نقد فیلم آنتیک ۱۴۰۵ | هدف تقویت باور دینی است یا تخریب آن؟
ساختن فیلمی کمدی ولی با هدف اصلاح و نقد یک جریان مذهبی و دینی یکی از سخت ترین سبک های فیلم سازی است! آقای نائیجی وارد این محور شده و سعی کرده با یک فیلم در قالب کمدی به چند جریان خاص در ایران انتقاداتی وارد کند اما به نظر میرسد با وجود این هدف نیکو اما در ساختار با چالش های بزرگی مواجه شده است که صدای منتقدین بزرگی را در آورده است، در ادامه در مورد محور های مثبت و محور های قابل نقد این فیلم صحبت خواهیم کرد.
فهرست مطالب
Toggleنقد فیلم آنتیک 1405 | هدف تقویت باور دینی است یا تخریب آن؟
آنتیک فیلمی ایرانی در گونه کمدی تاریخی است که در سال ۱۴۰۳ به کارگردانی هادی نائیجی و تهیهکنندگی محمود بابایی ساخته شد. فیلمنامه اولیه اثر را حسین حسنی نوشته و مسعود مرعشی و سینا شفیعی بازنویسی آن را برعهده داشتهاند. آنتیک سومین فیلم بلند هادی نائیجی پس از آثاری چون حق سکوت و هیهات و نخستین تجربه او در ساخت یک فیلم کمدی محسوب میشود.[۱][۲]
مدیریت فیلمبرداری فیلم برعهده آرمان فیاض بوده و حمید نجفیراد و محمد بابایی تدوین آن را انجام دادهاند. کامیاب امینعشایری طراح صحنه، هدی میرزایی طراح لباس، مهدی صیاد طراح چهرهپردازی و امیر توسلی آهنگساز این اثر هستند. طراحی و ترکیب صدا نیز توسط علیرضا علویان انجام شده است.[۱]
پژمان جمشیدی و بیژن بنفشهخواه در نقش دو شخصیت اصلی فیلم، یعنی اِبی و وَلی، ظاهر شدهاند. ستاره پسیانی، آناهیتا افشار، غلامرضا نیکخواه، امیر نوروزی، فرزین محدث، علی باقری، مجتبی شفیعی، هادی افتخارزاده، آرش نوذری، لادن ژافهوند، یدالله شادمانی، رحمان باقریان و مهدی قربانی نیز از دیگر بازیگران فیلم هستند. مدت نسخه اکرانشده فیلم حدود ۱۰۴ دقیقه اعلام شده است.[۳]
آنتیک نخستینبار در بخش سودای سیمرغ چهلوسومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. نمایش فیلم در جشنواره از ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ آغاز شد و بهدلیل استقبال مخاطبان، برای آن سانسهای فوقالعاده نیز در نظر گرفته شد.[۱][۴] اکران عمومی فیلم نیز در اردیبهشت ۱۴۰۵ در سینماهای ایران آغاز شد.[۵]
داستان فیلم در سالهای نخست پس از انقلاب اسلامی میگذرد، دورانی که تغییر شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، بسیاری از مناسبات گذشته را برهم زده است. اِبی و وَلی دو فروشنده خردهپای اشیای عتیقهاند که پیش از انقلاب از راه خریدوفروش آثار قدیمی کسب درآمد میکردند، اما پس از انقلاب بازار کارشان کساد شده و برای ادامه زندگی بهدنبال راه تازهای برای پول درآوردن هستند.[۳][۶]
این دو در جریان تلاش برای فروش یک کتیبه متعلق به دوره ساسانی، گذرشان به یک امامزاده میافتد. مشاfهده ضریحی که از پولهای اهدایی مردم پر شده، ایدهای سودجویانه را در ذهن آنها شکل میدهد. اِبی و وَلی تصمیم میگیرند با استفاده از یک قبر و ساختن داستانی جعلی درباره آن، امامزادهای قلابی ایجاد کنند و از باورها و نذورات مردم برای رسیدن به ثروت استفاده کنند.[۶][۷]
اجرای این نقشه، دو شخصیت اصلی را وارد مجموعهای از موقعیتهای طنز، سوءتفاهمها و درگیریهای پیشبینینشده میکند. فیلم در کنار ماجرای کلاهبرداری این دو عتیقهفروش، تصویری طنزآمیز از فضای اجتماعی و سیاسی آغاز دهه ۱۳۶۰ ارائه میدهد و شخصیتهای مختلفی با گرایشها و منافع متفاوت را وارد داستان میکند، که البته در مورد همه این موارد در بخش فرهنگی مفصل بحث میکنیم.
هسته اصلی روایت آنتیک بر تقابل میان اعتقاد دینی و خرافهسازی، همچنین استفاده سودجویانه از باورهای عمومی استوار شده است. سازندگان فیلم نیز مبارزه با خرافات را از موضوعات اصلی اثر معرفی کردهاند.[۲][۶]
بااینحال، طرح چنین موضوع حساسی در قالب یک کمدی عامهپسند این پرسش را ایجاد میکند که آیا فیلم توانسته است مرز میان نقد خرافه و شوخی سطحی با باورهای مذهبی را حفظ کند یا خیر ؟ که در ادامه با دقت به این سوال پاسخ میدهیم.
هادی نائیجی، جریان شناسی سابقه فیلمسازی او
محمدهادی نائیجی، کارگردان و فیلمنامهنویس ایرانی، متولد سال ۱۳۵۵ در آمل و دانشآموخته رشته فلسفه در دانشگاه قم است.[۸] پیشینه تحصیلی او و موضوعاتی که در آثارش انتخاب کرده، نشان میدهد که مسائل دینی، اخلاقی و نسبت باورهای مذهبی با زندگی اجتماعی از دغدغههای تکرارشونده او بودهاند. بااینحال، نائیجی معمولاً این موضوعات را از طریق شخصیتهای عادی، مشکلات اقتصادی، مناسبات اجتماعی و موقعیتهای داستانی مطرح میکند.
فعالیت حرفهای نائیجی پیش از ساخت نخستین فیلم بلندش آغاز شده بود. او مدتی بهعنوان دستیار بهروز افخمی فعالیت کرد و در پروژه فرزند صبح نیز حضور داشت. همچنین پیش از ورود جدی به سینمای بلند، مجموعهای عربی با عنوان آخرین ایستگاه بازرسی را در لبنان، با حضور بازیگران عرب و برای شبکه آیفیلم کارگردانی کرد.[۹] این سابقه نشان میدهد که مسیر او از دستیاری و تولیدات تلویزیونی آغاز شده و سپس به نویسندگی و کارگردانی مستقل در سینما رسیده است.
نخستین فیلم بلند نائیجی، حق سکوت، در سال ۱۳۹۲ ساخته شد. این فیلم روایت زندگی میرهاشم، روحانی جوانی است که همزمان با مشکلات خانوادگی، بدهی مالی و مسئولیت اجتماعی خود روبهرو میشود. نائیجی در توضیح نگاهش به این فیلم تأکید کرده بود که قصد نداشته شخصیت روحانی را موجودی بیخطا و فرازمینی نشان دهد، شخصیت اصلی از دید او انسانی معمولی با نقاط ضعف و قوت است که لباس روحانیت بر تن دارد.[۹]
این نگاه یکی از ویژگیهای مهم سینمای نائیجی را آشکار میکند، او در آثار خود بیشتر در قالب های معنوی و دینی غوطه ور بود. فیلمنامه این اثر نیز در بخش نگاه نو سیودومین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را دریافت کرد.[۱۰]
دومین تجربه مهم سینمایی او، مشارکت در ساخت فیلم اپیزودیک هیهات بود. این فیلم را نائیجی همراه با دانش اقباشاوی، روحالله حجازی و هادی مقدمدوست ساخت. هیهات دارای چهار داستان با مضمونهای اجتماعی، دینی و عاشورایی است و میکوشد ارتباط انسان معاصر با فرهنگ و منش عاشورا را به تصویر بکشد.[۱۱] حضور نائیجی در این پروژه، گرایش او به سینمای ارزش مدار و روایتهای مرتبط با مفاهیمی مانند ایثار، مقاومت، زیارت، محرومیت و پیوند عاطفی مردم با واقعه عاشورا را نشان میدهد.
پس از این دو تجربه جدی و مذهبی، نائیجی در آنتیک به سراغ قالبی متفاوت رفت و کمدی تاریخی را انتخاب کرد. با وجود این تغییر ژانر، موضوع اصلی فیلم همچنان با دغدغههای قبلی او ارتباط دارد. آنتیک نیز درباره باور دینی، مناسک اجتماعی و امکان سوءاستفاده از اعتقادات مردم است، با این تفاوت که این بار مسئله از راه طنز، شخصیتهای شیاد و موقعیتهای کمدی مطرح میشود.
نائیجی در گفتوگوهای خود درباره آنتیک گفته است که نقطه آغاز هر فیلم برای او، جذابیت قصه است و ژانر در مرحله بعد قرار میگیرد. او کمدی را قالبی مناسب برای بیان انتقاد میداند و معتقد است که نقد در زبان کمدی میتواند شیرینتر و برای گروه گستردهتری از مخاطبان قابلقبول باشد.[۱۲] بنابراین، ورود او به سینمای کمدی را انتخاب تلاشی برای انتقال همان دغدغههای اجتماعی و دینی پیشین به زبانی عامهپسندتر دانست، اما اینکه در این قالب جدید چه مقدار موفق بوده و چه مقدار دچار چالش شده است جای بررسی دارد.
گرایشهای موضوعی و هنری نائیجی
با مرور آثار نائیجی میتوان چند گرایش اصلی را در فیلمسازی او تشخیص داد. نخستین گرایش، توجه مستمر به دین و جایگاه آن در زندگی اجتماعی است. شخصیتها و داستانهای او غالباً با روحانیت، آیینهای مذهبی، امامزاده، نذر، زیارت، عاشورا یا محور های با اهمیت دینی و مذهبی ارتباط دارند. بااینحال، آثار او صرفاً در پی ستایش ظاهری مناسک نیستند و گاهی عملکرد انسانهایی را بررسی میکنند که در پوشش دین با مسائل مالی، ضعفهای فردی یا منفعتطلبی مواجه میشوند.
گرایش دوم، تمایز گذاشتن میان اصل باور دینی و رفتارهای خرافی یا سودجویانه است. در آنتیک، هدف اعلامشده سازندگان، نقد خرافات و سوءاستفاده از باورهای مذهبی مردم است.[۱۳] ازاینرو، میتوان نگاه نائیجی را نوعی نقد دروندینی دانست، البته میزان موفقیت فیلم در حفظ این مرز، خود میتواند یکی از محورهای اصلی نقد آنتیک باشد.
گرایش سوم، انسانی کردن شخصیتهای مذهبی و پرهیز از تصویرسازی کاملاً آرمانی است. نائیجی در حق سکوت روحانی را انسانی گرفتار در مشکلات اقتصادی و خانوادگی نشان میدهد و در آنتیک نیز فضای مذهبی را از خلال رفتار انسانهای طماع، سادهدل یا فرصتطلب بررسی میکند. در هر دو فیلم، مسئله اصلی فاصله میان نماد های دینی که بیشتر مربوط به ظواهر آدم هاست و در مقابل آن نیت های واقعی افراد و راه ها و مسیر های مورد قبول دین است.
گرایش چهارم، اولویت دادن به قصه و ارتباط با مخاطب است. نائیجی خود جذابیت داستان را نخستین انگیزهاش برای انتخاب یک پروژه معرفی کرده و از ظرفیت کمدی برای ارتباط با مخاطبان گسترده دفاع کرده است.[۱۲] انتخاب بازیگران شناختهشده کمدی در آنتیک، استفاده از موقعیتهای پرتحرک و قرار دادن یک مسئله حساس در قالب طنز نیز در همین جهت قابل بررسی است.
در مجموع، مسیر فیلمسازی نائیجی از حق سکوت و هیهات تا آنتیک، از نظر قالب تغییر کرده، اما از نظر دغدغه کاملاً گسسته نیست. هر سه اثر با دین، مناسک و رفتار انسان در برابر امر مقدس ارتباط دارند. تفاوت اصلی این است که حق سکوت این مسائل را در قالب درامی واقعگرا، هیهات در قالب روایتی عاشورایی و آنتیک در قالب یک کمدی تاریخی و عامهپسند دنبال میکند.
بر این اساس، نائیجی را میتوان فیلمسازی دانست که گرایش اصلی او پرداختن به موضوعات دینی و اجتماعی در بستر مناسبات زندگی روزمره است. او بهویژه در شرایط اخیر جنگی، موضعگیریهای مناسب و قابلتقدیری داشته است. این جریانشناسی از یک سو ما را به تقدیر از شخصیت و مواضع او وامیدارد و از سوی دیگر، با توجه به دغدغههای مذهبی پررنگ او، انتظار ما را از آثارش افزایش میدهد، زیرا طبیعی است که از چنین فیلمسازی انتظار داشته باشیم برخی ملاحظات فرهنگی و دینی را با دقت بیشتری رعایت کند. بااینحال، متأسفانه در فیلم آنتیک مواردی وجود دارد که نقدهای جدیای را متوجه او میکند و در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد.
مؤلفههای فرهنگی اثر
مقدمه
هدف اصلی فیلم، نقد جریانی نسبتاً محدود است که ممکن است در برخی مناطق روستایی یا حاشیههای شهری شکل بگیرد، جریانی که در آن، عدهای با سوءاستفاده از باورهای دینی و سادگی مردم، یک مکان یا اتفاق عادی را مقدس جلوه میدهند و از این راه به منافع مالی میرسند. فیلم تلاش کرده است این موضوع را در قالب طنز مطرح کند تا هم برای مخاطب جذاب باشد و هم نوعی آگاهیبخشی و روشنگری درباره چنین پدیدههایی انجام دهد.
به نظر میرسد سازندگان قصد داشتهاند با نمایش روند شکلگیری یک باور ساختگی، به مخاطب نشان دهند که چگونه ممکن است یک ادعای بیاساس، بهتدریج مورد پذیرش عمومی قرار بگیرد و حتی به یک جریان اجتماعی تبدیل شود. فیلم همچنین میخواهد به مخاطب تلنگر بزند که هر ادعایی را بدون تحقیق و بررسی نپذیرد و میان باور دینی واقعی، خرافه و سوءاستفاده از اعتقادات مردم تفاوت قائل شود.
بااینحال، طرح چنین موضوع حساسی در قالب طنز، دشواریها و پیامدهایی نیز به همراه دارد. مهم است که فیلم در مسیر نقد خرافات، مرز میان رفتار سودجویانه افراد و اصل باورهای مذهبی را بهدرستی حفظ کند. اینکه فیلم تا چه اندازه توانسته به هدف خود برسد، روش مناسبی برای ارزیابی این مسائل ارائه دهد و از ایجاد برداشتهای نادرست جلوگیری کند، موضوعی است که باید دقیقتر بررسی شود. در ادامه، مؤلفههای مثبت و منفی فرهنگی اثر و میزان موفقیت فیلم در رسیدن به هدف اصلی خود ارزیابی خواهد شد.
مؤلفههای مثبت فرهنگی اثر
آگاهیبخشی درباره سوءاستفاده از باورهای مردم
مهمترین مؤلفهای که سبب میشود فیلم از نظر داستانی قابلتوجه به نظر برسد، همان هدف محوری و ساختاری آن است. فیلم تلاش دارد به مخاطب درباره پدیدهای هشدار دهد که ممکن است در برخی مناطق کشور شکل بگیرد، پدیدهای که در آن، افراد فرصتطلب از اعتقادات، نیازهای معنوی برای رسیدن به منافع شخصی استفاده میکنند.
فیلم با نمایش چگونگی ساختهشدن یک مکان مقدس جعلی، نشان میدهد که گاهی یک دروغ ساده میتواند با تکرار، تبلیغ، ایجاد هیجان عمومی و نقل روایتهای غیرواقعی، بهتدریج در میان مردم پذیرفته شود. از این جهت، اثر میتواند مخاطب را به دقت، پرسشگری و بررسی بیشتر دعوت کند و به او یادآوری کند که نباید هر ادعایی را تنها به دلیل ظاهر مذهبی آن بپذیرد.
این رویکرد از نظر فرهنگی اهمیت دارد، زیرا نقد خرافات و مقابله با سوءاستفاده از باورهای عمومی میتواند به افزایش آگاهی اجتماعی کمک کند. فیلم همچنین این نکته را مطرح میکند که اعتقاد دینی زمانی ارزشمند است که با شناخت، عقلانیت و آگاهی همراه باشد و نباید اجازه داد افراد سودجو از احساسات مذهبی مردم استفاده کنند.
با وجود این جنبه مثبت، نحوه بیان موضوع با نکات و ایرادهایی همراه است که میتوانستند با دقت بیشتری مورد توجه سازندگان قرار گیرند. رعایت این موارد میتوانست پیام اصلی فیلم را روشنتر کند و از شکلگیری برداشتهای اشتباه درباره باورهای دینی و رفتار مردم جلوگیری کند. این نکات در بخشهای بعدی بررسی خواهند شد.
کاهش شوخیهای جنسی و استفاده از موقعیتهای طنز متنوعتر
یکی دیگر از مؤلفههای مثبت فرهنگی اثر، کمرنگبودن شوخیهای جنسی و تلاش فیلم برای استفاده از شکلهای دیگری از طنز است. در سالهای اخیر، بخشی از فیلمهای کمدی سینمای ایران برای خنداندن مخاطب بیش از اندازه به شوخیهای جنسی، گفتوگوهای دوپهلو و موقعیتهایی متکی شدهاند که جذابیت آنها بیشتر بر شکستن محدودیتهای اخلاقی و کلامی استوار است. ادامه این روند میتواند به کاهش خلاقیت در ساخت طنز و عادیشدن محتوایی منجر شود که برای همه گروههای سنی و محیط خانوادگی مناسب نیست.
غلبه شوخیهای جنسی بر آثار کمدی، بهتدریج سطح انتظار مخاطب را نیز پایین میآورد. در چنین شرایطی، نویسنده بهجای طراحی موقعیتهای داستانی دقیق، شخصیتپردازی طنزآمیز یا استفاده از تضادهای اجتماعی، به سادهترین راه برای گرفتن خنده از مخاطب روی میآورد. نتیجه این روند معمولاً تولید آثاری است که ممکن است در لحظه مخاطب را بخندانند، اما از نظر داستان، خلاقیت و ارزش فرهنگی ماندگاری چندانی ندارند.
از سوی دیگر، تکرار این نوع شوخیها میتواند فضای تماشای خانوادگی فیلم را محدود کند و سبب شود والدین نتوانند با آسودگی همراه فرزندان خود به تماشای یک اثر کمدی بنشینند. همچنین وقتی بخش اصلی جذابیت یک فیلم بر شوخیهای دوپهلو و جنسی بنا شود، بسیاری از مسائل جدی اجتماعی و فرهنگی نیز به حاشیه میروند و کمدی از کارکرد انتقادی خود فاصله میگیرد. ( البته این مشکل در یک سکانس ختنه در این فیلم هم جای بحث دارد که آیا کودکان مخصوصا دختر بچه ما مناسب دیدن این سکانس هستند ؟ )
آنتیک از این جهت مسیر مناسبتری را انتخاب کرده است. بخش زیادی از طنز فیلم بر موقعیت داستانی، تضاد میان شخصیتها، سوءتفاهم، دروغپردازی و پیامدهای ساختن یک امامزاده جعلی شکل میگیرد. شخصیتهای اصلی برای حفظ دروغ خود ناچار میشوند هر بار داستان تازهای بسازند و همین مسئله، زمینه بسیاری از موقعیتهای خندهدار فیلم را فراهم میکند. در نتیجه، فیلم برای سرگرمکردن مخاطب وابستگی زیادی به شوخیهای جنسی ندارد و میکوشد از ظرفیت خود داستان برای ایجاد طنز استفاده کند.
این رویکرد جای تقدیر دارد، زیرا نشان میدهد یک فیلم کمدی میتواند بدون قرار دادن شوخیهای جنسی در مرکز اثر، همچنان مخاطب را سرگرم کند. استفاده از طنز موقعیت، تضاد شخصیتی و پیامدهای رفتار شخصیتها میتواند هم فضای سالمتری ایجاد کند و هم ارزش داستانی فیلم را افزایش دهد.
بااینحال، مثبتبودن کاهش شوخیهای جنسی به این معنا نیست که تمام شوخیهای فیلم از نظر فرهنگی و هنری بدون ایراد هستند. درباره نوع طراحی برخی شوخیها، تکرار آنها و موضوعاتی که به وسیله طنز مورد هدف قرار گرفتهاند، نقدهایی وجود دارد که در بخش بعدی به آنها پرداخته خواهد شد.
مؤلفههای منفی فرهنگی اثر
همانطور که گفته شد، تنها داشتن یک هدف فرهنگی مثبت برای موفقیت یک فیلم کافی نیست و اهمیت دارد که آن هدف در چه قالبی بیان شود و فیلم از چه مسیری برای رساندن پیام خود به مخاطب استفاده کند. آنتیک در اصل قصد دارد خرافهسازی و سوءاستفاده از باورهای دینی مردم را نقد کند، اما شیوه پرداختن به این موضوع در برخی قسمتها میتوانست با دقت و تعادل بیشتری همراه باشد.
بخشی از نکاتی که در ادامه مطرح میشود، الزاماً ایرادهای کاملاً منفی و غیرقابلدفاع نیستند. برخی از آنها نکاتی هستند که اگر در فیلم رعایت میشدند، پیام اصلی اثر با وضوح بیشتری منتقل میشد و احتمال برداشتهای اشتباه نیز کاهش پیدا میکرد. بااینحال، بعضی موارد، بهویژه نحوه نمایش نیروهای انقلابی، نقدهای جدیتری را متوجه فیلم میکنند.
تمرکز بخش مهمی از شوخیها بر مفاهیم و مقدسات دینی
یکی از نکاتی که میتوانست با حساسیت بیشتری در فیلم رعایت شود، نوع شوخی با برخی مفاهیم دینی و مقدسات است. بخش قابلتوجهی از طنز فیلم حول موضوعاتی مانند سلامدادن به امامزاده، نکیر و منکر و استفاده از القاب الهی شکل میگیرد. روشن است که هدف سازندگان، تمسخر اصل اعتقادات دینی نبوده و فیلم میخواهد نشان دهد فردی که در آینده بهعنوان شخصی مورد عنایت و صاحب کرامت معرفی میشود، در واقع انسانی خلافکار و دارای رفتاری کاملاً ناسازگار با دین بوده است.
این تضاد میتواند تلنگری به مخاطب باشد و به او نشان دهد که نباید هر روایت یا ادعای مذهبی را بدون تحقیق بپذیرد. بااینحال، فیلم در اجرای این هدف، تقریباً تمام فضای داستان را در اختیار شخصیتهای خلافکار، سودجو یا سادهلوح قرار میدهد و کاراکتر مشخصی وجود ندارد که همزمان با نقد خرافات، بر حفظ احترام به مقدسات نیز تأکید کند.
وجود یک شخصیت متعادل و آگاه میتوانست این مرز را روشنتر کند، شخصیتی که با خرافهسازی مخالفت کند، اما میان این رفتارها و اصل دین تفاوت قائل شود. در این صورت، مخاطب بهتر متوجه میشد که هدف فیلم، نقد سوءاستفاده از مقدسات است، نه تبدیل خود مفاهیم مقدس به موضوع شوخی. نبود چنین شخصیتی باعث شده است که در بعضی صحنهها، مرز میان تمسخر یک امامزاده جعلی و شوخی با مفاهیم دینی چندان روشن نباشد.
بنابراین، این بخش را میتوان بیشتر در قالب یک پیشنهاد اصلاحی مطرح کرد. فیلم میتوانست پیام انتقادی خود را حفظ کند و در کنار آن، با قرار دادن نشانهها یا شخصیتهایی مشخص، احترام به باورهای دینی را نیز مورد توجه قرار دهد. این تعادل، نهتنها به طنز فیلم آسیب نمیزد، حتی میتوانست هدف روشنگرانه آن را دقیقتر و قابلدفاعتر کند.
نمایش یکطرفه و تمسخرآمیز نیروهای انقلابی
محور دوم دیگر تنها در حد این پیشنهاد نیست که اگر رعایت میشد بهتر بود، زیرا نحوه نمایش نیروهای کمیته و نیروهای خدمتگزار سالهای نخست انقلاب، یکی از ایرادهای جدی فیلم به شمار میرود. تقریباً تمام نیروهای کمیته در فیلم با رفتارهای عجیب، اغراقشده و گاهی شبیه به افرادی فاقد عقلانیت و تعادل نشان داده میشوند.
فیلم برای ایجاد موقعیت طنز، این شخصیتها را سادهلوح، خشن، کممنطق یا گرفتار رفتارهای نمایشی معرفی میکند. مشکل اصلی زمانی شکل میگیرد که در برابر این تصویر منفی، نمونه متفاوتی از یک نیروی مسئول، عاقل یا دلسوز دیده نمیشود. اگر حتی چند شخصیت مثبت و متعادل در میان این نیروها قرار میگرفتند، مخاطب میتوانست رفتارهای تمسخرشده را به افراد مشخص داستان نسبت دهد، اما وقتی تمام شخصیتهای این گروه تقریباً با یک الگوی منفی نمایش داده میشوند، زمینه تعمیم این تصویر به کل آن مجموعه فراهم میشود.
این نوع شخصیتپردازی ممکن است این برداشت را ایجاد کند که فیلم نه عملکرد چند نیروی ناآگاه یا افراطی، که کلیت نیروهای انقلابی و خدمتگزار آن دوران را هدف تمسخر قرار داده است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که برخی از نشانههای رفتاری این شخصیتها، مانند خطابکردن دیگران با واژه برادر، تأکید ظاهری بر آرمانهای انقلاب و استفاده از ادبیات خاص مذهبی و انقلابی، همچنان در میان بعضی نیروهای بسیج و مجموعههای مشابه دیده میشود.
در نتیجه، تمسخر این ویژگیها ممکن است فقط به شخصیتهای تاریخی فیلم محدود نماند و از نگاه بخشی از مخاطبان، نیروهای فعلی را نیز دربر بگیرد. فیلم در این زمینه نتوانسته است میان نقد رفتارهای نادرست برخی افراد و تحقیر یک هویت جمعی تفاوت روشنی ایجاد کند. اگر در داستان، نیروهایی وظیفهشناس، منطقی و آگاه نیز حضور داشتند، این تعادل تا حد زیادی برقرار میشد و مشخص بود که انتقاد فیلم متوجه سوءرفتار افراد خاص است.
در بخشی از فیلم، شخصیت اصلی این نیروها را با عنوان سفتها خطاب میکند. شاید بتوان گفت این واژه از زبان شخصیتی بیان میشود که خود مخالف آنهاست و دیدگاه او الزاماً نظر مستقیم سازنده نیست. بااینحال، فیلم هیچ واکنش جدی یا شخصیت مخالفی در برابر این نوع نامگذاری قرار نمیدهد و فضای کلی اثر نیز تا حد زیادی همان نگاه تمسخرآمیز را تقویت میکند.
به همین دلیل، استفاده از چنین عنوانی میتواند نگاه منفی و ازپیشساخته نسبت به این گروه را افزایش دهد و آنها را بهعنوان مجموعهای خشک، غیرمنطقی و آزاردهنده معرفی کند. حتی اگر این ادبیات از زبان یک شخصیت مخالف بیان شده باشد، مسئولیت فیلم در نحوه قاببندی و پاسخدادن به آن همچنان باقی است. زمانی که یک برچسب تحقیرآمیز چند بار تکرار میشود و هیچ تصویر متعادلی در مقابل آن وجود ندارد، ممکن است نتیجه به بازتولید نفرت یا تحقیر یک گروه اجتماعی نزدیک شود.
فیلم در این محور با ضعف جدی روبهرو است و جای نقد فراوان دارد. نقد نیروهای حکومتی یا انقلابی، موضوعی قابلطرح در سینماست، اما این نقد زمانی عمیق و منصفانه خواهد بود که از شخصیتپردازی یکطرفه و نمایش کاریکاتوری فاصله بگیرد. آنتیک میتوانست رفتارهای افراطی، سوءاستفاده از قدرت یا تعهدهای ظاهری را نقد کند، بدون آنکه تمام اعضای یک مجموعه را با تصویری مشابه و تحقیرآمیز نشان دهد.
دو محور بالا را در نظر بگیرید و سپس نقد استاد فراستی را هم گوش کنید. البته ما به این تندی مخالف این فیلم نیستیم ولی بازهم این برداشت ها یکسان بوده و برای اقای فراستی موجب خشم بیشتری شده است. این برداشت اقای فراستی به عنوان یک تحلیل گر یعنی همه این محور های نقد و محور های منفی از اصلی ترین نمود های فیلم بوده است که جای انتقاد بسیار دارد.
ضعف در شخصیتپردازی چهره مذهبی و آگاه داستان
یکی دیگر از مؤلفههای منفی فرهنگی فیلم، ضعف در پرداخت شخصیت مذهبی داستان است. این شخصیت در اصل قرار است نماینده نگاهی سالم، واقعگرا و آگاهانه به دین باشد و حضور او بتواند میان باور مذهبی واقعی و خرافهسازی شخصیتهای اصلی تفاوت ایجاد کند. به نظر میرسد سازندگان نیز این شخصیت را برای حفظ تعادل معنایی فیلم وارد داستان کردهاند، اما حضور او در ساختار روایی بسیار محدود و کماثر باقی مانده است.
این شخصیت در طول فیلم تنها چند بار ظاهر میشود و سپس برای مدتی از داستان کنار میرود. نه گذشته و انگیزههای او بهدرستی معرفی میشود و نه رابطهای جدی میان او، مردم و شخصیتهای اصلی شکل میگیرد. در نتیجه، مخاطب فرصت کافی پیدا نمیکند تا او را بهعنوان یک شخصیت مستقل، قابلاعتماد و اثرگذار بشناسد. او بیشتر شبیه ابزاری برای بیان پیام نهایی فیلم عمل میکند تا شخصیتی که بهطور طبیعی در روند داستان حضور داشته باشد.
وظیفه اصلی این شخصیت در پایان فیلم آشکار میشود، جایی که باید حقیقت را روشن کند و مخاطب را به درک درستتری از اتفاقات برساند. بااینحال، چون فیلم از ابتدا زمینه کافی برای شناخت و پذیرش او فراهم نکرده است، روشنگری پایانیاش نیز تأثیر لازم را پیدا نمیکند. مخاطب ناگهان با شخصیتی روبهرو میشود که قرار است نتیجه اخلاقی و فرهنگی داستان را بیان کند، درحالیکه پیش از آن نقش پررنگی در پیشبرد ماجرا نداشته است.
بهتر بود این شخصیت از بخشهای ابتدایی فیلم حضوری فعالتر پیدا میکرد و بهتدریج در برابر خرافهسازی و سوءاستفاده شخصیتهای اصلی قرار میگرفت. همچنین میشد بخشی از درگیری فکری و عملی داستان را میان او و سازندگان امامزاده جعلی شکل داد. چنین حضوری میتوانست تقابل میان دین آگاهانه و خرافه، یا میان ایمان واقعی و سوءاستفاده از اعتقادات مردم را به شکلی روشنتر و دراماتیکتر نشان دهد.
پرداخت دقیقتر این شخصیت همچنین میتوانست بخشی از ایرادهای مطرحشده درباره شوخی با مقدسات را کاهش دهد. اگر یک شخصیت مذهبیِ محترم، منطقی و آگاه در طول داستان حضور مستمر داشت، مخاطب بهتر متوجه میشد که هدف فیلم تمسخر اصل دین نیست و انتقاد آن تنها متوجه خرافات و منفعتطلبی افراد است. در شکل فعلی، فیلم این تعادل را تنها در پایان و بهصورت مستقیم ایجاد میکند، زمانی که بخش عمده تصویر فرهنگی اثر پیشتر شکل گرفته است.
این ضعف شخصیتپردازی به سکانس پایانی نیز آسیب زده است. پایان فیلم قرار است نقطه اصلی روشنگری و جمعبندی پیام فرهنگی اثر باشد، اما به دلیل حضور کمرنگ این شخصیت در طول داستان، این سکانس از پشتوانه دراماتیک کافی برخوردار نیست. به همین علت، پیام پایانی بیشتر بیان مستقیم نظر سازندگان به نظر میرسد تا نتیجه طبیعی مسیری که شخصیتها و داستان طی کردهاند.
در مجموع، حضور یک شخصیت مذهبی سالم و واقعگرا از تصمیمهای درست فیلم بوده است، اما این ظرفیت بهدرستی مورد استفاده قرار نگرفته است. اگر این شخصیت بیشتر پرداخته میشد و نقش مؤثرتری در جریان داستان پیدا میکرد، هم تعادل فرهنگی فیلم بهتر حفظ میشد و هم روشنگری پایانی آن برای مخاطب باورپذیرتر و تأثیرگذارتر بود.
تصویر یکطرفه و قابلتأمل از روستاییان
یکی دیگر از مؤلفههای فرهنگی قابلتأمل فیلم، نحوه تصویرپردازی روستاییان است. تقریباً تمام مردم روستا، بهجز یک یا دو شخصیت محدود، افرادی نشان داده میشوند که بهآسانی تحتتأثیر فضای اطراف قرار میگیرند و اعتقادات و مواضعشان لحظهبهلحظه تغییر میکند. آنها بدون تحقیق، یک ادعا را میپذیرند و پس از تغییر شرایط نیز با همان سرعت به سمت دیدگاه دیگری حرکت میکنند.
این نوع نمایش ممکن است در خدمت هدف اصلی فیلم، یعنی نقد خرافهپذیری و سوءاستفاده از باورهای مردم باشد، اما وقتی تقریباً همه شخصیتهای روستایی با یک الگوی مشابه ساخته میشوند، امکان تعمیم این ویژگیها به کل جامعه روستایی به وجود میآید. در نتیجه، روستاییان نه بهعنوان انسانهایی با شخصیتها، سطح آگاهی و دیدگاههای متفاوت، که به شکل جمعیتی سادهلوح، هیجانزده و تابع شرایط نمایش داده میشوند.
مشکل اصلی این نیست که فیلم چند شخصیت سادهلوح یا خرافاتی را در یک روستا نشان میدهد، زیرا وجود چنین شخصیتهایی برای پیشبرد داستان قابلدرک است. مسئله این است که در برابر این افراد، شخصیت روستایی قدرتمند و مستقلی وجود ندارد که پرسش کند، تردید داشته باشد یا پیش از پذیرش ادعاها به دنبال دلیل و مدرک برود. حضور یکی دو شخصیت محدود نیز بهاندازهای پررنگ نیست که بتواند تعادل لازم را در تصویر کلی فیلم ایجاد کند.
بهتر بود فیلم چند کاراکتر روستایی منطقی و دارای شخصیتپردازی قوی را بهعنوان نقطه مقابل جریان غالب داستان وارد میکرد. برای نمونه، میتوانست شخصیتی وجود داشته باشد که از همان ابتدا نسبت به ماجرای امامزاده جعلی تردید کند، مردم را به تحقیق دعوت کند یا در برابر موج هیجانی شکلگرفته مقاومت نشان دهد. چنین شخصیتی میتوانست نقش آنتیتز را در روایت برعهده بگیرد و نشان دهد که تمام مردم روستا به یک شکل فکر نمیکنند.
این شیوه نهتنها احتمال برداشت توهینآمیز از تصویر روستاییان را کاهش میداد، که داستان را نیز قویتر میکرد. وجود یک شخصیت آگاه در برابر شخصیتهای اصلی، میتوانست کشمکش بیشتری ایجاد کند و اجرای نقشه آنها را دشوارتر سازد. در این صورت، طنز فیلم نیز فقط از سادگی مردم شکل نمیگرفت و بخشی از آن از تقابل میان فریبکاران و فردی آگاه و پرسشگر به وجود میآمد.
جامعه روستایی مانند هر جامعه دیگری، مجموعهای از انسانهای متفاوت با میزان آگاهی، باورها و رفتارهای گوناگون است. نمایش این تنوع میتوانست تصویر منصفانهتر و واقعگرایانهتری ارائه دهد. وقتی فیلم همه افراد یک محیط را شبیه به یکدیگر میسازد، شخصیتها از حالت انسانی خارج و به تیپهای ساده و قابلپیشبینی تبدیل میشوند.
بنابراین، بهتر بود فیلم در کنار نقد خرافهپذیری بخشی از مردم، شخصیتهایی منطقی و آگاه نیز در میان همان روستاییان قرار میداد. این کار میتوانست روشن کند که نقد فیلم متوجه یک رفتار اجتماعی مشخص است، نه کلیت مردم روستا. نبود چنین تعادلی باعث شده است تصویر روستاییان در بخشهایی از اثر، یکطرفه و تا اندازهای تحقیرآمیز به نظر برسد.
جمع بندی نهایی
در مجموع، آنتیک با انتخاب موضوعی مهم درباره خرافهسازی و سوءاستفاده از باورهای دینی، ظرفیت فرهنگی قابلتوجهی دارد و کاهش شوخیهای جنسی نیز از نقاط مثبت آن است. بااینحال، شوخی با برخی مفاهیم مذهبی، تصویر یکطرفه نیروهای انقلابی و روستاییان و ضعف شخصیت مذهبی داستان، تعادل اثر را کاهش داده است. فیلم میتوانست با شخصیتپردازی دقیقتر و ارائه نمونههای منطقی و آگاه، پیام انتقادی خود را منصفانهتر و تأثیرگذارتر بیان کند
پیوست ها
[۱]
https://www.cinemapress.ir/news/157559/
[۲]
https://defapress.ir/fa/news/723506/
[۳] https://cinematicket.org/movie/detail/7382
[۴]
https://fajrfilmfestival.com/1403/11/12/آنتیک-به-سانس-فوقالعاده-رسید/
[۵] https://www.isna.ir/news/1405013116969/
[۶]
https://www.filimo.com/shot/194856/فیلم-آنتیک/
[۷]
https://fararu.com/fa/news/971049/
[۸]
https://www.filimo.com/crew/mohammad-hadi-naeeji
[۹]
https://www.mehrnews.com/news/2217536/
[۱۰]
https://www.mehrnews.com/news/2234586/
[۱۱]
https://companysad.ir/archives/project/هیهات
https://irmdb.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=139409230005
[۱۲]
https://www.mehrnews.com/news/6364339/
[۱۳]
https://defapress.ir/fa/news/723506/
https://www.cinemapress.ir/news/157613/
پست های مرتبط
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
فیلم آنتیک فیلم سطحی پوچ بی مایه بی ارزش و بسیار مخرب و ویران کننده اخلاق خانواده و باورهای اعتقادی و مذهبی جامعه است .. و هولناکی ماجرا اینجاست که توسط تهیه کننده و کارگردان ارزشی ساخته شده است . چطور میشه درد نکشیم و عصبانی نشیم مرحوم بیضایی این انسان بزرگ فرهیخته وطن پرست در امریکا درس فیلمسازی بده و تئاتر روی پرده ببره و امسال هادی نائیجی جولان بده تو سینمای ایران