جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد فیلم پروانه | جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴

نقد فیلم پروانه | جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴

۱۴۰۴-۱۱-۱۷
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد فیلم پروانه

نویسنده: احمدرضا مرادی

نقد فیلم پروانه | مقدمه

چهل‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر از ظهر یازدهم بهمن در پردیس ملت آغاز به کار کرد. سینمایی نخستی که در سومین روز این جشنواره روی پرده رفت، فیلم پروانه بود. فیلم پروانه به کارگردانی محمد برزویی‌پور و تهیه‌کنندگی بهمن کامیار، نخستین تجربۀ بلند سینمایی کارگردان محسوب می‌شود که با مشارکت سرمایه‌گذاران شخصی به مرحلۀ اکران جشنواره رسید.

اثر حاضر با سرمایه‌گذاری خصوصی نهال مصلحی و مجری طرح بهکام مصلحی ساخته شده و فاقد شرکت تولیدکنندۀ رسمی است. رویکرد مستقل، بخشی از فرآیند ساخت بوده که کارگردان محمد برزویی‌پور آن را حاصل ۱۷ سال تلاش توصیف کرده است.[1]

پروانه در ژانر درام اجتماعی و با بهره‌گیری از مؤلفه‌های پلیسی‌جنایی و عاشقانه، روایتی از چالش‌های روانشناختی یک شخص اسکیزوفرن پارانویا را در روابط خانوادگی و کاری‌اش در چارچوب قضایی به تصویر می‌کشد. اگرچه ساختار بصری و روایی اثر با تمرکز بر مخاطبان بزرگسال طراحی شده، اما لایه‌های معنایی گنجانده‌ شدۀ در متن، امکان برقراری ارتباط با مخاطبان علاقه‌مند به درام‌های پیچیدۀ روانشناختی را نیز فراهم می‌آورد.

در مورد بودجۀ اثر، هیچ اطلاعاتی در منابع عمومی وجود ندارد و دلیل آن انتشار تازۀ این فیلم در جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴ شمسی است که هنوز به مرحلۀ اکران عمومی نرسیده و جزئیات مالی آن منتشر نگردیده. فروش اثر نیز به همین دلیل هنوز ثبت نشده، زیرا نمایش آن محدود به جشنواره بوده و اکران گسترده‌ای صورت نپذیرفته.

نقش‌های اصلی را بازیگرانی همچون مهدی پاکدل، هومن برق‌نورد، آناهیتا درگاهی و محمدعلی محمدی ایفا می‌کنند. همچنین، عوامل کلیدی تولید عبارت‌اند از بهکام مصلحی در نقش مجری طرح، کیوان شعبانی به عنوان مدیر فیلم‌برداری و علیرضا عطااله تبریزی در مقام نویسندۀ فیلم‌نامه.

فهرست مطالب

Toggle
  • سوابق رسانه‌ای سازندگان
  • خلاصۀ داستان | نقد فیلم پروانه
  • فرهنگ زمینه‌ و خصوصیات زمانۀ اثر
  • پیرنگ داستانی
  • تقلا برای خلق جنون | بازی نقش اصلی
  • موسیقی
  • چهره‌پردازی و اتمسفر بصری
  • اسکیزوفرنی پارانویا چیست؟
  • فرجام سخن و چند نکته

سوابق رسانه‌ای سازندگان

محمد برزویی‌پور، کارگردان فیلم پروانه، مسیر حرفه‌ای خود را با تمرکز بر فیلم‌های کوتاه آغاز کرد و نخستین تجربۀ بلند سینمایی‌اش را با این اثر رقم زد. برزویی‌پور پیش از پروانه در آثار کوتاهی مانند چرا و عمودیها فعالیت داشته؛ زنجیرۀ تجربه‌های وی زمینه‌ساز ورود پروانه به جشنوارۀ چهل‌وچهارم گردید. فرآیند ساخت فیلم پروانه در بازۀ زمانی تیر تا آذر ۱۴۰۴ شمسی و طی مدتی حدود شش ماه تکمیل گردید؛ چنان‌که برزویی‌پور فرآیند ساخت پروانه را حاصل ۱۷ سال تلاش مستمر خود توصیف می‌کند، که پنج سال از آن در مراحل پیش‌تولید صرف جستجو برای سرمایه‌گذار و تشکیل گروه تولید شد.

کارنامۀ افتخارات پیشین کارگردان نشان می‌دهد که محمد برزویی‌پور با فیلم کوتاه ری ورس در جشنواره‌های جهانی حضور یافته، هرچند در سینمای بلند تا کنون جایزۀ داخلی یا بین‌المللی برجسته‌ای برای او به ثبت نرسیده است.

این کارگردان در نشست‌های رسانه‌ای مرتبط با جشنوارۀ فیلم فجر، بر رویکرد مستقل ساخت فیلم تأکید کرده و بیان داشت که اثر حاضر بدون حمایت‌های رسمی و با سرمایه‌گذاری خصوصی به سرانجام رسیده است. حضور وی در رسانه‌ها عمدتاً بر محور معرفی پروانه متمرکز بوده، اما تجربه‌های پیشین او در سینمای کوتاه، زمینه‌ساز ورود به جشنوارۀ چهل‌وچهارم فجر گردید.

بهمن کامیار، تهیه‌کنندۀ فیلم پروانه، با ید طولایش در سینمای ایران شناخته می‌شود و زادۀ ۱۴ بهمن ۱۳۵۹ در بیرجند است. وی دارای کارشناسی ارشد حقوق خصوصی از دانشگاه تربیت مدرس و دانش‌آموختۀ کارگردانی سینما از کارگاه آزاد فیلم است. کامیار علاوه بر تهیه‌کنندگی، در نقش کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس نیز فعالیت دارد و برندۀ بهترین فیلم جشنوارۀ بوسان کرۀ جنوبی در سال ۲۰۱۷ شده است.

از آثار تهیه‌کنندگی وی می‌توان به لاک‌پشت(۱۴۰۲)، سد معبر(۱۳۹۵)، کارت پرواز(۱۳۹۵)، نیم(۱۳۹۴)، بیداری(۱۳۹۲) و پیمان(۱۳۹۵) اشاره کرد. کامیار در مقام کارگردان نیز فیلم‌هایی همچون در وجه حامل، مرداد، نیم و بیداری را ساخته که برخی از آن‌ها در جشنواره‌های داخلی و خارجی مورد توجه قرار گرفته‌اند. حضور رسانه‌ای وی در سال‌های اخیر بر فیلم‌های جدیدتر مانند لاک‌پشت متمرکز بوده، که در آن چالش‌های ممیزی و سیاست‌های فرهنگی را مورد بحث قرار داده است. کامیار در گفتگوهای رسانه‌ای، بر لزوم دوری جشنوارۀ فیلم فجر از رویکردهای محافظه‌کارانه تأکید کرده و تجربه‌های خود را در تولید بیش از ده اثر سینمایی به اشتراک گذاشته است.

از آن‌جا که بحث در مورد صحیح یا غلط بودن نظر ایشان از حوصلۀ این نوشته خارج است در مورد جشن حافظ بیشتر بخوانید: جشن حافظ چیست و کدام رویکرد محافظه‌کارانه؟ اما اگر بخواهیم کمی با سبک کارهای کارگردان و تهیه‌کنندۀ اثر حاضر بیشتر آشنا شویم باید گفت که اکثر آثاری که بزرگواران در آن همکاری داشته‌اند یا در تریلر روانشناختی قرار داشته‌اند و یا به موضوعات اجتماعی پرداخته‌اند.

خلاصۀ داستان | نقد فیلم پروانه

داستان فیلم پروانه روایتی از پدرام ستوده را دنبال می‌کند که به عنوان مظنون اصلی قتل همسرش پروانه، در اتاق بازجویی قرار دارد و توسط بازپرس مورد پرسش قرار می‌گیرد. بازجویی به تدریج جزئیات شراکت پدرام با دو شریک تجاری دیگر به نام‌های آرمان و کریمی را در پروژه ساختمانی مجتمع مسکونی و تجاری بهشت آشکار می‌سازد که اختلافات مالی و عاطفی میان آن‌ها به انگیزۀ احتمالی قتل تبدیل می‌شود. البته بیننده تا زمانی که پای این شرکا در میان نیست متوجه علت بازداشت پدرام نمی‌شود و تا میانۀ فیلم سردرگم است.

شخصیت‌های اصلی عبارت‌اند از پدرام(مهدی پاکدل) به عنوان متهم و راوی اصلی، پروانه(آناهیتا درگاهی) به عنوان قربانی، آرمان(محمدعلی محمدی) به عنوان شریک و رقیب عاطفی و کریمی به عنوان سومین شریک که انگار درحال برقراری رابطۀ عاشقانه با پروانه است.

پروانه به عنوان شخصیت مرکزی قتل، در روابط پیچیده میان این سه شریک نقش دارد، پروانه شخصیتی اغواگر تصویر می‌شود و همزمان هر سه نفر عشق مشترک به او دارند. این مسئله در کشف معمای مرگش نسبت به کریمی در اعتراف‌های پدرام برجسته می‌شود. فیلم با صحنه‌های بازجویی آغاز می‌شود که پدرام درحال بیان اعترافات خود است، اما روایت به مرور به فلش‌بک‌هایی از روابط گذشته و اختلافات پروژۀ بهشت می‌پردازد. در همان اختلافات پدرام ادعا می‌کند آرمان و کریمی در توطئه علیه او دست داشته‌اند؛ عجیب است که شما حتی با تماشای فیلم تا آخرش هم متوجه نخواهید شد که آن توطئه چیست؟

در طول داستان، عناصر جنایی با جنبه‌های عاشقانه آمیخته می‌شود، در سکانس‌های زندان که پدرام در آن‌ها متوجه می‌شود آرمان را نیز گرفته‌اند، بحث‌هایی دربارۀ خیانت و مرگ پروانه تصویر می‌شود که بیننده در میان همین بحث‌ها متوجه می‌شود هم آرمان و هم پدرام عاشق پروانه هستند. آرمان دائماً از پدرام می‌خواهد که سکوت کند و هیچ قتلی را گردن نگیرد. انتظار می‌رود شخصیت بازپرس با بازی هومن برق‌نورد نقش کلیدی‌ای در واکاوی روایت داشته باشد اما وی پرسش‌هایی مطرح می‌کند که به‌جای مشخص کردن حدود جنایت و داستان فیلم ابهام در ذهن بیننده افزایش پیدا می‌کند.

با پیشرفت روایت، مخاطب با پارادوکس‌هایی مانند عدم نمایش مستقیم مجتمع بهشت و تمرکز بیش از حد قاب فیلم بر گفت‌وگوهای ذهنی پدرام مواجه می‌شود که نشانه‌های ظریفی از ناپایداری روانی او را القا می‌کند، مانند صحنه‌هایی که پدرام در آن‌ها با افراد آرمان در راهرو و نجاری زندان حرف می‌زند. مخاطب از خود می‌پرسد مگر زندان نجاری دارد؟ در سکانس‌های متعدد دیگر سلول انفرادی آرمان نشان داده می‌شود که هر بار تاریک‌تر و آشفته‌تر می‌شود. در اوج این آشفتگی یکباره بیننده متوجه بی‌قراری شدید پدرام می‌شود که به سرباز ناظر سلول می‌گوید بازپرس قرار ملاقات مرا فراموش کرده. بیننده از خود می‌پرسد مگر می‌شود بازپرس مسئول تنظیم ملاقات باشد و بعد هم قرار ملاقات را از یاد ببرد؟

در اوج داستان، اختلافات به نقطه‌ای می‌رسد که مرگ آرمان در سکانسی داخل خود زندان توسط پدرام نشان داده می‌شود، سؤال این است که لحظۀ سقوط آرمان از طبقۀ دوم چگونه باعث مرگ او شده؟ با این وجود لحظۀ سقوط که دو بار هم به نمایش در می‌آید بسیار مصنوعی طراحی شده. این امر چگونه می‌خواهد به تعلیق جنایی بیافزاید؟ به پایان فیلم که می‌رسیم آن هم به زبان خود کاراکتر بازپرس و نه به زبان فرم و محتوا مشخص می‌شود کل روایت که شامل قتل پروانه، پروژۀ بهشت و بازجویی‌ها بوده ساخته و پرداختۀ ذهن پدرام به عنوان بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی پارانویا بوده و هیچ واقعیتی ندارد.

در حالی که گفت‌وگوهای پایانی فیلم میان دکتر و پروانه به عنوان شخصیت‌های واقعی علائم روانی پدرام را دست و پا شکسته توضیح می‌دهد، پایان باز و بدون نتیجه‌گیری، ابهام مذکور اثر را حفظ می‌کند. با این همه ابهام که حوصلۀ مخاطب را هم سر می‌برد فیلم بسیار ناتوان از بردن روایت به حوزۀ روانشناختی عمل می‌کند. سپس در قاب پایانی به‌هنگام بیرون رفتن پروانه از آسایشگاه و کمی نشستن در کنار پدرام بدون هیچ دیالوگ ارتباطی‌ای فیلم تمام می‌شود.

فرهنگ زمینه‌ و خصوصیات زمانۀ اثر

اثر حاضر در زمانه‌ای پا به عرصۀ وجود گذاشته که آگاهی عموم مردم از اختلالات روانی، تحت تأثیر گسترش رسانه‌ها با چالش‌های عمیقی روبه‌رو شده است. انتخاب بستر اسکیزوفرنی پارانویا و پیوند آن با روابط خانوادگی و سیستم قضایی، اقدامی است که به رغم بخشیدن پتانسیل بالا به درام‌افزایی و داستان‌پردازی فیلم، توجه مخاطب را نیز سریعاً جلب خود می‌کند چون این موضوعات برای مردم مهم است. اما در فیلم چه اتفاقی افتاده؟ کافی است به سینما بروید و فیلم را تماشا کنید تا بعد از سر رفتن حوصلۀ‌تان ببینید در عمل تمام این پتانسیل به بررسی سطحی و محدود در داستانی بسیار مبهم خلاصه می‌شود.

عجیب است که پرداخت سازندگان به این روایت کارکردی برای آگاهی‌بخشی به مردم ندارد و حتی محیط زندان و برخورد پلیس‌ها را بسی تاریک، زشت و زننده به تصویر می‌کشد که این مسئله خود بسیار حائز اهمیت است زیرا مخدوش شدن تصویر اشخاصی که ایمنی، جان و مال ما را تضمین کرده‌اند در اذهان عمومی پیامدهای ویرانگری در میان اعتماد مردم به نهاد نظارت و اجرای نیروی انتظامی را در پیش دارد.

در شرایطی که تصویر اختلالات روانی در ذهن مخاطبین خصوصاً مخاطب جوان نسل زد و آلفا عمدتاً از طریق محتوای هوش مصنوعی و چند سرچ ساده شکل گرفته، این اثر با ارائۀ روایتی فاقد عمق، موفق به خلق یک تصویر بومی از این معضلات نمی‌شود و رنج شخصیت را در تعارضات درونی و اجتماعی به طور مؤثر نشان نمی‌دهد.

تولید این اثر در میانۀ دهۀ ۱۴۰۰ شمسی، در برابر نیاز جامعه برای بررسی سلامت روان افراد تحت فشارهای تربیتی، اقتصادی و اجتماعی این انتظار را به وجود می‌آورد که سازندگان زمانی که دست بر روی چنین موضوعات حساسی گذاشته‌اند توجه اصلیشان را معطوف به این کنند که ادراک، آموزش درست و جدیدی به مردم نسبت به شرایط موجود و نحوۀ برخورد درست با چنین افرادی(اسکیزوفرن پارانویا) منتقل کنند اما اثر حاضر اصلاً درصدد ارائۀ چنین چیزی نیست که بخواهد پاسخی داشته باشد؛ اگر هم فرض کنیم چنین پاسخی را در خود دارد باید گفت که بسیار ناکافیست.

امروزه، با افزایش آمار افسردگی و اضطراب در جامعۀ ایرانی، رسانه‌های داخلی و معاند به این آمارها و افراد مبتلا برچسب ننگ می‌زنند. اثر حاضر در این اتمسفر با تمرکز بر لایه‌های روانشناختی کمتر دیده‌شده، روایتی ارائه می‌دهد که فاقد پتانسیل کاهش شکاف‌های شناختی نسل جدید است و تحول شخصیت پدرام(با نقش‌آفرینی مهدی پاکدل) را باورپذیر نمی‌سازد. اصلا پدرام تحولی ندارد و انگار فیلم پروانه فقط آمده که تفکرات شخص دارای اختلال را نشان دهد و برود!

سازندگان با درک ناکافی از واقعیت که چالش‌های روانی امروز، بخشی از جنگ روایت‌ها در فضای مجازی است، دوربین خود را به زاویه‌ای برده‌اند که مقاومت فردی در برابر اختلالات، جزئی از سبک زندگی روزمره برای برخی خانواده‌هایی که فردی از آن‌ها مبتلا است نشان داده نمی‌شود. این رویکرد، واکنشی ناموفق به بازنمایی‌های رسانه‌های خارجی است که بیماران روانی را جدا از بافت اجتماعی معرفی می‌کنند.

عجیب‌تر آنکه شخصیت پدرام آنطور که همسرش در اواخر فیلم می‌گوید اتفاقاً فردی محصل بوده و در سیستم دانشگاه درس پس داده و سپس به بازار کار مهندسی آمده؛ نکتۀ آسیب‌زا در این‌جا این است که زمانی که منشأ و بستر به‌وجود آمدن اختلال او توضیح داده نمی‌شود و خود پدرام نیز انگار هیچ قوم و خویش دیگری(مثلا پدر و مادر یا خواهر و برادر) جز همسر ندارد و تنها اطلاعاتی که از گذشته و پیشینۀ او ارائه داده می‌شود فعالیت در دانشگاه و بازار کار بوده، پیامد مستقیم حصر هویت کاراکتر در ساحت تحصیل و کار، هدایت ناخودآگاه ذهن تماشاگر به سمت بدبینی نسبت به ساختار اقتصادی و تحصیلی است.

وقتی مخاطب مشاهده می‌کند که عامل جنون و جنایت، فاقد ریشه‌های وراثتی، تربیتی یا عقده‌های دوران کودکی در بستر خانواده ترسیم شده و تمام زیست اجتماعی‌اش در راهروهای دانشگاه و محیط‌های خشک بازار کار مهندسی سپری گشته، این انگاره در ذهنش متبادر می‌شود که گویی سازوکارهای حاکم بر نظام آموزش عالی و فشارهای فرسایندۀ موجود در محیط‌ بازار کار، متهمان ردیف اول مسخ شخصیت انسانی و تبدیل او به موجودی روان‌نژند هستند.

در واقع، فیلم با حذف عامدانۀ متغیرهای مهمی چون خانواده و همدلی افراد مراقب و نزدیک، بار تمام ناهنجاری‌های رفتاری شخصیت را بر دوش نهاد علم و چرخۀ اقتصاد می‌گذارد. بدین ترتیب، اثر به‌جای واکاوی دقیق ریشه‌های جرم یک مجنون، در دام تقلیل‌گرایی افتاده و ناخواسته مروج نوعی هراس اجتماعی نسبت به مسیر تحصیل و اشتغال تخصصی می‌گردد؛ گویی ورود به این سیستم‌ها، بهای سنگینی همچون فروپاشی روانی را برای فرد به همراه خواهد داشت.

همچنین این خلأ روایی و گسست میان عقبه و اکنون شخصیت، موجب شده تا مخاطب با موجودی انتزاعی روبه‌رو باشد که گویی از بطن جامعه که هیچ، از دل آزمایشگاه بیرون آمده. فقدان هرگونه اشاره به والدین، اقوام یا پیشینۀ تربیتی، راه را برای همذات‌پنداری می‌بندد و پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی پیرامون چرایی تبدیل شدن فردی با تحصیلات عالیه به جنایتکاری خطرناک باقی می‌گذارد.

البته که فیلم سعی کرده این نقص را با در پلن‌های بسیاری از ابتدا تا انتهای فیلم با تاریک و تنگ‌تر نشان دادن محیط زندان همراه با فروپاشی بیشتر پدارم و جلوه‌های صوتی کوبشی بپوشاند ولی چنین رویکردی در فیلم‌نامه‌نویسی، عملاً انگیزه و علیّت را قربانی گرایش به فرم‌ بصری کرده است. وقتی فیلمساز در چنین موضوع حساسی از واکاوی آسیب‌شناسانه طفره می‌رود و ریشۀ بحران را در ابهام نگه می‌دارد، اثر از دایرۀ نقد اجتماعی خارج شده و به نمایش عریان تنهایی، جنون و غربت زندگی پدرام تنزل پیدا می‌کند که چنین هم شده! انگار که کاراکتر اصلی چنانجه از زبان خودش نیز در فیلم می‌شنویم در انزوای مطلق خود، محکوم به فناست.

اثر حاضر در بستر فرهنگی زمانه خود، به ظرافت‌های روان‌شناختی مخاطبین خصوصاً جوانان توجه نمی‌کند. نمایش پارانویا هر چند در میان افرادی اندک اما به ترویج ترس بی‌پایه تعبیر می‌شود؛ ضروری است که مخاطب دریابد این چالش‌ها، ریشه در شاخصه‌های اپی‌ژنتیکی و تربیت خانوادگی دارد اما اثر چنین چیزی نشان نمی‌دهد. پاسخ به این پرسش که چنین چالش‌های روانی از کدام چشمه در ذهن بیننده باورپذیر می‌شود، در بازخوانی روابط درون‌خانوادگی و اتمسفر قضایی نهفته نیست، زیرا اثر به آن نمی‌پردازد.

پیرنگ داستانی

توجه به پیشینۀ محمد برزویی‌پور در ساخت آثار کوتاه نشان می‌دهد که او به ذائقه مخاطب امروز کما بیش آگاه است، اما روایت پروانه در بستر سینمای بلند شکل گرفته و از ریتم و ضرباهنگ سریع بهره نمی‌برد تا بتواند با مخاطبی که عادت به محتوای شبکه‌های اجتماعی دارد، ارتباط برقرار کند. بهره‌گیری از عناصر پلیسی و جنایی، علاوه بر کارکرد ناموفق دراماتیکش، تلاشی هم برای ارضای حس کنجکاوی مخاطب نمی‌کند.

علیرغم تمام تحلیل‌های فرهنگی، نباید از این احتمال غافل شد که شاید انگیزۀ اصلی سازندگان، برخاسته از دغدغۀ شخصی برای ثبت چالش‌های روانی در جامعه ایرانی بوده باشد، اما نتیجه فاقد عمق است. ممکن است تمرکز بر جزئیات روانشناختی، بیش از آنکه برآمده از مانیفست فرهنگی باشد، ناشی از جوشش درونی هنرمندی است که می‌خواهد قصه‌های ناگفته سلامت روان را پیش از فراموشی، در قاب سینما جاودانه کند، اما خروجی کار در بستر کنونی جامعه، کارکردی فراتر از یک روایت ساده نیافته و به سندی برای بررسی مسائل روانی تبدیل نشده است.

گویی فیلمسازان ما پس از سال‌ها، ظرفیت‌های ژانر تریلر روان‌شناختی را جدی گرفته‌اند. این فیلم با لحاظ تمام اشکالاتش برخلاف بسیاری از آثار، یک سرگرمی سطحی نبوده و ما را به درون تونل پرپیچ‌وخم ذهن شخصیت‌هایی می‌برد که هیچ‌کدام کاملاً قابل اعتماد به نظر نمی‌رسند. اثر حاضر اگر چه تلاش کرده است تا از روایت معمول و کلیشه‌ای فیلم‌های معمایی قدری فاصله بگیرد اما در چیدمان پازل هایش ناموفق است و زبان فیلم در رسیدن به یک ساختار منسجم و مهیج به شدت کند و بدون احساس تعلیق است؛ تا جایی که فیلمساز و بیننده هر دو به جای اینکه یک معمای جذاب و منسجم خلق کنند و بگذرانند در باتلاقی از ناپیوستگی‌های روایی و بی‌هدف گیج می‌مانند.

شاید بتوان گفت این اثر با توجه با داستانش که حول مردی می‌چرخد که فکر می‌کند همسرش کشته شده و دیگری آن را کشته و پایان باز هم هست اقتباسی از شاتر آیلند باشد زیرا داستان‌ها بسیار شبیه به هم هستند اما آسیب‌پذیری پروانه را باید در اسکلت‌بندی روایی آن جستجو کرد. در حالی که آثار موفق سینمای معمایی، حتی در صورت پرهیز از پایان‌بندی‌های قطعی، مخاطب را در هزارتوی کشف، استنتاج و درگیری ذهنی شریک می‌سازند، این اثر مسیر روشنی برای پیگیری سرنخ‌ها ترسیم نمی‌کند.

فقدان ردپاهای روایی قابل ردیابی در این فیلم، برخاسته از طراحی هوشمندانۀ معما نبوده و معلول گسست در نگارش و ضعف تدوین است که مانع از شکل‌گیری تعامل سازنده میان اثر و تماشاگر می‌شود. اگرچه فیلم از منظر زیبایی‌شناسی بصری و بهره‌گیری از تمهیدات نور و رنگ، استانداردهای قابل‌قبولی را رعایت کرده و تلاشی برای خلق اتمسفر بصری متناسب داشته، اما همان‌طور که گفته شد در ساحت ریتم و ضرباهنگ، به علت استفادۀ زیاد از افکت‌های کوبشی ماژور گرفتار یکنواختی‌ای فرساینده شده است.

در ژانر معمایی و درام، ریتم فراتر از سرعت توالی تصاویر و کات‌هایش بوده و ابزاری راهبردی برای مدیریت تنفس مخاطب و هدایت کانون توجه اوست. متأسفانه پروانه با نادیده گرفتن این اصل، در دام سکون گرفتار می‌شود.

کش‌دار کردن بی‌دلیل سکانس‌ها و دیالوگ‌ها و سؤالات بعضاً بی‌جا و نامربوط بازرس بدون ضرورت دراماتیک و وقفه‌های طولانی در ادایشان، عملاً کارکرد ضد تعلیق پیدا کرده است. این در حالی است که ذات سینمای معمایی، نیازمند نوسان ضرباهنگ(تند و کند شدن هوشمندانه) برای تحریک ذهن مخاطب به کشف و گمانه‌زنی است حال آنکه شما به عنوان بیننده قرار نیست هیچ کشفی داشته باشید و گمانه‌ای بزنید چرا که تا لحظات آخر فیلم سردرگم هستید و عملا با هیچ سرنخی روبرو نیستید!

ضعف مفرط در مدیریت زمان دراماتیک و انرژی صحنه سبب گردیده تا حتی نقاط قوت تصویر و طراحی صحنه نیز در خدمت پیشبرد روایت قرار نگیرند و به عناصری تزئینی، منفصل و گسسته تبدیل شوند که قادر به حمل بار معنایی اثر نیستند.

نقصان دیگر فیلم در فقدان عمق شخصیت‌پردازی نمود یافته است. نویسنده در خلق انسان‌هایی چندبعدی و باورپذیر ناکام مانده و گویی همان آشفتگی و گسست موجود در روایت کلان، به بافت شخصیتی کاراکترها نیز سرایت کرده است که مانع از همذات‌پنداری عمیق مخاطب می‌شود.

با تمام این کاستی‌ها، برزویی‌پور در کارگردانی سکانس‌های ذهنی بازجویی(بخش‌های مربوط به روان‌شناس) عملکردی نه‌چندان موفق داشته است. طراحی دکوپاژ و حرکات سیال دوربین در این لحظات، تا حدود کمی توانسته‌اند التهابات، آشوب درونی و توهمات ذهنی شخصیت پدرام را عینیت بخشند و گوشه‌ای از پتانسیل‌های از دست‌رفتۀ اثر را به نمایش بگذارند.

تقلا برای خلق جنون | بازی نقش اصلی

در آثاری که بر شاخۀ شخصیت در روانشناسی سوار هستند بار اصلی درام بر دوش بازیگر است. مهدی پاکدل در نقش پدرام ستوده، تلاشی مشهود برای شکستن نقاب یا پرسونای همیشگی خود دارد. او می‌کوشد با لرزش‌های نامحسوس دست، نگاه‌های خیره و تغییر تنالیته صدا، آشوب ذهنی یک بیمار اسکیزوفرن را بازنمایی کند.

با این حال، بازی او در لحظات اوج بحران، گاه یا به ورطۀ اغراق می‌افتد و از مرز باورپذیری عبور می‌کند یا در زمانی که در اوج نیست حق این نقش را(بروز علائم با کیفیت باورپذیر) ادا نمی‌کند. ما در چهرۀ او رنجی درونی و عمیق یک شخصیت سایکوز که مخاطب را به همدردی وادارد نمی‌بینیم و شاهد نمایشی بیرونی از علائم بیماری هستیم که گویی از روی کتاب‌های درسی هم به‌درستی اجرا نمی‌شود.

در مقابل، هومن برق‌نورد در نقش بازپرس، حضوری کنترل‌شده اما فاقد کاریزمای لازم برای یک بازجوی دانای کل دارد. شیمی میان این دو شخصیت متهم و بازجو که باید موتور محرک درام باشد، شکل نمی‌گیرد. دیالوگ‌های پینگ‌پنگی میان آن دو به جای ایجاد تنش، تبدیل به تبادل اطلاعاتی خشک می‌شود. آناهیتا درگاهی نیز در نقش پروانه، به دلیل حضور کوتاه و سایه‌وار، فرصتی برای خلق شخصیتی مستقل نمی‌یابد و در حد ابژه‌ای برای توهمات پدرام باقی می‌ماند. عدم تعادل در هدایت بازیگران موجب شده تا حتی ستارگان نام‌آشنای فیلم نتوانند ضعف‌های فیلم‌نامه را بپوشانند.

موسیقی

در ژانر تریلر، صدا و موسیقی وظیفۀ القای حس تعلیق و ناامنی را بر عهده دارند. موسیقی متن فیلم پروانه اگرچه در لحظاتی موفق به خلق فضای مورد انتظار با توجه به شرایط کاراکتر و کنش‌هایش می‌شود، اما در استفاده از افکت‌های صوتی کوبشی(Jumpscares) زیاده‌روی می‌کند.

سازندگان به جای بهره‌گیری از سکوت‌های معنادار که وحشت را در جان مخاطب می‌نشاند و حتی درست نشان دادن علائم اسکیزوفرنی سعی کرده‌اند با حجم بالای صدا، حفره‌های تعلیق در روایت را پر کنند. بالاخره پدرام که اسکیزوفرنی و پارانویا دارد قرار است در لحظاتی دچار عود اختلالش بشود یا خیر؟ بیننده عود کردن را که در این نوع اختلالات شخصیت در درجۀ حاد بسیار تجربه می‌شوند در هنگام بازجویی و گذار داستانی اصلا مشاهده نمی‌کند حال آنکه فیلم ادعا دارد پدرام سایکوز است.

طراحی صدا در سکانس‌های توهم پدرام، می‌توانست خلاقانه‌تر عمل کند؛ برای مثال تفکیک صداهای ذهنی از صداهای محیطی می‌توانست مرز میان واقعیت و خیال را برای مخاطب مخدوش کند، اما صداگذاری فیلم مسیری خطی و قابل پیش‌بینی را طی می‌کند و کمکی به غرق شدن مخاطب در دنیای ذهنی شخصیت نمی‌کند. چرا صداهای ذهن او و باخودگویی‌ها و محاصرۀ افکارش را به نمایش نگزاشتید؟

چهره‌پردازی و اتمسفر بصری

چهره‌پردازی گریم در فیلم‌هایی که گذر زمان و فرسایش روانی را نشان می‌دهند، اهمیتی حیاتی دارد. انتظار می‌رود که سیمای پدرام در طول بازجویی و با یادآوری خاطرات دردناک، دچار تغییر و تکیدگی شود. اما گریم مهدی پاکدل در طول اثر تغییر محسوسی نمی‌کند و آشفتگی مو یا لباس او، حالتی تصنعی دارد. این عدم دقت در جزئیات بصری، باعث می‌شود که زوال تدریجی شخصیت برای بیننده ملموس نگردد.

طراحی صحنه نیز، خصوصاً در اتاق بازجویی و محیط انفرادی زندان، از همان کلیشه‌های رایج فضای سرد و بتنی پیروی می‌کند و هویت بصری منحصر‌به‌فردی ندارد. در حالی که معماری و اشیاء در چنین فیلم‌هایی می‌توانند نمادی از زندان ذهن شخصیت باشند، در این‌جا تنها به پس‌زمینه‌ای خنثی تبدیل شده‌اند.

اسکیزوفرنی پارانویا چیست؟

اسکیزوفرنی پارانویا، اصطلاحی است که پیشتر به عنوان زیرنوعی از اسکیزوفرنی شناخته می‌شد، اما از سال ۲۰۱۳ توسط انجمن روانپزشکی آمریکا منسوخ اعلام گردید و اکنون پارانویا صرفاً به عنوان علامتی از اسکیزوفرنی در نظر گرفته می‌شود. این اختلال، نوعی بیماری روانی مزمن به شمار می‌رود که با اختلال در پردازش اطلاعات، ادراک واقعیت و تعاملات اجتماعی همراه است و معمولاً بین سنین ۱۶ تا ۳۰ سال ظاهر می‌گردد.

اسکیزوفرنی به طور کلی با علائم مثبت مانند هذیان‌ها و توهمات، علائم منفی مانند انزوای اجتماعی، کاهش انگیزه و فقدان بیان عاطفی و علائم شناختی مانند مشکلات در توجه، حافظۀ کاری و حل مسئله مشخص می‌شود. در مورد پارانویا، این علامت عمدتاً شامل هذیان‌های آزاررسان می‌گردد، که فرد باور دارد دیگران در حال آسیب رساندن، تعقیب یا توطئه علیه او هستند، حتی در نبود شواهد واقعی. توهمات شنیداری، مانند شنیدن صداهایی که فرد را متهم یا تهدید می‌کنند، نیز شایع است و می‌تواند به احساس کنترل شدن افکار یا رفتار توسط نیروهای خارجی منجر شود.

علل اسکیزوفرنی پارانویا چندعاملی هستند و شامل عوامل ژنتیکی مانند سابقۀ خانوادگی، تغییرات شیمیایی مغز مانند اختلال در بازجذب دوپامین و گلوتامات و عوامل محیطی مانند استرس شدید، مصرف مواد مخدر، یا تجربه‌های کودکی آسیب‌زا می‌شوند. درمان آن نیازمند رویکردی جامع است، شامل داروهای ضد روان‌پریشی مانند ریسپریدون یا اولانزاپین برای کنترل علائم مثبت، درمان‌های روانشناختی مانند درمان شناختی رفتاری برای مدیریت هذیان‌ها و حمایت‌های اجتماعی و دینی هم برای خود فرد و هم برای خانواده‌اش در بهبود عملکرد روزمره لازم است. بدون درمان، این اختلال می‌تواند به ناتوانی پایدار، انزوا و افزایش خطر خودکشی منجر شود.

در سطح اجتماعی، اسکیزوفرنی با انگ شدید همراه است که اغلب ناشی از بازنمایی‌های نادرست در رسانه‌ها می‌گردد و منجر به تبعیض در اشتغال، آموزش و مسکن می‌شود. این انگ، احساس شرم و انزوا را در افراد مبتلا تشدید می‌کند و دسترسی به خدمات درمانی را کاهش می‌دهد. بازنمایی رسانه‌ای اسکیزوفرنی اغلب بر خشونت یا خطرناکی تمرکز دارد، در حالی که افراد مبتلا بیشتر قربانی خشونت هستند تا عامل آن و این امر انگ را تقویت می‌کند. چنین بازنمایی‌هایی می‌تواند درک عمومی را تحریف کند و منجر به سیاست‌های اجتماعی ناکارآمد گردد.

با توجه به پیچیدگی این اختلال، پرداختن به آن در آثار هنری مانند فیلم پروانه نیازمند عمق علمی و حساسیت نسبت به تاثیر پذیری فرهنگی است، اما روایت ضعیف از این اختلال و بدون نتیجه‌گیری در این فیلم، علائم را به صورت کلیشه‌ای و بدون کاوش ریشه‌ها یا درمان‌ها نشان می‌دهد که این امر می‌تواند انگ موجود را افزایش دهد و درک نادرستی از بیماری در جامعه ایجاد کند. چنین رویکردی آموزشی ارائه نمی‌دهد و خطر آسیب‌رسانی به افراد مبتلا را از طریق تقویت پیش‌داوری‌ها بالا می‌برد.

فرجام سخن و چند نکته

فیلم پروانه اختلال اسکیزوفرنی پارانویا را به گونه‌ای شدید به تصویر می‌کشد که شخصیت پدرام ستوده کاملاً در توهمات خود غوطه‌ور است و روایت کل فیلم را تحت تأثیر قرار می‌دهد، به طوری که مخاطب تا پایان از واقعی نبودن وقایع آگاه نمی‌شود مگر با زبان بازپرس! در چنین شرایطی، مدیریت این اختلال نیازمند نظارت مداوم بر مصرف داروها همراه با حمایت خانوادگی و معنوی از جمله پیوند با خدا است تا فرد از انزوا خارج شود اما صحنۀ آخر فیلم پدرام را تنها و رها شده در حیاط نشان می‌دهد که این رویکرد درمانی را نادیده می‌گیرد و ممکن است درک نادرستی از درمان اختلالات روانی در جامعه ایجاد کند.

با این حال فیلم پروانه با ورود به ژانر تریلر روانشناختی، فضایی نو در سینمای ایران ایجاد کرده که ظرفیت‌های کمتر کاوش شده را برجسته می‌سازد و مخاطب را به عمق ذهن شخصیت‌ها می‌برد. این اثر از روایت‌های متضاد بهره می‌گیرد تا نوسان میان راوی و بازجو را حفظ کند و قدرت فیلم‌نامه را در طرح پرسش‌های کلیدی نشان دهد که اعتماد به روایت را به چالش می‌کشد. همچنین، تلاش برای زیبایی‌شناسی تصویری با استفاده از رنگ و نور، به ساختار بصری فیلم عمق می‌بخشد و آن را کمی از اثری سطحی بودن متمایز می‌سازد. بازی مهدی پاکدل در نقش پدرام و هومن برق‌نورد در نقش بازپرس اما تعلیق را تقویت نمی‌کند و به شخصیت‌ها بعد واقعی نمی‌دهد.

این فیلم با نیت جدی برای بررسی اختلالات روانی ساخته نشده و صرفاً روایتی کلی از زندگی فردی مبتلا است که مرتکب قتل شده. پایان باز اثر، فضایی برای تفسیر مخاطب فراهم می‌کند که به تعمق در روایت کمک می‌کند و از کلیشه‌های رایج فاصله می‌گیرد اما مسئله این است که تعمق در چه؟ در چیزی که در فرم و محتوا نبود و از زبان خود بازپرس مطرح شد؟

فیلم پروانه در بررسی روابط خانوادگی، به نقش حمایتی خانواده در مواجهه با اختلالات روانی نپرداخته و این خلأ را برجسته می‌کند، زیرا شخصیت اصلی بدون نشان دادن تعاملات عمیق با اعضای خانواده، در انزوا تصویر می‌شود که درک چالش‌های روانی را ناقص می‌گذارد. این غیبت، فرصت کاوش چگونگی تأثیر خانواده بر بهبود یا تشدید علائم پارانویا را از دست می‌دهد و همانطور که پیش‌تر نیز اشاره شد روایت را از بستر اجتماعی واقعی دور می‌کند.

علاوه بر خانواده، جای خالی خدا و جنبه‌های معنوی در فیلم مشهود است، زیرا هیچ اشاره‌ای به نقش باورهای دینی در مدیریت بحران‌های روانی فرد و خانواده‌اش وجود ندارد که می‌توانست منبع حمایت درونی برای شخصیت فراهم کند. این خلأ، اثر را از بررسی جامع اختلالات دور می‌کند و فرصت نشان دادن تعامل میان روانشناسی امر معنوی را از بین می‌برد در حالی که در فرهنگ ایرانی، چنین عناصری اغلب به عنوان پایه‌های مقاومت فردی عمل می‌کنند و بسیار هم در درمان موثر هستند.

 

 

پانویس‌ها:

[1] mehrnews.com/x3bhp6

قبلی نقد فیلم آندو | چهل و چهارمین جشنوارۀ فیلم فجر 1404
بعدی نقد انیمه گاچیاکوتا | Gachiakuta 2025

پست های مرتبط

خاطرات سید مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۹

خاطرات سید مجتبی خامنه ای | روایت فرید

احمدرضا
ادامه مطلب
ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۸

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!

احمدرضا
ادامه مطلب
صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان

احمدرضا
ادامه مطلب
Seyyed Mojtaba Khamenei Biography

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader

احمدرضا
ادامه مطلب
تحلیل جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن

۱۴۰۵-۰۵-۰۶

جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

احمدرضا
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • خاطرات سید مجتبی خامنه ای | روایت فرید
  • ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!
  • صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
  • Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader
  • جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
آخرین دیدگاه‌ها
  • رویا در نقد فیلم زنده شور | جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴
  • محمد یاسین کرمی در نقد سریال ونزدی | ونزدی جادوگر فمینیستی و الگوی دختران
  • محمد یاسین کرمی در نقد سریال ونزدی | ونزدی جادوگر فمینیستی و الگوی دختران
  • S در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • حاتمی در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
محصولات
  • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
    تومان 600.000 قیمت اصلی: تومان 600.000 بود.تومان 570.000قیمت فعلی: تومان 570.000.
  • کتاب دین در سینمای شرق و غرب کتاب دین در سینمای شرق و غرب
    تومان 550.000
  • کتاب فرانکلین در تهران کتاب فرانکلین در تهران
    تومان 320.000
  • کتاب برگ های گمشده کتاب برگ های گمشده
    تومان 380.000
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • دوره جامع مستندسازی دوره جامع مستندسازی
    تومان 1.400.000
  • دوره تخصصی دشمن‌شناسی نبرد مقدس دوره تخصصی اردوی دشمن‌شناسی نبرد مقدس سال 1404
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز
    تومان 1.000.000
  • گنجینه کامل سومین همایش ملی دشمن‌شناسی و مقاومت | مجموعه فیلم و صوت ۲۰ پیش‌نشست تخصصی و همایش اصلی گنجینه سومین همایش ملی دشمن‌شناسی و مقاومت | مجموعه فیلم و صوت 20 پیش‌نشست و همایش اصلی
    تومان 500.000
  • دوره مستندسازی با موبایل دوره مستندسازی با موبایل
    تومان 600.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد