نقد سریال مادران ۱۴۰۵ | هشت مادر در یک روح مادرانه | یک گلایه از سازندگان
از سازندگان اثر سوالی داریم! به نظر شما موضوع مقدس برای یک اثر نمایشی کافی است یا راهبرد های سینمایی و فیلمنامه قوی هم نیاز است ؟ سریال مادران یک سریال با ایده عالی ولی دیده نشده است که به تازگی از شبکه های یک و دو سیما پخش شده. سازندگان میگویند، این سریال آنگونه که باید دیده نشد، این سریال در بسیاری از موارد جای تقدیر دارد اما چند گلایه کوتاه هم از سازندگان داریم، که اشاره خواهد شد.
پدیدآورنده: آمنه حیدرپور
فهرست مطالب
Toggleنقد سریال مادران 1405 | هشت مادر در یک روح مادرانه| یک گلایه از سازندگان
سریال تلویزیونی مادران یک مجموعه اجتماعی ـ انسانی با محوریت زندگی مادران، بهویژه مادران شهدا، است که در قالب روایتهایی مستقل ساخته شده و هر قسمت آن به بخشی از تجربههای انسانی، خانوادگی و اجتماعی مادران در شرایط دشوار میپردازد[1] پخش نخست این مجموعه از جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما آغاز شد و پس از پخش اولیه، از ۵ تیر ۱۴۰۵ دوباره در جدول پخش تلویزیون قرار گرفت و هر شب ساعت ۲۱:۱۵ از شبکه دو سیما روی آنتن رفت.[2] طبق اطلاعات منتشرشده، این مجموعه در ۸ قسمت ۴۰ دقیقهای تولید شده و هر قسمت، داستانی مستقل از زندگی یکی از شهدا و خانواده او را روایت میکند.[3]
کارگردانی سریال مادران را مسعود دهنوی بر عهده داشته و تهیهکنندگی آن با حسین رستمپور بوده است. این مجموعه محصول گروه تلویزیونی شاهد و خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ است و در برخی منابع از آن بهعنوان اثری مشترک میان بنیاد شهید و مرکز سیمرغ صداوسیما یاد شده است.[3]
نویسندگان معرفیشده برای این سریال هادی مقدمدوست، مهدی تراببیگی و حمید یوسفی هستند. از دیگر عوامل اعلامشده میتوان به وحید بیوته بهعنوان مدیر فیلمبرداری، جاودان زرین بهعنوان سرپرست گروه کارگردانی، سجاد دهنوی بهعنوان دستیار اول کارگردان، پریسا تاج بهعنوان منشی صحنه، بابک کشنفلاح بهعنوان طراح صحنه، محبوبه سلطانی بهعنوان طراح لباس، محمدرضا مرتضایی بهعنوان مدیر صدابرداری، بابک پاکجامه بهعنوان مدیر تولید، تایماز گودرزی بهعنوان مدیر تدارکات، موحد شادرو در تدوین، علی گرگین در موسیقی، یحیی محمدعلیئی در اصلاح رنگ، عرفان ابراهیمی در صداگذاری، علیرضا افتخاری بهعنوان خواننده و آراد بیات بهعنوان طراح پوستر اشاره کرد. [1]
موضوع اصلی سریال، روایت زندگی مادرانی است که در مواجهه با بحرانها، سختیها و فراز و نشیبهای زندگی، با صبر، امید و استقامت در خانواده و جامعه نقشآفرینی میکنند.[2] در گزارش خبرگزاری صداوسیما، محور اصلی مجموعه نقش مادران در روزهای دشوار جنگ و فداکاری آنان در راه حفظ وطن معرفی شده و گفته شده است که در هر قسمت، زندگی یک شهید از دل فرهنگها و مناطق مختلف کشور به تصویر کشیده میشود. همچنین در منابع رسمی آمده است که روایتهای این مجموعه محدود به یک منطقه، قوم یا مذهب نیست و نمونههایی از مادر شهید ارمنی و خانواده اهل تسنن نیز در آن مطرح شده است.[3]
رویا افشار بازیگر محوری سریال مادران است، او در همه قسمتها در نقش مادر شهید حضور دارد، اما در هر قسمت با شخصیتی متفاوت ظاهر میشود و در مجموع هشت نقش متمایز را ایفا میکند. در فهرست بازیگران اعلامشده برای این مجموعه، نامهایی مانند رویا افشار، ارسطو خوشرزم، مرتضی امینیتبار، رضا بنفشهخواه، رضا مسعودی، پانتهآ کیقبادی، مهسا هاشمی، فاطمه حاجوی و حمیدرضا عربسرخی آمده است. همچنین در گزارش جامجم از بازیگرانی مانند خاطره حاتمی، آتش تقیپور، جلیل فرشاد و افسر اسدی نیز بهعنوان چهرههای حاضر در این مجموعه یاد شده است.[4][2]
ایده اولیه سریال، طبق گفته مسعود دهنوی، از مطالعه مجموعهای از کتابها با عنوان مادران و روایتهایی درباره مادران شهدا شکل گرفته است. دهنوی توضیح داده که این روایتها مربوط به مادرانی بودهاند که کمتر شناخته شدهاند، اما قصههایشان ظرفیت دراماتیک داشته است. او همچنین گفته پس از مشورت با هادی مقدمدوست، ایدهها به هشت قصه با موضوع مادران شهدا تبدیل شدهاند.[4] در گفتوگوی ایرنا نیز آمده است که دو قصه سریال مربوط به زندگی مادربزرگ کارگردان و مادربزرگ تهیهکننده بوده و نام دو قسمت از این قصهها قطار و دیانای اعلام شده است.[5]
از نظر تولید و لوکیشن، سریال مادران در چند فضای متفاوت تصویربرداری شده است. ضبط این مجموعه در موقعیتهای گوناگونی انجام شده؛ دو قسمت در تهران، یک قسمت در استان اردبیل، یک قسمت در مشکینشهر، یک قسمت در روستایی دیگر، یک قسمت بهطور کامل در قطار، یک قسمت در سد لفور و جزیرهای در میان آن، یک قسمت در مشهد و قسمتی دیگر در روستایی میان نیشابور و مشهد ضبط شده است. تصویربرداری مجموعه به مدت ۸۰ روز انجام شده است.[5]
این سریال ابتدا از شبکه یک سیما پخش شد و سپس به دلیل بازگشت دوباره به جدول پخش تلویزیون، از شبکه دو سیما بازپخش شد.[2]
مادران ایدهای عالی برای قدردانی از مادران شهدا
ظرفیت اصلی سریال
سریال مادران در نگاه اول با یک ایده روشن و قابلدفاع وارد تلویزیون شد، روایت مادران شهدا، آن هم نه از مسیر همیشگی فرماندهان شناختهشده و تصاویر تکراری جنگ، از زاویه دلتنگی مادرانه که معمولا در حاشیه روایتهای رسمی دیده شدهاند. مجموعه در هشت قسمت ۴۰ دقیقهای ساخته شده و هر قسمت به داستانی مستقل از زندگی یک شهید و خانواده او میپردازد.[7]
از طرف دیگر، این سریال تلاش کرده از فضای محدود و تکراری بسیاری از آثار تلویزیونی فاصله بگیرد. در معرفیها و گفتوگوهای منتشرشده، بارها به این نکته اشاره شده که سریال سراغ مادرانی از قومیتها، ادیان، مناطق و سبکهای زندگی مختلف رفته است، از مادر شهید اهل سنت تا مادر شهید مسیحی، از روستاهای کوهستانی تا فضاهای شهری و حتی لوکیشنهایی مانند قطار، سد لفور، اردبیل، تهران، مشهد و روستاهای اطراف نیشابور.[8][9] یک پیام مهم را میتوان از این تعدد لوکیشن برداشت کرد که مفهوم ایثار در ایران، محدود به یک طبقه، یک شهر، یک مذهب یا یک قالب ظاهری خاص نیست.
یکی از تصمیمهای مهم سریال، اپیزودیک بودن آن است. هر قسمت قصهای جدا دارد، اما همه آنها با هسته مشترک مادرانگی و مقاومت به هم وصل میشوند.[10] این ساختار برای چنین موضوعی میتواند هوشمندانه باشد، چون هر مادر میتواند جهان خودش را داشته باشد.
با این حال، همین ساختار یک خطر پنهان هم دارد. وقتی هر قسمت مستقل است، اگر فیلمنامه به اندازه کافی دقیق نباشد، سریال به جای مجموعهای از شخصیتهای زنده، به مجموعهای از موقعیتهای احساسی شبیه به هم تبدیل میشود. یعنی مخاطب در هر قسمت با درد تازهای روبهرو میشود، اما ممکن است در عمق، همان الگوی قبلی را دوباره ببیند. این مشکل در این سریال وجود ندارد چرا که هر قسمت واقعا مفهوم و داستان متفاوتی دارد اما در مورد فیلمنامه ها چند نکته وجود دارد که در پایان اشاره میشود.

بازی رویا افشار و مسئله تفاوتگذاری میان مادران
نقطه قابلتوجه دیگر، انتخاب رویا افشار برای ایفای نقش مادر شهید در همه قسمتهاست. در توضیح این انتخاب گفته شده که سازندگان میخواستند نشان دهند همه مادران شهدا، با وجود تفاوتهای جغرافیایی، مذهبی، اقتصادی و سبک زندگی، در یک روح مشترک مادرانه به هم میرسند.[11] از نظر ایده، این انتخاب جسورانه و قابلتوجه است. یک بازیگر در هشت نقش مختلف ظاهر میشود و قرار است هر بار مادری متفاوت، با گذشته، وضعیت و رنجی متفاوت بسازد.
اگر این ایده درست اجرا شود، میتواند از بازیگر یک ستون اصلی برای کل مجموعه بسازد. اما این انتخاب در عین جذابیت، بار سنگینی هم دارد. وقتی همه مادران با یک چهره دیده میشوند، خطر یکدست شدن تفاوتها هم وجود دارد. آیا تماشاگر واقعا هشت مادر متفاوت میبیند یا یک تصویر کلی از مادر شهید که در لباسها و موقعیتهای مختلف تکرار شده است؟
در نقدها و یادداشتهای منتشرشده، بازی رویا افشار بیشتر با نگاه مثبت بررسی شده است. بر توانایی او در تفاوتگذاری میان نقشها، استفاده از تجربه زیسته، نزدیکی به فضای جنگ و حفظ یک روح مشترک مادرانه تأکید شده است.[12] این نکته قابل اعتناست، چون بازی در نقش مادران مختلف، آن هم در موضوعی حساس و عاطفی، کار سادهای نیست. بازیگر باید از اغراق فاصله بگیرد، در دام گریه و اندوه نمایشی نیفتد و در عین حال، رنج مادرانه را سرد هم نشان ندهد.
اما نقد جدیتر این است که رسانهها بیشتر به ستایش این انتخاب پرداختهاند تا بررسی دقیق کیفیت آن. کمتر دیده میشود میزان استقلال هر شخصیت از دیگری بحث شود. در نتیجه، بخش زیادی از آنچه درباره بازی افشار نوشته شده، در سطح تحسین کلی باقی مانده است. به همین جهت در پایان یک نکته در مورد بازیگری ایشان وجود دارد که علی رغم مقدس بودن و قابل ستایش بودن این حرکت جای صحبت و نقد دارد که اشاره خواهد شد.

ریشه مقاومت، مادران این سرزمین هستند
از نظر مضمونی، سریال میخواهد مقاومت را از میدان جنگ به فضای خانه منتقل کند. این یکی از مهمترین نقاط قوت ایده است. مادران تلاش کرده کار ارزشمنده شهدا را ریشه یابی کند و اشاره میکند که ریشه بسیاری از ارزشمندی شخصیت شهدا در تربیت، خانواده و رابطه مادر و فرزند است.[10][12]
این سریال وقتی دست روی سوژه مادران میگذارد این باور را تقویت میکند که ریشه مقاومت در سبک زندگی اسلامی شکل میگیرد. اگر میخواهیم بفهمیم یک جوان چگونه به مرحلهای میرسد که از دین و وطن دفاع میکند، باید پیش از میدان جنگ، خانه را ببینیم. خانه همان جایی است که ایمان و روحیه فداکاری آرامآرام در جان کودک مینشیند. این تربیت از دل سبک زندگی مادرانی بیرون میآید که با ایمان، تقوا و مدیریت درست، خانه را به مدرسه اول تربیت تبدیل میکنند.
مادر در نگاه اسلامی، عضو عاطفی خانواده بهتنهایی نیست. او محور تربیتی خانه است، کسی است که شخصیت کودک، نگاه او به خدا، احترام او به پدر و مادر، نسبت او با جامعه و فهم او از مسئولیت را از سالهای نخست زندگی شکل میدهد. به همین دلیل است که رهبر انقلاب در تبیین جایگاه زن در خانه تأکید میکردند: (رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانهاند).[10] این نگاه نشان میدهد که خانه باید محل پرورش انسان مؤمن، مقاوم و مسئول باشد.
از همین جاست که جایگاه مادر در سریالهایی مانند مادران اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر قرار است درباره مادران شهدا حرف بزنیم، نباید آنان را تنها در لحظه شهادت فرزند یا در قاب اندوه و اشک ببینیم. مادر شهید پیش از آنکه مادر یک شهید باشد، معلم تربیتی یک خانه بوده است. زنی که با سبک زندگی و تربیت خود، روحیه مقاومت را در فرزند زنده کرده است. سرباز اسلام در خانهای شکل میگیرد که مادر در آن کارهای روزمره را اداره نمیکند، جان و فکر و ایمان کودک را هم میسازد.
پس اگر اثری میخواهد از مقاومت حرف بزند، باید ریشه آن را در خانه نشان دهد. مقاومت از لقمه حلال، نماز مادر، حیا در رفتار، محبت درست، سختگیری بهجا، تربیت ایمانی و مدیریت آرام خانه شروع میشود. جامعه اسلامی هم از همین خانهها ساخته میشود. اگر مادر، معلم تربیتی خانه است، اثر تربیت او در نهایت به جامعه میرسد. کودکی که در خانه با ایمان، مسئولیت و غیرت بزرگ میشود، فردا میتواند در میدانهای بزرگتر مدافع اسلام و مردم باشد.
پس روایت از مادران شهدا یک انتخاب بسیار به جا و ارزشمند است، چرا که این مادران صبور بودند، سازنده هم بودند. داغدار بودند، مربی هم بودند. همراه فرزندانشان بودند، ریشه تربیتی آنان هم بودند. اگر این حقیقت در یک اثر نمایشی درست نشان داده شود، مخاطب بهتر میفهمد که مقاومت نتیجه سالها تربیت در خانههایی است که مادران مؤمن و باتقوا، مدیر و معلم پنهان آن بودهاند.
پشتوانه پژوهشی
یکی از امتیازهای مهمی که در منابع مختلف درباره سریال آمده، پشتوانه پژوهشی آن است. گفته شده قصهها بر پایه تحقیق درباره مادران شهدا از قومیتها و ادیان مختلف شکل گرفتهاند و بخشی از آنها الهامگرفته از کتاب مادران و روایتهای واقعی هستند.[8][13] حتی گفته شده برخی اپیزودها به تجربههای خانوادگی نزدیک به سازندگان مرتبط بودهاند و بعضی قصهها اقتباس آزاد از واقعیت محسوب میشوند [11].
یک گلایه از سازندگان مادران
وقتی موضوع یک سریال تا این اندازه اهمیت دارد و هدف آن تا این حد شریف و مقدس است، طبیعی است که انتظار مخاطب هم بالاتر میرود. مادران سراغ موضوعی رفته که ظرفیت عاطفی و فرهنگی بسیار زیادی دارد، موضوع مادران شهدا، رنجهای پنهان خانوادهها و نقش بزرگی که این مادران در حافظه تاریخی ما دارند. با چنین موضوعی، دیگر نمیتوان به فیلمنامههای ساده، تکراری و کلیشهای رضایت داد.
البته منظور این نیست که همه قسمتهای سریال چنین مشکلی دارند. انصافا بعضی قسمتها جای تقدیر دارند و نشان میدهند اگر روایت درست انتخاب شود، این مجموعه میتواند اثرگذار باشد. اما در برخی بخشها، فیلمنامه هنوز گرفتار همان الگوهای آشنا و تکرارشدهای است که مخاطب بارها نمونه آن را دیده است.
برای مثال، در قسمت اول با روایت خواستگاری یک فعال امنیتی از دختری روبهرو میشویم که سبک زندگی متفاوتی دارد. اصل چنین موقعیتی میتواند ظرفیت درام داشته باشد، اما وقتی این روایت با همان شکل آشنا و قابل پیشبینی ساخته میشود، خیلی زود حالت کلیشهای پیدا میکند. مخاطب احساس میکند با داستانی تازه روبهرو نیست، با الگویی تکراری مواجه است که بارها در فیلمها و سریالهای مختلف تکرار شده است.
این مسئله مخصوصا برای نسل نوجوان و جوان اهمیت بیشتری دارد. نوجوان امروز اگر در چند دقیقه اول احساس کند سریال برای او حرف تازهای ندارد، خیلی زود از اثر فاصله میگیرد. نتیجه این میشود که چنین سریالی به جای آنکه به یک اثر زنده و اثرگذار برای نسل جدید تبدیل شود، بیشتر شبیه یک آرشیو محترم اما کممخاطب عمل میکند.
گلایه اصلی این است که وقتی قرار است درباره مادران شهدا حرف بزنیم، چرا نباید فیلمنامهای داشته باشیم که نوجوان امروز را هم درگیر کند؟ چرا نباید شخصیتها پیچیدهتر، موقعیتها تازهتر و فیلمنامه ها بهتر باشند؟ موضوع شهادت و مادران شهدا آنقدر ظرفیت دارد که میتواند از کلیشهها عبور کند و به دل مخاطب برسد. اما اگر داستانها ساده و قابل حدس طراحی شوند، حتی یک موضوع مهم هم نمیتواند مخاطب را نگه دارد. صرف موضوع ارزشمند کافی نیست، این موضوع ارزشمند باید در شخصیتپردازی و فیلمنامه هم دیده شود.
نکته دیگری که میتوانست اثرگذاری سریال را بیشتر کند، مسئله بازیهاست. در برخی قسمتها، بازیها آنطور که باید نمینشینند و همین مسئله به ارتباط عاطفی مخاطب با داستان آسیب میزند. ما شکی در ارزش ایده اصلی سریال نداریم، اینکه شخصیت مادر شهید در همه قسمتها با محوریت یک بازیگر دنبال شود، ایدهای قابل توجه و حتی در نوع خود جذاب است. شخصیت مادر شهید نیز در اصل، ستون عاطفی و معنوی مجموعه است. اما همین ایده زمانی اثرگذار میشود که بازیها کاملا باورپذیر، کنترلشده و دقیق باشند.
یک نمونه ای که میتوان به راحتی ضعف بازیگری و همچنین ننشستن بازی به کارکتر مرد جوان در قالب یک پیرمرد را دید.
مشکل اینجاست که در بعضی لحظات، ضعف بازیگری، چه در مورد شخصیت اصلی و چه در مورد برخی بازیگران دیگر، کاملا حس میشود. وقتی بازیگر نتواند احساس را درست منتقل کند، مخاطب به جای آنکه درگیر رنج مادر، رابطه فرزند و خانواده یا اصل داستان شود، حواسش به مصنوعی بودن اجرا جلب میشود. این اتفاق برای اثری با چنین موضوعی آسیبزننده است. چون سریال باید احساس مخاطب را آرامآرام به سمت اصل ماجرا ببرد، نه اینکه با بازیهای ناپخته یا لحظات اجرا نشده، او را از فضای داستان بیرون بکشد.
در نهایت، گلایه از مادران از سر بیتوجهی به ارزش موضوع نیست. اتفاقا چون موضوع سریال مهم است، انتظار بیشتری از آن وجود دارد. وقتی قرار است درباره مادران شهدا و رنجهای پنهان حرف زده شود، باید فیلمنامه از کلیشهها فاصله بگیرد و بازیها هم به اندازه جایگاه موضوع جدی و باورپذیر باشند. چنین سوژهای شایسته روایتی تازه و اثرگذار است، روایتی که مخاطب امروز را هم با خود همراه کند.
واقعا جای تعجب دارد که این الگو بارها تکرار شده، اما انگار هنوز از آن درس گرفته نمیشود. ما قدردان همه عزیزانی هستیم که در حوزه سینما و سریالهای تلویزیونی زحمت میکشند و برای تولید آثار ارزشی وقت و انرژی میگذارند. اما در سالهای اخیر، بخشی از سریالهای ارزشی حالتی پیدا کردهاند که انگار بیشتر برای ساخته شدن و تمام شدن تولید میشوند، نه برای اینکه مخاطب را عمیقا درگیر کنند و در ذهن او بمانند.
این گلایه از سر بیانصافی نیست. اتفاقا چون موضوع این آثار مهم است، انتظار بیشتری از آنها وجود دارد. کاش در تلویزیون، همانطور که رهبری بر اهمیت فیلمنامه قوی تأکید کرده اند، توجه جدیتری به متن و پرداخت داستانی وجود داشت. فیلمنامه ستون اصلی اثر است. اگر فیلمنامه ضعیف باشد، حتی شریفترین موضوعها هم نمیتوانند مخاطب را تا پایان همراه نگه دارند.
بسیاری از آثار ارزشی پربازدید و اثرگذار، کمکم از تلویزیون فاصله گرفتهاند و بیشتر در فضای سینما یا دیگر بسترهای نمایشی دیده میشوند. این مسئله واقعا جای نگرانی دارد. تلویزیون همچنان ظرفیت بزرگی برای ارتباط با نوجوانان، جوانان و اقشار مختلف جامعه دارد. سینما برای همه مردم در دسترس نیست، همه امکان، فرصت یا عادت رفتن به سینما را ندارند. اما تلویزیون هنوز میتواند در خانهها حضور داشته باشد و با طیف گستردهتری از مخاطبان ارتباط بگیرد. حیف است چنین ظرفیتی با تولیدهای کلیشهای و شتابزده از دست برود.
اگر آثار ارزشی در تلویزیون نتوانند از نظر جذابیت نمایشی با مخاطب امروز ارتباط برقرار کنند، به مرور مخاطب خود را از دست میدهند. مخاطب فقط به خاطر ارزشمند بودن موضوع پای یک سریال نمیماند. او داستان خوب میخواهد، شخصیت باورپذیر میخواهد، موقعیت تازه میخواهد و انتظار دارد اثری که درباره مفاهیم بزرگ حرف میزند، خودش هم از نظر هنری جدی و قابل دفاع باشد.
اگر این مسائل با تعهد و کار جهادی پیگیری نشود، خطر بزرگی پیش روی تلویزیون قرار میگیرد. اگر این مسیر اصلاح نشود، کمکم همان مخاطبانی هم که هنوز به دیدن کارهای ارزشی علاقه دارند، از تلویزیون فاصله میگیرند. این اتفاق از دست رفتن یک فرصت فرهنگی بزرگ است.
جوان امروز از اثر ارزشی فرار نمیکند
در سالهای اخیر، آمارها و رفتار مخاطبان نشان میدهد که جوان ایرانی هنوز فیلم و سریال میبیند و همچنان میتواند با یک اثر نمایشی ارتباط بگیرد. اما مسئله اینجاست که سلیقه او تغییر کرده است. دیگر نمیشود با همان ساختارهای قدیمی، فیلمنامههای تکراری انتظار داشت نوجوان و جوان امروز پای یک اثر بماند. طبق گزارش ایسپا درباره وضعیت فرهنگی و اجتماعی دانشجویان دانشگاههای دولتی، ۱۸.۱ درصد دانشجویان هر روز فیلم و سریال میبینند، ۳۷.۲ درصد هفتهای یک یا چند بار و ۳۰ درصد هم ماهی یک یا چند بار سراغ فیلم و سریال میروند.[17] پس مخاطب جوان از اصل فیلم و سریال جدا نشده است. مشکل این است که اثر نمیتواند با زبان امروز او حرف بزند.
نکته مهمتر این است که مسیر تماشای جوانان هم تغییر کرده است. بر اساس همان گزارش، ۳۹.۴ درصد دانشجویان فیلم و سریال مورد علاقه خود را از سایتهای اینترنتی دانلود میکنند، ۱۸.۷ درصد از پلتفرمهای نمایش خانگی داخلی استفاده میکنند، ۱۱.۶ درصد سراغ پلتفرمهای خارجی میروند و فقط ۱۱.۵ درصد تلویزیون را منبع اصلی تماشای فیلم و سریال خود دانستهاند.[18] این آمار برای تلویزیون یک هشدار جدی است. جوان امروز در یک فضای پررقابت انتخاب میکند. سریال داخلی را کنار سریال خارجی، پلتفرم نمایش خانگی و دهها محتوای دیگر میگذارد. اگر اثر در چند دقیقه اول نتواند او را جذب کند، خیلی راحت آن را کنار میگذارد و سراغ گزینه بعدی میرود.
از طرف دیگر، وضعیت گیشه سینمای ایران هم نشان میدهد مخاطب عمومی، بهویژه نسل جوانتر، بیشتر به آثاری توجه میکند که ریتم، انرژی، کشش و موقعیت تازه دارند. در سال ۱۴۰۳، فیلمهای کمدی بخش بزرگی از فروش سینما را به خود اختصاص دادند. فیلم (۷۰ سی) با بیش از ۵ میلیون و ۷۴۷ هزار مخاطب و ۳۳۸ میلیارد تومان فروش، پرفروشترین فیلم سال شد. (تگزاس ۳) و (مردعینکی) هم هرکدام چند میلیون تماشاگر داشتند.[19]
نباید از این آمار نتیجه بگیریم که مردم فقط خنده میخواهند. برداشت دقیقتر این است که مخاطب دنبال اثری میرود که زنده باشد، او را سرگرم کند، از نظر ریتم عقب نماند و حس تکرار به او ندهد. ( البته این فیلم هر کدام از لحاظ فرهنگی جا نقد بسیار دارد که به آن ها در سایت پرداخته شده است. )
همین مسئله در سال ۱۴۰۴ هم دیده شد. گزارش ایرنا از گیشه نشان میدهد که کمدیها همچنان سهم مهمی از فروش را در اختیار داشتهاند، اما استقبال از فیلم پیرپسر نشان داد که مخاطب با اثر غیر کمدی هم ارتباط میگیرد، به شرط آنکه با یک درام پرکشش، شخصیتدار و درست ساختهشده روبهرو باشد.[20] این نکته برای آثار ارزشی بسیار مهم است. مشکل آثار ارزشی این نیست که موضوعشان غیر کمدی است. اتفاقا جوان ایرانی اگر با روایت خوب روبهرو شود، میتواند با موضوع جدی ارتباط بگیرد. مشکل زمانی به وجود میآید که جدیت با خشکی اشتباه گرفته شود.
آثار نمایشی موفق، چه کمدی باشند، چه تاریخی، چه امنیتی، چه مذهبی و چه اجتماعی، چند ویژگی مشترک دارند. اولین ویژگی این است که قصه دارند. قصه یعنی مخاطب از همان ابتدا بفهمد چرا باید ادامه بدهد. شخصیت چه میخواهد؟ چه چیزی را از دست داده؟ چه خطری او را تهدید میکند؟ چه انتخاب سختی پیش روی اوست؟ وقتی سریال یا فیلم از همان ابتدا گره روشن ندارد، مخاطب احساس میکند با یک متن توضیحی یا تبلیغی طرف است، نه با یک اثر نمایشی. در چنین شرایطی حتی اگر موضوع اثر ارزشمند باشد، مخاطب پای آن نمیماند.
ویژگی دوم، داشتن شخصیت زنده است. مخاطب امروز با قهرمان بیعیب ارتباط عمیق نمیگیرد. قهرمان ارزشی هم باید انسان باشد، باید تردید داشته باشد، رنج بکشد، اشتباه کند، بایستد و در مسیر داستان تغییر کند. برای همین بادیگارد حاتمیکیا دیده شد. قهرمان آن یک شخصیت امنیتی بود، اما فقط یک مأمور ساده نبود. او درگیر وفاداری، شکاف نسلی و مسئله اخلاقی بود. همین باعث شد مخاطب با او همراه شود. این فیلم در ۳۵ روز نخست اکران به فروش بیش از ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان رسید.[21] یعنی مخاطب با موضوع امنیتی هم ارتباط میگیرد.
نمونه دیگر، به وقت شام است. این فیلم درباره مدافعان حرم و بحران داعش ساخته شد، موضوعی کاملا ارزشی، جدی و حساس. اما فیلم تلاش کرد این موضوع را با اکشن، تعلیق، موقعیت خطرناک، تصویر پرهزینه و رابطه پدر و پسر همراه کند. همین ترکیب باعث شد اثر از حالت سخنرانی بیرون بیاید و به یک تجربه نمایشی تبدیل شود. به وقت شام در سال ۱۳۹۷ به فروش بیش از ۱۳ میلیارد تومان رسید.[22] این یعنی وقتی یک مفهوم ارزشی در دل خطر و بحران روایت شود، مخاطب هم آن را جدیتر دنبال میکند.
در تلویزیون هم نمونههای موفق کم نیستند. مختارنامه هنوز بعد از سالها دیده میشود و این اتفاق تصادف یا شانس نیست. گزارشها نشان دادهاند که حتی بازپخش این سریال در تلوبیون، از بسیاری از سریالهای جدید بیشتر مورد توجه قرار گرفته و فقط ۸ قسمت ابتدایی یکی از بازپخشهای آن ۲۸۵ هزار مخاطب در تلوبیون داشته است.[23] دلیل ماندگاری مختارنامه این نیست که فقط یک موضوع مذهبی مهم دارد. این سریال جهان دارد. شخصیت دارد. سیاست دارد. میدان جنگ دارد. دیالوگ ماندگار دارد. طراحی صحنه دارد. مخاطب وقتی آن را میبیند، احساس میکند وارد یک جهان شده است، نه اینکه فقط چند پیام دینی را در قالب سریال شنیده باشد.
یوسف پیامبر هم از همین جهت قابل تأمل است. این سریال هنوز در بازپخشها دیده میشود و صفحه آن در تلوبیون بازدیدهای چند میلیونی ثبت کرده است.[24] چرا؟ چون روایت دینی در آن به قصه تبدیل شده است. مخاطب با کودکی یوسف، حسادت برادران، زلیخا، زندان، امتحان الهی و دیدار دوباره با پدر همراه میشود. ارزش دینی در دل داستان حرکت میکند. مخاطب پیام را از مسیر زندگی شخصیتها میفهمد.
اینها برای ساخت فیلمها و سریالهای ارزشی یک درس روشن دارد. اثر ارزشی نباید از جذابیت بترسد. جذابیت دشمن ارزش نیست. اتفاقا اگر ارزشها درست روایت شوند، باید جذابترین آثار را بسازند. چرا باید موضوعاتی مثل مادران شهدا، مدافعان حرم، حیا، و مقاومت در قالبهایی کمجان، تکراری و بیرمق عرضه شوند؟ این مفاهیم ظرفیت درام و حتی زیبایی تصویری دارند. مشکل این است که سازنده تصور کند چون موضوع مقدس است، دیگر فیلمنامه قوی، ریتم درست، شخصیتپردازی عمیق و اجرای حرفهای لازم نیست.
برای اینکه آثار ارزشی دوباره بتوانند مخاطب جوان را با خود همراه کنند، چند اصل باید جدی گرفته شود. اول اینکه فیلمنامه باید در مرکز کار باشد. موضوع مهم بدون فیلمنامه قوی هدر میرود. دوم اینکه قهرمان ارزشی باید واقعی و انسانی ساخته شود، نه بینقص . سوم اینکه ریتم اثر باید با حوصله مخاطب امروز هماهنگ باشد. چهارم اینکه تصویر، بازی، موسیقی، طراحی صحنه و میزانسن نباید در حد کارهای شتابزده و مناسبتی باقی بماند. پنجم اینکه پیام باید از دل و نهان رفتار شخصیتها بیرون بیاید، نه از مونولوگهای مستقیم و توضیحهای طولانی. ششم اینکه آثار ارزشی باید ژانر را جدی بگیرند. اکشن، معمایی، تاریخی، خانوادگی، عاشقانه سالم، کمدی پاک و درام اجتماعی، همه میتوانند حامل ارزش باشند.
تلویزیون و سینمای ارزشی نباید از جوان امروز گلایه کنند که چرا پای اثر نمینشیند. باید بپرسند ما برای نگه داشتن او چه کردهایم؟ آیا برای او قصه ساختهایم یا فقط پیام آماده دادهایم؟ آیا شخصیت خلق کردهایم یا نمونه آموزشی؟ آیا بحران واقعی نشان دادهایم یا از ابتدا نتیجه را معلوم کردهایم؟ آیا مخاطب را درگیر کردهایم یا فقط از او انتظار همراهی داشتهایم؟ جوان ایرانی هنوز با قهرمان و وطن ارتباط میگیرد. اما این مفاهیم باید در قالبی خلاقانه و باورپذیر به او برسند.
اگر آثاری مانند مادران میخواهند اثرگذاری بیشتری داشته باشند، باید از تجربه همین نمونههای موفق درس بگیرند.
امروز رقابت اصلی میان ارزش و سرگرمی نیست. رقابت میان روایت زنده و روایت کمجان است. هرجا اثر ارزشی قصه داشته، شخصیت ساخته، تصویر درست ارائه کرده و از کلیشه فاصله گرفته، مخاطب هم با آن همراه شده است. هرجا این اصول نادیده گرفته شده، حتی مهمترین و شریفترین موضوعها هم نتوانستهاند جوان را نگه دارند. پس اگر قرار است کار ارزشی ساخته شود، باید از سطح ادای تکلیف عبور کند و به مرحله خلق اثر برسد، اثری که هم ارزشمند باشد، هم دیدنی، هم انسانی، هم ماندگار.
جمعبندی نهایی
در مجموع، سریال مادران با انتخاب سوژهای ارزشمند و کمتر دیدهشده، یعنی روایت زندگی مادران شهدا، قدمی قابل تقدیر برداشته است. این مجموعه یادآوری میکند که ریشه بسیاری از ایستادگیها و فداکاریها، در خانه و در تربیت مادرانی شکل میگیرد که با ایمان، صبر و مدیریت پنهان خود، انسانهایی مقاوم و مسئول پرورش دادهاند. با این حال، ارزشمند بودن موضوع بهتنهایی برای ماندگاری یک اثر کافی نیست. اگر چنین آثاری میخواهند با نسل امروز ارتباط جدی برقرار کنند، باید از کلیشهها فاصله بگیرند، فیلمنامهای قویتر داشته باشند و شخصیتها را زندهتر و باورپذیرتر نشان دهند. مادران میتواند شروعی مهم برای بازگشت به روایتهای اصیل و انسانی باشد، اما برای اثرگذاری بیشتر، تلویزیون باید بداند مخاطب امروز فقط پیام نمیخواهد؛ قصه، شخصیت، ریتم و اجرای حرفهای هم میخواهد.
پیوست ها
[1] https://mehrnews.com/x3bWrj
[2] https://mehrnews.com/x3cs5X
[3] https://www.iribnews.ir/fa/news/5798593
[4] https://jamejamonline.ir/fa/news/1550539
[5] https://irna.ir/xjXxTf
[6] https://isna.ir/xdWDWw
[7] https://www.iribnews.ir/fa/news/5798593
[8] https://www.mehrnews.com/news/6719960
[9] https://www.mehrnews.com/news/6874256
[10] https://jamejamonline.ir/fa/news/1555803
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62004
[11] https://jamejamonline.ir/fa/news/1551023
[12] https://www.ilna.ir/بخش-فرهنگ-هنر-6/1786888-مادران-روایتی-از-صبوری-زنانی-که-شانه-هایشان-تکیه-گاه-تاریخ-شد
[13] https://jamejamonline.ir/fa/news/1550539
[14] https://jamejamonline.ir/fa/news/1555803/۸-چهره-و-یک-روح-مادرانه
[15] https://www.irna.ir/news/86182200
[16] https://www.irna.ir/news/86181448
[17] https://ecoiran.com/بخش-جامعه-176/73150
[18] https://41542809.khabarban.com/
[19] https://www.imna.ir/news/851475
[20] https://www.irna.ir/news/86101591
[21] https://www.honaronline.ir/بخش-اخبار-6/80261
[22] https://www.imna.ir/news/370717
[23] https://www.filmnews.ir/اخبار-مهم/بررسی-میزان-مخاطبان-سریال-مختارنامه
[24] https://telewebion.ir/program/0x1545628e
دیدگاهتان را بنویسید