نبرد آرماگدون چیست؟ موشکافی و توضیح کامل
نویسنده: اسداللهی
فهرست مطالب
Toggleآرماگدون چیست؟
آرماگدون نام شهری در منطقۀ عمومی «شام» که با توجه به باب «شانزدهم مکاشفات یوحنا»، در «عَهد جدید» جنگی عظیم در این منطقه رخ خواهد داد و زندگی بشر پایان میپذیرد.
این واژه به معنای نبرد نهایی حق و باطل است. تحولی بزرگ که نگاه هر دنیا پرستی را به این واقعه سوق میدهد تا وَرای شوک بزرگ برای زندگی دنیوی خود، این سؤال را از خود بپرسد که طرف حق است یا باطل! دلیل این جنگ بزرگ چیست؟
آیا این نبرد حتمی است و اتفاق خواهد افتاد؟ سرنوشت انسان در این جنگ چه میشود؟ این جنگ چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟ و هزاران سوال دیگری که ذهن مخاطب را درگیر خواهد کرد.
هرمجدّون
جایی به نام «هرمجدّون» بهعنوان میدان جنگ آخرالزمان که در کتاب «مکاشفه یوحنا» آمده است. این محل برای مسیحیان اهمیتی فوق العاده دارد به طوری که صهیونیستها با ساختن هتلها و پارکها در آنجا مبالغ هنگفتی را از این طریق به جیب خود سرازیر میکنند.
تفکرات بنیادگرایان
اعتقادات این گروه در حدی است که میگویند آمریکا به دلیل برتری که دارد باید بر کل جهان حاکم باشد. این تفکرات پایهای برای توسعه امپراتوری این کشور استعمارگر شد. به همین دلیل است که آمریکا با توجه اهداف شکل گرفته در این گروه(پیشگوییهای کتاب مقدس)، راه را برای هموار کردن جنگ آرماگدونی در ناحیه سرزمین اشغالی فراهم میکند.
بنیادگرایان انجیلی و عقاید آرماگدونی آنها
کشیش «بیلی گراهام» که از سال 1970 هشدار میدهد جهان با سرعت بسیار به سوی آرماگدون در حرکت است و جوانان کنونی شاید آخرین نسل تاریخ باشند.
او در پاسخ به اینکه آرماگدون کجاست و چقدر به ما نزدیک است، میگوید: این منطقه در غرب رود اردن میان« الجلیل» و «السامره» در «دشت یزرعیل» قرار دارد.
جایی که وقتی ناپلئون به آنجا رسید گفت: این مکان شاهد بزرگترین نبرد جهان خواهد بود و میافزاید: کتاب مقدس به ما میگوید آخرین جنگ بزرگ تاریخ در اینجا به وقوع خواهد پیوست.
«جری فالول» و «هال لیندسی» از جمله افراد مشهوری که کتاب مقدس در یک دستشان و روزنامه در دست دیگر دارند مدام از حمله و جنگ آرمگدونی که در اسرائیل اتفاق خواهد افتاد و دشمنانی به آن حمله خواهند کرد میگویند آنها حتی دشمنان را مشخص میکنند، مثل روسیه و چین.
«فالول» و «لیندسی» میگویند: خداوند از ما میخواهد وارد جنگ خطرناکی شویم. این جنگ حد و مرزی برای تاریخ بشری قرار نمیدهد و اکنون در حالی که حدود دوازده دولت جهان سلاح هستهای در اختیار دارند میتوانیم، بر سراسر جهان غلبه کنیم. (1)
«لیندسی» قاطعانه اعلام میکند نسلی که از سال 1948 متولد شدهاند شاهد بازگشت مسیح خواهند بود اما پیش از این واقعه باید جنگ «یأجوج و مأجوج» و نبرد «آرمگدون» به وقوع بپیوندد، او میگوید: آتش سوزیها و آتش افروزیها زمانی آغاز میشود که اعراب و روسها به دولت اسرائیل یورش برند.
و در کتاب دیگر خود «جهان جدیدی از پی میآید» میگوید: منتظر باشید حداقل دویست میلیون نفر از شرق و میلیونها انسان دیگر از غرب (امپراتوری نوین روم- اروپای غربی) به رهبری مسیح دروغین در این جنگ شرکت میکنند.
«مسیح یسوع»، ابتدا کسانی را که شهر قدس را تخریب کردند از دم تیغ میگذارند و پس از آن به سراغ ارتشهای جمع شده در دشت «مگدو» یا «آرمگدون» میرود. عجیب نیست اگر جویهای خون تا دهنۀ لگام اسبان و تا دویست مایلی قدس راه بیفتد و این دشت پر از تجهیزات جنگی و خون و اجساد شود. (2)
«پت رابرتسون» انجیلی تلویزیونی میگوید:
کتاب مقدس اشاراتی مشخص به حوادث آیندۀ جهان دارد و پیشگوییهایی را در برمیگیرد که جهان را به لرزه در میآورد. نبرد آرمگدون در جای خود قرار دارد و ممکن است برای تحقق پیشگوییهای «حزقیال» هر آن به وقوع بپیوندد. آرمگدون هر آن ممکن است اتفاق بیفتد و ایالات متحده در این پیشگوییهای «حزقیال» باید حضور داشته باشد و ما همگی آمادهایم.
«جان هاگی» نویسندۀ آمریکایی، در «سپیده دم آخر» مینویسد: همانگونه که میدانیم فرجام جهان نزدیک شده است و آمریکا سمبل «تایتانیک» جدید است. ما اکنون در حال حرکت به سوی فاجعه هستیم!
کشیش«کن باگ» از «کلیسای کتاب مقدس ماکلین» معلم یکی از مدارس روزهای یکشنبه و «کنت استار» مدعی العموم کسی که در رسوایی «مونیکا لاینسکی» از «بیل کلینتون» بازجویی نمود میگوید: فرجام فرا رسیده است… به نظر من احتمال بسیار زیادی وجود دارد که در زمان ما به وقوع بپیوندد.
«باگ» هشدار میدهد بیش از وقوع آرماگدون آتش جنگهای دیگر برافروخته شده و از هر دو نفر یک نفر کشته خواهد شد به عبارتی سهمیلیارد نفر کشته خواهند شد.( این آمار برای زمانی است که جمعیت کره زمین را شش میلیارد محاسبه کرده بودند)
«جری فالول» کشیش انجیلی، اعلام کرد: آرماگدون یک حقیقت است، حقیقتی وحشتناک و ترسآور. ما بخشی از نسل آخرین هستیم؛ نسل آخر. تاریخ به اوج خود خواهد رسید. فکر نمیکنم فرزندانم بتوانند کاملاً به زندگی خویش ادامه دهند. در آرماگدون اولین و آخرین زد و خوردها به وقوع میپیوندد.
سپس خداوند از این جهان و هستی خلاص میشود او این زمین را نابود خواهد کرد… این آسمان و زمین را. میلیاردها نفر در آتش جنگ آرماگدون خواهند مرد.
همانطور که از صحبتها مشخص و نمایان است سایۀ ترس و وحشت و کشتار جهانی با مطرح کردن موضوع جنگ آرمگدون در سخنرانیهای این بینادگریان انجیلی به وضوح مشخص است. آنها با مطرح کردن جنگهای آرماگدونی و نقش آمریکا به عنوان منجی در حوادثهای اخیر به عنوان ناجی بر حق صحبت میکنند.
آنها با برپایی نمایش جنگهای استعماری برای وسیعتر کردن دامنۀ نفوذ خود بر سایر کشورها، آرماگدون را بهانهای برای پوشش کارهای شیطانی و ظالمانۀ خود قرار میدهند و اینکار را با به راه انداختن جنگهای آخرالزمانی و هستهای از طریق کشورهای غرب و آمریکا انجام میشود.
تأثیرگذارترین مُبشران آرماگدون بر طرفداران خود
نظرسنجی که در سال 1998 در آمریکا انجام شد و همچنین هفته نامۀ «تایم» بزرگترین هفتهنامۀ آمریکا عنوان کرد؛ بیشی از نیمی از آمریکاییها-51 %- اعتقاد دارند حادثهای بشری، تمدن بشری را در قرن اخیر از بین خواهد برد. از جمله مهمترین و بارزترین کاهنان مُبشر آرماگدون میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
– «جک ون امپ»: از «رویال آک» ایالت میشیگان. او مجری برنامهای هفتگی است که بیش از 90 ایستگاه تلویزیونی بر روی امواج «UHF»و 43 ایستگاه رادیویی آمریکایی و بین المللی به وسیلۀ «ترانس ورلد» آن را تحت پوشش قرار میدهند و برای سراسر جهان پخش میکنند.
– «چارلز تایلر»: از «هانتینگتون بیتچ» ایالت کالیفرنیا. وی برنامۀ خویش به نام «امروز در پیشگوییهای کتاب مقدس» بوسیلۀ بیش از بیست ایستگاه منطقهای و محلی و بین المللی برنامۀ خویش را از طریق ماهوارههای «اسپیسنت وست کام» و « گالاکسی» پخش میکند.
– «استوارت مک برنی»: مدیر انیستیتو تحقیقات و پژوهشهای مذهبی کالیفورنیا. نشریۀ خاصی با تعلیقات و تفسیرات خاص منتشر میکند.
– «جک اسمیت»: در برنامۀ خود به نام «جهان امروز» که توسط صدها ایستگاه و شبکۀ ماهوارهای «گالیکاری» پخش میشود و در کلیسای «گالیکاریاش» در «گوستاومیسامی» کالیفرنیا و علاوه بر آن بیش از 600 کلیسا در ایالات متحده و صد کلیسا در سراسر جهان با حدود 25 هزار پیرو؛ این موارد را مطرح میکند.
– «پل کراچ»: از طریق شبکۀ «ترنیتی» برای آمریکاییها و به وسیلۀ ماهوارهها برای جهانیان برنامههایی پیرامون پیشگوییهای روز واپسین پخش میکند و «هال لیندسی» از جمله مهمانان همیشه حاضر در این برنامه است.
– «جیمز س. دابسون»: مجری برنامههای مذهبی «کولورادو» و بنیانگذار جمعیتی مذهبی است. تخمین زده میشود تعداد اعضای این جمعیت بیش از دو میلیون نفر و شعبههای آن در 34 ایالت پراکنده شده باشد؛ تعداد کارمندان دریافت کننده حقوق از آن به 1300 نفر رسیده و بودجۀ سالانهای معادل 114 میلیون دلار به آنها اختصاص مییابد و برنامۀ تلویزیونی و رادیویی هفتگیاش 28 میلیون نفر را تحت پوشش قرار میدهد.
– «لوییس پالاو»: او توجه روزنامۀ «نیویورک تایمز» را بخاطر توانایی در بسیج و گردآوری مردم به خود جلب کرد به همین دلیل روزنامه در سال 1999 تصویر او را در صفحۀ اول خود به عنوان یک پدیدۀ اجتماعی چاپ کرد. او در 67 کشور جهان برای حدود 12 میلیون نفر سخنرانی کرد.
از مهمترین نکاتی که در این موارد مطرح میباشد این است؛ کاهنان و روحانیان معتقد به عقیدۀ آرماگدون فقط به جمع آوری یاران و پیروان و شنوندگان برای خویش اکتفا نمیکنند بلکه به جمع آوری اموال آن هم در میزان و ابعاد بسیار گسترده نیز رو میآورند؛ از جملۀ اینها میتوان به افراد ذیل اشاره کرد:
– «اورال رابرتس»: کاهن تولسا. روزی به شنودگان خویش اطلاع داد به هشت میلیون دلار نیاز داردکه اگر فراهم نشود، خداوند او را نزد خویش فرا میخواند. یاران و پیروانش خواستهاش را برآورده ساختند و مبلغ مورد نیاز را برایش ارسال کردند.
– «و.الف.کریسول»: اسقف اولین کلیسای تعمیدی دالاس که 26 هزار پیرو دارد روزی به یاران و پیروان خویش گفت کلیسا در تنگنای شدیدی قرار دارد تا قبوض برق و سایر خدمات شهری را پرداخت کند و مبلغ آن یک میلیون دلار است او این مبلغ را در یک روز آن هم طی نماز «عشای ربانی» روز یکشنبه جمع آوری کرد.
«پت رابرتسون» یکی از سردمداران، مبشران انجیلی
«پت رابرتسون»: کسی که شبکۀ پخش مسیحیت، «سی.بی.ان» را در «ویرجینابیتچ» تأسیس کرده است. این ایستگاه سالانه 97 میلیون دلار سود معاف از مالیات به دست میآورد. او در این شبکه «ایستگاه خانوادگی» را راه اندازی کرد که هفتمین ایستگاه پخش ایالات متحده است و «رابرتسون» از طریق آن برنامۀ «باشگاه هفتصد» را پخش میکند. این برنامه که «رابرت بوستون» نویسندۀ آمریکایی پیرامون آن میگوید: این برنامه به همان اندازه که به مسائل مذهبی میپردازد به مسائل سیاسی توجه دارد.
او در سال 1997 «ایستگاه خانوادگی» را با هزینۀ 9/1 میلیارد دلار به شبکۀ «ووکس» فروخت. این شبکههای تلویزیونی در سطوح گستردهای با بهرهگیری از قدرت وسایل ارتباط جمعی جمعیت قابل توجهی را تحت پوشش خود دارند.
«بوستون» در کتاب خویش دربارۀ زندگی «رابرتسون» میگوید: وی خطرناکترین مرد آمریکاست. او اموال بسیاری از طریق برنامههای مذهبی جمع آوری میکند که از پرداخت مالیات معاف میباشد و این امکان را برای او فراهم ساخته است که طرحهایی از جمله طرحهای سیاسی را به مورد اجرا بگذارد؛ به ویژه در میان« پیمان مسیحی». پیمان مسیحی بودجۀ سالانه ای معادل 25 میلیون دلار، 7/1 میلیون عضو و 1600 مرکز و شعبه در 50 ایالت دارد. این پیمان به تنهایی با نفوذترین سازمان سیاسی ایالات متحده به شمار میآید.
«رابرتسون» همیشه حامی و پشتیبان «موبوتو» رئیس جمهور و دیکتاتور پیشین «زئیر» بود. او در «زئیر» دارای معدن سنگهای قیمتی است و موسسۀ خیرهای به نام « عملیات برکت» را اداره میکند که خدمات مسافرتی به سراسر جهان ارائه میدهد و درآمدهای آن معاف از مالیات میباشد. در سال 1999 «جانین د.هوول» عضو پارلمان ایالت «ویرجینیا» مسئلۀ معافیت درآمدهای «عملیات برکت» را در پارلمان مطرح ساخت و خواستار رسیدگی به این موضوع شد. چون خلبانان سازمان اطلاع داده بودند برخی از هواپیماها به طور اساسی برای انتقال سنگهای قیمتی معدنی اختصاص یافتهاند که «رابرتسون» مالک آن است.
در سال 1988 «رابرتسون» کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری و در سال 1999 رئیس یکی از بانکهای بزرگ آمریکا شد و در حال حاضر طرح تأسیس بانک ملی جدیدی را با همکاری بانک اسکاتلند در سر میپرواند. وی با تلفن و اینترنت با مشتریان و ارباب رجوعهای خود معامله میکند و به همین دلیل به دائر کردن شعبه برای فعالیتهای خود نیازی ندارد. وی از این شیوه برای ایستگاه تلوزیونی اش C.B.N و پیمان مسیحی کمک جمع آوری میکند که بازوی سیاسیاش به شمار میآید. روزنامۀ نیویورک تایمز در شمارۀ سوم مارس 1999 یادآور شد «رابرتسون» یکی از سهامداران اصلی این روزنامه و رئیس بخش دریافت کنندۀ وجوه روزنامه خواهد بود.
اما جهان امروز، جهان تصویر است که مصداق بارز آن تلویزیون و سینماست جایی که زمان زیادی از مخاطب میگیرد، به نحوی که با فضای سرگرمی، ایدئولوژی و تفکرات سیاسی و دینی خود را به خورد تماشاگر بدهند.
نقش کلیسا در نبرد آرماگدون
به غیر از ایستگاههای تلویزیونی و رادیویی و کلیساها کتابهای زیادی در زمینۀ آرماگدون به رقابت برخاستند؛ از جمله کتاب« روایات جان گریچام» یا کتاب «ستارۀ بزرگ در حال افول» اثر «هال لیندسی» .
نکتۀ حائیز اهمیت دیگری در مورد «کلیساهای کتاب مقدس» است. این کلیساها دانشگاههای مذهبی به شمار میآیند که در «دالاس» قرار دارند و منبع اعتقادی این مدّعا هستند که خداوند از ما میخواهد که کرۀ زمین را نابود کنیم. از این دانشگاه کشیشهای بسیاری فارغ التحصیل شدهاند. که در حال حاضر بیش از هزار کلیسای کتاب مقدس مبشر عقیدۀ آرماگدون میباشند. این کلیساها در سراسر ایالات متحد از شمال تا جنوب وجود دارد که وابسته به هیچ کلیسایی نیست و مستقل عمل میکنند. آنها فقط با سازمان بینالمللی همکاری با «کلیساهای کتاب مقدس» رابطه دارند.
«تری استلند» به تاریخ 12 فوریه 1999 در روزنامۀ «وال استریت» ژورنال نوشت: اکثر«کلیساهای کتاب مقدس» ارتباط روحی و معنوی تنگاتنگی با دانشگاه مذهبی «دالاس» دارند و به طور مستقیم یا غیر مستقیم اکثر کشیشها از آنجا فارغ التحصیل میشوند.
تخمین زده میشود تعداد بنیادگرایان ایالات متحده به حدود 50 میلیون نفر رسیده که پیرو فرقههای مختلف آیین مسیحیت میباشند. اما تندروترین و پرشورترین مدافعان عقیدۀ آرماگدون کسانی هستند که عضو جنبشهای انجیلی و جنبشهای مذهبی قدرتمند میباشند. این جنبشها در حال حاضر از جمله فرقههای بنیادگرایی مسیحی به شمار میآیند که در شمال آمریکا در حال رشد و نمو هستند.
از جملۀ این فرقهها در حال رشد، لاهوتیها و کشیشان و رؤسای مدارس مذهبی از جایگاه ویژهای برخوردارند و همان اعتقادات القا شده توسط رهبران افراطی و تندرویی چون «جیم جونز» به یاران و پیروان خود آموزش میدهند. وی هنگامی که یاران خویش را به سوی مرگ رهبری میکرد به آنها گفت: فرجام به سرعت خواهد رسید. به همین دلیل بگذارین ما با آن همراه شویم. بگذارید از دیگران پیشی بگیریم.
شهرت عقیدۀ آرماگدون از اعتقادات افرادی که «سبک مغز و سبک سر» نامیده میشوند پا را فراتر میدهد و به بلندترین و پایهترین دولت مردان آمریکا میرسد. یاران و پیروان این جنبش میلیونها دلار به آن کمک میکنند و به سخنان کشیشان تلویزیونی انجیلی گوش میدهند که مفاهیم بنیادی و مذهبی جنبش را تشریح و تفسیر میکنند. آنها کتابهای «هال لیندسی» و «تامهای» را میخوانند و یک هدف دارند: گرفتن دست خدا تا او آنها را به آسمانها ببرد و بدین وسیله از تمام سختیها نجات یابند و از آنجا شاهد آرماگدون و نابودی کرۀ خاکی باشند.
«رابرت شید» در کتاب خود « موانع کافی است: ریگان، بوش و جنگ هستهای» میگوید:
وقتی در سال 1982 از وزیر دفاع وقت آمریکا «کاسپار وینبرگ» پیرامون آرماگدون سوال شد جواب داد: «سِفر رویا»، یکی از کتابهای «عهد قدیم» را خواندهام. بله من اعتقاد دارم جهان به سوی پایان در حرکت است آن هم آنگونه که من به خواست و ارادۀ خداوند امید دارم و هر روز احساس میکنم زمان مورد نظر در حال فرارسیدن است.
«دیومک پرسون» محقق و مورخ آمریکایی میگوید: خطر عقیدۀ آرماگدون در این است که این عقیدهای کشنده و مُسری است.
برای مثال در این زمینه «هربرت آرمسترانگ» موفق شد در اواخر دهۀ شست و اوایل دهۀ هفتاد هزاران نفر از یاران و پیروان خویش را قانع سازد املاک خود را به کلیسایش «کلیسای جهانی خداوند» ببخشند؛ چون جهان به سوی فرجام در حرکت است و «تر دانیال» دبیر تحریریه نشریۀ « گزارش پیشگوییهای هزاره» در «فیلادلفیا» میگوید: کسانی که اعتقاد دارند فرجام جهان نزدیک است، دست به اعمال عجیب و غریبی میزنند.
برخی از جنبشهای شکل گرفته درجهت پیشبرد آرماگدون
تا سال 1999 «دانیال» بیش از 1200 جنبش از این نوع را به ثبت رساند. که برخی از آنان در ایالات متحده و برخی در سایر کشورهای جهان مشغول به فعالیت بودند؛ از جمله این جنبشها میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
جنبش کرهای «های اوجو»: جنبشی ماورایی که انتظار داشت، جهان در سال 1992 به پایان رسد و راه رسیدن به بهشت و آغاز مرحلۀ جدیدی برای جهان فراخ گردد؛ مرحلهای که براساس پیشگوییهای «عهد قدیم» استوار بود.
سازمان کشتار خورشید: گروهی هزارهگرا که به بازگشت مسیح و حاکمیت او بر جهان به مدت هزار سال اعتقاد دارد. این جنبش در سال 1994 عملیات قتل و خودکشیهای دست جمعی را در سوئیس و کانادا تدارک دید و در پی آن 50 نفر از پیروانش کشته شدند. در سینۀ برخی از آنها گردنبندهایی به چشم میخورد که سمبل سواران چهارگانه است و پیشگوییهای «سِفر رویا» به آن اشاراتی دارد. آنها به طور کلی تصویرگر مسیح، جنگ، گرسنگی و مرگ هستند.
داودیها (منتسب به رئیس خود دیوید کوروش) : جنبشی است که یاران و پیروان آن خارج از شهر «واکو» -«تگزاس»- زندگی میکنند. در آوریل 1993 اف.بی.آی به مجمع آنها حمله کرد و حاصل کشته شدن هشتاد نفر از اعضای جنبش بود.
دروازۀ آسمان: 39 تن از اعضای این جنبش در سال 1997 در حوالی شهر «سانتیاگو» خودکشی کردند و از خود اسناد و مدارکی برجای گذاشتند که عنوان میکرد جهان مملو از شرارت و محکوم به ویرانی و نابودی حتمی است.
صدایی در صحراها: جنبشی هزارهگر که در میلفورد- نیوهامشیر- فعالیت کرده و یاران و پیروان خویش را به پرهیز از کاشتن درخت یا برنامه ریزی برای آینده دعوت میکند. چون اعتقاد دارد: «این جهان آنقدر مناسب نیست که جایی برای پرداختن به این نوع کارها در آن وجود داشته باشد».
شهر خدایی یا الوهیم: این شهر که بیشتر شبیه قلعه و ارگ است در نزدیکی شهر متیل راک- ارگنزاس- قرار دارد و حدود صد تن از ساکنان مسلح آن فعالیتهای نظامی دارند و در انتظار وقوع حوادثی هستند که اعتقاد دارند سرآغاز فرجام تاریخ بشری است. «تیموتی موی» که به دست داشتن در بمب گذاری شهر «اوکلاهاما» متهم شده، در سال 1995 و پیش از انفجار ساختمان «اوکلاهاما» با دوستان خویش در شهر «الوهیم» تلفنی صحبت کرد.
در زمان ریاست جمهوری «ریگان و بوش» جنبش «هویت مسیحی» پای به عرصۀ وجود گذاشت و به سرعت در میان «راست افراطی» انتشار و گسترش یافت. دعوت این جنبش بر نفرت از «دیگران» استوار است. مثلاً سیاهان، یهودیان، زنان، همجنسبازان و پزشکانی که در عملیات سقط جنین دست دارند و …
از جمله قهرمانان جنبش «هویت» میتوان به « راندی ویفر» از شمال «ایداهو» اشاره کرد که به کشتن یک پلیس طی اعتصاب 11 روزهاش در آگوست 1992 متهم شد.
تأثیر شبکههای رسانهای بر افکار
با توجه به اینکه در دهۀ 70 میلادی منبع قدرت در موجهای رادیویی و صفحۀ نمایش تلویزیون ظاهر شد به طوری که «کلیساهای دیداری» با توجه به بر سوار شدن بر اسب تکنولوژی و ابلاغ رسالت مذهبی در جامعۀ غرب بویژه آمریکا صورت گرفت. اما این رسالت برای پیشبرد اهداف جنگ آرماگدونی کافی نبود. در رأس اهداف مسئله اسرائیل (فلسطین اشغالی) مطرح است موضوعی که جنگ آخرالزمانی در جایی اتفاق خواهد افتاد که فرسنگها از جامعۀ آمریکایی فاصله دارد اما ملت آمریکا باید برای پیشبرد این تفکر به پرستش اسرائیل برای رسیدن به اهدافش کمک کنند.
میلیون دلار هزینه جمع آوری از این کلیساها به اسرائیل اختصاص مییافت جایی که اوانجلیستها، مسیحیان صهیونیست و پیوریتن منتظر جنگ آرمگدون یا آرماگدون در ناحیه «مگدو» سرزمینهای اشغالی هستند. جنگی میان احزاب خیر و شر که حزب خیر آن شامل یهودیان و شر آن اعراب و روسها میباشند. به طور کلی نقش کلیساها و کشیشها در جامعۀ غربی به ویژه آمریکا با تکیه بر اینکه اسرائیل در برنامۀ فرجام جهان خداوند، که با جنگ آرمگدون و دومین ظهور مسیح آغاز میشود نقش کلیدی و اساسی خواهد داشت.
اعتقادات مبشران کلیساهای تلویزیونی به برپایی اسرائیل جهت تحقق پیشگوییهای تورات و نزدیک شدن جنگ آرماگدونی با حملۀ روسها و اعراب به اسرائیل و فرجام جهان با اعتقاد به اینکه «خداوند در کنار اسرائیل است نه در کنار اعراب تروریست» یا« شرّ بزرگ موجود میان اعراب سخن میگوید، چون آنها دشمن اسرائیل هستند» کاملاً مشهود است.
آرماگدون ریگان
«رونالد ریگان» رئیسجمهور ایالات متحده (بازیگر اسبق آمریکا)، (1988-1980)در دامان کلیسای مسیحیان انجیلی پروش یافت و مسیحی دوباره زاده شدهای بود که به «ایدئولوژی آرماگدون» اعتقاد داشت و این نامی است که مسیحیان دوباره زاده شده بر این ایدئولوژی گذاشتهاند. «ریگان» رئیس جمهور اسبق آمریکا از مادرش که کتاب مقدس میخوانده است و مؤمن به مسیح بود تأثیر بسیار گرفته است. او با خواندن کتاب مقدس بزرگ شده است و همچنین تأثیرات زیادی از دوستان خود مانند کشیش اوانجیلی «بیلی گراهام» را یادآوری میکند.
او حتی در مبارزات انتخاب ریاست جمهوری سال 1980 با واعظ تلویزیونی «جیم بیکر» یادآوری میکند ما همان نسلی هستیم که آرماگدون را میبیند. در همان سال «ویلیام ساویر» خبرنگار روزنامۀ «نیویورک تایمز» گزارش داد که «ریگان» مقابل کنگرۀ یهود گفت: «اسرائیل همان دمکراسی ثابت و استوار و بی همتایی است که میتوان به عنوان مکان وقوع آرماگدون به آن تکیه کرد». او دائماً از نابودی جهان صحبت میکرد. «ریگان» در تصمیمگیریهای سیاسی خود از ایمان و اعتقادش به پیشگوییهای کتاب مقدس تأثیر میگرفت.
آرمگدون هستهای
از جمله مسائلی که در سیاست سیاستمداران آمریکایی مطرح شد داشتن سلاح هستهای آن هم برای خود و اسرائیل در جهت اهداف جنگ آخرالزمانی است. از جمله افرادی که حق داشتن سلاح هستهای برای کشور آمریکا و رژیم نامشروع اسرائیل قائل میشد، کشیش و واعظ تلویزیونی مطرح «جری فالول» بود. او اعتقاد داشت جهان در انتظار وقوع نبرد هستهای آرمگدون میان نیروهای خیر و شیطان است. اسرائیل از جایگاه بارز و مهمی در سخنرانیها «جری فالول» و حمایتهای بی قید و شرط او برخوردار بود.
بعد از پیروزی آمریکا در جنگ خلیج فارس، «بوش» رئیس جمهور آمریکا درصدد برآمد تا برپایی «نظام نوین جهانی» را اعلام کند و ایدۀ فرجام جهان را با نشر ارزشهای آمریکایی در سراسر جهان تحقق ببخشد. در عمل از زمان ریاست ریگان و به بعد عقاید برپایی «نظم نوین جهانی« و «جنگ آرماگدون» به صورت صریح در صحبتهای سیاستمداران آمریکایی مطرح شده است.
تقدیرگرایان
تقدیرگرایی نظامی نسبتاً جدید که حدود دویست سال از عمر آن میگذرد اما در سالهای اخیر به سرعت و شدت بیشتری معروف و مشهور شده است. چهار ویژگی اساسی که میتوان برای تقدیرگرایی در نظر گرفت عبارتند از:
کسانی که عقیدۀ آرماگدون را تبشیر و تبلیغ میکنند دشمن سامیان هستند. مشخص است که «جریفالول» و سایر تقدیریها علاقۀ زیادی به اسرائیل دارند اما آیا این حس همدردی برای دل سوزی با یهودیان است خیر. دلیل حمایت آنها برای این است که میخواهند اسرائیل در جایی برپا شود که مکان ورود مسیح در دومین ظهورش باشد.
تقدیریها دیدی بسته به خداوند و هشت میلیارد انسان دیگر موجود روی زمین دارند. آنها خدایی را پرستش میکنند که فقط به دولت ملت توجه دارد:1) یهودیان 2) مسیحیان
آنها بر این عقیدهاند که «خداوند یهودیان را در مسیری (زمینی) و یک میلیارد مسیحی را در مسیر (آسمانی) قرار میدهد، اما باقی انسانها در محاسبات الهی جایی ندارند به همین دلیل خداوند از آنها میخواهد برای قربانی شدن در آتش آرماگدون پیش بیایند»
آنها قاطعانه اعتقاد دارند، عقل و آنچه در ذهن خداوند میگذرد را درک میکنند. موفقیت این دسته از افراد در گردآوری پیروان در تمام سطوح طبقات اجتماعی برای خود منوط به اعتماد به نفس آنهاست.
اعتقاد به جبر یا قضا یا قدر. آنها میگویند ظلم در جهان در حال افزایش است اما برای این کار قدمی هم برنمیدارند. عقیده دارند که خداوند از آنها نمیخواهد برای صلح کاری انجام دهند بلکه خواهان جنگ هستهای است که کرۀ زمین را تخریب و نابود سازد.
در پایان
عقیدۀ آخرالزمانی همان عقایدی میباشد که تمام ادیان الهی به آن پایبندد و از آن خبر میدادند که در آخرالزمانی وقایعی اتفاق خواهد افتاد تا منجر به ظهور منجی شود. اما این وقایع کجا و چگونه انجام میشود در هر ادیانی متفاوت در آن بحث شده است. ما مسلمانان میدانیم که قبل از ظهور منجی عالم بشریت، دجال عیان خواهد شد و اتفاقاتی که روایات ما در مورد آن گفته شده است که در نهایت منجر به ظهور مهدی آل محمد خواهد شد. وقتی ما از حضرت مهدی سخن میگوییم یعنی منجی حقی که برای تمام عالم بشریت است. نه منجی برای قشر خاصی از جامعه یا در کشوری خاص برای پیشبرد اهدافی خاص، اما در اینجا مسئلهای که مطرح شد متفاوت است.
موضوع آرماگدون که موضوعی در وهلۀ اول سیاسی برای پیشبرد اهداف شیطانی و بعد از آن موضوعی دینی است تا ذهن بشریت را از این طریق به سمت خواستههای سیاسی خود بکشانند. سیاستی همراه با بغض و عداوت و کینه نسبت به اسلام و اعراب و شیعه و در نهایت کل هستی تا برتری خود در کرۀ خاکی را ثابت کنند. اما برای تحقق نقشههای خود هر بند از کتب عهد عتیق را با توجه به اهداف سیاسی و سیطره تفکرات صهیونی تفسیر مینمایند.
تفکراتی که چشمشان را بر روی حق و عدل بسته و در مسیر جهالت و شیطانی قدم میگذارند و خود را بر حق میدانند. با تفاسیری که از کشیشان تقدیری مطرح میشود نامی از عشق به مسیح یا موعظۀ مسیح در موعظات آنها دیده نمیشود، آنها تنها منتظر جنگ هستهای هستند تا حاکمیت بیشتر خود را در سایر کشورها برای پیشبرد اهداف خود عَلم کنند.
منابع بیشتر جهت مطالعه
(1) رک، یدالله، چرا ایالات متحد آمریکا برای اسرائیل از منافع خود میگذرد؟،گریس هالسل، ص17
(2) رک، میراث اسطوره ها،جورجی کنعان، ص 126
دیدگاهتان را بنویسید