نقد سریال مرد سه هزار چهره ۱۴۰۵ | طنز جنجالی مدیری و دلیل بازگشت او
اینستاگرام را که باز میکنیم، پر شده از ویدئوهایی که خبر پخش سریال جدید مهران مدیری را کنار همان کلیپ معروفش گذاشتهاند، کلیپی که در آن میگوید (حاضر نیستم حتی یک فریم از تصویرم در تلویزیون پخش شود.) انگار مدیری با همین قسمت اول سریال جدیدش توانسته مخاطبان زیادی جذب کند و خیلی زود دوباره وایرال شود، تا جایی که حتی همان کسانی که با بازنشر آن کلیپ مسخرهاش میکنند، خودشان هم پای تماشای سریال مینشینند.
اما چه میشود که بعضی از آثار مهران مدیری تا این اندازه دیده میشوند و بعضی دیگر نه؟ این موضوع را با دقت بررسی میکنیم و در پایان نیز به سراغ ماجرای کامل کلیپ جنجالی مدیری، تحلیل پیامدهای آن و حقوحقوق واقعی او برای جلوگیری از پخش آثارش میرویم.
پدیدآورنده: آمنه حیدرپور
فهرست مطالب
Toggleنقد سریال مرد سه هزار چهره | مقدمه
مرد سه هزار چهره مجموعهای کمدی به کارگردانی و بازی مهران مدیری و تهیهکنندگی جواد فرحانی است که به سفارش مرکز سیمافیلم ساخته شده است. این سریال ادامه ماجراهای مسعود شصتچی در دو مجموعه مرد هزارچهره و مرد دوهزارچهره است و مدیری بار دیگر نقش شخصیت اصلی آن را بازی میکند. بنا بر اعلام روابط عمومی سیمافیلم، تولید این مجموعه در چارچوب برنامه این مرکز برای بازگرداندن سریالها و شخصیتهای شناختهشده تلویزیونی انجام شده است.[1]
مسعود شصتچی نخستینبار در نوروز ۱۳۸۷ با سریال مرد هزارچهره به تلویزیون آمد و ماجراهایش در نوروز ۱۳۸۸ با مرد دوهزارچهره ادامه پیدا کرد. او در مجموعه نخست، کارمند اداره ثبت احوال شیراز بود که پس از سفر به تهران، با افراد مختلف اشتباه گرفته میشد و ناخواسته در جایگاههایی مانند پزشک، مأمور پلیس، شاعر و تبهکار قرار میگرفت. در مجموعه دوم نیز تلاش او برای پیدا کردن شغل به موقعیتهای تازهای منتهی شد و داستان با محکومیتش به ده سال تبعید در برره پایان یافت. مرد سه هزار چهره پس از فاصلهای حدود هفدهساله از پخش مجموعه دوم، ادامه زندگی همین شخصیت را روایت میکند.

داستان مجموعه جدید از تلاش شصتچی برای جبران سالهای ازدسترفته زندگیاش آغاز میشود. او میخواهد شغلی داشته باشد و بخشی از هزینههای خانواده را تأمین کند؛ به همین دلیل در یک اداره استخدام میشود تا کمکخرج پدرش باشد. با این حال، حضور او در محیط کار با اتفاقاتی پیشبینینشده همراه میشود و مسیر زندگیاش بار دیگر تغییر میکند.
در معرفیهای منتشرشده درباره ادامه داستان، از قرار گرفتن شصتچی در چند جایگاه متفاوت و ورود ناخواسته او به ماجرای مذاکرات ایران و آمریکا نیز نام برده شده است. بر اساس این گزارشها، وقایع فصل سوم پس از پشت سر گذاشتن دوران تبعید رخ میدهد و تلاش شخصیت اصلی برای سامان دادن به زندگی شخصی و شغلی، با ورود او به ماجراهای تازه همراه میشود.[2]

نگارش فیلمنامه مرد سه هزار چهره بر عهده امین انتظاری، احمدرضا کاظمی و محمدامین فرشادمهر بوده است. این سه نویسنده پیش از این در نگارش سریال شیشماهه نیز با یکدیگر همکاری کرده بودند، به نظر میرسد که برخلاف گمانهزنیهای پیشین درباره حضور پیمان قاسمخانی، مهراب قاسمخانی و امیرمهدی ژوله، نام این افراد در گروه نویسندگان اعلامشده برای مجموعه جدید قرار ندارد.[3][4]
مهران مدیری علاوه بر کارگردانی، نقش مسعود شصتچی را ایفا میکند. غلامرضا نیکخواه، پروین قائممقامی، پژمان بازغی، نصرالله رادش، محمد بحرانی، پرویز فلاحیپور، رامین ناصرنصیر، آرش نوذری، علیرضا مهران و نوشین تبریزی از دیگر بازیگرانی هستند که نامشان در فهرستهای منتشرشده برای این مجموعه آمده است.[5]
در معرفی نقشها، غلامرضا نیکخواه بازیگر فریدون شصتچی، پدر مسعود، و پروین قائممقامی بازیگر نقش مادر او معرفی شدهاند. پژمان بازغی نقش سروان شاهین اعتمادی را بر عهده دارد و نصرالله رادش نیز در نقش آقای مردانی حضور پیدا میکند.
درباره ساختار روایی مجموعه، مهدی نقویان، رئیس مرکز سیمافیلم، توضیح داده است که شخصیت اصلی در طول داستان در پنج یا شش موقعیت مختلف قرار میگیرد. او هنگام تشریح وضعیت تولید، تعداد قسمتها را حدود پانزده قسمت اعلام کرده و گفته بود امکانات موردنیاز برای ساخت اثر در اختیار مهران مدیری قرار گرفته است. بنابراین، ماجراهای این فصل در چند موقعیت متفاوت دنبال میشود که همگی با حضور مسعود شصتچی به یکدیگر ارتباط دارند.[6]
پخش سریال از جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ در شبکه سه سیما آغاز شد و زمان اعلامشده برای نمایش آن، جمعهها ساعت ۲۰:۱۵ است. این مجموعه بهصورت هفتگی در جدول برنامههای شبکه قرار گرفته است.
چرا برخی آثار مهران مدیری به راحتی وایرال میشود
مرد سه هزار چهره پخش شد و خیلی زود تکههایی از آن در شبکههای اجتماعی چرخید، از شوخی با گفتوگوهای سروش صحت و مجتبی شکوری تا دیالوگهایی که مخاطب در آنها دنبال اشارههای سیاسی میگردد. وقتی یک سکانس از تلویزیون بیرون میآید و بین کاربران میچرخد، خود مخاطب کار معرفی سریال را انجام میدهد؛ ویدئو را برای دوستش میفرستد و او را هم به دیدن داستان دعوت میکند. حالا مدیری در این مجموعه چه کرده که چنین اتفاقی افتاده است؟
البته یکی از وایرال ترین کیلیپ هایی که از این مجموعه بعد از قسمت اول پخش شد خبر پخش در کنار سخنان معروف مهران مدیری که در حالت خشم آلود میگوید راضی نیستم حتی یک فریم از فیلم های من در صدا و سیما پخش بشود، بسیار دیده شد اما اینکه واقعیت پشت این حرف چه بود و چرا مهران مدیری برگشت را در پایان متن در بخش جداگونه ای بررسی خواهیم کرد.
اما به سوال اول برمیگردیم چرا برخی کارهای مهران مدیری خاصیت خود وایرال شوندگی دارند.
خاطرهای که دوباره تازه میشود
اولین نکته، استفاده از خاطره جمعی است. مسعود شصتچی برای مخاطب غریبه نیست که سریال مجبور باشد از اول او را معرفی کند و وقت بگذارد تا تماشاگر با او ارتباط بگیرد. چهره، لحن، دستپاچگی و مدل رفتارش از قبل در ذهن مخاطب مانده است. دوباره که او را میبینیم، موقعیتهایی یادمان میآید که سالها پیش با آنها خندیدهایم. برای همین، سریال هنوز داستان تازهاش را شروع نکرده، بخشی از راه ارتباط با مخاطب را رفته است.
این امتیاز کمی نیست. مخاطب با دیدن شصتچی، هم خود شخصیت را به یاد میآورد و هم روزهایی را که کنار خانواده سریالش را تماشا میکرده است. همین است که برگشتن یک شخصیت قدیمی میتواند شوقی ایجاد کند که یک شخصیت تازه به این راحتیها ایجاد نمیکند. اما خاطره هم بهتنهایی سریال را سرپا نگه نمیدارد. اگر اسم مدیری و سابقه کارهایش کافی بود، چرا شیشماهه آن چیزی نشد که مخاطب انتظار داشت؟[8]

تفاوت را باید در اتفاقی دید که بعد از این آشنایی میافتد. مخاطب شصتچی را میشناسد، اما نمیداند این بار قرار است کجا گیر بیفتد. همان آدم با همان رفتار، وارد محیطی میشود که قواعدش را نمیفهمد و برای نقشی که به او دادهاند آماده نیست. تماشاگر از همین برخورد لذت میبرد، آدمی که میشناسیم، در موقعیتی که نمیدانیم چطور از آن بیرون میآید. تازگی مجموعه دقیقا مربوط به همین جاست، هر بار میشود همان شخصیت را وارد دنیای دیگری کرد و از واکنشهایش یک داستان تازه ساخت.
شوخیای که مخاطب باید کشفش کند
نکته مهمتر، شوخیهای چندلایه و گاهی نزدیک به محدودههای ممنوع است. بعضی شوخیها همان لحظه تمام میشوند، مخاطب میخندد و میرود سراغ ادامه داستان. بعضی دیگر تازه بعد از تمامشدن سکانس شروع میشوند. بیننده با خودش میگوید منظورش چه کسی بود؟ این لحن را کجا شنیدهام؟ این اسم چرا آشناست؟ همین پرسشها باعث میشود دوباره سکانس را ببیند، جستوجو کند یا آن را برای دیگری بفرستد.
از نظر پژوهشی هم میشود خیلی کوتاه توضیح داد چرا این اتفاق میافتد. در نظریه نقض بیخطر(Benign Violation)، مکگرا و وارن میگویند یک موقعیت وقتی خندهدار میشود که مخاطب احساس کند از قاعدهای عبور شده، اما این عبور هنوز برایش قابلتحمل است. پژوهش برگر و میلکمن درباره انتشار محتوای آنلاین هم نشان میدهد محتوایی که هیجان بیشتری ایجاد میکند، شانس بیشتری برای بازنشر دارد. این پژوهشها درباره خود این سریال نیستند، اما کمک میکنند بفهمیم چرا ترکیب جسارت و غافلگیری، مخاطب را به فرستادن یک شوخی برای دیگران ترغیب میکند.[9][10]
شوخی قسمت اول با فضای گفتوگوهای سروش صحت و مجتبی شکوری نمونه خوبی از همین روش است، فضایی که رسانهها هم آن را به گفتوگوهای کتابباز ربط دادهاند. مخاطبی که آن برنامه را دیده، اشاره را میگیرد، اما سریال همهچیز را مستقیم و آماده تحویلش نمیدهد. در تقلید و اغراق، جسارتهایی دیده میشود و در عین حال، شوخی هنوز به جایی نرسیده که تمام شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال ببرد.

تماشاگر اول چند نشانه آشنا میبیند، مدل حرفزدن، برخورد با موضوع یا حالوهوای گفتوگو. بعد آنها را کنار هم میگذارد. درست حدس زده است؟ واقعاً منظور همان کسی است که به ذهنش رسیده؟ وقتی واکنش دیگران را میبیند و حدسش تأیید میشود، بهجز خود شوخی، از کشفش هم لذت میبرد. احساس میکند بخشی از ماجرا را خودش فهمیده و همین، او را بیشتر با سکانس درگیر میکند.
البته کسی که ویدئو را بعد از خواندن توضیح دیگران میبیند، این مسیر را به همان شکل طی نمیکند. او از اول میداند باید دنبال چه شباهتی بگردد، پس کمتر کشف میکند و بیشتر مقایسه. با این حال، سکانس در هر دو حالت چیزی برای حرفزدن دارد. یکی آن را میفرستد تا ببیند دیگری هم اشاره را گرفته یا نه، و دیگری میفرستد تا شباهتی را که پیدا کرده نشان بدهد.
با آوردن اسم یک آدم مشهور، چنین ارتباطی ساخته نمیشود. نشانهها باید آنقدر روشن باشند که مخاطب آنها را بشناسد و آنقدر غیرمستقیم که هنوز چیزی برای کشفکردن بماند.
از نگاه ما، این مدل شوخی تا وقتی حرمت اشخاص را نشکند، قابل دفاع است. میشود با لحن، رفتار رسانهای یا عادتهای یک چهره شناختهشده شوخی کرد، بدون اینکه تمام شخصیتش را خرج خنداندن مخاطب کرد. در مورد دین و شخصیتهایی که حرمت دینی دارند، این مرز مهمتر هم میشود. جذاببودن یک سکانس اجازه نمیدهد آن حرمت شکسته شود. در همین نمونه هم نکته مثبت، کنترل شوخی است، مخاطب اشاره را میگیرد و میخندد، اما قرار نیست برای این خنده، عزتنفس طرف مقابل خرد شود.
کنایه سیاسی، نقد یا لذت رمزگشایی؟
بخش حساستر، شوخیهای ریز با اسمها و نشانههای سیاسی است. یک اسم یا عبارت در خود داستان معنایی دارد، اما همزمان ذهن مخاطب را به بیرون از سریال میبرد. درباره سکانس ابتدایی مرد سه هزار چهره هم چنین برداشتی مطرح شده و مخاطبان با انتشار ویدئو، اسمهای بهکاررفته را به چهرههای سیاسی ربط داده اند. همین گزارش نشان میدهد که برداشت سیاسی از این سکانس شکل گرفته است.[12]
جذابیت این شوخی از همین دوپهلو بودن میآید. بیننده احساس میکند حرفی زده شده که در ظاهر زده نشده است. هم اشاره را گرفته و هم حس میکند چیزی پشت دیالوگ را فهمیده است. بعد ویدئو را برای دیگری میفرستد و میپرسد: فهمیدی منظورش چه کسی بود؟ سکانس تبدیل میشود به یک رمز مشترک و فرستادنش برای دیگران، راهی است برای شریکشدن در لذت فهمیدن آن.
اما این توانایی هنوز به معنای نقد سیاسی موفق نیست. میشود با اسم یک سیاستمدار بازی کرد و مخاطب را خنداند، بدون اینکه چیزی درباره تصمیمها، عملکرد یا مناسبات قدرت گفت. باید دید بخشهای مربوط به مذاکرات، که پیشنمایششان را دیدهایم، چطور پیش میروند. آیا رفتار و منطق آن موقعیت را نقد میکنند یا در حد چند کنایه و شکلک آشنا باقی میمانند؟
نویسنده سریال گفته است شوخیهای بخش مذاکرات بیشتر با تشریفات و رفتارهای دیپلماتیک است و قرار نیست مجموعه مستقیم وارد روابط سیاسی کشورها شود. این توضیح میگوید سازندگان چه محدودهای برای کارشان در نظر گرفتهاند، نتیجه را باید در خود صحنهها دید. نقد وقتی اتفاق میافتد که مخاطب بعد از خندیدن، چیزی از روابط و رفتارهای آن موقعیت را بهتر بفهمد. پیداکردن اسمها و شباهتها، بهتنهایی چنین کاری نمیکند.[11]
کنار اینها، مظلومیت شصتچی هم اثر خودش را دارد. مخاطب به اشتباهاتش میخندد، اما دلش نمیخواهد این آدم زیر فشار دیگران و گرفتاریهایش له شود. همین همراهی عاطفی باعث میشود شخصیت برای او چیزی بیشتر از یک وسیله خندیدن باشد. پژوهش جذابیت طرف ضعیفتر (The Appeal of the Underdog) نشان داده است وقتی کسی با شانس کمتر برای موفقیت معرفی میشود، میتواند حمایت بیشتری به دست بیاورد. این یافته به فهم همدلی با شصتچی کمک میکند، اثبات نمیکند که سریال به همین دلیل وایرال شده است. در بحث ما هم این نکته یک عامل مکمل است.[13]
در این زندگی، دین کجاست؟
با همه این نکات مثبت، یک نقد جدیتر درباره دنیای آثار مدیری باقی میماند، از برره تا هیولا، روابط اجتماعی، منفعتطلبی، پول و فساد جای مهمی در داستان دارند. در هیولا، هوشنگ شرافت معلمی است که فشار زندگی و واردشدن به روابط ثروت و فساد، او را از آدمی که قبلاً بوده دور میکند.[14]
فعلاً کاری نداریم مدیری در نقد این روابط چقدر موفق بوده، کجا اغراق کرده و کجا تصویر نامتناسبی ساخته است. حرف ما جای خالی رابطه انسان با خدا در این دنیاست. آدمها گرفتار میشوند، میترسند، طمع میکنند، تحقیر میشوند و دنبال راه نجات میگردند؛ اما دعا، شکر، توکل و رازونیاز کجای زندگی آنهاست؟ دین کجا به تصمیمشان جهت میدهد، کمکشان میکند مقاومت کنند یا حتی رنجشان را بفهمند؟
مدیری در گفتوگویی درباره اعتقاد شخصیاش گفته است که خدا را مراقب خود میداند و کارهایش را به او میسپارد. پس این رابطه برای خودش نامفهوم نیست. حالا میشود پرسید، این تکیهگاهی که در توضیح زندگی خودتان از آن حرف میزنید، چرا در دنیای داستانهایتان چنین جای خالی بزرگی دارد؟ چرا شخصیت برای فهم هر فشار و گرفتاری باید مدام به روابط زمینی برگردد و رابطهاش با خدا در حاشیه بماند؟[15]
اینکه بگوییم سریال طنز است، جواب قانعکنندهای نیست. طنز از زندگی آدمها میآید و دین هم بخشی از همین زندگی است. کسی که در خانه شوخی میکند، در اداره گرفتار میشود و با خانوادهاش اختلاف دارد، میتواند نماز هم بخواند، وقتی گشایشی پیش میآید شکر کند و در تنهایی با خدا حرف بزند. قرار نیست با آمدن این لحظهها، قصه متوقف شود و شخصیت پشت تریبون برود. همانطور که غذاخوردن، نگرانی مالی یا گفتوگوی خانوادگی طبیعی وارد داستان میشود، تجربه دینی هم میتواند در رفتار و انتخاب آدمها جا بگیرد.
پایتخت مثال روشنی است که نشان میدهد این دو با هم ناسازگار نیستند. در این مجموعه، نماز، روزه و روابط دینی کنار موقعیتهای طنز حضور داشتهاند. گزارش مربوط به پایتخت ۴ هم مشخصاً از نماز جماعت، افطار و همراهی خانواده در برنامههای مسجد گفته است. در همان گزارش، تحسین رهبر شهید انقلاب از هویت ایرانی مجموعه هم نقل شده است. پس کنار هم نشاندن طنز و زندگی دینی، کار نشدنی و دور از دسترسی نیست که نبودش را به حساب ناسازگاری این دو بگذاریم.[16]
حرف ما این نیست که چرا در هر قسمت یک صحنه عبادت نگذاشتهاند. با اضافهکردن یک نمای گذرا هم نمیشود گفت سهم دین را دادهایم و کار تمام است. بحث بر سر تصویری از زندگی است که سریال جلوی مخاطب میگذارد. چه چیزهایی در آن طبیعی و اثرگذارند و چه چیزی مدام بیرون قاب میماند؟ وقتی پول، ترس، قدرت و منفعت در توضیح رفتار آدمها حضور دارند، اما رابطه با خدا در فهم و پیشبردن زندگی نقشی پیدا نمیکند، نمیشود از کنار این غیبت بهسادگی گذشت.
از نگاه دینی، فراموشی مهمترین عنصر زندگی همیشه با حمله مستقیم به دین اتفاق نمیافتد. گاهی با تکرار هرروزه دنیایی پیش میرود که آدمهایش برای همهچیز وقت و واکنش دارند، جز رابطه با خدا. میشود از مهارت مدیری در ساختن شوخی و زندهکردن یک شخصیت قدیمی گفت و همزمان این پرسش را هم جلوی آثارش گذاشت: در زندگیای که اینهمه با جزئیاتش شوخی میکنید، سهم خدا کجاست؟
از حتی یک فریم پخش نکنید تا بازگشت دوباره مهران مدیری
ویدئوی معروف مهران مدیری در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ و در روزهای نخست اعتراضات پس از فوت مهسا امینی منتشر شد. مدیری در آن ویدئو از برخورد خشونتآمیز با مردم انتقاد کرد و گفت پس از پایان ماه صفر قرار است حدود ۳۰ تا ۴۰ قسمت باقیمانده از دورهمی پخش شود، برنامهای که به گفته او برای ایجاد حال خوب ساخته شده و پخش آن در آن شرایط معنایی ندارد. او در پایان، صریحتر از چیزی که انتظار میرفت، اعلام کرد (نمیخواهم حتی یک فریم از تصویر من به هیچ بهانهای در هیچ شبکهای پخش شود) و با اشاره به نقش خود بهعنوان سازنده، کارگردان و مجری دورهمی مدعی شد که حق دارد مانع پخش آن شود.[۱۷]
انتشار این ویدئو در آن فضای مسموم و بهشدت هیجانی را نمیتوان جدا از شرایط شبکههای اجتماعی تحلیل کرد. در آن روزها بخشی از فضای مجازی از هنرمندان انتظار بیجا داشت هرچه سریعتر موضع بگیرند و هرکسی را که سکوت میکرد، به باد فحش و بد و بیرا میگرفت. مدیری هم به نظر میرسد تلاش کرد از همین فضا استفاده کند تا چهره و اعتبارش را نزد همان گروهی حفظ کند که همراهی با موج را از هنرمندان مطالبه میکردند. او در این کار تا حد زیادی هم موفق شد. جمله حتی یک فریم از تصویر من پخش نشود بهسرعت دیده شد و تصویری از مدیری ساخت که انگار برای همیشه با صداوسیما قطع رابطه کرده است.
اما همین گروهی که مدیری احتمالاً قصد داشت جایگاهش را نزد آنها حفظ کند، امروز کلیپ او را کنار خبر پخش سریال جدیدش میگذارند و مسخرهاش میکنند. تناقض تلخ ماجرا همینجاست؛ مدیری برای حفظ اعتبار خود نزد گروهی موضع گرفت که حالا همان موضع را به وسیلهای برای حمله به خودش تبدیل کردهاند. کلیپی که قرار بود او را به چهرهای معترض و همراه فضای آن روزها تبدیل کند، اکنون به سندی علیه خودش تبدیل شده است.
از طرف دیگر، خیلی زود مشخص شد جمله مدیری، دستکم از نظر حقوقی، به آن سادگی که در ویدئو مطرح شده بود قابل اجرا نیست. ناصر قدیرکاشانی، تهیهکننده فصل پنجم دورهمی، اعلام کرد تمام قسمتهای باقیمانده تولید و تحویل صداوسیما شده، دستمزد مدیری نیز بهطور کامل پرداخت شده و مالکیت برنامه براساس قرارداد در اختیار سازمان است. به گفته او، مدیری میتوانست مخالفت شخصی خود را اعلام کند، اما تصمیم نهایی درباره پخش یا پخشنشدن برنامه با صداوسیما بود.[۱۸]
مدیری مدتی بعد ویدئوی نخست را از صفحه خود حذف کرد و در ویدئوی دیگری موضع دقیقتری گرفت. او این بار پذیرفت که مالک آثار تولیدشده برای تلویزیون، صداوسیماست و تصمیمگیری درباره پخش آنها نیز بر عهده همین سازمان قرار دارد.[۱۹] این توضیح دوم را میتوان نخستین عقبنشینی آشکار از بخش اجرایی ادعای حتی یک فریم دانست. او از موضع اجتماعی اولیه خود عذرخواهی رسمی نکرد، اما پذیرفت که خواسته شخصیاش الزام حقوقی برای صداوسیما ایجاد نمیکند.
نکته جالب اینجاست که ویدئوی دوم مدیری هیچوقت به اندازه کلیپ اول دیده نشد. مخالفان ایران و جمهوری اسلامی ترجیح دادند همان ویدئوی نخست را بارها بازنشر کنند، چون روایت دلخواهشان را بهتر میساخت، هنرمندی که از صداوسیما جدا شده، خواسته تصویرش از تلویزیون پخش نشود و دیگر هم قرار نیست برگردد. ویدئوی دوم این تصویر را به هم میزد؛ چون مدیری در آن پذیرفته بود آثار تولیدشده در مالکیت صداوسیما قرار دارند و تصمیم پخش نیز با خود سازمان است. به همین دلیل، کلیپ اول ماند و کلیپ دوم تقریباً از حافظه عمومی حذف شد.
ماجرا با همین توضیح تمام نشد. صداوسیما بعدتر علیه مدیری طرح دعوای حقوقی کرد و مدعی شد انتشار آن ویدئو باعث شده امکان پخش قسمتهای باقیمانده دورهمی و بازپخش بعضی آثار او از بین برود و در نتیجه، سازمان از محل هزینه تولید و درآمدهای تبلیغاتی متحمل خسارت شده است. در مقابل، تهیهکننده دورهمی گفت مدیری قرارداد مستقیمی با صداوسیما نداشته و قرارداد او با تهیهکننده بوده است. سازندگان برنامه نیز بابت مطالبات پرداختنشده خود علیه سازمان اقدام حقوقی کردند.[۲۰] در فروردین ۱۴۰۳ همچنان اعلام میشد که پرونده شکایت صداوسیما از مدیری در حال رسیدگی است و قسمتهای تحویلشده دورهمی نیز سرنوشت روشنی ندارند.[۲۱]
با وجود این اختلافها، مسیر بازگشت مدیری بهتدریج باز شد. ابتدا فعالیت او در شبکه نمایش خانگی با برنامههایی مانند اسکار ادامه پیدا کرد. سپس مدیران تلویزیون اعلام کردند مذاکره با هنرمندان، از جمله مهران مدیری، منتفی نیست. در تیر ۱۴۰۴ تصویربرداری سریال شیشماهه آغاز شد و این پروژه بهعنوان بازگشت رسمی او به صداوسیما معرفی شد [۲۲]. این همکاری پس از آن نیز ادامه پیدا کرد و در شهریور ۱۴۰۵ مجموعه مرد سههزار چهره با کارگردانی و بازی مدیری در جدول پخش شبکه سه قرار گرفت.[۲۳]
حالا همان کلیپ قدیمی دوباره از بایگانی بیرون آمده و کنار خبر پخش سریال جدید مدیری قرار گرفته است. همان افرادی که روزی از موضع او استقبال میکردند، امروز جمله حتی یک فریم را با لحن تمسخرآمیز بازنشر میکنند. این واکنش از یک جهت نشان میدهد مدیری در سال ۱۴۰۱ اعتبار خود را نزد جریانی جستوجو کرد که همراهیاش دائمی نیست. تا زمانی که حرفهای او به کار آن جریان میآمد، تشویق شد؛ اما بهمحض اینکه مسیر حرفهایاش تغییر کرد، همان حمایت جای خود را به تمسخر داد.
بااینحال، این رفتار مخالفان مسئولیت خود مدیری را از بین نمیبرد. او هنوز باید به یک پرسش روشن پاسخ دهد. چه چیزی تغییر کرده است؟ آیا نظرش درباره صداوسیما عوض شد؟ آیا از ازدستدادن جایگاه حرفهای و بخش بزرگی از مخاطبانش ترسید؟ آیا فشارهای حقوقی و مالی در این تصمیم نقش داشت؟ یا از ابتدا آن ویدئو بیشتر واکنشی حسابشده به فضای هیجانی شبکههای اجتماعی بود تا تصمیمی جدی و ماندگار؟
درباره اینکه دقیقاً چه توافقی میان مدیری و صداوسیما انجام شده، اطلاعات شفافی منتشر نشده است. در منابع عمومی بررسیشده، خبری از انتشار رأی نهایی دادگاه، پسگرفتن رسمی شکایتها یا توضیح مستقیم مدیری درباره علت تغییر تصمیمش دیده نمیشود. بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت او بهدلیل رأی دادگاه، مصالحه مالی، فشار حقوقی یا یک تصمیم حرفهای به تلویزیون برگشته است. آنچه میتوان دید این است که مدیری مدت کوتاهی پس از ویدئوی نخست، مالکیت صداوسیما بر آثار قبلی را پذیرفت و چند سال بعد نیز با ساخت اثری تازه، دوباره وارد همکاری مستقیم با همان سازمان شد.
اگر مدیری بعدها فهمیده بخشی از فضایی که براساس آن موضع گرفته بود، حاصل روایتهای تقطیعشده، اغراقآمیز و جهتدار رسانههای مخالف بوده، باید صریح درباره آن حرف بزند. اگر هم همچنان به حرفهای آن روزش باور دارد، لازم است توضیح دهد چه چیزی تغییر کرده که امروز همکاری دوباره با صداوسیما برایش امکانپذیر شده است. نمیشود یک روز از موج احساسی فضای مجازی برای حفظ چهره و اعتبار استفاده کرد و چند سال بعد، بدون هیچ توضیحی، به همان رسانه برگشت. این سکوت نه کلیپ نخست را پاک میکند و نه اجازه میدهد بازگشت امروز او صرفاً یک تصمیم عادی و حرفهای دیده شود.
آیا مدیری قانوناً حق داشت مانع پخش آثارش شود؟
پاسخ کوتاه این است. درباره دورهمی و آثار سفارشی صداوسیما، احتمالاً نه؛ مگر اینکه در قرارداد صراحتاً چنین اختیاری برای او در نظر گرفته شده باشد.
براساس ماده ۳ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، حق نشر، پخش و بهرهبرداری از اثر در اصل متعلق به پدیدآورنده است. ماده ۴ نیز حقوق معنوی پدیدآورنده را غیرقابل انتقال میداند. در عین حال، ماده ۵ اجازه میدهد حقوق مادی، از جمله حق تهیه و پخش فیلم تلویزیونی، به دیگری واگذار شود. مهمتر از همه، ماده ۱۳ میگوید حقوق مادی آثاری که در نتیجه سفارش پدید میآیند، تا سی سال متعلق به سفارشدهنده است؛ مگر اینکه در قرارداد، مدت کمتر یا ترتیب محدودتری تعیین شده باشد.[۲۴]
بنابراین باید میان حقوق معنوی مدیری و حق مادی پخش تفکیک کرد. او همچنان حق دارد با تحریف اثر، حذف نام خود یا استفادهای خارج از چهارچوب توافقشده مخالفت کند. همچنین استفاده تازه و تبلیغاتی از تصویر او، اگر خارج از قرارداد باشد، میتواند بحث حقوق شخصی و رضایت را مطرح کند. اما این حقوق لزوماً به او اجازه نمیدهد پس از دریافت دستمزد و تحویل برنامه، مجوز پخشی را که قبلاً در قالب قرارداد واگذار شده یکطرفه پس بگیرد.
پس عبارت تصویر خودم است و اجازه نمیدهم پخش شود در یک اثر تلویزیونی قراردادی بهتنهایی اثر حقوقی ندارد. شخص، مالک چهره و حیثیت خود است؛ ولی الزاماً مالک حق پخش هر برنامهای نیست که با رضایت او، در قالب قرارداد و با هزینه سفارشدهنده تولید شده است. در پرونده دورهمی نیز اظهارات تهیهکننده درباره پرداخت دستمزد، تحویل کامل قسمتها و مالکیت سازمان، کفه حقوقی را بیشتر به سود صداوسیما سنگین میکند.
بازگشت چند سال بعد او نشان داد جمله حتی یک فریم بیشتر یک موضع اعتراضی در فضای ملتهب آن روزها بود تا تصمیمی حقوقی، دائمی و قابل اجرا. شاید او توانست مدتی اعتبارش را نزد بخشی از مخالفان حفظ کند، اما امروز همان افراد کلیپش را دستبهدست میکنند و به بازگشتش میخندند. این همان سرانجام اعتباری است که روی موج هیجان فضای مجازی ساخته شود، تا وقتی همراه موج باشی تشویقت میکنند و بهمحض اینکه مسیرت را تغییر بدهی، همان جملههای خودت را علیه تو به کار میگیرند.
جمعبندی نهایی
مرد سههزارچهره نشان داد مهران مدیری هنوز بلد است چطور یک شخصیت قدیمی را دوباره زنده کند و با کمک خاطره جمعی، شوخیهای چندلایه، کنایههای قابلرمزگشایی و مظلومیت همیشگی مسعود شصتچی، مخاطب را پای تلویزیون برگرداند. وایرالشدن سکانسهای قسمت اول هم اتفاقی نبود؛ مدیری به مخاطب چیزی میدهد که هم به آن بخندد، هم دربارهاش حرف بزند و هم برای دیگران بفرستد. بااینحال، باید دید این جذابیت در ادامه به نقدی جدی از جامعه و سیاست میرسد یا در حد چند اشاره آشنا باقی میماند. در کنار همه اینها، جای خالی رابطه انسان با خدا در دنیای آثار او همچنان نقدی است که نمیشود ساده از کنارش گذشت.
بازگشت مدیری یک تناقض قدیمی را هم دوباره زنده کرد. او روزی گفت حتی یک فریم از تصویرش پخش نشود، اما امروز با سریالی تازه به همان تلویزیون برگشته است. آیا نظرش تغییر کرده، از جایگاهش ترسیده یا آن حرف بیشتر محصول موج هیجانی فضای مجازی بوده است؟ پاسخ روشنی نداریم. چیزی که میدانیم این است که اعتبار ساختهشده روی موج فضای مجازی ماندگار نیست؛ همانهایی که دیروز تشویقت میکردند، امروز جمله خودت را علیه تو به کار میگیرند.
پیوست ها
[1] خبرگزاری مهر، مرد سه هزار چهره در راه آنتن؛ مهران مدیری دوباره مسعود شصتچی میشود
[2] اقتصادآنلاین، زمان پخش سریال مرد سه هزار چهره / داستان سریال جدید مهران مدیری چیست؟
[3] شهرآرانیوز، سریال مرد سه هزار چهره با نویسندگان شیشماهه ساخته شد
[4] ایسنا، آغاز ۳ سریال جدید در شبکه سه / پخش مرد سههزار چهره مهران مدیری از جمعه
[5] نمناک، زمان پخش و تکرار مرد سه هزار چهره؛ تعداد قسمت و جدول پخش
[6] شرق، هر آنچه برای آقای مدیری لازم بود فراهم کردیم / سریال مرد ۳ هزار چهره چگونه ساخته شد؟
[7]عصر ایران، شوخی مرد سه هزار چهره با سروش صحت و مجتبی شکوری؛ گزارش و ویدئوی سکانس.
[8] خبرگزاری مهر، ادامه چالش بر سر شبکه خانگی؛ مخاطب شیشماهه مدیری را دوست دارد؟
[9] مکگرا و وارن، [2010]، نقضهای بیخطر: خندهدارشدن رفتار غیراخلاقی، مجله Psychological Science.
[10] برگر و میلکمن، [2012]، چه چیزی محتوای آنلاین را وایرال میکند؟، مجله Journal of Marketing Research.
[11] خبرگزاری مهر، گفتوگو با احمدرضا کاظمی درباره نگارش و شوخیهای سیاسی مجموعه.
[12]رویداد۲۴، کنایه سیاسی مرد سه هزار چهره به روحانی و پزشکیان؟؛ گزارش برداشت سیاسی از سکانس و ویدئو.
[14] انتخاب، معرفی سریال هیولا؛ معرفی شخصیت و مسیر داستانی هوشنگ شرافت.
[15] عصر ایران، واکنش مدیری به حاشیهسازیهای دورهمی؛ اظهارات مدیری درباره اعتقاد به خدا و توکل.
[16] دنیای اقتصاد، به نقل از مشرق، نظر رهبر انقلاب درباره سریال پایتخت.
[۱۷] فرارو ـ ویدئو و متن اظهارات مهران مدیری در شهریور ۱۴۰۱
[۱۸] جماران ـ اظهارات تهیهکننده درباره مالکیت دورهمی و پرداخت دستمزد مدیری.
[۱۹] همشهری آنلاین ـ ویدئوی دوم مدیری و پذیرش مالکیت صداوسیما بر آثار.
[۲۰] خبرآنلاین ـ جزئیات شکایتهای متقابل صداوسیما و سازندگان دورهمی.
[۲۱] خبرآنلاین ـ آخرین وضعیت پرونده در فروردین ۱۴۰۳.
[۲۲] ایسنا ـ آغاز تولید شیشماهه و بازگشت مدیری به تلویزیون.
[۲۳] ایسنا ـ پخش مرد سههزار چهره از شبکه سه.
[۲۴] متن قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان.
دیدگاهتان را بنویسید