جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد فیلم آندو | چهل و چهارمین جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴

نقد فیلم آندو | چهل و چهارمین جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴

۱۴۰۴-۱۱-۱۷
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد فیلم آندو

نویسنده: احمدرضا مرادی

نقد فیلم آندو | مقدمه

چهل‌ و چهارمین جشنوارۀ فیلم فجر از ظهر یازدهم بهمن در پردیس ملت آغاز به کار کرد. فیلم سینمایی آندو به عنوان اثری جایگزین‌ شده در بخش سودای سیمرغ، پس از خروج فیلم عروس چشمه به دلیل تکمیل نشدن مراحل فنی، وارد رقابت گردید و در سانس‌های مختلف به نمایش درآمد.

آندو به کارگردانی مرتضی رحیمی و تهیه‌کنندگی سیدعلیرضا سبط احمدی، اثری در ژانر دفاع مقدس محسوب می‌شود که تولید آن توسط موسسۀ تاراز فیلم پارسی انجام شده است. پیشینۀ این اثر به عنوان فیلمی مبتنی بر زندگی واقعی شهید ظفر خالدی کوچک‌ترین شهید کشور یکی از شهدای شاخص سال ۱۴۰۳ قرار دارد و روایتی از ایستادگی خانواده‌های عشایری بختیاری در دوران جنگ تحمیلی در جنوب کشور ارائه می‌دهد.

فرآیند ساخت فیلم در سال ۱۴۰۲ آغاز شد و تا ۱۴۰۳ به پایان رسید؛ چنان‌که مراحل تولید آن با تمرکز بر لوکیشن‌های واقعی عشایری لردگان و بهره‌گیری از بازیگران شناخته‌شده‌ای همچون فریبا کوثری(گلی جان) ، علیرام نورایی، مالک حدپور سراج، آوا دارویت(گل طلا)، قدرت‌الله ایزدی(سیداصغر) و امیررضا فرامرزی(ظفر خالدی) پیش رفت.

پیشینۀ هنری مرتضی رحیمی در قالب ساخت مینی‌سریال‌ها و فیلم‌های کوتاه، همواره بازتاب‌ دغدغه‌های او نسبت به زیست‌بوم فرهنگی و روایت‌های اصیل محلی بوده است. تجربیات وی بستر بلوغی را فراهم آورد تا او در نخستین حضور شاخص خود در سودای سیمرغ، اثری را به نمایش بگذارد که فراتر از درام جنگی، کنکاشی عمیق در لایه‌های پنهان روابط انسانی و خانوادگی در بحبوحۀ دفاع مقدس است. در این روایت، دوربین فیلم‌ساز از سطح منازعات نظامی عبور کرده و بر عزم نوجوانی متمرکز می‌شود که برای رساندن پیام زن‌برادر خودش مبنی بر بازگشت شوهرش به برادر رزمنده‌اش خطرات خط مقدم را به جان می‌خرد.

ساختار روایی اثر بر عشایر و نوع زندگی آن‌ها تمرکز کرده، اما لایه‌های معنایی مرتبط با هویت قومی عشایر بختیاری و ایستادگی در برابر ظلم و تجاوز دشمن، اثر را در دستۀ آثار جریان مقاومت قرار داده و امکان ارتباط با مخاطبان علاقه‌مند به تاریخ دفاع مقدس را نیز ایجاد می‌کند. با توجه به محوریت شخصیت ظفر خالدی، این اثر را می‌توان تلاشی در جهت بازنمایی زندگی شهدای جوان بختیاری در سینمای ایران دانست. در مورد بودجۀ اثر، هیچ اطلاعاتی در منابع عمومی وجود ندارد و دلیل آن تازه‌وارد بودن فیلم به جشنواره و عدم انتشار جزئیات مالی تا کنون است. فروش اثر نیز هنوز ثبت نشده، زیرا نمایش آن محدود به جشنواره بوده و اکران گسترده‌ای صورت نپذیرفته است.

آنچه این جسارت و بی‌پروایی نوجوان فیلم ظفر را در دل آتش و خون توجیه‌پذیر و باورمند می‌سازد، نظام تربیتی منحصر‌به‌فرد و اتمسفر حاکم بر خانواده‌های بختیاری است. در این فرهنگ دیرینه، مفاهیمی همچون غیرت‌مندی، برادری و نوع‌دوستی واژگانی صرفاً انتزاعی محسوب نشده و فضیلت‌هایی هستند که در تار و پود زیست روزمرۀ این خانواده‌ها تنیده‌ شده‌اند و فیلم نیز از نمایش این مفاهیم عاجز نیست!

نوجوان ایل، پیش از رسیدن به سنین قانونی، در مکتب سخت‌کوش زاگرس و در مواجهه مستقیم با قهر و مهر طبیعت، آبدیده می‌شود. شیوۀ زیست عشایری و کوهستانی، روحیه‌ای سلحشور و مقاوم را در نهاد فرزندان پرورش می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که پذیرش مسئولیت‌های سنگین در سنین پایین، امری مرسوم و ستودنی است.

در میان بختیاری‌ها حمایت از اعضای خانواده و حفظ کیان طایفه، خط قرمزی خدشه‌ناپذیر است. اما این مسئله جنبۀ تعصبی نداشته و بیشتر به استحکام خانواده کمک می‌کند. فیلم نیز به خوبی توانسته همدلی‌ عمیق بین ظفر و اعضای خانواده‌‌اش را نشان دهد که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. فیلم آن‌قدر کنش شخصیت اصلی را عمیق جلوه داده که وقتی نوجوان داستان ما در جلوی چشمان بیننده راهی جبهه می‌شود، مخاطب متوجه می‌شود نیروی محرکۀ او صرفاً هیجانات نوجوانی نبوده و پای یک تعهدی اخلاقی در میان است که از بدو امر تربیتش آموخته و آن اینکه برادر، ستون خیمۀ خانواده است و در غیاب او، مسئولیت پاسداری از حریم بر دوش کوچک‌ترها قرار می‌گیرد.

فهرست مطالب

Toggle
  • سوابق رسانه‌ای سازندگان
  • هم‌گرایی در بازتعریف هویت ملی و بومی
  • شناخت فرهنگ زمینه‌ای و خصوصیات زمانۀ اثر
  • خلاصۀ داستان | نقد فیلم آندو
  • پیرنگ داستانی
  • فرجام سخن

سوابق رسانه‌ای سازندگان

مرتضی رحیمی، اصالتاً بختیاری و متولد شهرستان اندیکا، فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۸۵ با شرکت در کلاس‌های بازیگری آغاز کرد و تاکنون در بیش از ۳۰ فیلم و سریال به عنوان بازیگر ظاهر شده است. آخرین حضور وی به عنوان بازیگر در فیلم هاوایی رخ داد، در حالی که پیش از آن در آثاری مانند گوگری(برادری)، مندیربارون، سربازخانه خانم‌ها، این زن حقش را می‌خواهد، راند چهارم، زعفرانی، به عشق دا، بیگانه، مسیر، کی به کیه، نوروز از نو، گرداب حوادث، فانوس‌های دهکده و رقصنده ایفای نقش کرده بود.

رحیمی همچنین در نقش تهیه‌کننده در پروژه‌هایی از جمله مندیربارون، زعفرانی، گوگری، بی‌خوابی و سریال تاراز مشارکت داشته و نویسندگی فیلمنامه‌های آندو و بلیط را بر عهده گرفته است. کارگردانی فیلم‌های بی‌خوابی و بلیط از دیگر فعالیت‌های وی محسوب می‌شود. فیلم بلیط، نخستین اثر سینمایی بلند وی در جایگاه نویسنده و کارگردان بوده و آندو دومین اثر وی در این زمینه است.

از دستاوردهای وی می‌توان به دریافت تندیس سیمین و دیپلم افتخار برای کارگردانی بلیط از پنجاه‌ویکمین جشنوارۀ فیلم رشد اشاره کرد، که نشان از تمرکز وی بر روایت‌های محلی و فرهنگی با محوریت مسائل اجتماعی و دفاع مقدس است. رحیمی در مصاحبه‌های مرتبط با جشنواره‌های مردمی مانند عمار، تجربیات خود را در حوزۀ دفاع مقدس و اجتماعی برجسته کرده و بر اهمیت بازنمایی فرهنگ عشایری تأکید ورزیده است.

سید علیرضا سبط احمدی، متولد ۱۳۴۴ در ساوه، فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۶۹ آغاز کرد و تاکنون تهیه‌کنندگی بیش از ۹ فیلم سینمایی و ۴۰ سریال تلویزیونی را بر عهده داشته است. وی مدیر موسسه فرهنگی هنری منادیان است و در آثاری مانند سریال‌های همسایه‌ها، خوب بد زشت، ایلدا و فیلم‌های نغمه، شیر تو شیر و اگر برگی نریزد مشارکت کرده، که اغلب بر تم‌های اجتماعی تمرکز دارند.

سبط احمدی در سال‌های اخیر به تولید فیلم‌های سینمایی دفاع مقدس گرایش یافته و آندو را به عنوان یکی از پروژه‌های کلیدی خود در این حوزه معرفی کرده است. وی در نشست‌های مرتبط با جشنواره‌ها بر ضرورت تولید این نوع محتوا تأکید کرده و همکاری با کارگردانان جوان را برای رقابت با آثار خارجی ادامه می‌دهد، همچنین از همکاری مشترک ایران و عراق برای تولید انیمیشنی با موضوع تجاوز داعش خبر داده است. سبط احمدی در گفتگوها به انتقاد از وضعیت نظارت فرهنگی در شبکه‌های نمایش خانگی پرداخته و بر نقش رسانه ملی در انتقال فرهنگی و اندیشه از طریق تولیدات بصری اصرار ورزیده است.

سید مهدی سجادپور، متولد ۱۳۵۱ در یزد، فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۶۴ با بازیگری در تئاتر آغاز کرد و فارغ‌التحصیل رشتۀ گرافیک از دانشکدۀ سوره در سال ۱۳۸۹ شد. وی از سال ۱۳۸۸ تمرکز خود را بر فیلمنامه‌نویسی گذاشت و نویسندگی آثاری مانند بی‌خوابی، شراره، حراج، من قهرمان نیستم، زعفرانی، اتومبیل، گوگری، مندیربارون، این زن حقش را می‌خواهد و عشق سهراب را در کارنامه دارد.

سجادپور همچنین در نقش بازیگر در فیلم‌ها و سریال‌هایی مانند آرام می‌گیریم، خاکستر و برف، روز هفتم، غریبه‌ای در غبار، شاهگوش، روزهای بی‌قراری ۲ و مانی ظاهر شده و سابقۀ حضور در بیش از ۳۰ نمایش تئاتر از جمله وصله بر سایه‌های ترک‌خورده، خواستگاری، خون رقصه، جام آخر، سردار سرخ و بازینامه باستان را داراست.

وی کارگردانی و بازیگری در تله‌تئاتر عیش و نیستی را تجربه کرده و در فعالیت‌های هنری خود بر روایت‌های مبتنی بر واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی تمرکز دارد، که مسئلۀ هویت و مقاومت را در آثارش برجسته می‌کند. سجادپور در گفتگوها به اهمیت بومی‌سازی آثار فرهنگی در شهرهایی مانند کرج و فردیس اشاره کرده و از بی‌مهری مسئولان فرهنگی در حمایت از هنرمندان محلی گلایه کرده است.

اما موسسه تاراز فیلم پارسی، با مدیریت مرتضی رحیمی، دارای مجوز دائمی تولید آثار غیرسینمایی است و دفتر آن در تهران، اشرفی اصفهانی، بعد از میدان پونک، قبل از اتوبان آبشناسان، نبش بلوار پونک، پلاک ۲، ساختمان فردوسی واقع شده است. این موسسه در تولید فیلم‌هایی مانند آندو به عنوان شرکت تولید و مجری طرح، بلیط، بی‌خوابی، تاراز، گوگری، مندیربارون و زعفرانی مشارکت داشته، که اغلب بر تم‌های فرهنگی، اجتماعی و دفاع مقدس با تمرکز بر اتحاد اقوام ایرانی مانند بختیاری، قشقایی و دهکردی تأکید دارند.

موسسه تاراز فیلم پارسی از سال‌های اولیه فعالیت خود بر تولیدات محلی و بومی تمرکز کرده و در جشنواره‌هایی مانند فیلم رشد و فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان حضور یافته است. وبسایت رسمی موسسه(tarazfilmparsi.com) جزئیات پروژه‌های آن را پوشش می‌دهد و نشان‌ از تلاش برای گسترش فعالیت‌های فرهنگی هنری در زمینه سینما و تلویزیون است.

هم‌گرایی در بازتعریف هویت ملی و بومی

غریب نیست که با ساختن چنین اثری تصور کنیم که اهداف سازندگان با درک عمیق از اهمیت ثبت حافظۀ تاریخی در دوران گذار نسل‌ها بوده و می‌کوشند تا روایتی ناب و تحریف‌نشده از حماسۀ دفاع مقدس را به ذهن نوجوانان و جوانان امروز که آماج هجوم بی‌وقفه و فریبندۀ رسانه‌های معاند در جنگ شناختی هستند، منتقل کنند.

مثلث هنری رحیمی، سبط احمدی و سجادپور با تمرکز بر زیست‌بوم عشایری و مناطق کمتر دیده‌ شدۀ جنوب، در پی آن است تا قهرمانانی ملموس و بومی را جایگزین الگوهای وارداتی کرده و با زبانی دراماتیک، شکاف میان نسل جنگ و نسل جدید را ترمیم نماید تا وقایع دوران دفاع مقدس چراغ راهی زنده و هویت‌ساز در برابر تحریف‌های دشمن در اذهان آینده‌سازان ایران حک شود.

ضرورت این رویکرد در بطن جنگ نرم فرهنگی و نبرد روایت‌ها که امروز بیش از هر زمان دیگری کیان هویتی کشور را نشانه رفته است، انکاری‌ناپذیر می‌نماید؛ چرا که آگاه‌سازی نسل جوان از عقبه و تاریخ پرافتخار سرزمینشان، خصوصاً در پهنه‌های جغرافیایی و فرهنگی بکر و نادیده‌ گرفته‌ شده‌ای همچون عشایر غیور که همواره مرزبانان بیدار ایران بوده‌اند، تنها راه مصون‌سازی آنان در برابر سیلاب شبهات و سیاه‌نمایی‌هاست. بازنمایی رشادت‌های این قشر شریف که اغلب در سایۀ کلان‌روایت‌های رسمی مغفول مانده‌اند با تزریق حس غرور ملی و تعلق به سرزمینشان، خاکریزهای دفاعی فرهنگی را در ذهن و جان نسل نو مستحکم می‌کند تا در برابر امواج سهمگین تهاجم فرهنگی، ریشه‌های خود را گم نکنند.

شناخت فرهنگ زمینه‌ای و خصوصیات زمانۀ اثر

اثر حاضر در زمانه‌ای پا به عرصۀ وجود گذاشته است که حافظۀ جمعی نسل جدید، تحت بمباران شدید اطلاعاتی و هجوم روایت‌های متناقض رسانه‌ای، دچار نوعی گسست تاریخی شده است. انتخاب بستر دفاع مقدس و پیوند آن با زیست‌بوم عشایری ایل بختیاری، تلاش هوشمندانه‌ای برای احیای مفهوم مقاومت در قالبی است که با وجود ریشه‌های سنتی و عشایری، کارکرد هویت‌ساز برای نوجوان امروز دارد.

در شرایطی که الگوهای قهرمانی در ذهن مخاطب نسل زد(Gen Z) و آلفا عمدتاً با ابرقهرمانان فانتزی مارول یا کاراکترهای انیمه‌ای شکل گرفته است، این اثر می‌کوشد با ارائۀ تصویر رئالیستی اما حماسی از یک نوجوان ایلیاتی، قهرمانی ملموس و این‌جایی خلق کند که قدرتش در ارادۀ معنادارش و پیوند ناگسستنی با خاک و خانواده‌اش نهفته است.

همان‌طور که گفته شد و جا دارد هزار بار دیگر هم گفته شود تولید این اثر در میانۀ دهۀ ۱۴۰۰ شمسی، پاسخی استراتژیک به نیاز مبرم جامعه برای بازتعریف هویت ملی در برابر هجمۀ جنگ شناختی است. امروزه رسانه‌های معاند با تکنیک‌های پیچیدۀ عملیات روانی، سعی در تحریف تاریخ دفاع مقدس و القای حس ناامیدی و گسست نسلی دارند. اثر حاضر در این اتمسفر با تمرکز بر مناطق کمتر دیده‌شدۀ جنوب و فرهنگ بکر عشایر، روایتی دست‌اول و تحریف‌نشده ارائه می‌دهد که پتانسیل پر کردن شکاف‌های شناختی نسل جدید را در کنار باورپذیری قوی‌اش با توجه به سیر قوی تحول شخصیت ظفر داراست.

سازندگان با درک این واقعیت که جنگ امروز، جنگ روایت‌هاست، دوربین خود را به زاویه‌ای برده‌اند که تاکنون کمتر دیده شده و مقاومت جزئی از سبک زندگی و فرهنگ تربیتی مردم است. این رویکرد، پادزهری در برابر سیاه‌نمایی‌های پهلویون و حکومت‌های مستبد غربی است که می‌کوشند دفاع مقدس را پدیده‌ای ایدئولوژیک و جدا از بافت مردمی معرفی کنند.

با وجود تأکید بر جنبه‌های حماسی و غیرت‌ورزی، فیلم باید در بستر فرهنگی زمانه خود، به ظرافت‌های تربیتی و روان‌شناختی مخاطب نوجوان نیز توجه کند که می‌کند. نمایش جسارت نوجوان بختیاری نباید به ترویج هیجان‌زدگی کور تعبیر شود که نشده! ضروری است که مخاطب دریابد این عزم راسخ، ریشه در یک نظام تربیتی عمیق دارد که در آن مسئولیت‌پذیری و حمایت از خانواده ارزش‌هایی بنیادین هستند که می‌یابد اما از کجا؟

تفکیک میان غیرت‌ورزی بی‌پایه و شجاعت مسئولانه کلید درک صحیح اثر است. نسل امروز که با مفاهیم حقوق فردی و روان‌شناسی مدرن بزرگ شده، نیازمند آن است که ببیند چگونه در فرهنگ اصیل ایرانی، فردیت در خدمت جمع خانواده و میهن معنا می‌یابد و تعالی پیدا می‌کند، بدون آنکه هویت فردی سرکوب شود.

سؤال شد که اما از کجا؟

پاسخ به این پرسش که چنین عزم راسخ و مسئولیت‌پذیری شگرفی از کدام چشمه در ذهن بیننده سیراب می‌شود تا باورپذیر باشد در بازخوانی دقیق روابط درون‌خانوادگی و اتمسفر عاطفی حاکم بر شخصیت‌های فیلم نهفته است. در روزگاری که شتابِ زندگی و سیطرۀ رسانه‌های دیجیتال، گفت‌وگو را به کالایی کمیاب و روابط انسانی را به تعاملاتی سرد و مکانیکی تنزل بخشیده، اثر حاضر ما را به تماشای الگویی متفاوت و شاید فراموش‌شده دعوت می‌کند.

آنچه در لایه‌های زیرین این اثر می‌درخشد و بستر رویش غیرت و مردانگی می‌شود، پارادوکس زیبای شخصیت مردانِ ایل است؛ مردانی که در میدان نبرد و سختی‌های تامین معیشت خانواده، چون کوه استوار و سخت‌کوش‌اند، اما در حریم خانه، قلبی به زلالی آب چشمه‌ساران دارند. دیالوگ‌های رد و بدل شده میان پدران، پسران و همسران در این فیلم، ترجمان محبت و همدلی عمیقی است که متأسفانه در بسیاری از خانواده‌های امروزی رنگ باخته است.

دقت در کلام محبت‌آمیز، لحن سرشار از احترام و شنیدن فعالانه میان اعضای خانواده در این فیلم، پرده از این راز برمی‌دارد که قهرمانانی که در برابر تندباد حوادث خم به ابرو نمی‌آورند، در دامان پرمهر خانواده‌هایی بالیده‌اند که عاطفه و مهرورزی و همدلی را ستون فقرات زندگی می‌دانند. رسانه‌های غالب امروز با بازنمایی مردانگی تک‌بعدی یا خشن، ما را از این حقیقت دور کرده‌اند که دلی پاک و رئوف، خاستگاه اصلی شجاعت واقعی است. آن‌دو تلنگری است به جامعه‌ای که شاید در هیاهوی زمانه، هنر گفت‌وگوی عاشقانه و همدلی بی‌آلایش را از یاد برده است؛ تنها از دل چنین پیوندهای عمیق عاطفی است که انسان‌هایی با اراده‌ای پولادین و روحی بزرگ متولد می‌شوند.

توجه به پیشینۀ مرتضی رحیمی در ساخت آثار کوتاه و مینی‌سریال‌ها نشان می‌دهد که او به ذائقه مخاطب کم‌حوصلۀ امروز آگاه است. روایت آن‌دو اگرچه در بستر سینمای بلند شکل گرفته، اما از ریتم و ضرباهنگ و کات‌های سریع آثار امروزی بهره می‌برد تا بتواند با مخاطبی که عادت به محتوای سریع شبکه‌های اجتماعی دارد، ارتباط برقرار کند. بهره‌گیری از لوکیشن‌های طبیعی و بکر زاگرس و خوزستان، علاوه بر کارکرد دراماتیک، تلاشی برای ارضای حس زیبایی‌شناسی بصری مخاطب و ایجاد تجربه‌ای سینمایی است که در قاب کوچک موبایل و تبلت قابل دستیابی نیست. این بازگشت به طبیعت و رئالیسم، نوعی واکنش به اشباع فضای مجازی و دیجیتال است و دعوت به لمس واقعیت‌های سخت اما سازندۀ زندگی.

علیرغم تمام تحلیل‌های راهبردی پیرامون اهداف کلان فرهنگی، نباید از این احتمال غافل شد که شاید انگیزه اصلی سازندگان، برخاسته از یک دغدغۀ شخصی و بومی برای ثبت تاریخ شفاهی قوم خود و ادای دین به شهدا و ایثارگران ایل بختیاری بوده باشد. ممکن است تمرکز بر جزئیات فرهنگی و زبانی، بیش از آنکه برآمده از یک مانیفست فرهنگی باشد، ناشی از جوشش درونی هنرمندی است که می‌خواهد قصه‌های ناگفته سرزمین مادری‌اش را پیش از فراموشی ابدی، در قاب سینما جاودانه کند. با این حال، حتی اگر هدف اولیه چنین بوده باشد، خروجی کار در بستر کنونی جامعه، کارکردی فراتر از یک ادای دین ساده یافته و به سندی هویت‌بخش تبدیل شده است.

خلاصۀ داستان | نقد فیلم آندو

داستان فیلم آندو بر اساس زندگی واقعی شهید ظفر خالدی و برادرش خدارحم ساخته شده و وقایع آن در بستر دوران دفاع مقدس رخ می‌دهد. ماجرا از معرفی ظفر، نوجوانی دوازده‌ساله از عشایر بختیاری ساکن روستای تنگ کلوره در لردگان استان چهارمحال و بختیاری، آغاز می‌شود که در میان سیاه‌چادرها، طبیعت بکر منطقه و زندگی روزمرۀ ایلیاتی، دوران کودکی خود را سپری می‌کند. پدرش خدابخش و برادر بزرگ‌ترش خدارحم، همراه با سایر مردان ایل، به جبهۀ جنگ رفته‌اند و چند ماهی از خدارحم خبری در دست نیست.

در همان پرده‌های ابتدای فیلم فریم‌ها دائما با جلوه‌های صوتی‌ای که تماشاگران را بر صندلی سینما میخ‌کوب می‌کنند کات‌های تند و تیزی بین میانۀ داستان و ابتدای داستان می‌خورد که ظفر قایمکی وارد اتوبوس اعزام به جبهه شده. ظفر، با انگیزۀ فراتر از سن خود، تصمیم گرفته برای جستجوی برادرش که چند ماهی است خبری از او نیست راهی جبهه شود و در این مسیر، با چالش‌های متعددی روبرو می‌گردد که شامل تعامل با افراد از اقوام مختلف مانند اصفهانی‌ها، عرب‌ها و افغان‌ها می‌شود و جنبه‌های اجتماعی و وحدت ملی را برجسته می‌سازد.

اما در ابتدای داستان، پیکر شهیدی بدون نام و نشان به لردگان آورده می‌شود و برای شناسایی، ابتدا به چند خانوادۀ دیگر و خانوادۀ ظفر اطلاع می‌دهند؛ ظفر همراه مادرش به سردخانه می‌رود تا جسد را بررسی کند، که این صحنه نقطه‌ای کلیدی در تشدید درام محسوب می‌شود. از این دسته تشدید درام‌ها در طول فریم‌های داستان زیاد است و نکتۀ مثبتشان این است که سازندگان به خوبی توانسته‌اند سیر تحول شخصیت ظفر را در این درام‌افزایی‌های عاطفی نشان دهند.

ظفر شخصیت ایستا و بدون تغییری ندارد وی با وجود قرار داشتن در سن نوجوانی هر بار که در داستان اعزامش به جبهه مادری داغ‌دار را می‌بیند که یا فرزندانش در آتش حملۀ دشمن سوخته‌ است یا فرزندانش در منطقۀ جنگی جا مانده‌اند کم کم تصمیمش از بازگرداندن برادرش تغییر کرده و می‌خواهد در جبهه بماند و بجنگد.

روایت علاوه بر تمرکز بر رزمندگان، خانواده‌های آنان را نیز درگیر وقایع جنگ نشان می‌دهد و در اوج داستان، ظفر با برادرش خدارحم در آغوش یکدیگر برای نجات دو کودک که در منطۀ جنگی مانده‌اند به شهادت می‌رسد؛ این پایان‌بندی بر اساس واقعۀ واقعی در منطقۀ عملیاتی شلمچه در ۲۳ خرداد ۱۳۶۱ رخ می‌دهد. پیکرهای آنان پنجم مرداد ۱۳۷۸ کشف و به زادگاهشان منتقل می‌شود.

سیر تحول شخصیت ظفر در وقایع داستانی از کودکی بی‌خیال شروع نشده که در تحولات دوران نوجوانی پرسه بزند وی نوجوانی جسور است که برخی مسئولیت‌های معیشتی خانواده را بر دوش دارد اما در ابتدا زندگی ظفر محدود به طبیعت و امور روزمره است. با ناپدید شدن برادر، احساس مسئولیت و نگرانی در او شکل می‌گیرد و تصمیم به سفر به جبهه، نخستین گام تحول او را نشان می‌دهد که از وابستگی خانوادگی به استقلال و کنشگری تبدیل می‌شود.

در طول مسیر، مواجهه با چالش‌های جنگ مانند تعامل با اقوام گوناگون و واقعیت‌های جبهه، او را با انتخاب‌های بزرگ‌تر از سنش روبرو می‌سازد و از نوجوانی خام به فردی آگاه از ارزش‌های ایثار و وحدت ملی تبدیل می‌کند. همان صحنۀ سردخانه و شناسایی پیکرۀ شهدای پیدا شده که ذکرش کردیم نقطۀ شروع این تحول است که غم و پذیرش واقعیت جنگ را در او عمیق می‌سازد.

جالب است که سازندگان نیز اوج پدیدار شدن این غم را در صورت و محیط بصری فیلم و سپس پذیرشش توسط کاراکتر ظفر را در سکانس‌های متفاوت به خوبی با به نمایش گذاشته‌اند و این مسئله بیننده را بدون اینکه گذر زمان را احساس کند با خود همراه می‌کند چرا که جلوه‌های صوتی، بازی کاراکترها و طراحی بصری محیط سازگاری بالایی با یکدیگر دارند.

ماجرای عزیمت ظفر به جبهه، پژواکی از همان روایات حماسی نوجوانانی است که سینه به سینه نقل شده و پیش‌تر نیز در سینمای دفاع مقدس بازتاب یافته است؛ مسیری پرفرازونشیب که با سدهای مرسوم مخالفت خانواده و موانع قانونی سن‌وسال آغاز می‌شود. در ابتدا، تدبیر ریش‌سفید طایفه بر این استوار می‌گردد که با رفع ممانعت‌های اولیه، اجازه دهند ظفر خود با واقعیت‌های سخت اعزام روبرو شود؛ با این تصور خام که مواجهۀ مستقیم با دشواری‌های اداری و نظامی، شور نوجوانی‌اش را فرونشانده و او را پشیمان به خانه بازخواهد گرداند.

اما این محاسبات مصلحت‌اندیشانه در برابر بصیرت و شناخت عمیق مادرانه رنگ می‌بازد. در یکی از سکانس‌ها که وداع را از سوگ به جشن بلوغ بدل می‌کند، مادر به جای بی‌تابی و بازدارندگی، با صلابت به زنان ایل نهیب می‌زند که سی رولم کِل بکشید(برای فرزندم کِل بزنید). این فریاد شادی و افتخار، ریشه در یقین تربیتی زنی دارد که نیک می‌داند چه گوهری را در دامان خود پرورده است.

او سپس رو به سمت فرزندش کرده و به او اذعان می‌کند که اگر فرزندش ارادۀ رفتن کرده باشد، آن‌چنان روحیۀ جنگنده و استواری در او نهادینه شده که هیچ مانع و حصاری تاب ایستادگی در برابرش را نخواهد داشت و عبور او از تمام نمی‌شودها، امری قطعی و اجتناب‌ناپذیر است.

پیرنگ داستانی

اگرچه فیلم در درام‌افزایی و ترسیم منحنی تحول شخصیت‌ها موفق عمل کرده و توانسته همدلی مخاطب را برانگیزد، اما در برخی نقاط کلیدی، منطق روایی فدای شور عاطفی شده است. سکانس پایانی که اوجِ گره‌گشایی درام محسوب می‌شود، از فقدان منطق تاکتیکی و ضعف در کارگردانی صحنه‌های درگیری در شب رنج می‌برد. در لحظات درگیری، ظفر بدون سنگرگیری و با حالتی ایستا در برابر آتش دشمن قرار می‌گیرد که با غریزۀ بقا و هوش ذاتی شخصیت در تضاد است.

شهادت برادر بزرگ‌تر نیز از منظر فضایی چالش‌برانگیز است؛ او در حالی که برادر مجروحش را در آغوش گرفته و پشت به دشمنی که لحظاتی پیش درحال جنگ با او بود دارد، از ناحیۀ پشت مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد. اگرچه بار عاطفی و حزن‌انگیز صحنه تا حدودی این ضعف تکنیکی را پوشش می‌دهد، اما عدم طراحی دقیق موقعیت دشمن و خودی، باعث به وجود آمدن این سؤال در ذهن بیننده می‌شود که مگر می‌شود آن‌قدر غیر واقع‌ بینانه در موقعیت جنگی پشت کرد و شهید شد.

صحنه‌های نبرد شبانه فاقد انرژی جنبشی لازم هستند و پتانسیل تعلیق‌آفرینی محیط جنگی در شب، به دلیل ضعف در دکوپاژ اکشن، به طور کامل آزاد نشده است.

یکی دیگر از گسست‌های مشهود در پیرنگ، تفاوت سطح پرداخت شخصیت برادر در سکانس‌های ابتدایی و انتهایی است. فیلم پیش‌تر کدی بسیار قدرتمند از شخصیت برادر به مخاطب داده است که مردی که هنگام وداع، از در آغوش گرفتن نوزادش امتناع می‌کند تا زانوهایش سست نشود. این کنش نشانگر اوج عاطفی بودن و وابستگی عمیق اوست که می‌کوشد با خویشتن‌داری بر آن غلبه کند.

با این پیش‌زمینه، بازی خشک و مکانیکی او در سکانس سنگر پیش از شهادت و در مواجهه با ظفر و همرزمان، توجیه‌پذیر نیست. رفتار او مصنوعی به نظر می‌آید و به جای آنکه ادامۀ منطقی آن خویشتن‌داری قهرمانانه یا حداقل همدلی مانند دیگر کاراکترها باشد به ناتوانی در ابراز احساسات یا ضعف در هدایت بازیگر تعبیر می‌شود و پیوستگی حسی کاراکتر را مخدوش می‌سازد.

در پایان فیلم شاهد شلیک موفق و دوربرد ظفر هستیم که نقشی حیاتی در پیرنگ دارد. سوال اینجاست که این نوجوان ایلیاتی، آموزش تیراندازی با سلاح جنگی آن هم با کلاش را کجا و چگونه فرا گرفته است؟ اگرچه می‌توان فرض کرد که خاستگاه عشایری او متضمن آشنایی با اسلحه شکاری است، اما فیلمساز از نمایش مهارت تیراندازی او در بخش‌های ابتدایی مثلاً در کوهستان‌های زاگرس غافل مانده است و تنها در یک سکانس تیراندازی‌های ناموفق او و کارش با اسلحۀ تک تیر را نشان می‌دهد.

نمایش این مهارت در ابتدای فیلم می‌توانست توجیه‌گر کنش نهایی او باشد، اما در شکل فعلی، این توانایی ناگهانی به نظر می‌رسد. اگر هم این فرض را مقبول بدانیم باز تالی فاسد دیگری به میان می‌آید و آن اینکه چگونه ظفری که تفنگ بر دست داشتن را آموخته تا این حد ایستا و متحیر با دشمن مقابله می‌ند و شهید می‌شود؟ پس کجا رفت آن روحیه؟

فضای جبهه و خط مقدم در فیلم آندو، با وجود پروداکشنِ قابل قبول، فاقد جزئیات زیست جنگی است که می‌توانست این اثر را از سایر فیلم‌های دفاع مقدس متمایز کند. روابط بین فردی در سنگرها و اتمسفر حاکم بر خط مقدم، پتانسیل دراماتیک بسیار بالاتری داشت که می‌توانست به عمق‌بخشی به تنهایی ظفر و غربت برادر کمک کند، اما در سطح باقی مانده است و به آن جز با صدای چند بمب و انفجار بیشتر پرداخته نشده.

فرجام سخن

فیلم سینمایی آندو را می‌توان اثری شریف و دغدغه‌مند دانست که اگرچه در رسیدن به استانداردهای سینمای اکشن جنگی دچار لکنت‌هایی است، اما در ترسیم جغرافیای مردانگی و مقاومت و بازنمایی هویت بومی در کنار هویت ملی نمرۀ قبولی دریافت می‌کند. برای جمع‌بندی نهایی و تکمیل پازل نقد این اثر، باید به جنبه‌هایی پرداخت که کمتر مورد واکاوی قرار گرفتند؛ یعنی زیبایی‌شناسی بصری و کارکرد موسیقی در خدمت محتوا و در نهایت تعیین جایگاه فیلم در ویترین سینمای دفاع مقدس.

نکتۀ مغفول در بررسی‌های فنی، هوشمندی فیلمساز در استفاده از کنتراست میان دو اقلیم است. دوربین مرتضی رحیمی در نیمۀ نخست، با قاب‌های باز(Long Shot) و بهره‌گیری از نور طبیعی و اشباع رنگی بالا، شکوه و آرامش زاگرس را به تصویر می‌کشد؛ البته که در برخی سکانس‌ها شات‌ها بسته می‌شوند اما نمای کلی در ابتدا باز است. تمهید بصری حاضر کارکردی دراماتیک دارد تا به ذهن مخاطب نشان دهد در جنگ آنچه به خطر افتاده خانه و آرامش مردم است.

در مقابل، با ورود به جبهه، پالت رنگی به سمت خاکستری و خاکی متمایل می‌شود و قاب‌ها بیشتر بسته هستند تا باز، با این حال، تدوین اثر در اتصال این دو فضا گاهی دچار شتاب‌زدگی است و اجازه نمی‌دهد احساس نوستالژی زندگی عشایری، به‌طور کامل در غربت جبهه ته‌نشین شود. موسیقی متن اما با بهره‌گیری از مقام‌های موسیقی بختیاری و سازهای کوبه‌ای که البته فقط کمی در ابتدا و انتهای فیلم نقش ایفا می‌کنند تلاشی برای پر کردن همین تعجیل مذکور و حفره‌های حسی‌ میان زندگی در میان عشایر و جبهه است، هرچند در سکانس‌های نبرد، گاهی حجم موسیقی بر افکت‌های میدانی غلبه کرده و رئالیسم صحنه را مخدوش می‌سازد.

در مقام داوری نهایی، آندو از عارضه‎‌ای رنج می‌برد که گریبان‌گیر بسیاری از آثار ارزشمند سینمای ماست و آن هم غلبۀ تعهد محتوایی بر پرداخت فرمی است. فیلم در انتقال پیام اخلاقی و تربیتی خود یعنی اهمیت خانواده و جریان مقاومت بسیار موفق‌تر از اجرای سینمایی فصل‌های درگیری عمل کرده است. ضعف‌های اشاره‌ شده در دکوپاژ صحنه‌های نبرد و باگ‌های منطقی در فیلمنامه مانند مهارت تیراندازی یا چگونگی به شهادت رسیدن ظفر و برادرش، نشان می‌دهد که فیلمساز بیش از آنکه نگران چگونه گفتن باشد، درگیر چه گفتن بوده است.

این مسئله باعث می‌شود مخاطب سخت‌گیر سینما، با وجود احترام به سوژه، نتواند با منطق روایی بخش‌های پایانی اثر کنار بیاید چرا که درست است که ظفر تحول شخصیت خوبی داشته اما با فضای جبهه و دیگر افرادی که در آن حضور دارد به خوبی انس نمی‌گیرد و تنها در اواخر فیلم حضور او در صحنه‌های خط مقدم را می‌بینیم که برادرش بدون هیچ بازداری‌ای او را با خود به خط می‌آورد بدون اینکه از قبل فضا را دیده باشد و با چند نفر از از بچه‌های درون فضای پشت خط مقدم جبهه نشس و برخاستی داشته باشد یا دم‌خور شده باشد.

کلام آخر اینکه آندو شاید شاهکار بی‌بدیل جشنوارۀ چهل‌وچهارم نباشد و در بخش‌های فنی اکشن نمره بالایی نگیرد، اما به دلیل داشتن اصالت داستانی و دوری از اداهای روشنفکرانه، اثری محترم است. این فیلم برای مخاطبی ساخته شده که سینما را برای شنیدن قصه‌های گمشدۀ سرزمینش دنبال می‌کند. رحیمی با این اثر ثابت کرد که سینمای بومی ایران، گنجینه‌ای از سوژه‌های بکر است که اگر با بودجه مناسب و مشاوره‌های نظامی دقیق‌تر همراه شود، توانایی خلق حماسه‌های ماندگار را خواهد داشت. تماشای آندو برای درک عمیق‌تر پیوند میان ایلیاتی بودن و ملی بودن تجربه‌ای مغتنم است، حتی اگر پایان‌بندی‌اش از منظر سینمایی، کامل نباشد.

برای مطالعۀ بیشتر بخوانید: نقد فیلم حال خوب زن

قبلی نقد فیلم بیلبورد | جشنوارۀ فجر 1404
بعدی نقد فیلم پروانه | جشنوارۀ فیلم فجر 1404

پست های مرتبط

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۸

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!

احمدرضا
ادامه مطلب
صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان

احمدرضا
ادامه مطلب
Seyyed Mojtaba Khamenei Biography

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader

احمدرضا
ادامه مطلب
تحلیل جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن

۱۴۰۵-۰۵-۰۶

جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

احمدرضا
ادامه مطلب
موفقیت های جمهوری اسلامی

۱۴۰۵-۰۵-۰۵

موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری

احمدرضا
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!
  • صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
  • Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader
  • جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
  • موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری
آخرین دیدگاه‌ها
  • S در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • حاتمی در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • S در نقد سریال Unorthodox-2020 | دین بستری برای عقده‌گشایی فراهم می‌کند
  • .... در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • بنده مظلوم خدا در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
محصولات
  • دیده بان اندیشه محمدحسین فرج نژاد مجله دیده بان اندیشه محمدحسین فرج نژاد طلبه طراز
    تومان 145.000
  • کتاب فرانکلین در تهران کتاب فرانکلین در تهران
    تومان 320.000
  • دوره زن و رسانه دوره زن و رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.000.000
  • دوره آموزش سینما استاد مستغاثی دوره آموزش سینما استاد مستغاثی
    تومان 1.500.000
  • دوره مستندسازی با موبایل دوره مستندسازی با موبایل
    تومان 600.000
  • کتاب چهههل و یک سیمرررغ کتاب چهههل و یک سیمرررغ
    تومان 270.000
  • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
    تومان 600.000 قیمت اصلی: تومان 600.000 بود.تومان 570.000قیمت فعلی: تومان 570.000.
  • کتاب سینما دین و سیاست کتاب سینما دین و سیاست
    رایگان!
  • کتاب دست پنهان کتاب دست پنهان نقد قمه‌زنی
    تومان 300.000
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 300.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد