تاریخچه دشمن شناسی در روحانیت | از ۱۲۷۰ تا ۱۴۰۴ هجری شمسی
خلقت انسان و شروع زندگی او بر روی زمین، با شکلگیری جوامع و پیدایش زندگی جمعی انسانها همراه شد. باوجود آنکه انسان میتوانست با تعامل صحیح، جامعۀ سالمی را پایهگذاری کند؛ اما عدهای از مردم در پی استعمار دیگران و به بردگی کشاندن همنوعان خود شدند. در میان اقوام مختلف، یهودیان بیش از سایر ملتها مردم را به اسارت گرفته و قوم بنی اسرائیل را برتر از تمامی انسانها میدانست. یهود که قومی دنیا دوست و بسیار حریص بود، انبیاء الهی و پیروانشان را به شهادت رسانده و مکاتب ایشان را به انحراف کشانید.
پدیدآورنده: محمدسجاد سلیمی
تنظیم: احمدرضا مرادی
مقدمه | تاریخچه دشمن شناسی در روحانیت
بعثت نبیّ مکرّم اسلام، حریف جدیدی را در برابر یهودیان قرار داد که این حریف، به راحتی شکست نخورده و امکان تحریف آئین و کتاب ایشان وجود نداشت. شروع درگیریهای بنی امیّه و بنی عباس، فرصت مناسبی را به امام صادق علیهالسلام و جریان تفکر شیعی داده تا نزدیک به 4000 شاگرد را تربیت کرده و زیربنای تبلیغ گستردۀ دین خدا را تشکیل دهد. علمای اسلام که از ابتدا نبرد با یهود را آموخته و در حوادث تاریخ، تکنیکهای جنگ عقیدتی و شناختی این قوم را شناسایی کردند، سابقۀ درخشانی را از مبارزه با آنها ثبت کرده و الگوی روشنی را برای آیندگان بهجای گذاشتند. در ادامه به ذکر چند نمونه برای مبارزۀ طلاب با دشمن میپردازیم.
فهرست مطالب
Toggleمیرزای شیرازی و ناصرالدین شاه
قرن سیزده هجری که با حکومت ناصرالدینشاه بر ایران مصادف بود، عرصه را برای غارت منابع ایران توسط دو امپراتوری شوروی و انگلستان فراهم کرده بود. هرکدام از این دو ابرقدرت، تلاش میکردند تا در تجارت با ایران ورود کرده و منافع خود را از منابع ایران بهرهبرداری کنند. از این رو پیشنهاد رشوۀ هنگفتی به ناصرالدینشاه، نایبالسلطنه، صدر اعظم و تعدادی از درباریان داده و قراردادی مبنی بر انحصار کشت، خرید و فروش توتون و تنباکو توسط انگلستان امضا شده و بازرگانان از تجارت تنباکو بدون اجازۀ انگلستان منع شدند. درپی امضای این قرارداد، رفت و آمد اتباع انگلیسی به ایران زیاد شده و فساد در ایران رواج یافت.
ورود انگلیس در عرصۀ اقتصاد، مقدمۀ ورود او به عرصۀ فرهنگ ایران شده و یهود با استفاده از مبلغان دین مسیحیت تلاش کرد تا دیانت مردم را تحت تأثیر خویش قرار دهد. مصادیق این نفوذ در ماجرای تنباکو روشن است؛ امتیاز انحصار کشت. خرید. فروش و صدور تنباکو به یک تبعه انگلیسی واگذار شد. سپس مأموران شرکت برای اجرای انحصار به شهرهای ایران آمدند و تولیدکنندگان و بازاریان را وادار کردند محصول خود را فقط به همان شرکت بفروشند. همین فشار مستقیم بر معیشت مردم و دخالت در بازار داخلی زمینۀ یک اعتراض گسترده را در ذهن مردم ساخت. حتی پس از لغو امتیاز هم دولت ایران برای جبران خسارت شرکت ناچار شد وام خارجی بگیرد.[11][12]
فساد فرهنگی و اجتماعی حاصل از حیلۀ انگلیس، اعتراضات مردم را در پی داشته و خشم مردم متدیّن را برانگیخت. بیتوجّهی ناصرالدینشاه به مطالبات مردم، آنها را به سوی علما کشانده و سبب شد تا مردم از بزرگان خود طلب کمک کنند. میرزای شیرازی که متصدّی امر ولایت فقیه در دورۀ قاجار بودند، عواقب بستن قرارداد با دشمن را مشاهده کرده و دو نامۀ هشدار آمیز برای ناصرالدینشاه ارسال کردند.
میرزای شیرازی رحمه الله پس از دیدن بیتوجهی ناصرالدینشاه به اخطارهای ایشان، به سمت حرم امامین عسکریین حرکت کرده و به سرداب امام زمان عجلالله وارد شدند. دیری نگذشت که حالتی خاص به میرزا دست داده و حکمی به ذهن مبارک ایشان الهام گشت.[1] میرزا دست به قلم برده و نوشتند: « الیوم استعمالُ تنباکو و تُتُن بِاَیِّ نَحوٍ کان، در حکم محاربه با امام زمان(ع) است. والسلام. حَرَّرَهُ الأقَلُّ مُحَمَّدحَسَنِ الحُسَینِی.»[2] حکم میرزا، خط بطلانی بر نقشههای شوم بریتانیا بوده و یکباره تمام پنبههای یهود را رشته کرد. دشمن که گمان میکرد با انحصار تنباکو میتواند در فرهنگ ایران نفوذ کند، با سدّ رسوخناپذیر ولایت فقیه روبرو شد.
شناخت دقیق دشمن و اهداف شوم او هنگامی که به قدرت مرجعیّت ضمیمه شد، شکست خفتباری را به دشمن تحمیل کرده و او را از هیمنۀ حوزۀ علمیه ترساند؛ زیرا با صدور فتوای میرزای شیرازی، اجماع مردم بر شکست قلیانها شکل گرفت و این اجماع تا اندرونی کاخ شاه پیشروی کرد. در نتیجۀ پیروی مردم از مرجعیّت شیعه، قرارداد رژی فسخ شده و بریتانیا باوجود پرداخت رشوههای سنگین[3] به ناصرالدینشاه و دربار او، به مقصود خود دست پیدا نکرد. حمایت قاطعانۀ مردم از حکم حکومتی ولی فقیه، قدرت حوزۀ علمیه را به رخ یهودیان کشانده و اهمیّت دشمنشناس بودن روحانیت را به آیندگان نشان داد.[4]
همچنین لازم به ذکر است که استعمارگران غربی در قرن نوزدهم تنها به دنبال کسب منافع اقتصادی از کشورهای شرق نبودند. تجربۀ استعمار آنها در نقاط مختلف جهان نشان میدهد که نفوذ اقتصادی معمولاً مقدمهای برای نفوذ سیاسی و فرهنگی بوده است. هنگامی که یک قدرت خارجی بر تجارت، منابع مالی و بازار یک کشور مسلط میشود، به تدریج امکان اثرگذاری بر ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و حتی فکری آن جامعه را نیز به دست میآورد. از این منظر، قرارداد رژی را نمیتوان صرفاً توافقی تجاری برای خرید و فروش تنباکو دانست؛ زیرا این قرارداد حضور گستردۀ نمایندگان یک شرکت خارجی را در شهرهای ایران ممکن میساخت و راه را برای گسترش نفوذ بیگانگان در لایههای مختلف جامعه هموار میکرد.
بر همین اساس، بسیاری از علما و متدینان آن عصر، مسئله را فراتر از یک معامله اقتصادی میدیدند. نگرانی آنان این بود که واگذاری بخش مهمی از اقتصاد کشور به بیگانگان، در نهایت به وابستگی سیاسی و فرهنگی منجر شود. تاریخ نیز بارها نشان داده است که غرب غالباً از نفوذ اقتصادی به عنوان ابزاری برای تغییر سبک زندگی، تضعیف نهاد دین و کاهش مقاومت فرهنگی ملتها بهره برده. از این رو مخالفت با قرارداد رژی، در نگاه معترضان آن دوره تلاشی برای جلوگیری از گسترش نفوذ تمدنی و فرهنگی غرب در ایران به شمار میرفت.
شیخ فضل الله نوری و عینالدوله
میرزای شیرازی که زعامت جهان اسلام را برعهده داشت، فردی را بهعنوان نمایندۀ خویش به ایران فرستاد که نام او در تاریخ ماندگار شد. شیخ فضل الله کجوری معروف به شیخ فضلالله نوری، مجتهد طراز اول دورۀ خویش بود. پس از نهضت تحریم تنباکو و قتل ناصرالدینشاه، بسیاری از مردم امیدوار بودند که با تغییر پادشاه، نابسامانیهای کشور کاهش یابد؛ اما عملکرد صدر اعظم، عینالدوله، موج تازهای از نارضایتی را پدید آورد.
او بر اخلاق ادارۀ استبدادی جکومت تکیه کرد و اعتراض علما، بازرگانان و مردم را نادیده میگرفت و به جای اصلاح امور، مخالفان سیاستهای دولت را تحت فشار قرار میداد. افزایش نفوذ درباریان فاسد، گسترش رشوهخواری در دستگاه اداری، فشار مالی بر تجار و کسبه، بیتوجهی به مشکلات اقتصادی مردم و برخورد خشن مأموران حکومتی با معترضان، فضای جامعه را ملتهب ساخته بود.
در چنین شرایطی، حادثه شلاق زدن جمعی از تجار سرشناس بازار تهران به بهانه گرانی قند، خشم عمومی را به اوج رساند. مردم و علما این اقدام را توهینی آشکار به جایگاه بازار و نشانهای از بیعدالتی حکومت دانستند. تداوم این رفتارها موجب شد خواسته تأسیس عدالتخانه در میان مردم مطرح شود؛ نهادی که بتواند جلوی خودکامگی حاکمان، تعدی مأموران دولتی و فساد اداری را بگیرد. با بیاعتنایی حکومت به این مطالبات، جنبش عدالتخواهی به تدریج توسعه یافت و زمینۀ شکلگیری مجلس شورای ملی و آغاز نهضت مشروطه را فراهم ساخت.
عینالدوله که تا پیش از این، مطابق نظام سلطنتی بر مردم حکمرانی کرده و علاقهای به پاسخگویی نسبت به عملکرد خویش نداشت، سخت در برابر درخواست مردم ایستادگی کرد. در ادامه به زمینههای مشروطه بهصورت اجمالی پرداخته میشود:
- رفتار نامناسب عینالدوله با مردم و علما[5]
- بیتوجهی به اعتراضات تاجران به سیاستهای نوز بلژیکی(رئیس گمرک ایران)
- توهین نوز بلژیکی به لباس روحانیت[6]
- بازداشت، شلاق زدن و تبعید میرزا محمدرضا مجتهد توسط حاکم کرمان[7]
- واگذاری قبرستان و مدرسۀ چال به شوروی برای ساخت عمارت بانک[8]
- شلاق زدن تاجران تهران به بهانۀ گرانشدن قند توسط حاکم تهران[9]
مهاجرت صغری و تحصّن عدهای علما به همراه مردم در آستان حضرت عبدالعظیم حسنی، موجب شد تا شاه ابتدا تأسیس مجلس شورای ملی را بپذیرد؛ اما پس از بازگشت مردم از شهر ری و آرام شدن شرایط، خلف وعده کرده و خشم مردم را بهصورت مجدد برانگیخت. این بار علما و مردم به رهبری شیخ فضل الله نوری به قم مهاجرت کرده و در حرم حضرت معصومه سلامالله علیها تحصّن کردند. در این میان، عدهای از مردم نیز بهدلیل ترس از عواقب تحصّن، پس از خروج از شهر به سراغ سفارت انگلیس رفته و از آنها کمک گرفتند.
ورود انگلستان به نهضت مشروطه سبب شد تا خواست علما و مردم متدیّن به حاشیه رفته و هدف ایشان از تحصّنها محقّق نشود. شیخ فضلالله نوری که نگاه نافذی در تلاش دشمن برای انحراف نهضت داشت، به مردم هشدار داد که به سفارت انگلستان پناهنده نشوند. ایشان میفرمودند: «مشروطه ای که از دیگ پلو سفارت انگلیس سر بیرون بیاورد به درد ما ایرانی ها نمی خورد.» شیخ فضلالله که درک درستی از مراد دشمن از مشروطهخواهی داشت، پیامدهای منفی آن مانند ترویج فحشاء، بیبند و باری و… را پیشبینی کرده بود و گذر زمان به همگان نشان داد که شیخ به درستی دشمن را شناخته بود.
دقت نظر شیخ فضل الله به حربههای یهود، سبب شد تا ایشان به نام نهضتی که سرآغاز آن از سفارت انگلستان بود، اشکال وارد کرده و تنها «مشروطۀ مشروعه» را بپذیرند. قیام مکتبی مردم با رهبری مراجع، سرانجام بهجایی رسیده بود که لیبرالها میخواستند قوانین دین را نادیده گرفته و به وضع قانون در تمام عرصهها بپردازدند؛ اما شیخ فضلالله در مقابل آنان تمام قد ایستاده و ورود به عرصۀ شرع را منطقۀ ممنوعه اعلام کرد. با این وجود، عدم همراهی علما و مردم با شیخ فضلالله موجب شد تا مخالفت ایشان کار به جایی نبرده و یهودیان بتوانند در حیطۀ قوانین اسلامی نیز ورود بکند.
شیخ فضلالله با کنشهای اجتماعی و سیاسی خود ثابت کرد که به خوبی دست دشمن را خوانده و مردم را نسبت به اهداف یهود انذار داد؛ اما تفرقه افکنی دشمن میان شیخ فضلالله و آخوند خراسانی، سبب شد تا حمایت مردم از ایشان کم شده و به اتهام افساد فیالارض، شیخ در ملأ عام اعدام شده و به شهادت برسد. اگر روحانیون و علمای هم عصر با شیخ، دشمن را به درستی میشناختند و ایشان را یاری میرساندند، هیچگاه چنین فاجعهای محقّق نمیشد. نفوذ دشمن در میان روحانیت بود که از توأم شدن قدرت مرجعیّت با شناخت دقیق از دشمن جلوگیری کرده و تیغ اسلام را کُند کرد.
با کنار هم قرار دادن حوادث نهضت مشروطه، این پرسش مطرح میشود که چه جریانی از تضعیف اقتدار شریعت و کاهش نفوذ روحانیت در عرصه قانونگذاری سود میبرد؟ شیخ فضلالله معتقد بود جریاناتی وابسته به استعمار غرب در صدد کمرنگ کردن نقش شریعت در نظام سیاسی ایران هستند. از نگاه وی مسئله تنها اختلاف سیاسی میان موافقان و مخالفان مشروطه نبود؛ بلکه نزاعی عمیقتر بر سر هویت اسلامی جامعه ایران در جریان بود. او مشاهده میکرد که نهضتی که با مطالبه عدالتخانه و مبارزه با ظلم آغاز شده بود، به تدریج تحت تأثیر جریانهایی قرار گرفت که الگوهای سیاسی و حقوقی غربی را بدون توجه به مبانی شریعت ترویج میدادند.
از این منظر، دشمن برای نفوذ در ایران نیازی به لشکرکشی نظامی نداشت؛ میتوانست از طریق تغییر نظام فکری و حقوقی جامعه، اهداف خود را دنبال کند. هنگامی که قانونگذاری از چارچوب شریعت فاصله بگیرد و معیارهای لیبرالیستی و اومانیستی جایگزین احکام اسلامی شوند، زمینه برای تغییر تدریجی فرهنگ، سبک زندگی و نظام ارزشی جامعه فراهم میشود. شیخ فضلالله معتقد بود پشت چنین روندی، شبکهای از منافع استعماری و جریانهای فکری وابسته به غرب قرار دارد که از تضعیف مرجعیت دینی و کاهش نقش اسلام در اداره جامعه سود میبرند.
بر همین اساس، ایشان هشدار میداد که نباید به ظاهر شعارها اکتفا کرد؛ باید دید نتیجه نهایی تحولات سیاسی به سود چه کسانی تمام میشود. از نگاه شیخ، هنگامی که قدرتهای خارجی از یک جریان سیاسی حمایت میکنند، هنگامی که سفارتخانههای بیگانه به کانون تجمع برخی فعالان سیاسی تبدیل میشوند و هنگامی که حذف تدریجی نقش شریعت از عرصه قانونگذاری مطرح میشود، احتمال وجود طرحی فراتر از مطالبات مردمی قابل چشمپوشی نیست. به همین دلیل او معتقد بود دشمن میکوشد از مسیر نفوذ فرهنگی و فکری، جامعه اسلامی را از درون دچار استحاله کند.
امامین انقلاب
سخنرانی امام خمینی(ره) علیه قانون «کاپیتولاسیون» و «برتری یک سگ آمریکایی بر شاه ایران»، آغازی بود بر پایان سلطۀ استکبار در کشور ایران. غرب هیچگاه نمیدانست که با دستگیری و تبعید امام خمینی، شاخهای که بر روی آن نشسته بود را ارّه کرده و در منجلابی افتاد که راه فراری نداشت. حمایت بیسابقۀ مردم در شهرهای مختلف کشور و قتل عام فجیعی که توسط نیروهای آمریکایی و رژیم پهلوی برای سرکوب قیام مردم انجام شد، بیانگر آتشی بود که از زیر خاکستر برخاسته و در سال 57، ریشۀ ظلم را در جمهوری اسلامی سوزاند.
ضمیمه شدن دشمنشناسی امام خمینی به قدرت مرجعیّت ایشان، انقلابی عظیم را در ایران اسلامی برپا کرد. امام راحل که همواره تلاش میکردند با روشنگری نسبت به نقشههای غرب، مردم را برای مقابله با دشمن آماده کرده و نگاه آنها را فراتر از پهلوی و حتی سربازان آمریکایی میبردند. امام در سخنرانی معروفشان که موجب بازداشت ایشان شد، فرمودند: « امروز به من اطلاع دادند که بعضی از اهل منبر را بردهاند در سازمان امنیت و گفتهاند شما با سه موضوع کار نداشته باشید، پس از آن هر چه خواستید بگویید… یکی هم اینکه با اسرائیل کار نداشته باشید.[10]» این کلام به خوبی بیانگر سبک دشمنشناسی ایشان در رابطه با یهودیان پشت پرده است.
پس از رحلت امام خمینی و تصدّی ولایت فقیه توسط امام خامنهای شهید، روشنگری رهبر معظم انقلاب نسبت به یهودیان و نقشههای غرب ادامه پیدا کرده و مردم نسبت به اهداف دشمن آگاهی لازم را پیدا کردند. آگاهی و علم امام شهید نسبت به نقشههای شوم آنها بهاندازهای بود که کاندولیزا رایس، وزیرسابق امور خارجه آمریکا و مشاور ارشد جرج بوش در یکی از مصاحبههای خودگفت:«رهبر ایران میتواند نقشههایی را که بهترین ذهنها، با صرف بیشترین بودجهها، در زمانی بسیار طولانی کشیده و مجریانی ماهر اجرای آن را به عهده گرفتهاند، با یک سخنرانی یکساعته خنثی کند.» ایشان با درک درستی که از عملیاتهای دشمن داشتند، میتوانستند اهداف دشمن را پیشبینی کنند.
نفرت و ترس یهودیان از امام خامنهای بهقدری بود که در نهم اسفند 1404 دست به جنایتی بیسابقه زده و با استفاده از چندین جنگنده، محل استقرار ایشان را در خیابان پاستور در بیتشان مورد هدف موشک قرار دادند. شهادت امام خامنهای، مهر تأییدی بر شناخت دقیق دشمن توسط ایشان بود. ناراحتی دشمن از عدم موفقیّت در عملیاتهایش، دلیل روشنی بر نگاه جامع رهبر معظم انقلاب بود. هر طلبهای که پیرو راه و مکتب امام شهید است، امروز با آموختن نگاه دشمنشناسانۀ امام خامنهای شهید و تقویت خود از نظر علمی، میتواند کابوسی برای بقاء یهود و تحقّق اهداف شوم او باشد.
فرجام سخن | تاریخچه دشمن شناسی در روحانیت
هیچگاه نزاع میان جبهۀ حق و دشمنان دین، محدود به یک دوره و یک سرزمین نبوده است. دشمن در هر عصر با چهرهای جدید وارد میدان شده و متناسب با شرایط زمان، ابزارهای خود را تغییر داده است؛ اما آنچه همواره ثابت مانده، تلاش او برای دور کردن جوامع اسلامی از معارف الهی و تضعیف جایگاه دین در عرصۀ زندگی اجتماعی بوده است.
در مقابل، روحانیت شیعه نیز هیچگاه مسئولیت خود را به تدریس احکام و بیان مسائل فردی محدود نکرده است. تاریخ گواه آن است که هر زمان خطری متوجه هویت اسلامی مردم شده، عالمان دین با حضور در متن حوادث، جامعه را نسبت به حقیقت ماجرا آگاه ساختهاند. از فتوای میرزای شیرازی گرفته تا ایستادگی شیخ فضلالله نوری و قیام امام خمینی، همگی بیانگر آن است که عالم دینی زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که علاوه بر دانش دینی، از قدرت تحلیل حوادث و شناخت جریانهای اثرگذار نیز برخوردار باشد.
حوادثی که در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفت هشداری برای آینده است. دشمنان اسلام همواره کوشیدهاند تا پیش از تسلط بر سرزمینها، ذهنها را تصرف کنند و پیش از تغییر حکومتها، باورهای مردم را تغییر دهند. از همین رو مهمترین وظیفۀ طلاب و پژوهشگران حوزوی در هر عصر، شناخت دقیق صحنه و رصد مستمر جریانهایی است که در پی اثرگذاری بر فرهنگ، اعتقادات و سبک زندگی مسلمانان هستند.
اگر حوزههای علمیه بتوانند علم، بصیرت و حضور اجتماعی مردم را در کنار یکدیگر حفظ کنند، تجربۀ درخشان عالمان گذشته بار دیگر تکرار خواهد شد. اما هرگاه جامعه از شناخت دشمن غفلت کند و میدان را برای تحریف حقایق خالی بگذارد، زمینه برای نفوذ و اثرگذاری جریانهای معارض فراهم خواهد شد. از این رو دشمنشناسی را باید بخشی جداییناپذیر از رسالت تاریخی روحانیت دانست که از گذشته آغاز شده و تا ظهور حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجهالشریف ادامه خواهد داشت.
منابع:
- رخشاد، محمدحسین، درمحضر آیتالله بهجت، سال 1388، تهران: مؤسسۀ فرهنگی سماء، چاپ پانزدهم
- کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، سال 1403، تهران: انتشاراتات امیرکبیر، چاپ سیام
- ناظم الاسلام کرمانی، محمد بن علی، تاریخ بیداری ایرانیان یا تاریخ مشروح و حقیقی مشروطیت ایران با 42 گراور، سال 1402، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ دوازدهم
- اصفهانی کربلایی، حسین، تاریخ دخانیه، سال 1382، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول
- امام خمینی(ره)، سید روحالله، صحیفۀ امام، جلد یکم، سال 1، سال 1378، تهران: مؤسسۀ تنظیم نشر و آثار امام خمینی (ره)
پانویسها:
[1] رخشاد، 600 نکته در محضر آیت الله بهجت، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص ۲۲۷.
[2] اصفهانی کربلائی، تاریخ دخانیه، ۱۳۷۷ش، ص۱۱۸.
[3] https://fa.wikishia.net/view/%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%AA%D9%86%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88
[4] https://farajnejad.ir/?p=29432
[5] ناظمالاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ۱۳۱–۱۴۰.
[6] کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ۳۶–۳۸.
[7] ناظمالاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ۲۳۷–۲۴۳.
[8] کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ۵۴–۵۵
[9] ناظمالاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ۲۷۳–۲۷۵.
[10] صحیفه امام؛ ج ۱، ص ۲۴۳ـ۲۴۴.
[11] https://warwick.ac.uk/fac/arts/history/students/modules/hi173/classesandreading/iran/modern_iran_–chapter_4.pdf
[12] https://www.britannica.com/topic/Tobacco-Riots




دیدگاهتان را بنویسید