کابالیسم در بستر تاریخ و اندیشه | چرا باید کابالیسم را شناخت؟
کابالیسم در بستر تاریخ و اندیشه یکی از مهمترین موضوعات در عرصه دشمنشناسی است. اگر کسی با اندیشهها و سبک زندگی مرحوم استاد محمد حسین فرجنژاد آشنا باشد، به خوبی در مییابد که یکی از از دغدغههای اصلی آن استاد فاضل، رصد فعالیتهای فرقه کابالیسم و شناساندن آن به مخاطبان بود. اما به راستی، چرا «کابالیسم» به یکی از دغدغههای اصلی استاد تبدیل شد؟
پس از دوران رنسانس، نظامهای اجتماعی کلان با محوریت غرب متجدد تشکیل شدند. این نظامها که شریانهای اصلی تولیدعلم، پول و قدرت را در جهان به دست گرفتند، به طور عمده بر پایه مفاهیم بنیادینی سازمان یافتند که توسط فیلسوفان عصر روشنگری تئوریزه شده بودند. مفاهیمی همچون اومانیسم، سکولاریسم، لیبرالیسم و… از جمله زیرساختهای نظم نوینی بودند که جهانِ پس از قرن پانزده با آنها مواجه شد.
نکته قابل توجه در رابطه با تولید اندیشههای اومانیستی در غرب، نقش فرقهای تحت عنوان «کابالیسم» در آن بود. این نقشآفرینی در قالب تولید بنمایههای اصلی فکری در مجامع اومانیستی و طرحریزی غیرمستقیم در جهت گسترش اندیشههای مذکور صورت گرفت.[1]
در ادامه، با ایجاد و گسترش سینما و نمایش روزافزون شگفتیهای آن، ردپای مفاهیم ایدئولوژیک کابالیسم در متن و فرامتن آثار به چشم میخورد. کمتر اثری در هالیوود و به خصوص در موضوع آخرالزمان تولید میشود که در آن آموزههای فرقه کابالا قابل مشاهده نباشد.
بنابراین لزوم شناخت عمیق کابالیسم از دو جهت قابل بررسی است: 1. فهم لایههای پنهان در اندیشه و نظام غالب بر جهان 2- استفاده هوشمندانه و بابصیرت از آثار سینمایی و پرهیز از افتادن در دامهای کابالیستی.
البته گفتنی است که این مطالعه در سه مرحله صورت میگیرد که در ادامه به آنها میپردازیم: 1- مفهومشناسی کابالیسم 2- بررسی سیر تکوین و تطور فرقه کابالا و رصد گسترش و نفوذ آن در ادیان و سرزمینهای دیگر 3- شناخت ایدئولوژی و گزارههای بنیادین مکتب کابالیسم.
نویسنده: علیرضا دولیخانی
فهرست مطالب
Toggleمفهومشناسی کابالیسم(قبالا)
پیش از تشکیل منسجم مکاتب عرفانی یهود، کابالیسم(قبالا) به سنتهای شفاهی گفته میشد که در میان یهودیان نسل به نسل میچرخید و از اواسط قرون میلادی به بعد، کم کم در کتب مرکابایی و قبالی نگاشته شد.[2]
خاخام اپستاین در تعریف «عرفان یهودی قبالا» مینویسد: «قبالا که به معنای سنت است، اصطلاحی کلی برای آموزهای دینی است که ابتدا به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است».[3]
برخی دیگر از علمای یهود معتقدند که قباله عبارت است از: تلاش برای تفسیر عرفانی متون مذهبی یهود و به خصوص تورات. البته این «تفسیر عرفانی» در کلام یهودیان، معنایی خاص دارد. به عبارت دیگر، آنها معتقدند هر کلمه، حرف، نقطه یا حرکتی که در کتاب تورات آمده، اسراری از عالم هستی در درون خود نهفته دارد که با حساب ریاضیات، علم حروف ابجد، علوم غریبه و جادو به دست آورده میشود.[4]
در ادامه با تدوین کتاب زوهر یا ظهر، سردرگمی مفهوم کابالا از جهت یافتن مصداق، پایان یافت و خصوصاً به کتاب مذکور اطلاق گردید.
سیر تکوین و تطور فرقه کابالا
پایهگذاری مرکز ایدئولوژیک
شاید بتوان گفت فیلون اسکندرانی(قرن اول میلادی) نخستین یهودی باشد که اندیشههای عرفانیِ نزدیک به آموزههای کابالیستی داشته است. او کوشید با تلفیق نظام اخلاقی یهود و عقلگرایی یونان، دستگاه منسجم فلسفی_عرفانی را به وجود آورد. فیلون ماهیت ماده را شر میدانست و معتقد بود که انسان به لحاظ طبیعت مادی تمایل به شر دارد.[5]

در ادامه، اسحاق کور(نابینا) که در ناربون فرانسه میزیست، با ارائه بنمایههای تفکر کابالیستی، از زمینهسازان جریان کابالا شناخته شد. سپس «نهماندیس» گامهای نهایی را در جهت ایجاد مرکز تفکر کابالا برداشت. او به عنوان مشاور در دربار جیمز، پادشاه آرگون اسپانیا حضور داشت و بزرگترین مقام دینی یهودیان عصر خود در اسپانیا به شمار میرفت.

نهماندیس با الهام از نظریات اسحاق کور، در گرونای اندلس مرکز عرفانی را ایجاد کرد که با پشتیبانی ایدئولوژیک از مکتب کابالیسم، نقش تعیینکنندهای را در پیدایش و اشاعه کابالا بر عهده گرفت.[6]
کتاب زوهر؛ پیدایش کابالیسم
در قرن سیزدهم با تدوین کتاب زوهر یا ظهر، واژه کابالا و قباله به این کتاب اطلاق شد و پیروان مکتب و اندیشه آن، «کابالیست» نام گرفتند. «ظهر» نوشتههایی است در تفسیر و تأویل تورات و سایر کتب عهد عتیق به زبان آرامی.
این کتاب توسط «موسی بن شِم تاو لئونی» در سال 1280-1286 و در 24 فصل نگارش یافت. نویسنده برای اعتباریابی اثر خویش، آن را به «شمعون بن یوحای» مرتبط ساخته و مدعی است که مطالب کتاب، حاصل رازهای الهام شده بر نفس شمعون است.[7]

مفاهیم رازآمیز این کتاب، سرشار از پیشگویی درباره سرنوشت و «رسالت الهی» و آینده ملوکانه قوم یهود است[8]. مرحوم استاد محمدحسین فرجنژاد در توضیح محتوای کتاب زوهر چنین مینویسد: «بحثهای مسیحاشناسی و موعودگروانه و مباحث شیطانشناسی و خداشناسی متأثر از نژادپرستی یهود، در این کتاب موج میزند که در شکلگیری تفکر صهیونیسم تاریخی یهود[9] و مسیحیت صهیونیستی مؤثر بود».[10]
آموزههای مکتب زوهری به سرعت در میان یهودیان و جامعه قرون وسطی رواج یافت؛ به طوری که آلن آنترمن مینویسد: «تعالیم زوهر درباره طبیعت سفیراها، قدرتهای شیطانی، ساختار روح، نقش میصواها در ماجرای جهانی مبارزه میان خیر و شر و نظریه تناسخ ارواح که با آب و تاب در زوهر سبط مییافت و بدعتهای زیاد آن در مناسک یهود، همه و همه سکه رایج جامعه قرون وسطی بود»[11].
کابالیسم؛ تئوری جنگ با اسلام
تا قرن شانزده، مکتب کابالا به صورت تفکر و آئینی عرفانی بود که پیروانش بیشتر دغدغه اجرای مناسک آن را داشتند. اما این وضعیتِ گوشهگیری در اواسط قرن شانزده با ظهور «ربی اسحاق بن سلیمان لوریا» به کلی تغییر کرد.
آموزههای اسحاق لوریا به قدری نفوذ و اعتبار در میان کابالیستها یافت که به یکی از منابع اصلی فرقه کابالا بدل شد. پیروان لوریا میپنداشتند او «مسیح بن یوسف» است که زمینه را برای «مسیح بن داوود» مهیا خواهد ساخت.
آنچه که باعث شد تاریخ فرقه کابالا به دو دوره قبل لوریا و بعد آن تقسیم شود، قرائتی است که او از خیر و شر ارائه کرد و باعث شد فرقه کابالا رویکرد جدیدی به خود بگیرد. بر اساس این قرائت، نیروهای شیطانی بر سرزمین مسلمین حکمرانی میکنند و پرتوهای نور الهی را به اسارت گرفتهاند.
لوریا فرایند رهایی پرتوها از نیروهای اهریمنی را «تیکون» نامید. بر این اساس، فلسفه هبوط آدم(ع) و فرزندانش به زمین، نه فقط به خاطر گناه آدم(ع)، بلکه در جهت تحقق مأموریتی الهی است. این مأموریت همان رهایی اخگرهای الهی از سرزمین شیاطین(سرزمین مسلمانان) میباشد. این قرائت سه نتیجه در پی داشت:
1- ورود فرقه عرفانی کابالا به عرصه سیاست
2- تبدیل کابالیسم به ایدئولوژی جنگ با جهان اسلام
3- معرفی اسلام به معنوان دشمن بشریت(نه فقط یهودیان).[12]
برای مطالعه بیشتر: کابالیسم لوریایی، شابتای زوی و فرقه دونمه | اندیشکده مطالعات یهود
آغاز نفوذ کابالیسم در شرق و غرب
به موازات این تغییرات ایدئولوژیک، فرقه کابالا فرایند نفوذ و «مهندسی معکوس مفاهیم» در سایر ادیان و جوامع را آغاز کرد. البته طبیعی است که تأثیرات این موج بر پیروان مسیحت قرون وسطی که عقاید آغشته به خرافات داشتند، به مراتب بیشتر باشد.
در گام نخست، کابالیستها به نگارش رسالههای کابالی منطبق بر فرهنگ مسیحیان اقدام کردند. این اندیشهها، خاندانهای معروف مانند مدیچی و بسیاری از متفکران طراز اول دوران رنسانس را تحت تأثیر قرار داد. به طوری که بسیاری از اندیشمندان اروپایی به این نتیجه رسیدند که باید آرمان ظهور مسیح را با مفاهیم رازآمیز شناخت و تنها منبع معتبر برای این شناخت، رسالههای کابالایی است. در نتیجه، رویکردی گسترده به فراگیری زبان عبری، به ویژه در ایتالیا آغاز شد.[13]
به نوشته دائرهالمعارف یهود، محافل فرهنگی رنسانس عمیقاً باور کردند که در رسالههای کابالایی به منابع اصلی و دست اول رازهای کهن هستی دست یافتهاند. نفوذ مفاهیم کابالیستی در جوامع مسیحی به قدری گسترده بود که در حالی که هنوز ترجمه عبری کتاب زوهر منتشر نشده بود، «گیوم پاستل» فرانسوی به ترجمه و انتشار کتاب مذکور به زبان لاتین اقدام کرد.[14]
از «پیکو میراندولا» به عنوان پایهگذار کابالیسم مسیحی یاد میشود. مهمترین اقدام پیکو، ارائه نهصد تز به علمای مسیحی بود. یکی از مهمترین این تزها عبارت است از: «هیچ علمی چون جادو و کابالا حقانیت مسیح را بر ما ثابت نمیکند».[15]
پس از پیکو، «یوهان روشلین» در ترویج کابالا در محافل فکری مسیحیان نقشآفرینی کرد و کتابهایی درباره علم کابالا نوشت.[16] این نوشتهها، توجه نخبگان فلسفی و فرهنگی غرب را به خود جلب کرد. به طور مثال، «بیکن» که از پیشگامان عصر روشنگری است، مردمان آرمانشهر خود را کابالیست میداند.
البته گفتنی است که مدیریت جریانهای فکری و فرهنگی در غرب مسیحی توسط کابالیستها، با حلقه وصلِ سازمان «فراماسونری» صورت میگرفت که شرح و بسط آن در این مقال نمیگنجد.
استراتژِیستهای کابالیست از سرزمینهای شرق و به خصوص غرب آسیا نیز غافل نبودند. به طوری که قرن هفدهم را میتوان سده نفوذ کابالیستها در سرزمین مسلمین دانست. حییم بن عطار مراکشی، شالوم بن یوسف شبازی، مردخای بن موسی ساسون بغدادی و اسحاق بن موسی از کسانی بودند که در اشاعه این فرقه در منطقه غرب آسیا نقشآفرینی کردند.
سپس در سده هجدهم، حاخام شالوم شرابی در بیت المقدس مستقر شد و رهبری معنوی فرقه کابالا در سراسر مشرق زمین را بر عهده گرفت که از دو جهت اهمیت داشت:
1- بیتالمقدس به یکی از کانونهای مهم تربیت کابالیستهای یهودی تبدیل شد؛
2- این کانون میتوانست تأثیرات جدی بر فرقههای اهل تصوف داشته باشد و به منبع الهام انواع مدعیان مهدویت در میان مسلمانان بدل شود.

مفاهیم ایدئولوژیک کابالیسم
1- موعودگرایی: کابالیسم هم مانند بسیاری از مکاتب فکری، قطعا درباره نیکفرجامی تاریخ عقیده مشخصی دارد. اما تصویری که از منجی در محافل کابالیستی ارائه میشود، مبتنی بر دو نگاه اصلی است: مادهگرایی و نژادپرستی.
2- جسمانگاری و انسانگونگی خداوند: این اعتقاد میراث آمیختگی چند هزار ساله قوم یهود با تمدنهای مشرکانهای نظیر مصر، یونان و روم بود. به طوری که در فقرات «بیست و شش» و «بیست و هفت» باب اول از سفر پیدایش، به وضوح میتوان نگاههای مادهمحور یهود به مقام الوهی ذات پروردگار را مشاهده کرد. این وضعیت اسفناک تا بدانجا امتداد یافت که قائل شدند خداوند از قدرت بشر میترسد و از معرفت آدمی وحشت دارد[17].
3- شیطانشناسی و جهان شر: همانطور که در قسمت دوم این نوشتار آمد، با تئوریزه کردن دیدگاه «تیکون» توسط لوریا، شیطان و شر معنای جغرافیایی خاصی پیدا کردند. بدین ترتیب، نیروهای شیطانی در منطقه مسلمانان حکومت میکنند و اخگرهای الهی را به اسارت گرفتهاند.
4- تسلط بر عالم: یکی از تفاوتهای جدی که میان عرفان شیعی و عرفان یهودی بالاخص کابالیسم وجود دارد، این است که سالک توحیدی فقط به دنبال کسب رضایت الهی و فنای در اراده خداست؛ اما در میان کابالیستها آنچه بیش از همه اهمیت دارد، تسلط بر عالم از طریق فهم رازهای آن است.
5- جادوگرایی و علوم غریبه: تمایل به سحر و جادو چنان در میان یهودیان ریشه داشته که حتی در آیه صد و دو سوره بقره نیز بدان اشاره شده است. این عادت ناپسند که میراث آشنایی با تعالیم کاهنان مصر باستان بود، در کابالیسم نمود بیشتری مییابد.
6- ریاضیات کابالی و حروفگرایی: کابالا را میتوان نقطه تلاقی عرفان و ریاضی در جهت تسلط هرچه بیشتر انسان بر طبیعت دانست. در این فرقه با جایگذاری یا بدون جایگذاری بیست و دو حرف الفبای عبری، تلاش میشود تا روابط ریاضی بین اعداد و حروف کشف شود.
مثلاً معتقدان به کابالا تلاش میکنند تا با استفاده از ترکیب حروف و جمع و تفریق اعداد و استفاده از قواعد ابجد و بازی بین اعداد و کلمات عبری، رازهایی چون «چگونگی صدور انسان که وجودی ناقص دارد، از خداوند که موجودی کامل است» را حل نمایند.[18]
فرجام سخن | کابالیسم در بستر تاریخ و اندیشه
باتوجه به آنچه گفته شد میتوان دریافت که چرا زرسالاران یهود و کانونهای صهیونیستی در مدیریت موج معنویتگرایی قرن بیستم و دوران پساسکولاریسم، از آموزههای کابالیسم بیشترین بهره را میبرند:
1- رسوخ مفاهیم کابالیستی در میان جوامع، انسان سرگردان امروز در دریای معنا را به آنجایی هدایت میکند که منافع اقتصادی و سیاسی صهیونیسم تأمین شود. این عرفان، هیچگاه مردمان را به سوی مبارزه با ظلم و تباهی، تحقق حکومت حق و مصداقشناسی این دو امر راهنمایی نمیکند.
2- از سوی دیگر، بر اساس نظریه «جنگ تمدنها»ی ساموئل هانتینگتون، فرهنگ اسلامی یکی از بزرگترین دشمنان فرهنگ غرب در این نزاع تمدنی به شمار میرود. بدین ترتیب، فرقه کابالا که به مدد اسحاق لوریا تئوری جنگ با اسلام را پایهریزه کرد، مطلوبترین معنویتی است که سردمداران غربی در مسیر زمینگیر کردن جبهه اسلام میتوانند از آن استفاده کنند.
بیشتر بخوانید:
مبانی کابالیستی شوالیههای معبد
یهودیان مخفی و تأثیر آنان در تحریف مسیحیت
پینوشت
1- مالاچی مارتین در این باره مینویسد: «این جمعیتها[انجمنهای اومانیستی] در ارتباط با آیات خاص کتاب مقدس، تفاسیر متفاوتی داشتند. آنها این فهم خود را از تعدادی مذاهب و منابع مافوق طبیعی واقع در شمال آفریقا خصوصاً مصر دریافت میداشتند و در رأس اینها نیز کابالای یهود قرار داشت». برای مطالعه بیشتر، ر.ک: صاحب خلق، نصیر، پروتستانتیزم و پیورتیانیسم و مسیحیت صهیونیستی، تهران: هلال.
2- فرجنژاد، محمدحسین، تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما، تهران: دانشگاه جامع امام حسین(ع)، صفحه 74.
3- اپستاین، ایزیدور، یهودیت بررسی تاریخی، مترحم: بهزاد سالکی، تهران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، صفحه 269.
4- گلسرخی، ایرج، تاریخ جادوگری، تهران: علم، صفحه 527.
5- فرجنژاد، محمدحسین، تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما، تهران: دانشگاه جامع امام حسین(ع)، صفحه 77.
6- ر.ک: شهبازی، عبدالله، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، جلد2، صفحه 248-247.
7- البته گفتنی است که برخی از محققین، ادعای مذکور را بیاعتبار دانستند. برای مطالعه بیشتر ر.ک: همان، صفحه 252.
8- همان.
9- برخی از محقیق حوزه صهیونیسمشناسی، به اندیشههای سیاسی یهود مبتنی بر تشکیل دولت اسرائیل پیش از به وجود آمدن جریان صهیونیسم به رهبری تئودور هرتزل را «صهیونیسم تاریخی یهود» نامیدند.
10- فرجنژاد، محمدحسین، تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما، تهران: دانشگاه جامع امام حسین، صفحه 83.
11- آنترمن، آلن، یهودیت: باورها وآئینها، مترجم: رضا فرزین، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، صفحه 161.
12- از اینجا میتوان دریافت که پروژه اسلامسیزی و اسلامهراسی از کدام مکتب، تغذیه فکری میکند.
13- شهبازی، عبدالله، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، جلد2، صفحه 243-330.
14- همان.
15- فرجنژاد، محمدحسین، تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما، تهران: دانشگاه جامع امام حسین(ع)، صفحه 93.
16- شهبازی، عبدالله، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، جلد2، صفحه 243-330.
17- سفر پیدایش، باب11، فقره 1 تا 9.
18- فرجنژاد، محمدحسین، تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما، تهران: دانشگاه جامع امام حسین(ع)، صفحه 170.
دیدگاهتان را بنویسید