جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > سرویس‌های سایت > تحولات منطقه > تنگسیری ۱۷ ساله که چشم جبهه شد! | این خاطره را به زبان سردار شهید علیرضا تنگسیری می‌خوانیم

تنگسیری ۱۷ ساله که چشم جبهه شد! | این خاطره را به زبان سردار شهید علیرضا تنگسیری می‌خوانیم

۱۴۰۵-۰۲-۱۰
تحولات منطقه، خاطره، دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، مطالب سایت، یادداشت
تنگسیری 17 ساله که چشم جبهه شد
ما را به منابع منتخبت در گوگل اضافه کن

پدیدآورنده: احمدرضا مرادی

مقدمه | تنگسیری 17 ساله که چشم جبهه شد!

حاکمیت بر آبراه اروند، از اهداف راهبردی حزب بعث در تجاوز به خاک ایران به شمار می‌رفت؛ با این حال، ویژگی‌های طبیعی رودخانه نظیر جریان‌های خروشان، گستردگی عرض و جزر و مدهای پیچیده، آن را در چشم متجاوزان به سدی نفوذناپذیر تبدیل کرده بود. در برخی مستندات برآمده از بازجویی‌های سال ۱۳۵۹ توسط حسن باقری آمده که اسرای عراقی، دلیل عدم تلاش برای عبور از اروند و اشغال جزیرۀ آبادان را ذات وحشی و غیرقابل‌عبور این رودخانه می‌دانستند و از این محور احساس امنیت کامل می‌کردند.

درست در نقطه‌ای که دشمن اروند را مانعی غیرقابل‌نفوذ می‌پنداشت، تسلط جوانی بومی بر جغرافیای منطقه، این تصور را در هم شکست. او که اروند را همچون خانه خویش می‌شناخت، با بهره‌گیری از دانش تجربی و جسارتی که در رکاب پدر آموخته بود توانست فرضیات کلاسیک نظامی دشمن را به چالش بکشد و نقش کلیدی در بی‌اثر کردن محاسبات آنان ایفا نماید.

با آغاز تهاجم ارتش بعث در 31 شهریور 1359، شهرهای مرزی خوزستان در کانون اهداف راهبردی متجاوزان قرار گرفتند. پس از سقوط خرمشهر در چهارم آبان، نیروهای دشمن در هشتم آبان با عبور از رودخانه بهمنشیر تلاش کردند تا از محور کوی ذوالفقاری به آبادان رخنه کنند که با مقاومت سرسختانۀ نیروهای مردمی و جوانان بومی در هم شکست. مدافعان شهر با سازماندهی نبرد در نخلستان‌ها، افزون بر اسارت 120 نیروی متخاصم، یگان‌های تحت امر سرلشکر صبیح عمران طرفه را وادار به عقب‌نشینی کردند. در صفوف این مدافعان، حضور سه برادر تنگسیری یعنی کاظم 23 ساله، محمدرضا 20 ساله و علیرضا 17 ساله که از ساکنان منطقۀ خزعل‌آباد بودند، برجستگی ویژه‌ای داشت.

ناکامی در اشغال سریع آبادان، دشمن را به اتخاذ راهبرد محاصره و آتش‌باری کور سوق داد. با استقرار توپخانه سنگین در کرانۀ جنوبی اروندرود، زیرساخت‌های حیاتی شهر نظیر پالایشگاه و مخازن نفتی بوارده آماج حملات مداوم قرار گرفت. انسداد مسیرهای مواصلاتی زمینی، شریان ارتباطی شهر را به مسیر طولانی و پرخطر دریایی از اسکلۀ قفاص تا ماهشهر محدود ساخت؛ مسیری که تردد در آن نیازمند 24 ساعت دریانوردی بود.

در همین راستا خاموش کردن آتش‌بار سنگین متجاوزان به ضرورت حیاتی برای بقای آبادان تبدبل شده بود و تحقق این امر نیازمند شناسایی دقیق مختصات استقرار توپخانه بود. در جلسه‌ای با حضور فرماندهان ارشد از جمله حسن باقری و احمد امیری مسئول اطلاعات عملیات سپاه آبادان، گزارش موفقیت‌آمیز تعیین موقعیت ادوات دشمن ارائه شد. عامل این اقدام راهبردی، علیرضا تنگسیری نوجوان بود. وی با اتکا به شناخت عمیق از رفتار اروندرود، در تاریکی شب و فاقد تجهیزات غواصی، با شنا از جریان خروشان این آبراه عبور کرده بود. او پس از نفوذ از میان استحکامات بتنی و مواضع دفاعی کرانه جنوبی، مختصات دقیق توپخانۀ دشمن را در نخلستان‌ها ثبت و با موفقیت به خطوط خودی بازگشت.

اهمیت این عملیات نفوذ زمانی آشکار می‌شود که چالش‌های شنا در اروند نظیر جزر و مدهای شدید و عرض گسترده مد نظر قرار گیرد. جسارت تنگسیری جوان و تسلط وی بر زیست‌بوم منطقه، تحسین و شگفتی حسن باقری را برانگیخت. با انتقال مختصات به یگان توپخانۀ خودی، مواضع دشمن با دقت هدف قرار گرفت و آرامش نسبی به آبادان بازگشت. این رویداد، به عنوان نخستین نفوذ موفقیت‌آمیز از اروندرود و شناسایی مؤثر مواضع متخاصم، نقطۀ آغازین درخشش علیرضا تنگسیری در عرصۀ اطلاعات و عملیات رزمی به شمار می‌رود.

برای مطالعۀ بیشتر: زندگینامه سردار علیرضا تنگسیری معمار امنیت دریایی | کاملترین بیوگرافی فرمانده‌ای که از مرگ نمی‌ترسید | جنگ رمضان ۱۴۰۴

از زبان سردار تنگسیری بخوانید | تنگسیری 17 ساله که چشم جبهه شد

عملیات عبور از اروندرود در دو مرحله مجزا به اجرا درآمد. مرحله نخست به شناسایی مواضع توپخانه دشمن اختصاص داشت و مرحله دوم شامل مأموریتی برون‌مرزی با همراهی دو نیروی داوطلب اعزامی از تهران بود. از میان این داوطلبان، جوانی شجاع به نام مرتضی با شباهت چهره‌ای فراوان به شهید سید مرتضی آوینی حضور داشت. نکته تأمل‌برانگیز، عدم مهارت این همراهان در شنا بود که پس از بازگشت از مأموریت آشکار شد و بی‌تردید، آگاهی زودهنگام از آن می‌توانست بر پیچیدگی‌های کار بیفزاید.

در آغاز تهاجم نظامی به کشور، من 17 سال و 1ماه داشتم. فاصلۀ محل سکونت ما در روستای خزعل‌آباد خوزستان تا کرانه رودخانه کمتر از 100 متر بود. پیشۀ پدرم به عنوان ناخدا و صیاد، موجب آشنایی دیرینۀ من با بلم‌رانی و جریان‌های آبی شده بود. در آن زمان برای عملیات به ما گفتند شما بچه‌ها  که تسلط میدانی و شهرت محلی به بت آبی دارید مأموریت شناسایی رو به عهده بگیرید همین هم سبب شد تا در همان روزهای نخست نبرد، برای هدایت نیروهای رزمی دعوت به همکاری بشیم.

نقطه تعیین‌شده برای اجرای مأموریت، دقیقاً در امتداد جغرافیایی منزل ما و در عرض 550 متری اروندرود قرار داشت. برای انتقال نیروها، شناوری محلی موسوم به چنکو — بلمی با کف فلزی و بدنه چوبی — فراهم گردید. پیش از آغاز عملیات، دوره‌ای آموزشی برای کاربری سلاح برگزار شد. در آن برهه، تسلیحات انفرادی غالباً شامل تفنگ‌های M1 و G3 بود و دسترسی به کلاشینکف به ندرت اتفاق می‌افتاد. پس از 5 روز تمرین مستمر، آمادگی لازم جهت عبور شبانه از این آبراه خروشان مهیا گردید.

از منظر جغرافیایی، مطلوب‌ترین نقطه برای عبور ایمن، حد فاصل خسروآباد و خزعل‌آباد قرار داشت؛ منطقه‌ای که نهر حاج‌علی و روستای فداقیه را در بر می‌گرفت. تیم ما متشکل از 5 نفر بود؛ دو برادر داوطلب، دو نیروی همراه و خودم. برای طی مسیر تا کرانۀ مقابل، از دو بلم استفاده کردیم.

حرکت را شبانه از نهر حاج‌علی آغاز کردیم. در آن برهه که روزهای آغازین نبرد به شمار می‌رفت، کرانه مقابل فاقد استحکامات دفاعی دشمن بود. نیروهای بعثی به دلیل سرعت بالای جریان آب و ماهیت خروشان اروندرود، عبور از این محور را ناممکن می‌پنداشتند. به همین دلیل، تمرکز خود را بر تکمیل حلقه محاصره در مناطقی چون ذوالفقاری و روستای سادات معطوف کرده و از این بخش رودخانه غافل بودند.

پیشینه آشنایی من با اروند، شامل تجربۀ عبور با شنا نیز می‌شد. برای اجرای موفق مأموریت، زمان ایستایی آب در حد فاصل جزر و مد را برگزیدیم؛ دقیقاً در دقایق آغازین مد. این انتخاب راهبردی موجب می‌شد تا با بالا آمدن تدریجی سطح آب، امکان نفوذ بی‌سروصدا با بلم به داخل نهرها در کرانه مقابل فراهم گردد. چرخۀ جزر در این منطقه، خصوصاً در مجاورت خزعل‌آباد، 6 ساعت به طول می‌انجامید و هر 6 ساعت تکرار می‌شد. تسلط ما بر پدیده‌های جزر و مد، فنون قایق‌رانی و صیادی، بعدها در پیشبرد اهداف عملیات خیبر نیز نقش بسزایی ایفا کرد.

عملیات عبور شبانه از پهنه اروندرود با دقت و احتیاط فراوان انجام پذیرفت. در آغاز مسیر، از میان نیزارهای کوتاهی به نام جولان با ارتفاعی در حدود 50 سانتی‌متر گذشتیم و سپس به پوشش گیاهی متراکم‌تری به نام اسبول رسیدیم که بلندی آن به 3 متر می‌رسید. با استفاده از این پوشش طبیعی، وارد مسیر نهر حاج‌علی شدیم. پیش‌تر تا مجاورت بافت روستایی پیش‌روی کرده بودم، اما هرگز قدم به داخل روستا نگذاشته بودم. حد فاصل رودخانه تا بافت مسکونی، مسافتی بالغ بر 2 کیلومتر بود.

زمان این مأموریت، مقارن با ناکامی نیروهای بعثی در تهاجم 9 آبان به منطقۀ کوی ذوالفقاری بود. پهنای نهر حاج‌علی در حالت مد کامل به 15 متر می‌رسید و در وضعیت عادی عرضی معادل 12 الی 13 متر داشت. در طول مسیر نهر، موانع خاکی دست‌سازی تحت عنوان سده به چشم می‌خورد که برای کنترل جریان آب در اطراف نخلستان‌ها احداث شده بود. از طریق شکافی در زیر بخشی از همین سده‌ها، دو بلم کوچک خود را عبور دادیم. شناورها را با مهارت در میان انبوه نیزارها استتار کردیم و طناب آن‌ها را محکم بستیم؛ به گونه‌ای که حتی در روشنایی روز و در صورت گشت‌زنی نیروهای دشمن، کاملاً از دید پنهان می‌ماندند.

در طول این جابه‌جایی، به دلیل پیاده شدن مکرر برای هدایت بلم‌ها و مهار طناب‌ها، تا ناحیه سینه در آب فرو رفته بودم و سرمای هوا بسیار آزاردهنده بود. همراهان اعزامی از تهران، با وجود ناآشنایی با شرایط سخت منطقه، شجاعتی مثال‌زدنی از خود نشان دادند و همواره مشتاق دیدار مجدد این همرزمان دلاور هستم.

پس از ایمن‌سازی شناورها، با گروهم به سوی روستای فداقیه حرکت کردیم. مسیر 2 کیلومتری را با گام‌هایی آهسته و محتاطانه پیمودیم تا سرانجام حوالی ساعت 3 بامداد به بافت روستا رسیدیم. این آبادی در حالت عادی جمعیتی در حدود 150 خانوار را در خود جای می‌داد، اما در آن لحظات، سکوتی مطلق بر فضا حکم‌فرما بود و منطقه کاملاً تخلیه شده بود. از طریق معبر اصلی که عرضی معادل 12 متر داشت، وارد منطقه مسکونی شدیم. زمین و بافت خانه‌ها کاهگلی بود و خوشبختانه در آن ایام بارندگی رخ نداده بود. درهای حیاط و منازل همگی باز رها شده بودند.

تمام روستا را گشتیم. خانه‌ها تقریباً سالم بود. جنگ تازه شروع شده بود و مردم به‌تازگی منطقه را ترک کرده بودند. بیشتر خانه‌ها گلی بود و درهای چوبی داشت. خانه‌ای با در چوبی آبی‌رنگ را پس از بررسی برگزیدیم  که به نظر می‌رسید متعلق به یک خانواده مرفه باشد،  ورودی بنا دارای فضای سرپوشیده‌ای به نام تارمه بود که به حیاطی وسیع و محصور در میان اتاق‌های متعدد منتهی می‌شد. وارد اتاقی شدیم که تخت‌خواب و پشه‌بند در آن قرار داشت.

تمامی اسباب و اثاثیه اهالی دست‌نخورده باقی مانده بود؛ چرا که نیروهای متجاوز به آن‌ها وعده داده بودند که این درگیری نهایتاً بین 3 تا 7 روز پایان می‌یابد و پس از اقامتی کوتاه در بصره، می‌توانند به خانه‌هایشان بازگردند. به دلیل خستگی مفرط ناشی از این عملیات طاقت‌فرسا، تشک‌هایی را روی زمین پهن کردیم و به سرعت به خواب رفتیم.

پیش از آغاز مسیر بازگشت، وقایع روز در روستای متروکه فداقیه تجربیات ارزشمندی به همراه داشت. صبحگاه در اتاقی گلی مشغول اقامه نماز بودم که ورود ناگهانی مردی با لباس عربی دشداشه، برای لحظه‌ای التهاب آفرید؛ اما دقت در چهرۀ آرام او نشان داد که مرتضی، همرزم اعزامی از تهران است. با بررسی خانه‌ها و مشاهده صندوق‌های بازمانده و وسایل پراکنده، دریافتیم گشت‌های عراقی پیش‌تر در منطقه حضور داشته‌اند؛ لذا برای استتار بهتر، ما نیز لباس‌های بومی بر تن کردیم.

ما یک بیسیم پی‌آر‌سی ۷۷ با آنتن شلاقی همراه داشتیم. یک بیسیم دیگر هم با آنتن میله‌ای در آن طرف اروند گذاشته بودیم. فاصلۀ ما تا مقرمان حدود دو و نیم کیلومتر بود. مقر در خزل‌آباد قرار داشت؛ جایی که به آن ایستگاه ایران یا ایسایران می‌گفتند و قبل از جنگ کشتی‌ها را برای تعمیر به آنجا می‌آوردند. ارتباط بیسیمی خیلی کوتاه بود. فقط می‌گفتیم بله، آن‌ها هم می‌گفتند بله و سریع بیسیم را خاموش می‌کردیم تا دشمن نتواند فرکانس را بگیرد.

راستش ما آن زمان هنوز تجربه اطلاعاتی نداشتیم. دو نفری که از تهران آمده بودند، خیلی از این مسائل را می‌دانستند و ما از آن‌ها یاد می‌گرفتیم. همان آموزش‌ها بعدها پایه کار ما شد و من مسئول گروهی شدم که در عملیات‌های بعدی در فداقیه و الدوره هم مأموریت‌های شناسایی انجام داد.

حدود ساعت ده صبح از روستا بیرون زدیم. نخلستان که تمام می‌شد، به پلی رسیدیم که شکسته بود. دو تخته چوب کنار هم گذاشته بودند و آب از زیرش رد می‌شد. از همان عبور کردیم و به جاده‌ای آسفالته رسیدیم. جاده قدیمی و شکسته بود؛ به آن جادۀ مدنی می‌گفتند. در واقع جاده‌ای بود متعلق به شرکت نفت که از جادۀ اصلی منشعب می‌شد و روستاها را به هم وصل می‌کرد. کمی جلوتر جادۀ معروف البهار قرار داشت؛ همان جاده‌ای که از زبیر به فاو می‌رفت. ما تا آن‌جا جلو رفتیم اما وارد جادۀ اصلی نشدیم.

از دور رفت‌وآمد خودروها را می‌دیدیم. انواع ماشین‌ها رد می‌شدند؛ حتی یک ماشین سفید هم دیدم که از آنجا عبور کرد. اما مهم‌تر از همه، توپخانۀ عراقی‌ها بود که پشت جاده مستقر شده بود. هر بار که شلیک می‌کردند، دود زردرنگی از دهانه توپ‌ها بیرون می‌آمد و ما از دور آن را می‌دیدیم. آن‌ها به سمت خسروآباد شلیک می‌کردند. بعدها فهمیدیم توپ‌های ۱۳۰ میلی‌متری بودند و آتشبارهایشان پنج‌تایی شلیک می‌کردند؛ چیزی که بعدها به خمسه خمسه معروف شد. یعنی پنج توپ با هم شلیک می‌کردند و پنج گلوله تقریباً همزمان به زمین می‌خورد.

بعثی‌ها توپخانه دوربرد خود را در پناه خاکریزهای هلالی‌شکل و زیر تورهای استتار، در دل نخلستان مستقر کرده بودند؛ دقیقاً همان توپ‌هایی که بی‌وقفه شهر آبادان را می‌کوبیدند. در مجاورت قبضه‌های توپ، قرارگاه تاکتیکی و مرکز عملیات پنهان دشمن قرار داشت. تردد افسران عراقی، انبار مهمات استتارشده و استقرار خودروها، نشانۀ اهمیت حیاتی این مقر برای هدایت آتش بود. مختصات جغرافیایی، تعداد قبضه‌ها و آرایش نظامی آن‌ها را با دقت فراوان ثبت کردیم. دوستان اعزامی از تهران نیز با دقتی مثال‌زدنی، جزئیات محیط را برای تکمیل گزارش یادداشت می‌کردند.

پس از اطمینان از جمع‌آوری اطلاعات کامل، پیش از آنکه تحرکات روزانه دشمن آغاز شود، مسیر بازگشت را پیش گرفتیم. مسافت 2 کیلومتری تا نهر حاج‌علی را در پناه عوارض طبیعی زمین و پوشش گیاهی منطقه طی کردیم. بلم‌ها درون پوشش متراکم نیزارها دقیقاً همان‌طور که رها کرده بودیم، محفوظ مانده بودند. با استفاده از شرایط مناسب رودخانه و جزر آب، شناورها را از زیر سده‌ها بیرون کشیدیم. عبور مجدد از عرض 550 متری اروندرود نیازمند توان بدنی بالا و پاروزنی کاملاً بی‌صدا بود تا توجه نگهبانان ساحلی دشمن جلب نشود.

سرانجام با شکافتن سینۀ اروند، به ساحل خودی در اروندکنار رسیدیم. بدون اتلاف وقت، با لباس‌های خیس و گل‌آلود خود را به مقر فرماندهی رساندیم. گزارش عملیات را به همراه مختصات دقیق، روی نقشۀ نظامی پیاده کردیم. شهید حسن باقری، مسئول وقت اطلاعات و عملیات، با بررسی شواهد و مشاهدۀ دقت اطلاعات به دست آمده از عمق خاک دشمن، این نفوذ شبانه را بسیار شجاعانه و بی‌نظیر توصیف کرد.

ساعاتی بعد، بر مبنای همین گراها و مختصات ثبت‌شده، آتشبارهای خودی مواضع توپخانه دشمن را به شدت کوبیدند. انهدام این مقر پنهان، ماشین جنگی بعثی‌ها را در آن محور فلج کرد و حجم آتش روی خانه‌های مردم آبادان به میزان چشمگیری کاهش یافت؛ نتیجه‌ای که خستگی آن شب پرالتهاب را به طور کامل از تنمان بیرون برد.

قبلی زندگینامه سردار علیرضا تنگسیری معمار امنیت دریایی | کاملترین بیوگرافی فرمانده‌ای که از مرگ نمی‌ترسید | جنگ رمضان 1404
بعدی استراتژی هرج‌ومرج اپیستمیک | جنگ شناختی ناتو برای ترور حقیقت

پست های مرتبط

مستند نازا 2026

۱۴۰۵-۰۶-۲۸

مستند نازا ۲۰۲۶ NAZA | رکورد دار تشویق ایستاده تاریخ ونیز

alireza.mor110
ادامه مطلب
لاله مرزبان و جشنواره ونیز

۱۴۰۵-۰۶-۲۴

لاله مرزبان و جشنواره ونیز | نانش را خوردی، نمکش را نشناختی

alireza.mor110
ادامه مطلب
اسلام هراسی در سینمای هالیوود

۱۴۰۵-۰۶-۱۹

اسلام هراسی در سینمای هالیوود | معرفی ۲۹ فیلم اسلام ستیزانه

احمدرضا
ادامه مطلب
جنگ به سبک آمریکایی‌‌‌ها

۱۴۰۵-۰۶-۱۹

جنگ به سبک آمریکایی‌‌‌ها | جهان آمریکایی، جهان جنگ

احمدرضا
ادامه مطلب
نقد فیلم دیوانه از قفس پرید 1975 One Flew Over the Cuckoo's Nest

۱۴۰۵-۰۶-۱۶

نقد فیلم دیوانه از قفس پرید ۱۹۷۵ One Flew Over the Cuckoo’s Nest

احمدرضا
ادامه مطلب

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سعید اهواز گفت:
    ۱۴۰۵-۰۳-۲۷ در ۰۵:۲۴

    عالی بود عالی یادش بخیر سردار شهید علیرضا تنگسیری بسیار مرد عزیز وودوست داشتنی بود مرد نیک و بامرام

    پاسخ
  • سعید اهواز گفت:
    ۱۴۰۵-۰۳-۲۷ در ۰۵:۲۶

    یادش بخیر سردار شهید تنگسیری مرد بزرگ و بامرامی بودند

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • مستند نازا ۲۰۲۶ NAZA | رکورد دار تشویق ایستاده تاریخ ونیز
  • لاله مرزبان و جشنواره ونیز | نانش را خوردی، نمکش را نشناختی
  • اسلام هراسی در سینمای هالیوود | معرفی ۲۹ فیلم اسلام ستیزانه
  • جنگ به سبک آمریکایی‌‌‌ها | جهان آمریکایی، جهان جنگ
  • نقد فیلم دیوانه از قفس پرید ۱۹۷۵ One Flew Over the Cuckoo’s Nest
آخرین دیدگاه‌ها
  • محقق در بلایند دیت چیست | قرارهای کور و بیراهۀ روابط مدرن | قسمت اول
  • دختر ایران در زندگینامه سردار علیرضا تنگسیری معمار امنیت دریایی | کاملترین بیوگرافی فرمانده‌ای که از مرگ نمی‌ترسید | جنگ رمضان ۱۴۰۴
  • viewmaxai در جشنواره کن چیست؟ | ۱ مطلب همه چیز تمام دربارۀ جشنواره کن و تاریخچه آن
  • veida در جشنواره کن چیست؟ | ۱ مطلب همه چیز تمام دربارۀ جشنواره کن و تاریخچه آن
  • امین در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
محصولات
  • دوره تخصصی دشمن‌شناسی نبرد مقدس دوره تخصصی اردوی دشمن‌شناسی نبرد مقدس سال 1404
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    تومان 400.000
  • دیده بان اندیشه محمدحسین فرج نژاد مجله دیده بان اندیشه محمدحسین فرج نژاد طلبه طراز
    تومان 145.000
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • کتاب دست پنهان کتاب دست پنهان نقد قمه‌زنی
    تومان 300.000
  • کتاب سینما دین و سیاست کتاب سینما دین و سیاست
    رایگان!
  • دوره جامع مستندسازی دوره جامع مستندسازی
    تومان 1.400.000
  • کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن
    تومان 4.000.000 قیمت اصلی: تومان 4.000.000 بود.تومان 999.000قیمت فعلی: تومان 999.000.
  • دوره آموزش تصویربرداری دوره آموزش تصویربرداری (عکاسی و فیلمبرداری)
    تومان 1.100.000
  • دوره مستندسازی با موبایل دوره مستندسازی با موبایل
    تومان 600.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

;