اسکار زیر سایۀ سنگین فرهنگ وُک | دیگر فیلمی اسکار میگیرد که حامی فرهنگ وُک باشد
مراسم اسکار بهعنوان مشهورترین و مهمترین مراسم سینمایی هالیوود و غرب، چندین سال است که شرطی برای انتخاب فیلمها و جایزه دادن به آنها قرار داده است و آن استفاده از مضامین فرهنگ وُک است تا مدتی این امر غیررسمی بود اما بعد آکادمی اسکار استانداردهایی را به طور رسمی منتشر کرد که نشان میداد الا و لابد باید مفاهیم وُک در آثار باشد تا جایزه بگیرند تا جایی که به تازگی خبردار شدهایم، فیلم جدید کریستوفر نولان به نام اودیسه که فیلمی اسطورهای و حماسی شبیه فیلم تروی است، آکنده از مفاهیم وُک شده است تا جایی که در مراسم کامیککان امسال وقتی 5 دقیقه از این فیلم اکران شده است، شخصیت هلن در اسطورههای یونانی جای زنی سفیدپوست تبدیل به زنی سیاهپوست شده است و همچنین شخصیت آشیل که پیش از این در فیلم تروی با بازیگری بردپیت با مردانگی و شخصیتی عضلانی به تصویر کشیده شده بود حالا بازیگری آن به بازیگری ریزنقش و ضعیف به نام الیوت پیج داده شده است که پیش از این زن بوده و حالا تبدیل به مرد شده است، یک ترنس خداناباور حامی الجیبیتی نقش اصلی فیلم نولان شده است.
از همین الآن با این وضعیت و با توجه به سابقۀ مراسم اسکار در نامزدی بسیار زیاد برای فیلم امیلیا پرز با محوریت موضوع تغییر جنسیت و نامزدی بازیگری که از مرد تبدیل به زن شده بود، از همین حالا قبل از انتشار و اکران فیلم اودیسه میتوانیم به آسانی پیشبینی کنیم که با این سیستم و مضامین وُک، نولان برای جایزۀ اسکار خیز برداشته است و به عنوان عملۀ سیاستهای فرهنگی وُک حزب چپ آمریکایی وارد عمل شده است. در این مطلب به موضوع فرهنگ وُک در مراسم اسکار میپردازیم که دستورالعمل و فرمول و شروطی برای جایزه گرفتن فیلمها از 2024 به بعد رسما وضع کرده است.
برای همین است که شاید در اکثر فیلمها این روزها یک شخصیت ترنس یا نان باینری یا اسک جندر یا همجسنگرا یا هویتهای جنسی که هر روز یکی جدیدشان پیدا میشود دیده میشود و همچنین از رنگها و نژادهای مختلف انسانی در فیلمهای میبینیم. این موضوع زمانی تعجببرانگیز و به اوج خود رسید که بازیگر زن سیاهپوست کچل در فیلم شرور (wicked) قرار شده بود نقش حضرت مسیح را در تئاتری بازی کند!
امروزه، اسکار یک تریبون ایدئولوژیک است؛ تریبونی که در آن، پایبندی به «فرهنگ وُک» در کنار ساخت آثار هولوکاستی و طرفداری از یهودیان لیبرال کلید اصلی ورود و موفقیت است.
فرهنگ وُک که در ظاهر بر مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، برابری و آگاهی نسبت به تبعیضهای نژادی، جنسیتی و اجتماعی تأکید دارد، در عمل یک چکلیست سختگیرانه و غیرقابل انعطاف است.
این فرهنگ هنر را وسیلهای برای ترویج یک جهانبینی خاص میبیند. در این جهانبینی، آثار سینمایی بر اساس میزان نمایندگی گروههای اقلیت، نقد حکومتها و قدرتها(عمدتاً غربی و سرمایهداری) و برجستهسازی روایتهای قربانیمحور ارزشگذاری میشوند. آکادمی اسکار به عنوان مهمترین نهاد سینمایی غرب این جریان را پذیرفته و به موتور محرکۀ اصلی آن تبدیل شده.
فهرست مطالب
Toggleبا قوانین جدید اسکار آشنا شویم؛ دستورالعملهای «آپِرچِر ۲۰۲۵» (Aperture 2025)
صریحترین گواه بر این تغییر پارادایم، معرفی «استانداردهای نمایش و شمول» توسط آکادمی در سال ۲۰۲۰ بود که از اسکار ۲۰۲۴ به بعد برای کسب صلاحیت در بخش بهترین فیلم لازمالاجرا شد.
این قوانین که با نام «آپِرچِر ۲۰۲۵» شناخته میشوند، یک چارچوب مبتنی بر سهمیهبندی برای تولید فیلمها تعیین میکنند. برای اینکه یک فیلم بتواند نامزد بهترین فیلم شود، باید حداقل دو مورد از چهار استاندارد زیر را برآورده کند:
استاندارد A: نمایندگی روی پرده، مضامین و روایتها
A1:حداقل یکی از بازیگران اصلی یا نقش مکمل مهم از یک گروه نژادی یا قومی کمنماینده باشد (آسیایی، لاتین، سیاهپوست، بومی آمریکا، خاورمیانهای/شمال آفریقا، یا سایر نژادها).
A2: حداقل ۳۰ درصد از کل بازیگران نقشهای فرعی و جزئی از حداقل دو گروه کمنماینده باشند (زنان، گروههای نژادی/قومی، LGBTQ+، افراد دارای معلولیت جسمی یا ذهنی).
A3:خط اصلی داستانی فیلم بر روی یکی از گروههای کمنماینده فوق متمرکز باشد.
استاندارد B: رهبری خلاق و تیم پروژه
حداقل دو موقعیت رهبری خلاق یا رئیس دپارتمان (مانند کارگردان، فیلمنامهنویس، مدیر فیلمبرداری، آهنگساز، طراح صحنه و…) از گروههای کمنماینده باشند.
حداقل شش نفر دیگر از اعضای فنی گروه از یک گروه نژادی یا قومی کمنماینده باشند.
حداقل ۳۰ درصد از کل اعضای گروه تولید از گروههای کمنماینده باشند.
استاندارد C: دسترسی به صنعت و فرصتها
استودیو یا شرکت تولیدکننده باید برنامههای کارآموزی با حقوق برای افراد گروههای کمنماینده ارائه دهد.
استاندارد D: توسعۀ مخاطبان
استودیو باید در تیمهای ارشد بازاریابی، تبلیغات یا توزیع خود، افراد متعددی از گروههای کمنماینده داشته باشد.
این قوانین صراحتاً نشان میدهند که محتوای نژادی، قومی، جنسیتی و هویتی بازیگران و عوامل، و همچنین مضامین فیلم به یک معیار ریاضی برای سنجش صلاحیت هنری شدهاند، این خودش یک دیکتاتوری رسانهای زوری است که باعث میشود یک نوع نژادپرستی معکوس رخ بدهد. دیگر کیفیت فیلم به تنهایی کافی نبوده و فیلم باید از فیلترهای ایدئولوژیک آکادمی عبور کند.
مطالعۀ موردی برندگان و نامزدها در عمل
نگاهی به برندگان و نامزدهای برجستۀ سالهای اخیر، تأثیر این تفکر را حتی پیش از اجرایی شدن کامل قوانین نشان میدهد.
فیلم همجسنگرایانه «مهتاب» (Moonlight) – ۲۰۱۶؛ نقطۀ عطف ماجرا
شاید بتوان مراسم اسکار ۲۰۱۷ را نقطۀ عطفی در این روند دانست. در یکی از جنجالیترین لحظات تاریخ اسکار، فیلم «لا لا لند» (La La Land) به اشتباه به عنوان بهترین فیلم اعلام شد، اما لحظاتی بعد مشخص شد که برندۀ واقعی «مهتاب» است.
«لا لا لند» یک فیلم موزیکال کلاسیک بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران مواجه شد. در مقابل، «مهتاب» داستان زندگی یک جوان سیاهپوست و همجنسگرا در محلهای فقیرنشین را روایت میکرد.
با تمام شایستگیهای هنری «مهتاب» پیروزی آن بر فیلمی مانند «لالالند» کاملا مشخص بود به چه دلیل است. اسکار پیامی روشن میداد که داستانهای هویتی و مبتنی بر مظلومیت، اکنون در اولویت قرار دارند. فیلم تمام مؤلفههای کلیدی را داشت: شخصیت اصلی سیاهپوست، همجنسگرا، فقیر و درگیر با معضل مواد مخدر. این فیلم الگو را به شیفتگان اسکار داد که حالا باید چطور فیلم بسازند تا بتوانند برندۀ اسکار شوند!
فیلم منتقد ضد طبقه فرادست «انگل» (Parasite) – ۲۰۱۹
فیلم کرهای «انگل» اولین فیلم غیرانگلیسیزبان بود که جایزۀ بهترین فیلم اسکار را دریافت کرد. این فیلم یک اثر خوشساخت با نقدی به نظام سرمایهداری و شکاف طبقاتی بود.
برجسته کردن «انگل» در اسکار را میتوان از چند زاویه دید. اول، انتخاب یک فیلم خارجی به عنوان بهترین فیلم، حرکتی در راستای سیاستهای تنوعگرایانۀ آکادمی بود.
دوم، مضمون اصلی فیلم یعنی تقابل فقیر و غنی و نقد بیرحمانۀ کاپیتالیسم، کاملاً با گفتمان چپگرای غالب در هالیوود همسو بود. این فیلم نشان داد که پیام ضدسیستمی (البته سیستمی مشخص) میتواند یک امتیاز بزرگ در رقابت اسکار باشد. این موضوع را ما در دو قسمت فیلم جوکر هم دیدیم.
فیلم حامی حاشیهنشینهای «سرزمین خانهبهدوشها» (Nomadland) – ۲۰۲۰
این فیلم به کارگردانی کلوئی ژائو، داستان زن بیوهای را روایت میکند که پس از بحران اقتصادی، همهچیز خود را از دست داده و با یک ون در سراسر آمریکا سفر میکند و به جمع جامعۀ مدرن خانهبهدوشها میپیوندد.
فیلم ستایشی از سبک زندگی آلترناتیو و نقدی بر رؤیای آمریکایی و مصرفگرایی است. این فیلم نیز تقریباً تمام چکلیست وُک را پر میکرد: کارگردان زن آسیایی، قهرمان زن سالمند و به حاشیه رانده شده، نقد سرمایهداری و نمایش سبک زندگی غیرمتعارف به عنوان راهی برای رهایی. پیروزی قاطعانۀ آن در اسکار کاملاً قابل پیشبینی بود.
نمایش معلول ناشنوا در فیلم «کودا» (CODA) – ۲۰۲۱
«کودا» داستان یک دختر نوجوان را روایت میکند که تنها عضو شنوا در یک خانوادۀ ناشنوا است. این فیلم یک اثر احساسی بود که بر نمایندگی جامعۀ ناشنوایان تمرکز داشت.
بسیاری از بازیگران اصلی فیلم واقعاً ناشنوا بودند که این امر به عنوان یک دستاورد بزرگ در زمینۀ «نمایندگی اصیل» تحسین شد.
با این حال، پیروزی «کودا» بر فیلمهای پیچیدهتر و از لحاظ سینمایی جسورانهتری مانند «قدرت سگ» (The Power of the Dog) به کارگردانی جین کمپیون، این بحث را دوباره داغ کرد که آیا اسکار به فیلمی با فرهنگ وُک جایزه میدهد یا فقط به اثری که هنریتر باشد؟ به نظر میرسید پاسخ، گزینۀ اول باشد.
شخصیت آسیایی همجسنگرا در فیلم «همهچیز همهجا به یکباره» (Everything Everywhere All at Once) – ۲۰۲۲
این فیلم نمونۀ کامل یک اثر سینمایی است که برای موفقیت در اسکار عصر جدید ساخته شده است. فیلم داستانی خلاقانه و سرگرمکننده دارد، اما هستۀ اصلی آن مجموعهای از مضامین هویتی است: قهرمان فیلم یک زن مهاجر چینی-آمریکایی است که با بحران میانسالی، مشکلات کسبوکار و شکاف نسلی با دخترش دستوپنجه نرم میکند.
دختر او یک شخصیت لزبین است و فیلم به طور گسترده به مسائلی چون ترومای نسلی مهاجران، پذیرش هویت و فشارهای فرهنگی میپردازد.
بازیگران اصلی آسیاییتبار بودند و فیلم توانست در یک بستهبندی، تقریباً تمام آیتمهای چکلیست تنوع و نمایندگی فرهنگ وُک را تیک بزند. جارو کردن جوایز اصلی اسکار توسط این فیلم، مُهر تأییدی بر سلطۀ بلامنازع این فرمول بود.
فیلم «داستان آمریکایی» (American Fiction) – ۲۰۲۳؛ حتی منتقد ملیح فرهنگ وُک هم جایزه میگیرد
این فیلم طنزی دربارۀ خود فرهنگ وُک است. قهرمان داستان یک نویسندۀ سیاهپوست است که از کلیشههای رایج دربارۀ زندگی سیاهپوستان(فقر، خشونت، مواد مخدر) که توسط ناشران سفیدپوست برای مخاطبان سفیدپوست طلب میشود، خسته شده است.
او برای مسخره کردن این سیستم، با نام مستعار یک رمان پر از همین کلیشهها مینویسد و در کمال تعجب، کتابش به موفقیتی عظیم دست پیدا میکند.
کنایۀ بزرگ ماجرا این بود که خود فیلم «داستان آمریکایی» که این سیستم را نقد میکرد، جایزۀ بهترین فیلمنامۀ اقتباسی اسکار را برد.
این پیروزی نشاندهندۀ یک چرخۀ عجیب بود: حتی نقد فرهنگ وُک نیز اگر در چارچوب قابل قبولی ارائه شود و توسط یک شخصیت از گروه کمنماینده صورت گیرد، میتواند در اسکار موفق باشد!
مراسم اسکار و سخنرانیهای حامی فرهنگ وُک
این تغییر تنها به فیلمهای برنده محدود نمیشود. خود مراسم اسکار نیز یک تریبون سیاسی است. دیگر کمتر سخنرانی پس از دریافت جایزه را میشنویم که صرفاً به تشکر از همکاران و خانواده اختصاص داشته باشد.
سخنرانیها مملو از بیانیههای سیاسی دربارۀ تغییرات اقلیمی، حقوق حیوانات (مانند سخنرانی خواکین فینیکس)، فمینیسم، نژادپرستی سیستماتیک و با مضامین LGBTQ+ است.
فرانسیس مکدورمند در سخنرانی خود خواستار «Inclusion Rider» (شرطی در قرارداد بازیگران برای تضمین تنوع در عوامل فیلم) شد. این سخنرانیها دیگر اجراهایی حسابشده برای بیانیههای سیاسی فرهنگی هستند.
مونولوگهای ابتدایی مراسم قبلا بیشتر اختصاص به شوخیهای سینمایی و دست انداختن ستارگان اختصاص داشت، اکنون مجموعهای از اظهارنظرهای سیاسی و اجتماعی دربارۀ موضوعات روز است. جوکها اغلب حول محور عدم تنوع، تبعیض جنسیتی در هالیوود و سیاستهای دولتی میچرخد.
* جنبشهایی مانند #OscarsSoWhite (اسکار خیلی سفید است) که به کمبود نامزدهای رنگینپوست اعتراض داشت، تأثیر مستقیمی بر تغییرات در اعضای آکادمی و قوانین آن گذاشت.
آکادمی برای پاسخ به این فشارها، هزاران عضو جدید با تنوع نژادی و جنسیتی بیشتر دعوت کرد تا ترکیب رأیدهندگان خود را تغییر دهد.
هنر و مخاطب دو قربانی این سیاستها هستند
در این میان، دو قربانی اصلی وجود دارد: هنر سینما و مخاطب عام.
وقتی فیلمسازان مجبور میشوند به جای تمرکز بر داستان، شخصیتپردازی و نوآوری بصری، دائماً نگران برآورده کردن سهمیهها و ارسال پیامهای ایدئولوژیک فرهنگ وُک باشند، کیفیت هنری ناگزیر افت میکند.
داستانگویی جهانی که با احساسات مشترک انسانی سروکار دارد، جای خود را به روایتهای فرقهای و هویتمحور میدهد که تنها برای گروه خاصی از مخاطبان جذابیت دارد.
فیلمهایی که صرفاً برای سرگرمی، هیجان یا زیباییشناسی ساخته شدهاند، مانند فیلمهای اکشن بزرگ، کمدیها یا درامهای کلاسیک، شانس بسیار کمی برای دیدهشدن در اسکار دارند، مگر اینکه لایهای از پیامهای اجتماعی مُد روز را به خود اضافه کنند.
مخاطب نیز بزرگترین بازندۀ این میدان است. کاهش شدید بینندگان مراسم اسکار در دهۀ گذشته یک واقعیت غیرقابل انکار است.
در سال ۲۰۱۴، بیش از ۴۳ میلیون نفر در آمریکا این مراسم را تماشا کردند. این عدد در سالهای اخیر به زیر ۲۰ میلیون و حتی در مقاطعی به حدود ۱۰ میلیون نفر سقوط کرده است!
بسیاری از تماشاگران از اینکه به جای تماشای یک جشن سینمایی، با یک کلاس درس ایدئولوژیک چندساعته مواجه شوند، خسته شدهاند.
آنها فیلمهایی را میبینند که در گیشه رکورد میشکنند و حتی حامی سیاستهای اصلی خود آمریکا مانند Top Gun: Maverick هستد اما در اسکار نادیده گرفته میشوند و در مقابل، فیلمهایی جایزه میگیرند که بسیاری از مردم عادی نه آنها را دیدهاند و نه علاقهای به دیدنشان دارند.
آکادمی اسکار در تلاش برای «مرتبط» ماندن با فرهنگ وُک مسیری را در پیش گرفته که آن را بیش از هر زمان دیگری از مخاطبان اصلی خود و از جوهرۀ هنر سینما دور کرده است.
مجسمۀ طلایی جایزۀ اسکار دیگر قبلا هم به بهترین فیلم داده نمیشد، الآن هم به بهترین فیلم داده نمیشود، جایزۀ اسکار اکثر اوقات به فیلمهای حامی سیاستهای اسکار داده میشود و حالا اسکار حامی فرهنگی شده است که حتی حال خود اکثریت مردم غرب را به هم میزند!
با ادامۀ این روند، اسکار یک رویداد بیاهمیت و خودارجاع میشود، محفلی که در آن هالیوودیها بیشتر از گذشته برای پایبندی به ایدئولوژی خاص خود به یکدیگر جایزه میدهند، در حالی که دنیای بیرون با بیتفاوتی به تماشای آن نشسته است.
فیلمسازان بزرگ مستقل، آرزوی بردن اسکار را ندارند اما وقتی حتی افرادی مانند کریستوفر نولان بخواهند دیده شوند و مقام بگیرند کار به جایی میرسد که هنری که زمانی داشتند ضعیف و ضعیفتر شود و تهماندۀ هنرشان برای ترویج همین ایدئولوژیها و سیاستها صرف شود.
نهتنها اسکار که بسیاری از این جشنوارهها که دائم به لیست ثابت سیاسی سال جایزه میدهند، معنای هنری خود را کاملاً از دست دادهاند و تنها یک تریبون برای انتخاب فیلمهای همسو با سیاست خود هستند.
منابع
https://variety.com/2020/film/news/oscars-inclusion-requirements-best-picture-1234763322/
https://www.nytimes.com/2020/09/09/movies/oscars-best-picture-diversity.html
https://www.theguardian.com/film/2017/feb/27/moonlight-oscars-win-hollywood-diversity-la-la-land
https://www.statista.com/statistics/254422/academy-awards-oscars-viewership-in-the-us/
https://www.vox.com/2016/2/26/11119256/oscars-so-white-controversy-racism
دیدگاهتان را بنویسید