پشت پرده هجوم مهاجران مراکشی به اسپانیا | اسرائیل قصد جنایت علیه اسپانیا برای مواضع موافق ایران دارد
فهرست مطالب
Toggleپشت پرده هجوم مهاجران مراکشی به اسپانیا | اسرائیل قصد جنایت علیه اسپانیا برای مواضع موافق ایران دارد
هجوم دهها هزار مهاجر از مراکش به قلمرو اسپانیا
در روزهای ۳۰ و ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶، دهها هزار مهاجر از خاک مراکش وارد سبته شدند؛ شهری متعلق به اسپانیا که در شمال آفریقا و در مرز مراکش قرار دارد. سبته همراه با ملیلیه، یکی از دو مرز زمینی اتحادیه اروپا با قاره آفریقاست و به همین دلیل یکی از حساسترین نقاط مهاجرتی منطقه محسوب میشود.
مهاجران از مسیرهای زمینی و دریایی وارد شهر شدند. برخی با شنا، تیوب و وسایل بادی خود را به ساحل رساندند و گروههایی نیز با عبور از گیتها، موجشکنها و موانع مرزی وارد قلمرو اسپانیا شدند. تصاویر منتشرشده جمعیت بزرگی را نشان میداد که در مدت کوتاهی از مرز عبور کرده و وارد خیابانهای سبته شده بود.
مقامهای اسپانیایی تعداد واردشدگان را حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر اعلام کردند؛ جمعیتی معادل حدود ۷۰ درصد جمعیت عادی سبته که نزدیک به ۸۴ هزار نفر سکنه دارد. بیشتر واردشدگان مردان جوان مراکشی بودند، هرچند زنان، کودکان، خانوادهها و مهاجرانی از دیگر کشورهای آفریقایی نیز در میان آنها حضور داشتند.
این هجوم با تلفات سنگینی همراه شد. تا روز دوم اوت، شمار جانباختگان به دستکم ۷۲ نفر رسید. برخی هنگام شنا کردن غرق شدند و تعدادی دیگر در ازدحام جمعیت و هنگام عبور از موانع زیر دستوپا ماندند. بیش از هزار نفر نیز به خدمات پزشکی نیاز پیدا کردند.
دولت اسپانیا برای کنترل شرایط ۲۰۰ نیروی ویژه پلیس و ۶۰ نظامی به سبته اعزام کرد. ارتش و گارد مدنی مسیرهای ورودی را بستند و بازگرداندن مهاجران به مراکش آغاز شد. بیش از ۴۸ هزار نفر در مدت حدود دو روز به مراکش بازگشتند و دولت اسپانیا تأکید کرد افرادی که بهصورت غیرقانونی وارد سبته شدهاند، اجازه انتقال به خاک اصلی اسپانیا یا دیگر کشورهای حوزه شنگن را نخواهند داشت.
اسپانیا پس از آرامتر شدن شرایط، یک مانع شناور حدود ۵۰۰ متری در مرز دریایی سبته نصب کرد تا از تکرار ورود گسترده مهاجران از مسیر دریا جلوگیری کند.
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، این هجوم را نقض حاکمیت و تمامیت ارضی کشورش دانست. بااینحال دولت او در روزهای نخست از متهم کردن مستقیم مراکش خودداری کرد و همچنان رباط را شریک اسپانیا نامید.[۵][۴][۲][۳][۱]

پدیدآورنده: علیرضا مرادی
جنایت علیه اسپانیا برای ایستادن در برابر آمریکا و اسرائیل
آنچه در سبته رخ داد را نمیتوان یک موج عادی و خودجوش مهاجرتی دانست. حرکت همزمان دهها هزار نفر به سمت یکی از کنترلشدهترین مرزهای منطقه، انفعال اولیه نیروهای مراکشی، غافلگیری کامل اسپانیا و بهرهبرداری فوری آمریکا و اسرائیل از بحران، تصویری فراتر از یک حادثه مرزی میسازد.
این هجوم بخشی از فشار سیاسی بر دولت اسپانیا بود، دولتی که در ماههای گذشته حاضر نشد در برابر آمریکا و اسرائیل تسلیم شود. مادرید حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را غیرقانونی دانست، اجازه استفاده از پایگاههای مشترک خود برای حمله به ایران را نداد، از مشارکت در عملیات نظامی تنگه هرمز خودداری کرد و در برابر جنایتهای اسرائیل در غزه نیز موضعی صریح گرفت.
اسرائیل و آمریکا پیش از حادثه سبته، خشم خود را از رفتار دولت سانچز پنهان نکرده بودند. ترامپ اسپانیا را تهدید به قطع تجارت کرده بود و اسرائیل نیز روابط دیپلماتیک خود با مادرید را به پایینترین سطح رسانده بود.
در چنین شرایطی، باز شدن ناگهانی مرز مراکش و سرازیر شدن دهها هزار مهاجر به قلمرو اسپانیا نمیتواند از جنگ سیاسی واشنگتن و تلآویو علیه دولت سانچز جدا باشد.
مهاجرت در این حادثه به سلاحی برای تنبیه اسپانیا تبدیل شد، سلاحی که بدون بمباران یا حمله مستقیم، میتوانست یک شهر را تعطیل کند، ارتش را به خیابان بکشاند، جامعه اسپانیا را دچار ترس کند و دولت سانچز را در برابر مخالفان داخلی و دولتهای اروپایی زیر فشار قرار دهد.[۶][۷][۸][۹]
چرا اسپانیا ؟ مگر این کشور عضو اتحادیه اروپا نیست ؟
دولت اسپانیا طی ماههای گذشته در دو پرونده ایران و غزه برخلاف خواست آمریکا و اسرائیل حرکت کرده است.
اسپانیا اعلام کرد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را غیرقانونی میداند و در هیچ عملیات نظامی برای باز کردن تنگه هرمز مشارکت نخواهد کرد. وزیران دفاع و خارجه اسپانیا تأکید کردند هدف مادرید پایان دادن به جنگ است، نه گسترش آن.
دولت سانچز همچنین اجازه نداد هواپیماهای آمریکایی از پایگاههای مشترک روتا و مورون برای مأموریتهای مرتبط با حمله به ایران استفاده کنند. پس از اعلام این تصمیم، دستکم پانزده هواپیمای آمریکایی، بیشتر از نوع سوخترسان، پایگاههای اسپانیا را ترک کردند.
این اقدام یک مخالفت ساده نبود. پایگاههای آمریکا در جنوب اسپانیا بخشی مهم از شبکه لجستیکی و عملیاتی واشنگتن در اروپا، آفریقا و خاورمیانه هستند. بسته شدن این مسیر، برنامهریزی و پشتیبانی از عملیات نظامی علیه ایران را دشوارتر میکرد.
اسپانیا همچنین سفارت خود در تهران را دوباره فعال کرد، حملات اسرائیل به لبنان و ایران را محکوم کرد و خواستار تعلیق توافق همکاری اتحادیه اروپا با اسرائیل شد.
دولت سانچز در پرونده غزه نیز از منتقدان جدی اسرائیل بوده است. اسپانیا در سال ۲۰۲۴ کشور فلسطین را به رسمیت شناخت و وزیر دفاع این کشور اقدامات اسرائیل در غزه را یک نسلکشی واقعی توصیف کرد.
در سپتامبر ۲۰۲۵ نیز دولت اسپانیا ورود کشتیها و هواپیماهای حامل سلاح برای اسرائیل به بنادر و حریم هوایی خود را ممنوع کرد. مادرید همچنین محدودیتهایی علیه کالاهای تولیدشده در شهرکهای اسرائیلی و افرادی که در جنایتهای جنگی نقش داشتهاند، وضع کرد.
اسرائیل این اقدامات را دشمنی سیاسی دانست و مقامهای اسپانیایی را به یهودستیزی متهم کرد. روابط دو کشور با آغاز جنگ علیه ایران بحرانیتر شد و اسپانیا در ماه مارس ۲۰۲۶ سفیر خود را بهصورت دائمی از اسرائیل خارج کرد.[۹][۱۱][۱۲][۱۰]
این مجموعه اقدامات نشان میدهد اسپانیا در برابر دو موضوع اصلی مورد اهمیت اسرائیل ایستاده بود، جنگ غزه و حمله به ایران. مادرید در هیچیک از این دو پرونده حاضر نشد در کنار واشنگتن و تلآویو قرار گیرد.
ترامپ پیش از بحران، تنبیه اسپانیا را آغاز کرده بود
واکنش آمریکا به مواضع اسپانیا از مدتها قبل آغاز شده بود. ترامپ در ماه مارس، پس از آنکه مادرید اجازه استفاده از پایگاههای خود برای حمله به ایران را نداد، اسپانیا را به قطع کامل روابط تجاری تهدید کرد.
این تهدید در هشتم ژوئیه وارد مرحله جدیتری شد. ترامپ اعلام کرد دستور توقف فوری تجارت آمریکا با اسپانیا را صادر کرده است. اختلاف بر سر هزینههای نظامی ناتو در این تصمیم نقش داشت، اما رویترز صریحاً گزارش داد مخالفت اسپانیا با جنگ ایران نیز از عوامل تشدید تنش بود.
بنابراین آمریکا پیش از حادثه سبته نیز بهصورت آشکار در حال تنبیه اسپانیا بود. فشار مهاجرتی در ادامه همان فشار اقتصادی و سیاسی قرار میگیرد.
دولتی که ابتدا به قطع تجارت تهدید میشود و چند هفته بعد با ورود ناگهانی دهها هزار مهاجر از خاک متحد نزدیک آمریکا روبهرو میشود، نمیتواند این دو اتفاق را کاملاً جدا از یکدیگر ببیند.[۱۴]
چرا مراکش ابزار مناسبی برای این فشار بود؟
برای اعمال چنین فشاری، آمریکا و اسرائیل به کشوری نیاز داشتند که هم به آنها نزدیک باشد و هم بتواند در مدت کوتاهی اسپانیا را گرفتار بحران کند. مراکش هر دو ویژگی را دارد.
دولت ترامپ در سال ۲۰۲۰ ادعای مراکش درباره حاکمیت بر صحرای غربی را به رسمیت شناخت و در مقابل، رباط روابط خود با اسرائیل را عادی کرد. مراکش نیز برای نقش ترامپ در این توافق، بالاترین نشان دولتی خود را به او اعطا کرد.
در سال ۲۰۲۱، اسرائیل و مراکش یک توافق رسمی دفاعی و امنیتی امضا کردند. این توافق همکاری در زمینه اطلاعات، آموزش نظامی، خرید تجهیزات و صنایع دفاعی را گسترش داد.
پس از آن نیز گزارشهایی درباره خرید پهپاد، سامانههای ضدموشکی، رادار و ارتقای جنگندههای مراکش با فناوری اسرائیلی منتشر شد.[۱۷][۱۶][۱۵]
بنابراین مراکش یک کشور بیارتباط با آمریکا و اسرائیل نیست. رباط در یک شبکه سیاسی، نظامی و اطلاعاتی نزدیک با واشنگتن و تلآویو قرار دارد. همین کشور نیز ابزار بسیار مؤثری برای فشار بر اسپانیا در اختیار دارد: کنترل مرز جنوبی اروپا.
آمریکا و اسرائیل انگیزه تنبیه دولت سانچز را داشتند و مراکش امکان عملی اجرای این فشار را در اختیار داشت.

سابقه استفاده مراکش از مهاجران علیه اسپانیا
استفاده از مهاجران برای فشار بر اسپانیا اتفاق تازهای نیست.
در ماه مه ۲۰۲۱، پس از آنکه اسپانیا به ابراهیم غالی، رهبر جبهه پولیساریو، اجازه درمان داد، روابط مادرید و رباط وارد بحران شد. مدت کوتاهی بعد، نیروهای مراکشی کنترل مرز سبته را کاهش دادند و بیش از هشت هزار نفر در مدت دو روز وارد این شهر شدند.
بسیاری از مهاجران با شنا کردن یا عبور از موانع ساحلی وارد قلمرو اسپانیا شدند. آن حادثه در اسپانیا بهعنوان اقدام تلافیجویانه مراکش شناخته شد و نشان داد رباط آماده است از مهاجرت بهعنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کند.
اسپانیا در سال ۲۰۲۲ برای پایان دادن به بحران، سیاست سنتی خود درباره صحرای غربی را تغییر داد و از طرح خودمختاری پیشنهادی مراکش حمایت کرد. مادرید امیدوار بود در مقابل این امتیاز، رباط همکاری بیشتری در کنترل مهاجرت داشته باشد.[۱۹][۱۸]
حادثه تازه سبته نشان داد کنترل مهاجرت برای مراکش یک تعهد ثابت نیست. این کنترل میتواند هر زمان که رباط یا متحدان آن به فشار بر اسپانیا نیاز داشته باشند، کاهش پیدا کند.
ماجرا با چند ویدئوی اینترنتی توضیح داده نمیشود
روایت رسمی میگوید قاچاقچیان انسان و شایعات فضای مجازی، مهاجران را به حرکت درآوردند. ویدئوهایی منتشر شده بود که ادعا میکردند مرز سبته باز شده و کسانی که از مسیر دریا وارد قلمرو اسپانیا شوند، دیگر بازگردانده نخواهند شد.
این شایعات به حکم دادگاه عالی اسپانیا مربوط بود. دادگاه اعلام کرده بود مهاجرانی که از طریق دریا وارد میشوند، نباید بدون بررسی قانونی بلافاصله بازگردانده شوند. این حکم اجازه اقامت دائمی نبود و بازگرداندن افراد پس از طی مراحل قانونی همچنان امکان داشت، اما شبکههای قاچاق آن را به شکل باز شدن مرز تبلیغ کردند.
برنامه دولت سانچز برای قانونی کردن وضعیت بخشی از مهاجران بدون مدرک نیز در فضای مجازی تحریف شد. این برنامه به کسانی مربوط بود که پیش از اول ژانویه ۲۰۲۶ وارد اسپانیا شده و دستکم پنج ماه در کشور زندگی کرده بودند. مهاجرانی که در پایان ژوئیه وارد سبته شدند، مشمول این برنامه نبودند.
مشکلات اقتصادی مراکش نیز در حرکت مهاجران نقش داشت. بسیاری از جوانان مراکشی با بیکاری، فقر و نبود چشمانداز روشن روبهرو هستند. برخی از افرادی که با رسانهها گفتوگو کردند، گفتهاند پس از دیدن ویدئوهای فضای مجازی و با امید یافتن زندگی بهتر راهی مرز شدهاند.[۲۱][۲۰]
همه این عوامل واقعیاند، اما برای توضیح حرکت همزمان ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر کافی نیستند.
چگونه دهها هزار نفر از مناطق مختلف مراکش تقریباً همزمان به مرز رسیدند؟ چگونه دستگاه امنیتی مراکش متوجه این حرکت گسترده نشد؟ چگونه جمعیتی بهاندازه بخش بزرگی از یک شهر توانست به منطقهای برسد که در شرایط عادی زیر کنترل شدید پلیس و نیروهای امنیتی است؟
انتشار چند ویدئو میتواند گروههایی از مردم را تحریک کند، اما بدون کنار رفتن کنترل مرزی نمیتواند ۵۰ هزار نفر را در ۲۴ ساعت وارد خاک اسپانیا کند.
انفعال نیروهای مراکشی، نشانهای که نمیتوان نادیده گرفت
یکی از مهمترین نشانههای این فشار سیاسی، رفتار نیروهای مرزی مراکش در ساعات نخست حادثه بود.
گزارشهای میدانی و تصاویر منتشرشده نشان میداد نیروهای ژاندارمری مراکش در ابتدا ایستاده بودند و عبور جمعیت را تماشا میکردند. نیروهای مراکشی بعدتر با باتوم، گاز اشکآور و ماشین آبپاش وارد عمل شدند، اما تا آن زمان بخش بزرگی از جمعیت از مرز گذشته بود.[۲۰][۲۱]
اگر رباط از ابتدا قصد جلوگیری از ورود را داشت، چرا اقدام جدی زمانی آغاز شد که دهها هزار نفر به سبته رسیده بودند؟
این حرکت در یک منطقه دورافتاده و بدون نظارت رخ نداد. سبته یکی از حساسترین مرزهای مراکش است. مسیرهای منتهی به آن، شهرهای اطراف و تجمعهای بزرگ در این منطقه بهطور مستمر زیر نظر نیروهای امنیتی قرار دارند.
جمع شدن دهها هزار نفر نمیتوانست از چشم دولت مراکش پنهان بماند. آنچه اتفاق افتاد بیشتر از ناتوانی، به تصمیم برای کنار رفتن موقت از مسیر شباهت داشت.
اسپانیا کاملاً غافلگیر شد
در سوی دیگر مرز، دولت اسپانیا هیچ اطلاعات متناسبی از حرکت جمعیت دریافت نکرده بود. دولت سانچز بعداً پذیرفت اگر اطلاعات لازم در اختیار مادرید قرار داشت، ۵۰ هزار نفر نمیتوانستند در ۲۴ ساعت وارد سبته شوند.
این اعتراف اهمیت زیادی دارد. مراکش یکی از شرکای اصلی اطلاعاتی اسپانیا در کنترل مهاجرت است. اگر حرکت دهها هزار نفر در خاک مراکش در حال شکلگیری بود، دولت رباط باید پیش از رسیدن جمعیت به مرز، اسپانیا را مطلع میکرد.
اما چنین هشداری داده نشد. نیروهای مراکش نیز در ساعات نخست واکنش جدی نشان ندادند. نتیجه این شد که اسپانیا در برابر یک جمعیت عظیم، بدون آمادگی قبلی قرار گرفت.
همین تفاوت میان آگاهی احتمالی مراکش و بیخبری اسپانیا، بخش مهمی از پشت پرده حادثه را روشن میکند.

واکنش اسرائیل، تکرار ادعای مراکش در لحظه بحران
رفتار اسرائیل پس از آغاز هجوم نیز نشان داد تلآویو در کدام سوی بحران ایستاده است.
دنی دانون، نماینده اسرائیل در سازمان ملل، بهجای محکوم کردن عبور گسترده مهاجران یا انتقاد از مراکش، اسپانیا را به ریاکاری متهم کرد. او حاکمیت اسپانیا بر سبته و ملیلیه را زیر سؤال برد و این دو شهر را مستعمرات اسپانیا در آفریقا نامید.[۲۲]
این دقیقاً همان ادبیاتی است که مراکش درباره سبته و ملیلیه به کار میبرد. رباط این دو شهر را متعلق به خود میداند و حاکمیت اسپانیا بر آنها را نمیپذیرد.
چرا نماینده اسرائیل درست در لحظهای که سبته زیر فشار قرار گرفته بود، ادعای تاریخی مراکش را تکرار کرد؟ چرا اسرائیل بهجای حمایت از حاکمیت یک کشور اروپایی، در کنار روایت رباط ایستاد؟
اظهارات دانون بهاندازهای حساس بود که دیپلمات اسرائیلی مستقر در مادرید مجبور شد از آن فاصله بگیرد و اعلام کند سخنان او موضع رسمی اسرائیل نیست.
اسکار پوئنته (Óscar Puente)، وزیر حملونقل اسپانیا، پس از این اظهارات نوشت اکنون همهچیز کمکم روشن میشود. شماری از سیاستمداران احزاب شریک دولت اسپانیا نیز اسرائیل و آمریکا را متهم کردند که از روابط خود با مراکش برای ایجاد آشوب و تنبیه دولت سانچز استفاده کردهاند.[۲۳]
این تحلیل از سوی افراد نزدیک به دولت اسپانیا مطرح شده است و نمیتوان آن را به چند حساب ناشناس در شبکههای اجتماعی محدود کرد.
واکنش آمریکا، مراکش بازخواست نشد، اسپانیا متهم شد
رفتار دولت آمریکا پس از حادثه نیز معنای روشنی داشت. واشنگتن بهجای آنکه از مراکش بپرسد چگونه دهها هزار نفر توانستهاند از خاک این کشور وارد قلمرو اسپانیا شوند، تمام حمله سیاسی خود را متوجه دولت سانچز کرد.
ترامپ حادثه سبته را تهاجم توصیف کرد و آن را نتیجه قوانین ضعیف، مدیریت بد و سیاست مهاجرتی لیبرال اسپانیا دانست. مقامهای دولت آمریکا نیز از تصاویر بحران برای حمله به دولتهای چپ و سیاستهای مهاجرتی اروپا استفاده کردند.
اگر آمریکا نگران حاکمیت و امنیت اسپانیا بود، باید عملکرد مراکش را زیر سؤال میبرد. اما رباط، متحد نزدیک واشنگتن، از انتقاد جدی در امان ماند و اسپانیا بهعنوان مقصر اصلی معرفی شد.
مراکش کنترل مرز را کنار گذاشت، اسپانیا گرفتار بحران شد و آمریکا نیز دولتی را که زیر فشار قرار گرفته بود، مقصر معرفی کرد. این تقسیم نقش را نمیتوان یک همزمانی ساده دانست.
یک عملیات ترکیبی بدون شلیک گلوله
فشار علیه کشورها همیشه با موشک، پهپاد و نیروی نظامی انجام نمیشود. مهاجرت، جنگ اطلاعاتی، تحریم اقتصادی، شایعهسازی و بحرانسازی داخلی نیز میتوانند به ابزارهای یک عملیات ترکیبی تبدیل شوند.
در سبته، نتیجه این فشار کاملاً قابل مشاهده بود: شهر تعطیل شد، ارتش وارد خیابانها شد، دهها نفر جان باختند، هزاران نفر مجروح و سرگردان شدند، احزاب مخالف به دولت حمله کردند و برخی کشورهای اروپایی خواستار محدود کردن رفتوآمد با اسپانیا شدند.
روزنامه الپاییس نیز بحران سبته را در چارچوب استفاده ابزاری از مهاجرت و فشار ژئوپلیتیکی بررسی کرده است. شریکان دولت سانچز نیز نقش مراکش، آمریکا و اسرائیل را در این فشار مطرح کردهاند.[۲۴]
هدف چنین عملیاتی اشغال اسپانیا نبود. هدف ایجاد بیثباتی، افزایش فشار اجتماعی، تضعیف دولت سانچز و ارسال این پیام بود که ایستادن در برابر واشنگتن و تلآویو هزینه دارد.
اسرائیل بدون انجام یک حمله مستقیم، اسپانیا را گرفتار بحرانی امنیتی و اجتماعی دید. آمریکا نیز از همان تصاویر برای حمله سیاسی به سانچز استفاده کرد. مراکش هم بار دیگر نشان داد کنترل مرز جنوبی اروپا تا چه اندازه به تصمیمهای سیاسی رباط وابسته است.
مهاجرانی که به ابزار فشار تبدیل شدند
بسیاری از مهاجرانی که راهی سبته شدند، انسانهایی گرفتار فقر، بیکاری و ناامیدی بودند. آنها با وعده ورود آسان به اروپا حرکت کردند و تصور میکردند درهای اسپانیا باز شده است.
اما نتیجه برای بسیاری از آنها چیزی جز گرسنگی، سرگردانی، خشونت و بازگشت نبود. برخی مهاجران گفتهاند پس از ورود به سبته بدون غذا و محل اقامت مانده و به همین دلیل به مراکش برگشتهاند.[۲۵]
دهها نفر نیز در دریا یا زیر پای جمعیت جان باختند. این انسانها در یک بازی سیاسی نقشی برای تصمیمگیری نداشتند. آنها از سوی شبکههای قاچاق و فضای مجازی تحریک شدند و سپس به ابزاری برای فشار بر اسپانیا تبدیل شدند.
همین بخش، چهره تلخ عملیاتهای مهاجرتی را نشان میدهد. کسانی که از مهاجران بهعنوان سلاح سیاسی استفاده میکنند، هزینه انسانی اقدام خود را نمیپردازند. هزینه را مهاجران و مردم شهر مرزی پرداخت میکنند.

سیاست مهاجرتی اسپانیا نیز زمینه آسیبپذیری را ایجاد کرد
دیدن نقش آمریکا، اسرائیل و مراکش به معنای نادیده گرفتن اشتباهات دولت اسپانیا نیست.
برنامه قانونی کردن وضعیت بخشی از مهاجران بدون مدرک، حکم دادگاه درباره محدود کردن بازگرداندن فوری و ناتوانی دولت در توضیح روشن این قوانین، فضایی ایجاد کرد که قاچاقچیان انسان توانستند از آن سوءاستفاده کنند.
دولت اسپانیا نیز برای حفاظت از سبته آمادگی کافی نداشت. مقامهای مادرید خود پذیرفتند اطلاعات لازم را دریافت نکرده و ابعاد حرکت را پیشبینی نکرده بودند.
سیاستهای مهاجرتی مبهم، اسپانیا را آسیبپذیر کرد، اما این آسیبپذیری بهتنهایی بحران را ایجاد نکرد. مراکش باید اجازه میداد این حجم از جمعیت به مرز برسد و کنترل اولیه کنار گذاشته شود تا شایعات اینترنتی بتوانند به یک بحران واقعی تبدیل شوند.
اشتباه دولت سانچز زمینه را فراهم کرد و دشمنان سیاسی اسپانیا از همان زمینه علیه آن استفاده کردند.

آیا برای شناخت پشت پرده باید منتظر یک سند محرمانه ماند؟
تاکنون سند علنی از یک دستور مکتوب میان واشنگتن، تلآویو و غیره منتشر نشده است. اما عملیاتهای سیاسی معمولاً با نامه رسمی و امضاشده انجام نمیشوند که چند روز بعد در اختیار رسانهها قرار بگیرند.
تحلیل پشت پرده یک حادثه به بررسی سابقه رفتار آنها و سودی که از نتیجه میبرند وابسته است.
مراکش سابقه استفاده از مهاجرت علیه اسپانیا را دارد.
آمریکا و اسرائیل پیش از حادثه، دولت سانچز را بهدلیل مواضعش درباره ایران و غزه تهدید کرده بودند.
ترامپ حتی دستور توقف تجارت با اسپانیا را صادر کرده بود.
اسپانیا اجازه استفاده از پایگاههایش برای حمله به ایران را نداده بود.
مادرید کشور فلسطین را به رسمیت شناخته و انتقال سلاح به اسرائیل را محدود کرده بود.
مراکش شریک امنیتی نزدیک آمریکا و اسرائیل است.
نیروهای مرزی مراکش در ساعات نخست واکنش مؤثری نشان ندادند.
اسپانیا هیچ هشدار اطلاعاتی دریافت نکرد.
مقام اسرائیلی در لحظه بحران ادعای ارضی مراکش علیه اسپانیا را تکرار کرد.
آمریکا نیز بهجای مراکش، دولت اسپانیا را مقصر شناخت.
این زنجیره بهاندازهای روشن است که نمیتوان همه اجزای آن را تصادفی دانست.
نتیجهگیری، تنبیه اسپانیا با سلاح مهاجرت
حادثه سبته از یک شایعه اینترنتی آغاز نشد و با یک مشکل ساده مرزی نیز توضیح داده نمیشود. دهها هزار نفر در مدت کوتاهی از مرزی عبور کردند که در شرایط عادی بهشدت کنترل میشود. نیروهای مراکش در آغاز کنار ایستادند، اسپانیا غافلگیر شد و پس از شکلگیری بحران، آمریکا و اسرائیل بهجای بازخواست رباط، دولت سانچز را هدف حمله قرار دادند.
این حادثه در زمانی رخ داد که روابط اسپانیا با آمریکا و اسرائیل به پایینترین سطح رسیده بود. مادرید حمله به ایران را غیرقانونی دانسته، اجازه استفاده از پایگاههای خود را نداده، مشارکت در عملیات تنگه هرمز را رد کرده و در برابر جنایتهای اسرائیل در غزه سکوت نکرده بود.
ترامپ پیشتر اسپانیا را تهدید به قطع تجارت کرده بود و اسرائیل نیز روابط دیپلماتیک خود با مادرید را کاهش داده بود. مراکش نیز همزمان شریک نزدیک هر دو کشور و دارای سابقه روشن در استفاده از مهاجرت علیه اسپانیا بود.
در چنین شرایطی، هجوم مهاجران به سبته را باید بخشی از تنبیه اسپانیا برای مواضع مستقلش درباره ایران و غزه دانست. مهاجرت در این ماجرا به سلاحی ارزان، بیصدا و ویرانگر تبدیل شد؛ سلاحی که توانست بدون حمله نظامی، یک شهر را تعطیل، دهها نفر را قربانی و دولت اسپانیا را در داخل و خارج زیر فشار قرار دهد.
آمریکا و اسرائیل میخواستند به دولت سانچز نشان دهند که مخالفت با جنگ ایران و محکوم کردن اقدامات اسرائیل در غزه بدون هزینه نخواهد بود. مراکش نیز ابزار لازم برای رساندن این پیام را در اختیار آنها قرار داد.
پرسش نهایی این نیست که چرا هزاران جوان ناامید مراکشی به سمت سبته حرکت کردند. پاسخ این بخش روشن است: فقر، بیکاری، شایعات و امید به ورود به اروپا.
پرسش اصلی این است که چه کسی مسیر را برای حرکت همزمان دهها هزار نفر باز کرد، چرا اسپانیا از قبل مطلع نشد و چرا آمریکا و اسرائیل پس از بحران بهجای مراکش، دولت اسپانیا را هدف قرار دادند؟
پاسخ را باید در اتحاد سیاسی و امنیتی مراکش با آمریکا و اسرائیل و در تلاش این دو کشور برای تنبیه اسپانیا بهدلیل حمایت از حقوق مردم ایران و فلسطین جستوجو کرد.
پیوست ها
[۲]
https://www.reuters.com/world/europe/death-toll-migrant-rush-into-ceuta-rises-72-2026-08-02/
[۳]
https://apnews.com/article/9960b15a7cf31a0592b09ac47a8eac3f
[۸]
https://www.reuters.com/world/trump-says-he-ordered-cutting-off-all-trade-with-spain-2026-07-08/
[۹]
https://www.reuters.com/world/middle-east/spain-removes-ambassador-israel-2026-03-11/
[۱۱]
https://www.reuters.com/world/spain-ireland-norway-set-recognise-palestinian-statehood-2024-05-28/
[۱۴]
https://www.reuters.com/business/trump-says-us-will-cut-all-trade-with-spain-2026-03-03/
[۲۰]
https://apnews.com/article/spain-migration-ceuta-morocco-facts-50baa964ecfb07a2d19223d7ec375b91
[۲۴]
https://elpais.com/opinion/2026-08-02/la-geopolitica-se-juega-en-la-crisis-de-ceuta.html
دیدگاهتان را بنویسید