آزادی بیان به سبک ایلان ماسک | تیکتاک صفحه سازنده مستند ایلان ماسک را بست
در آستانه اکران سراسری مستند جنجالی «ایلان ماسک» ساخته الکس گیبنی در آمریکای شمالی، تیکتاک در اقدامی ناگهانی حساب تبلیغاتی این فیلم را بهطور دائم مسدود کرد.
این مستند به کارگردانی الکس گیبنی، به زندگی ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان و نفوذ گسترده او میپردازد از جمله تغییر موضع سیاسی او به سمت هواداران دونالد ترامپ، حواشی مربوط به پروژه مریخ و خودروهای خودران تسلا و روابط پیچیده او با مادران فرزندانش.
الکس گیبنی، مستندساز و روزنامهنگار آمریکایی، پیش از «ایلان ماسک» با آثاری چون «بازیهای نابرابر» (Inequality for All)، «دیوانهوار ایمن» و «کلاهبرداران والاستریت» شناخته میشد و سالها روی موضوعات اقتصاد نابرابر و قدرت شرکتهای بزرگ کار کرده است.
تمرکز او بر چهرههای تأثیرگذار فناوری و سیاست، به سابقهای از مصاحبههای عمیق و دسترسی طولانیمدت به سوژهها گره خورده است. همچنین نسخه محدود نمایش فیلم در جشنوارهها و چند اکران ویژه پیش از اکران سراسری، بخشی از روند معمول کمپینهای سینمای مستند است که برای جذب پوشش رسانهای و نقدهای تخصصی طراحی میشود.
این فیلم که اکران محدود خود را از ۹ اکتبر در نیویورک و لسآنجلس آغاز کرده بود، در ۴۷۲ سالن سینما در آمریکای شمالی اکران سراسری شد و پیشبینی میشود فروش آخر هفته آن به حدود ۳۸۵ هزار دلار برسد. نمایندگان تیکتاک تاکنون به درخواستها برای اظهارنظر پاسخی ندادهاند.
این ماجرا نمونهای است از همان چیزی که سالها با عنوان «آزادی بیان» به بازار سیاست و تجارت عرضه شد و حالا در نخستین برخورد، خودش را لو میدهد. آزادی بیانی که مدافعانش تا دیروز آن را حق مطلق میدانستند، امروز به تصمیمی در یک اتاق سرور وابسته است که با یک الگوریتم یا یک تیم بازبینی محتوا و یک خط از قوانین داخلی که هیچکس آن را انتخاب نکرده و هیچ دادگاهی آن را تأیید نکرده است. چیزی که غربیها اسمش را «آزادی بیان» گذاشتهاند، در واقع اجارهنامهای است که مالک پلتفرم هر لحظه میتواند باطلش کند.
فضای مجازی شبیه شهری بزرگ است که اگرچه همه فکر میکنیم در خیابانهای آن آزادانه قدم میزنیم، اما واقعیت این است که زمین و چراغهای برق این شهر متعلق به شرکتهای بزرگ فناوری است.
وقتی تیکتاک تصمیم میگیرد حساب تبلیغاتی یک مستند جنجالی را بدون پاسخگوییِ شفاف ببندد، بیش از هر چیز شبیه صاحبخانهای عمل میکند که ناگهان عذر مستأجر را میخواهد بدون اینکه لازم باشد به دادگاه جواب پس بدهد. در اینجا تناقض بزرگ دنیای مدرن عریان میشود و پلتفرمهایی که ادعای آزادی میکنند در عمل طبق منافع تجاری و خطقرمزهای نانوشته خودشان رفتار میکنند.
پیش از این نیز مستند ۳ ساعت و ۴۵ دقیقهای «ایلان ماسک» با حواشی مختلفی روبهرو شده بود از جمله تردید یونیورسال پیکچرز برای اکران بینالمللی و تهدیدهای حقوقی بنیانگذار اسپیسایکس. ماسک پیشتر این مستند را «اثر تخریبی سفارشی» خوانده و سازنده آن را فاقد صداقت توصیف کرده بود.
نکته تلختر این است که همانهایی که امروز از مسدود شدن حساب تبلیغاتی یک مستند شکایت میکنند، تا دیروز خودشان کلید قطع صدای دیگران را در دست داشتند. ماسک که رسانهای اجتماعی را خرید تا به تعبیر خودش «آزادی بیان» را نجات دهد، در همان سالها حساب روزنامهنگاران را تعلیق کرد، دسترسی به پیوندهای خبری رقبا را محدود کرد و صریحاً گفت صدای منتقدانش را کاهش خواهد داد. حالا که دوربین به سمت خودش چرخیده، همان معیاری که برای دیگران «مدیریت محتوا» نام داشت، برای او «سانسور» شده است.
بنابراین مسئله فقط همین مسدودیت یک صحفه در تیکتاک نیست. مسئله این است که در اقتصاد توجه «آزادی بیان» کالایی است که تنها تا زمانی محترم میباشد که به سود مالک پلتفرم باشد و «دروغ» برچسبی است که هر طرف به روایت طرف دیگر میزند.
نکته جالب اینکه تاریخ سینما و رسانه بارها نشان داده که هیچچیز به اندازه یک سانسور ناگهانی یا مسدودسازی لجبازانه نمیتواند به دیدهشدن یک اثر کمک کند. خبر مسدود شدن حساب تیکتاک این مستند، مثل جرقهای بود که فیلم را موضوعی داغ و بحثبرانگیز در شبکههای اجتماعی کرد.
بسیاری از آدمهایی که شاید حوصله نشستن پای یک مستند طولانی را نداشتند، حالا با این کنجکاوی روبهرو شدهاند که «مگر توی این فیلم چه چیزی گفته شده که اینقدر برای جناب ایلان ماسک ترسناک بوده؟» و همین حواشی، ناخواسته بهترین و رایگانترین تبلیغ برای تیم سازنده شده است.
دیدگاهتان را بنویسید