هولوکاست چیست و چه اهمیتی برای یهودیان دارد؟
اگر سایت استاد فرجنژاد را دنبال کرده باشید، شاهد این بودهاید که بارها و بارها از هولوکاست سخن به میان آمده است. سالیانه در هالیوود و سینمای آمریکا و اروپا آثاری با مضامین هولوکاستی ساخته میشود، این موضوع پایه ثابت آثار آنان است اما این هولوکاست اولا چیست و دوما چرا اینقدر اثبات و ترویج آن برای یهودیان مهم است که علاوه بر ساخت و ترویج آثار رسانهای متعددی برای آن، اگر کسی هم در دنیا و رسانه بخواهد انتقادی به آن بکند با هجمۀ سنگین از طرف یهودیان و رسانههای وابستۀ آنان روبرو میشود و در حتی در جایگاه علمی هم کسی حق سخن گفتن دربارۀ آن ندارد تا جایی که حتی دانشمندان آزادهای مانند روژه گارودی را بر سر آن محاکمه کرده و از جامعۀ علمی، طرد و منزوی میکنند. در این مطلب با ما همراه باشید تا به این موضوع مهم بپردازیم.
فهرست مطالب
Toggleهولوکاست در لغت و اصطلاح به چه معناست؟
هولوکاست یا آنچنانکه از آن با عنوان «قتلعام یهودیان در جنگ جهانی دوم» یاد میشود، موضوعی است که تاکنون الهامبخش صدها کتاب و هزاران اثر سینمایی، تئاتر و مجموعۀ تلویزیونی، اعم از مستند و داستانی، بوده است.
واژۀ «هولوکاست» امروزه به یکی از شناختهشدهترین و در عین حال بحثبرانگیزترین مفاهیم تاریخ معاصر تبدیل شده است.
برای درک عمیقتر این مفهوم، باید آن را از دو منظر مورد بررسی قرار داد: معنای ریشهای و لغوی و معنای مصطلح و تاریخی آن.
۱. معنای لغوی هولوکاست
واژۀ «هولوکاست» (Holocaust) ریشه در زبان یونان باستان دارد. این کلمه از ترکیب دو جزء ساخته شده است:
- Holos (ὅλος): به معنای «همه»، «کامل» یا «تمام».
- Kaustos (καυστός): به معنای «سوزانده شده» یا «قربانی سوختنی».
بنابراین، معنای تحتاللفظی «هولوکاست» در اصل به نوعی قربانی مذهبی اشاره دارد که در آن، حیوان یا شیء قربانی به طور کامل در آتش سوزانده میشد و به عنوان پیشکشی به خدایان تقدیم میگردید.
این عمل در بسیاری از فرهنگهای باستانی به عنوان بالاترین حد فداکاری و تقدیم تلقی میشد زیرا قربانی به طور کامل از بین میرفت و چیزی از آن برای انسانها باقی نمیماند. در ترجمههای یونانی عهد عتیق این واژه برای توصیف قربانیهای سوختنی به کار رفته است.
۲. معنای اصطلاحی و تاریخی
با گذشت زمان و به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، واژۀ «هولوکاست» از معنای اصلی و مذهبی خود فاصله گرفت و معنای تاریخی مشخصی پیدا کرد.
امروزه در گفتمان رایج تاریخی «هولوکاست» مطابق ادعای یهودیان برای مظلومنمایی و همچنین به جهت دستاویزی برای ساخت حکومت یهودی به کشتار سیستماتیک و دولتی شش میلیون یهودی توسط رژیم نازی آلمان و همپیمانانش در طول جنگ جهانی دوم (تقریباً بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵) اطلاق میشود.
این موضوع توسط یهودیان با واژۀ عبری «شואה» (Shoah) به معنای «فاجعه» یا «بلا» نیز خوانده میشود.
یهودیان ادعا میکنند نازیها با ایدئولوژی خاص خود به تدریج به سیاستهای سرکوبگرانه و در نهایت به برنامهای سازمانیافته برای نابودی کامل یهودیان اروپا اجرا کردند که از آن با عنوان «راه حل نهایی مسئله یهود» (Final Solution to the Jewish Question) یاد میکنند.
ابعاد و ویژگیهای هولوکاست
آنها ادعا میکننند که اساس هولوکاست، ایدئولوژی نژادپرستانه حزب نازی بود که یهودیان را یک «نژاد» پست و خطرناک برای جامعه آلمان میدانست و این دیدگاه با تصویب قوانینی مانند «قوانین نورنبرگ» در سال ۱۹۳۵ رسمیت یافته است.
بر اساس این قوانین، یهودیان از حقوق شهروندی خود محروم، از مشاغل دولتی اخراج و ازدواج یا ارتباط آنها با غیریهودیان ممنوع شد. این مرحله شامل مصادره اموال و حذف تدریجی یهودیان از تمام جنبههای زندگی اجتماعی و اقتصادی بود و زمینه را برای اقدامات بعدی فراهم کرد.
یهودیان برای این ادعای خود شرایط خاصی را مد نظر میگیرند که در صورتی که کسی بخواهد به هر بخشی از آن انتقاد کند با حملۀ یهودیان و دستپروردگان آنان روبرو میشود و یا محاکمه و یا منزوی میشود. نمونۀ این افراد آقای روژه گارودی است.
روژه گارودی دانشمند قربانی هولوکاست
روژه گارودی، فیلسوف و نویسنده فرانسوی که زمانی از چهرههای برجسته حزب کمونیست فرانسه بود و بعدها به اسلام گروید، پس از انتشار کتاب «اسطورههای بنیانگذار سیاست اسرائیل» در سال ۱۹۹۶ با واکنشهای بسیار شدیدی از طرف یهودیان و طرفداران آنان مواجه شد.
در این کتاب، گارودی به زیر سؤال بردن منطقی برخی از جنبههای تاریخی هولوکاست، از جمله آمار شش میلیون قربانی یهودی و وجود اتاقهای گاز برای کشتار سیستماتیک پرداخت.
این دیدگاهها در جهان غرب به طور گسترده به عنوان «انکار هولوکاست» شناخته میشود و باعث هجمه و واکنش شدید سازمانها و گروههای نژادپرست بهودی در سراسر جهان شد.
به دنبال انتشار این کتاب، چندین سازمان به اصطلاح حقوق بشری و گروههای مبارزه با نژادپرستی در فرانسه، از جمله «اتحادیه بینالمللی علیه نژادپرستی و یهودستیزی» (LICRA) از گارودی شکایت کردند.
این شکایتها منجر به برگزاری دادگاه در فرانسه شد. نظام قضایی فرانسه سخنان این دانشمند مظلوم را جرمانگاری کرد.
در نهایت، در سال ۱۹۹۸، دادگاه فرانسه روژه گارودی را به جرم «انکار جنایات علیه بشریت» و «افترا نژادی» مجرم شناخت و او را به پرداخت جریمه نقدی و حبس محکوم کرد!
در نتیجه این محکومیت قضایی، گارودی در محافل روشنفکری و دانشگاهی غرب منزوی شد و اعتبار پیشین خود را از دست داد.
این دانشمند آزاده به عنوان یک چهره مطرود در اروپا شناخته شد و بسیاری از همکاران سابقش از او فاصله گرفتند.
در مقابل، او در بخشهایی از جهان عرب و اسلام و همچنین در میان برخی گروههای منصف در اروپا به عنوان یک قهرمان و یک صدای شجاع که با روایت رسمی تاریخ به مقابله برخاسته، مورد ستایش قرار گرفت.
بلایی که بر سر گارودی آمد، در واقع مجموعهای از لابیگریهای یهودیان برای خفه کردن صدای حقیقت و منزوی کردن یک دانشمند در غرب بود که به جرم پرسش دربارۀ هولوکاست توسط سیستم قضایی فرانسه اتفاق افتاده بود.
بااینحال، این روایت مسلط که از آن با تعبیر «یهودیسوزی» نیز یاد میشود، بیش از آنکه واقعیت تاریخیِ متکی بر اسناد باشد، یک افسانۀ ایدئولوژیک است. این بازنمایی در نتیجۀ تکرار بیوقفه و تبلیغات گستردۀ پایگاههای رسانهای صهیونیسم جهانی، بهعنوان یک حقیقت تاریخی مطلق و غیرقابلانکار به افکار عمومی جهان القا شده است.
در چنین فضایی، تودههای مردم اغلب به اطلاعات موثق، مستند و چندصدایی دسترسی ندارند و در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی، قوانین سختگیرانهای وضع شده است که هرگونه ابراز تردید یا تحقیق مستقل دربارۀ این روایت رسمی را با محدودیتهای جدی و حتی مجازاتهای کیفری مواجه میسازد.
هولوکاست، این بازنمایی ایدئولوژیک در حقیقت، به سنگ بنای مظلومیتی تبدیل شده است که مشروعیت سیاسی و ژئوپلیتیک بسیاری از اقدامات بعدی را توجیه میکند.
این روایت، بنیانی احساسی و اخلاقی برای تأسیس و تداوم یک واحد سیاسی خاص در منطقه خاورمیانه فراهم آورده و بهعنوان سپری در برابر هرگونه نقد جدی عمل کرده است.
هرگاه موجودیت یا سیاستهای این واحد سیاسی به چالش کشیده میشود، بلافاصله کارت «قربانی بودن تاریخی» و «تکرار هولوکاست» روی میز قرار میگیرد تا منتقدان را به یهودستیزی متهم کرده و آنها را به سکوت وادارد.
بدین ترتیب، این رویداد تاریخی سلاح سیاسی برای زمان حال و آینده یهودیان شده است.
دیوار بلند تقدسی که پیرامون این واقعه کشیده شده، آن را یک تابوی مدرن کرده. در حالی که مورخان تشویق میشوند تا دربارۀ تمام جنبههای جنگ جهانی دوم، از استراتژیهای نظامی متفقین و متفقین گرفته تا جنایات جنگی هر دو طرف، آزادانه تحقیق و بازنگری کنند، نزدیک شدن به این موضوع خاص با خطوط قرمز مشخصی همراه است.
هر مورخ، پژوهشگر یا روزنامهنگاری که جرئت کند پرسشهایی دربارۀ آمار، شواهد، روشها یا حتی چهارچوب کلی این روایت مطرح کند، بهسرعت با برچسبهایی نظیر «انکارکننده» یا «تجدیدنظرطلب» مواجه شده و از مجامع علمی و رسانهای طرد میشود.
این فضای ارعاب، مانع از شکلگیری گفتوگوهای علمی، آزاد و انتقادی شده و روایت رسمی را از هرگونه پالایش و بازبینی مصون نگه داشته است.
علاوه بر این، باید به پدیدهای به نام «صنعت هولوکاست» نیز توجه کرد؛ یک مجموعۀ گسترده از موزهها، یادبودها، بنیادهای پژوهشی، کرسیهای دانشگاهی و برنامههای آموزشی که با بودجههای هنگفت دولتی و خصوصی اداره میشوند.
این صنعت، ضمن زنده نگه داشتن یک حافظه تاریخی خاص، به طور ناخواسته رنج و مصیبت سایر قربانیان جنگ جهانی دوم را به حاشیه رانده است.
میلیونها غیرنظامی روسی، ژاپنی و حتی آلمانی که در جنگ جهانی دوم قربانی شدند، در سایۀ سنگین این روایت غالب، کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
این حافظۀ تاریخی گزینشی، درک ما را از ابعاد واقعی فاجعه جنگ جهانی دوم مخدوش کرده و یک سلسلهمراتب نامنصفانه از رنج بشری ایجاد میکند.
هولوکاست در رسانه
هولوکاست، چنانکه اشاره شد، دارای بازنمودی ایدئولوژیک به نام یهودستیزی است که برای جامعه یهود دارای انسجامی درونی و سلاحی عقیدتی و گریزناپذیر تلقی شده و در واقع نوعی تبلیغ-صنعت محسوب میشود؛ زیرا به بهانۀ واهی قربانیانِ نیازمند و بازماندگان آنها، از کشورهای اروپایی بهویژه از آلمان و اتریش، پول و امکانات به چنگ میآورد.
هولوکاست، بازنمودی ایدئولوژیک از مفهوم «یهودیستیزی» است که برای جامعه یهود مانند یک سلاح عقیدتیِ انسجامبخش و گریزناپذیر عمل کرده و در عمل به یک «صنعت-تبلیغات» تبدیل شده است.
این دستگاه تبلیغاتی، با دستاویز قرار دادن بازماندگان و قربانیان به کسب پول و امکانات از کشورهای اروپایی، بهویژه آلمان و اتریش، میپردازد.
از این منظر، صهیونیسم استقرار یک حکومت یهودی را تنها سپر دفاعی مطمئن در برابر تکرار «یهودستیزی جنایتآمیز» میداند.
جهان غرب، علیرغم ادعاهای خود در باب دموکراسی و آزادی بیان، هرگونه تحقیق مستقل در مورد هولوکاست را ممنوع کرده است.
پس از جنگ جهانی دوم، نظام سیاسی و تبلیغاتی حاکم بر غرب به گونهای سازمان یافته است که هرگونه تردید یا مخالفت با روایت رسمی هولوکاست با واکنش شدید مواجه میشود.
این روایت رسمی شامل کشته شدن شش میلیون یهودی توسط نازیها در اتاقهای گاز و کورههای آدمسوزی در اردوگاههای آلمان، لهستان و سایر کشورهای اروپایی است.
بر این اساس، چنانچه فرد یا گروهی، حتی با نگارش یک مقاله، ساخت یک فیلم یا ایراد یک سخنرانی کوتاه، این روایت را انکار کند یا آن را ساختۀ دستگاه تبلیغاتی یهودیان بداند، بلافاصله تحت تعقیب قضایی قرار میگیرد و در مواردی با ترور و حذف فیزیکی مواجه شده است.
نگاهی به مهمترین آثار هولوکاستی
در راستای ترویج هر چه بیشتر هولوکاست، فیلمها و مجموعههایی جهتدار ساخته شده و در جهان غرب بدون هیچگونه تفسیر، توضیح یا ملاحظهای، برای اقشار مختلف در کشورهای دیگر ترجمه و به نمایش گذاشته میشوند.
این بمباران تبلیغاتی همچنان ادامه دارد. «مسئله هولوکاست» در زمان جنگ جهانی دوم، امروز بهعنوان بزرگترین سلاح تبلیغی نظام سلطه جهانی مطرح است و جنایات آمریکا و اروپا در کشورهای جهان سوم و حتی ممالک اسلامی نیز با آن توجیه میشود.
سینما بهعنوان بزرگترین و گستردهترین رسانه سیاسی-تبلیغاتی صهیونیسم، مانند سایر رسانههای ارتباطجمعی از دهه چهل میلادی به بعد همواره در اختیار تبلیغ اهداف صهیونیستی قرار داشته است.
با بررسی تاریخ سینما ملاحظه میشود که در باب وقایع قبل یا بعد از جنگ جهانی دوم، سوژه رنج و مظلومیت یهود چگونه در اشکال مختلف داستانی آن شکل گرفته است.
همین سوژه رنج یهود، نداشتن تأمین جانی، فقدان حقوق اجتماعی، کشتار یهودیان و بالاتر از همه، یهودستیزی، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، بیشترین و مؤثرترین نقش را در جهت مطامع صهیونیسم جهانی، بخصوص در مسیر انتقال یهود به سرزمین فلسطین، داشته است.
در واقع اگر ماشین تبلیغاتی صهیونیسم چنین سوژهای را در اختیار نداشت، در راستای استراتژی خویش شکست فاحشی را متحمل میشد و پدیدۀ رژیم اسرائیل نیز در عرصههای سیاست، جغرافیا و تاریخ خودنمایی نمیکرد و مشکلی به نام اشغال فلسطین با تمامی ابعاد نامیمون آن در جهان امروز وجود نداشت.
امروزه صهیونیسم جهانی اصطلاحاً از راه چنین سوژهای نان میخورد و خود را وارث و بازمانده نسلی میداند که بنا بر ادعای آنها بهشکل بیرحمانهای قتلعام گردیدهاند.
متأسفانه تعداد زیادی از اندیشمندان و قلمبهدستان در نقاط مختلف جهان نیز در راه تکرار چنین سوژههایی اصرار میورزند که بخشی از آنها مرعوباند و بخشی دیگر مأمور.
آثار هولوکاستی که هر ساله تعدادی از آنها مطرح میشوند در قالبهای مختلف رسانهای به زبانهای گوناگون ترجمه شده و در سراسر جهان، بهویژه در کشورهای غربی به نمایش درآمدهاند و این جریان تولید محتوا همچنان با قدرت ادامه دارد دستگاههای تبلیغاتی عظیمی پیرامون این موضوع شکل گرفته است که با تکرار مداوم یک روایت مشخص، این افسانه را به واقعیت تبدیل کردهاند.
در ادامه لیست مطالب مرتبط با هولوکاست که در سایت مؤسسه استاد فرجنژاد خدمت شما تقدیم میشود تا با برخی از مهمترین آثار در سالهای گذشته آشنا شوید؛
نقد انیمیشن هولوکاستی گرانبهاترین محموله | The most Precious of cargoes 2024
پست های مرتبط
2 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
سلام ،نقد فیلم eleanor the great محصول سال ۲۰۲۵ به کارگردانی اسکارلت جوهانسون رو بزارید،چرا فیلم اول باید فیلمی با این مضمون انتخاب کنه ؟ممنون
سلام ممنون از پیشنهاد شما برادر گرامی