ تهدیدات هوایی و اهمیت پدافند منسجم، مسئولیت قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیاء نیز در خرداد 1398 با حفظ سمت به ایشان محول گردید. هدایت این قرارگاه، منجر به انسجام بخشیدن شبکۀ دفاع هوایی کشور و ارتقای چشمگیر توان راداری و موشکی نیروهای مسلح شد.
در سالهای ابتدایی دهۀ 1400، تحت فرماندهی ایشان، ارتش جمهوری اسلامی ایران رزمایشهای مشترک و پهپادی بیسابقهای را در گسترۀ جغرافیایی کشور به اجرا گذاشت. این تمرینات نظامی، تغییر رویکرد ارتش به سوی نبردهای ترکیبی و استفاده از فناوریهای پادی بدون سرنشین را به اثبات رساند.
گسترش حوزۀ مأموریت نیروی دریایی ارتش تا آبهای آزاد جهان، از دیگر دستاوردهای دوران فرماندهی ایشان محسوب میشود. اعزام ناوگروه 86 نیروی دریایی به مأموریت پیمایش دور کرۀ زمین و اجرای موفقیتآمیز آن، نشاندهندۀ بلوغ عملیاتی ارتش در عرصۀ بینالمللی تحت مدیریت کلان وی است.
توجه ویژه به حوزۀ معیشت و زیرساختهای رفاهی کارکنان، دغدغۀ پررنگ ایشان در سالهای اخیر بوده است. نهضت خانهسازی در ارتش و تأمین مسکن سازمانی برای پرسنل خدوم، به عنوان اولویتی راهبردی در دستور کار ایشان قرار گرفت تا دغدغههای معیشتی نیروهای مسلح کاهش یابد.
تا سال 1404 استمرار فرماندهی ایشان با تمرکز بر همافزایی میان نیروهای زمینی، هوایی، دریایی و پدافند هوایی همراه بوده است. ارتش تحت هدایت وی اکنون به سازمانی انعطافپذیر، مجهز به سامانههای بومی و آمادۀ پاسخگویی به پیچیدهترین تهدیدات منطقهای تبدیل شده است که مسیر اقتدار دفاعی کشور را تضمین میکند.
در پیگیری سیر تحولات متجاوزانۀ آمریکا و اسرائیل سال 1404 و پس از استقرار پایههای قدرتمند دفاعی در ارتش، عرصۀ فرماندهی نظامی کشور شاهد تغییرات بنیادین و وقایع بسیار خطیری بود. در خرداد همان سال، موج بیسابقهای از تنشهای امنیتی و نظامی به وقوع پیوست؛ سلسله ترورهای هدفمند توسط اسرائیل منجر به شهادت شمار زیادی از مردم و از عالیترین مقامات و استراتژیستهای نظامی کشور، از جمله سرلشکر محمد باقری، سردار حسین سلامی و سردار امیرعلی حاجیزاده گردید.
چنین فقدانهای سنگینی در سطح کلان فرماندهی، مستلزم تصمیمگیریهای راهبردی و فوری برای حفظ انسجام و قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح بود که جای خلأ روانی آن بلافاصله توسط مقام معظم رهبری طبق دستورات هوشمندانۀ ایشان پر شد و نظم و ثبات به کشور بازگشت.
بر همین اساس، در تاریخ 23 خرداد 1404، سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی طی حکمی از سوی شهید سیدعلی حسینی خامنهای به مقام ریاست ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و برای نخستین بار، فرماندهی از بدنۀ ارتش جمهوری اسلامی ایران سکان هدایت عالیترین نهاد تصمیمگیرنده نظامی را بر عهده گرفت. پیش از این تاریخ، جایگاه مذکور همواره در اختیار فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار داشت. انتخاب ایشان برای این منصب، نشاندهندۀ اعتماد عمیق به توانمندیهای استراتژیک و کارنامۀ درخشان وی در ایجاد یکپارچگی میان ارکان مختلف دفاعی است.
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامۀ شهید سرلشکر محمد باقری
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامۀ شهید سردار امیرعلی حاجیزاده
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامۀ شهید سردار شهید سلامی
همزمان با انتقال ایشان به ستاد کل نیروهای مسلح و به منظور تداوم مسیر توسعه در ارتش، تغییرات مهمی نیز در سطح فرماندهی کل ارتش اعمال شد. امیر حاتمی، وزیر دفاع پیشین در دولت حسن روحانی، با دریافت ارتقای درجه به سرلشکری، رسماً جایگزین سرلشکر موسوی شده و فرماندهی کل ارتش را بر عهده گرفت تا برنامۀ توسعههای پیشین با قدرت استمرار یابد.
حضور سرلشکر موسوی در رأس هرم تصمیمگیری نیروهای مسلح در چنین برهه حساسی، ریشه در بینش عمیق و تسلط ایشان بر مفاهیم پدافند جامع دارد. وی سالها پیش از وقوع این درگیریهای مستقیم، در مصاحبهای تلویزیونی با قاطعیت بر استحکام شبکههای پدافندی کشور تأکید کرده و فرموده بود: «ما قطعا در مقابل تهدیدات اصلی پدافند، پیروز میدان هستیم و در این هیچ شکی وجود ندارد، البته دیگر این برای مردم و دنیا معلوم شده است.» این رویکرد آیندهنگرانه و اطمینان راسخ به زیرساختهای دفاعی، اکنون شالودۀ اصلی دکترین نظامی وی در مدیریت کلان نیروهای مسلح و مقابله با پیچیدهترین تهدیدات ارزیابی میشود که درحال مشاهدۀ آثارش در جنگ رمضان 1404 هستیم.
ازدواج و فرزندان
سرلشکر موسوی در سال ۱۳۶۱ درست زمانی که 23 سال سن داشتن مقارن با سالهای دشوار دفاع مقدس و حضور مستمر در جبهههای نبرد حق علیه باطل، ازدواج کردند. تشکیل خانواده در آن مقطع زمانی نشاندهنده همراهی و پشتیبانی همسر ایشان در روزهای سخت جنگ تحمیلی است چون در آن زمان فرماندهان نظامی بخش عمدۀ زمان خود را در مناطق عملیاتی سپری میکردند و مدیریت امور خانواده عمدتاً بر دوش همسرانشان قرار داشت.
ثمرۀ این ازدواج، دو فرزند پسر است. نکته حائز اهمیت در خصوص فرزندان سرلشکر موسوی، انتخاب مسیرهای تحصیلی و شغلی مستقل از جایگاه نظامی پدر است. فرزند نخست مسیر علمی و آکادمیک را برگزیده و هماکنون به عنوان استاد در دانشگاه امام حسین به تدریس و فعالیتهای پژوهشی اشتغال دارند. فرزند دوم در حوزۀ فنی و مهندسی تحصیل کرده و در حال حاضر به عنوان مهندس عمران مشغول به کار هستند.
با توجه به جایگاه بسیار حساس نظامی سرلشکر موسوی در سطح کلان نیروهای مسلح، خانوادۀ ایشان کاملاً به دور از حواشی رسانهای زندگی میکنند. تا به امروز، هیچگونه تصویر رسمی یا اطلاعات هویتی دقیقی از همسر و فرزندان ایشان در فضای عمومی، مطبوعات یا شبکههای اجتماعی منتشر نشده است.
نشانها و افتخارات
لباس رسمی سرلشکر موسوی، تابلویی تمامعیار از دههها خدمت مستمر، حضور در خطوط مقدم نبرد و طی کردن سلسلهمراتب عالی فرماندهی است. مجموعۀ نشانها، نوارها و آرمهای نصبشده بر لباس نظامی ایشان، روایتگر تخصص، شجاعت و دانش راهبردی این فرماندۀ ارشد نیروهای مسلح تا سال 1404 به شمار میرود.
نوار نشانهای عالی و افتخار
در بالاترین بخش از افتخارات سینۀ ایشان، نشان فتح درجۀ 1 میدرخشد؛ نشانی بسیار حائز اهمیت که به پاس هدایت عملیاتهای موفق، پیروزیهای چشمگیر و فرماندهی ممتاز اعطا میشود. در کنار این نشان، نشان جهاد و نشان ایثار قرار دارند که مستقیماً به ۹۶ ماه حضور مداوم در جبهههای نبرد، رویارویی مستقیم با دشمن و فداکاریهای بیدریغ دوران جنگ تحمیلی و جانبازی ایشان اشاره دارند. نشان وفاداری نیز گواهی بر استقامت و پایبندی تزلزلناپذیر ایشان به آرمانهای دفاعی کشور در طول سالیان متمادی در طول هر خدمت ایشان است.
نشانهای علمی، مهارتی و دورههای تخصصی
بخش عمدهای از نوار نشانهای ایشان به مسیر رشد علمی و تخصصی اختصاص یافته است. نشان دانش گویای جایگاه علمی و آکادمیک و نشان ورزش نمایانگر حفظ آمادگی بالای جسمانی و تحرک عملیاتی در طول دوران خدمت نظامی است.
همچنین نوارهای مربوط به دورههای آموزشی، نشاندهندۀ تکمیل تمامی حلقههای دانش نظامی است؛ این نوارها شامل دورۀ علوم استراتژیک(بالاترین سطح آموزش هدایت کلان نظامی)، دورۀ دافوس(فرماندهی و مدیریت ستاد برای هدایت یگانها بهصورت مشترک)، دورۀ عالی، دورۀ مقدماتی و همچنین نشانهای دورۀ دوم و دورۀ سوم دانشگاه افسری هستند. این ترکیب اثبات میکند ایشان مسیر دانشاندوزی را از پایهایترین سطوح تاکتیکی تا عالیترین مدارج راهبردی با موفقیت طی کردهاند.
آرمهای تخصصی سینه
مهمترین آنها نشان فداکاری ارتش است که نمادی از جانفشانی در مسیر صیانت از مرزهای میهن محسوب میشود. آرم دانشگاه عالی دفاع ملی و آرم دانشگاه فرماندهی و ستاد(دافوس) نشاندهندۀ تسلط کامل بر دانش کلان هدایت نیروها، طراحی دکترین نظامی و مدیریت بحران در شرایط پیچیدۀ نظامی و جنگی بهصورت ترکیبی است. افزون بر این، آرم چتربازی درجۀ سه نمایانگر عبور از دورههای سخت هوابرد و مهارتهای ویژۀ میدانی و نشان آجا نشانگر هویت سازمانی و تعلقخاطر عمیق به ساختار ارتش جمهوری اسلامی ایران است.
آرمهای بازو
بر بازوی لباس نظامی سرلشکر موسوی، دو آرم بسیار مهم نصب شده است. آرم رنجر نشاندهندۀ گذراندن دورههای طاقتفرسا و پیچیدۀ نبرد تنبهتن، شرایط بقا و تکاوری ویژه در سالهای ابتدایی خدمت است. در کنار آن، آرم ستاد مشترک ارتش قرار دارد که جایگاه رفیع فرماندهی، توانایی برنامهریزی یکپارچه و مدیریت کلان در ساختار نظامی را به تصویر میکشد.
خدمات فناورانه و نظامی
تلفیق تجربه میدان و دانش راهبردی در مسیر فرماندهی
کارنامهٔ سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی در عرصههای نظامی و فناورانه از امتداد دههها خدمت در ارتش جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت که از خطوط مقدم نبرد آغاز شد و تا عالیترین سطوح سیاستگذاری دفاعی نیروهای مسلح تداوم یافت. او در شمار فرماندهانی قرار دارد که تجربهٔ مستقیم رویارویی در میدانهای سخت را با دانش عمیق راهبردی و مدیریت کلان سازمانی پیوند دادند. همین پیوند میان شناخت عملیاتی و نگاه علمی به قدرت دفاعی، سبب شد وی در دورههای مختلف مسئولیتش، نقشی بیبدیل در نوسازی و ارتقای توانمندیهای فناورانهٔ ساختار نظامی کشور ایفا کند.
در سالهای نخست خدمت، موسوی به عنوان افسر توپخانه در یگانهای عملیاتی نیروی زمینی فعالیت داشت و در فضای پرالتهاب دفاع مقدس با واقعیتهای نبرد سنگین آشنا شد. حضور مستمر ۹۶ ماهه در خطوط مقدم و مدیریت آتش پشتیبانی در عملیاتهای حساس، شناخت دقیقی از اهمیت دقت در اصابت، تحرک یگانها و محدودیتهای لجستیکی در اختیار او قرار داد. این تجربهٔ میدانی بعدها در تصمیمهای مدیریتی او اثر شگرفی گذاشت و باعث شد همواره در برنامهریزیهای کلان، نیازهای واقعی نیروهای عملکننده در صحنهٔ نبرد را در مرکز توجه قرار دهد.
همافزایی نیروهای چهارگانه
با گذشت زمان و طی کردن پلههای ارتقای سازمانی، موسوی وارد حوزهٔ فرماندهی لشکرهای زرهی و پیاده شد و سپس در مسئولیتهای خطیر ستادی حضور یافت. در این مرحله از فعالیت، تمرکز او به ساماندهی ساختار جنگ ترکیبی، بهبود هماهنگی میان رشتههای مختلف جنگی و دفاعی و افزایش چابکی یگانهای نیروی زمینی معطوف شد. تجربهٔ کار با ادوات سنگین و درک عمیق از اهمیت پشتیبانی متقابل نیروها باعث شد در تصمیمهایش نگاهی جامع به دکترین عملیاتی داشته باشد و برنامههای تحولی ارتش را بر پایهٔ همافزایی نیروهای چهارگانه پایهریزی کند.
یگانهای واکنش سریع
از مهمترین مقاطع اثرگذاری او، دوران طولانی فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران بود. در این مقطع، مسئلهٔ نوسازی تجهیزات جنگی و تطبیق ساختار ارتش با تهدیدهای تکنولوژیهای روز دنیا به چالشی اساسی تبدیل شده بود. موسوی با تکیه بر توان متخصصان داخلی و ظرفیتهای نهفته در سازمان جهاد خودکفایی، روند تغییر ماهیت تیپهای نظامی به یگانهای متحرک هجومی و واکنش سریع را تسریع کرد. این تدبیر راهبردی موجب شد نیروی زمینی ارتش به نیرویی چالاک، مجهز به تجهیزات روزآمد و آماده برای واکنش در کمترین زمان ممکن تبدیل شود.
نهضت خودکفایی و احیای تجهیزات در چرخه بازآماد دفاعی
تقویت زیرساختهای فنی و مهندسی ارتش نیز همواره در دستور کار جدی او قرار داشت. نهضت قطعهسازی و بازآماد یا اورهال تجهیزات سنگین اعم از تانکها، بالگردها و سامانههای راداری با حمایت مستقیم وی تقویت شد. این روند افزون بر خنثیسازی اثرات محدودیتهای تسلیحاتی، وابستگی به تأمینکنندگان خارجی را به شدت کاهش داد و بستری برای شکوفایی استعدادهای مهندسی در داخل یگانهای نظامی فراهم آورد تا تجهیزاتی که گمان میرفت از چرخه خارج شدهاند، با ارتقای سامانههای داخلی مجدداً در بالاترین سطح عملیاتی شوند.
تحول در نظام آموزشی و پرورش افسران تراز نبردهای آینده
توجه بنیادین به آموزش و تربیت نیروی انسانی متناسب با جنگهای آینده، محور حیاتی دیگری در کارنامهٔ وی به شمار میآید. موسوی باور عمیق داشت که پیچیدهترین تجهیزات نظامی بدون نیروی انسانی ماهر و باانگیزه فاقد کارایی لازم هستند. در همین چارچوب، متون آموزشی دانشگاههای افسری و دافوس بازنگری شد و تلفیق دانش کلاسیک نظامی با فناوریهای نوپدید در دستور کار اساتید قرار گرفت. این رویکرد خردمندانه سبب شد نسل جدیدی از افسران با ذهنیتی پویا و آشنا با مختصات نبردهای چندبعدی وارد چرخهٔ فرماندهی ارتش شوند.
معمار قدرت پهپادی و تسلط بر آسمان منطقه
در حوزهٔ توسعهٔ توان پهپادی، دوران فرماندهی سرلشکر موسوی نقطهٔ عطفی در تاریخ ارتش محسوب میشود. با درک صحیح از تغییر ماهیت جنگها، وی دستور تشکیل یگانهای تخصصی پهپادی در تمامی نیروهای تابعه را صادر کرد. رونمایی از پایگاههای راهبردی و زیرزمینی پهپادی و تجهیز ارتش به انواع پرندههای بدون سرنشین شناسایی، رزمی و انتحاری، نشان از عزم جدی او برای تسلط بر آسمان منطقه داشت. هماهنگی بینظیر میان پرندههای سرنشیندار و سامانههای بدون سرنشین تحت فرماندهی وی، ارتقای چشمگیر قدرت بازدارندگی کشور را رقم زد.
یکپارچهسازی شبکه پدافند هوایی و ارتقای ضریب نفوذناپذیری
دوران فرماندهی همزمان او بر قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیاء، فرصتی مغتنم برای انسجام بخشیدن به شبکهٔ دفاع هوایی کشور فراهم ساخت. در این دوران، سامانههای راداری، موشکی و شنود الکترونیک در قالب شبکهای منسجم و هوشمند یکپارچه شدند. تأکید او بر استفاده از سامانههای بومی کشف و رهگیری باعث شد تا پوشش پدافندی کشور در برابر تهدیدات هواپایه، موشکهای کروز و پرندههای رادارگریز به سطحی بیسابقه از نفوذناپذیری دست یابد.
توسعۀ توانمندی دریانوردی در آبهای دوردست و اقیانوسها
توسعهٔ مأموریتهای نیروی دریایی و حضور در آبهای دوردست، از دیگر دستاوردهای راهبردی در دورهٔ مدیریت اوست. حمایت قاطع از اجرای مأموریت تاریخی ناوگروه ۸۶ و طی کردن دور کرهٔ زمین، نیازمند پشتیبانی عظیم فناورانه، ناوبری پیشرفته و ارتباطات امن ماهوارهای بود. این دستاورد شگرف، توانمندی مهندسی دریایی ایران را در حفظ پایداری ناوگان در اقیانوسهای خروشان اثبات کرد و نشان داد دکترین دفاعی تحت هدایت وی، مرزهای جغرافیایی سنتی را درنوردیده است.
سنجش تابآوری و آزمایش فناوریهای نوپدید
برگزاری رزمایشهای مرکب و مشترک پهناور، ابزار اصلی وی برای سنجش میزان آمادگی یگانها و آزمایش عملی فناوریهای جدید بود. رزمایشهای سالانهٔ ذوالفقار که با حضور هماهنگ نیروهای زمینی، پدافند، هوایی و دریایی اجرا میشدند، میدانی واقعی برای ارزیابی تابآوری سامانههای فرماندهی و کنترل در شرایط شبیهسازیشدهٔ جنگ فراهم میآورد. از طریق این تمرینهای مداوم، ارتش توانست نقاط ضعف احتمالی تجهیزات را شناسایی کرده و پیش از بروز هرگونه بحران، نسبت به رفع نقص آنها اقدام کند.پ
هوشمندسازی آتشبارها و تحول در دقت تسلیحات پشتیبانی
با توجه به پیشینهٔ تخصصی در توپخانه، ارتقای دقت و هوشمندسازی آتشبارهای نیروی زمینی پیگیری ویژهای از سوی وی داشت. تبدیل گلولههای توپخانه و راکتهای غیردقیق به تسلیحات نقطهزن و هدایتشونده، تحولی عظیم در قدرت آتش پشتیبانی ارتش ایجاد کرد. توسعهٔ سامانههای محاسبهگر بالستیک بومی و اتصال شبکهای آنها به پهپادهای دیدهبان، سرعت عمل و دقت اصابت یگانهای توپخانه را به استانداردهای روز جهانی ارتقا داد.
توسعۀ راهبری جنگ الکترونیک
جنگ الکترونیک و نبردهای سایبری به عنوان ارکان جداییناپذیر رویاروییهای مدرن، همواره مورد تأکید جدی سرلشکر موسوی قرار داشتند. تأسیس قرارگاههای تخصصی جنگ الکترونیک و برگزاری رزمایشهای اختصاصی نظیر سپر حافظ، نمایانگر اهتمام وی به حفظ برتری در طیف الکترومغناطیس است. تجهیز یگانها به سامانههای پیشرفتهٔ اخلالگر، هشداردهندهٔ راداری و لیزری، ضریب بقای بالگردها، جنگندهها و شناورهای ارتش را در محیطهای آلوده به جنگال به شدت افزایش داد.
توسعۀ هوش مصنوعی نظامی و پردازش دادههای عملیاتی
ورود فناوری هوش مصنوعی به چرخهٔ تصمیمسازی نظامی، از برنامههای پیشرو در دوران مدیریت کلان وی محسوب میشود. استفاده از الگوریتمهای پردازش داده برای تحلیل سریع اطلاعات جمعآوریشده توسط حسگرهای متنوع، زمان واکنش پدافند هوایی و یگانهای واکنش سریع را به حداقل رساند. حمایت از پروژههای تحقیقاتی مرتبط با هوش مصنوعی در دانشگاههای ارتش، مسیر را برای طراحی شبکههای فرماندهی هوشمند و خودمختار هموار ساخت؛ رویکردی که درک عمیق او را از آیندهٔ نبردهای فناورانه نشان میدهد.
ارتقای توان هوانیروز و تسلط بر عملیاتهای شبانه
در حوزهٔ هوانیروز، تجهیز بالگردها به سامانههای دید در شب و موشکهای دورایستای بومی، قدرت آتش و بقاپذیری این یگان استراتژیک را متحول کرد. پیش از این، عملیات بالگردی در تاریکی شب با چالشهای فراوانی روبهرو بود، اما با پیگیریهای مستمر وی و تکیه بر دانش متخصصان داخلی، ناوگان هوانیروز قابلیت اجرای مأموریت در تمامی شرایط جوی و ساعات شبانهروز را به دست آورد. این ارتقای فناورانه، پشتیبانی از نیروهای زمینی را در دشوارترین شرایط عملیاتی تضمین کرد.
توسعۀ دیپلماسی فعال نظامی و نمایش اقتدار ملی در عرصۀ بینالملل
در عرصهٔ دیپلماسی دفاعی، حضور مقتدرانهٔ یگانهای ارتش در مسابقات نظامی بینالمللی و پهلوگیری ناوگروهها در بنادر کشورهای دوست، پیامآور اقتدار و دانش فنی نیروهای مسلح بود. این تعاملات راهبردی، فرصتی برای تبادل تجربیات تاکتیکی، ارزیابی تجهیزات رقبا و نمایش خودکفایی تسلیحاتی ایران در مجامع جهانی فراهم آورد. دیپلماسی فعال نظامی تحت نظارت وی، به تحکیم روابط امنیتی منطقهای و فرامنطقهای کمک شایانی نمود.
توسعۀ انعطافپذیری فناورانه در مدیریت بحرانهای ملی و بلایای طبیعی
کاربرد فناوریهای نظامی در مدیریت بحرانهای ملی، برگ زرین دیگری از کارنامهٔ خدمتی ایشان است. در جریان بلایای طبیعی نظیر سیل و زلزله، و همچنین در دوران همهگیری بیماریها، ارتش با بهکارگیری تجهیزات مهندسی، پلهای متحرک، بیمارستانهای سیار و پهپادهای پایشگر، نقشی حیاتی در امدادرسانی ایفا کرد. این حضور مؤثر نشان داد که سازمان نظامی تحت امر وی، علاوه بر مأموریتهای رزمی، از انعطافپذیری و ظرفیت فناورانهٔ بالایی برای پشتیبانی از زیرساختهای غیرنظامی کشور برخوردار است.
پیوند هدفمند نخبگان دانشگاهی با نخبگان صنایع دفاعی
ایجاد پیوند ناگسستنی میان مراکز دانشگاهی ارتش و صنایع دفاعی کشور، از دستاوردهای ماندگار سرلشکر موسوی است. وی با حضور مستمر در نمایشگاههای جهاد خودکفایی و رویدادهای علمی، از نزدیک با نخبگان، مخترعان و افسران جوان ارتباط برقرار میکرد. این حمایت مستقیم موجب شد تا ایدههای نوآورانهٔ پژوهشگران نظامی در مسیر تولید صنعتی قرار گرفته و چرخهٔ تبدیل دانش به سامانههای دفاعی کاربردی با سرعتی مضاعف طی شود.
توسعۀ سامانههای شبیهساز و بهرهگیری از واقعیت مجازی در آموزش
توسعهٔ سامانههای شبیهساز بومی برای آموزش پرواز، ناوبری دریایی، رانندگی تانک و هدایت پهپاد، با هدف کاهش هزینهها و ارتقای ایمنی آموزش، به شدت پیگیری شد. طراحی و ساخت شبیهسازهای پیچیده با بهرهگیری از فناوری واقعیت مجازی، امکان تمرین سناریوهای بحرانی و نبردهای نامتقارن را برای دانشجویان نظامی فراهم آورد. این اقدام فناورانه، ضریب آمادگی مهارتی نیروها را بدون نیاز به استهلاک تجهیزات اصلی، به شکلی خیرهکننده افزایش داد.
با وقوع حوادث خرداد ۱۴۰۴ و انتصاب سرلشکر موسوی به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح، اعتماد کامل نظام به توانمندیهای راهبردی و فناورانهٔ او متبلور شد. در این جایگاه رفیع، وی الگوی موفق نوسازی ارتش را به کل ساختار نیروهای مسلح تعمیم داد. ایجاد همافزایی حداکثری میان ارتش، سپاه و وزارت دفاع در حوزهٔ تحقیق و توسعهٔ تسلیحات راهبردی، برنامهای کلان بود که توسط ایشان برای مقابله با تهدیدات پیچیدهٔ آینده پایهریزی گردید.
مجموعهٔ این خدمات گسترده، تصویری روشن از شخصیتی ارائه میدهد که هیچگاه به مدیریت پشت میز بسنده نکرد. سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی با تلفیق درایت ناشی از سالها حضور در میدان نبرد، دانش آکادمیک در سطح عالی و باوری عمیق به ظرفیتهای فناورانهٔ داخلی، معماری نوین قدرت بازدارندگی را شکل داد. کارنامهٔ پربار او گواهی بر این حقیقت است که مسیر اقتدار ملی از شاهراه تخصص، نوآوری و تعهد بیوقفه به پیشرفتهای علمی عبور میکند.
مواضع سیاسی و انقلابی | چند کلامی از زبان شهید
در منظومۀ فکری و عملیاتی ما، سه واژۀ بسیج، کار جهادی و مقاومت، ارکان امیدآفرین و بنبستشکنی هستند که با روح انقلابیگری در هم آمیختهاند. نهاد مردمی بسیج که از معجزات سترگ امام خمینی است، عامل انسانساز، تمدنآفرین و حلال مشکلات کشور در تمامی برههها به شمار میرود. امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریت و فرهنگ جهادی نیازمندیم تا عقبماندگیهای تاریخی بر جای مانده از دوران پهلوی و پیش از آن را جبران کنیم.
واقعیت مسلم این است که هر کجا با تفکر بسیجی و فرهنگ جهادی وارد میدان شدهایم، سربلندی حاصل شده است. مقاومت نیز اصلیترین سپر و نیزۀ ما در برابر دشمنان ظالم و نظام سلطه محسوب میشود و دامنۀ آن به عرصۀ نظامی محدود نیست. از آنجا که شبیخون و مکر دشمن ابعاد مختلفی دارد، مقاومت در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و فناوری است که اهداف انقلابی ما را تامین کرده و استقلال، حیثیت و ناموس ملت را تضمین مینماید.
تحلیل راهبردی عملیات طوفانالاقصی
عملیات طوفانالاقصی نقطۀ عطفی است که تاریخ و جهان را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد. تا پیش از مهرماه سال 1402، دشمنان با بهرهگیری از ثروت و امپراتوری رسانهای خود در پی عادیسازی روابط و به فراموشی سپردن کامل آرمان فلسطین بودند؛ اما این رویداد عظیم، سکوت مرگآور جهانی را شکست و مسئلۀ فلسطین را به دغدغه اصلی کل جهان، حقطلبان و آزادیخواهان تبدیل کرد. پس از این طوفان، دیرباورترین افراد نیز به این نتیجه رسیدهاند که رژیم صهیونیستی 25 سال آینده را نخواهد دید.
این رژیم و ارباب آمریکاییاش، که مقصر اصلی و دارای نقش محوری در ایجاد و هدایت این جنگ برای برهم زدن امنیت منطقه است، توان جبران تبعات سنگین این عملیات را ندارند.
روند فروپاشی رژیم صهیونیستی و چالشهای اقتصادی
روند اضمحلال رژیم صهیونیستی با شتاب چشمگیری در حال طی شدن است. این نبرد با تحمیل هزینهای بالغ بر 66 میلیارد دلار معادل 12 درصد تولید ناخالص داخلی رژیم، پرهزینهترین جنگ تاریخ آنهاست. از ابتدای این منازعه، ضربات ویرانگری بر اقتصاد آنان وارد آمده است؛ از جمله 10 میلیارد دلار هزینه برای شهرکنشینان فراری، 9 میلیارد دلار مالیات از دسترفته، زیان 5 میلیارد دلاری در حوزۀ گردشگری و 6 میلیارد دلار هزینۀ پوشش خسارات مستقیم.
تعطیلی شرکتهای خصوصی وابسته به این رژیم شتاب گرفته و پیشبینی میشود تا پایان سال جاری میلادی، تعداد آنها به 60.000 برسد. افزون بر این، پدیدۀ مهاجرت معکوس با خروج 55.000 نفر در سال 2023 و پیشبینی رسیدن آن به 60.000 نفر در سال 2024 گواه روشنی بر نزدیک بودن فروپاشی این ساختار نامشروع است.
حکم دیوان لاهه و بنبست راهبردی در غزه
صدور حکم دیوان کیفری لاهه برای دستگیری سران جنایتکار این رژیم، اتفاقی بزرگ و بسیار مهم است که کشورهای بسیاری حتی در اتحادیۀ اروپا از آن تبعیت کردهاند؛ رویدادی که ابعاد حقوقی و سیاسی آن نیازمند ساعتها تبیین توسط کارشناسان است. با گذشت ماههای متمادی از این نسلکشی، آنها در غزه به بنبست کامل رسیدهاند و هیچ طرحی برای آینده ندارند، در حالی که جبهۀ مقاومت همچنان فعال بوده و ضربات مهلکی بر پیکرۀ این رژیم وارد ساخته است.
راهبرد بازدارندگی و تعهد خللناپذیر به پشتیبانی از مقاومت
اراده قطعی ما در جمهوری اسلامی ایران، توسعه توان دفاعی و ارتقای قدرت بازدارندگی در سطح راهبردی جهت مقابله هوشمندانه و مقتدرانه با هر سطحی از تهدیدات دشمن است. با قاطعیت اعلام میکنم که حمایت ما از جبهه مقاومت و مردم مظلوم فلسطین و غزه، حمایتی قانونی، مشروع، عقلانی، انسانی، اخلاقی، جوانمردانه و انقلابی است و این مسیر پر افتخار را تا آخر ادامه خواهیم داد.
همافزایی ارتش با نهادهای انقلابی در مسیر سازندگی و اقتدار
ما در ارتش جمهوری اسلامی ایران، همواره قدردان تلاشهای نهادهای انقلابی همچون کمیته امداد امام خمینی هستیم که با نیت خیر بانیان، گستردهترین نهاد حمایتی عامالمنفعه را برای حفظ کرامت نیازمندان شکل دادهاند. در همین راستا، همکاریهای ارزشمند و مشترکی میان نیروی زمینی ارتش و این نهاد در حوزۀ محرومیتزدایی مناطق کمبرخوردار در حال اجراست که با قدرت تقویت خواهد شد.
همچنین باید یادآور شوم که نیروی دریایی ارتش با پشتیبانی نیروی هوایی، در همان ماههای نخستین جنگ تحمیلی توانست نیروی دریایی رژیم بعثی را مضمحل سازد و پس از آن با اسکورت 10.000 کشتی تجاری و نفتکش، شریان حیاتی اقتصاد کشور را باز نگه دارد؛ کارهای بزرگی که پس از دفاع مقدس نیز با هدایتهای فرماندۀ معظم کل قوا و با همان روحیۀ جهادی استمرار یافته است.
خبر شهادت | زندگینامه سرلشگر سید عبد الرحیم موسوی
بر اساس گزارشهای رسمی منتشرشده در رسانههای داخلی و خارجی، در جریان حملات ظالمانۀ هماهنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تهران در روز شنبه، ۹ اسفند ۱۴۰۴، آن هم در زمانی که ایران هنوز بر پای میز مذاکرات دروغین و فریبندۀ هستهای بود، بخشهایی از زیرساختهای دفاعی کشور در منطقۀ پاستور هدف حملۀ موشکی قرار گرفت. در این حادثه امیر سرلشکر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در حین انجام وظیفه به همراه علی شمخانی دبیر شورای دفاع، محمد پاکپور فرماندۀ کل سپاه پاسداران و سرلشکر عزیز نصیر زاده وزیر دفاع در جلسۀ شورای دفاع به شهادت رسید.
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامۀ سردار شهید محمد پاکپور | رمضان سال 1404
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامۀ سرلشگر عزیز نصیرزاده | رمضان سل 1404
این حمله بخشی از عملیات فشار حداکثری نظامی مشترک واشنگتن و تلآویو توصیف شده و با هدف از کار انداختن برخی مراکز حیاتی دفاعی کشور طراحی شده بود؛ اما سامانههای پدافندی ایران بخش عمدهای از اهداف دشمن را رهگیری و منهدم کردند ولی با وجود این مقاومت، بخشی از اصابتهای ثانویه منجر به این شدکه ایشان پس از مجروحیت شدید، در مسیر انتقال به بیمارستان به شهادت برسند.
ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و فرماندهی کل قوا در پیامهایی جداگانه، ضمن تسلیت این ضایعه، بر ادامۀ مسیر او در تقویت توان بازدارندگی و استقلال دفاعی کشور تأکید کردند. بنا بر بیانیههای رسمی، راهی که شهید موسوی در نوسازی ساختار دفاعی، ارتقای فناوریهای هوافضا و توسعۀ صنایع هوشمند دفاعی آغاز کرده بود، با همان صلابت ادامه خواهد یافت.
پست های مرتبط
2 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.




ایشون آدم بزرگی بودن افتخار سربازی ایشان رو داشتم
رهبر ایران شجاع ترین رهبر دنیا بود که جلوی امریکای جنایت کار قد علم کرد وهیچ حراسی نداشت امریکا به ادعای واحی بعضیها ابر قدرت دنیا بود ولی رهبر ایران پوزشو به خاک مالید وهیچ وقت پیشش کم نیاورد وبا شجاعت ودلیری جوابی دندان شکن داد باتمام تهچیزاد اومد تو خلیج فارس که ایران را ۴روز فتح کند ولی رهبر ایران با رهنمود های خود نقشه رو را نقشه براب کرد وهیچ گوهی نتونست بخوره