نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴
نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر 1404
فهرست مطالب
Toggleنقد اول: فیلم «خواب»؛ درام روانشناختی در چارچوب خانوادهای بحثبرانگیز!
نویسنده: سیدمحمدحسین عطاری
فیلم «خواب» به کارگردانی مانی مقدم، نویسندگی پژمان تیمورتاش و تهیهکنندگی امیرحسین حیدری، نخستین اثر بلند سینمایی این کارگردان است که در جشنواره فیلم فجر حضور یافته است.
داستان فیلم پیرامون زندگی مردی به نام «مجتبی» (با بازی رضا عطاران) میگذرد؛ مردی که در دوران میانسالی (دوره سوم زندگی)، به سبب ناکامیهای گذشته، دچار اختلال روانی شده و با مشکلاتی دستبهگریبان است.
این اثر تلاشی برای بنا نهادن شیوهای نو در سینمای ایران است؛ درامی روانشناختی که شاید در سینمای ما جایگاه تثبیتشدهای نداشته باشد، اما ممکن است با این فیلم مسیر تازهای را آغاز کند.
فیلمنامهی دمدستی و بدون تعلیق اثر، چالشی برای مخاطب ایجاد نمیکند. کارگردان کوشیده است با تکیه بر کشوقوسها و اتفاقات متنوع، ابعاد مختلف و تحولات شخصیت اصلی را به تصویر بکشد. در این میان، تلاش شده با بهرهگیری از عنصر تصویر، فیلمبرداری و جلوههای ویژه، به موشکافی و رمزگشایی از شخصیت مجتبی کمک شود.
نقطه قوت فیلمبرداری و طراحی صحنه، در نمایش قابهای مجتبی در اوایل دوره بیماری است که با رنگولعابی خاص و رؤیاگونه همراه است؛ اما با پیشرفت بیماری و ادغام مرز خواب و بیداری، همان سبک و سیاق و رنگهای جاری در زندگی کسالتبار مجتبی بر آن رؤیاها غالب میشوند. با این حال، نقطه ضعف فیلمبرداری، عدم استفاده کافی از نماهای نزدیک (کلوزآپ) از مجتبی است. در چنین آثاری، نماهای نزدیکتر از فرد بیمار، درگیری حسی بیشتری ایجاد کرده و درونیات کاراکتر را بهتر به مخاطب منتقل میکند.
در «خواب»، فیلمنامه جای خود را به تصویر سپرده است و مخاطب عملاً قصهای را دنبال نمیکند؛ بلکه هدف، صرفاً نمایش سیر گسترش بیماری مجتبی در بستر زندگی روزمره است. به این موارد باید «پایان باز» را نیز افزود؛ جایی که مخاطب در انتها با این سؤال بزرگ که «سرنوشت مجتبی و خانوادهاش چه خواهد شد؟» در اوج سردرگمی سالن سینما را ترک میکند. پایان باز و درگیر کردن ذهن مخاطب لزوماً بد نیست، اما فاجعه زمانی رخ میدهد که داستانی روایت نشده باشد، مخاطب میان انتخابهای کاراکتر سرگردان بماند و هیچ گرهای (حتی با یک شوک) گشوده نشود.
بازی رضا عطاران نمره قابل قبولی میگیرد. میمیک و نحوه ادای دیالوگهای او (تصویر فردی شکستخورده و توسریخور)، به خلق شخصیت دچار اختلال کمک شایانی کرده است. در مقابل، بازی تکراری مریلا زارعی و اجرای کلیشهای هدی زینالعابدین، نمره پایینی دریافت میکنند.
انتخاب سوژه و بستر داستان در خانوادهای مذهبی که نمادهای آن بهویژه در فیلم مشهود است، در اکران عمومی بحثبرانگیز خواهد بود؛ چراکه موضوعات، اعمال و اعتقادات طیف گستردهای از مخاطبان (نظیر روحانیت، مداحی، هیئت، ازدواج، فرزندآوری و شاکله خانواده) مورد تحقیر و تمسخر واقع شده است.
از منظر جریانشناسی، موج «مردستیزی» نیز در اثر به چشم میخورد. با اینکه انتظار میرود مخاطب با نقش اصلی همذاتپنداری (سمپات) کند، او بهگونهای تصویر شده که در نهایت تماشاگر حق را به زن خانواده میدهد؛ مردی که در توهمات خود باقی مانده و از منطق دور است. افزون بر این، هیچیک از مردان فیلم نگاه صحیحی به زن و خانواده ندارند و گویی کاراکتر اصلی، نمادی از کلیت مردانی معرفی میشود که در توهمات خود صرفاً به دنبال عشق و عیاشی هستند.
نقد دوم: پشت پردهی یک اختلال روانی؛ فیلم «خواب» چگونه ظواهر مذهبی را متهم میکند؟
مانی مقدم امسال با فیلم خواب در جشنواره حضور یافته است. در سطح روایت، فیلم داستان مردی با اختلالات روانشناختی را بازگو میکند که در پی بحرانهای زناشویی، به جهان خواب پناه میبرد تا زیست ایدهآل و سرکوبشدهاش را در رؤیا تجربه کند؛ اما شکاف میان واقعیت و خیال، او را در نهایت به فروپاشی ذهنی میرساند.
دیدگاهتان را بنویسید