معرفی موشک های ایرانی | سر جنگی بلست(Blast) شنیدی؟
یهودیان، باید ماجرای فتح خیبر یادتان بیاید! اصلا چه نیازی به معرفی موشک های ایرانی داریم؟ اکثر ما وقتی با مؤلفۀ دشمنشناسی ربرو میشویم ذهنمان میرود سراغ تاریخ توطئهها، ماهیت رژیم صهیونیستی یا اهداف استکبار جهانی؛ اگر دشمنی را بشناسیم که چه میخواهد، ولی نفهمیم با چه چیزی میخواهیم جلوی خواستهاش را بگیریم یا چگونه ابزارش را خلع سلاح کنیم، این شناخت چه فایدهای دارد؟ دشمنشناسی واقعی، نصفش «او که هست» است و نصف دیگرش «او چگونه میجنگد، با چه سلاحی، و کجای بدنش آسیبپذیر است». نصفه دوم اغلب در بحثها غایب بوده و همین غیاب باعث میشود ما دشمن را بشناسیم اما نتوانیم درست در برابرش بایستیم.
توان نظامی، تنها جایی است که ادعا و واقعیت دشمن در آن بهطور بیواسطه با هم برخورد میکنند. دشمن میتواند در بیانیهها، رسانهها و تحلیلهای سیاسی هرچه دلش میخواهد بگوید، اما وقتی پای یک موشک، یک پدافند یا یک عملیات واقعی به میان میآید، دیگر جایی برای پردهپوشی باقی نمیماند. سامانهای که در برابر یک سرجنگی مشخص ناکام میماند، یا فرماندهی که مجبور به اعتراف به آسیبدیدگی میشود، تصویری از دشمن ارائه میدهد که هیچ تبلیغات یا گفتمان سیاسی نمیتواند آن را وارونه کند پس قطعا وظیفۀ ماست که در برابر عملیات روانی دشمن از توان دفاعی و حملۀ خودمان برای مردم بگوییم.
از سوی دیگر، توان نظامی، تنها معیار قابلاندازهگیری و قابلمقایسهای است که به ما اجازه میدهد موقعیت واقعی خودمان را در برابر دشمن بسنجیم. میتوان بیپایان درباره نیتهای استکبار جهانی یا ماهیت شوم دشمن صحبت کرد، اما این حرفها بهتنهایی به ما نمیگویند که آیا در یک رویارویی واقعی، دست بالا را داریم یا نه. برد یک موشک، دقت یک کلاهک، یا میزان افت عملکرد پدافند دشمن، اعدادی هستند که مستقیماً به این سؤال پاسخ میدهند که اگر امروز درگیری رخ دهد، چه اتفاقی میافتد؟ بدون این دادهها، دشمنشناسی به یک بحث نظری بدون کاربرد عملی تبدیل میشود؛ چند نفر از مردم قبل از جنگهای اخیر رمضان و جنگ دوازده روزه از قدرت واقعی موشکی ایران خبر داشتند؟
فهرست مطالب
Toggleخلاء اطلاعات زمین بازی دشمن است
واقعیت این است که در همان روزهای اول جنگ دوازدهروزه، بخش بزرگی از مردم نه از برد واقعی خیبرشکن خبر داشتند، نه از دقت کلاهکهای عملیاتیشده، نه از اینکه سامانههای پدافندی دشمن اساساً برای مقابله با چه حجم و چه سطحی از حمله طراحی شدهاند. خلأ اطلاعاتی، دقیقاً همان فضایی است که جنگ روانی دشمن با مردم ما در آن نفس میکشد؛ وقتی مردم عدد و رقم واقعی از توان خودشان ندارند، شایعه، تحلیل ترسناک از رسانههای بیگانه و سکوت خبری، بهراحتی جای خودش را در ذهنشان باز میکند و تردید و نگرانی جای اطمینانشان را میگیرد.
اما وقتی همین مردم میفهمند که کارشناس نظامی خود طرف مقابل به فلجشدن سامانههای گنبد آهنین اعتراف کرده و گفته آسمانهایمان اتوبان موشکهای ایرانی هستند، دیگر نیازی به این نیست که کسی به آنها بگوید نگران نباشند؛ خودشان با عدد و مدرک، این باور را در دل میسازند. این بصیرت از جنس شناخت است؛ و به همین دلیل، سکوت درباره توان دفاع و حمله کشور، در واقع دادن میدان به دشمن برای ساختن روایتی است که ما خودمان با آگاهیرسانی ساده و دقیق میتوانستیم آن را از پایه بیاثر کنیم.
از پایان جنگ تحمیلی تا امروز، موشکهای بالستیک ستون فقرات بازدارندگی نظامی جمهوری اسلامی ایران است. کارآمدی این موشکها را میتوان بهروشنی در دو رویارویی بزرگ سال گذشته با دشمنان در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان مشاهده کرد که ثابت کردند برنامهریزی هرساله و تلاش برای خودکفایی در این حوزه، تا چه اندازه دقیق و اثرگذار بوده است. با این روند، پیشبینی میشود موشک بالستیک برای دهههای آینده نیز محور اصلی دکترین دفاعی کشور باقی بماند.
کیفیت و تنوع بالای موشکهای ایرانی، خبر تازهای نیست؛ آنچه تازه است، معرفی مستمر دستاوردهای جدید در این عرصه است از جمله دقت و ویژگیهای خاصی که در موشکهای شلیکشده طی روزهای نقض آتشبس از سوی آمریکا به نمایش گذاشته شد. این روند، گواهی است بر برنامهریزی پیوسته متخصصان صنعت دفاعی کشور برای ارتقای مداوم زرادخانه موشکی موجود.
حبیبی آمریکا که میره، ما میمونیم و شما!
هدف نهایی هر موشک نظامی، رساندن ماده منفجره به هدف و نابودی آن در لحظه برخورد است. این بار انفجاری در جزئی از موشک جای میگیرد که به آن سرجنگی یا کلاهک جنگی(Warhead) میگویند. نسلهای قدیمیتر موشکهای بالستیک و حتی برخی از موشکهای امروزی از سرجنگی ثابت استفاده میکنند؛ یعنی در مرحله پایانی پرواز، کل بدنه موشک همراه با سرجنگی به سمت زمین سقوط میکند. در مقابل، طراحیهای بروزتر سرجنگی جداشونده است یعنی بعد از عبور موشک از نقطه اوج مسیرش، بخش حاوی مواد منفجره از باقی بدنه جدا شده و مستقل به سوی هدف ادامه مسیر میدهد.
موشکهای بالستیک راهبردی ایران که نقش تعیینکنندهای در ناکامماندن دو تجاوز اخیر آمریکا و اسرائیل داشتند طیفی از سرجنگیهای متنوع دارند، هرکدام متناسب با نوع خاصی از عملیات هستند. برای مقایسه این کلاهکها، فارغ از اینکه ثابت باشند یا جداشونده، سه معیار اصلی مطرح است. اینکه آیا قابلیت هدایت دارند؟ از نظر شکل ظاهری چگونهاند؟ و چه نوع محموله انفجاری حمل میکنند؟

هدایت غیرفعال و کنترل هوشمند مسیر
تا حدود ده سال پیش، غالب موشکهای بالستیک صرفاً از طریق سامانه کنترل بردار رانش هدایت میشدند؛ به این معنا که بهمحض تمامشدن سوخت و خاموشی موتور، کنترل موشک از دست خارج میشد و مسیر باقیمانده، غیرقابل هدایت بود. سرجنگیهای جداشونده این دوره نیز فاقد سیستم هدایت بودند، به همین دلیل با طراحی ذاتاً پایدار ساخته میشدند. پس از بازگشت به جو زمین، نیروهای آیرودینامیکی حاصل از حرکت روی بدنه، خودبهخود مسیر را به سمت مختصات نهایی هدایت میکرد.
شواهد نشان میدهد سرجنگی موشکهایی از خانواده شهاب و نسخههای توسعهیافته از آن تا پیش از معرفی عماد فاقد سطوح آیرودینامیکی هدایتشونده بودند. اما نسلهای بعدی با نوآوریهایی مثل بهکارگیری موتورهای راکتی کوچک واکنشی که در پرتابههای خارج از جو راهبرد دارند توانستند پس از جداشدن از بدنه اصلی، مسیر خود را تصحیح کنند.
نخستینبار، این نوآوری در موشک بالستیک کوتاهبرد فاتح-۱۱۰ بهکار گرفته شد که به لطف بالکهای کنترلی نصبشده روی سرجنگی، تا لحظه آخر مسیر قابل هدایت و کنترل باقی میماند. همین ویژگی باعث شد در نسلهای بعدی خانواده فاتح، سرجنگی جداشونده رایجتر شود — سرجنگی کوچک و پرسرعتی که شانس رهگیریشدنش توسط سامانههای پدافندی دشمن، مثل پاتریوت، بهشدت کاهش یافت. دقت بالای کلاهکهای جدید نیز یکی از عوامل اصلی اصابت موفق موشکها به پایگاههای آمریکا در اطراف مرزهای ایران بود.

سرجنگی نسل چهارم موشک فاتح-110 و خلیج فارس از نوع جدا شونده با بالکهدای هدایتکننده
نمونههای گوناگون این موشک، محموله انفجاری شدیدی حمل میکنند که در گونههای زمینبهزمین، سرعتی بیشتر از نمونهی دریایی دارد. علاوه بر این، این موشک از سامانههای پیشرفتهی هدایت و ناوبری نیز بهره میبرد.
مروری بر انواع کلاهکهای موشکهای ایرانی
از نظر ظاهر، نخستین نسل سرجنگیهای موشک شهاب — بهعنوان اولین خانواده موشکهای بالستیک ایرانی — طراحی مخروطی سادهای داشتند که بعدها با دو گونه دیگر تنوع بیشتری پیدا کردند. یکی از این گونهها را میتوان سهمخروطی نامید که با دو بخش مخروطی آغاز میشود(بخش اول با زاویه تندتر)، سپس از طریق یک حجم استوانهای نسبتاً بلند به سومین بخش مخروطی میرسد. بهنظر میرسد این ترکیب هندسی، تا چند سال پیش، رایجترین شکل ظاهر کلاهکهای جنگی موشکهای بالستیک ایران بوده است؛ چراکه علاوهبر خانواده شهاب، در موشکهای قیام، سجیل-۱ و سجیل-۲، عاشورا، قدر-۱، قدر-F و حتی موشک جدید قدر-H نیز همین الگو دیده میشود.

سرجنگی موشکهای ایرانی، از چپ به راست — شهاب-۳ نسل اول، سجیل، قدر-F، قیام-۱
سرجنگی موشکهای قدر و سجیل، در واقع شباهت زیادی به سرجنگی موشک قیام دارند؛ با این تفاوت که یک سطح مخروطی واسط به بدنه بزرگتر این موشکها اضافه شده است. به بیان دیگر، این بخش واسط باید در قسمت بالایی، قطری مطابق با موشک قیام و در قسمت پایینی، قطری هماهنگ با قدر و سجیل داشته باشد. همپوشانی در طراحی نشان میدهد بخش اصلی سرجنگی موشکهای ایرانی میتواند مشترک باشد که هم صرفه اقتصادی بیشتری به همراه دارد و هم انعطافپذیری عملیاتی بالاتری را برای این خانواده موشکی فراهم میکند.
سرجنگیهای نمونههای مختلف موشک شهاب-۳
نوع دیگر دومخروطی است؛ ترکیبی که از دماغه با یک حجم مخروطی آغاز میشود و از طریق یک بخش استوانهای کوتاه، به مخروط انتهایی میرسد. سرجنگی موشکهای دوربرد در واقع از جو خارج میشود، بخش قابلتوجهی از مسیرش را در بیرون از جو طی میکند و سپس دوباره وارد جو زمین شده و به سوی هدف سرازیر میشود. همین طراحی، بهدلیل ضریب پایین نیروی مقاوم کلاهک، باعث شده موشک سجیل هنگام اصابت به سرعت 14 ماخ برسد.
در طول یک دهه گذشته، همزمان با رشد چشمگیر قدرت و تنوع موشکهای بالستیک کشور، متخصصان ایرانی با تکیه بر طرحهای موجود و انجام محاسباتی که پیچیدگی علمی و فنی بالایی دارند، توانستند طرح کلاهکهای موشکی را بهبود ببخشند. این کار تنها به محاسبات آیرودینامیکی و دینامیک پروازی محدود نمیماند؛ یکی از دشوارترین بخشهای ماجرا، تولید موادی است که بتوانند گرمای شدید ناشی از سرعت فراصوت را تحمل کرده و امکان تکمیل مأموریت را برای سرجنگی فراهم کنند.

سرجنگی موشک سجیل
سرجنگی بالکدار؛ نقطه عطف در موشکهای نقطهزن ایرانی
وجه اشتراک فنی نسلهای پیشرفتهتر موشکهای ایرانی نسبت به نسل اول، در معماری سرجنگی جداشونده مانورپذیر(MaRV) با سطوح کنترل آیرودینامیکی نهفته است. این معماری همانطور که گفته شد نخست در خانواده فاتح پیادهسازی و سپس به سایر پلتفرمهای هدایتپذیر تسری یافت و عملیاتی شد. برخلاف کلاهکهای بالستیک خالص نسل اول که پس از قطع پیشران صرفاً مسیر سقوط آزاد(unguided ballistic trajectory) را طی میکردند، این کلاهکها دارای پیشرانه اختصاصی post-separation و حلقه هدایت فعال تا لحظه برخورد هستند.
بالکها نقش نهایی سامانه هدایت-ناوبری-کنترل(GNC) را ایفا میکنند و اصلاح مسیر را در فاز ترمینال(terminal guidance phase) انجام میدهند که حساسیت به خطای زاویهای بیشترین تأثیر را بر شعاع دایره احتمال خطا(CEP) دارد. نتیجه این معماری، گذار از سلاح بالستیک نیمهدقیق به سامانه هدایتدقیق ترمینال است.

موشک عماد با سرجنگی بالکدار
برای اینکه بهتر بشود اثر این موشکها بر توانمندیهای کشور را درک کرد، شاید بد نباشد نگاهی بیندازیم به گفتههای یوزی رابین، مدیر سابق برنامه دفاع موشکی رژیم صهیونیستی، درباره همین سرجنگیهای بالکدار در موشکهای ایرانی. او در اینباره گفته بود:
«به نظرم، ایرانیها توان نصب بالک روی موشکهای بالستیک را دارند و میتوانند با استفاده از این قابلیت، دقت موشکهای خود را بهشدت افزایش دهند و به موشکهای با برد ۲۰۰۰ کیلومتر و توان حمله دقیق برسند. آنها میتوانند با همین موشکهای ۲۰۰۰ کیلومتری که دقت بالایی پیدا کردهاند، کشورهایی مثل اسرائیل و حتی مصر را فلج کنند. اگر عاقلانه اهدافی مثل نیروگاهها را انتخاب کنند و همانها را هدف بگیرند، بدون نیاز به سلاح هستهای هم میتوانند یک کشور را فلج کنند.»
مصاحبه اختصاصی VOA فارسی با یوزی رابین — ۱۹ ژانویه ۲۰۱۸، حدود ۱۸ دقیقه: مشاهده ویدئو در Wikimedia Commons
سخنرانی یوزی رابین درباره تهدید موشکی ایران — JISS، فوریه ۲۰۲۰: مشاهده ویدئو
ویدئوی یوزی رابین درباره برنامه فضایی ایران — JISS، ژوئیه ۲۰۲۰: مشاهده ویدئو

بلوک هدایت، کنترل و سرجنگی در موشکهای ذوالفقار و دزفول
تحول کلاهکهای بالستیک با ظهور رضوان و خیبرشکن | معرفی موشک های ایرانی
شهریورماه سال ۱۴۰۱ بود که یک دستاورد جدید موشکی متعلق به نیروی هوافضای سپاه، در رژه بزرگ نیروهای مسلح رونمایی شد و موشک بالستیک زمینبهزمین رضوان در جوار مرقد مطهر امام خمینی (ره) به نمایش درآمد. در آن زمان، فرمانده وقت کل سپاه پاسداران اعلام کرد که این موشک، بالستیک و نقطهزن است و با سرعت هشت برابر سرعت صوت وارد جو زمین میشود.
به گفته سرلشکر شهید حسین سلامی، این محصول جدید متخصصان دفاعی کشورمان، تکمرحلهای است، حدود هزار و ۴۰۰ کیلومتر برد دارد، از سوخت مایع استفاده میکند و به سرجنگی جداشونده شدیدالانفجار مجهز شده؛ ضمن آنکه امکان پرتاب از سکوهای ثابت و متحرک را دارد و از توانایی هدایتپذیری و اصابت با دقت بالا برخوردار است. این محصول جدید ابعادی مشابه موشک قیام داشت، اما جالب اینجاست که با همین ابعاد یکسان، برد موشک جدید حدود ۵۰۰ کیلومتر افزایش پیدا کرده بود؛ نشانهای روشن از بهبود چشمگیر کیفیت و ارتقای سامانههای مختلف، از جمله سوخت و موتور رضوان.

در نوع کلاهکها هم تفاوتهایی بین مدل نصبشده روی رضوان و آنچه در قیام-۱ و قیام-۲ دیده میشد، وجود داشت. بهرهگیری موشک جدید از سامانهی TVC(تراست ویکتورینگ یا تغییر بردار رانش) برای هدایت و مانور بهتر، نشان میداد متخصصان صنعت دفاعی کشور در حال تعمیم این ویژگی مهم به محصولات مختلف موشکی بومی هستند. علاوه بر این، در انتهای بدنه از بالکهای پایدارساز هم استفاده شده تا هدایت و کنترل موشک با دقت بسیار بالایی انجام شود. یکی دیگر از ویژگیهای مهم این موشک، شعاع مرگبار صدمتری آن بود؛ نکتهای که نشان میداد افزایش برد، بههیچوجه به قیمت کاهش قدرت سرجنگی تمام نشده است.
نسل اول موشک خیبرشکن هم بهمنماه سال ۱۴۰۰، در چهلوسومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی رونمایی شد. این موشک ۱۰٫۵ متر طول، ۸۰ سانتیمتر قطر و ۴٫۵ تن وزن داشت و کلاهکی ۵۰۰ کیلوگرمی را حمل میکرد؛ کلاهکی از نوع انفجاری سریع و شدید، با بردی حدود ۱۴۰۰ کیلومتر.
آنچه خیبرشکن را واقعاً متمایز میکند، خاصیت گلایدشوندگی کلاهک آن در فاز شیرجه نهایی است؛ همین ویژگی است که به موشک اجازه میدهد از پدافند هوایی دشمن عبور کرده و با دقت بالایی به هدف برسد. در دو جنگ اخیر، این توانایی بارها خودش را ثابت کرد و یکی از دلایل اصلی افت شدید عملکرد سامانههای پدافندی آمریکا و رژیم صهیونیستی، و تلاش آنها برای رسیدن به آتشبس با ایران، دقیقاً همین قدرت و دقت بالای خیبرشکن و نسلهای بعدی آن بود.
موشک خرمشهر-۱ هم برای اولینبار در ۳۱ شهریور سال ۱۳۹۶، در مراسم رژه نیروهای مسلح رونمایی شد. آنچه در همان نگاه اول بهوضوح جلب توجه میکرد، طراحی با قطری بهمراتب بیشتر نسبت به موشکهای بالستیک پیشین ایران بود؛ و اولین سیگنالی که این طراحی میداد این بود که این موشک احتمالاً یا برد بیشتری دارد یا میتواند سرجنگی سنگینتری حمل کند. با توجه به تأکید فرماندهی کل قوا شهید آیتالله سید علی خامنهای بر حفظ برد موشکها در محدودهی ۲۰۰۰ کیلومتر در آن مقطع، و همچنین صحبتهای سردار شهید حاجیزاده، فرمانده وقت نیروی هوافضای سپاه، همان روز مشخص شد که برد خرمشهر فعلاً همان ۲۰۰۰ کیلومتر است.
همینجا بود که نگاهها به سمت بحث وزن سرجنگی برگشت و روشن شد ایران اینبار جدیتر از همیشه به دنبال افزایش قدرت تخریبی موشکهایش رفته است. کلاهکی که در نسل اول موشک خرمشهر دیده میشد، از نوع مخروطی ساده بود با نوکی نهچندان تیز و انحنایی کم؛ طراحیای که هدفش کاهش اثرات مخرب حرارت در سرعتهای پروازی بالا و هایپرسونیک بود. خرمشهر ۲ اما نشان داد ماجرا فقط به همان کلاهک اصلی محدود نمیشود؛ سرهای جنگی دیگری هم که در کشور موجودند، قابلیت نصب روی این موشک را دارند. بهعبارت دیگر، این بخش از موشک از یک طراحی ماژولار برخوردار است.
سرجنگی سوم موشک خرمشهر هم شباهت زیادی به نمونههای دومخروطی و سهمخروطی موشکهای شهاب-۳ و قدر داشت. اما نسل جدید این خانواده، یعنی موشک خیبر یا همان خرمشهر-۴، جهش واقعی بود؛ ۱۵۰۰ کیلوگرم ماده منفجره حمل میکرد و کارشناسان صهیونیستی اعلام کردند سرجنگی این موشک به سیستم پیشران مستقل خودش از سری vernier مجهز است. آنها همچنین گفتند سرعت این سرجنگی پس از جدا شدن از بدنه و در فاز شیرجه نهایی روی هدف، حدود ۸ ماخ میرسد که عملا غیرقابل ردیابیست.
کلاهک منفرد یا خوشهای
اگر بخواهیم سرجنگیها را از نظر ماهیت عملکردی دستهبندی کنیم، اولین معیار همین است. منفرد یا غیرمنفرد. کلاهک منفرد، همان نوع پایه و رایج هر موشکی است که بسته به مأموریتی که برایش تعریف شده میتواند انفجاری شدید، ترکشزا، آتشزا یا از هر نوع دیگر باشد؛ البته در موشکهای بالستیک معمولاً همان نوع انفجاری شدید غالب است. نسل اول موشک شهاب-۳، همان کلاهک مخروطی سادهاش، دقیقاً از این جنس بود.
اما نوع دیگری هم وجود دارد که به آن کلاهک چندگانه یا مجتمع میگویند؛ ترکیبی از تعدادی کلاهک کوچکتر که کنار هم قرار گرفتهاند. وقتی زمان مناسب برسد، این کلاهکهای کوچک از سرجنگی اصلی جدا میشوند، از هم فاصله میگیرند و هر کدام به نقطه مشخصی برخورد میکنند. سرجنگی خوشهای را میتوان زیرمجموعهای از همین کلاهکهای مجتمع دانست؛ با این تفاوت که از تعداد زیادی بمبچه(یا بمبلت) تشکیل شده و برای پوشش دادن یک منطقه نسبتاً وسیع که اهدافی با مقاومت پایین در آن پراکندهاند، مناسب است. البته بمبچههای بهکاررفته در سرجنگی خوشهای موشکهای بالستیک، ممکن است از نظر ابعادی با بمبهای خوشهای معمولی که از هواپیما رها میشوند، تفاوت داشته باشند.
نوع دیگری از این خانواده بارانی نام دارد. این کلاهک هم مثل خوشهای از تعداد زیادی بمبچه تشکیل شده، اما فرقش این است که پس از رسیدن به سطح زمین، مهمات بهصورت شعاعی به اطراف پراکنده میشوند، نه از میانه مسیر پرواز.
ختم کلام | موشک ایرانی مجهز به سرجنگی بلست
در جریان تحویل انبوه چهار نوع موشک بالستیک به سپاه پاسداران در سال ۱۳۹۲، وزیر دفاع و پشتیبانی وقت نیروهای مسلح از تجهیز شدن موشکهای ایرانی به سرجنگی بلست خبر داد و از قدر یکاچ و قیام بهعنوان نمونههایی از موشکهای ایرانی که به این کلاهک مجهز شدهاند نام برد. با این حال، به نظر میرسد به دلایلی — از جمله بیمیلی نیروهای مسلح کشور برای آغاز جنگ شهری یا زیرساختی — این مدل از کلاهک تا امروز عملاً مورد استفاده قرار نگرفته است.
بلست(Blast) در اصل یک واژه انگلیسی است که میشود آن را انفجار شدید، انفجار نیرومند یا در قالبی عامیانهتر ترکاندن ترجمه کرد. منظور از این نوع سرجنگی، همان سرهای جنگی شدیدالانفجار است. آنچه پس از اصابت این سرجنگیها ایجاد میشود، یک موج فشرده از هوا — شبیه یک بازدم بسیار قدرتمند — است که با سرعتی فراتر از صوت حرکت میکند و در مسیرش انسان، خودرو، سازه و عملاً هر چیزی را از بین میبرد. البته این موج فقط چند میلیثانیه دوام دارد و اثرش محدود به محوطهای نزدیک به نقطه انفجار میشود.
پس از این موج اول، نوبت به Shockwave میرسد؛ دومین موج انفجاری که برد بیشتری دارد، با سرعتی فراتر از صوت حرکت میکند و عمدتاً انرژی بهمراتب بیشتری نسبت به امواج صوتی معمولی با خود حمل میکند. برای اینکه بشود اندازه این انرژی را بهتر درک کرد، جالب است بدانید مادهای مثل تیانتی در لحظه انفجار امواجی با شتاب ۶۹۰۰ متر بر ثانیه ایجاد میکند؛ سرعتی که بهراحتی میتواند هر نوع سازه و حتی اندامهای درونی بدن انسان را از بین ببرد.
مرحله بعدی در انفجار یک سرجنگی شدیدالانفجار، به ترکشهایی مربوط میشود که از قطعات منهدمشده خود سرجنگی یا بدنه موشک به وجود میآیند. این ترکشها میتوانند نفرات پیاده و انواع وسایل نقلیه را نابود کنند و بسته به میزان مقاومت سازهها و ساختمانها، آسیبهای جدی به آنها وارد کنند.
بعد از این مراحل، به بخش حرارت و آتش میرسیم؛ چیزی که بلافاصله پس از انفجار رخ میدهد. این افزایش ناگهانی گرما، بهخصوص برای سازههای ساختمانی و شناورهای مدرن، بسیار مرگبار است و میتواند سازههای فولادی و آهنی را بهراحتی ذوب کرده و از هم بپاشاند. طبیعی است که اگر انسانی هم در همان نزدیکی حضور داشته باشد، جانش را از دست میدهد؛ و اگر در محل اصابت مواد سوختنی هم وجود داشته باشد، آتشسوزیهای بعدی و ادامه تخریب کاملاً قابل انتظار خواهد بود.
آخرین اتفاقی که معمولاً بعد از انفجار یک سرجنگی شدیدالانفجار رخ میدهد، ایجاد یک خلأ در محل انفجار است؛ خلأیی که مثل یک دَم عمیق، امواج هوا را به همراه تمام ترکشها و ذرات اطراف هدف، دوباره به درون خودش میکشد. همین بازگشت فشار هوا، در کنار ترکشها، باعث میشود میزان تخریب در نقطه انفجار به بالاترین حد ممکن برسد.
اگر بخواهیم پیامدهای شلیک موشکهای بالستیک ایرانی مجهز به کلاهکهایی نظیر بلست را بررسی کنیم، میتوان گفت مجموعه این رویدادها — که همه در کسری از ثانیه رخ میدهند — سرجنگیهای شدیدالانفجار را به گزینهای بسیار مناسب برای پاسخگویی در جنگ زیرساختی و ازبینبردن اهداف در دریا و خشکی، تا شعاع ۲۰۰۰ کیلومتر، تبدیل کرده است. البته امید همیشه این است که نیازی به استفاده از این قدرت پیش نیاید، اما شرایط و امکانات لازم برای مشاهده توانمندی این نوع کلاهک ایرانی، همین حالا فراهم است.
با توجه به تجربیات و درسآموختههای مهمی که نیروهای مسلح کشورمان طی دو نبرد بزرگ سال گذشته و امسال کسب کردند، میتوان با اطمینان گفت جمعبندی همین تجربیات، در کمتر از یک سال آینده به ارتقای سریع توان موشکی و معرفی محصولات جدید منجر خواهد شد که نشاندهنده بلوغ بالا و سرعت عمل بخش تحقیقات و صنعت دفاعی کشور است. با تبدیل شدن این یافتههای میدانی و عملیاتی به پهپادها و موشکهای جدید و مؤثرتر، بهامید خدا هر رویای بهزانودرآوردن ایران با جنگ و تجاوز، برای همیشه ناکام خواهد ماند.
دیدگاهتان را بنویسید