زندگینامه سردار محمد پاکپور | کاملترین بیوگرافی | شهید رمضان ۱۴۰۴
نویسنده: احمدرضا مرادی
معرفی | زندگینامه سردار محمد پاکپور
سردار سرافراز محمد پاکپور بزرگمرد عبور از روزهای سخت و بحرانی در سال ۱۳۴۰ خورشیدی در شهر اراک دیده به جهان گشود. از همان طلوع فجر انقلاب اسلامی با شور و اشتیاق و ایمان راسخ به جمع پاسداران پیوست و مسیر ترقی خود را در کالبد سپاه آغاز نمود.
او شخصیتی است که نامش برای بسیاری از مردم در هیاهوی رسانهها غریب است؛ چرا که هرگز در پی کسب شهرت و عرض اندام در ویترین تبلیغات نبوده است. اما افراد و آن محافل و مراکزی که نبض سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور را در دست دارند یا حداقل اخبارشان را دنبال میکنند نیک میدانند که نام این مجاهد بزرگ، سالها است که در پس پردهٔ اغلب تصمیمات و عملیاتهای سرنوشتساز قرار داشته است.
حکایت این سردار از سال ۱۳۴۰ در اراک، زادگاهش، آغاز میشود؛ جوانیاش با حیات دوبارهٔ ایران پس از انقلاب و سپس با التهاب جنگ تحمیلی عراق همزمان شد. در آن ایام که میهن جمهوری اسلامی ایران در حال شکلگیری هویتی نو بود، پاکپور از جمله جوانانی بود که با اخلاص به سپاه پیوست. مردان آن دوره مردانی از این جنس بودند که سپاه را در اذهان عمومی معطر ساختند. در طول سالیان جنگ او از ردهٔ یک نیروی ساده به درجۀ فرماندهی رسید و در جبههٔ غرب از حماسههای مهران و سومار گرفته تا عملیاتهای پرافتخار والفجر و کربلای پنج، نقشی مؤثر و تعیینکننده ایفا نمود.
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه شهید سرلشگر محمد باقری| کاملترین بیوگرافی |جنگ دوازده روزه
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه شهید سردار حسین سلامی| کاملترین بیوگرافی |جنگ دوازده روزه
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه شهید سردار غلامعلی رشید| کاملترین بیوگرافی |جنگ دوازده روزه
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه سرلشکر عزیز نصیر زاده وزیر دفاع | کاملترین بیوگرافی | شهید رمضان ۱۴۰۴
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه سرلشگر سید عبد الرحیم موسوی | کاملترین بیوگرافی | رمضان ۱۴۰۴
فهرست مطالب
Toggle دفاع مقدس و فرماندهی لشکرهای خطشکن
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در بحبوحۀ غائلۀ کردستان، وی به همراه گروهی عازم کردستان شد. در طول هشت سال دفاع مقدس، مسئولیت فرماندهی یگان زرهی سپاه پاسداران را بر عهده داشت و در این مسیر مجروح گردید. سوابق مدیریتی او در این دوران شامل پنج سال معاونت عملیات سپاه، فرماندهی لشکرهای ۸ نجف و ۳۱ عاشورا و همچنین مدیریت قرارگاههای شمال و نصرت است. یگانهای زرهی مذکور از خطشکنان جبههها بودند و نقشآفرینی آنها در مقاطع حساس جنگ، برگهای ماندگاری از تاریخ مقاومت را رقم زد. جانباز بودن سردار پاکپور، گواهی روشن است بر اینکه او فرماندهای از جنس میدان است؛ نه ناظر که حاضر در متن خطر است.
علاوه بر این، وی در جریان حملات تروریستی سال ۱۳۹۶، فرماندهی یگان ویژۀ تکاوران صابرین در محل مجلس شورای اسلامی را هدایت کرد.[3] روایت شاهدان آن دوران، او را فردی شجاع و در عین حال متین توصیف میکنند که بسیار دلسوز و نگران سربازان تحت امرش بود.؛ فرماندهی که همواره یک گام جلوتر از دشمن و یارانش در میدان حرکت میکرد و گویی نبض آیندۀ اتفاقات آن زمان را در دست داشت.
پس از پایان جنگ تحمیلی، برخلاف برخی که به زندگی عادی بازگشتند، پاکپور در سپاه باقی ماند؛ زیرا ایمان داشت که نبرد اصلی پایان نیافته و تنها شکل آن دگرگون شده است یعنی مأموریتها تغییر کرد اما میدان خالی نماند. در دهه هفتاد، مسئولیتهای سنگینی همچون معاون عملیات سپاه، فرماندۀ قرارگاه نصرت و در نهایت فرماندهی قرارگاه قدس را بر عهده گرفت که عمدهٔ تمرکز آن بر مناطق ناامن جنوب شرق کشور بود.
در این حوزههای مرزی که همیشه تحت تأثیر تهدیدات آن دوران پاکستان و افغانستان قرار داشت، پاکپور با تلفیقی هوشمندانه از کار اطلاعاتی دقیق، تاکتیکهای میدانی و همکاری مؤثر با نیروهای بومی و محلی، ثباتی کمنظیر را در آن منطقه حاکم کرد که نشان داد او برای مدیریت بحرانهای پیچیده و نامتقارن بسیار آماده است و کارکشته!
سپس نوبت به یکی از مهمترین مناصب ایشان رسید. فرماندهی نیروی زمینی سپاه. از همان ابتدا با یک نگاهی عمیقاً راهبردی، کار بازآرایی یگانها، توسعه یگانهای واکنش سریع، ارتقای توان زرهی، گسترش واحدهای پهپادی، افزایش توان تحرک رزمی و بهکارگیری فناوریهای نوین رزم را آغاز کرد. نیروی زمینی سپاه در این دوره، از یک نیروی صرفاً کلاسیک به نیرویی فناورانه و چابک تبدیل شد؛ نیرویی متناسب با جنگهای نوین و تهدیدات ترکیبی روز که توان ایران را در جنگ زمینی چند برابر کرد.
رزمایشهایی که در دوران فرماندهی او با نیروی زمینی برگزار شد، از مهمترین و گستردهترین مانورهای سپاه به شمار میروند. در همین دوره، سپاه به گسترش استفاده از پهپادها روی آورد و پاکپور یکی از حامیان جدی و پیشگام این رویکرد فناورانه بود. برگزاری رزمایشهایی چون «اقتدار»، «الی بیت المقدس»، «پیامبر اعظم» و «شهدای کرد مسلمان»، نماد آمادگی عملیاتی نیروی زمینی سپاه در دوران فرماندهی اوست. سردار پاکپور بارها تصریح کرده است که امنیت مردم، خط قرمز نیروهای مسلح است؛ خط قرمزی که در برابر آن، هیچگونه مماشاتی پذیرفته نیست.
نقش راهبردی او تنها به حوزهٔ میدانی محدود نماند؛ در ستاد کل سپاه نیز او با ساختارهای تصمیمگیری بلندمدت، برنامهریزیهای کلان نظامی و دفاعی و پروژههایی نظیر تقویت قدرت بازدارندگی درگیر بود. آنگاه که سخن از توسعهٔ موشکها، پهپادها، جنگ الکترونیک یا طراحی یگانهای ویژه به میان میآمد نام پاکپور همواره یکی از آن اسامی تأثیرگذار در پس پردهٔ مذاکرات و تصمیمات کلیدی بود و سرانجام، پس از واقعهٔ شهادت سردار حسین سلامی، نگاهها به طور طبیعی به سمت سردار پاکپور معطوف شد که مرد عمل پشت صحنهٔ امنیت ملی، نماد استواری و تعهد بیبدیل بود.
عشق وافر و دغدغۀ وی نسبت به عمق مسائل علمی و تدابیر راهبردی او را به سمت تحصیلات عالی سوق داد. پاکپور تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در رشته جغرافیا در دانشگاه تهران به اتمام رساند و پس از آن، مدارج عالی دکترای جغرافیا در حوزهٔ سیاسی را از دانشگاه تربیت مدرس با موفقیت کسب کرد؛ دانشی که جایگاهی حیاتی در عرصهٔ دفاع و حراست از مرزها دارد و ادراک ژرفی از تغییر و تحولات میدانی در پهنههای ژئوپلیتیک را میسر میسازد.
خدمات فناورانه و نظامی
سردار محمد پاکپور از فرماندهان باسابقۀ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شمار میرفت که بخش مهمی از عمر حرفهای خود را در عرصههای عملیاتی و مدیریتی سپری کرد. مسیر خدمت او از سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی آغاز شد و با حضور فعال در جبهههای نبرد در دوران جنگ ایران و عراق شکل گرفت. تجربۀ مستقیم میدان جنگ در همان سالها بنیان نگاه راهبردی او به مسائل نظامی را پدید آورد.
در دوران جنگ ایران و عراق، پاکپور در یگانهای عملیاتی سپاه حضور داشت و در عملیاتهای مختلفی در جبهههای جنوب و غرب مشارکت کرد. این حضور میدانی باعث شد او با چالشهای واقعی نبرد زمینی، فرماندهی نیروها در شرایط دشوار و اهمیت هماهنگی میان یگانهای مختلف آشنا شود. تجربههای بهدستآمده در دوران جنگ برای او به منزلۀ مدرسهای عملی بود که بسیاری از مهارتهای فرماندهی و مدیریت نظامی را در آن آموخت. همین تجربهها بعدها در مسئولیتهای مهمی که در ساختار سپاه بر عهده گرفت نقش تعیینکنندهای ایفا کرد.
پس از پایان جنگ، سپاه پاسداران وارد مرحلهای تازه از بازسازی و سازماندهی شد. در این دوره پاکپور در مسئولیتهای مختلف فرماندهی و ستادی حضور یافت و در بازسازی توان رزم و جنگ و ساختار نیروهای زمینی تاثیر بسیار زیادی گذاشت. در سالهای پس از جنگ، پاکپور نقش جدیای در توسعۀ فعالیتهای تقویت شیوۀ آموزش حرفهای نیروها و ارتقای آمادگی جنگهای چیریکی تن به تن یگانهای زمینی ایفا کرد. در این دوره وی تلاش کرد تجربیات رزم دوران جنگ به نسل جدید نیروهای نظامی منتقل شود.
در سال ۱۳۸۸ او به عنوان فرماندۀ نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد. این مسئولیت از مهمترین جایگاههای فرماندهی در ساختار سپاه محسوب میشود و نقش مهمی در مدیریت عملیاتهای زمینی و تأمین امنیت مرزهای کشور دارد. در دورۀ فرماندهی پاکپور، ساختار سازمانی نیروی زمینی سپاه دستخوش تحولاتی مهم شد. یکی از این تحولات حرکت به سمت ساختاری چابکتر و منطقهمحور بود که امکان واکنش سریعتر به تهدیدات را فراهم میکرد.
از دیگر اقدامات مهم در دوران فرماندهی او توسعه یگانهای واکنش سریع بود. این یگانها با تجهیزات پیشرفته و آموزشهای تخصصی طراحی شدند تا در صورت بروز تهدیدات امنیتی یا نظامی بتوانند در کوتاهترین زمان وارد عمل شوند. بر اساس این رویکرد جدید، کشور به مناطق عملیاتی مختلف تقسیم شد و یگانهایی با قابلیت واکنش سریع در هر منطقه سازماندهی شدند. این اقدام موجب افزایش سرعت تصمیمگیری و اجرای عملیات در شرایط بحرانی شد.
پاکپور توجه ویژهای به تقویت نیروهای ویژۀ نیروی زمینی داشت. این نیروها برای انجام مأموریتهای خاص مانند عملیات در مناطق کوهستانی، بیابانی و مناطق شهری آموزشهای تخصصی دریافت کردند. در سالهای فرماندهی او استفاده از فناوریهای نوین در عملیاتهای زمینی گسترش یافت. یکی از مهمترین این فناوریها تقویت سامانههای پهپادی بود که در مأموریتهای شناسایی و جمعآوری اطلاعات به کار گرفته شدند و توان مانور آنها را چندبرابر کردند.
پهپادهای شناسایی امکان مشاهده دقیقتر میدان عملیات را فراهم میکردند و اطلاعات ارزشمندی در اختیار فرماندهان قرار میدادند. این اطلاعات همچنین به تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر در عملیاتها کمک میکرد.
توسعۀ زیرساختهای امنیت مرزی یکی از اولویتهای مهم در دوره فرماندهی پاکپور بود. افزایش پایگاههای عملیاتی و تقویت حضور نیروها در مناطق مرزی از جمله اقداماتی بود که در این راستا انجام شد. در کنار توسعۀ سامانههای پهپادی، برنامههایی برای تقویت سامانههای نظارتی در مرزهای کشور نیز اجرا شد. این سامانهها شامل تجهیزات الکترونیکی، دوربینهای پیشرفته و حسگرهای زمینی بودند که برای پایش مناطق مرزی به کار گرفته شدند.
او همچنین بر اهمیت دکترین جنگ نامتقارن در نبردهای معاصر تأکید داشت. بر اساس این رویکرد، تمرکز بر تحرک بالا، استفاده از زمین و تاکتیکهای انعطافپذیر در عملیاتها افزایش یافت. در زمان فرماندهی او رزمایشهای متعددی توسط نیروی زمینی سپاه برگزار شد. این رزمایشها فرصتی برای آزمایش تجهیزات جدید، تمرین تاکتیکهای نوین و ارزیابی آمادگی نیروها فراهم میکرد.
رزمایشها همچنین به افزایش هماهنگی میان یگانهای مختلف کمک میکردند و امکان بررسی عملکرد تجهیزات و سامانههای تازه را در شرایط نزدیک به میدان نبرد فراهم میساختند. در دوران مدیریت او همکاری میان نیروی زمینی سپاه و صنایع دفاعی داخلی تقویت شد. نتیجه این همکاری توسعه تجهیزات مختلفی بود که برای افزایش توان عملیاتی نیروهای زمینی طراحی شدند.
در سالهای پایانی مسئولیت او توجه بیشتری به حوزههایی مانند جنگ الکترونیک، سامانههای ارتباطی پیشرفته و فناوریهای اطلاعاتی در میدان نبرد معطوف شد و توان آنها را بهشدت ارتقا داد. این اقدامات نشاندهندۀ حرکت نیروهای زمینی به سمت استفاده گستردهتر از فناوری در مدیریت عملیاتها بود. در مجموع کارنامه سرلشکر محمد پاکپور نشان میدهد که او از فرماندهانی بود که تلاش کرد تجربههای میدانی جنگ را با فناوریهای نوین و ساختارهای مدیریتی جدید تلفیق کند. این رویکرد در افزایش آمادگی رزمی نیروهای زمینی و تقویت توان دفاعی کشور نقش قابل توجهی ایفا کرد.
شهادت
هنوز که سوت فریب میزهای مذاکرۀ هستهای آمریکا در دیپلماسی میپیچید و ظاهر دروغ پیمانهای دیپلماتیک بر فضای صلح ساختگیشان با ایران سایه افکنده بود رژیم منحوس صهیونیستی و آمریکا، مذاکرات را فرصتی از پیش تعیین شده دیدند تا رهبر عزیزمان سیدعلی خامنهای و فرماندهان ارشد نظامی ایشان را ترور کنند.
آری این است رسم مردان بیمروتی که در گفتوگو جامۀ نیرنگ پوشش رسانهها را به اسم شرافت و صلح بر تن دارند اما در خفا و از پشت خنجر ناجوانمردی را بر پیکر یک ملت فرو میبرند. این است روش جنگیدن بزدلان سوسمارصفت و موشصفت!
در پی این تجاوز رژیم صهیونیستی و ایالات[1] متحده به حریم پاک میهن، سردار سرلشکر محمد پاکپور، فرماندۀ مقتدر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به لقاء حق شتافته و به شهادت نایل آمدند.
پس از واقعۀ ناجوان مردانۀ مشابه نبرد دوازده روزه با این نبرد و شهادت سردار حسین سلامی، شهید سیدعلی خامنهای، ولی فقیه آن دوران طی حکمی ضمن اعطای رتبۀ رفیع سرلشکری به سردار پاکپور، ایشان را به مقام فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب فرمودند.[2] انتصاب ایشان تداومبخش راه پر افتخار ایثار و فرماندهی در پاسداری از کیان جمهوری اسلامی ایران و تأمین امنیت، جان و مال، بزرگ و کوچک و زن و مرد این ملت است.
برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامۀ شهید سردار سلامی فرماندۀ کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
مواضع صریح سردار پاکپور در برابر تهدیدات آمریکا و غرب
مواضع راهبردی و بیپردۀ سردار پاکپور در برابر تهدیدات خارجی، همواره بازتاب گستردهای داشته است. جملۀ معروف آغاز جنگ با ایران، بازی با دم شیر است، جنگ آغازش با شماست و پایانش با شما نیست تنها یک هشدار لفظی نبوده و برآمده از اعتمادی عمیق به توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بود که یکی از ستونهای بزرگ آن را سردار پاکپور پیریزی کرده بود. تحلیلگران غربی، او را از معماران بازدارندگی دفاعی ایران میدانستند؛ فرماندهای که معتقد بود دوران تهدیدهای کلاسیک علیه ایران به پایان رسیده است.
سردار محمد پاکپور در نقطهای ایستاده بود که باید فرماندهی کل سپاه پاسداران را در دورهای حساس از تاریخ ایران بر عهده میگرفت؛ دورهای که با چالشهایی چون تهدیدات منطقهای، فشارهای بینالمللی، جنگهای ترکیبی و تحولات داخلی همراه بود. او نقشی راهبردی در مدیریت موجهای مختلف عملیاتهای وعده صادق ۳ داشت و اکنون نیز شاگردان ایشان در حال پشتسر گذاشتن عملیات کوبندۀ وعدۀ صادق 4 هستند.
چرا خون این شهدا مقدس است؟
در اوراق زرین و سیاه تاریخ، هر کجا که گامهای سنگین دولتهای استعمارگر، همچون ایالات متحده و اسرائیل و تابعینشان بر سرزمینها نهاده شده، جز قتل نوامیس و کودکان، طراحی نقشههایی برای تقسیم میراث و چپاول ذخایر پربهای ایران و سایر امم مظلوم مسلمان و غیرمسلمان نبوده است.
نخستین رگههای ارتباط میان ایالات متحده و ملت ما از حدود یکصد و هفتاد سال پیش آغاز شد. اولین اقدام این دولت در سال ۱۲۲۹ هجری شمسی، با امضای عهدنامهٔ مودت صورت پذیرفت؛ پیمان مودت مجوزی به آمریکاییها میداد تا حق مسافرت آزادانه در سراسر ایران، جواز جمعآوری بیقید و شرط اطلاعات و نیز اختیار تعلیم و تربیت نسلهای آیندۀ ایران را به گونهای که مرضی خاطر ایشان باشد به دست آورند.
برای مطالعۀ بیشتر: متن کامل عهدنامۀ مودت میان ایران و آمریکا
دو دهه پس از آن، در سال ۱۲۴۹ دولت وقت ایران محلی را برای استقرار نخستین مرکز میسیونری و تبلیغ مسیحیت در تبریز به آمریکا اعطا نمود؛ به دنبال این اقدام، چهل مبلغ مسیحی وارد ایران شدند و فعالیتهای تبلیغی خود را در این سرزمین اسلامی آغاز کردند. متعاقباً، در سال ۱۳۰۰، شرکتهای نفتی آمریکایی با اعمال نفوذ، قراردادی را بر ایران تحمیل کردند که به موجب آن، ایران مکلف میشد حق انحصاری بهرهبرداری از منابع نفتی پنج استان خود را به آمریکا واگذار نماید.
چه کردی رضاخان! سپس در دوران زمامداری رضاخان، سیل مستشاران نظامی و غیرنظامی آمریکایی به کشور سرازیر شد و آنان مناصب عالیرتبهٔ کشوری و لشکری را احراز کردند. به عنوان نمونههایی بارز، در سال ۱۳۰۱ شمسی، یک تبعهٔ آمریکایی به مقام ریاست شهرداری تهران منصوب شد. در سال ۱۳۲۱ نیز شصت مستشار آمریکایی به مدت پنج سال کنترل ریاست کل دارایی ایران را بر عهده گرفتند. علاوه بر این در سال ۱۲۲۶ هجری شمسی، ریاست خزانهداری نیز در اختیار یک مستشار آمریکایی قرار گرفت. نفوذ آنان تا آنجا گسترش یافت که مدیریت بخشهای حمل و نقل، گمرک، خواروبار و حتی فرماندهی ارتش ایران نیز تحت سیطرهٔ مشاوران آمریکایی درآمد.
پیش از انقلاب، تا سال 1354 بیش از 50 هزار مستشار نظامی آمریکایی در ایران بودند و سمتهای بالایی مانند ریاست، وزارت جنگ و فرماندهی ژاندارمری را برعهده داشتند و در مجموع 450 هزار مستشار آمریکایی به ایران تحمیل شد و اینها تنها نمونههایی از توطئههای آمریکا علیه ایران بوده است.
برای مطالعۀ بیشتر: 16 شاهد تاریخی از خیانتهای آمریکا
جای تأسف و انزجار است برای آن فاسدان خودفروخته و سستعنصران پهلوی و غیر پهلویای که همچنان در آستان این قدرتهای ظالم و خونخوار سر تعظیم فرود میآورند؛ آنان که دل در گروی عهد و پیمانهای شکسته گذاشتهاند و میراث خون سرداران و فرماندهانمان را خوار میشمارند. چگونه است که شهادت آن بزرگوارانی که خود را سپر کیان و ناموس این سرزمین قرار دادند، موجب شادی و سرور این خائنین میشود؟

در حالی که آموزش و پرورش اعلام کرده، ۱۷۰ دانشآموز و معلم ایرانی تنها در حملۀ این رژیم غاصب به دبستان دخترانۀ میناب هرمزگان شهید شدهاند و بسیاری از هموطنانمان خانههایشان را از دست دادهاند و خودشان نیز شهید شدهاند، رضا پهلوی کشته شدن ۳ سرباز آمریکایی را تسلیت میگوید و دم از ایران و حمایت از مردم ایران میزنند.
اینان نهتنها تاریخ را نخواندهاند که شرم انسانیت را نیز از یاد بردهاند و کورکورانه شیفتهٔ شیطان بزرگ شدهاند چرا که کودککشی امروز این ظالمان را نمیبینند! راستی بد نیست از خودتان بپرسید آمریکا چندبار نقض حقوق بشر کرده و چندبارش بر علیه ایران بوده که چنین سنگش را بر سینه میزنید و از اینکه رهبرتان را شهید کردهاند خوشحال هستید؟ اینها در حقیقت، دشمن خود و آیندگان خویشاند و جز رسوایی ابدی، میراثی برای فرزندان خود نخواهند گذاشت. ننگ بر کسانی باد که تیغ خیانت را بر گلوی منافع ملی خویش کشیدهاند و چشم بر ظالمان خونخواری چون آمریکا و اسرائیل بستهاند.
ماجرای تحریم | زندگینامه سردار محمد پاکپور
در ۱۲ آوریل ۲۰۲۱ اتحادیه اروپا، محمد پاکپور را به اتهام سرکوب اغتشاشات مردمی آبان ۹۸ و نقض حقوق بشر در ایران در لیست تحریم خود قرار داد و هرگونه سفر به اروپا و دریافت ویزا از کشورهای اروپایی را برای وی ممنوع کرد.[4]
آن دسته از افرادی که در آبان ماه سال 98 بیرون آمده بودند در ابتدا اعتراضات مسالمتآمیز را دنبال میکردند اما نفوذیها و تروریستهای دشمن بعد از چندی این انرژی اعتراضی را منحرف کردند. مسئلۀ انحراف انرژی اعتراضی ساده نیست و بسیار پیچیده است و از عوامل اصلی آن لیدرهای خرد تروریستی است که میان مردم نفذ میکنند پس ساده و بدون فکر از آن نگذرید و قضاوت نکنید. کمکم به اسم اعتراضات تحرکات خاصی کشتن زن و بچۀ مردم و تخریب اموال عمومی در سطح شهر تهران و دیگر شهرستانها مشاهده شد آیا اغتشاش گرهای از گرههای اقتصادی و فقر مردم باز میکند؟
برخی میگویند این خشم مردم است و به علت فقر زیاد رخ داده؛ ما منکر سختی شرایط زندگی مردم و گرانیها و تورم نیستیم اما باید به این نکته هم توجه داشت که کشت و کشتار آن هم با سلاحهای سرد و گرم به هیچ عنوان توسط افراد با سلامت روانی سالم تحت عنوان تجمع خشم رخ نمیدهد. طبق گزارش بسیاری از افراد محلههای تهران و دیگر شهرستانها افرادی که دست به چنین جنایاتی میزدند از مردمان همان محله نبودند و چهبسا به نظر روانشناسان انسان عادی و سالمی هم از نظر روانی نیستند که سر میبرند و به کوچک و بزرگ و زن و مرد رحم نمیکنند! این چه ارتباطی با خشم و گرههای اقتصادی دارد؟
تمام این مسائل توسط تحریفهای شبکههای معاندی مانند بیبیسی و اینترنشنال که در زمان حال نیز طرفدار پهلوی و اسرائیل هستند به نام اعتراض در میان برخی اذهان تمام شد و سربازان بسیج و نیروی انتظامی نیز به عنوان قاتل و سرکوبگر نامگذاری شدند! عجیب است که مقامات اسرائیلی و آمریکایی نیز در این وقایع حرفشان همین بود؛ کی شده که این ملتها دلشان برای ایران و ایرانی بسوزد که حال این بار دومش باشد؟ اینها دلشان برای مردم خودشان نیز نمیسوزد؛ اینها خودشان آدمکشهایی هستند که در سوریه و فلسطین صدها هزار انسان بیگناه را قتل عام کردهاند و بارها حقوق بشر را نقض کردند.
در جنگهای متعددی غیر از جنگ حاضر هم مدرسۀ دبستانه دخترانه و پسرانه میزنند، بیمارستان میزنند، خانۀ مردم را میزنند؛ کسانی که با اعتراف خودشان خالق داعش بودند دلشان برای امنیت و جان مردم میسوزد؛ بسی عجیب است. داعش دهها هزار کودک و مادر را جلوی چشم یکدیگر سر برید و با کمک همرزمان همین سردار پاکپور یعنی شهید سپهبد قاسم سلیمانی نابود شد.
آنقدر حقیر نشدهایم که ظالمانی مثل شما در ویکیپدیا دم از حقوق بشر بزنند. پلیس خودشان از وحشیترین پلیسهای دنیا است و حالا به فکر آزادی و رفاه زنان و مردان جامعۀ ما هستند. حتی در قضایای اغتشاشات مهسا امینی نیز با همین موضعگیریها داخل شدند و دست به تحریفات رسانهای بر علیه ایران در سراسر دنیا زدند.
پس مردم ممکن است اعتراض داشته باشند و آن را اعلام کنند، ولی براندازی نرم در دستور نظام سلطه است. نظام سلطه از فرصت آبان بهره گرفت و تجمعهای خیابانی را راه انداخت. کسانی که گوش به رسانههای خارجی بودند سعی کردند موجسواری کنند؛ همانطور که گفته شد در آبان ۹۸ اعتراض مردم آرام و مسالمتآمیز بود و کسی حساسیت به خرج نداد، ولی وقتی تعرض به اماکن خصوص و دولتی و مراکز انتظامی رخ میدهد، مردم از حاکمیت استقرار امنیت و نظم را مطالبه میکنند.
به آمارها دقت کنید؛ ۴۹۷ مرکز دولتی و بخش خصوصی مورد خسارت جدی قرار گرفت، ۴۲۲ خودرو از مردم آسیب جدی دیدند و سوختند،۲۳۰ خودروی دولتی و عمومی آسیب دیدند و به ۵۶۹ خودرو و موتور نیروهای امنیتی و انتظامی آسیب زدند. ۹۹۱ بانک را تخریب کردند یا آتش زدند و ۱۲۳ مرکز سوخت را به کلی نابود کردند. نیروی انتظامی از جانش مایه گذاشت چرا که ۲۰۰۰ نفر مجروح شدند.
در این تجمعات و آمار مجروحان نیروهای امنیتی و انتظامی بیشتر از ۵هزار نفر بود و این یعنی نیروی خود را صرف دفاع گذاشته بودند نه تهاجم اگر بخواهند تهاجمی انجام دهند که در همان ساعات ابتدایی روز تمام این خائنین جمع خواهند شد اما ترس از آسیب مردم بیگناه وجود دارد و سوء استفادههای رسانههای معاندی که پلیس خودشان قاتل است.
رسانههای بیگانه آمارهای دروغین اعلام کرده و تا دههزار نفر کشته اعلام کردند. ۷درصد در درگیریهای مستقیم مسلحانه با نیروهای انتظامی جان باختند و ۱۶درصد در حمله به مراکز نظامی و انتظامی در حالی که مجهز به انواع سلاحهای سرد و گرم بودند، جان خود را از دست دادند.
۳۱ درصد در حمله به مراکز عمومی مثل فروشگاهها، پمپ بنزینها، بانکها و مساجد جان باختهاند و ۲۰درصد از جانباختگان در قالب نیروهای تامینکنندۀ امنیت و نظم که شامل بسیج و نیروهای مردمی میشوند بودهاند و ۲۶درصد در اعتراضات حضور داشتند اما جزو آشوبگران نبودند و به دست خود تروریستان جان باختهاند مثلاً برخی از آنها شقیقهشان از فاصلۀ سه متری هدف قرار گرفته بود.
جالب است که ۲۲ درصد از جان باختگان حوادث آبان ۹۸ سابقۀ محکومیتهای کیفری داشتهاند. توجه کنید که صحت اطلاعات فوق از مرجع آمار اعلام شده پزشکی قانونی است که در گزارشهای آقای مجتبی ذوالنور در حاشیۀ جلسۀ اجتماعی انتظامی ستاد مقابله با کرونا در وزارت کشور است.[5] این نمایندۀ دوره یازدهم مجلس همچنین اظهارکرد: هیچ گزارشی نداریم که کسی در بازجویی و شکنجه جان باخته باشد. وی در تببین سیاستهایی که منجر به مهار ناآرامیهای آبان ۹۸ شد نیز گفت: با سخنرانی رهبری، قطع اینترنت و دستگیری لیدرها، زمینۀ جمع شدن افراد در کف خیابان فراهم شد و مردم معترض مسیر خود را از ضدانقلاب جدا کردند.
وی افزود: باید از مردم تشکر کرد و به اعتراض مردم احترام گذاشت. اعتراض باید در بستر قانونی خود انجام شود تا بهانه به دست ضدانقلاب داده نشود. غالب دستگیر شدگان برای آرام شدن اوضاع دستگیر شدند، ولی آنها پالایش شدند و کسانی که نقش جدی در آشوبها نداشتند آزاد شدند. پس از فرمایش رهبری برای تبیین ابعاد ناآرامیها، ستادکل نیروهای مسلح، پزشکی قانونی، قوۀ قضاییه و شورای تامین استانها به این موضوع ورود پیدا کردند. قرار شد به خانوادههای کشتهشدگان سرکشی و به آنها کمک شود. مقام معظم رهبری توصیه کردند که حساب خانوادۀ کسانی که سابقۀ درگیری مسلحانه داشته و کشته شدهاند از خود آنها جدا شود.
پانویسها
[1] Top Iran IRGC Commander Mohammad Pakpour Killed In Strikes: Israel”. NDTV News Desk. Retrieved 28 February 2026. https://www.ndtv.com/world-news/iran-news-iran-israel-news-top-iran-irgc-commander-mohammad-pakpour-killed-in-strikes-israel-11149625
[2] با حکم رهبر انقلاب صورت گرفت: سردار محمد پاکپور فرمانده کل سپاه پاسداران شد. شرق. ۲۳ خرداد ۱۴۰۴.
[3]ئاقدام بهموقع نیروهای ویژه سپاه در مجلس/ تروریستها چگونه در عملیات ضربتی سپاه کشته شدند + تصاویر. خبرگزاری تسنیم. Retrieved 8 June 2017.
[4] ELINT News [@ELINTNews]. “#BREAKING: @AmitSegal reports the assessments in Israel is that there is a “a good chance” that Ali Shamkhani, advisor to Khamenei and the official responsible for the nuclear program, has been killed in strikes” (Tweet). Retrieved 28 February 2026 – via Twitter.
[5] خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، حاشیه جلسه اجتماعی انتظامی ستاد مقابله با کرونا در وزارت کشور، لینک: isna.ir/xdFXYj
پست های مرتبط
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
با سلام. حاج محمد پاکپور را قریب به ۴۰ سال می شناختم اخلاص و تواضع در وجودش از خصایص بارز ایشان بود ایشان با توجه به مسئولیتهای بالا در سپاه به اندازه یک دانه گندم هیچ گونه تغییری در رفتارش با همرزمان و دوستان و مردم نگذشته بود من هر بار ایشان را ملاقات میکردم عشق و علاقه ام به ایشان بیشتر میشد قلبا دوستش داشتم خبر شهادتش مرا سوزاند ولی شهادت لیاقت و آرزوی دیرنش بود خوشا به حالش به شهدا پیوست آزرو دارم مرا شفاعت کند . مرد خدا و یکی از سربازان واقعی ولایت بود . امام شهیدمان فرمودند سردار پاکپور موهبت الهی است . روح مطهر حاج محمد با شهدای کربلا محشور باشد.