جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد و بررسی فیلم بیداد ۱۴۰۵ | جنایت نمایشی علیه جوان ایرانی

نقد و بررسی فیلم بیداد ۱۴۰۵ | جنایت نمایشی علیه جوان ایرانی

۱۴۰۵-۰۵-۲۳
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد فیلم بیداد

وقتی ترفند پشت یک شعبده‌بازی را بفهمید، دیگر آن شعبده برایتان جذاب نیست، چون می‌دانید شعبده‌باز دارد چه کار می‌کند و حتی شاید دیگر حوصله دیدنش را هم نداشته باشید! البته شاید بهتر باشد اسمش را به‌جای شعبده، شکنجه بگذاریم! وقتی سازنده این‌همه رنج می‌سازد و حکومت را عامل تمام این رنج‌ها نشان می‌دهد، تو هم زیر فشار این احساسات کمر خم می‌کنی و در نهایت ممکن است همان باوری را بپذیری که او می‌خواهد. اما اگر بدانی چطور دارد تو را بازی می‌دهد، باز هم این رنج را به همان شکل تجربه می‌کنی؟

هدف ما در این نوشته هم دقیقاً همین است. می‌خواهیم جزئیاتی را که سازندگان با برنامه ریزی و ترفند های سینمایی کنار هم چیده‌اند تا باورهای تمدن و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را زیر سؤال ببرند، نشان بدهیم و با افشای این ترفندها، اثرگذاری‌شان را تا حد ممکن از بین ببریم.

پدیدآورنده: علیرضا مرادی

فهرست مطالب

Toggle
  • نقد فیلم بیداد 1405| مقدمه
    • سهیل بیرقی پیش از بیداد
    • داستان فیلم بیداد
    • بازیگران فیلم بیداد
    • عوامل فیلم بیداد
    • الف پیکچرز(Alef Pictures)، ساختار تولید مستقل سهیل بیرقی
    • پلوتو فیلم و ارتباط آن با فیلم‌های ایرانی
    • ساخت مستقل فیلم بیداد
  • فیلمی برنامه ریزی شده با هدف شکنجه عاطفی و القاء باور غلط
  • بخش اول؛ وقتی یک سبک زندگی به اندازه انتخاب یک غذا ساده طبیعی جلوه داده می‌شود.
    • بیایید سکانس به سکانس این بی منطقی را در برابر یک امر طبیعی بررسی کنیم!
  • بخش دوم؛ خشم را بساز، بعد مقصدش را مشخص کن
    • اما این اتفاق‌ها واقعی‌اند؟ یعنی پایه داستان چیست؟
  • جمع بندی نهایی

نقد فیلم بیداد 1405| مقدمه

فیلم سینمایی بیداد(Bidad) که در عرصه بین‌المللی با عنوان فریاد(Outcry) نیز معرفی شده، اثر ایرانی محصول سال ۲۰۲۵ به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی سهیل بیرقی است. این فیلم چهارمین فیلم بلند سینمایی بیرقی پس از من، عرق سرد و عامه‌پسند محسوب می‌شود. بیداد ۱۰۴ دقیقه زمان دارد، به زبان فارسی ساخته شده و شرکت الف پیکچرز(Alef Pictures) شرکت تولیدکننده آن است. فروش و عرضه بین‌المللی فیلم نیز در اختیار شرکت آلمانی پلوتو فیلم(Pluto Film) قرار گرفته است.[۱][۲]

سهیل بیرقی پیش از بیداد

سهیل بیرقی متولد سال ۱۹۸۶ در شهرضا است و پیش از بیداد سه فیلم بلند من(۲۰۱۶)، عرق سرد(۲۰۱۸) و عامه‌پسند(۲۰۲۰) را ساخته بود. در معرفی‌های جشنواره‌ای، آثار بیرقی عمدتاً در قالب درام‌های اجتماعی توصیف شده‌اند، فیلم‌هایی با دروغ و ترفند جامعه ایرانی را در مقابل یک نظام اسلامی ستمگر قرار می‌دهد.

در من شخصیت مرکزی زنی است که خارج از الگو های سالم اجتماعی حرکت می‌کند، عرق سرد مسئله محدودیت یک ورزشکار زن برای خروج از کشور و ادامه فعالیت حرفه‌ای‌اش را مطرح می‌کند و عامه‌پسند نیز بر زندگی زنی تمرکز دارد که در پی ساختن مسیری تازه برای خودش است. در نتیجه بیداد با هدف گیری ارزش های حیاتی تمدن ایرانی در امتداد بخشی از فضای داستانی آثار قبلی بیرقی قرار می‌گیرد، با این تفاوت که این بار  نسل جوان در مرکز داستان قرار گرفته‌اند. جشنواره فیلم‌هایی از جنوب(Films from the South) نیز بیرقی را فیلمسازی با به اصطلاح با جسارت می‌داند اما منظورشان از جسارت تلاش برای نابودی تمدن یک کشور است.[۳]

داستان فیلم بیداد

شخصیت اصلی فیلم بیداد دختر جوانی به نام ستی است که در تهران زندگی می‌کند و به موسیقی و خوانندگی علاقه دارد. ستی می‌خواهد صدایش شنیده شود، اما با محدودیت اجرای عمومی خوانندگان زن روبه‌رو است. او در ادامه خیابان‌های تهران را به محل اجرای خود تبدیل می‌کند و برای رهگذران آواز می‌خواند. اجراهای خیابانی او به‌تدریج مورد توجه قرار می‌گیرند و ستی در میان بخشی از نسل جوان شناخته می‌شود.

پلوتو فیلم(Pluto Film) نیز در معرفی بین‌المللی فیلم، محور اصلی داستان را همین مسیر می‌داند، خواننده جوانی که خیابان را به صحنه اجرای خود تبدیل می‌کند و به‌تدریج به چهره‌ای برای نسل خود تبدیل می‌شود.

بازیگران فیلم بیداد

سروین ضابطیان بازیگر نقش اصلی فیلم و ایفاگر شخصیت ستی است. در کنار او امیر جدیدی و لیلی رشیدی سه بازیگر اصلی ثبت‌شده در اطلاعات رسمی جشنواره کارلووی‌واری و شرکت پلوتو فیلم هستند.

سروین ضابطیان نقش ستی، امیر جدیدی نقش ببین و لیلی رشیدی نقش حمیرا را بازی کرده‌اند.[۶]

عوامل فیلم بیداد

نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی بیداد بر عهده سهیل بیرقی بوده است. پیمان شادمان‌فر مدیر فیلم‌برداری و بامداد افشار آهنگساز فیلم است. حسین قورچیان طراحی و ترکیب صدا را انجام داده و سهیل بیرقی نیز در بخش طراحی تولید و تدوین حضور داشته است.

شرکت تولیدکننده اثر الف پیکچرز(Alef Pictures) است و پلوتو فیلم مسئول فروش و گردش بین‌المللی فیلم است.
ژانر بیداد در اطلاعات پلوتو فیلم درام و عاشقانه(Drama, Romance) ثبت شده است. که این ژانر برای این فیلم بسیار خنده دارد است.

الف پیکچرز(Alef Pictures)، ساختار تولید مستقل سهیل بیرقی

الف پیکچرز شرکت تولیدکننده بیداد است. سهیل بیرقی این مجموعه را در سال ۲۰۲۰ با هدف پشتیبانی از تولید فیلم‌های مستقل تأسیس کرد. بر اساس معرفی جشنواره فیلم‌هایی از جنوب(Films from the South)، تأسیس این شرکت در دوره‌ای اتفاق افتاد که عامه‌پسند، سومین فیلم بلند بیرقی، برای بیش از دو سال امکان نمایش عمومی در ایران نداشت. یعنی او از ابتداء علاقه خاصی به فیلم های غیر قانونی داشته است.

بنابراین الف پیکچرز بیش از آنکه مانند یک استودیوی بزرگ با تولیدات متعدد شناخته شود، در منابع موجود با مسیر تولید مستقل سهیل بیرقی پیوند خورده است. اطلاعات عمومی قابل اتکای منتشرشده درباره مجموعه آثار قبلی این شرکت محدود است و بیداد یکی از مهم‌ترین تولیدات معرفی‌شده آن در سطح بین‌المللی است. جشنواره کارلووی‌واری نیز الف پیکچرز را شرکت تولیدکننده رسمی فیلم ثبت کرده است.

پلوتو فیلم و ارتباط آن با فیلم‌های ایرانی

پلوتو فیلم برخلاف  الف پیکچرز سازنده بیداد نیست. این شرکت مستقر در برلین در زمینه فروش بین‌المللی، توزیع جشنواره‌ای و مشاوره فعالیت می‌کند و تمرکز اصلی خود را بر سینمای مستقل، آثار کراس‌اور و فیلمسازان نوظهور قرار داده است. این شرکت به گفته خودش سالانه حدود هشت عنوان تازه را به مجموعه آثارش اضافه می‌کند و برای حضور آن‌ها در جشنواره‌ها، اکران سینمایی، تلویزیون و پلتفرم‌های آنلاین برنامه‌ریزی می‌کند. [۷]

بیداد نخستین فیلم مرتبط با ایران در مجموعه پلوتو فیلم نیست. یکی از نمونه‌های قبلی، قانون ۱۸۰ درجه(180° Rule) ساخته فرنوش صمدی، محصول ایران در سال ۲۰۲۰ است. این فیلم درباره یک معلم زن در تهران است که پس از مخالفت همسرش با سفر او برای شرکت در یک مراسم عروسی، تصمیمی می‌گیرد که پیامدهای جدی برای زندگی‌اش ایجاد می‌کند.

نمونه دیگر تورهای خالی(Empty Nets) ساخته فیلمساز ایرانی-آلمانی بهروز کرم‌زاده و محصول مشترک ایران و آلمان در سال ۲۰۲۳ است. فیلم درباره امیر و نرگس، دو جوان در شمال ایران، است که رابطه و آینده آن‌ها با مسائلی مانند اختلاف طبقاتی، سنت‌های خانوادگی، فشار اقتصادی، فساد و ساختار اجتماعی درگیر می‌شود. این فیلم نیز در جشنواره کارلووی‌واری حضور داشت و مانند بیداد جایزه ویژه هیئت داوران این جشنواره را دریافت کرد.

در نتیجه بخشی از فیلم‌های ایرانی یا مرتبط با ایران در مجموعه پلوتو فیلم پیش از بیداد نیز به جریان جهانی ساخت آثار رسانه ای ضد ایران و اسلام و همچنین نابودی ارزشمند ترین دارای های جوانان ایرانی یعنی تمدن آن ها پرداخته‌اند.[۸][۹]

ساخت مستقل فیلم بیداد

بیداد به‌صورت مستقل در ایران ساخته شده است. جشنواره کارلووی‌واری هنگام معرفی فیلم اعلام کرد که به دلیل لحن انتقادی اثر، ساخت آن در چارچوب معمول تولید مورد تأیید سانسور امکان‌پذیر نبود. طبق اعلام همین جشنواره، سهیل بیرقی در زمان تولید فیلم نیز از سوی مقام‌های ایرانی مورد تحقیق قرار گرفت.

جالب است حتی در ساخت فیلم غیر قانونی به جای تمرکز بر اینکه این فیلم برخلاف قوانین ساخته شده است. تمرکز بر تهدید های موجود برای سازندگان بوده تا حتی در معرفی فیلم هم از ساختار نقد کنند. واقعا عجیب است غیر قانونی پیش می‌روند و از این غیر قانونی بودن کسب اعتبار می‌کنند، هر جای دیگر دنیا بود در هر شکلی حتی اجازه پخش در کشور دیگر داده نمی‌شد، این یعنی بزرگترین قدرت های دنیا خوب می‌دانند که این آثار بر علیه تمدن ایرانی اسلامی ای است و تلاش برای ضربه زدن به آن در هر سطحی دارند.

نام بیداد در ابتدا همراه دیگر آثار بخش مسابقه اصلی جشنواره کارلووی‌واری اعلام نشد. جشنواره توضیح داد که در اوایل ژوئن ۲۰۲۵ یازده فیلم بخش مسابقه گوی بلورین معرفی شده بودند اما نام فیلم دوازدهم برای حفظ امنیت گروه سازنده اعلام نشده بود. پس از آنکه اعضای گروه فیلم توانستند از ایران خارج شوند، جشنواره در ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵ رسماً اعلام کرد که بیداد دوازدهمین فیلم حاضر در بخش مسابقه اصلی است.

نخستین نمایش فیلم بیداد

اولین نمایش جهانی بیداد در پنجاه‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی‌واری در جمهوری چک برگزار شد. فیلم در بخش اصلی رقابتی جشنواره یعنی مسابقه گوی بلورین(Crystal Globe Competition) حضور داشت.

جایزه فیلم بیداد در جشنواره کارلووی‌واری

همه جشنواره ها دستور العمل محرمانه جریان ضد تمدن اسلامی را خوب بلدند و هر وقت یک فیلم این چنینی می‌آید بی دریغ به او جایزه می‌دهند. بیداد در پایان پنجاه‌ونهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی‌واری موفق به دریافت جایزه ویژه هیئت داوران(Special Jury Prize) بخش مسابقه گوی بلورین شد. جوایز جشنواره در ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۵ اعلام شدند.[۱۲]

حضور بیداد در جشنواره‌های بین‌المللی دیگر

متاسفانه پس از نخستین نمایش در کارلووی‌واری، بیداد در جشنواره‌های متعددی در کشورهای مختلف از جمله گرجستان، برزیل، کانادا، ایتالیا، نروژ، استونی، آلمان، هند، ترکیه، بلژیک، لهستان و ایالات متحده به نمایش درآمد.  همچنین این فیلم در جشنواره موو(MOOOV) موفق به دریافت جایزه پشت صحنه(Behind the Scenes Award) شد.
اینکه به چه راحتی این فیلم در همه کشور ها پخش می‌شود خودش یکی از اصلی ترین نکات اثبات کننده جهان نمایشی بر علیه ایران و اسلام است.

انتشار نسخه کامل فیلم بیداد در یوتیوب

در نهایت برای مخاطبان ایرانی و هدف اصلی این جنایت نمایشی این اثر در مرداد ۱۴۰۵ / اوت ۲۰۲۶ مستقیماً از طریق کانال یوتیوب سهیل بیرقی در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

فیلمی برنامه ریزی شده با هدف شکنجه عاطفی و القاء باور غلط

در یک نگاه ساده، فیلم بیداد فیلمی درباره محدودیت یک دختر جوان برای خوانندگی به نظر می‌رسد، دختری که خواسته‌ای شخصی دارد و در مسیر رسیدن به آن با موانع قانونی و اجتماعی روبه‌رو می‌شود. اما کافی است کمی از سطح داستان فاصله بگیریم تا روشن شود این اثر با دقتی بالا برنامه ریزی شده تا باورهای حیاتی جامعه را به نابودی بکشد. بیداد از همان ابتدا زمین بازی را طوری می‌چیند که مخاطب احساس و نظر سازنده را دریافت کند و کاملاً اقناع شود.

در یک سوی این تقابل، ستی، کاراکتر اصلی، قرار دارد؛ کسی که زندگی او در خوانندگی خلاصه می‌شود. فیلم تمام ظرفیت عاطفی خود را خرج می‌کند تا مخاطب هرچه بیشتر به او نزدیک شود. در سوی دیگر، مجموعه‌ای از قواعد، آدم‌ها و نهادها قرار گرفته‌اند که عمدتاً سرد، محدودکننده و بی‌انعطاف نمایش داده می‌شوند و حتی فرصت کافی ندارند منطق، نگرانی یا جهان‌بینی خود را توضیح دهند. در چنین چینشی، مخاطب عملاً پیش از آنکه امکان داوری پیدا کند، به سوی یک حکم مشخص هل داده شده است.

با این توصیف، که فقط برداشت ما نیست و بسیاری از تحلیل‌گران بزرگ سینما هم با این نظر موافق هستند، دیگر با یک روایت درام عاشقانه ساده طرف نیستیم. جوان ایرانی در مقابل یک اثر کاملاً از پیش برنامه‌ریزی‌شده برای نابودی تمامی باورهای ارزشمند او می‌نشیند.

فیلم فقط نمی‌خواهد رنج یک کاراکتر عادی در یک زندگی نرمال را نشان دهد، در واقع، فیلم تلاش می‌کند در یک نظام برنامه‌ریزی‌شده متهم بسازد و با پروراندن عاطفه و هیجان، ارزش‌ها را نابود کند. در این فیلم، ما در حال تماشای دو نظام ارزشی متفاوت نیستیم که هرکدام استدلال، پیشینه و طرفداران خود را داشته باشند. در جهان بیداد، بخش مهمی از باورهای ایرانی و اسلامی در جایگاه متهم می‌نشینند؛ باورهایی که غالباً خشک، تحمیل‌گر، عقب‌مانده و فاقد پاسخ عقلانی تصویر می‌شوند.

بیداد را می‌توان در امتداد بخشی از سینمای اجتماعی سال‌های اخیر دید؛ سینمایی که اصرار دارد نوع خاصی از تهران زیرپوستی را به‌عنوان تهران واقعی‌تر، صادق‌تر و زنده‌تر جا بزند. تهرانی که در آن نسل جوان ظاهراً از ارزش‌های رسمی عبور کرده، قواعد سنتی را پشت سر گذاشته و زندگی حقیقی خود را جایی بیرون از ساختارهای عمومی پیدا کرده است؛ مانند فیلم سینمایی پرحاشیه تهران کنارت که در گذشته در مورد آن بحث شد. شباهت مورد بحث، مسئله نوعی جهان‌سازی مشترک است که زیست غیررسمی و هنجارشکن را به‌عنوان چهره طبیعی نسل جدید عرضه می‌کند و بخش مذهبی یا سنتی جامعه را یا از تصویر حذف می‌کند یا در نقش مانع، فشار و محدودیت نگه می‌دارد.

به نظر می‌رسد اگر بگوییم یک جنایت نمایشی سیاسی بهتر است تا بگوییم فیلم. این اثر سیاسی، جهانی متفاوت از واقعیت درون ایران می‌سازد. جهانی که ستی در آن زندگی می‌کند، یک خرده‌فرهنگ یا یکی از چند شکل موجود زندگی در ایران را نشان نمی‌دهد؛ داستان تا حد زیادی آن را تنها حالت و صورت واقعی زندگی جوان ایرانی جا می‌زند. آدم‌های اطراف ستی با او همراه‌اند، رهگذران برایش می‌ایستند، اجرای او دیده می‌شود و مخاطب دائماً با جامعه‌ای مواجه است که ظاهراً مشکلی با این سبک زندگی ندارد. مانع اصلی، نهادها و باورهایی هستند که هنوز اجازه نمی‌دهند این جامعه، واقعیت خودش را آشکار کند.

این تصویر اگر پذیرفته شود، نتیجه سیاسی آن هم تقریباً روشن و از قبل آماده است. جامعه تغییر کرده، اکثریت زندگی دیگری می‌خواهند و تنها یک ساختار قدرت و منظومه‌ای از باورهای قدیمی مانع تحقق خواسته آن‌ها شده است.

برای جامعه‌ای که بخش بزرگی از هویت تاریخی و اخلاقی‌اش بر مجموعه‌ای از باورهای ایرانی و اسلامی بنا شده، چنین تصویرسازی‌ای یک جنایت نمایشی است. البته جنایت اصلی در ادامه اشاره می‌شود که فرقی با تحمیل نظر ندارد. فکر کنید قرار است کسی را شکنجه بدهند تا با فشار درد و رنج، یک مسئله را بپذیرد، دقیقاً نتیجه با این فیلم یکی است.

 فیلم مخاطب را در یک خشم و حرص و رنج حساب‌شده می‌برد تا باوری را که خودش می‌خواهد، زیر پوسته این خشم القا کند! بین این دو فرقی وجود دارد؟ یکی با درد شکنجه بدنی باوری را تحمیل می‌کند، دیگری با درد هیجانی و همدردی با رنج ساختگی در فضای رمانتیک، باوری را تحمیل می‌کند. هر دو شکنجه‌گر و هر دو جانی‌اند.

برای درک این ادعا، در چند بخش دقیق‌تر فیلم را بررسی می‌کنیم.

بخش اول؛ وقتی یک سبک زندگی به اندازه انتخاب یک غذا ساده طبیعی جلوه داده می‌شود.

فیلم با ستی شروع می‌شود، دختری که شیفته موسیقی و خوانندگی است و می‌خواهد صدایش شنیده شود. در ابتدای فیلم، تلاش او برای پیدا کردن راهی رسمی و گرفتن مجوز، او را مقابل آدم‌هایی قرار می‌دهد که قرار است نماینده نگاه مخالف باشند.

ستی برای خواسته‌اش نیاز چندانی به استدلال ندارد. فیلم اساساً از او نمی‌پرسد چرا این خواسته درست است، حدود آن کجاست یا چه نسبتی با جامعه دارد. چون در منطق فیلم، خواسته ستی از قبل طبیعی فرض شده است. خواندن برای او درست مثل دوست داشتن یک غذای خاص، یک رنگ یا یک رشته هنری نمایش داده می‌شود، امری شخصی، ساده، بی‌ضرر و کاملاً عادی.

اگر مسئله را از ابتدا این‌طور تعریف کنید، تقریباً نیمی از جدال را قبل از شروع آن برده‌اید.

فرض کنید شخصی فقط می‌گوید من این غذا را دوست دارم و در مقابل، گروهی از آدم‌های سرد و عبوس بدون ارائه هیچ دلیل قابل فهمی می‌گویند، نباید بخوری. مخاطب طبیعتاً از خودش می‌پرسد این آدم‌ها چه مشکلی دارند؟ چرا باید جلوی چنین خواسته ساده‌ای را گرفت؟

بیداد تقریباً در حال القاء این مفهوم است، با این تفاوت که موضوع واقعی بسیار پیچیده‌تر از انتخاب یک غذاست.

در طرف مقابل ستی، آدم‌هایی قرار دارند که یا نمی‌توانند او را بفهمند، یا فرصت کافی برای توضیح جهان‌بینی خود پیدا نمی‌کنند، یا استدلالشان چنان ساده و ضعیف نوشته شده که از ابتدا جدی‌گرفتن آن دشوار است. فیلم در سکانس‌های مربوط به تلاش ستی برای فعالیت رسمی، تقریباً هیچ نماینده فکری قدرتمندی برای دیدگاه مخالف نمی‌سازد. مخاطب قرار نیست با بهترین استدلال آن نگاه مواجه شود، قرار است با تصویری از آن نگاه مواجه شود که شکست‌دادنش بسیار آسان است.

بیایید سکانس به سکانس این بی منطقی را در برابر یک امر طبیعی بررسی کنیم!

سکانس اول: یک سکانش فوق العاده ساده ولی در پس زمینه بسیار پیچیده و با تحلیل های از پیش برنامه ریزی شده، دختر داستان یعنی ستی یک ضبط داشته ولی صدای او را کاملا زیر صدای مرد انداخته اند این خود یک نماد سینمایی است که سازنده تلاش دارد بگوید زن در تمام داستان زندگی این ایران زیر سلطه مرد بوده است.

حالبته نکته اصلی این نیست، نکته اصلی اینجاست که یک برخورد کاملا غیر منطقی بدون هیچ توضیح دقیق یا حتی ارجاع به یک شخصی که توانایی اقناع دارد، بدون درک رنج واقعی و در نهایت عدم تمایل برای صحبت تلاقی می‌کند با اذان نماز و وضوء که همان تارگت های اصلی سازنده برای تخریب است شما خشم از بی منطقی و درک نکردن طرف مقابل را با شنیندن صدای اذان و وضوء گرفتن تجربه می‌کنید.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-18-52-23-919.mp4

سکانس دوم: انگار واقعاً کسانی که این باورها را دارند، خودشان هم نمی‌دانند چرا این مسائل قانون شده‌اند و فقط تعصب صرف و تقلید صرف! اما واقعیت این نیست. در پس‌زمینه این باورها، واقعیت‌های علمی وجود دارد، از دلایل عقلی گرفته تا پژوهش‌های فراوان علمی که قطعاً در این مقاله جای صحبت در مورد آن‌ها نیست. و فقط انتظار داریم مخاطب این نوشته این مسئله را بداند که وضعیت پیچیده‌تر و منطقی‌تر از آن چیزی است که این فیلم نشان می‌دهد.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-18-53-59-057.mp4

سکانس سوم: این بخش دیگر با پیاز داغ بیشتری روایت می‌شود. در یک کنسرت زنانه، مسئولان مربوط گیرهای الکی می‌دهند و خواسته‌هایی دارند که در ظاهر بسیار مسخره و بی‌منطق به نظر می‌رسند. انگار سازنده تصمیم دارد مخاطب را کاملاً به این باور برساند که قوانین و باورهای مربوط به خوانندگی زنان، چیزی جز باورهایی پوسیده و تعصب‌گونه نیستند و هیچ فلسفه و منطقی پشت آن‌ها وجود ندارد! البته که در برخی موارد واقعاً چنین برخوردهای نامناسب و بی‌منطقی را شاهد هستیم، اما وقتی فقط همین مسائل نشان داده می‌شوند و تمام داستان صرفاً بر تصویر کشیدن همین برخوردهای بی‌منطق متمرکز می‌شود، مشخص است که هدف، چیزی فراتر از نقد چند رفتار و برخورد نامناسب است.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/9d9aacdf-88d2-482d-9dbd-ba53b82e576d_bandicam_2026-08-12_18-55-41-528_compressed-1.mp4

سکانس چهارم: حالا که کارگردان به‌خوبی و به‌طور کامل این‌گونه نشان داده که گویا هیچ باور منطقی و قابل دفاعی در این مورد وجود ندارد، نوبت به اشاره به یک نماد سیاسی معروف می‌رسد تا در نهایت هدف اصلی خود را به کرسی بنشاند.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-18-58-37-664.mp4

سکانس پنجم: آخرین تیر به قلب هزاران دلیل عقلی و علمی درباره اشتباه بودن برخی سبک‌های زندگی، همین سکانس است؛ جایی که فیلم این‌گونه نشان می‌دهد که این باورها حتی اجازه نمی‌دهند مردم در خلوت و پنهان خود نیز کارهایی را که ظاهراً طبیعی جلوه داده می‌شوند، انجام دهند. در این بخش، استرس و فشار روانی به‌شدت به مخاطب منتقل می‌شود و از اینجا به بعد، سازنده وارد فرایند تولید خشم و هم‌ذات‌پنداری با شخصیت می‌شود تا از طریق درگیر کردن احساسات مخاطب، باورهایی را که مدنظر خودش است القا کند.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-19-01-54-143.mp4

با توجه به بخش های گزینش شده بیایید نکات قبلی را دوباره باهم مرور کنیم.

اگر می‌خواهید یک باور را در ذهن مخاطب بی‌اعتبار کنید، یکی از راحت‌ترین راه‌ها این است که اجازه ندهید آن باور توسط کسی که واقعاً قدرت دفاع از آن را دارد بیان شود. به جای متفکر، یک آدم متعصب بگذارید. به جای استدلال، چند نمی‌شود و صلاح نیست قرار دهید. بعد شخصیت اصلی را مقابل همین آدم‌ها بگذارید و از مخاطب بخواهید قضاوت کند. نتیجه تقریباً از قبل معلوم است.

مخاطب با خودش نمی‌گوید شاید پشت این نگاه یک فلسفه اخلاقی یا فرهنگی وجود دارد که فیلم نشان نمی‌دهد. چیزی که دیده بسیار ساده‌تر است، یک دختر جوان می‌خواهد کاری کاملاً طبیعی انجام دهد و مجموعه‌ای از آدم‌های گرفتار باورهای خشک بی‌هیچ دلیل قابل قبولی جلوی او را گرفته‌اند.

واقعاً هیچ بحثی پشت موضوعاتی مانند حیا، پوشش، روابط اجتماعی و حدود رفتار در فضای عمومی وجود ندارد؟ تمام این‌ها فقط بقایای یک باور بی‌منطق‌اند که عده‌ای به دلایل نامعلوم حاضر نیستند رهایش کنند؟

حتی اگر فقط تجربی هم به قضیه نگاه کنیم و از ادبیات دینی هم خارج بشویم، پاسخ چنین پرسشی منفی است.

برای نمونه، در پژوهشی روی ۱۱۸ زن مسلمان در آمریکا، حجاب، تجربه ابژه‌سازی جنسی، تصویر بدن و نشانه‌های اختلال خوردن را بررسی کردند. در این مطالعه، میزان استفاده از حجاب با گزارش کمتر تجربه ابژه‌سازی جنسی همراه بود و تجربه ابژه‌سازی نیز با متغیرهایی مانند شرم بدنی و نشانه‌های اختلال خوردن ارتباط داشت.[۱۴] پژوهشی دیگر روی ۵۸۷ زن مسلمان بریتانیایی نیز گزارش کرد زنانی که از حجاب استفاده می‌کردند، پس از کنترل متغیر دینداری، به طور متوسط تصویر بدنی مثبت‌تر و درونی‌سازی کمتری از استانداردهای زیبایی رسانه‌ای داشتند.[۱۵]

البته که نمی‌خواهیم یک سبک زندگی را با همین یک پژوهش سالم و دیگری را شیطانی نشان بدهیم، فعلا قصد داریم پیچیدگی درک بشود و از طبیعی جلوه داده شدن فاصله بگیرد در واقع این پژوهش ها نشان می‌دهند مسئله حیا، پوشش، نگاه اجتماعی به بدن و نحوه بازنمایی زن اصلاً آن پدیده پوچ و بدون مبنایی نیست که بتوان هرگونه محدودیت یا نگرانی درباره آن را با چند شخصیت کاریکاتوری کنار زد.

بحث وجود دارد. پژوهش وجود دارد. فلسفه اخلاقی وجود دارد. اختلاف نظر هم وجود دارد.

بیداد از میان همه این‌ها، تقریباً فقط تصویر ساده‌ای را انتخاب می‌کند که برای نتیجه مورد نظر خودش مناسب است.

از طرف دیگر، اساساً موضوع فیلم را نباید در آیا یک زن حق دارد آواز بخواند یا نه؟ زندانی کرد. فیلم یک بسته فرهنگی بسیار وسیع‌تر می‌سازد. ستی بخشی از جهانی است که شکل پوشش، موسیقی، روابط، سبک حضور در اجتماع و فاصله گرفتن از هنجارهای رسمی را کنار یکدیگر قرار می‌دهد. پس وقتی فیلم تمام این جهان را بی‌عارضه و طبیعی می‌کند، در حال داوری درباره یک سبک زندگی است، نه صرفاً یک استعداد هنری.

پس چرا پیامدهای این سبک زندگی تقریباً هیچ سهمی از روایت ندارند؟

وقتی قرار است درباره باور دینی صحبت شود، فیلم می‌تواند زشت‌ترین و عقب‌مانده‌ترین صورت آن را انتخاب کند؛ اما وقتی نوبت به جهان ستی می‌رسد، تقریباً همه‌چیز با شور جوانی، موسیقی، صمیمیت، آزادی و رنگ همراه می‌شود. یک طرف دائماً باید پاسخ‌گوی آثار و محدودیت‌هایش باشد، طرف دیگر حتی لازم نیست ثابت کند بی‌ضرر است.

این توازن نیست، این چیدن نتیجه پیش از آغاز بحث است.

بخش دوم؛ خشم را بساز، بعد مقصدش را مشخص کن

تا اینجا فیلم یک کار اساسی انجام داده است، خواسته و جهان ستی را طبیعی کرده و نگاه مقابل را از بخش بزرگی از منطق خود خالی کرده است.

اما این برای رسیدن به هدف نهایی کافی نیست. اگر مخاطب فقط فکر کند طرف مقابل کمی غیرمنطقی است، هنوز آن خشم لازم شکل نگرفته. فیلم باید کاری کند که این باور برای مخاطب نه فقط غلط، که آزاردهنده و نفرت‌انگیز شود.

اینجاست که رنج ستی وارد مرکز اصلی داستان می‌شود.

ما افسردگی او را می‌بینیم. ناامیدی‌اش را می‌بینیم. شکستش را می‌بینیم. به او نزدیک شده‌ایم و فیلم مرتب هزینه‌ای را که این محدودیت بر زندگی‌اش گذاشته جلوی چشممان می‌آورد. هرچه ستی بیشتر آسیب می‌بیند، طرف مقابل او از نظر عاطفی منفورتر می‌شود.

بعد مرحله دیگری شروع می‌شود، ستی از یک دختر تنها به چهره‌ای دیده‌شده تبدیل می‌شود. در خیابان می‌خواند، مردم جمع می‌شوند و اجراها دست‌به‌دست می‌شوند. معرفی رسمی بین‌المللی فیلم نیز دقیقاً بر همین مسیر تأکید دارد و ستی را کسی معرفی می‌کند که از اجرای خیابانی به صدای یک نسل تبدیل می‌شود.[۱۳]

مردمی که فیلم انتخاب می‌کند عمدتاً ستی را می‌پذیرند. به او گوش می‌دهند، دورش جمع می‌شوند و او را بالا می‌برند. در منطق تصویری فیلم، گویی جامعه رأی خودش را داده است، مردم مشکلی ندارند، نسل جوان مشکلی ندارد، خیابان مشکلی ندارد. مشکل همان ساختار رسمی است.

از اینجا برخورد حاکمیتی وارد روایت می‌شود و حلقه کامل می‌شود. برای اینکه ترفند های شعبده گونه این سازنده کاملا برآب شود لحظه به لحظه در فیلم مرور می‌کنیم که ببینم سازنده چگونه با برنامه ریزی از قبل خشم تولید می‌کند تا مخاطب را غرق در رنج شخصیت کند و باور غلط خود را جا بینداز.

سکانس اول: خوشحالی ستی و روز های خوب او بعد از وایرال شدن خوانندگی! اگر می‌خواهی حال کسی را بد کنی اول حال خوبش را نشان بده!

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-19-19-35-551.mp4

 

سکانس دوم: دستگیری او در بدترین حالت ممکن انگار او قتلی انجام داده! در این بخش به جز ترفند های شیطانی یک دروغ هم وجود دارد واقعیت این است که در دستگیری زنان و دختران از مامور مرد استفاده نمی‌شود اما سازنده از همین صحنه هم به دنبال نماد سازی است!

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-19-45-07-025.mp4

سکانس سوم: اعتراف گیری از ستی و پرورش خشم مخاطب به دلیل برخورد های عجیب بازپرس! دقت کنید سازنده در حال تجمیع تمامی دلائل برای نفرت بیننده از همه این ساختار است! 

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-19-47-12-653.mp4

سکانس چهارم: خب، حالا که دستگیر شد، در برخی کشورها هم پلیس جدیت خودش را دارد! حالا چه کنیم که مخاطب دیگر از شدت رنج و حرص غش و ضعف برود؟ یک دروغ عجیب بساز و آن را در کنار تصویر یک زن باحجاب قرار بده تا خشم مخاطب بعد از اینکه دید همه چیز افتضاح است در این ماجرا چند برابر شود.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-19-50-29-012.mp4

سکانس پنجم: انگار سازنده از هوش مصنوعی خواسته سناریویی بنویسد که در آن هر اتفاق ممکنی کنار هم قرار بگیرد تا خشم مخاطب لحظه‌به‌لحظه بیشتر شود! حتی ظاهراً برایش مهم نیست که مخاطب ممکن است از خودش بپرسد! آیا واقعاً طبیعی است که این همه اتفاق منفی، یکی پس از دیگری و درست در کنار هم رخ بدهند؟ چون هرچه جلوتر می‌رویم، سکانس‌به‌سکانس با اتفاقی بدتر و تلخ‌تر روبه‌رو می‌شویم؛ اتفاقاتی که بیش از آنکه طبیعی به نظر برسند، انگار برای تشدید خشم و فشار احساسی مخاطب چیده شده‌اند. تازه اگر بخواهیم احساسات نوجوانان را هم به‌طور کامل درگیر کنیم، بهتر است یک لکنت زبان هم به کاراکتر بدهیم؛ دیگر کار تمام است!

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-19-56-43-044.mp4
https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/bandicam-2026-08-12-19-58-58-548.mp4

در ادبیات روان‌شناسی رسانه برای بخشی از این فرایند از مفاهیمی مانند انتقال روایی(Narrative Transportation) یا غرق‌شدن در روایت استفاده می‌شود. گرین(Green) و بروک(Brock) در پژوهش کلاسیک خود نشان دادند هرچه مخاطب بیشتر در یک داستان غرق شود، احتمال پذیرش باورهای همسو با آن روایت و ارزیابی مثبت‌تر شخصیت اصلی بیشتر می‌شود.[۱۶] پژوهش‌های بعدی نیز نشان داده‌اند همانندسازی با شخصیت و درگیرشدن عاطفی با قصه می‌تواند نگرش مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.این مفهوم برای فهم کار بیداد بسیار مهم است.

فیلم قرار نیست اول یک استدلال سیاسی کامل مقابل مخاطب بگذارد و سپس بپرسد آیا با آن موافق است یا نه. راهی که انتخاب کرده پیچیده تر است، مخاطب را وارد زندگی ستی کن، کاری کن آرزوی او آرزوی مخاطب شود، شکست او را شخصی کن، طرف مقابل را بی‌منطق نشان بده، رنج را بیشتر کن، بعد در لحظه‌ای که مخاطب کاملاً از نظر عاطفی آماده است، ساختار سیاسی را به‌عنوان عامل اصلی این رنج وارد کن.

حالا مخاطب دیگر در حال تحلیل یک حکم فرهنگی نیست. عصبانی است. و خشم، دقیقاً همان چیزی است که فیلم لازم دارد.

خطر این شیوه آنجاست که مخاطب این خشم فقط یک مسئول، یک قانون یا یک تصمیم اداری باقی نمی‌ماند. فیلم از ابتدا آن تصمیم را به مجموعه‌ای وسیع‌تر از باورهای دینی و فرهنگی متصل کرده است. بنابراین رنج ستی آرام‌آرام می‌تواند در ذهن مخاطب با خود آن نظام ارزشی گره بخورد.

این روند برای مخاطب نوجوان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ مخاطبی که بسیاری از داوری‌های فرهنگی و سیاسی‌اش هنوز در حال شکل‌گیری است. او ممکن است هرگز کتابی درباره فلسفه حجاب، اخلاق جنسی، نسبت آزادی فردی و جامعه یا مبانی فقهی این احکام نخوانده باشد. چیزی که در برابرش قرار گرفته، یک تجربه عاطفی دو ساعته است: این دختر را دوست داشته، رنجش را دیده و تمام کسانی که به یک دستگاه ارزشی مشخص متصل شده‌اند عامل آن رنج دیده است.

در چنین وضعی، چه چیزی قرار است در ذهن او بماند؟ یک بحث پیچیده فکری یا یک احساس شدید؟

از نظر من اینجا دیگر صحبت از یک جهت‌گیری هنری ساده کافی نیست. وقتی فیلم آگاهانه عاطفه را جای استدلال می‌نشاند، مخاطب را خشمگین می‌کند و سپس این خشم را به سمت بنیادی‌ترین باورهای فرهنگی او هدایت می‌کند، با شکلی از دستکاری فرهنگی روبه‌رو هستیم. اگر قرار باشد برای آن تعبیر تندتری انتخاب کنم، جنایت فرهنگی برای چنین فرایندی تعبیر بی‌معنایی نیست؛ چون هدف فقط شکست‌دادن یک استدلال نیست، هدف ایجاد نفرت عاطفی نسبت به باوری است که مخاطب شاید حتی فرصت شناختن منطق واقعی آن را پیدا نکرده باشد.

این تفاوت مهمی است.

نقد فکری می‌گوید! این باور توست، این هم قوی‌ترین استدلالش؛ من نشان می‌دهم چرا غلط است.

پروپاگاندای عاطفی مسیر دیگری دارد! این شخصیت را دوست داشته باش، ببین این باور چه بر سرش آورد، حالا از آن متنفر شو.

بیداد در بخش مهمی از روایت خود به مسیر دوم نزدیک می‌شود.

حتی اسکرین دیلی(Screen Daily)، با وجود نگاه مثبت کلی به انرژی فیلم، به ناصافی فیلمنامه و مستقیم و اعلامی‌شدن بعضی دیالوگ‌ها اشاره کرده است. [۱۷] این نکته مهم است، چون نشان می‌دهد مسئله جهت‌گیری آشکار فیلم فقط چیزی نیست که مخالفان ایدئولوژیک آن احساس کرده باشند؛ در نقدهای خارجی نیز مستقیم‌گویی سیاسی و روایی فیلم محل بحث بوده است.

اما این اتفاق‌ها واقعی‌اند؟ یعنی پایه داستان چیست؟

شاید خیلی ها بگویند، این‌ها که ساخته ذهن فیلمساز نیست؛ افراد مختلف از برخوردهای مشابه سخن گفته‌اند، پس فیلم فقط واقعیت را نشان می‌دهد.

اما پاسخ این مسئله خیلی روشن است. میان وجود یک روایت شخصی، اثبات تمام جزئیات آن روایت و تبدیل آن به تصویر کلی یک جامعه و نظام سیاسی فاصله زیادی وجود دارد. صرف اینکه فردی روایتی را در مصاحبه، شبکه اجتماعی یا رسانه بیان کرده باشد، به خودی خود تمام اجزای آن روایت را اثبات نمی‌کند. برای اثبات یک ادعا به سند مستقل، امکان بررسی، تطبیق زمانی، شاهد و قرائن نیاز داریم.

فارق از این دقت منطقی بسیاری از این ادعا ها با شواهد خارجی دیگر و یا شواهد گفتاری کلامی از خود گویندگان رد شده و این مسائل در گذشته بسیار کار شده است.

از طرف دیگر، حتی اثبات چند مورد مشخص نیز به فیلم اجازه نمی‌دهد همان وضعیت را بدون ارائه داده به تجربه عمومی یک نسل تبدیل کند.

اگر قرار است فیلم به ما بگوید مردم همان کسانی‌اند که دور ستی جمع می‌شوند و مخالف اصلی فقط حکومت است، این دیگر یک ادعای جامعه‌شناختی است. برای چنین حکمی باید نشان داد چه سهمی از جامعه همین سبک زندگی را می‌پذیرد، چه سهمی مخالف است، تفاوت نسل‌ها چقدر است و نگرش مردم در شهرها و طبقات مختلف چگونه توزیع شده است. فیلم هیچ‌کدام از این کارها را نمی‌کند. چون قرار نیست پژوهش اجتماعی ارائه دهد، تصویر مطلوب خودش از جامعه را می‌سازد.

این دقیقاً همان امتیازی است که نباید به فیلم داد. و شاید مهم‌ترین قدرت بیداد دقیقاً همین باشد! فیلم نمی‌خواهد مخاطب فقط با سازنده هم‌نظر شود؛ می‌خواهد او احساس کند خودش به این نتیجه رسیده است.

حتی اگر قبول کنیم برخی از این رفتار ها در بعضی مراکز انجام شده! البته اگر یعنی واقعا مشخص نیست چگونه است ما قطعا می‌دانیم اکثرین آن دورغ و ادعای کذب است اما بازهم اگر قبول کنیم یک آدم مشکل دار را نباید به سیستم ربط بدهیم! در سیستم ما هیچ کدام از این رفتار ها را قبول نداریم! یک پزشک نامتخصص پزشکی را زیر سوال نمی‌برد!

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/08/فساد_بدون_واترمارک.mp4

جمع بندی نهایی

در نهایت، مسئله اصلی ما با بیداد صرفاً این نیست که چرا یک فیلم از یک قانون، یک ساختار یا حتی مجموعه‌ای از باورهای دینی و فرهنگی انتقاد می‌کند. نقد کردن حق هر اثر هنری است. مسئله از جایی شروع می‌شود که فیلم به‌جای وارد شدن به یک گفت‌وگوی واقعی، زمین بازی را از همان ابتدا به نفع نتیجه‌ای مشخص می‌چیند، یک طرف را طبیعی، دوست‌داشتنی، جوان و پر از زندگی نشان می‌دهد و طرف دیگر را تا حد ممکن خشک، بی‌منطق، خشن و بدون قدرت دفاع از خودش تصویر می‌کند.

بعد از آن هم کار تمام نمی‌شود. فیلم قدم‌به‌قدم مخاطب را به ستی نزدیک می‌کند، او را در شادی و شکست همراه می‌کند، رنجش را بیشتر و بیشتر جلوی چشم مخاطب می‌آورد و درست در همین فضای عاطفی، باورها و ساختار موردنظر خودش را به‌عنوان عامل این رنج معرفی می‌کند. در نتیجه مخاطب قبل از آنکه فرصت کند درباره اصل مسئله فکر کند، خشمگین شده است، و وقتی خشم شکل گرفت، پذیرش نتیجه‌ای که فیلم از قبل برای او آماده کرده بسیار ساده‌تر می‌شود.

اینجاست که باید دوباره به همان مثال اول برگردیم، وقتی ترفند پشت یک شعبده‌بازی را بفهمید، دیگر مثل قبل تحت تأثیر آن قرار نمی‌گیرید. شاید حتی در مورد بیداد واژه شعبده هم کافی نباشد، چون بخش مهمی از تأثیر فیلم بر ساختن رنج، هم‌ذات‌پنداری و فشار عاطفی استوار شده است.

حال خود را جای یک نوجوان خالی الذهن بگذارید! این فیلم را چه‌گونه می‌بیند؟ و چه‌گونه میفهمد؟ نوجوان خود را تنها نگذاریم!

 

پیوست‌ها:

[۱] جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی‌واری – صفحه رسمی بیداد

[۲] پلوتو فیلم – صفحه رسمی بیداد

[۳] Films from the South – معرفی سهیل بیرقی

[۴] جشنواره کارلووی‌واری – اعلام حضور بیداد در مسابقه گوی بلورین

[۵] سینما جریان – خبر انتشار بیداد در فضای مجازی

[۶] نمناک – اطلاعات انتشار و عوامل بیداد

[۷] پلوتو فیلم – معرفی شرکت

[۸] پلوتو فیلم – فیلم 180° Rule ساخته فرنوش صمدی

[۹] پلوتو فیلم – فیلم Empty Nets ساخته بهروز کرم‌زاده

[۱۰] آرشیو مسابقه Crystal Globe جشنواره کارلووی‌واری ۲۰۲۵

[۱۱] جشنواره کارلووی‌واری – برنامه ۹ ژوئیه ۲۰۲۵

[۱۲] جشنواره کارلووی‌واری – برندگان سال ۲۰۲۵

[۱۳] پلوتو فیلم – بیداد / فریاد

[۱۴] تولایمت و مرادی – زنان مسلمان آمریکایی و تصویر بدنی، ارتباط میان مؤلفه‌های نظریه عینیت‌بخشی و حجاب

[۱۵] سوامی و همکاران – آیا حجاب نقش محافظتی دارد؟ بررسی تصویر بدنی و مؤلفه‌های مرتبط در میان زنان مسلمان بریتانیایی

[۱۶] گرین و براک – نقش غرق‌شدن در روایت در قدرت اقناع‌کنندگی روایت‌های عمومی

[۱۷] اسکرین دیلی – نقد فیلم بیداد به قلم وندی آید

قبلی سید مجید طباطباییان محافظ شخصی رهبری | روایت خاطرات عبدالله یار 37 ساله آقا
بعدی معرفی موشک های ایرانی | سر جنگی بلست(Blast) شنیدی؟

پست های مرتبط

۱۴۰۵-۰۵-۲۷

آیا ترامپ در جنگ ایران پیروز شد؟ | رد تمامی استدلال های مقاله پیروزی ترامپ

alireza.mor110
ادامه مطلب
معرفی موشک های ایرانی

۱۴۰۵-۰۵-۲۵

معرفی موشک های ایرانی | سر جنگی بلست(Blast) شنیدی؟

احمدرضا
ادامه مطلب
سید مجید طباطباییان محافظ شخصی رهبری

۱۴۰۵-۰۵-۲۳

سید مجید طباطباییان محافظ شخصی رهبری | روایت خاطرات عبدالله یار ۳۷ ساله آقا

احمدرضا
ادامه مطلب

۱۴۰۵-۰۵-۲۱

اتهام خون یهودیان چیست؟ | ماجرای خونریزی و خونخواری یهودیان

احمدرضا
ادامه مطلب
نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی 5 (Toy Story 2026)

۱۴۰۵-۰۵-۱۶

نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی ۲۰۲۶ (Toy Story 5) | پیکسار چه خوابی برای کودکانمان دیده است؟ | به‌همراه راهنمای والدین

alireza.mor110
ادامه مطلب

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • S گفت:
    ۱۴۰۵-۰۵-۲۶ در ۱۷:۰۵

    سلام خداقوت
    ای کاش بیشتر صحبت میشد در زمینه روند جامعه شناسی فیلم

    پاسخ
    • alireza.mor110 گفت:
      ۱۴۰۵-۰۵-۲۷ در ۰۰:۲۲

      سلام تشکر از شما
      بله این زمینه خودش نیاز به یک کار به‌خصوصی داره!

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • آیا ترامپ در جنگ ایران پیروز شد؟ | رد تمامی استدلال های مقاله پیروزی ترامپ
  • معرفی موشک های ایرانی | سر جنگی بلست(Blast) شنیدی؟
  • نقد و بررسی فیلم بیداد ۱۴۰۵ | جنایت نمایشی علیه جوان ایرانی
  • سید مجید طباطباییان محافظ شخصی رهبری | روایت خاطرات عبدالله یار ۳۷ ساله آقا
  • اتهام خون یهودیان چیست؟ | ماجرای خونریزی و خونخواری یهودیان
آخرین دیدگاه‌ها
  • alireza.mor110 در نقد و بررسی فیلم بیداد ۱۴۰۵ | جنایت نمایشی علیه جوان ایرانی
  • S در نقد و بررسی فیلم بیداد ۱۴۰۵ | جنایت نمایشی علیه جوان ایرانی
  • احمدرضا در تحلیل یک شایعه | چگونه تشابه اسمی با مجتبی خامنه دستمایۀ عملیات روانی شد؟
  • .... در تحلیل یک شایعه | چگونه تشابه اسمی با مجتبی خامنه دستمایۀ عملیات روانی شد؟
  • ناصر در نقد فیلم طهران ۵۷ | ابی برای آقایش سگ زرد پارس می‌کند!
محصولات
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 300.000
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • دوره درسگفتار غرب شناسی دوره درس گفتار غرب شناسی
    تومان 700.000
  • دوره آموزش تصویربرداری دوره آموزش تصویربرداری (عکاسی و فیلمبرداری)
    تومان 1.100.000
  • کتاب چهههل و یک سیمرررغ کتاب چهههل و یک سیمرررغ
    تومان 270.000
  • گنجینه کامل سومین همایش ملی دشمن‌شناسی و مقاومت | مجموعه فیلم و صوت ۲۰ پیش‌نشست تخصصی و همایش اصلی گنجینه سومین همایش ملی دشمن‌شناسی و مقاومت | مجموعه فیلم و صوت 20 پیش‌نشست و همایش اصلی
    تومان 500.000
  • دوره زن و رسانه دوره زن و رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.000.000
  • دوره مستندسازی با موبایل دوره مستندسازی با موبایل
    تومان 600.000
  • سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی
    تومان 200.000
  • دوره تخصصی دشمن‌شناسی نبرد مقدس دوره تخصصی اردوی دشمن‌شناسی نبرد مقدس سال 1404
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد