نقد فیلم یک درد واقعی A Real Pain 2024
نقد فیلم یک درد واقعی A Real Pain 2024
فیلم «یک درد واقعی» (A Real Pain 2024) دومین تجربه کارگردانی جسی آیزنبرگ، اگرچه با بودجهای اندک به موفقیتی تجاری و تحسین جشنوارههایی همچون ترایبکا دست یافته، اما اثری پرنقص و فاقد کشش داستانی است. این کمدی-درام که روایتگر سفر دو پسرعمو به لهستان برای کشف ریشههای خانوادگی است، بهجای تکیه بر درام و قصهگویی کلاسیک، در دام تنشهای درونی و ریتمی کند گرفتار شده است. منتقد در این یادداشت استدلال میکند که علیرغم بازیهای خوب(بهویژه کیران کالکین) و قاببندیهای مستندگونه، فیلم به دلیل فقدان تعارضات بیرونی و تبدیل شدن به یک اثر روانشناختی خستهکننده، نمیتواند ارتباط مؤثری با مخاطب برقرار کند.
نویسنده: حمیدرضا ندیری
فیلم یک درد واقعی محصول سال 2024 اثر جسی آیزنبرگ بازیگر و فیلمساز یهودیتبار اهل آمریکاست. این فیلم با بازی جسی آیزنبرگ و کیران کالکین، فیلمی مستقل بوده و با بودجه کم هزینۀ 3 میلیون دلاری که با توجه به میزان فروش آن یعنی 25 میلیون دلار، موفقیت تجاری خوبی در سطح یک فیلم مستقل کسب کرده است.
این فیلم در ژانر کمدی درام خانوادگی دومین اثر کارگردان سازندۀ آن است. این فیلم برنده یک جایزه و چند نامزدی شده که شامل جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم ترایبکا، نامزد بهترین فیلم مستقل، نامزد بهترین نقش مکمل مرد برای بازی کیران کالکین است.
جسی آیزنبرگ را ما بیشتر با بازیگری و بازی در فیلمهایی همچون «اکنون مرا میبینی» و «شبکه اجتماعی» ساخته دیوید فینچر که در آن به عنوان نقش اول فیلم(مارک زاکربرگ) ایفای نقش کرده بود میشناسیم. آیزنبرگ ذاتاً کارگردان نیست یا حداقل به مرحله کارگردانی نرسیده. با توجه به مستقل بودن فیلم، عناوین و جوایز و حتی امتیازات خوبی از آن خود کرده است اما فیلم پرنقصی است.
فهرست مطالب
Toggleخلاصه داستان | نقد فیلم یک درد واقعی A Real Pain 2024
داستان فیلم دربارۀ دو پسر عمو به نامهای دیوید و بنجی است که برای ادای احترام به مادربزرگشان تصمیم میگیرند به لهستان سفر کرده و از خانه قدیمی مادربزرگ خود بازدید کنند.
آنها با ثبتنام در یک تور گردشگری این سفر خود را آغاز میکنند. توری که بیشتر بههدف شناخت تاریخ یهودیانی که ظاهراً در جنگ جهانی دوم آسیب دیده و قربانی شدهاند بنا نهاده شده. آنها در سفر خود از معماری کشور لهستان، مجسمهها و اماکن تاریخی مربوط به جنگ جهانی دوم در لهستان بازدید میکنند.
ساختار فیلم و نقدی بر آن
ساختار روایی فیلم، یک ساختار خطی مبتنی بر سفر جادهای است. اما این سفر جادهای بیشتر از این که بر کنش و واکنش بیرونی بنا شده باشد، بر تنشهای درونی متمرکز شده و بنابراین ارتباط گرفتن با آن سخت است.
شاید اگر این فیلم در قالب رمان منتشر میشد، به یک اثر جذابتر از این بدل میگشت. اما در قالب فیلم چنگی به دل نمیزند. وقتی تنشها، کنشها و واکنشها درونی شوند، داستانی در بیرون تشکیل نمیشود تا مخاطب بتواند با آن ارتباط بگیرد. سفر جادهای را میتوان تمثیلی از سفر درونی شخصیتها در نظر گرفت که البته خوب از آب در نیامده است.
نقدی بر فرم فیلم
لوکیشنهای فیلم اکثراً در محیطهای واقعی کشور لهستان قرار دارد و همین واقعی بودن لوکیشنها، به فیلم حسی مستندگونه و رئالیسم میبخشد. میزانسن فیلم و چیدمان عناصر در فیلم کم تکلف بوده اما از تعادل خوبی برخوردارند. بلکه بیشتر در خدمت بیان کردن رابطه بین شخصیتها هستند.
قابهای فیلم عموماً با نمای متوسط یا کلوزآپ برداشته شده که تأکید بیشتر بر احساسات شخصیتها دارند. دوربین با حرکتی محدود اما نرم سعی دارد تا با تأمل بیشتر، احساسات شخصیتها را بهتر نمایان کند. قضاوتی نمیکند و بیشتر کاربرد مشاهدهگرایانه یا راوی دارد. همچنین فیلم رنگپردازی گرمی دارد که به حس واقعگرایی و تأمل آن کمک میکند.
ریتم فیلم بهواسطههای کاتهای نسبتاً بلندی که دارد، آرام و مکثدار است. این ریتم و سکوتهای طولانی و وقفههای گفتوگو همراه با موسیقی کلاسیک آرامی که پخش میشود، همه در راستای شکلگیری احساسات و تأکید بر آنها به فیلم کمک میکنند.
دیالوگمحور بودن فیلم که از مناسبات تنشهای درونی است، همچنین گفتوگوهای طبیعی که البته مدیون بازی بازیگران آن نیز هست، بهعلاوه موسیقی آرام و غیر تحمیلی آن همه در خدمت واقعگرایی و تمرکز بر شخصیتها هستند.
همانطور که اشاره شد، تعارض اصلی این فیلم بر پایۀ تعارضات درونی بنا شده. البته که تعارض بیرونی بین دو شخصیت نیز وجود دارد اما چندان قابل توجه نیست. همین تعارضات درونی است که فیلم را از جذابیت انداخته و کشش و تعلیق آن را از بین برده. بیشتر از این که یک فیلم داستانی جذاب باشد، یک فیلم روانشناختی خستهکننده است. تنها عوامل جذاب این اثر را میتوان میزانسن، فیلمبرداری و رنگپردازی آن بیان کرد.
روایت فیلم بیشتر از این که یک روایت علت و معلولی و حتی داستانی باشد، روایت یک موقعیت است. از نظر کلاسیک این فیلم فاقد یک داستان میباشد. از تمهایی که سعی شده در این تعارضات درونی و غیر داستانی بیان شوند، میتوان به حافظه تاریخی، عذاب وجدان نسلی، اضطراب معاصر و پیچیدگی روابط خانوادگی امروزی اشاره کرد.
فیلمی کسلکننده در خدمت یهود و مظلومنمایی هولوکاستی
فیلم در خدمت شناخت هویت یهودی نسل معاصر است. همانطور که عرض شد سفر به کشور لهستان یک سفر نمادین از بازگشت و درک تاریخ جمعی یهودیت است. فیلم، هولوکاست را نه صرفا یک واقعه تاریخی بلکه یک میراث روانی برای نسلهای بعدی معرفی میکند. ما بارها در فیلم با تکرار جمله «چرا ما در آرامش زندگی میکنیم وقتی که نسل قبل رنج کشیده؟» مواجه میشویم که بازتاب اضطراب و بحران نسل جدیدِ مورد انتظار یهودیت است.
فیلم تلاش میکند تا با احترام به تاریخ و حافظه جمعی، واقعه هولوکاست را برای نسلهای بعد زنده نگه داشته و حتی معرفی کند. هرچند که با روش برخورد انتقادی با این مسئله و بررسی منطقی آن میتوان دریافت که این جنایت جنگی افسانهای بیش نیست. اصولا امکانات کشتن چنین رقم بزرگی از یهودیان در میزان مدت جنگ جهانی دوم حتی در صورت تلاش شبانه روزی وجود نداشته!
مورد جالب دیگر این که این ادعای کذب صرفا پس از جنگ جهانی دوم مطرح نشده، در جنگ جهانی اول نیز مطرح شده بود اما به علت شکست تبلیغاتی، این میزان یهودی کشته نشده بود. جا دارد اشاره کنیم که میلیونها ایرانی در قحطی ساختگی، صدها هزار ژاپنی با بمب اتم و هزاران ویتنامی و هر ملت دیگری در سراسر دنیا نسلکشی شدهاند، مهمتر از همه هزاران فلسطینی با بیرحمی تمام در همان سالی که این فیلم ساخته میشد قتلعام شدهاند، اما کوچکترین اشارهای به این قتلعامها نمیشود. پس جای تعجب ندارد که این را فقط یک بازی رسانهای بدانیم. یک جا دروغ، جای دیگر مخفیکاری و خود را به بیخبری زدن.
دنیا و نسلهای بعد هرگز نباید فراموش کنند که چنین اتفاقی برای یهودیان افتاده است تا راه را برای جنایت کشورهای کودککش باز کنند. فیلم، ارتباط درست و اخلاقی با میراث اجدادشان را در قالب شخصیت بنجی و واکنشهای شدید روانی به آرامش دیگران بیان میکند. دیگران نباید به این واقعه به آرامی بنگرند و باید مسئولیت اخلاقی خود را به گردن بگیرند. همچنان که مخاطب فیلم، جوانان علاقهمند به سینما بوده و ارزش اصلی این فیلم بر ایجاد همدلی با تجربه تاریخی و روانی نسلهای قبل است.
دیدگاهتان را بنویسید