جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > جنگ به سبک آمریکایی‌‌‌ها | جهان آمریکایی، جهان جنگ

جنگ به سبک آمریکایی‌‌‌ها | جهان آمریکایی، جهان جنگ

۱۴۰۵-۰۶-۱۹
دسته‌بندی ساختاری، دشمن‌شناسی، سرویس‌های سایت، مطالب سایت، یادداشت
جنگ به سبک آمریکایی‌‌‌ها
ما را به منابع منتخبت در گوگل اضافه کن

«هیچ پرچمی آنقدر بزرگ نیست که بتواند ننگ قتل انسان‌های بی گناه را بپوشاند.»
“هاوارد زین”
با مطلب جنگ به سبک آمریکایی‌ها با ما همراه باشید.

نویسنده: منیره اسداللهی

دستیابی به اهداف ایالات متحده همواره در گرو دامن زدن به تحولات در داخل و خارج از این کشور بوده است. «خشونت» و «تروریسم» از جمله مفاهیمی هستند که آمریکا به ابزاری در راستای تحمیل خواسته‌ها و رسیدن به اهداف این کشور تبدیل شده است. خوی استکبارورزی و میل تند و تیز برای تصرف و تملک در ذات اوست.

غرب اگر همه دنیا را هم به تصرف خود در آورد باز اگر ببیند کشوری از او تبعیت نمی‌کند، از نظر او سرکشی این کشور را قابل تحمل نیست و آن را به هر نحو ممکن به تملک خود در می آورد. شاید عبارات «هانری برانژ» در دسامبر 1919 میلادی قبل از تشکیل کنفرانس صلح که به «کلمانسو» نوشته است مطلب را بیشتر برای ما روشن کند:

«مملکتی که نفت دارد امپراتوری را دارا خواهد بود. امپراتوری دریاها به وسیلۀ مواد سنگین نفت، امپراتوری آسمان‌ها به وسیلۀ کسب مواد نفتی، امپراتوری خشکی‌ها به وسیلۀ بنزین و نفت، امپراتوری دنیا به وسیله قدرت مالی که به مادۀ حیاتی نفت بستگی دارد به مراتب قیمتی‌تر و احاطه کننده‌تر و مسلط کننده‌تر از طلای درون زمین می‌باشد.»

فهرست مطالب

Toggle
  • سرمایه داری و امپریالیسم
    • نفوذ پشت پرده یهود بر امپریالیسم آمریکا
  • بیانیۀ سرنوشت چیست؟
  • حمله به عراق
  • قربانیان جنگ
  • منافع جنگ
  • شعارهای دولت‌مردان برای شستشوی مغزی
  • صنایع فضایی و هوا فضا
  • رفتار آمریکایی‌ها با زندانیان
  • نقش رسانه در جنگ
  • تبلیغات رسانه‌ای دروغ
  • نتیجه گیری | جنگ به سبک آمریکایی‌ها

سرمایه داری و امپریالیسم

نظام سرمایه داری اساس توسعۀ اقتصادی آمریکا و غرب است. در نزد یهود پول حرف اول و آخر را می‌زند. اقتضای سرمایه داری هجوم و دست درازی است . این کار با دست درازی و تجاوز به سایر ممالک صورت می‌گیرد.

امپریالیسم فرزند نامشروع نظام سرمایه داری است. امپریالیسم برای اینکه بتواند عازم مسیر جهانی خود شود و نقشۀ خود را عملی کند نیازمند ارتش عظیمی از نمایندگان مالی و زمین شناسان و اقتصادادان و مبلغان مذهبی و…هستند. توسعه طلبی و تهاجم جز جدایی ناپذیر این فرهنگ است. برای امپریالیسم و فرهنگ امپریالیسم هیچ حدّ توقفی وجود ندارد.

نفوذ پشت پرده یهود بر امپریالیسم آمریکا

از تأثیرات نشأت گرفته یهود با استفاده از عهد عتیقی یعنی «تورات» بر روح آمریکایی در لباس امپریالیسم بروز کرد. که هیچ هدفی جز حاکمیت بر جهان نداشته و ندارد و هدف این است «ادارۀ جهان تنها حق ملت‌های برگزیده است» منطقی امپریالیستی دارد، که بر گرفته از «آموزه‌های تورات» و نگرش سنت «پیوریتن‌ها» که در روح حاکمان آمریکا وجود دارد.

بیانیۀ سرنوشت چیست؟

اتکا و توسعۀ آمریکا در بیانیۀ سرنوشت(Manifest Destiny) است. این بیانیۀ از برگزیده شدن مردم آمریکا توسط خداوند و به بیان بهتر مسئله داشتن حق توسعه و گسترش نظامی، فرهنگی و اقتصادی آمریکا سخن می‌گوید و در واقع تفسیر جدیدی بود از آموزۀ جعلی «قوم برگزیده» مندرج در تورات؛ “دائره المعارف بریتانیکا” در این باره و در مورد تأثیرات فرهنگ پیوریتانی بر بیانیۀ می‌نویسد:

«بیانیه سرنوشت؛ یک باور سنتی در تاریخ آمریکا که آمریکایی‌ها را «مردمی برگزیده» و شایسته احترام می‌داند. آمریکایی‌ها در این بیانیه ملتی معرفی شده‌اند که رسالتشان متمدن کردن “ملت‌های وحشی” است.

بیانیه سرنوشت را باید با اولین “کُلنی پیوریتانی” که در سال 1630 در ایالت ماساچوست برپا شد، مرتبط دانست و حدود جاه طلبی آمریکای امپریالیست در قرن 18 را که خواستار گسترش مرزهای آمریکا تا سواحل اقیانوس کبیر بود را در آن به وضوح می‌توان مشاهده کرد.

این بیانیه در اصل تلاشی در راستای ایجاد یک بنیان فلسفی برای توسع طلبی آمریکا به شمار می‌آمد در قرن نوزدهم از آن برای مشروعیت بخشیدن به اشغال و مداخله در “مکزیک”، “کوبا”، “فیلیپین” استفاده شد.

امپریالیست آمریکایی تمنیات توسعه طلبانه خود را مشتاقانه در قالب فرهنگ «پیوریتان‌ها» گنجاندند تا آموزه‌های یهودی که استعمار و پست شمردن دیگر ملت‌ها را حق طبیعی خود می‌دانست، شالوده و اساس آمریکا را تشکیل دهد.

در روز 27 آوریل سناتور «آلبرت جی.بوراید» اهداف توسعه طلبانه آمریکا را که پایه‌های آن را «تئوری قوم برگزیده» تشکیل می‌داد چنین بیان کرد:

«از میان برداشتن تمدن‌های پست و ملت‌های پوسیده به دست تمدن‌های مستحکم بخشی از طرح نامحدود خداوند و کارخانه‌های آمریکایی، مشغول تولید محصولاتی هستند که بیش از نیاز ملت آمریکا است. ما باید راهی را در پیش بگیریم که از قبل برای ما تعیین شده است. تجارت جهانی باید از آن ما باشد و چنین هم خواهد شد. ما این امر را با الگو قرار دادن مادرمان(انگلیس) انجام خواهید داد.

در سراسر دنیا مراکز امن تجاری توزیع کننده محصولات آمریکایی را ایجاد می‌کنیم و با ناوگان تجاری خود، اقیانوس را به محاصره در می‌آوریم و قدرتی دریایی، مناسب با عظمت خود به وجود خواهیم آورد.

در اطراف مراکز امن تجاری، مستعمره‌های بزرگی را تشکیل می‌دهیم که در عین حالی که مدیر امور خود هستند، پرچم ما را به اهتزاز در آورده و با ما به تجارت و داد و ستد بپردازند و این مستعمره‌ها در هنگام انجام هر تجارتی  نظاره‌گر پرچم ما خواهند بود.»

«بوراید» در یکی دیگر از سخنرانی‌های خود می‌گوید:

«جمهوری آمریکا همان جمهوری است توسط «برترین نژاد تاریخی» پایه گذاری شده است و حکومت مورد عنایت خداوند… رهبران این دولت را نه تنها حاکمان «دولت خرد» بلکه پیامبران خدا باید دانست.»

«آلبرت جی بوراید» از مهم‌ترین شخصیت مدافع «بیانیه سرنوشت» و عضو «ماسون» از اعضای “لُژی” به نام «اورینتال لژ»(Oriental Loge) به شماره (پلاک) پانصد واقع در «ایندیانا پلیس» بود.(4)

یهودی بودن تئوری «بیانیه سرنوشت» که آمریکا را به سمت مداخله جویی‌های خارجی سوق می‌داد و ماسون بودن مشهورترین مدافع آن، بدون شک حاکی از بعضی حقایق مهمی بود. به خصوص که این تئوری تا به امروز در سیاست خارجی همواره نقش بزرگی ایفا کرده است. «دیوید ال.لارسون» در پیش‌گفتار کتاب خود «نفوذ پیوریتانی در سیاست خارجی آمریکا» موضوع را مورد بحث قرار داده و اعلام می‌دارد که این بیانیه ریشه‌ای «یهودی» دارد. او می‌نویسد:

«بیانیه سرنوشت» با هدف راسیونانیره (عقل‌مند) کردن توسعه طلبی آمریکا در دیگر کشورهای قاره و (منطقه)”پاسیفیک” مطرح شده بود. وجود نام «رابرت سی. وینتروپ» پیوریتان نماینده سابق کلنی ماساچوست در رأس حامیان «بیانیه سرنوشت» بسیار جالب توجه بود. «وینتروپ» در این‌باره گفته بود:

«بیانیه سرنوشت» مسیر جدیدی را در تاریخ خواهد گشود. فکر می‌کنم درباره چنین اعلامیه‌ای که بیانگر توسعه طلبی می‌باشد، تنها در میان ملت ما و نه هیچ ملت دیگری بحث و بررسی شده است. تئوری «بیانیه سرنوشت» در سال 1900 با مطرح شدن الحاق “فیلیپین” از جانب آمریکا عنوان شد و از جمله مدافعان این طرح الحاق، سناتور «آلبرت بوراید» منتخب “مسیحیان پروتستان و بنیادگرایی ایندیانا” بود.

«بیانیه سرنوشت» و مندرجات آن نیز روی سه محور تأکید داشت:

  • عقلی‌ گرا کردن امپریالیسم
  • یادآوری اخلاق پیوریتانی
  • اعلام مأموریت تبشیری مسیحیان آمریکا

با این ترتیب آمریکا به دو شکل کاملاً متفاوت در روند «یهود زده شدن قرار می‌گرفت» اول با پذیرش اعتقاد به فرضیه «ملت برگزیده» که (با اتکا بر مبناهای یهودی و نشأت گرفته از عهد عتیق همراه) با ورود «پیورتانیسم» متولد شده بود. این موضوع نوعی شیفتگی و دلباختگی برای آن‌ها به وجود آورده بود که با پدیدار شدن صهیونیسم سیاسی، جریان مسیحیت صهیونیست از آن سر بر آورد به اینگونه بود که یک جریان به ظاهر غیر یهودی از هرگونه درگیری و تنشی در راستای ایجاد یک دولت یهودی در فلسطین به طور جدی و مستمر حمایت کرد و این نگرش همچنان در میان پروتستان‌های بنیادگرای آمریکا رواج دارد.

دومین شکل «یهود زدگی» هم با توهم «خود مخاطب انگاری» مندرجات «عهد عتیق» از ناحیه آن دسته از ساکنان آمریکا پدیدار شد که تحت نفوذ پیوریتان‌ها قرار داشتند.

به این ترتیب یهودی‌گری موهومی پدیدار شد و پیورتان‌ها با تمسک به آن خود را یهودی انگاشته و با استناد به دستورات «عهد عتیق» سرخ پوستان را ناجوانمردانه قتل عام می‌کردند. و با «خود یهودی انگاری» نژادپرستان انگلوساکسون، بسان یهودیان واقعی برای خود حق اداره و رهبری دنیا را مسلم می‌دانستند.

«بیانیه سرنوشت» نیز که سعی در توجیه عقلمندانه امپریالیسم آمریکا داشت.این بینانیه حضور آمریکا به عنوان یک قدرت امپریالیستی در عرصه بین المللی (به مثابه یک فرهنگ سلطه جو) را فراهم کرد، و به دنبال آن تأسیس سازمان‌ها و نهادهای «فکری» که آمریکای امپریالیست را اداره و رهبری نماید ضروری می‌نمود که این امر نیز به شکلی نه چندان شک برانگیز بیش از همه در اختیار یهودیان قرار گرفت.

بنابراین:

ساختار و چهارچوب ایالات متحده آمریکا براساس جنگ و ثروت پایه گذاری شده است. “تئودور روزولت” رئیس جمهور دهۀ اول قرن بیستم آمریکا که بین سال‌های 1901 تا 1909 در کاخ سفید مستقر بود، در سال 1897 میلادی در نامه‌ای محرمانه به یکی از دوستان خود چنین نوشت: «کاملاً بین خودمان بماند … من تقریباً از هر جنگی استقبال می‌کنم برای اینکه این مملکت همیشه به یک جنگ احتیاج دارد.»

“روزولت” به هنگام نگارش این نامه “معاون ریاست جمهوری آمریکا” بود. درست یکسال بعد از نوشتن این نامه آمریکا رسماً علیه اسپانیا اعلام جنگ کرد و برای تصرف مستعمره‌های آن کشور در آمریکای مرکزی و اقیانوس کبیر وارد جنگ شد. البته ناگفته نماند زمانی که سردمداران اروپایی برای تصرف وارد این قارۀ پهناور شدند و تمام سرخ پوستان و مردمان بومی را قتل عام کردند. کشت و کشتار در فرهنگ آمریکایی در نژاد آن‌ها ثبت شده است. استعمارگران 500 سال پیش برای به دست آوردن قارۀ آمریکا سرخ پوستان را قتل عام کردند؛ در قرن بیستم زیر پیکرۀ دموکراسی برای به دست آوردن ثروت و منابع مالی کشتار از طریق جنگ را انجام می‌دهند.

در طول تاریخ ایالات متحده پیوند ناگسستنی بین جنگ و حکومت و نظام وجود داشته است. جنگ‌های عراق، ویتنام، افغانستان و … گویای این واقعیت است. دولت ایالات متحده آمریکا در سال‌های قرن بیستم و حتی قبل از آن در وَرای شعارهایی نظیر مبارزه با تروریسم، برقرای صلح جهانی و اعطای آزادی به ملت‎های دنیا به کشورهای مختلف از چهار قارۀ دنیا لشکرکشی کرده است.

ارتش ایالات متحده سال‌هاست به مناطق مختلف دنیا حمله می‌کند. در سال 1898 ارتش آمریکا، کشورهای “فیلیپین”، “کوبا” و “پورتوریکو” را از اسپانیا گرفت. هم زمان با جنگ جهانی اول در سال‌های 1917 تا 1918 در خاک اروپا حضور داشت. نیروی دریایی آمریکا بارها برای مداخلۀ نظامی راهی آب‌های “نیکاراگوئه”، “هندوراس”، “پاناما” و “دومینیکن” شد. حملۀ اتمی آمریکا به دو شهر “ژاپن” بدون هیچ هشدار قبلی صورت گرفت.

جنگ دولت در “اندونزی” طی بازۀ زمانی سال‌های 1960 الی 1975 نیروهای نظامی این کشور را در برابر دولت “ویتنام شمالی” قرار داد. در سال 1983 جزیرۀ مستقل «گرانادا» را اشغال کرد تا یک دولت دست نشاندۀ مورد قبول خود را روی کار بیاورد. با حمله به بیمارستانی در “کوبا” و کشتار گروهی از کارگران غیرنظامی کوبایی باعث نا آرامی در آمریکای جنوبی و مرکزی شد. این‌ها بخشی از حملات آمریکا به کشورهای دیگر برای چیره شدن بر منافع آن کشورهاست؛ و پیش در آمدهای اقتصادی برای چپاول بود.

جهان آمریکایی، جهان جنگ

حمله به عراق

در سال 2003 دو جنگ در عراق رخ داد:

جنگی حقیقی که بسیاری از مردم عراق و سربازان عراقی در آن کشته شدند. که در این جنگ شاهد ویرانی بسیاری از مناطق مسکونی، ازدحام در بیمارستان‌ها و خیابان‌های ناامن با صحنه‌های تکانده و دلخراش بودیم.

اما دومین جنگ، جنگ ساختگی برای مردم آمریکا بود که آن را از صفحۀ تلوزیون تماشا می‌کنند. جنگی که عملاً هیچ قربانی نداشت در این جنگ ایالات متحده کل عراق را اشغال می‌کند و یک ارتش خارجی ناموجود به همراه کارخانه‌های سلاح‌های کشتار جمعی ناپیدا را نابود می‌کند. سربازان جوان و شجاع خود را از چنگال دشمنان نجات می‌دهد و بدون دادن هیچ قربانی پرچم آمریکا را در این جنگ به اهتزاز در می‌آورد.

روز مرگ “جورج جنتل”(سرباز 19سالۀ اسکاتلندی که جز تفنگداران سلطنتی بر اثر گشت روزانه در بصره بر اثر انفجار بمبی کشته شد)، “تونی بلر(نخست وزیر انگلستان)” و “جورج بوش(رئیس جمهور آمریکا)” در جلسۀ ناتو در استانبول دست یکدیگر را فشردند و لبخند خویشتن دارانۀ کوتاهی بر لب نشاندند. آن‌ها «واگذاری» ساختگی قدرت در عراق را به یکدیگر تبریک می‌گفتند. در صورتی که این واگذاری هم نیز مانند خود جنگ تنها یک نمایش سیاسی بود تا این باور را ایجاد کند که همه چیز درست طبق طرح‌های این دو نفر جلو می‌رود.

“بلر” در کنار “بوش” اینگونه سخنرانی کرد: «امروز قطعاً مرحله‌ای مهم در حرکت مردم عراق به سوی آینده‌ای تازه است روی که در آن دموکراسی به جای دیکتاتوری می‌نشیند و آزادی جایگزین خفقان می‌شود.»(1)

اما مادر داغدار “جورج جنتل” گفت: «پسرم به خاطر یک مشت دروغ به جنگ رفت. این جنگ بر سر نفت، قدرت و پول بود نه چیز دیگری. معقولانه ترین کار این است که “بلر” و “بوش” همین حالا استعفا بدهند.»

اما مگر کسی صدای این مادران داغدار را می‌شنید. رسانه‌هایی که در دستان دولتمردان‌اند و آنچه خود می‌خواهند را روایت می‌کنند و مردمی که به آن‌ها اعتماد دارند چون بر خلاف آنچه سیاستمداران می‌گویند آمریکا و اروپا مهد دموکراسی است پس به طبع آن مردمشان باید به رسانه‌ها اعتماد کنند چون در مهد دموکراسی زندگی می‌کنند.

یک هفته بعد از جنگ و هجوم آمریکایی‌ها به عراق «عیاد عیلاوی» “نخست وزیر موقت عراق” که سابقۀ خدمت در سیا و MI6 را داشت، قانونی را تصویب کرد که به موجب آن مقامات عراق مجاز به اعلام حکومت نظامی، منع رفت و آمد و تظاهرات، شنود تلفنی، اعلام ساعات منع عبور و مرور، مسدود کردن حساب‌های بانکی بودند. این هم نمونۀ بارز و عیان دموکراسی در عراق.(1)

اما همۀ این بازی‌های سیاسی و کشتارها برای مشروعیت ببین المللی جنگ بر سر نفت است. تمام این موارد با یک مبارزۀ تبلیغاتی سراسری و هماهنگ در رسانه‌های آمریکایی شروع شد تا مردم و سربازان آمریکایی را بیرون از خانۀ خودشان برای جنگ بر علیه تروریسم ساختگی آمریکایی توجیه کند، و بتوانند بر منابع ثروتمند دیگر کشورها چمبره زده و دموکراسی دروغین خود را از طریق زور و کشتار ساکنان آن منطقه اعمال کنند.

 

تمام شگردهای سیاسی آمریکایی‌ها بر سایر کشورها به خصوص عراق در سال 2003 میلادی با محکوم کردن کشور مورد حمله صورت گرفت. در ابتدا کشور دارای منابع قوی و سود دهی را انتخاب کرده و با نقشه‌های از پیش تعیین شده عملکرد خود را برای حمله به آن کشور در معرض مردم قرار می‌دهند.

مبارزه با تروریست و از بین بردن سلاح‌های کشتار جمعی از جمله مواردی که سردمداران قدرت‌های بزرگ نظیر آمریکا و ناتو با عملیات جنگ شناختی و رسانه‌ای ابتدا مردم خود را برای حمله آماده و در نهایت کشورهای خاص و مورد انتخاب خود را مورد حمله قرار می‌دهند. یکی از کلید واژه‌های پرتکرار در سال 2010 جنگ بر «ضد شورشیان» است.

این همان نسخه‌ای مهربانانه به روش آمریکایی برای پیشبرد اهداف آمریکایی است. که نقش مردم آن منطقه را پر رنگ و حفاظت از آن‌ها را رأس هرم قرار می‌دهند. غافل از اینکه عملیات «ضد شورش» تا نهایت وحشی‌گری جلو می‌رود و مردم و منافع آن‌ها را به خطر می‌اندازد. متاسفانه تجهیزات جنگی آمریکایی ساخته شده برای اهداف و منافع سردمداران آمریکایی ساخته شده است که در قاب رسانه‌ها طور دیگری تفسیر می‌کنند.

قربانیان جنگ

  • مردم عراق
  • سربازان بخت برگشتۀ آمریکایی و انگلیسی

منافع جنگ

به دست آوردن منابع نفتی عظیم در این کشورها روزانه ثروت هنگفتی به جیب سرمایه‌داران به وجود آورنده جنگ‌ها برای پیشبرد منافع خود و شروعی دوباره برای غارت کشورهای دیگر رقم می‌زند. لابی قدرتمند اَبَر شرکت‌های سازندۀ تجهیزات نظامی با طراحی‌های بلند پروزانۀ مقام‌های پنتاگون برای دستیابی به سلاح بسیار پرهزینه و پیشرفته است تا یکی از پرهزینه‌ترین ارتش دنیا را درست کند. نمایش اقتدار آمریکایی در قالب به رخ کشیدن بزرگترین و قدرتمندترین ارتشِ دنیا از طریق رسانه‌ها صورت می‌گیرد.

اما به صورت کلی سیاست آمریکا در سرتاسر منطقۀ غرب آسیا در خدمت منافع اسرائیل است و مداخلۀ در عراق یکی از گام‌های مؤثر پوشاندن درگیری‌ها مردم فلسطین اشغالی با صهیونیست است. تا ذهن های مردم را از درگیری‌های مردم ستمدیده فلسطین به وسیله صهیونیست به سمت نابودی تروریسم ساختگی در دیگر کشورها پیش ببرد.

شعارهای دولت‌مردان برای شستشوی مغزی

دادن شعارها جذاب و زیبا برای توجیه عملکرد سیاسیون همگام با دولت‌ها از دیگر کارهای عملیات شناختی در مردم برای جنگ‌هاست. نمونۀ آن این شعار: «یک عراق آزاد می‌تواند قدرت آزادی را برای متحول ساختن این منطقۀ حیاتی نشان دهد.» آمریکا تضمین می‌کند رژیمی که بخواهد با ایالات متحده خصومت کند یا از دستوراتش سرپیچی کند دوام نمی‌آورد. از دیگر شعارها: «آزادی برای مردمی ستمدیده و امنیت برای مردم آمریکا.»

“رابرت کاگان”(Robert Kagan) نویسندۀ کتاب «بهشت و قدرت» می‌نویسد: «هر چقدر آمریکایی‌ها بیشتر به قدرت باور داشته باشند به این نکته هم بیشتر باور خواهند داشت که قدرت می‌بایست ابزاری برای پیشبرد اصول تمدن لیبرالی و نظم یک جهان لیبرالی باشد.»

آرمان‌های به اصطلاح شریف، سلاح تبلیغاتی نیرومندی است که می‌توان از آن بهره جست. در ابتدا حکومت آمریکا «آزاد سازی مردم عراق» را بیش از برجسته ساخت زیرا می‌دانیم زبان تبلیغ در ابتدای عمل برتر از زبان زور است.

ایدئولوگ‌های دولت آمریکا دائم اعلام می‌کنند که کشورشان همچون قوم برگزیده کتاب مقدس(عهد عتیق) وظیفه داشته است که خیر و نیکی را بر سراسر جهان تحمیل کند. در صورتی که واقعاً جنگ عراق به حذف تروریست کمک کرد؟ کدام تروریست؟ تروریست ساختگی! که بعد از جنگ و حملۀ آمریکا به عراق شکل گرفت. عراق به کشوری ناامن و ناایمن تبدیل شد به‌گونه‌ای که بسیاری از مردم عراق کشته شدند و نیروی‌های آمریکا به بهانۀ تروریست مردم زیادی را قتل عام می‌کردند.

چقدر از خانه‌هایی که ویران و شهرهایی که غارت شدند. بعد از این جنگ با مداخله آمریکا و شکل‌گیری گروه‌های القاعده و داعش در عراق و کمک دولتمردان آمریکایی به این گروه‌ها، مجدد آمریکایی‌ها برای ماندن در خاک عراق توجیه عملکرد ساختاری و منافع مالی خود اینگونه بیان کردند که ماندن نیروهای آمریکایی برای ایجاد امنیت مردم عراق و سایر کشورها از خطرات این گروهک‌های تروریستی است.

گفته می‌شود در خلال اولین هجوم تانک‌های آمریکایی به حومۀ بغداد که فقط سه ساعت طول کشید در برابر هر یک آمریکایی200 تا 300 عراقی کشته شدند. چندین لشگر از عراق نابود شدند گویی آن‌ها را داخل «چرخ گوشت» انداخته باشند. “فایننشال تایمز” در 11 آوریل 2003 برآوردی را مطرح می‌کند حدود 3000 پرسنل نظامی عراقی همراه با شمار نامعمولی از افراد غیر نظامی کشته شدند. پیامد فروریختن 24000 بمب، شلیک 800 موشک و تعداد نامحدود زیادی گلوله‌های تفنگ چیزی جز این نمی‌شود.(2)

صنایع فضایی و هوا فضا

استعمارگران تنها به روی زمین و منافع آن نمی‌اندیشند. رئیس جمهورهای آمریکایی حتی اذعان کرده‌اند به دنبال یک پایگاه دائمی هستند تا در کرۀ ماه راه اندازی کنند که از آن به عنوان یک پایگاه پرتاب سفینه‌های سرنشین‌دار به سوی مریخ و سایر سیاره‌ها دیگر استفاده کنند. البته آمریکا باید جایی قدم بگذارد که منافعش را تأمین کند.

دانشمندان اعلام کرده‌اند کرۀ ماه یک منبع بی پایان انرژی در قالب “ایزوتوپ سوم هلیوم” است که سوختی تقریباً کامل به شمار می‌رود. یکی از پژوهشگران دانشگاه “ویسکانسین” تخمین زد که هر تُن ایزوتوپ سوم هلیوم موجود در کرۀ ماه، در مقایسه با انرژی تولید شده از نفت قیمتی معادل چهار میلیارد دلار دارد.(3)

رفتار آمریکایی‌ها با زندانیان

از نکات قابل تأمل این است آمریکا به دلیل آنکه که از تعهدات قانونی خود برای اعطای برخی حقوق به زندانیان بگریزد زندانیان را در خارج از سرزمین خودشان در افغانستان یا در پایگاه نظامی خلیج غصب شدۀ “گوانتانامو”(گوانتانامو متعلق به کوباست، اما آمریکا سال‌ها آنجا را در تصرف خود نگه داشته است) در کوبا نگهداری کرده است.

طبق گزار “نیویورک تایمز” در 12 مارس2002 مقامات آمریکایی، تکنیک‌های بازجویی «محرومیت از خواب و روشنایی و قطع موقتی آب و غذا و عدم دسترسی به نور خورشد و مراقبت پزشکی» تکنیک‌هایی قابل قبول تلقی می‌کنند. ساعت‌ها پوشاندن سر مظنونین با پارچه در هر بار و مجبور ساختن آنان به ایستادن یا زانو زدن به شکلی ناراحت کننده در سرما یا گرمای شدید از بیش 40 درجه تا زیر 10 درجه از جمله تکنیک‌های تحت فشار قرار دادن زندانیان است.

بعضی زندانیان مجبورند که ساعت‌های طولانی برهنه بمانند در حالی که دست و پایشان در زنجیر است. حمله سگ ها به آنان، سواستفاده جنسی، آویزان کردن، جلوگیری از خوابیدن، وارد کردن شوک برقی به اندام های حساس بدن، افراد را تا سر حد مرگ زیر آب نگه داشتن و زندانیان برهنه را در سردخانه قرار دادن نمونه هایی از اقدامات دولتمردان آمریکایی بر علیه زندانیان است.

البته که شکنجه از دیرباز جز روشهای جدایی ناپذیر و مورد توجه سازمان سیا بوده است. این تنها بخش کوتاهی از نمونه دموکراسی و حکومت لیبرالی جامعه ابر قدرتی ایالات متحدۀ آمریکاست این دولت که از دیر باز خود را حامی حقوق بشر خوانده است هم اینکه با رسوا شدن اقدامات خشن و وحشیگری اش،  مورد تنفر بسیاری از مردم جهان است.

عملکرد آمریکا در این جنگ در ابتدا با کاربرد رسانه و شکل‌گیری آن در اذهان جامعۀ آمریکایی و بعد با قدرت زور شکل گرفت. اما آمریکا نتوانست در اذهان ملت‌ها عدالتی جهانشمول را ایجاد کند در صورتی که این واقعه به عکس اتفاق افتاد. افکار عمومی بسیاری از کشورها به خصوص اروپا مداخلۀ آمریکا در سایر جوامع را محکوم کرد.

جنگ به سبک آمریکایی‌‌‌ها

نقش رسانه در جنگ

مهندسی فرهنگ خشونت، قسمتی از مهندسی فرهنگ عمومی است؛ خشونت در داخل جامعه و خشونت در خارج به صورت تجاوز به منابع و مرزهای دیگران صورت می‌پذیرد. جنگ طلبی و خشونت در خارج همیشه به بهانۀ دفاع از خود و منافع خود عرضه شده است. برای این امر لازم است که انگاره سازی واقعیت صورت گیرد و تاریخ به صورت تحریف شده و در بسیاری موارد به صورت دروغین ارائه گردد. یکی از شیوه‌ها اصلی این جریان کنترل رسانه‌هاست. این عمل زیر نقاب آزادی عملی صورت می‌گیرد.

تبلیغات رسانه‌ای دروغ

جنگ طلبان “پنتاگون” به طرز قبل فهمی از کنترل رسانه‌ها در چنگال خود احاس رضایت می‌کردند. خشم آن‌ها از تریبونی بود که توان دیکته کردن به آن را نداشتند؛ شبکه الجزیره. «”پل وولفویتز”، معاون وزیر دفاع آمریکا در جولای 2003 اظهار داشت: بزرگ‌ترین چالش پیش روی ما عبارتند از :

  • انرژی
  • اشتغال و بیکاری
  • غلبه بر رسانه‌های دشمن وخارجی و محلی و داخلی مثل الجزیره و العربیه و چند رسانۀ بی مصرف خارجی دیگر.»

البته که ارتش آمریکا کار خبرگزاری الجزیره را بی پاسخ نگذاشت و این شبکه بارها مورد هدف مکرر ارتش آمریکا قرار گرفته است:

  • نوامبر2001: به رغم اینکه “الجزیره” محل دقیق دفتر خود در کابل را به ارتش آمریکا اعلام کرده بود هواپیماهای جنگی آمریکا با دو بمب 250 کیلویی دفتر الجزیره در کابل را ویران کردند. ایالات متحده ادعا کردکه این دفتر «جز تأسیسات شناسایی شدۀ القاعده» بوده است.
  • مارس2003: در بصرۀ عراق، آمریکا چهار بمب به هتل «شرایتون» شلیک کرد و این در حالی بود که فقط خبرنگاران الجزیره تنها خبرنگارانی که از شهر محاصره شده گزارش می‌کردند در این هتل اقامت داشتند. در این گزارش هم الجزیره پنتاگون را از حضور خبرنگاران خود در این هتل مطلع ساخته بود.
  • یکی از کارمندان الجزیره هنگام رانندگی در نزدیکی بغداد در ایستگاه بازرسی نیروی دریایی آمریکا کارت شناسایی خود را نشان داد و با اشاره ایست سربازان متوقف شد. یکی از سربازان ماشین را به گلوله بست اما راننده آسیبی ندید. به اعتقاد الجزیره با این حادثه می‌خواستند «پیغامی به آن‌ها بدهند.»
  • 23 سپتامبر2003: شورای حکومتی منتخب آمریکا به این بهانه که شبکه‌های تلوزیونی عرب موجب تشویق ناآرامی سیاسی می‌شوند پخش اخبار “الجزیره” و “العربیه” در عراق را به مدت دو هفته ممنوع اعلام کرد.

“جودی میلر” در سوم دسامبر2002: «سیا پرده از ارتباط عراق با روسیه در زمینۀ آبله بر می‌دارد.» این گزارش مدعی است: «عراق نوع خاصی از آبلۀ مهلک را از یک دانشمند روسی به دست آورده است.» در ادامه آمده است: «این اطلاعات از یک منبع خبری ناشناس به دست دولت آمریکا رسیده است.» “بوش” نیز ویروس آبله را یکی از عوامل سلاح‌های کشتار جمعی عراق عنوان کرد و اینکه این خود می‌تواند وجود یک طرح خطرناک واکسیناسیون ملی و یک تهاجم را توجیه کند.

طبق گزارش “آسوشیتدپرس” در سپتامبر2003، «تیم آّبله» پس از تحقیقی سه ماهه از عراق، با نشانه‌هایی خلاف این ادعا مواجه شد. تجهیزات از کار افتاده‌ای که بازرسان سازمان ملل آن‌ها را بی خطر دانسته‌اند، دانشمندان عراقی مورد اعتمادی که هیچ اشاره‌ای به کار با ویروس آبله نکردند و آزمایشگاهی که گمان می‌رفت فعال باشد ولی پوشیده از تار عنکبوت بود.

نتیجه گیری | جنگ به سبک آمریکایی‌ها

ما در عصری زندگی می‌کنیم که خشونت در آن زیاد شده است. و قدرت‌های زورگو نظیر آمریکا و نماینده‌اش صهیونیست در غرب آسیا، فرآیندِ آدم کشی، پاکسازی نژادی و جنگ طلبی را دنبال می‌کنند. آمریکا و سایر دوَل اروپایی همچنان سرمستانه به سلطۀ خود بر تجارت اسلحه و مهمات ادامه می دهند، اما چه کسانی بیشتر ضربه‌ها را از جنگ و سلطه گَری می‌بینند؟ زنان و مردان و کودکان بی گناه کشورها در تعقیب دشمنان خیالی توسط آمریکایی‌ها و هم پیمانان آنان کشته می‌شود، همان‌هایی که دولتمردان آمریکایی به بهانۀ نجاتشان این کشتارهای عظیم را راه می‌اندازند.

حضور نیروهای آمریکایی در آن کشورها باعث ضربه‌های مهلکی به خانواده‌ها، ساختار نظام اجتماعی و از هم پاشیدن پیوندهای اجتماعی می‌شود. عدۀ زیادی از خانواده‌ها به بهانه‌هایی واهی کشته شدند و باعث مشکلات روحی فراوانی در آن‌ها شد. کودکان هراسان و ترسان همراه آثار عظیم ویرانگری در تاریخ آن کشورها شکل گرفت. و این صحنه‌ها دائم تکرار و تکرار می‌شوند تا آمریکا جایگزین جدیدی برای استقرار سربازان خود پیدا کند به همین دلیل اشتهای پایان‌ناپذیر آن‌ها برای خونریزی تمام ناشدنی است.

سرمایه‌گذاری‌های گسترده دولت آمریکا برای نظامی کردن فضا و هزینه‌های سرسام آورشان برای تولید سلاح باید به گونه‌ای است که بتوانند به سیاست‌های جنگ طلبانشان جامه عمل پوشانیده و در راه پیشبرد هرچه بیشتر منافع اقتصادی و مالی برای کشورشان جلو روند. دولت آمریکا برای ایستادگی در برابر جامعه جهانی نیازمند ثروت عظیمی است و این پول و ثروت را همراه با قدرت از طریق تولید تجهیزات جنگی و با ترس در اذهان شکل می‌دهد‌ تا جایی که از طریق جنگ‌هایی که خود عَلم کرده‌ است بتواند زمینه‌های مالی و اقتصادی هنگفت خود را تأمین کند.

محورهای جنگ افروزی و شرارت در سراسر دنیا به فعالیت مشغولند و نیروهای مقاومت را در همه جا سرکوب می‌کنند. مردم دنیا روز به روز بیشتر به ماهیت این کشورها پی می‌برند؛ زیرا آن‌ها با مشکلاتی نظیر فقر، بیماری، نابرابری، نژادپرستی و… دست و پنجه نرم می‌کنند و دیگر تاب و توان و تحمل سلطه جویی و دخالت قدرت‌ها را در امور کشور خود ندارند؛ و اینگونه کم کم بیداری مردمی و مقابله با قدرت‌های زور و استعماری شکل می‌گیرد.

برای مطالعه بیشتر: «کریستف کلمب را بهتر بشناسیم»، «نبرد آرماگدون چیست؟»

 

پانویس‌ها:

(1)رسانه‌های خاموش،ص5،

(2) بی نظمی نوین جهانی، ص48،

(3)آمریکا محور شرارت، ص 37و 38،

(4) تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا، ص71و72

قبلی نقد فیلم دیوانه از قفس پرید 1975 One Flew Over the Cuckoo's Nest
بعدی اسلام هراسی در سینمای هالیوود | معرفی 29 فیلم اسلام ستیزانه

پست های مرتبط

اسلام هراسی در سینمای هالیوود

۱۴۰۵-۰۶-۱۹

اسلام هراسی در سینمای هالیوود | معرفی ۲۹ فیلم اسلام ستیزانه

احمدرضا
ادامه مطلب
نقد فیلم دیوانه از قفس پرید 1975 One Flew Over the Cuckoo's Nest

۱۴۰۵-۰۶-۱۶

نقد فیلم دیوانه از قفس پرید ۱۹۷۵ One Flew Over the Cuckoo’s Nest

احمدرضا
ادامه مطلب
هشتگ

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

هشتگ‌ و تاثیرات الگوریتمی | راهنمای شناخت عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد سریال مرد سه هزار چهره

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

نقد سریال مرد سه هزار چهره ۱۴۰۵ | طنز جنجالی مدیری و دلیل بازگشت او

alireza.mor110
ادامه مطلب
بدون تغییر در جزئیات دیگر تصویر و بدون بهم ریختگی متن اطراف تصویر را ادامه بده و تبدیل به مستطیل کشده بکن بخش های ناقص را هم تکمیل کن

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

نقد سریال سرو سپید سرخ فصل دوم ۱۴۰۵ | صداسیما همچنان اثر قوی دارد

alireza.mor110
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • اسلام هراسی در سینمای هالیوود | معرفی ۲۹ فیلم اسلام ستیزانه
  • جنگ به سبک آمریکایی‌‌‌ها | جهان آمریکایی، جهان جنگ
  • نقد فیلم دیوانه از قفس پرید ۱۹۷۵ One Flew Over the Cuckoo’s Nest
  • هشتگ‌ و تاثیرات الگوریتمی | راهنمای شناخت عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام
  • نقد سریال مرد سه هزار چهره ۱۴۰۵ | طنز جنجالی مدیری و دلیل بازگشت او
آخرین دیدگاه‌ها
  • سجاد در نقد فیلم طهران ۵۷ | ابی برای آقایش سگ زرد پارس می‌کند!
  • Amir در نقد اتک آن تایتان Attack on titan
  • جودوکی در نقد مسابقه تلوزیونی سرآشپز ۱۴۰۵ | می‌شود برنامه سرگرمی ساخت اما غیرت ملی را فراموش نکرد
  • روشنا هستی بخش در نقد فیلم موسی کلیم الله حاتمی کیا | راوی دانای کل به‌سبک قرآن
  • روشنا هستی بخش در نقد فیلم موسی کلیم الله حاتمی کیا | راوی دانای کل به‌سبک قرآن
محصولات
  • دوره آموزش سینما استاد مستغاثی دوره آموزش سینما استاد مستغاثی
    تومان 1.500.000
  • دوره زن و رسانه دوره زن و رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.000.000
  • کتاب فرانکلین در تهران کتاب فرانکلین در تهران
    تومان 320.000
  • گنجینه کامل سومین همایش ملی دشمن‌شناسی و مقاومت | مجموعه فیلم و صوت ۲۰ پیش‌نشست تخصصی و همایش اصلی گنجینه سومین همایش ملی دشمن‌شناسی و مقاومت | مجموعه فیلم و صوت 20 پیش‌نشست و همایش اصلی
    تومان 500.000
  • دوره آموزشی سواد رسانه دوره آموزشی سواد رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 800.000
  • کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن
    تومان 4.000.000 قیمت اصلی: تومان 4.000.000 بود.تومان 999.000قیمت فعلی: تومان 999.000.
  • کتاب دین در سینمای شرق و غرب کتاب دین در سینمای شرق و غرب
    تومان 550.000
  • دوره مستندسازی با موبایل دوره مستندسازی با موبایل
    تومان 600.000
  • دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز
    تومان 1.000.000
  • کتاب برگ های گمشده کتاب برگ های گمشده
    تومان 380.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

;