نقد و تحلیل فیلم درسهای فارسی ۲۰۲۰ Persian lessons
در این مطلب به نقد و تحلیل فیلم هولوکاستی درسهای فارسی 2020ساخت کشور بلاروس میپردازیم.
نویسنده: محمدعلی چوپانیان
فهرست مطالب
Toggleمشخصات فیلم
این درام جنگی و تاریخی که با درونمایه تلاش برای بقا در دوران هولوکاست ساخته شده، اثری به کارگردانی وادیم پرلمن و بر اساس فیلمنامهای از ایلیا تسوفین است که اقتباسی از رمان «اختراع یک زبان» نوشته ولفگانگ کولهاس به شمار میرود. در این فیلم که روایت داستان آن به سه زبان آلمانی، فرانسوی و فارسی به تصویر کشیده شده است، بازیگرانی چون ناهوئل پرز بیسکایارت و لارس ایدینگر به ایفای نقش پرداختهاند. همچنین، مسئولیت فیلمبرداری این پروژه بر عهده ولادیسلاو اوپلیانتس بوده و تدوین تصاویر آن را نیز وسلا مارشِفسکی انجام داده است.
از منظر تولید و اکران، این فیلم ۱۲۷ دقیقهای محصول مشترک کشورهای روسیه، آلمان و بلاروس است که با همکاری شرکتهای «فیلم هایپ»، «رسانه ال ام»، «یک دو فیلم» و «بلاروس فیلم» ساخته شده است. تهیهکنندگی این اثر را گروهی متشکل از رئوف آتامالیبکوف، تیمور بکمامبتوف، پاول بوریا، مراد عثمان، وادیم پرلمن، ایلیا استوارت و ایلیا تسوفین بر عهده داشتهاند. این فیلم برای نخستین بار در تاریخ ۲۲ فوریه ۲۰۲۰ در جشنواره برلین به نمایش درآمد و سپس در تاریخ ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰ اکران رسمی خود را در کشور آلمان آغاز کرد.
شناخت فرهنگ زمینهای و خصوصیات زمان اثر
ساخت سی و شش فیلم جایزهبگیر هولوکاستی در فاصله 2010 تا 2020 هر کارگردانی را وسوسه میکند که شانس خود را در ساخت فیلمی در این ژانر اسکارپسند امتحان کند. لذا بعد از این بازG زمانی بسیاری از فیلمنامهها داستان خود را بر پلتفرم هولوکاست سوار میکنند مخصوصاً اینکه ماجرا بین یک زندانی و یک زندانبان بگذرد.
در سالهای بین 2010 تا 2020 که آمریکا بر افغانستان و عراق چنبره انداخته است و اسرائیل نیز در حال خیز برداشتن برای اشغال سرزمینهای سوخته توسط داعش است، قاعدتاً پروپاگاندای رسانهای باید ذهن جهان را به سمت مظلوم شناختن صهیونیسمهای مثلاً بهجامانده از هولوکاست ساختگی براند.
لذا ما شاهد آثار هولوکاستی نامتجانسی در دهه اخیر هستیم که گاهی هم برخلاف مسیر رودخانه شنا میکنند، آثاری که بعضاً با زیرکی تمام حتی زیرآب افسانه دروغین هولوکاست را هم میزنند و دستهای دیگر نیز ناخواسته یا ندانسته گافهایی میدهند که از چشم داوران صهیونیسم اسکار دور نمیماند و اثر و صاحب اثرش را از جایزه اسکار محروم میکند.
از جمله همین فیلم درسهای فارسی است که از طرف کشور بلاروس رسماً برای شرکت در اسکار، نامزد بهترین فیلم بینالمللی در نود و سومین دوره اسکار میشود؛ ولی به بهانۀ بومی نبودن اکثر عوامل فیلم توسط آکادمی اسکار رد صلاحیت میشود.
خلاصه داستان
زمان قصه فیلم دوره جنگ دوم جهانی است. یک مرد بلژیکی یهودی که توسط آلمانیها اسیر شده است، از ترس اعدام ادعا میکند نامش رضا و اهل ایران است. او را مجبور میکنند به سروان کلوس کوخ زبان پارسی را یاد دهد، زیرا کلوس کوخ قصد دارد بعد از پایان جنگ به تهران رفته و آنجا یک رستوران ایجاد کند؛ ولی مرد یهودی که هیچ چیزی از زبان فارسی بلد نیست مجبور میشود یک زبان خیالی اختراع کند.
نقدوتحلیل فرم
روایت
داستان فیلم درسهای فارسی به دلیل اقتباسی بودنش از لحاظ قصهگویی دارای انسجام و قدرت بیان بالایی است، چرا که آقای ولفگانگ کولهاس که فیلمنامه از رمان ایشان اقتباس شده خود نیز فیلمنامهنویسی پرکار است که در آثارش به دو عامل تصویری بودنِ روایت و قدرت شخصیتپردازی پایبند است تا جایی که او را با بیلی وایلدر، سلطان فیلمهای جذاب قصهگو مقایسه کردهاند. ولی آنچه به روند روایتگویی فیلم درسهای فارسی لطمه میزند شخصیتهای کاریکاتوری و باورناپذیر افسران آلمانی در این فیلم است که البته دلیلی ندارد جز جلبتوجه داوران صهیونیست اسکار.
صدا
از قصه و فیلمنامه که بگذریم موسیقی فیلم نیز قابلاعتنا و درخور توجه است چرا که هم در جاهای مناسب سربلند میکند و هم تناسب بالایی با فضای فیلم دارد. اینکه فضای سرد داستان ممزوج شده با تصاویر زمستانی، بار سنگینی بر سازندگان موسیقی فیلم میگذارد؛ چون باید جنس موسیقی فیلم و جنس تصویر بهدقت هماهنگ باشند که در این فیلم این هماهنگی به شدت و با دقت بالا رعایت شده است.
کارگردانی
فیلم ولی در کارگردانی لنگ میزند، گویا فضای سرد زمستان کشور بلاروس اجازه تکرار بهتر برخی نماهای فیلمبرداری شده را نداده است. بهعنوان همان تیرباران اول فیلم میزند توی ذوق تماشاگر آنجا که سر لوله مسلسل افسر آلمانی رو به زمین شلیک میکند و اسیرانِ مثلاً به رگبار بسته شده ناگهان مانند برگهای پاییزی به زمین میغلتند.
یا آنجا که سر و کلۀ یک اسیر ایرانی دیگر در اردوگاه پیدا میشود؛ ولی بعد از لحظاتی چند و بلافاصله توسط رفیق یهودی شخصیت اصلی داستان کشته میشود.
مخاطب اینجا توقع دارد کارگردان تعلیق بیشتری میان این ظهور و سقوط رقیب خطرناک قهرمان فیلم ایجاد کند؛ ولی در کمال ناباوری این تعلیق به وجود نمیآید، کارگردان قدرش را نشناخته و آن را حیف و میل میکند.
قاب تصویر
فیلمبرداری اثر ولی بینهایت عالی است، جانمایی و حرکتهای دوربین، کادربندیهای کارتپستالی و نورپردازی و پالتهای متناسب رنگ، همهوهمه نشان از مهارت بالای گروه مجهز فیلمبرداری و صحنهپردازی دارد، بهطوریکه مخاطب را غرق میکند در جهان بازسازی شده اردوگاههای اسرای جنگی آلمان در جنگ جهانی دوم و جغرافیای این اردوگاه را چنان پیش چشمان مخاطب ترسیم میکند که تماشاگر خودش را در جایجای این اردوگاه گم نمیکند.
جمعبندی تحلیل فرمی
در مجموع روایت داستانی، صدا و تصویر در فیلم درسهای فارسی از قدرت خوبی برخوردارند ولی شخصیتها کاریکاتوری و تعلیق نا خجسته است.
نقد پیرنگ داستانی
داستان فیلم درسهای فارسی به پیرنگی در مورد خلاقیت انسان در شرایط بحران آغشته شده است. این پیرنگ در کل فیلم در طی افتوخیزهای جذاب داستانی تداوم پیدا میکند. قدرت خلاقه شخصیت اصلی فیلم که حالا نام مستعار رضا جون را برای خود انتخاب کرده است توسط یک حامی نامرئی بهصورت مداوم حمایت میشود.
ما در سرتاسر فیلم مشاهده میکنیم که رضا در مسیر خلاقانهای که برای نجات جان خودش انتخاب کرده است بهوسیلۀ امدادهای غیبی کمک میشود، آنجا که قبل از هر چیز یک کتاب فارسی از یک یهودی به طور اتفاقی به دستش میرسد و او در لحظۀ تیرباران ناگهان خودش را ایرانی معرفی میکند.
این دروغ مصادف میشود با اینکه فرمانده اردوگاه دنبال یک ایرانی میگردد و او شروع میکند به اختراع یک زبان جدید بهجای زبان فارسی. بله پیرنگ اصلی داستان، قدرت خلاقیت است، خلاقیتی که اکثر دانشمندانِ این رشته معتقدند خلاقیت شخصی و درونی نیست، بلکه در اثر اتصال به ضمیر ناخودآگاه جمعی بهوسیله الهام بروز و ظهور پیدا میکند.
در واقع ضمیر ناخودآگاه جمعی، مطابق اندیشه و اعتقاد کارل گوستاو یونگ روانشناس شهیر و البته رقیب زیگموند فروید، جایگزینی متعالی برای ضمیر ناخودآگاه شخصی است. کارگردان بهخوبی توانسته است این پیرنگ را تا آخر فیلم دنبال کند و در نهایت یک فیلم معیار در حوزۀ خلاقیت ارائه دهد.
پیرنگ موفق و زیرمتن ناموفق
اگرچه این داستان در اتمسفر جنگ جهانی دوم و با زیرمتن هولوکاست درهمآمیخته شده ولی نتوانسته و یا نخواسته است ادعای اصلی هولوکاست را به اثبات برساند حتی گاهی گافهایی یا سرنخهایی در رد ادعای هولوکاست مطرح کرده است.
مثلاً در جایی از فیلم ما میبینیم گاری اجساد به سمت ساختمان کورهمانندی برده میشود که از دودکش آن دود سیاه بلند است، که این حقیقت را تقویت میکند:
«این کورهها کورههای جسدسوزی بودهاند نه کورههای زندهسوزی»
حال آنکه مطابق ادعای صهیونیستها کورههای موجود در اردوگاههای آلمان برای زنده سوزاندن اسرای یهودی بنا شده است، آنچنان که در فیلم صهیونیستی فهرست شیندلر القا میشود.
یکی دیگر از نکات پررنگ پیرنگ اصلی فیلم که شاید ناخواسته برای صهیونیستها گران تمام میشود این است که در این فیلم یهودیان را آدمهایی بینهایت متقلب به تصویر میکشد، در حدی که قادرند یک زبان جدید از خودشان خلق کنند!
متقلب بودن یهودیان حقیقتی است که از زمان حضرت موسی علیهالسلام وجود داشته، چه در تحریف دین آن حضرت در همان اولین سالهای پیدایش صهیونیسم قدرتطلب و چه در دروغهایی که پیرامون تقلب بزرگ هولوکاست در این آخرین سالهای عمر روبهاتمام صهیونیسم شکلگرفته است در قالب: موزه، فیلم، رمان، نقاشی و عکس(عکس بازسازی شده)
نقد محتوا: رهایی از مرگ با یک تقلب بزرگ
بیاییم محتوای فیلم درسهای فارسی که برخلاف مسیر رودخانه هولوکاست شنا میکند را بهصورت دقیق بررسی کنیم. فیلم درسهای فارسی ماجرای یک یهودی است که بزرگترین تقلب تاریخ را برای نجات جانش مرتکب میشود.
یک یهودی که همان ابتدا در کامیون حمل اسیران جنگی میگوید: زیاد اعتقادی به دین ندارم. یک یهودی منزوی که وارد هیچ رابطه یا ارتباط اجتماعی نمیشود.
در قسمتی از فیلم ما میشنویم که دو زندانی به هم میگویند: ما فکر میکردیم فقط یهودیان بلدند قسر در روند(حیله و مکر به کار گیرند) حالآنکه این ایرانی هم خوب خودش رو نجات داد.
درحالی که همین یک ایرانی هم در واقع یک یهودی متقلب است. یا در جایی از فیلم ما میشنویم که یک افسر آلمانی این یهودیان را صهیونیسم صدا میزند. بهنظر میآید اینها همه دلایلی بودهاند که به مذاق داوران اسکار خوش نیامده و باعث رد صلاحیت شدن این فیلم بلاروسی شده است.
شخصیتهای داستانی کاریکاتوری هستند چون رمانی که فیلم از آن اقتباس شده است، در واقع به زبان طنز بوده ولی کارگردان تلاش میکند بهخاطر کسب جایزۀ اسکار، داستان طنز را بر پلتفرم جدی و خشن افسانه دروغین هولوکاست و جنگ جهانی دوم سوار کند.
لذا قصه تلخ است؛ ولی شخصیتها شیرین میزنند و اینجاست که میبینیم افسرهای آلمانی آدمهایی کودکگونه هستند با آن رقابتهای بچهگانهشان.
در فیلم درسهای فارسی ما با یک تعداد افسر آلمانی کودن سروکار داریم که در بحبوحۀ جنگ به فکر مهمانی دادن و ضیافت گرفتن هستند گویا در جزیرهای بسیار دور از فضای جنگ زندگی میکنند و این نشان میدهد که نمیشود هر داستانی را بهزور روی شاسی جنگ جهانی نصب کرد؛ چون هر کار بکنیم بخشهایی از قصه خارج از چارچوب قاب قرار میگیرد.
لازم به ذکر است که آقای وادیم پرلمان کارگردان این فیلم قبلاً هم در مورد سرنوشت تلخ ایرانیان گریخته از ایران به واسطه پیروزی انقلاب اسلامی یک فیلم جذاب و قدرتمند به نام خانهای از شن و مه در سال 2003 ساخته است.
نگاهی به رمان بینوایان
در فیلم درسهای فارسی کاراکتر مکس یک سرباز آلمانی است که آخر فیلم تلاش میکند دست زندانی یهودی را باز کرده و او را رسوا کند. این کنش مداوم، ذهن مخاطب باتجربه را معطوف میکند به شخصیت بازرس ژاور در رمان اعجازبرانگیز بینوایان. گو اینکه اردوگاه آلمانی اسرای جنگی نمادی از دنیای طبقاتی داستان بینوایان است که بنا به جبر زمانۀ جنگ آدمها را به دو دستۀ مجرمین و غیرمجرمین طبقهبندی کرده است.
این مابین اگر مجرمی شانس آورده و همردیف و همنشین طبقۀ غیرمجرم حاکم بشود، هستند افراد حسودی که تلاش میکنند او را به زیر کشانده و به طبقه مجرم یا محرومین جامعه بازگردانند. این آدمهای حسود که در پایینترین لایۀ طبقه حاکم قرار دارند هیچ استعداد و قدرتی برای بالابردن خودشان ندارند. سرباز مکس یک عنصر جامعۀ دوطبقه است که قادر نیست خودش را بالا بکشد؛ ولی تلاش میکند دیگران را از هر رتبهای که دارند تنزل دهد.
این روحیۀ رذیلانه بهوسیلۀ خلق کاراکترهای مشابه در افسران آلمانی مستقر در اردوگاه اسرای یهودی بازتولید میشود که نشان از هدفمندی راوی این داستان در نمایش جامعه طبقاتی صنعتزده و بیخدای مدرن امروزی دارد، در حقیقت نشان از دلبستگی خالق فیلم به رمان بینوایان.
مفهوم اصلی و پیام اثر : خالقیت و خلاقیت انسان
فارغ از بحث نخنمای افسانۀ دروغین هولوکاست که فیلم درسهای فارسی داستانش را بر این موج سوار کرده تا به ساحل اسکار راه پیدا کند و البته راه پیدا میکند ولی رد صلاحیت میشود، این فیلم دارای یک مفهوم اصلی و چندین پیام جنبی است.
مفهوم اصلی و محوری فیلم بحث خالقیت انسان میباشد که مفهومی بسیار برتر از خلاقیت است. شاید خلاقیت را همه موجودات و جانوران در برخورد با موانع زیستی داشته باشند؛ ولی خالقیت را فقط انسان دارد.
این انسان است که توانسته است با خلق هزاران ابزار کارآمدِ زندگی، بر هر سختی و ناتوانیاش غالب شود و سلطان بلامنازع موجودات جهان گردد. فیلم درسهای فارسی داستان خلق یک زبان جدید است توسط یک انسان درمانده؛ انسانی مجبور میشود برای حفظ جانش دست به خلق یک سپر ایمنی در قالب یک زبان جدید بزند، زبانی که هیچچیز از آن نمیداند؛ ولی آن را میسازد و با اتکا به اسامی زندانیان دیگر واژگان ابداعی آن را حفظ میکند.
اگرچه فیلم درسهای فارسی در توصیف و تشریح قدرت خالقیت انسان تنها چندکلمهای از یک کتاب قطور میباشد؛ ولی همین نیمقدمی که برداشته شده است ارزشمند است، چرا که مبین قدرت خالقیت انسان در راستای تفسیر این آیه عظیمالشأن است که فتبارک الله احسن الخالقین (آیه 14 سوره مؤمنین)
البته قدرت خالقیت بشر که در این فیلم به نمایش گذاشته میشود اگر بهعنوان یک موهبت الهی دیده نشود که عموماً هم در عالم غرب دیده نمیشود، نتیجهای جز تقویت و ترویج دیدگاههای اومانیستی ندارد. محتواسازان انسانگرا یا اومانیست تلاش میکنند عاملیت موفقیت و رهایی بشر را خودش و استعدادهایش معرفی کنند و مسئلهای به نام امدادهای غیبی و آشکار الهی را در کلیۀ آثار ادبی و هنریشان از قبیل داستان، رمان، فیلم و تئاتر نادیده میگیرند.
فیلم درسهای فارسی نمونهای از یک اثر انگیزشی در حوزۀ قدرت خالقیت و خلاقیت انسان برای رسیدن به موفقیت است که در آن اگرچه به وضوح ما شاهد امدادهای غیبی هستیم، ولی این فیلم ناطق نسبت به حضور خداوند و موهبتهای خدادادی در زندگی در واقع یک فیلم صامت است.
بیان سینمایی سکولاریسم
ما در دو پلان قرینه، شاهد نگرش سکولار کارگردان هم هستیم:
در پلان اول آنجا که سرباز آلمانی به نام مکس که یک کاراکتر منفی در داستان است در یک اتاق شبیه کلیسا به دعا و نیایش میپردازد و در پایان فیلم در پلان دوم جوان یهودی که حالا به واسطۀ قوۀ ابتکار و خلق یک زبان کامل ولی تقلبی از زندان نازیها آزاد شده باکمال بیاعتنایی از مقابل این کلیسا عبور میکند.
این دو نمای متقارن قصد دارد دو مفهوم رایج در سینمای ضد دین را تکرار کند: بیاثربودن دین و بزهکار بودن پیروان دین را به مخاطب القا کند.
این گونه اهانتهای تصویری به مسیح و مسیحیت ریشه در ذات سینما دارد؛ چون سینما بهراستی فرزند خلف یهودیان صهیونیسم است که از روز اول بنای خود را در مخالفت بر ادیان راستین الهی گذاشته است.
قدرت نرم
از دیگر معانی ممزوج شده با قصه فیلم درسهای فارسی بحث قدرت نرم است. روایت فیلم بارها به ما میفهماند که هر قدرتمداری یک نقطهضعف دارد که میتوان از همان نقطهضعف او را به زانو درآورد.
شخصیت اصلی فیلم درسهای فارسی یک زندانی لاغر و ضعیف است که اگرچه در کار سخت زندان بهسرعت از پا درمیآید؛ ولی به واسطه قدرت نرم ذهن خلاقش در تولید زبان موردعلاقه فرمانده مستبد زندان میتواند زنده بماند و آزاد شود و در پایان آن فرمانده را نیز دچار گرفتاری بزرگ کند.
از دیگر نماهای معرف قدرت نرم که مکرراً در فیلم شاهد آن هستیم، قدرت نرم زنان است که با اتکا به همین توانمندی میتوانند به خصوصیترین مسائل ارشدترین فرماندهان دست پیدا کرده و آنها را رسوا کنند.
ارزیابی نهایی
در مجموع فیلم درسهای فارسی را میتوان اثری هنری، ادبیاتی و تا حدودی فلسفی به شمار آورد تا فیلمی سیاسی چرا که اگر این فیلم به قوانین سیاسی صهیونیستی هولوکاست پایبند بود هیچگاه توسط آکادمی اسکار رد صلاحیت نمیشد.
ایکاش کارگردان و سازندگان این فیلم قید جایزۀ اسکار را میزدند و داستان را در همان مبانی ادبی و فلسفیاش چنان تقویت میکردند که ما شاهد یک شاهکار سینمایی همچون پاپیون میشدیم، شاهکاری که آن هم اشاره به امید و سختکوشی انسان در بدترین شرایط دارد.
در پایان لازم به ذکر است که پنج سال بعد از ساختن این فیلم یعنی در سال 2025 یک کارگردان چینی به نام شنآو فیلم جذابی به نام حکم مرگ را میسازد که در آن فیلم نیز اشاره به خلاقیت انسان در شرایط مرگ و زندگی دارد.
فیلم حکم مرگ اگرچه علیه متحد آلمان نازی، یعنی ارتش ژاپن است؛ ولی علیرغم انتخابشدن برای شرکت در نود و هشتمین دوره جوایز اسکار خودش را درگیر افسانه هولوکاست نکرده و توانسته است توازن و تعادل بین سهگانه هنر، ادبیات و فلسفه را بهخوبی برقرار کند.
اللهم عجل لولیک الفرج


دیدگاهتان را بنویسید