نفوذ یهود در دوران پهلوی دوم
تاریخ پهلوی دربردارندۀ نکات و عبرتهای فراوانی است. با مطالعۀ وقایع این دوران، شکوه و ارزش انقلاب اسلامی بیش از پیش آشکار میشود. اینکه ایران مرکز جولان دادن بلوک غرب پس از جنگ جهانی دوم بود، مسئلهای است که هر انسان محققی را به حیرت وا میدارد.
چگونه مردمان مستضعفی که هیچ وابستگی به بلوک غرب و شرق نداشتند، تمام هیمنۀ ابرقدرت جهان را میشکنند؟ آری! از نگاه انسانی مادی، این حادثه امری محال است. بنابراین او چارهای جز این ندارد که دست به توجیههای توطئهگرانهای همچون «پیروزی انقلاب به کمک انگلیسیها» بزند.
اما حقیقت آن است که این انقلاب معجزۀ الهی بود. لازمۀ درک حقیقت و عمق این مطلب، آگاهی نسبت به دوران سراسر وابستگی و ذلتبار پهلوی است.
انسان وقتی که به سرگذشت خود نظر میافکند، تجربه و اندوختۀ او از تکرار اشتباهات پیشین جلوگیری میکند. امروز عدهای غربزده که تمام زیستشان در فضای گفتمانی نظام سلطه بوده، ملت ایران را به ورطۀ مذاکره و وادادگی در مقابل غرب میکشانند.
اما وقتی که حوادث و وقایع دوران قبل از انقلاب را رصد میکنیم، قلبمان از شدت روحیۀ گرگخویی و غارتگرایانۀ غرب و ظلمی که نسبت به مردم مظلوم ایران روا میداشتند، آزردهخاطر میگردد. بدین ترتیب، تاریخ پهلوی به انسان هوشیار، بصیرتی میدهد تا در تلۀ جاسوسان سرویسهای صهیونیستی نیفتند و با لالایی دشمن به خواب نرود.
علاوه بر آن، رصد جریان حق و باطل، ما را به دوران پهلوی میرساند. آنجا که فرماندهان جبهۀ باطل(یهود) تارهای عنکبوتی خود را بر بستر جغرافیایی جبهۀ حق گسترانده بودند و در این هنگام، ولی فقیه با تکیه بر سرمایههای اجتماعی جبهۀ حق از ابتدا تا آن روز، حزب یهود را عقب میراند.
طاغوتیان که زخمخورده بودند، امروز با تمام قوا «جنگ وجودی» به راه انداخته تا دوباره قدرت قبلی خود را بازپس گیرند. اما «جاء الحق و زهق الباطل، إنّ الباطل کان زهوقا».
فهرست مطالب
Toggleسایۀ سیاسی یهود بر ایران
فراماسونری، تشکیلاتی که تحت نفوذ یهود و تفکرات صهیونیستی است.[1] با نفوذ و حضور در کشورهای منطقه، میتوانست شرایط و ضوابط کسب و حفظ جایگاههای مدیریتی را تعریف کند. حلقۀ اتصال به قدرتی خاص باشد.
اوجگیری تشکیلات ماسونی در ایران، همزمان با قدرتگیری محمدرضا پهلوی بود. او یکی از رهبران عالی این تشکیلات محسوب میشد.[2] قدرت فراماسونری محمدرضا پهلوی تا حدی بود که انتصاب جعفر شریف امامی در رأس تشکیلات ماسونی، به دستور او انجام شد.
شریف امامی به ریاست «لژ بزرگ ایران» منصوب شد. لژی که جهت تمرکز لژهای پراکندۀ ایران تشکیل شده بود. این مسئله نشان میدهد تشکیلات صهیونیستی تا بالاترین هرم قدرت پیش رفته و از آن موضع، تحرکات جامعۀ شیعی را کنترل و رصد میکردند.
علاوه بر آن، در مجلس فرمایشی زمان شاه، بیشتر نمایندگان مجلس و رؤسای کمیسیونهای وقت ریاست مجلس، از بین فراماسونرها انتخاب شدند[3] و حدود هفت وزیر کابینۀ شریف امامی از اعضای رسمی فراماسونری بودند.
آمریکا که کانون قدرت یهود بود، با قرار گرفتن در جایگاه عزل و نصب صاحبمنصبان در ایران، اهداف صهیونیستی را در این منطقه دنبال میکرد.
تأیید سفارت آمریکا، مرحلۀ تعیینکنندۀ عزل و نصب مسئولین دولتی بود. آنها با روی کار آوردن هویدا، گامهای مؤثری را در شکلگیری اسرائیل برداشتند. هویدا در بین اسرائیلیها محبوبیت بسیاری داشت و قهرمانی برای یهودیها محسوب میشد.[4]
به موازات این نفوذ، آژانس یهود مستقر در تهران، صدها یهودی ایرانیتبار و غیرایرانی را از طریق این کشور به اسرائیل منتقل کرد. نفوذ یهود در دربار ایران به قدری بود که به آنها جایگاه «حکومت در حکومت» داده بود. مئیر عزری نمایندۀ رسمی اسرائیل در ایران بود.
او که با مقامات ایران روابط صمیمانهای داشت، دربارۀ آنها میگوید: «بسیاری از صاحبمنصبان یهودیتبار بودند، اما به شدت سعی در کتمان این راز داشتند».[5] آنها در گفتوگوی محرمانه با مئیر عزری، با افتخار از کیش نیاکان خود یاد میکردند.
سایۀ اطلاعاتی یهود در ایران
کشورهای صهیونیستی همچون آمریکا و انگلیس چنان رخنۀ اطلاعاتی در ایران داشتند که حتی نزدیکی جاسوسهای سرویس اطلاعاتی یهود به شخص شاه، از نزدیکی خانوادهاش به او بیشتر بود. «ارنست پرون» جاسوس انگلیس در دربار بود.
او را که انگلیسیها به عنوان خدمتکار شاه منصوب کرده بودند، کارش بالا گرفت و شد محرم راز محمدرضا. طی دوران بحران دولت مصدق، او رابط درباریان با سرویسهای مخفی انگلیس و آمریکا بود.[6] پس از مرگ پرون، «ایادی» جای خالی او را پر کرد.
ایادی که تربیتیافتۀ دستگاه اطلاعاتی یهود بود، در دربار ملقب به «راسپوتین ایران» شد. او یکی از اصلیترین چهرههای رژیم پهلوی بود که نقش بسیار مهمی را در گسترش نفوذ و روابط پهلوی و اسرائیل ایفا کرد. در یکی از نشریات دوران پهلوی دربارۀ ایادی آمده بود: «ایادی پزشک مخصوص شاه، برای سازمان سیا جاسوسی میکرده است و مأموریت داشته که اگر شاه قدمی بر خلاف مناقع آمریکا بردارد، او را به قتل برساند».[7]
نفوذ اطلاعاتی یهود به جایی رسید که پرویز ثابتی(با رمز بامداد) مدیر ادارۀ سوم ساواک و مسئول امنیت داخلی، از نیروهای موساد بود.[8]
ثابتی در انتصاب مقامات دولتی نقش اساسی داشت و گزارش منفی او دربارۀ فردی، کافی بود تا او از مقامش عزل شود. او چنان در سرویس جاسوسی اسرائیل جایگاه داشت که موساد در ایران، یکی از منابع اطلاعاتی او به شمار میرفت.
در راستای استراتژی خزندۀ رژیم صهیونیستی علیه ملتهای مسلمان، روابط اطلاعاتی پنهانی بین ایران و اسرائیل برقرار شد. پیمان اطلاعاتی موساد و ساواک موسوم به طرح «کریستال» و نیز پروتکل اطلاعاتی سهجانبۀ موساد، ساواک و سرویس اطلاعاتی ترکیه با نام رمز «نیزۀ سه سر» و پیمان سه جانبۀ ساواک، موساد و دستگاه اطلاعاتی اتیوپی با نام رمز «عقاب»، نمونهای از چنین روابط اطلاعاتی یهود با ایران بود.[9]
در کنار این مسائل، نباید از سلطۀ اقتصادی یهود بر ایران نیز غافل شد. این غارت اقتصادی به قدری بود که امام(ره) در همان اویل نهضت فرمودند: «الآن تمام اقتصاد مملکت در دست اسرائیل است».[10]
ایران حیاط خلوت یهود
با رصد غارتگریهای یهود در عصر پهلوی، در مییابیم که ایران حیاط خلوت یهود و فرصتی برای تشکیل دولت جعلی اسرائیل بود. سیطرۀ یهود تا جایی ادامه یافت که ایران به عنوان مهمترین حلقۀ کمربند امنیتی غرب در برابر کمونیسم و بلوک شرق محسوب میشد.
با این مقدمه، میتوان شاهکار امام(ره) را درک کرد که جز با اتصال به منبع لایزال الهی وقوع چنین انقلابی در اوج حضور و نفوذ سردمداران یهود در ایران، محال مینماید.
[1]. ر.ک: حکومت پهلوی حیاط خلوت صهیونیستها.
[2]. الفتپور، محمدعلی، نقابها، انتشارات مؤلف، صفحۀ 10.
[3]. فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران: انتشارات اطلاعات، جلد 2، صفحۀ 411.
[4]. درودی ریحانه، دربار به روایت دربار؛ فساد سیاسی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحۀ 16.
[5]. الفتپور، محمدعلی، انتشارات مؤلف، پاورقی صفحۀ 16.
[6]. زونیس، ماروین، شکست شاهانه، تهران: انتشارات مان کتاب، صفحۀ 246.
[7]. زاهد زاهدانی، سعید، بهائیت در ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص 274-273.
[8]. مسعود، بهنود، از سید صیاء تا بختیار، تهران: انتشارات جاویدان، صفحۀ 555.
[9]. احمدی، عبدالرحمن، ساواک و دستگاه اطلاعاتی اسرائیل، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، چاپ اول، صفحۀ 211.
[10]. صحیفه امام خمینی، مؤسسه تنظیم نشر آثار امام خمینی، جلد1، صفحه 267.
مطالب مرتبط
۱۴۰۴-۰۹-۰۴
دیدگاهتان را بنویسید