تحلیل جامع تحولات منطقه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ | اقتدار علوی و رگبار غیرت بر پیکره صهیونیسم
ساعت صفر نابودی هیمنه استکبار فرا رسیده است؛ با تغییر دکترین نبرد و شلیک قطعی موشکهای فوقسنگین ایران، سپرهای پدافندی پوشالی غرب درهم شکسته و قلب اراضی اشغالی به کانون بحران تبدیل شده است. این روایتی است از تثبیت مقتدرانه موازنه وحشت در منطقه که اژدهای قدرت غربی را در تنگه هرمز به زانو درآورده و مسیر آزادی نهایی قدس را هموار میکند. با ما همراه باشید با تحلیل جامع تحولات منطقه 18 اسفند 1404 در سایت استاد فرجنژاد.
فهرست مطالب
Toggleتثبیت اقتدار در نبرد و دکترین نوین نظامی ایران
راهبرد نظامی ایران در حال حاضر بر پایه وارد آوردن ضربات بنیادین به پیکره امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی استوار شده است. در همان ۷۲ ساعت نخست این رویارویی، دو عملیات شگرف اطلاعاتی و نظامی به وقوع پیوست که به لحاظ ماهیت، نقطه عطفی در نبردهای معاصر محسوب میشوند.
این دو اقدام کلیدی که با دقت بالایی طراحی شده بودند، توانستند ستون فقرات سیستم تصمیمگیری و امنیتی رژیم اشغالگر را هدف قرار داده و فلج کنند.
اگرچه ابعاد کامل این دو ضربه کاری به دلیل محدودیتهای اطلاعاتی دشمن و سانسور شدید خبری در ابتدا پنهان ماند، اما واقعیت میدانی حکایت از آن دارد که کمر سیستم سیاسی و امنیتی تلآویو در همان مراحل اولیه شکسته شده است. این عملیاتها توازن قوا را تغییر دادند و نشاندهندۀ اشراف اطلاعاتی مطلق بر حساسترین گرههای حاکمیتی دشمن بودند.
تحول در رهبری و فرماندهی کل قوا
انتخاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران توسط مجلس خبرگان رهبری، در یکی از حساسترین برهههای تاریخ منطقه صورت گرفت.
این انتخاب بلافاصله تأثیرات خود را بر جبهههای نبرد نشان داد. اعلام زعامت ایشان و جایگزینی در مقام فرماندهی کل قوا، با موجی از اقتدار نظامی همراه شد.
نام ایشان در امتداد مسیر امام خمینی و رهبر فقید انقلاب، پیامی صریح از تداوم ایستادگی و قدرت را به جهان مخابره کرد. دشمن که همواره از امتداد این مسیر واهمه داشت، اکنون با واقعیتی روبروست که در آن مسیر اقتدار ایران با قوت و سرعتی مضاعف ادامه مییابد.
همزمان با این تحول رهبری، نیروهای مسلح ایران حملات سنگین موشکی و پهپادی خود را علیه پایگاههای تروریستی آمریکا در منطقه تشدید کردند تا نشان دهند فرماندهی جدید، هیچ تردیدی در پاسخ قاطع به تهدیدات ندارد.
عملیات وعده صادق ۴ و درهمشکستن ابلیسک یهود
موج سیام عملیات وعده صادق ۴، تحت رهبری فرماندهی جدید و با رمز مبارک «علی ولی الله» یکی از سنگینترین حملات موشکی را رقم زد. در این مرحله، یگانهای موشکی سپاه پاسداران با بهرهگیری از موشکهای سوخت مایع و جامد پیشرفته از جمله خرمشهر، فتاح و خیبر به همراه پهپادهای راهبردی، قلب اراضی اشغالی و پایگاههای حامیان آن را هدف قرار دادند.
این حملات که با دقت بسیار بالا به اهداف از پیش تعیین شده اصابت کردند، نشاندهندۀ جهش تکنولوژیک ایران در عبور از لایههای پدافندی است.
موشکهای ایرانی با کمترین هشدار ممکن به حریم هوایی اراضی اشغالی رسیده و به دلیل سرعت بالا و تکنولوژیهای نوین، عملاً غیرقابل رهگیری شدهاند.
سامانههای دفاعی مشهوری همچون گنبد آهنین و فلاخن داوود در برابر این حجم از آتش دقیق و تکنولوژی جنگ الکترونیک، کارایی خود را از دست داده و به تماشاگر سقوط موشکها تبدیل شدهاند.
جنگ انرژی و لرزه بر اندام اقتصاد غرب
تهدیدات جدی ایران مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی در صورت تداوم حماقتهای رژیم صهیونیستی، بازار جهانی نفت را با شوکی بیسابقه مواجه کرده است.
پس از حملات تلافیجویانه به پالایشگاه حیفا در پاسخ به تعرض به پالایشگاه تهران، قیمت نفت برنت و تگزاس با جهشی ۱۸ دلاری در نخستین لحظات بازگشایی بازارها، به مرز ۱۱۰ و سپس ۱۲۰ دلار رسید.
این افزایش ۴۳ دلاری در کمتر از ۱۰ روز بزرگترین جهش قیمتی در نیم قرن اخیر است. دولت آمریکا که اکنون با وحشت از فروپاشی اقتصاد خود روبروست، تلاش میکند با انتشار اخبار کذب مبنی بر عدم هماهنگی با اسرائیل، خود را از تبعات این جنگ انرژی برکنار نگاه دارد.
اما واقعیت این است که ایران پای خود را بر گلوی شریان انرژی جهان فشرده و تا زمان تحقق کامل شروط خود و توقف جنایات دشمن، این فشار را برنخواهد داشت. انسداد تنگه هرمز که ممکن است تا ۶ ماه به طول بیانجامد، اژدهای هفتسر قدرت و ثروت غربی را به زانو درآورده است.
فروپاشی هیمنه پدافندی آمریکا در خلیج فارس
پایگاههای تروریستهای آمریکایی در کویت، قطر و به ویژه منامه در بحرین، تحت آتش سنگین موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند. در این میان، ناکارآمدی سامانههای پدافندی پاتریوت آمریکا به وضوح عیان گشت.
این سامانهها تحت تأثیر عملیات جنگ الکترونیک (جنگال) ایران، قدرت تفکیک اهداف را از دست داده و به جای رهگیری موشکها، به سمت مناطق مسکونی و خانههای مردم تغییر مسیر دادند. کلیپی از این موضوع در 18 اسفند ماه وایرال شد و نشان داد که این موشک 4 میلیون دلاری جای رهگیری به مناطق مسکونی خود دشمن برخورد میکند.
انبار سوخت و زیرساختهای حیاتی پایگاه پنجم دریایی آمریکا در منامه به طور کامل نابود شده و شعلههای آتش ناشی از این اصابتها تا کیلومترها دورتر قابل مشاهده است.
آمریکا که تصور میکرد زیرساختهایش در منطقه مصون از تعرض است، اکنون نظارهگر نابودی سرمایههای راهبردی خود در برابر دقت تسلیحات ایرانی است.
شکست عملیاتهای هالیوودی در خاک لبنان
حزبالله لبنان با اشراف اطلاعاتی بر تحرکات دشمن، ضربات کاری به توان هوایی و نیروهای ویژه رژیم صهیونیستی وارد کرده است. سرنگونی پهپاد پیشرفته هرمس ۴۵۰ در منطقه وادیالسلوقی و انهدام یک بالگرد ارتش دشمن در منطقه بقاع، نشاندهنده بیداری و آمادگی کامل رزمندگان مقاومت است.
این بالگرد که قصد داشت نیروهای ویژه صهیونیست را برای انجام عملیاتهای تخریبی در خاک لبنان پیاده کند، پیش از انجام مأموریت هدف قرار گرفت و سرنگون شد.
شکستهای پیدرپی رژیم صهیونیستی در جبهه شمال اسرائیل و ناتوانی در پشتیبانی از نیروهای نفوذی، ثابت کرد که تصور نابودی توان رزم حزبالله، تنها یک توهم رسانهای بوده است.
رزمندگان مقاومت با رصد هرگونه تحرک مرزی، اجازه عرض اندام به یگانهای ویژه دشمن نداده و سینههای آنها را در خاک لبنان به آتش کشیدهاند.
راهبرد هدفگذاری زیرساختهای اقتصادی دشمن
در دکترین جدید نبرد، هدف ایران تنها مراکز نظامی نبوده و نابودی کامل زیرساختهای اقتصادی و صنعتی رژیم صهیونیستی در دستور کار قرار گرفته است.
حملات موشکی به بندر حیفا و کارخانجات صنعتی در شمال اراضی اشغالی با هدف از بین بردن تمام فرصتهای شغلی و افلیج کردن چرخه اقتصادی این رژیم انجام میشود.
استفاده از موشکهایی با سر جنگی خوشهای در موجهای جدید حملات، به منظور تخریب گستردهتر تأسیسات و ایجاد وحشت پایدار در مراکز صنعتی دشمن صورت میگیرد.
ایران با این راهبرد قصد دارد به رژیم صهیونیستی و حامیانش بفهماند که هزینه هرگونه تعرض به زیرساختهای ایران، نابودی کامل بنادر، پالایشگاهها و صنایع حیاتی آنها خواهد بود.
ناتوانی آمریکا در مدیریت بحران جهانی نفت
رئیسجمهور آمریکا با ادعای موقتی بودن افزایش قیمت نفت و تلاش برای آرام کردن بازارهای جهانی، سعی در سرپوش نهادن بر شکست راهبردی خود دارد.
با این حال، اصابت موشکهای ایران به نزدیکی میدان نفتی شیبه در عربستان و تهدید مداوم تأسیسات انرژی امارات، نشان داد که ابتکار عمل در اختیار ایران است.
ادعای آمریکا مبنی بر کفایت ذخایر استراتژیک برای مقابله با بحران، در برابر واقعیت بسته بودن تنگه هرمز و ناامنی مسیرهای انتقال انرژی، رنگ باخته است.
حتی با وجود اسکورتهای نظامی، کشتیهای نفتکش جرأت عبور از این گلوگاه استراتژیک را ندارند. قیمت نفت که در حوالی بشکهای 110 و 120 دلار در اوایل بازگشایی بازار ثابت نماند،به مرز ۱۵۰ دلار نزدیک میشود، هزینههای سوخت در اروپا، آمریکا و استرالیا را به شکلی سرسامآور افزایش داده و دولتهای غربی را با بحران مشروعیت و فشارهای اجتماعی بیسابقه مواجه کرده است.
دقت موشکهای نسل جدید ایران
تصاویر مخابره شده از اصابت موشکها به اراضی اشغالی نشان میدهد که سامانههای پدافندی دشمن عملاً در برابر فاز نهایی سقوط موشکهای بالستیک ایران ناتوان هستند.
وقتی موشک از لایههای جو عبور کرده و به سمت هدف شیرجه میرود، هیچ سیستمی قادر به تغییر مسیر یا نابودی آن نیست. این قابلیت به ایران اجازه داده است تا هر نقطهای را که اراده کند، از خانه مقامات ارشد رژیم در شمال تلآویو تا پایگاههای استراتژیک در صحرای نقب با دقت هندسی هدف قرار دهد.
اصابتهای مستقیم به قلب تلآویو بدون فعال شدن بهموقع آژیرهای خطر، حاکی از آن است که سامانه هشدار حمله موشکی دشمن نیز آسیب جدی دیده و دچار فروپاشی ساختاری شده است.
علاوه بر این با توجه به اینکه نتانیاهو چند روزی است فیلمی از خود منتشر نکرده و حال اینکه روزانه 1 الی 3 ویدیو از خود منتشر میکرده، زمزمهها و گمانهزنیهایی مبنی بر هلاکت او و برادرش به گوش میرسد، إن شاء الله که حقیقت داشته باشد.
پایان دوران بزن و دررو در منطقه
تحولات اخیر و رگبارهای موشکی پیدرپی ثابت کرد که دوران «بزن و دررو» به پایان رسیده است همانطور که رهبر شهید انقلاب استوار و محکم آن را بیان کرده بود.
هرگونه اقدام دشمن علیه منافع ایران، با پاسخی چندبرابری و نابودکننده مواجه میشود. حمله به پایگاه الازرق در اردن به عنوان یکی از مراکز پشتیبانی دشمن، پیامی واضح به کشورهای منطقه بود که خاک خود را در اختیار متجاوزان قرار ندهند.
ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که معادلات قدرت را در کل منطقه تغییر داده است. با مدیریت هوشمندانه جنگ انرژی و قدرتنمایی موشکی، محور مقاومت تحت فرماندهی جدید، مسیر نابودی ریشه فساد در منطقه را با قاطعیت پیش میبرد و صبح صادق این نبرد، برای دشمنان بسیار گزنده و فراموشنشدنی خواهد بود.
تداوم نبرد تا تحقق شروط ایران
ایران با تکیه بر توان داخلی و ایمان رزمندگانش، آماده است تا این نبرد را تا ماهها ادامه دهد. اصرار بر بسته ماندن تنگه هرمز و تداوم حملات موشکی به زیرساختهای دشمن، نشاندهندۀ آن است که تهران هیچ عجلهای برای پایان جنگ بدون دستیابی به امتیازات کامل ندارد.
رژیم صهیونیستی که با بحران امنیتی، اقتصادی و سیاسی دست و پنجه نرم میکند، اکنون در دام خودساختهای گرفتار شده که راه گریزی از آن ندارد.
موجهای بعدی حملات موشکی با سرهای جنگی سنگینتر و تکنولوژیهای پیشرفتهتر در راه است تا اطمینان حاصل شود که دیگر هیچ نقطه امنی برای اشغالگران در این سرزمین وجود نخواهد داشت. این یک نبرد تمامعیار برای پس گرفتن حقوق ملت و تثبیت اقتدار ابدی ایران در پهنه جغرافیای سیاسی جهان است.
فروپاشی هیمنه پدافندی صهیونیستها در حیفا و مناطق شمالی
مختل شدن سامانههای هشدار سریع و پدافند موشکی رژیم صهیونیستی، وضعیت بحرانی بیسابقهای را در حیفا و شهرکهای پیرامونی آن رقم زده است.
اصابت دقیق موشکهای سنگین به اهداف راهبردی در شمال اراضی اشغالی، در حالی رخ میدهد که آژیرهای ممتد حمله موشکی تنها پس از انفجارهای مهیب به صدا در میآیند.
این اختلال گسترده در شبکهی یکپارچه راداری و عملیاتی دشمن، نشاندهنده ناتوانی در رهگیری پرتابههای ایرانی است. صدای انفجارهای سنگین که ستونهای دود و آتش را در افق حیفا به آسمان برده، حاکی از عبور موفقیتآمیز موشکها از لایههای دفاعی است که پیشتر نفوذناپذیر خوانده میشدند.
رژیم اشغالگر اکنون در موقعیتی قرار گرفته که توان صدور هشدارهای لازم به شهرکنشینان را از دست داده و زیرساختهای حیاتی آن در شمال، بدون دفاع در برابر ضربات خردکننده رها شدهاند.
انهدام شریانهای نفتی در منامه و وضعیت فوقالعاده در بحرین
در پاسخ به جنایات مستمر آمریکا، تأسیسات نفتی راهبردی BAPCO در منامه هدف حملات دقیق پهپادی قرار گرفته است. این عملیات که منجر به زخمی شدن دستکم ۳۴ نفر و ایجاد خسارات ساختاری گسترده به زیرساختهای انرژی شده، رژیم آل خلیفه را ناچار به اعلام حالت فوقالعاده در سراسر کشور کرد.
مزدوری و وابستگی این رژیم به فرماندهی ناوگان پنجم دریایی آمریکا اثبات شده؛ بحرینی که سکویی برای تعرض به امنیت ملی ایران بوده است.
حملات انجام شده از میان مناطق مسکونی دوحه و منامه علیه ایران، بیپاسخ نمانده و اکنون زیرساختهای اقتصادی این رژیم هزینه سنگین مشارکت در توطئههای آمریکایی-صهیونیستی را پرداخت میکنند.
هدف قرار گرفتن BAPCO نشاندهنده اشراف کامل بر نقاط ضعف دشمن در خلیج فارس و توانایی تغییر موازنه قوا در قلب پایگاههای دریایی ایالات متحده است.
باران موشکی بر فراز نقب و مرکز فرماندهی بئرالسبع
موج جدید حملات موشکی در روز 18 اسفند با تمرکز ویژه بر صحرای نقب و شهر اشغالی بئرالسبع، ارکان نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی را به لرزه درآورده است.
بئرالسبع به عنوان یکی از حیاتیترین مراکز استقرار یگانهای اطلاعاتی، پارکهای فناوری پیشرفته و پایگاههای پشتیبانی ارتش اشغالگر، زیر آتش سنگین موشکهای ایرانی قرار دارد.
دقت بالای برخوردها در این منطقه نشاندهنده از کار افتادن سامانههای پدافندی در جنوب اراضی اشغالی است. همزمان با این حملات، موجهای پیاپی موشکها به سمت شمال و مرکز نیز در حرکت هستند تا تمام جغرافیای اشغالی را در وضعیت اضطرار قرار دهند.
اصلاح مناطق هدف و گنجاندن بخشهای وسیعتری از شمال در فهرست اهداف، نشان از طراحی عملیاتی منعطف دارد که بر اساس شکستهای پدافندی دشمن، هر لحظه دایره تخریب را گستردهتر میکند.
خیانت در پوشش دیپلماسی و توهم میانجیگری در زمان جنگ
طرح مباحثی پیرامون مذاکره، دیپلماسی و میانجیگری در گرماگرم نبرد، خطای راهبردی و خیانتی آشکار به خون رزمندگان است.
در حالی که رژیم تروریستی ترامپ به صراحت از نابودی مردم و تجزیه خاک ایران سخن میگوید، هرگونه زمزمه برای نشستن پای میز گفتگو، دادن زمین بازی به دشمن محسوب میشود.
تجربه نشان داده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی دقیقاً در زمانی که فرآیندهای دیپلماتیک در جریان بوده، زیر میز زده و حملات خود را آغاز کردهاند.
کسانی که در رسانهها به دنبال تطهیر چهره دشمن و ترویج تفکرات بیمارگونه مذاکره هستند، در واقع سرمایهگذاران آینده برای دریافت پاداشهای دلاری از غرب میباشند.
در شرایط فعلی، حاکمیت و دولت ایران هیچ خریداری برای این سخنان ذلیلانه ندارند و اعلام چنین مواضعی صرفاً با هدف تضعیف روحیه ملی انجام میشود که با سد محکم واقعیتهای میدان برخورد کرده است.
موشکباران قلب تپنده رژیم صهیونیستی در منطقه گوشدان
نوبت به تلآویو و منطقه راهبردی گوشدان رسیده است تا طعم قدرت موشکی ایران را بچشند. شلیکهای پیاپی و سنگین موشکهای بالستیک از خاک ایران، خط بطلانی بر تمام ادعاهای واهی رژیم صهیونیستی مبنی بر آسیب زدن به توان موشکی و پهپادی کشورمان کشیده است.
این حملات نشان داد که زیرساختهای آفندی ایران همچنان فعال است و ظرفیت عملیاتی نیروهای مسلح برای هدف قرار دادن حساسترین نقاط در مرکز اراضی اشغالی به اوج خود رسیده است.
انفجارهای پیاپی در تلآویو بدون به صدا درآمدن آژیرهای خطر، گواهی بر این مدعاست که شبکه پدافندی دشمن در برابر سرعت و تکنولوژی موشکهای جدید، کاملاً خلع سلاح شده است.
ایران با استمرار این حملات، نشان داده است که تا رسیدن به هدف نهایی و شکستن استخوانهای رژیم یهود، از پای نخواهد نشست.
ادامه حماسه وعده صادق ۴ و انهدام پایگاههای راهبردی در کویت
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در نوزدهمین اطلاعیه رسمی خود، ابعاد جدیدی از هجوم پهپادی و موشکی به مواضع آمریکایی-صهیونیستی را فاش کردند.
در موج ۳۱ عملیات وعده صادق ۴ که با رمز مقدس «لبیک یا خامنهای» و تحت فرماندهی عالی رهبری جدیدی آیت الله سید مجتبی خامنهای قدرتمندانه اجرا شد، پایگاههای آمریکا در کویت و سرزمینهای اشغالی هدف قرار گرفتند.
یگان پشتیبانی رزمی «رهاوام» و ایستگاه رادار اخطار اولیه در پایگاه ۵۱۲ آمریکا در اراضی اشغالی، به همراه مراکز تجمع و انبارهای تجهیزاتی در اردوگاه «العدیری» کویت، زیر ضربات سنگین پهپادهای انهدامی قرار گرفتند.
این عملیات گسترده که بزرگترین و پرتخریبترین حمله از ابتدای نبرد تاکنون توصیف شده، با استفاده از تسلیحات راهبردی و موشکهای فوق سنگین، معادلات قدرت را به نفع محور مقاومت تغییر داده است.
تکنولوژی مافوق صوت و عبور از سد پدافند جهانی
بهکارگیری موشکهای دوربرد با سر جنگی بالای یک تن و سرعت خیرهکننده ۱۴ ماخ (بیش از ۱۷ هزار کیلومتر بر ساعت) در عملیاتهای اخیر، یک شوک راهبردی به کاخ سفید و تلآویو وارد کرده است.
این سرعت فراتر از تصور و فناوری پیشرفته بهکار رفته در کلاهکهای جنگی، عملاً هرگونه امکان رهگیری توسط سامانههای تاد، پاتریوت و پیکان را منتفی کرده است.
دقت بیسابقه در اصابت به اهداف از پیش تعیین شده، نشان میدهد که ایران به توانمندی شلیک قطعی دست یافته است؛ به گونهای که تمامی پرتابهها بدون کمترین انحراف به قلب مراکز فرماندهی دشمن اصابت میکنند.
این برتری تکنولوژیک، هزینههای نظامی آمریکا در منطقه را به شدت افزایش داده و کارآمدی تسلیحات گرانقیمت غربی را زیر سوال برده است.
نابودی کامل کمپ «بورینگ»؛ بزرگترین پایگاه بالگردی آمریکا
پایگاه راهبردی «العدیری» یا همان کمپ «بورینگ» در کویت، که به عنوان قلب تپنده عملیاتهای زمینی و لجستیکی ارتش تروریستی آمریکا در غرب آسیا شناخته میشد، به تلی از خاکستر تبدیل شده است.
این پایگاه، میزبان دهها فروند از پیشرفتهترین بالگردهای رزمی و ترابری از جمله مدلهای توسعهیافته «بلک هاوک» با سطح مقطع راداری کم بود.
در حمله سنگین ترکیبی شامل ۱۵ تیر موشک بالستیک، ۱۰ تیر موشک کروز و ۴۰ فروند پهپاد انهدامی «آرش-۲»، تمام زیرساختها، آشیانهها، شلترها و اتاقهای عملیات این پایگاه منهدم شدند.
توان بالگردی دشمن در این مقر که برای عملیاتهای خاص علیه جزایر و سواحل ایران آماده شده بود، در نطفه خفه شد و خسارات جانی و تجهیزاتی وارده به قدری سنگین است که محاسبات نظامی سنتکام را به کلی برهم زده است.
رسوایی تبلیغاتی دشمن و واقعیت لانچرهای موشکی ایران
فرماندهی تروریستی آمریکا در تلاشی مذبوحانه برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای خود، اقدام به انتشار ویدئوهای تکراری و ساختگی از انهدام سکوهای پرتاب موشک ایران کرده است.
بررسیهای دقیق نشان میدهد که فیلمهای منتشر شده در سه روز گذشته، همگی مربوط به یک هدف واحد بوده که چندین بار از زوایای مختلف بازنشر شده است.
واقعیت میدان حاکی از آن است که تدابیر هوشمندانه افسران هوافضا و استفاده از تاکتیکهای جابجایی سریع، مانع از دسترسی دشمن به حتی یک لانچر عملیاتی شده است.
اختلاف فاحش میان آمار اعلامی دشمن و واقعیتهای روی زمین، نشاندهنده شکست اطلاعاتی سنگین آمریکا و اسرائیل است.
در حالی که آنها مدعی نابودی صدها سکو هستند، موجهای پیاپی شلیک موشک از نقاط مختلف کشور، دروغ بودن این ادعاها را ثابت میکند.
نقش مزدوری آلصباح و عواقب میزبانی از تروریسم
رژیم وابسته کویت با در اختیار قرار دادن خاک خود به تروریستهای آمریکایی، شریک جرم مستقیم در حملات علیه ملت شده است. استقرار سامانههای راکتی «هایمارس» و موشکهای «اتکمز» در بیابانهای کویت برای هدف قرار دادن زیرساختهای ایران، سندی غیرقابل انکار از مداخله مزدوران آلصباح در این جنگ است.
این سطح از مزدوری هزینهای تاریخی برای کویت به همراه خواهد داشت. الحاق دوباره به خاک عراق یا پاکسازی این سرزمین از خانواده فاسد حاکم و تبدیل آن به یک جمهوری مردمی، گزینههایی است که در افق سیاسی منطقه خودنمایی میکند.
ایران با استفاده از سامانههای توپخانهای موشکی مستقر در جنوب غرب، از جمله فجر-۵ و فتح-۳۶۰، ثابت کرده است که فاصله اندک این پایگاهها تا خاک خود را به نقطهی ضعف مرگبار برای متجاوزان کرده است.
سپرهای انسانی در خلیج فارس؛ راهبرد رذیلانه رژیم ترامپ
گزارشهای دقیق حاکی از آن است که رژیم ترامپ با زیر پا گذاشتن تمام قوانین بینالمللی، سامانههای پدافندی و پرتابگرهای خود را در مجاورت مخازن نفتی و مراکز پرجمعیت کشورهای حاشیه خلیج فارس مستقر کرده است.
این اقدام با هدف استفاده از زیرساختهای غیرنظامی به عنوان سپر انسانی برای تجهیزات نظامی آمریکا انجام شده است. هشدار صریح مقامات رسمی ایران به کشورهای میزبان نشان میدهد که مسئولیت هرگونه حادثه ناگوار در این مراکز بر عهده آمریکا و دولتهایی است که اجازه چنین سوءاستفادهای را به تروریستها دادهاند.
ایران برای دفاع از امنیت ملی خود، محدودیتی در هدف قرار دادن مبدأ حملات ندارد و میزبانان متجاوز باید تبعات سنگین این مشارکت را بپذیرند.
تقاص پاریس؛ انهدام پایگاه دریایی فرانسه در ابوظبی
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه که در نقش دلال محبت به دنبال انتقال پیامهای تهدیدآمیز آمریکا به ایران بود، با پاسخ قاطع و سخت تهران مواجه شد.
فرانسه که با عملیاتی کردن مکانیزم ماشه و تروریستی خواندن سپاه پاسداران، دشمنی خود را به اوج رسانده بود، تقاص سنگینی در خلیج فارس پرداخت کرد.
رزمندگان نیروی دریایی سپاه با انهدام کامل پایگاه دریایی فرانسه در ابوظبی، ۸ فروند جنگنده پیشرفته «رافال» را روی زمین نابود کرده و دهها نظامی فرانسوی را کشته و زخمی کردند.
این ضربه مهلک به معنای پایان ابدی حضور نظامی فرانسه در منطقه است. هشدار صریح به مکرون مبنی بر اینکه هرگونه مداخله تهاجمی یا تدافعی فرانسه در حمایت از متجاوزان، به منزله مشارکت مستقیم در جنگ تلقی شده و تبعات ویرانگری برای پاریس خواهد داشت، نشان از اقتدار دیپلماتیک و نظامی ایران دارد.
تحول در تاکتیکهای آفندی؛ شلیکهای قطعی و نقطهزن
تغییر معناداری در الگوی شلیک موشکهای ایرانی مشاهده میشود؛ برخلاف مراحل اولیه نبرد که نیاز به شلیکهای انبوه برای اشباع پدافند دشمن بود، اکنون ایران با تعداد کمتری موشک، خسارات بزرگتری وارد میکند.
نابودی شبکه راداری و پدافندی رژیم صهیونیستی و آمریکا باعث شده تا هر فروند موشک شلیک شده، به طور قطعی به هدف اصابت کند. در حال حاضر، شلیک تنها ۵ تا ۱۵ موشک برای انهدام کامل یک مرکز راهبردی کفایت میکند، چرا که هیچ مانعی برای رهگیری آنها وجود ندارد.
این وضعیت، روزهای سیاه و تلخی را برای نتانیاهو اگر زنده باشد و سران رژیم صهیونیستی رقم زده است. استفاده از کلاهکهای خوشهای برای ایجاد بیشترین تخریب در مراکز تجمعی دشمن، بحران امنیت را در سراسر اراضی اشغالی به سطحی بازگشتناپذیر رسانده است.
مقاومت اسلامی لبنان و محاصره آتش در شمال
همزمان با حملات سنگین ایران، دلاورمردان مقاومت اسلامی لبنان نیز اجازه تنفس به اشغالگران در شمال فلسطین اشغالی را نمیدهند.
باران مداوم راکتها و موشکهای مقاومت، شهرکنشینان را به پناهگاهها فرستاده و ارتش صهیونیستی را در موضع ضعف قرار داده است.
رژیم کودککش که در میدان نبرد زمینی ناتوان است، تنها به جنایت هوایی علیه غیرنظامیان روی آورده است، اما قدرت آتش مقاومت نشان داده که دست برتر در اختیار نیروهای مجاهد است.
هماهنگی کامل میان جبهه ایران و جنوب لبنان، رژیم صهیونیستی را در یک گازانبر راهبردی گرفتار کرده که راه فراری از آن متصور نیست.
سقوط اعتبار پدافند پاتریوت و تماهاوک در میدان واقعی
دروغپردازیهای دستگاه تبلیغاتی آمریکا درباره دقت تسلیحاتشان با واقعیتهای میدانی به کلی رنگ باخته است. اصابت موشکهای «تماهاوک» آمریکایی به مراکز غیرنظامی و مدارس دخترانه در میناب، و همچنین انحراف موشکهای پدافندی «پاتریوت» در منامه که منجر به تخریب خانههای مردم شد، اسناد غیرقابل انکاری از جنایات و ناتوانی تکنولوژیک آنهاست.
رژیمی که وزیر جنگش مدعی است جنگ را شروع نکرده، در حالی که اسناد حملاتش موجود است، هیچ اعتباری در افکار عمومی ندارد. این وحشیگری و دروغگویی سیستماتیک نشان میدهد که تنها زبان مورد فهم برای این جانوران، زبان قدرت و استمرار حملات خردکننده است تا زمانی که شاخ این استکبار به طور کامل شکسته شود.
ایران با قدرت به مسیر خود ادامه میدهد و هرگونه تلاش برای مدیریت روانی بحران توسط دشمن، با برخورد موشکهای جدید به اهداف حساستر با شکست مواجه خواهد شد.
جنایت تروریستی در مدرسه میناب و ابعاد تسلیحاتی ناتو
حمله به مدرسه میناب یک اقدام تروریستی مستقیم از سوی نیروهای آمریکایی و پیمان ناتو است که با استفاده از پیشرفتهترین موشکهای کروز موجود در خدمت ارتش ایالات متحده انجام شده است.
این پرتابهها که از دقیقترین تسلیحات تهاجمی محسوب میشوند، توسط هواگردهای راهبردی نظیر جنگندههای اف-۱۵ یا بمبافکنهای سنگین شلیک شدهاند.
دقت بالای این موشکها نشاندهنده انتخاب آگاهانه هدف و قصد مستقیم برای کشتار در یک مرکز آموزشی است. این اقدام ابدا یک اشتباه محاسباتی نبوده و یک عملیات برنامهریزی شده توسط تروریسم دولتی غرب است که با هدف ایجاد رعب و وحشت در عمق خاک ایران طراحی شده است.
تحلیل فنی بقایای تسلیحاتی و الگوهای پروازی نشان میدهد که این تجهیزات منحصراً در اختیار ارتش آمریکا بوده و هیچ جریان غیردولتی توانایی بهکارگیری چنین فناوری پیچیدهای را ندارد.
کسانی که منتظر تایید رسانههای غربی برای شناسایی عامل این جنایت هستند، دچار یک حقارت رسانهای و عقده استعماری شدهاند که مانع از درک واقعیتهای میدانی میشود.
این جنگ نشان داد که اعتبار رسانهای باید از درون جوشیده شود و وابستگی ذهنی به روایتهای دشمن، خود بخشی از زنجیره اشغالگری است که باید شکسته شود.
حتی بیبیسی و سیانان نیز اذعان کردند که مدرسۀ شجره طیبه در میناب توسط موشکهای تماهاوک آمریکایی مورد هدف قرار گرفته است. ببینید کار به کجا رسیده است که حتی رسانههای خودشان به این جنایت اذعان کردهاند.
تغییر دکترین موشکی ایران و پایان عصر کلاهکهای سبک
فرماندهی هوافضای سپاه پاسداران با اعلام سیاست جدید موشکی، توازن قوا در منطقه را به طور بنیادی تغییر داده است. از این پس، هیچ موشکی با سر جنگی کمتر از یک تن به سمت اهداف متخاصم شلیک نخواهد شد.
این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که لایههای پدافندی ایالات متحده در سطح منطقه به طور کامل شناسایی و بخش بزرگی از آنها منهدم گردید.
استراتژی جدید بر پایه افزایش طول موج شلیکها و گسترش دامنه اثرگذاری استوار است. استفاده از موشکهای سنگین با کلاهکهای دو تنی در حملات اخیر به مرکز سرزمینهای اشغالی، لرزههای شدیدی ایجاد کرده است که نشاندهنده عبور از مرحله بازدارندگی معمولی و ورود به مرحله تخریب زیرساختهای بنیادین دشمن است.
شلیک موشکهای هایپرسونیک در رگبارهای اخیر، با هدف انهدام مراکز تصمیمگیری و پناهگاههای بتنی دشمن انجام شده و هرگونه نشست امنیتی سران رژیم صهیونیستی را به یک تله مرگ تبدیل کرده است.
این تغییر تاکتیکی به معنای آن است که هرگونه تجاوز احتمالی، با پاسخی ویرانگر و در ابعادی روبرو خواهد شد که پدافندهای متعارف توان مقابله با حجم و قدرت تخریب آن را ندارند.
انهدام شریانهای ارتباطی و سایبری رژیم صهیونیستی
مقاومت اسلامی لبنان با هدف قرار دادن مرکز ارتباطات ماهوارهای در وادی ایلا، ضربهای راهبردی به توان سایبری و دفاعی ارتش صهیونیستی وارد کرده است.
این مرکز که در فاصله ۱۶۰ کیلومتری مرز لبنان قرار دارد، وظیفه هماهنگی میان دستگاههای اطلاعاتی، دریافت دادههای ماهوارهای و مدیریت شبکههای پدافندی نظیر «فلاخن داوود» را بر عهده داشت.
انهدام این ایستگاه با موشکهای ویژه و نقطهزن، باعث قطع ارتباط میان بخش ارتباطات و دفاع سایبری دشمن گشته و دسترسی وزارت جنگ رژیم به اطلاعات لحظهای ماهوارهای را مسدود کرده است.
این مرکز به طور مستقیم با فیبر نوری به مراکز فرماندهی متصل بود و از دست دادن آن، رژیم را در وضعیت کوری اطلاعاتی قرار داده است. ناتوانی سامانههای پدافندی در رهگیری این موشکها ثابت کرد که زیرساختهای حفاظتی دشمن به شدت فرسوده و آسیبپذیر شده است.
این عملیات نشان داد که حزبالله توانایی هدف قرار دادن نقاط راهبردی مهمی در عمق سرزمینهای اشغالی را داراست و هیچ مرکز حیاتی از تیررس موشکهای مقاومت در امان نیست.
انهدام مراکز فرماندهی و هلاکت مهرههای کلیدی
حملات موشکی به قیساریه و بیتشمس، قلب تپنده مدیریت جنگی رژیم صهیونیستی را هدف قرار داده است. در حمله دقیق به ویلای خانوادگی نتانیاهو، برادر وی به هلاکت رسیده و خود او ناچار به فرار به پناهگاههای ضد هستهای شده است.
ویلای وی در قیساریه به طور کامل ویران شده و این پیام روشن را مخابره کرده که هیچ نقطهای برای سران جنایتکار رژیم امن نخواهد بود. همچنین، هدف قرار گرفتن مقر مخفی موساد در بیتشمس منجر به کشته شدن بیش از ۲۰۰ نفر از افسران زبده اطلاعاتی شده است که پیش از این و در تحلیلهای قبلی به آن اشاره شده بود.
همچنان سکوت رسانهای رژیم در مورد سرنوشت رئیس موساد، شاباک، امان و فرمانده نیروی هوایی، نشاندهنده وقوع یک فاجعه انسانی در کادر رهبری نظامی آنهاست.
حضور نیافتن این مقامات در برابر دوربینها و لغو سفرهای دیپلماتیک مقامات آمریکایی نظیر کوشنر به تلآویو، گواهی بر فروپاشی ساختار تصمیمگیری و هرجومرج در سطوح بالای حاکمیتی است. اطلاعات ایران از مخفیگاهها و دفاتر کار سران دشمن، باعث شده است که هرگونه تحرک آنها بلافاصله با آتش سنگین موشکی پاسخ داده شود.
فلج شدن تجارت دریایی و انسداد تنگه هرمز
برای نخستین بار در تاریخ معاصر، ترافیک عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز به صفر رسیده است. این اقدام که پاسخی قاطع به فشارهای اقتصادی و تهدیدات نظامی است، نشاندهنده تسلط مطلق ایران بر شریانهای انرژی جهان است.
توقف کامل کشتیرانی در این نقطۀ راهبردی، پیامدهای جبرانناپذیری برای اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی به همراه دارد. کسانی که پیش از این تهدیدات ایران را غیرعملی میپنداشتند، اکنون با واقعیتی روبرو هستند که در آن جغرافیای منطقه به نفع نیروهای مقاومت طراحی شده است.
ایران با این اقدام ثابت کرد که امنیت برای همه یا برای هیچکس خواهد بود. انسداد این تنگه، کشورهای حامی رژیم صهیونیستی را در بنبست راهبردی قرار داده و هزینه حمایت از جنایات تروریستی را به شدت افزایش داده است.
این وضعیت تا زمانی که تهدیدات علیه امنیت ملی ایران ادامه داشته باشد، تداوم خواهد یافت و هیچ قدرتی قادر به بازگشایی این مسیر بدون جلب نظر تهران نخواهد بود.
سقوط پهپادهای آمریکایی و فروپاشی ابهت پدافندی
سرنگونی ۱۱ فروند پهپاد پیشرفته MQ-9 آمریکایی توسط پدافند نیروی هوافضای سپاه، نشاندهنده ناکارآمدی فناوریهای جاسوسی و تهاجمی ایالات متحده در برابر شبکه پدافندی ایران است.
استفاده از موشکهای پدافندی کروز مدل ۳۵۸/۳۵۹ در انهدام این پرندهها، نشاندهنده دست برتر ایران در نبردهای هوایی نوین است. سقوط این پهپادها بر فراز مناطقی چون استان بوشهر، ثابت کرد که حریم هوایی ایران برای متجاوزان به منطقهای ممنوعه تبدیل شده است.
ارتش آمریکا با از دست دادن این تجهیزات گرانقیمت، توان شناساییاش کمرنگ شده و در زمینه پشتیبانی از مزدوران منطقهای خود نیز با بحران مواجه شده است.
این ضربات پیاپی باعث شده است که فرماندهی مرکزی آمریکا در تنظیم عملیاتهای خود دچار سردرگمی شود، چرا که ذخایر پهپادی آنها به سرعت در حال کاهش است و جایگزینی آنها در شرایط جنگی فعلی بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود.
هشدار به کشورهای منطقه و هزینه همکاری با دشمن
کشورهایی نظیر قطر، امارات و اردن که خاک و زیرساختهای خود را در اختیار ارتش تروریستی آمریکا قرار دادهاند، باید هزینه سنگین این خیانت را بپردازند.
حمله تروریستهای آمریکایی از پایگاههای موجود در این کشورها به خاک ایران، نقض آشکار حاکمیت ملی و اقدامی جنگی تلقی میشود.
ایران به صراحت اعلام کرده است که هرگونه استفاده از زیرساختهای منطقهای برای حمله به منافع خود را بیپاسخ نخواهد گذاشت. انهدام بالگرد آپاچی اماراتی که برای رهگیری پهپادهای ایرانی به پرواز درآمده بود، تنها چشمهای از واکنشهای قاطع ایران است.
همچنین، حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا در اربیل، اردن (پایگاه الازرق) و تاسیسات نفتی شیبه در عربستان، نشان داد که ایران هیچ مرز و ارفاقی برای متجاوزان و حامیان آنها قائل نیست.
این کشورها باید درک کنند که امنیت آنها در گرو دوستی با ایران است، نه میزبانی از نیروهای اشغالگر که در لحظه خطر قادر به دفاع از خودشان هم نیستند.
این ماجرا ما را یاد قصۀ قرآنی حضرت ابراهیم و شکستن بتها میاندازد، بت بزرگ که آمریکا باشد توان دفاع از خودش را ندارد چه برسد به آنکه این بتهای کوچک به امید بت بزرگ قصد همکاری با آمریکا را داشته باشند.
پاکسازی جبهه داخلی و برخورد با خائنین
در شرایطی که کشور درگیر یک نبرد سرنوشتساز با محور آمریکایی-صهیونیستی است، دستگاه قضایی ایران سیاستهای سختگیرانهای را برای مقابله با عوامل نفوذی و همکاران دشمن اتخاذ کرده است.
اطلاعیه دادستانی کل کشور مبنی بر مصادره اموال ایرانیان خارجنشینی که با دولتهای متخاصم همکاری رسانهای، اطلاعاتی یا عملیاتی میکنند، گامی بلند در جهت صیانت از امنیت ملی است.
همکاری با دشمن در زمان جنگ، طبق قانون تشدید مجازات جاسوسی، جرمی نابخشودنی است که با برخورد قاطع و بدون اغماض روبرو خواهد شد.
این اقدام پیامی روشن به مزدوران و منافقانی است که با جیره و مواجب دشمن علیه منافع ملی فعالیت میکنند؛ این افراد در تاریخ به عنوان خائن شناخته خواهند شد و تمام داراییهای آنها در داخل کشور به نفع ملت مصادره خواهد گردید.
صیانت از جبهۀ داخلی به اندازه نبرد در خطوط مقدم اهمیت دارد و اجازه داده نخواهد شد که جریانات وابسته به غرب، با عملیات روانی در اراده ملت تزلزل ایجاد کنند.
هماهنگی راهبردی تهران و ضاحیه در میدان نبرد
ارتباط و هماهنگی میان تهران و ضاحیه به عالیترین سطح خود رسیده است که نتایج آن در حملات همزمان و همپوشان به سرزمینهای اشغالی مشهود است.
شلیک موشکهای تاکتیکی حزبالله به پایگاه دریایی «استیلا ماریس» در بندر حیفا و اصابتهای دقیق به مراکز نظامی، مقدمهای برای رگبارهای سنگین موشکی ایران است.
این تقسیم کار باعث شده است که سامانههای پدافندی رژیم صهیونیستی تحت فشار دائم قرار گرفته و توان بازسازی خود را از دست بدهند.
حمله به بندر حیفا و فلج کردن نیروی دریایی دشمن، مسیر را برای عملیاتهای آتی و ورود یگانهای ویژه به شمال فلسطین اشغالی هموار میکند.
تمرکز حملات بر منطقه «گوشدان» و تلآویو، به همراه انهدام مقرهای پلیس و ارتش در کرانه باختری، استراتژی فلجسازی همهجانبه دشمن را دنبال میکند.
این هماهنگی باعث شده است که دشمن در هیچ ساعتی از شبانهروز احساس امنیت نکند و تمام توان خود را صرف دفاعی بیهوده در برابر پرتابههایی کند که هر لحظه از یک جهت بر سر آنها فرود میآیند.
فشار سنگین اقتصادی و اجتماعی در اراضی اشغالی
ادامه حملات موشکی سنگین، جامعه صهیونیستی را در آستانه فروپاشی قرار داده است. فراخوانهای مداوم برای فرار به پناهگاهها و لرزش زمین در اثر انفجار سر جنگیهای دو تنی، ترس و وحشتی بیسابقه را در میان شهرکنشینان ایجاد کرده است.
تخریب زیرساختهای حیاتی، از بین رفتن امنیت جانی مقامات ارشد و قطع دسترسیهای ماهوارهای، رژیم را به سمتی سوق داده که دیگر قادر به اداره امور عادی نیست.
درخواستهای مکرر دشمن برای آتشبس و مذاکره در روزهای اخیر، ناشی از همین وضعیت بحرانی است. با این حال، پاسخ ایران و محور مقاومت قاطع بوده است: جنگ تا خروج کامل تروریستهای آمریکایی از منطقه و نابودی رژیم صهیونیستی ادامه خواهد داشت!
واقعیت میدان نشان میدهد که دشمن در حال پنهان کردن ابعاد فاجعه است، اما حقیقت در ویرانههای بنگوریون، حیفا و تلآویو به وضوح قابل مشاهده است.
این نبرد، نقطه عطفی در تاریخ منطقه است که در آن، قدرت ایمان و تکنولوژی بومی بر سلاحهای اهدایی غرب پیروز گشته است.
انهدام مراکز سوختگیری و پشتیبانی هوایی
یکی از اهداف راهبردی در رگبارهای موشکی اخیر، از کار انداختن توان بازسازی و پشتیبانی نیروی هوایی رژیم صهیونیستی و آمریکا در منطقه است.
هدف قرار دادن پایگاه هوایی بنگوریون و باندهای پروازی آن، با هدف جلوگیری از نشست و برخاست هواپیماهای سوخترسان انجام شده است.
حضور گسترده سوخترسانها در آسمان اردن و عراق نشاندهنده نیاز مبرم دشمن به پشتیبانی هوایی برای جبران فواصل عملیاتی است.
انهدام رمپها، تأسیسات فنی و باندهای پروازی در پایگاههایی نظیر «الازرق» در اردن، به طور مستقیم توان تهاجمی دشمن را کاهش میدهد.
بدون وجود باندهای سالم و هواپیماهای سوخترسان، جنگندههای دشمن کارایی خود را در انجام عملیاتهای دوربرد از دست میدهند. ایران با تشخیص درست این نقطه ضعف، تمرکز ویژهای بر انهدام زیرساختهای هوانوردی دشمن قرار داده است تا از این طریق، آسمان منطقه را برای پرندههای متخاصم ناامن و غیرقابل استفاده کند.
پاسخ به تجاوزات از طریق پایگاههای منطقهای
هیچ مرکز صنعتی یا نفتی در منطقه در صورت همکاری با متجاوزان امنیت نخواهد داشت. هشدار ایران به کشورهای منطقه کاملاً جدی است: «هر ریال و سنتی که صرف هزینههای جنگ علیه ایران شود، با نابودی زیرساختهای همان کشورها پاسخ داده خواهد شد.»
این سیاست، کشورهای منطقه را بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار داده است؛ یا باید مسیر خود را از تروریستهای آمریکایی جدا کنند و یا آماده رویارویی با خشم ملت ایران و انهدام کامل داراییهای خود باشند.
نبرد فعلی، تلافی تمام سالهای جنگافروزی غرب در سوریه، لبنان و هشت سال جنگ تحمیلی است و ایران تا رسیدن به یک پیروزی نهایی و پاکسازی کامل منطقه از لوث وجود اشغالگران، از پای نخواهد نشست.
انهدام مرکز ارتباطات «فرا افق» ثابت کرد که حتی پیچیدهترین شبکههای راداری نیز در برابر حملات هماهنگ آسیبپذیر هستند. این بنبست پدافندی باعث شده است که مقامات نظامی رژیم صهیونیستی به ناکارآمدی تجهیزات خود اعتراف کنند.
وقتی موشکهای ایران با سر جنگی سنگین به قلب تلآویو میرسند، به این معناست که تمام میلیاردها دلار سرمایهگذاری در بخش پدافند هوایی به هدر رفته است.
فرجام مزدوری و پایان جیره خواری رسانهای
کسانی که در طول این جنگ به عنوان بازوی رسانهای دشمن عمل کرده و تلاش کردند با انتشار اخبار کذب یا سکوت در برابر جنایات، روحیه ملی را تضعیف کنند، در قعر تاریخ گم خواهند شد.
این افراد که جیره و مواجب خود را از اتاقهای فکر غربی دریافت میکنند، پس از پایان این نبرد و شکست قطعی اربابانشان، هیچ جایگاهی در آینده منطقه نخواهند داشت.
سرنوشت آنها دستمالکشی برای بیگانگان در آوارگی است، در حالی که ایران به عنوان قدرت بلامنازع منطقه، نظم جدیدی را برقرار خواهد کرد.
بلوغ رسانهای و عقلانیت ملی ایجاب میکند که در زمان جنگ، تنها بر قدرت درونی و روایتهای واقعی تکیه شود. پیروزی در میدان نظامی بدون پیروزی در میدان روایتها کامل نخواهد بود و ایران با اقتدار در هر دو جبهه پیش میرود.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که چگونه یک ملت با اتکا به توان خود، بزرگترین ماشین جنگی جهان را به زانو درآورد و مزدوران داخلی و خارجی آن را به زبالهدان تاریخ فرستاد.
تحرکات نهایی برای آزادی قدس
تمام حملات موشکی، پهپادی و انهدام زیرساختهای دشمن، بخشی از یک نقشه بزرگتر برای آزادی سرزمینهای اشغالی است. با تضعیف لایههای امنیتی در کرانه باختری و انهدام مقرهای سرکوب، راه برای قیام سراسری و ورود رزمندگان مقاومت باز شده است.
ایران با زدن سنگین پایگاههای تروریستهای یهودی، در حال پاکسازی مسیر برای پیشروی یگانهای زمینی است. این یک نبرد فرسایشی نیست و بلکه عملیاتی قاطع برای پایان دادن به دههها اشغالگری است.
هماهنگی میان میدان و دیپلماسی انقلابی باعث شده است که دشمن در انزوای کامل قرار بگیرد. هر موشکی که شلیک میشود، یک قدم رژیم صهیونیستی را به سمت دریا و نابودی نهایی نزدیکتر میکند.
ساعت صفر برای دشمن فرا رسیده است و هیچ راه فراری از تقدیر محتوم آنها وجود ندارد. قدرت موشکی مقاومت، از لبنان تا ایران، اکنون به صورت یکپارچه عمل میکند تا ریشه غده سرطانی صهیونیسم را برای همیشه از قلب جهان اسلام برکند إنشاءالله.
مخاطبان سایت استاد فرجنژاد را به دعای دائم در این شبهای عزیز شب قدر و ماه رمضان و ایام شهادت مولی الموحدین اسدالله الغالب علی مرتضی علیه السلام توصیه میکنیم که دعا سلاح انبیاء است، دعا برای نصرت رزمندگان اسلام و ویرانی و نابودی کامل دشمنان ایران اسلامی را فراموش نکنید.
دیدگاهتان را بنویسید