هشتگ و تاثیرات الگوریتمی | راهنمای شناخت عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام
تا حرف از عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام به میان میآید، گروهی مدعی میشوند هر هشتگ پرطرفدار بازتاب طبیعی گفتوگوی مردم است و احتمال دستکاری را خیالپردازی میشمارند. در مقابل، گروهی دیگر پشت هر پست و کامنت، برنامهای پنهان میبینند و هر هشتگ پرطرفدار را نشانه عملیات دشمن میدانند.
آنچه کمتر به آن پرداخته شده، بررسی دقیق روشهای دستکاری در شبکههای اجتماعی است؛ رویکردی که نه گرفتار شعار شود و نه احتمال دستکاری را انکار کند. این مقاله میکوشد نشان دهد عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام چگونه شکل میگیرد، چه افرادی یا نهادهایی در آن نقش دارند، هشتگها با چه روشهایی دستکاری میشوند و آیا اثر ادعاشده آنها بر ذهن مخاطب با شواهد علمی قابل اثبات است.
تفاوت این نوشته با بسیاری از نقدهای رایج در این است که تلاش میکند هر ادعا را به شواهد قابل بررسی پیوند دهد. وقتی از آژانس تحقیقات اینترنت روسیه (IRA) سخن میگوییم، به گزارشهای رسمی مربوط به پرونده مولر و پژوهشهای دانشگاهی تکیه میکنیم. وقتی از دستکاری هشتگ حرف میزنیم، به پژوهشی دانشگاهی درباره استارتورفینگ زودگذر و شناسایی بیش از ۱۹ هزار هشتگ جعلی اشاره میکنیم. همچنین در بحث پنتاگون و حسابهای جعلی، گزارش واشنگتنپست و بررسی شرکتهای تحلیل شبکههای اجتماعی را در نظر میگیریم.
در عین حال، میان هشتگی که بر اثر فعالیت طبیعی کاربران پرطرفدار شده و هشتگی که با برنامه و هماهنگی دستکاری شده تفاوت میگذاریم. نادیده گرفتن همین تفاوت میتواند تحلیل را به مجموعهای از اتهامهای اثباتنشده بدل کند.
نویسنده: محمد خلیلی
فهرست مطالب
Toggleآیا هر هشتگ طبیعی است؟ | پرسشی بدون پاسخ ساده
صحنهای آشنا را تصور کنید. گوشی در دست دارید و هنگام مرور شبکه اجتماعی، ناگهان با هشتگی پرطرفدار روبهرو میشوید. هزاران پست، دهها هزار لایک[1] و انبوهی از کامنتهای خشمگین یا هیجانزده پیش روی شماست. واکنش اولیه ذهن معمولا ساده است: این موضوع حتما مهم است، چون افراد زیادی درباره آن حرف میزنند.
اما پرسش مهمی در دل همین برداشت ساده وجود دارد. چه روندی باعث شده این هشتگ در فهرست موضوعات پرطرفدار قرار بگیرد؟ آیا هزاران پست واقعا متعلق به هزاران کاربر مستقل است یا بخشی از آنها را صدها حساب هماهنگ یا جعلی منتشر کردهاند؟
برای یافتن پاسخ، باید از دو دیدگاه افراطی فاصله گرفت. دیدگاه نخست، هر هشتگ پرطرفدار را بازتاب طبیعی گفتوگوی عمومی میداند و احتمال دستکاری را نادیده میگیرد. دیدگاه دوم، تقریبا هر هشتگ پرطرفدار را عملیات دشمن تلقی میکند. واقعیت پیچیدهتر از هر دو دیدگاه است. شبکههای اجتماعی هم فضای گفتوگو هستند، هم بازار کسب وکار، هم محصول فناوری و گاهی نیز میدان رقابت اطلاعاتی و روانی.
از همین ابتدا باید چند مفهوم را نیز از هم جدا کنیم تا هر محتوای پرطرفداری را با برچسب عملیات روانی توصیف نکنیم. تاثیر رسانهای یعنی محتوا بر نگرش یا رفتار مخاطب اثر بگذارد. اقناع تلاشی آگاهانه برای تغییر نگرش است. پروپاگاندا نوع سازمانیافتهتری از اقناع است و اطلاعات نادرست به انتشار دادههای غلط اشاره دارد.
عملیات روانی مفهوم گستردهتری است و به تلاش آگاهانه و سازمانیافته برای اثرگذاری بر احساسات، انگیزهها، برداشتها و استدلال جمعی اشاره دارد؛ تلاشی که اغلب اهداف سیاسی یا نظامی را دنبال میکند. جدا کردن این مفاهیم کمک میکند ادعاها را دقیقتر بسنجیم و هم از توهم توطئه دور بمانیم و هم احتمال عملیات سازمانیافته را بیدلیل نادیده نگیریم.
ذهن چگونه به توهم توطئه گرایش پیدا میکند؟ | ریشههای شناختی خطایی رایج
پیش از بررسی نمونهها، باید بدانیم ذهن انسان چگونه میان گفتوگوی طبیعی و فعالیت سازمانیافته تمایز میگذارد و چه عواملی ممکن است این تشخیص را دشوار کنند.
مغز انسان، توان بالایی برای یافتن الگو دارد. روانشناسان یکی از نمودهای این گرایش را آپوفنیا (apophenia) مینامند؛ یعنی دیدن الگو یا ارتباط معنادار میان پدیدههایی که ممکن است ارتباط واقعی نداشته باشند. همین ویژگی به انسان کمک میکند از میان انبوه اطلاعات، رابطههای مهم را تشخیص دهد؛ اما گاهی نیز باعث میشود در دادههای تصادفی، الگویی ببینیم که واقعا وجود ندارد.

برای نمونه، ممکن است در شکل ابرها چهره ببینیم، در اعداد معنایی ویژه پیدا کنیم یا میان چند رویداد همزمان، رابطهای برنامهریزیشده تصور کنیم. از دید تکاملی، چنین حساسیتی در بسیاری از موقعیتها سودمند بوده است؛ زیرا گاهی هشدار اشتباه، هزینه کمتری از ندیدن خطر واقعی داشته است.
در شبکههای اجتماعی، همین ویژگی ذهن میتواند ما را به نتیجهگیری شتابزده برساند. فرض کنید فردی میبیند هشتگی درباره ایران پرطرفدار شده و همزمان چند رسانه خارجی نیز مطالبی منفی درباره ایران منتشر میکنند. ذهن ممکن است به سرعت میان این دو اتفاق رابطه برقرار کند و نتیجه بگیرد که هشتگ با برنامه قبلی برای اثرگذاری بر مخاطبان ساخته شده است.
این برداشت ممکن است درست، نادرست یا تا اندازهای درست باشد. مشکل از زمانی آغاز میشود که ذهن پس از پذیرش الگویی اولیه، بیشتر به شواهدی توجه کند که همان برداشت را تایید میکنند. روانشناسان این پدیده را سوگیری تاییدی (confirmation bias) مینامند. در چنین وضعی، شواهد موافق بیشتر دیده میشوند و شواهد مخالف ممکن است نادیده گرفته شوند.
ترکیب این دو گرایش میتواند زمینه توهم توطئه را فراهم کند؛ یعنی تصور کنیم پشت هر اتفاق مهم یا هر ترند، برنامهای پنهان و هماهنگ وجود دارد. در عمل، شبکههای اجتماعی محل فعالیت بازیگران فراوانی با انگیزههای متفاوتاند. کاربر عادی میخواهد گفتوگو کند، اینفلوئنسر به دنبال افزایش مخاطب است، پلتفرم میخواهد تعامل کاربران بیشتر شود و گروههای سیاسی یا دولتی نیز ممکن است در پی اثرگذاری بر افکار عمومی باشند.
بنابراین، همسو شدن نتیجه فعالیت این بازیگران با منافع دولت یا گروهی خاص، به تنهایی نشانه هماهنگی آگاهانه نیست. حتی الگوریتم پلتفرم میتواند بدون دخالت مستقیم گروهی سیاسی، محتوایی را تقویت کند که نتیجه آن با اهداف همان گروه همسو باشد. تشخیص تفاوت میان این حالتها، بخش مهمی از تحلیل دقیق شبکههای اجتماعی است.
روشهای دستکاری هشتگ | از استارتورفینگ تا هشتگربایی
برای شناخت عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام باید روشهایی را بشناسیم که برای دستکاری گفتوگوهای آنلاین به کار میروند. برخی از این روشها در پژوهشهای دانشگاهی ثبت و بررسی شدهاند.
نخستین روش استارتورفینگ (astroturfing) است؛ یعنی ایجاد ظاهری از حمایت گسترده مردمی، در حالی که این حمایت در واقع حاصل فعالیت حسابهای هماهنگ است. واژه astroturfing از Astroturf، نام چمن مصنوعی، گرفته شده است؛ زیرا حمایت ایجادشده طبیعی به نظر میرسد اما در واقع مصنوعی است.

در این روش، شبکهای از حسابهای جعلی، هکشده یا هماهنگ، در فاصله زمانی کوتاه درباره موضوعی پست منتشر میکنند، مطالب همدیگر را بازنشر میدهند و به آنها واکنش نشان میدهند تا موضوع پرطرفدارتر از میزان واقعی آن به نظر برسد.
در پژوهشی منتشرشده در IEEE European Symposium on Security and Privacy، پژوهشگران بیش از ۱۹ هزار هشتگ جعلی را شناسایی کردند که بیش از ۱۰۸ هزار حساب در انتشار آنها نقش داشتند. در میان این حسابها، هم حساب جعلی وجود داشت و هم حساب واقعی هکشده. پژوهش همچنین نشان داد دستکم ۲۰ درصد از موارد بررسیشده در میان ۱۰ ترند برتر، با استارتورفینگ ارتباط داشتهاند.[2]
روش دوم استارتورفینگ زودگذر (ephemeral astroturfing) است. این روش پنهانتر عمل میکند. حسابهای هماهنگ در مدتی کوتاه تعداد زیادی پست منتشر میکنند تا هشتگ وارد فهرست ترندها شود و سپس پستها را حذف میکنند. در نتیجه، هشتگ دیده میشود اما بخشی از شواهد مربوط به فعالیت هماهنگ از دسترس خارج میشود. پژوهشگران توضیح دادهاند که چنین روشی میتواند تشخیص دستکاری را دشوارتر کند.
روش سوم هشتگربایی (hashtag hijacking) است. در این روش، هشتگی که از قبل مخاطب زیادی دارد برای انتشار پیامی متفاوت مورد استفاده قرار میگیرد. برای مثال، هشتگی درباره موضوعی مشخص پرطرفدار میشود و سپس گروهی هماهنگ پیامهایی نامرتبط یا مخالف موضوع اصلی را همراه همان هشتگ منتشر میکنند. در این حالت، هم پیام تازه از مخاطبان هشتگ بهره میبرد و هم مسیر گفتوگوی اصلی تغییر میکند.[3]
روش چهارم رفتار هماهنگ غیرواقعی (coordinated inauthentic behavior) است. پلتفرمهایی مانند متا این اصطلاح را برای شبکههایی به کار میبرند که اعضای آنها با هماهنگی فعالیت میکنند، اما هویت یا رابطه واقعی خود را با دیگر اعضای شبکه پنهان نگه میدارند. متا در سالهای گذشته بارها شبکههایی از این نوع را شناسایی و حذف کرده است.
شناخت این روشها معیار مناسبی برای بررسی نمونههای واقعی دستکاری هشتک در اختیار ما قرار میدهد.
چه کسانی پشت هشتگهای سمی هستند؟ | کنشگران و منافع آنها
روشهای دستکاری هشتگ، خودبهخود فعال نمیشوند. پشت آنها دولتها، نهادهای نظامی، گروههای سیاسی، جریانهای افراطی، شرکتهای تبلیغاتی یا افراد بانفوذ حضور دارند. هر کدام از این بازیگران نیز هدف و انگیزه متفاوتی دارند.
دولتها و نیروهای نظامی از بازیگران مهم این حوزهاند. در سپتامبر ۲۰۲۲، واشنگتنپست گزارش داد که وزارت دفاع آمریکا فعالیتهای اطلاعاتی و روانی آنلاین خود را پس از شناسایی تعدادی حساب جعلی بررسی کرده است. این حسابها روایتهای موافق با سیاستهای غرب در خاورمیانه و آسیای مرکزی را ترویج میکردند.[4]
توییتر و متا حدود ۱۵۰ حساب مرتبط با آمریکا و بریتانیا را حذف کردند. بررسی Graphika و مرکز Internet Observatory دانشگاه استنفورد نیز نشان داد این حسابها از روشهای فریبنده استفاده کردهاند. پنتاگون در واکنش اعلام کرد فعالیتهای روانی این نهاد هماهنگ، قانونی و در مسیر اولویتهای امنیت ملی انجام میشوند.
نمونه دیگر، آژانس تحقیقات اینترنت روسیه (Internet Research Agency) است؛ این نهاد در سنپترزبورگ فعالیت داشت و هزاران حساب جعلی در شبکههای اجتماعی ایجاد کرد.. بر پایه یافتههای تحقیقات مولر این مجموعه، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکا، فعالیتهایی در حمایت از دونالد ترامپ و علیه هیلاری کلینتون انجام داد.[5]
برخی حسابها با نامهایی مانند Secured Borders و Blacktivist فعالیت میکردند و خود را شبیه فعالان واقعی آمریکایی نشان میدادند. توییتر نیز 3800 حساب مرتبط با IRA را شناسایی کرد و به حدود ۱.۴ میلیون کاربر اطلاع داد که ممکن است با محتوای منتشرشده از سوی این شبکهها در ارتباط بوده باشند.
این نمونهها نکته مهمی را روشن میکنند. استفاده از شبکههای اجتماعی برای اثرگذاری سیاسی به کشور خاصی محدود نیست. آمریکا، روسیه و دولتها و گروههای گوناگون در کشورهای مختلف از فضای آنلاین برای پیشبرد اهداف خود استفاده کردهاند و پژوهشها افزایش چنین فعالیتهایی را در کشورهای متعدد ثبت کردهاند.
گروههای افراطی نیز از دیگر بازیگران این میداناند. طبق گزارش دانشگاه لاند سوئد، گروههایی مثل داعش از پلتفرمهای دیجیتال و محیطهای مرتبط با بازیهای ویدیویی برای جذب مخاطب و گسترش روایتهای خود استفاده کردهاند.[6]
اینفلوئنسرها و چهرههای مشهور نیز ممکن است در انتشار پیامها نقش داشته باشند؛ گاهی آگاهانه و گاهی بدون اطلاع از منشا اصلی محتوا. برخی منابع ایرانی نیز به نقش سلبریتیها در بازنشر پیامهای مربوط به جنگ شناختی اشاره کردهاند.[7]
نکته اصلی این است که همسو بودن هشتگی با منافع دولت یا جریان سیاسی خاص، به تنهایی دخالت آن دولت یا جریان را اثبات نمیکند. برای اثبات فعالیت سازمانیافته باید شواهد مشخصتری وجود داشته باشد؛ مانند شناسایی حسابهای جعلی، کشف ارتباط میان حسابها، اعلام رسمی پلتفرم یا پژوهش معتبر درباره فعالیت هماهنگ.
تاریخ عملیات روانی در رسانهها | از رادیو تا توییتر
عملیات روانی با شبکههای اجتماعی آغاز نشده است. استفاده سازمانیافته از رسانه برای اثرگذاری بر افکار عمومی سابقهای بسیار طولانیتر دارد.
در جنگ جهانی دوم، رادیو از مهمترین ابزارهای تبلیغات و عملیات روانی بود. کشورهای درگیر جنگ از برنامههای رادیویی برای اثرگذاری بر مردم کشورهای دیگر و نیروهای نظامی استفاده میکردند. هدف اصلی، اثر گذاشتن بر برداشت، روحیه و نگرش مخاطبان بود؛ هدفی شبیه آنچه امروز در فضای آنلاین دنبال میشود، هرچند ابزارها بسیار متفاوت شدهاند.
در جنگ سرد، رسانههایی مانند رادیو آزادی و رادیو اروپای آزاد، با حمایت مالی آمریکا، برنامههایی برای مخاطبان کشورهای بلوک شرق پخش میکردند. در سوی دیگر، رسانههای شوروی و چین نیز روایتهای مورد نظر خود را به مخاطبان خارجی ارائه میکردند. رقابت رسانهای در این دوره بخشی از رقابت گسترده سیاسی و ایدئولوژیک بود.
با گسترش اینترنت در دهه ۱۹۹۰، مرحله تازهای آغاز شد. رسانه دیجیتال به تدریج سهم بیشتری از گردش اطلاعات پیدا کرد. ظهور شبکههای اجتماعی در دهه ۲۰۰۰ تغییر مهمتری ایجاد کرد. توییتر در سال ۲۰۰۶ و اینستاگرام در سال ۲۰۱۰ راهاندازی شدند و مخاطب از دریافتکننده محتوا به تولیدکننده و منتشرکننده آن نیز بدل شد.

انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکا توجه گستردهتری را به امکان مداخله سازمانیافته از راه شبکههای اجتماعی جلب کرد. فعالیت IRA روسیه در این دوره به نمونهای شناختهشده و مستند از استفاده سیاسی از حسابهای جعلی و محتوای قطبی بدل شد. پس از آن، دولتها، پژوهشگران و شرکتهای فناوری توجه بیشتری به شبکههای هماهنگ نشان دادند.
در دهه ۲۰۲۰، دامنه بحث گسترش یافت. محیطهای بازی، پیامرسانها و پلتفرمهای مبتنی بر محتوای کوتاه نیز وارد مطالعات مربوط به نفوذ و اثرگذاری آنلاین شدند. گزارش دانشگاه لاند نیز به استفاده برخی دولتها و گروههای افراطی از محیطهای مرتبط با بازی برای جذب مخاطب و انتشار روایت اشاره کرده است.[8]
این روند تاریخی را میتوان چنین خلاصه کرد
رادیو در جنگ جهانی دوم ← رادیوهای بینالمللی در جنگ سرد ← اینترنت در دهه ۱۹۹۰ ← شبکههای اجتماعی در دهه ۲۰۰۰ ← گسترش عملیات هماهنگ آنلاین از دهه ۲۰۱۰ ← پلتفرمهای ویدیویی، بازی و ابزارهای هوش مصنوعی در دهه ۲۰۲۰
ابزارها تغییر کردهاند، اما تلاش برای اثرگذاری هدفمند بر مخاطب همچنان ادامه دارد. با این حال، وجود عملیات روانی هنوز به پرسش مهم دیگری پاسخ نمیدهد؛ میزان اثرگذاری این عملیات چقدر است؟
آیا عملیات روانی واقعا اثر دارد؟ | سنجش ادعا با شواهد
وجود عملیات روانی با موفقیت آن برابر نیست. ممکن است کمپینی گسترده و پرهزینه اجرا شود، اما تاثیر محدودی بر نگرش یا رفتار مخاطبان داشته باشد.
پژوهشی که نتایج آن در Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شد، میزان مواجهه کاربران با محتوای IRA روسیه را بررسی کرد. یافتهها نشان دادند که تاثیر این فعالیتها بر تغییر نگرش شاید کمتر از چیزی بوده که در برخی روایتهای عمومی تصور میشد.[9] پژوهشگران در عین حال تاکید کردند دادههای مورد استفاده آنها بیشتر به دوره پس از انتخابات مربوط است. ازاینرو، نمیتوان با قطعیت گفت فعالیت آژانس نتیجه انتخابات را تغییر داده یا تغییری ایجاد نکرده است. بااینحال، یافتههای پژوهش برخی تصورها درباره قدرت گسترده حسابهای رباتی را زیر سوال میبرد.
اثر محتوا و عملیات روانی همچنین به عوامل متعددی بستگی دارد؛ از جمله سن، محیط خانوادگی، دانش قبلی، فرهنگ، سواد رسانهای، نگرش سیاسی و شیوه ارائه پیام. نوجوانی که در خانوادهای آشنا با سواد رسانهای رشد کرده است، هنگام مشاهده هشتگی مشکوک احتمالا میپرسد چه کسانی آن را ساختهاند و چه هدفی دارند. نوجوانی که چنین زمینهای ندارد، شاید پیام را بدون پرسش بپذیرد .محتوای مشابه میتواند بر دو نفر آثار کاملا متفاوتی داشته باشد.
خود مفهوم اثر نیز نیازمند دقت است. آیا منظور تغییر رای سیاسی است؟ افزایش خشم و ترس است؟ افزایش بیاعتمادی است؟ یا بیشتر شدن تصور مردم از قدرت عامل خارجی؟
در برخی موارد، همین تصور قدرت نیز میتواند اهمیت داشته باشد. اگر مخاطبان باور کنند بازیگری خارجی توانایی گستردهای برای هدایت افکار عمومی دارد، چنین برداشتی ممکن است خود پیامد سیاسی و اجتماعی ایجاد کند؛ حتی اگر تاثیر مستقیم محتوای آن بازیگر، محدود باشد.
از این رو، جملههایی مانند این هشتگ افکار مردم را تغییر داد بدون شواهد کافی، از نظر علمی قابل دفاع نیستند. همبستگی نیز علت را ثابت نمیکند. اگر کاربران یک هشتگ، نگرش خاصی داشته باشند، ممکن است هشتگ باعث شکلگیری آن نگرش شده باشد؛ اما احتمال دیگری نیز وجود دارد که افراد دارای آن نگرش، بیشتر به سوی همان هشتگ رفته باشند.
چگونه هشتگ مشکوک را تشخیص دهیم | چارچوبی عملی
برای بررسی هشتگ مشکوک میتوان چهار پرسش اصلی مطرح کرد. این پرسشها حکم قطعی صادر نمیکنند، اما احتمال خطا در تحلیل را کاهش میدهند.
-
- آیا هماهنگی غیرطبیعی دیده میشود؟ افزایش ناگهانی تعداد پستها در فاصله زمانی بسیار کوتاه، انتشار متنهای مشابه و کاهش ناگهانی فعالیت میتواند ارزش بررسی داشته باشد.
- آیا حسابهای فعال واقعی به نظر میرسند؟ تاریخ ایجاد حساب، سابقه فعالیت، تنوع محتوا، اطلاعات پروفایل و الگوی زمانی انتشار پستها میتوانند سرنخ بدهند. هیچکدام از این نشانهها به تنهایی جعلی بودن حساب را ثابت نمیکند.
- آیا هشتگ از موضوع اصلی خود منحرف شده است؟ ورود هماهنگ حجم زیادی از محتوای نامرتبط به هشتگی پرطرفدار میتواند نشانه هشتگربایی باشد.
- آیا شواهد مستقلی وجود دارد؟ اعلام رسمی پلتفرم، دادههای قابل بررسی، پژوهش دانشگاهی یا گزارش معتبر درباره ارتباط حسابها، بسیار مهمتر از شباهت ظاهری چند پست است.
وقتی چنین شواهدی وجود دارند، ادعا از حد گمان بیرون میآید اما در نبود شواهد کافی، باید با احتیاط سخن گفت. وجود چند نشانه میتواند هشتگ را مشکوک کند، اما اثبات عملیات سازمانیافته نیازمند شواهد قویتر است. همچنین نقد سیاسی، مخالفت با دولت یا محبوبیت ناگهانی موضوعی خاص، به خودی خود نشانه عملیات روانی نیست.
تاثیر طبیعی، همسویی منافع و عملیات سازمانیافته | مرزی که باید شناخت
یکی از مهمترین تمایزها در این بحث، تفاوت میان تاثیر طبیعی، همسویی منافع و عملیات سازمانیافته است. اشتباه گرفتن این سه میتواند تحلیل را به بیراهه ببرد.
تاثیر طبیعی زمانی رخ میدهد که رویدادی توجه مردم را جلب کند و کاربران واقعی، بدون هماهنگی مرکزی، درباره آن، محتوا منتشر کنند. در چنین حالتی ممکن است هشتگ با سرعت زیادی پرطرفدار شود، اما پرطرفدار شدن آن به تنهایی نشانه دستکاری نیست.
همسویی منافع حالت دیگری است. ممکن است گفتوگوی طبیعی کاربران نتیجهای داشته باشد که با منافع دولت، حزب یا گروه خاصی همسو باشد، بدون اینکه همان دولت یا گروه آن را سازمان داده باشد. همسویی نتیجه با منافع سیاسی، اثباتکننده رابطه سازمانی نیست.
عملیات سازمانیافته زمانی مطرح میشود که شواهد نشان دهد فرد، دولت یا گروهی با برنامه قبلی و از راه حسابهای هماهنگ، هویتهای جعلی یا روشهای فریبنده تلاش کرده جریان گفتوگو را دستکاری کند. فعالیت IRA در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا از نمونههای شناختهشده این دسته است.
نادیده گرفتن این تفاوت دو خطا ایجاد میکند. ممکن است گفتوگوی واقعی مردم را بدون سند به عملیات سازمانیافته نسبت دهیم؛ یا در جهت مخالف، شواهد واقعی دستکاری را نادیده بگیریم. تحلیل دقیق باید از هر دو خطا دور بماند.
از محدودیت تا توان تحلیل | سواد رسانهای و راهکارها
هر بار که رسانه تازهای وارد زندگی مردم شده، نگرانی درباره آثار آن نیز شکل گرفته است. چاپ، رادیو، سینما، تلویزیون، اینترنت و شبکههای اجتماعی، هر کدام در دوره خود با بحثهایی درباره کنترل، محدودیت، تنظیمگری و آموزش روبهرو بودهاند.
تجربه تاریخی نشان میدهد کنترل به تنهایی پاسخ کاملی نیست. در فضای اینترنت، دسترسی به اطلاعات از مسیرهای متعدد انجام میشود و محدودیت نیز همیشه مانع دسترسی نمیشود. به همین دلیل، آموزش سواد رسانهای، تنظیمگری متناسب، پژوهش علمی و افزایش توان تولید محتوای معتبر اهمیت زیادی دارند.
آموزش سواد رسانهای باید به مخاطب کمک کند منبع محتوا را بررسی کند، نشانههای فعالیت هماهنگ را بشناسد و میان ادعا و مدرک تفاوت بگذارد. هدف چنین آموزشی نباید گفتن این باشد که مخاطب چه چیزی را باور کند؛ مهمتر این است که بداند هر ادعا را چگونه ارزیابی کند.
پژوهش مستقل نیز ضروری است. مطالعهای که پاسخ آن پیش از جمعآوری دادهها تعیین شده باشد، اعتبار علمی محدودی دارد. بررسی عملیات روانی باید امکان تایید، رد یا اصلاح فرضیه اولیه را فراهم کند.
شناخت الگوریتمها بخش دیگری از سواد دیجیتال است. سامانههای پیشنهاد محتوا اغلب به تعامل کاربران اهمیت میدهند و محتوای هیجانی یا مناقشهبرانگیز میتواند تعامل زیادی ایجاد کند. در نتیجه، بخشی از گسترش محتوا ممکن است حاصل عملکرد الگوریتم باشد، نه دخالت مستقیم شبکهای سازمانیافته.

راستیآزمایی ترندها نیز اهمیت دارد. ابزارهای تحلیل شبکه، بررسی زمان انتشار، رابطه میان حسابها و دادههای عمومی میتوانند به پژوهشگران و روزنامهنگاران برای شناسایی الگوهای غیرعادی کمک کنند.
در کنار این موارد، توان روایتگری نیز مهم است. جامعهای که بتواند اطلاعات دقیق، سریع و قابل اعتماد تولید کند، فضای کمتری برای شایعه و روایتهای گمراهکننده باقی میگذارد.
برخورد امنیتی با همه کاربران شبکههای اجتماعی نه ممکن است و نه میتواند نتیجه مطلوبی داشته باشد. کاربران اینترنت گروهی همسان نیستند؛ انگیزهها، دیدگاهها و میزان مشارکت سیاسی آنها تفاوت زیادی دارد. بنابراین، تحلیل فعالیت کاربران باید بر پایه رفتار و شواهد باشد، نه برچسبزدن عمومی.
آینده عملیات روانی | هوش مصنوعی و پیامهای شخصیشده
هوش مصنوعی مولد، مرحله تازهای در بحث عملیات روانی ایجاد کرده است. تولید انبوه متن، تصویر، صدا و ویدیو اکنون بسیار آسانتر از گذشته شده و همین موضوع میتواند هزینه ایجاد شبکههای جعلی را کاهش دهد.
در گذشته، اداره تعداد زیادی حساب و تولید محتوای متفاوت برای آنها به نیروی انسانی قابل توجهی نیاز داشت. اکنون ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند متنهایی با سبکهای مختلف تولید کنند و حتی در ساخت تصاویر و هویتهای ظاهرا واقعی نقش داشته باشند. در نتیجه، تشخیص محتوای واقعی از محتوای مصنوعی ممکن است دشوارتر شود.
مسئله مهمتر، شخصیکردن پیام است. در آینده ممکن است پرسش اصلی فقط این نباشد که این هشتگ چه پیامی دارد؟ بلکه باید پرسید آیا هر کاربر نسخه متفاوتی از همان روایت دریافت کرده است؟
اگر سامانهای به اطلاعات رفتاری کاربران دسترسی داشته باشد، میتواند زمان فعالیت، موضوعات مورد علاقه و نوع محتوایی را که بیشترین واکنش ایجاد میکند شناسایی کند. همین دادهها میتوانند برای ارائه خدمات بهتر استفاده شوند، اما امکان بهرهبرداری برای اقناع هدفمند نیز وجود دارد.
گزارش دانشگاه لاند به هدفگذاری روانشناختی (psychographic targeting) در میان روشهای اثرگذاری اشاره میکند؛ یعنی استفاده از دادهها برای شناخت بهتر مخاطب و تنظیم پیام متناسب با ویژگیهای او.[10]
از همین رو، مرز میان شخصیکردن محتوا برای بهتر شدن تجربه کاربر و شخصیکردن پیام با هدف دستکاری میتواند بسیار ظریف باشد. گسترش هوش مصنوعی این مسئله را در سالهای آینده مهمتر خواهد کرد.
پایان هشتگ یا آغاز پرسش؟ | جمعبندی
اکنون میتوان به پرسش اصلی بازگشت. آیا هشتگهای پرطرفدار بازتاب طبیعی گفتوگوی عمومیاند یا بخشی از عملیات روانی؟ پاسخ قطعی و عمومی برای همه هشتگها وجود ندارد.
برخی هشتگها حاصل گفتوگوی واقعی کاربراناند. برخی ممکن است به کمک حسابهای هماهنگ تقویت شوند و درباره برخی دیگر نیز شواهد کافی برای قضاوت وجود ندارد. نمونههای مستندی مانند فعالیت آژانس تحقیقات اینترنت روسیه یا پژوهشهای مربوط به استارتورفینگ نشان میدهند دستکاری واقعی است؛ اما وجود این نمونهها ثابت نمیکند که هر ترند سیاسی محصول عملیات سازمانیافته باشد.
برای تشخیص باید به شواهد توجه کرد؛ هماهنگی غیرعادی، حسابهای غیرواقعی، هشتگربایی و گزارشها یا دادههای معتبر. هرچه این شواهد قویتر و مستقلتر باشند، اطمینان ما به وجود دستکاری بیشتر میشود.
مسئله اصلی حضور یا نبودن در شبکههای اجتماعی نیست. مهم این است که هنگام مواجهه با محتوای پرطرفدار بدانیم چه عواملی ممکن است آن را برجسته کرده باشند، الگوریتم چه نقشی داشته، چه کسانی در انتشار آن فعال بودهاند و شواهد موجود تا چه اندازه نتیجهگیری ما را پشتیبانی میکنند.
سواد رسانهای زمانی شکل میگیرد که کاربر پیش از پذیرفتن یا رد کردن روایتی، بتواند پرسش درست مطرح کند و میان نشانه، احتمال و مدرک تفاوت بگذارد. در چنین وضعی، هشتگ پایان تحلیل نیست؛ آغاز پرسش است.
منابع برای مطالعه بیشتر
[1] مراجعه شود به یادداشت جهان تاریک پشت لایکها
[2] پژوهش استارتورفینگ زودگذر
IEEE European Symposium on Security and Privacy، مقاله «Ephemeral Astroturfing Attacks | The Case of Fake Twitter Trends». پژوهشی دانشگاهی درباره حملات استارتورفینگ زودگذر در توییتر، شناسایی بیش از ۱۹ هزار هشتگ جعلی و فعالیت بیش از ۱۰۸ هزار حساب:
https://overdorf.github.io/assets/papers/21EuroSP.pdf
[3] پژوهش هشتگربایی
ResearchGate، مقاله «Detecting Hashtag Hijacking from Twitter». پژوهشی درباره شناسایی هشتگربایی در توییتر و بررسی آن در قالب نشانهای از فعالیت هماهنگ و کارزارهای دستکاری اطلاعات:
https://www.researchgate.net/publication/303362795_Detecting_hashtag_hijacking_from_Twitter
[4] گزارش فعالیتهای پنتاگون در توییتر
روزنامه Times of India با ارجاع به واشنگتنپست، مقاله «Is the Pentagon Using Twitter for Disinformation?» منتشرشده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲. گزارش مربوط به بررسی فعالیتهای روانی پنتاگون پس از کشف حسابهای جعلی، حذف حدود ۱۵۰ حساب از سوی توییتر و متا و یافتههای Graphika و دانشگاه استنفورد:
[5] دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا
ویکیپدیای انگلیسی، مدخل «Russian Interference in the 2016 United States Elections». شامل اطلاعات مربوط به گزارش تحقیقات مولر، آژانس تحقیقات اینترنت روسیه، حسابهایی مانند Secured Borders و Blacktivist و شناسایی بیش از ۳۸۰۰ حساب مرتبط از سوی توییتر:
https://en.wikipedia.org/wiki/Russian_interference_in_the_2016_United_States_elections
[6] استفاده از بازیهای ویدیویی در عملیات روانی
دانشگاه لاند سوئد، گزارش «How Video Games Are Being Used by Foreign Actors and Extremists» منتشرشده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۳. گزارشی درباره استفاده دولتها و گروههای افراطی از پلتفرمهای دیجیتال، شناسایی ۴۰ آسیبپذیری و شش روش، از جمله هدفگذاری روانشناختی:
[7] نقش چهرههای مشهور در بازنشر پیامهای رسانهای
خبرگزاری مشرق، گزارش «رسانههای فارسیزبان به طور کامل اتاق جنگ روانی علیه ایران شدهاند». تحلیلی درباره فعالیت رسانههای فارسیزبان و نقش چهرههای مشهور در بازنشر پیامهای جنگ شناختی:
https://www.mashreghnews.ir/news/1421573
[8] استفاده از بازیهای ویدیویی در عملیات روانی
دانشگاه لاند سوئد، گزارش «How Video Games Are Being Used by Foreign Actors and Extremists» منتشرشده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۳. گزارشی درباره استفاده دولتها و گروههای افراطی از پلتفرمهای دیجیتال، شناسایی ۴۰ آسیبپذیری و شش روش، از جمله هدفگذاری روانشناختی:
[9] بررسی میزان اثرگذاری فعالیت آژانس تحقیقات اینترنت روسیه
MIT Technology Review، مقاله «A Russian Troll Farm May Not Have Been Very Good at Its Job» منتشرشده در ۲۵ نوامبر ۲۰۱۹. گزارشی درباره پژوهش منتشرشده در Proceedings of the National Academy of Sciences و بررسی میزان اثرگذاری آژانس تحقیقات اینترنت روسیه بر نگرش مخاطبان:
[10] استفاده از بازیهای ویدیویی در عملیات روانی
دانشگاه لاند سوئد، گزارش «How Video Games Are Being Used by Foreign Actors and Extremists» منتشرشده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۳. گزارشی درباره استفاده دولتها و گروههای افراطی از پلتفرمهای دیجیتال، شناسایی ۴۰ آسیبپذیری و شش روش، از جمله هدفگذاری روانشناختی:
دیدگاهتان را بنویسید