جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد فیلم بیلبورد | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴

نقد فیلم بیلبورد | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴

۱۴۰۴-۱۱-۱۷
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد فیلم بیلبورد

فیلم «بیلبورد» بیش از آنکه روایتی سینمایی از بحران یک سلبریتی باشد، آینه‌ای است از شکاف عمیق میان سینمای امروز ایران و هویت ملی، دینی و فرهنگی جامعه؛ اثری که با نمایش بی‌وقفۀ سبک زندگی غربی، تضعیف نهاد خانواده و بازنمایی زن ایرانی در قالبی فمینیستی، از ریشه‌های فرهنگی خود فاصله گرفته و آن‌ها را آگاهانه قربانی دیده‌شدن و جنجال رسانه‌ای کرده است. اثری که باید در جشنوارۀ فجر ارتباطی با فجر و ایران و اسلام داشته باشد، ابدا هیچ ارتباطی با هویت یک مسلمان ایرانی پیدا نمی‌کند و فیلمی بی‌ربط به ایرانی و مسلمان و فجر است.

فهرست مطالب

Toggle
  • بیلبورد یا صفحه تبلیغات سلبریتی ها | نقد فیلم بیلبورد
  • عوامل فیلم
  • خلاصه داستان فیلم
  • گناهان نابخشودنی سلبریتی در فیلم
  • عدم مرزبندی بازیگران بین بازی و زندگی
  • نکات منفی فیلم
  • نکات مثبت فیلم
  • دیالوگ‌های منتخب

بیلبورد یا صفحه تبلیغات سلبریتی ها | نقد فیلم بیلبورد

نویسنده: منیر اسداللهی

عوامل فیلم

  • کارگردان: سعید دشتی
  • تهیه‌کنندگان: محمدرضا مصباح و مهدی فتاحی
  • بازیگران اصلی: آناهیتا درگاهی، امین حیایی، مهتاب ثروتی (سعید؟)، مرتضی علی‌آبادی، نفس جافری، نازنین بیوک، مسعود سقلاطون‌نیا و…
  • سال ساخت: ۱۴۰۴
  • مکان فیلم‌برداری: تهران

خلاصه داستان فیلم

این فیلم در مورد سلبریتی‌ای است که در عرض ۲۴ ساعت، جهان زندگی‌اش در فضای مجازی و حقیقی تغییر می‌کند و او را به منفورترین آدم تبدیل می‌نماید. شخصیت اصلی زن به نام «آناهیتا شمس» (با بازی آناهیتا درگاهی) و شخصیت مرد به نام «ماهان» (با بازی امین حیایی) است.

داستان این فیلم با نمایش بخشی از بازیِ «آناهیتا شمس»، سلبریتی مشهور سینما، در یک فیلم شروع می‌شود. او بر اثر دعوایی که برادرش انجام داده، سیلی خورده است و در دفاع از برادرش، سیلی‌ای به صورت مرد مقابل می‌زند؛ مرد نیز با سیلی محکم‌تری به او پاسخ می‌دهد. به همین دلیل، این بازیگر وسط فیلم‌برداری صحنه را رها می‌کند و هر چقدر سایر عوامل به دنبال او می‌روند، از حرف خود کوتاه نمی‌آید و به ادامۀ کار باز نمی‌گردد.

پس از این ماجرا، او با شروع جدیدی از زندگی‌اش روبه‌رو می‌شود. هنگام بازگشت به خانه، جملۀ «به خاطر یک فیلم بلند لعنتی» را می‌بیند که روی دیوار محل سکونتش نوشته شده است؛ اولین پریشانی روانی او با همین جمله آغاز می‌شود. با ورود به فضای مجلل ساختمان، زندگی مرفه و تجملاتی او نمایش داده می‌شود. او در حال جدا شدن از همسرش «شاهین» است، در صورتی که شاهین هنوز او را دوست دارد. سرپرستی دخترش «برکه» با پدر است تا زمانی که روال قانونی طی شود و مادر بتواند حضانت را بگیرد.

دخترش بعد از بازگشت از مدرسه دزدیده می‌شود. آناهیتا شمس حتی نمی‌تواند به پلیس گزارش دهد، زیرا دزدِ بچه همه‌جا او را زیر نظر و تحت کنترل دارد. او تمام تلاش خود را می‌کند تا به دختر دزدیده‌شده‌اش برسد و هر کاری که آدم‌ربا می‌خواهد انجام می‌دهد. در طول این جریان، آبرو و شهرتی که طی ۱۰ سال به دست آورده بود، در عرض ۲۴ ساعت در فضای مجازی از بین می‌رود. در پایان فیلم، او در نهایت به دخترش می‌رسد و خسته و سرگردان همراه دخترش، بر روی تله‌ای از خاک به تماشای تهران می‌نشینند.

فیلم بیلبورد تجربۀ یک سلبریتی در جامعۀ ایران را نشان می‌دهد، اما در جامعه مسلمان ایرانی اسلام و وطن حرف اول را می‌زند. وطنی که ایرانی‌ها نسبت به آن تعصب دیرینه‌ای دارند، جایی که سال‌های متمادی برای وجب‌به‌وجب آن جنگیده‌اند و خون‌ها داده‌اند، سرزمین دلیرانی که هویت ملی آنان را در شاهنامه و مثنوی معنوی می‌توان دید.

اما نمی‌دانم چرا در فیلم‌های سینمایی ساخته شده در ایران هویت‌های ما نادیده گرفته می‌شود از ملی تا دینی و فردی و… فیلم بیلبورد شخصیت زنی مسلمان که هیچ کدام از وجه‌هایی یک فرد مسلمان در آن نیست را نشان می‌دهد. اصلا این فیلم اگر در جای دیگری ساخته شود با این که در پایتخت ایران ساخته شده است فرقی نمی‌کند نه المان فرهنگی، نه مسجدی، نه صدای اذانی، نه برخورد دو مسلمان واقعی با هم.

هرچه هست برگرفته از سبک زندگی غربی از صدای آهنگی که داخل ماشین گذاشته شده تا دکور داخلی فضای خانه «آناهیتا شمس» و سینمای خانگی که انیمیش هالیوودی در آن پخش می‌شود و جالب‌تر که آنکه آناهیتا شمس قول دیزنی‌لند را به دخترش می‌دهد؟!

آیا هویت یک انسان ایرانی مسلمان چنین سبک زندگی‌ای است؟ زنی که در ابتدا باید نقش همسری و بُعد مادری داشته باشد، تنها به خواسته‌های اجتماعی و موقعیت کاری خود اهمیت دهد و برای کسب موقعیت کاریِ بهتر، بنا به گفتۀ دخترش، او را پیش مادر، دوست یا پرستارش بگذارد تا بتواند بیشتر فیلم بازی کند و پول بیشتری به دست بیاورد؟!

آیا در جامعۀ دیرینۀ ایرانی که خانواده حکم کانون را داشت و برای تک‌تک لحظاتِ با هم بودن و حضور در خانه ارج و منزلت قائل می‌شدند، چنین بود؟ از درب ورودیِ خانه تا اندرونی و بیرونی، فضای مهمان‌خانه و مطبخ و حوض و صدای آب که آرامش را به افراد خانه منتقل می‌کرد، تا رعایت سایر موارد معماری خانه و قهوه‌خانه و…؛ این است هویت و سبک زندگی ایرانی که سلبریتی‌های ما از آن دم می‌زنند؟ کسانی که همچون بازیگران غربی ساختار فکری آنان را دارند و آن‌گونه زندگی می‌کنند.

در سرزمین پهناور ما ایران، همیشه زنان نقش اساسی داشتند؛ شیرزنانی از اقوام لر، کرد، بختیاری و فارس که برای وطنشان از جان می‌گذشتند و هرگز هویت ملی خود را نادیده نمی‌گرفتند. اما متأسفانه اکنون با تبعیت از جریان فکری فمینیسم، سعی در آن دارند که شبیه آن جامعه باشند؛ زنی به‌ظاهر مقاوم که شبانه‌روز برای بزرگ‌تر شدن شخصیت اجتماعی‌اش تلاش می‌کند، اما این کجا و آن کجا.

البته موارد ذکرشده در بالا را نمی‌توان به تمام بازیگران و عوامل سینمایی نسبت داد، اما بخش عظیمی از این افراد با مطرح شدن در جلوی دوربین، سبک زندگی‌شان تغییر می‌کند؛ به‌طوری‌که با پشت پا زدن به هویت ملی، دینی و فرهنگی خود، جلوه‌ای از یک فرد خودمختار را می‌گیرند که به خود اجازه می‌دهد هرچه می‌خواهد بگوید و هرچه می‌خواهد انجام دهد.

از موارد واقعی فیلم این است که بازیگرانی که بعد از رفتن جلوی دوربین (که البته اگر بتوان به آن‌ها واقعاً بازیگر گفت)، ایدئولوژی غربی و سبک زندگی آن‌ها را در پیش می‌گیرند و این‌ها می‌شوند نماد و اسطوره‌ای برای حرکت‌های نوجوانان و جوانان در فضای مجازی؛ البته اسطوره‌ای توخالی که با بادی به دست فراموشی سپرده خواهند شد، چون ریشۀ هویتی خود را نادیده می‌گیرند و آن‌چه می‌شوند که نباید بشوند.

گناهان نابخشودنی سلبریتی در فیلم

۱. تهدید به قتل همسر: همسری که با علاقه با او ازدواج کرد، اما بعد از مدتی زمانی که خانم بازیگر اسم و رسمی پیدا کرد، دیگر نمی‌تواند او را تحمل کند و به خود اجازه می‌دهد هرچه بخواهد به زبان بیاورد؛ حتی اگر این کار را انجام ندهد، به‌راحتی می‌گوید «همسرم را می‌کشم».

۲. آمال دختر سلبریتی؛ دیزنی‌لند: بله دیزنی‌لند! سرزمین رؤیایی که انیمیشن‌های هالیوود برای فرزندان ساختند. آن را هدف نهایی کودکان قرار دادند تا آن‌ها را با رؤیایی وَرای جهان، سرگرم آرزوهای دست‌نیافتنی کنند. این انیمیشن‌های زیبا که در بستر ایدئولوژی‌های غربی و آمریکایی است، ذهنیت کودکان را شکل می‌دهند و هویت آنان را در حیطۀ جامعۀ غربی تثبیت می‌کنند.

۳. محکم شدن جریان فمینیسم در سینمای ایران: همین الان تعدادی از کارگردانان زن ایرانی، ساختِ همۀ فیلم‌هایشان در راستای این جریان است.

۴. تغییر جهان افراد با رفتن به جلوی دوربین: در انتهای فیلم نشان داده می‌شود که چطور «آناهیتا شمس» که عاشق بازیگری، شهرت و پول بوده است، برای به دست آوردن آن، شخصِ مقابلش «ماهان» را رها می‌کند و با «شاهین» که هم از لحاظ مالی و هم کاری می‌تواند او را تأمین کند، ازدواج می‌کند.

عدم مرزبندی بازیگران بین بازی و زندگی

متأسفانه بازیگران ما مرزی بین جهان واقعی و جهان زندگی خود قائل نیستند. وقتی چند بیلبورد از تصویر آن‌ها در سطح شهر نصب می‌شود، یادشان می‌رود قبل از آن چه بودند. مادری که در ابتدا باید نقش مادری و همسری خود را ایفا کند، با مطرح شدنش و نفوذ جریان فکری فمینیسم در او، تغییر می‌کند. البته ناگفته نماند شاید این افراد با همین تفکرات بزرگ شده باشند و وقتی جلوی دوربین می‌روند، به‌راحتی آن‌چه درون خود بوده‌اند را نمایش می‌دهند.

نکات منفی فیلم

پارادوکس

اصلاً خود کارگردان دچار پارادوکس است. حتی در بخشی از صحبت خود با خبرگزاری ایسنا گفت: «فعلاً برنامه‌ای نداریم. فردای وضعیت سینمای‌مان هم معلوم نیست. اقتصاد، فرهنگ و همه‌چیز در این مملکت منوط به حال خوب جامعه است، سینما وقتی معنا دارد که مخاطب اولویت بدهد و به سینما بیاید. امیدوارم زمانی این فیلم اکران عمومی شود که حداقل حال مردم خوب باشد.»

جناب کارگردان! فیلم شما الان روی پردۀ سینما است. اگر شما در فیلم می‌گویید ایران سینمای ملی ندارد، پس این‌همه فیلمی که تولید می‌شود چیست؟ البته که ما به اکثر فیلم‌های تولیدی به‌عنوان «فیلم» نگاه نمی‌کنیم چون فیلم‌های ساخته‌شده اصلاً فیلم نیستند، و بسیاری از بازیگران و کارگردانان ما چهار تا فیلم ناقص می‌سازند و فکر می‌کنند خبری است! نخیر، اگر می‌خواهید فیلم تولید کنید، درست تولید کنید.

همین فیلم شما که خودتان می‌گویید از ایدۀ یک‌خطی گرفته شده است، یک ساعت و ۳۰ دقیقه به‌زور مخاطب را همراه خود می‌کشاند تا متوجه بشود گوینده‌ای که بیش از یک ساعت پشت دوربین صحبت می‌کند، کیست؟ اگر اسمش تعلیق است که بیشتر توهین به شعور مخاطب است. زمان نهایی برای تولید فیلم شما با ایدۀ یک‌خطی، نهایت ۳۰ دقیقه کافی بود. این‌همه کش‌دار شدن فیلم برای این بود تا آناهیتا شمس بشود خانم مارپل! در انتهای فیلم هم گمانم کارگردان یاد فیلم‌های گنگستری یا وسترن افتاده بود و می‌خواست کمی شلوغ‌بازی در بیاورد که در نهایت منجر به این شد که «ماهان» با شلیک گلوله به بدنش زنده بماند و نمیرد و دارد سکانس نهایی فیلم خود را تدوین می‌کند!

سؤال من از کارگردان این است: اگر ایران سینمای ملی ندارد، چرا روی پرده جشنوارۀ فیلم فجر اولین چالش خانم بازیگر شروع می‌شود؟

برجسته کردن کارگردان‌های ایرانی (عباس کیارستمی)

البته که کارگردان‌های خوبی داریم، منتهی برجسته کردن یک کارگردان و نام بردن اسم آن در فیلم، آن هم «عباس کیارستمی» که مستندی در عکا و حیفا پیرامون بهائیت ساخته است، کمی شک‌برانگیز است.

موی بافته‌شدۀ بازیگر

در زمان فتنه «زن زندگی آزادی»، موی بافته‌شده از جمله نشانه‌های آن‌ها بود.

ریختن کتاب‌ها روی زمین و پاره کردن پرده

وقتی گویندۀ مرد (ماهان) — که البته هنوز هویتش برای آناهیتا مشخص نشده است — از او می‌خواهد خانه را به هم بریزد، می‌گوید «پرده را باز کن»؛ یعنی شکست حریم خانه. و انداختن کتاب‌ها یعنی برای علم و عالِم هیچ ارزشی قائل نیستند.

نادیده گرفتن قانون حضانت بچه

چرا همیشه سمت خوب قضیه را برای خود نگه می‌دارید و سمت بد آن را با داد و بیداد مطرح می‌کنید؟ همین قانون حضانت فرزند که حق را به پدر می‌دهد، همان قانونی است که یک زن به واسطۀ آن به‌راحتی برای درخواست مهریه همسرش را به زندان می‌اندازد یا درخواست نفقه می‌کند. چطور زمانی که به همین دادگاه می‌روید و مهریه خود را اجرا می‌گذارید قانون خوب است، ولی اگر قانونی باب میل یا خوشایند شما نبود، دست‌وپاگر می‌شود؟

نکات مثبت فیلم

با توجه به اینکه این اثر اولین تجربۀ کارگردان در ساخت فیلم بلند می‌باشد، با انتخاب سوژۀ مناسب در زمان حال و شرایط فعلی، توانسته موضوعی به‌روز را مطرح کند که امکان دارد کمتر کسی به آن بپردازد؛ چراکه معمولاً کارگردانی نمی‌خواهد با اولین کار بلند سینمایی، وجهۀ به‌اصطلاح سینمایی خود را خراب کند.

نکتۀ دیگر فیلم، نام بازیگر اصلی زن یعنی «آناهیتا» (اسطوره و ایزدبانوی آب در ایران باستان) است. اگر فیلم‌نامه‌نویس به‌یک‌باره این نام را انتخاب کرده باشد که گمان نمی‌کنم، شاید در حقِ این نماد ایرانیِ زمان زرتشت ضایع شده باشد؛ چون سنگینی بار معنایی این اسطوره روی بازیگران شبه‌سلبریتی بیش‌ازاندازه است.

در آخر اینکه جشنوارۀ فیلم فجر انبوهی از فیلم‌هایی است که اصلاً ربطی به ساختار و شکل‌گیری این جشنواره ندارند. جالب‌تر آن‌که خیلی‌ها در این جشنواره مطرح می‌شوند و با ساخت یک یا دو فیلم دیگر خدا را بنده نیستند. و بازیگرانی که برای خراب شدن این رویداد فرهنگی، در فیلم‌هایی نقش بازی می‌کنند و هزینۀ هنگفت آن را دریافت می‌کنند(که همان فیلم روی پردۀ جشنواره می‌رود) اما خودِ بازیگر برای نشست جشنواره حضور نمی‌یابد و به‌نوعی جشنواره را قبول ندارد که در آن شرکت کند؛ همان جشنواره‌ای که بار اول او در این‌جا دیده شد!!

دیالوگ‌های منتخب

آناهیتا شمس: برکه، زود باش زود باش مامان، بدو.

برکه (با فریاد): همیشه همونی که تو می‌خوای باید بشه؟ می‌خوای منو بندازی بیرون بری دنبال زندگیت؟ خودم میرم.

آناهیتا شمس: من نمی‌خوام، قانون میگه شما باید با پدرت زندگی کنی. لوس‌بازی هم در نیار.

برکه: لوس خودتی.

آناهیتا شمس: مامان‌جان اگر شما به حرف من گوش نکنی، من نمی‌تونم شما رو بیارم پیش خودم. من دارم تلاش می‌کنم اجازه‌ات رو از پدرت بگیرم تا با من زندگی کنی، شمام یکم تحمل کنین دیگه. الانم بلند شو برو صبحانه‌ات رو بخور، دیر میشه.

برکه: مامان من میرم باشه، ولی اگه اومدی دیدی من نیستم نیای دنبالم. چون اگر من برم دیگه نمی‌تونی منو پیدا کنی.

آناهیتا شمس: برکه قربونت برم، من قول میدم زود تو رو بیارم پیش خودم. ناراحت نباشیا.

برکه: آره تو زورت به بابا نمی‌رسه وگرنه تا الان کاری کرده بودی.

آناهیتا شمس: تو اصلاً می‌خوای با من زندگی کنی؟

برکه: مامان چرا نمیای بریم یه جای دیگه زندگی کنیم؟

آناهیتا شمس: حرف‌های باباتو نزن.

برکه: اونم که لنگۀ خودته! نمی‌گذارین این وسط خودم تصمیم بگیرم!

آناهیتا شمس: قانون نمی‌گذاره!

برکه: قانون نمی‌گذاره من پیش مامانیم (مادر بزرگ) زندگی کنم؟

آناهیتا شمس: اگر پدرت اجازه بده چرا.

برکه: باشه مامان اصلاً تو راست میگی.

آناهیتا شمس: مامان دو ماه به من فرصت بده.

برکه: تو فقط بلدی بری فیلم بازی کنی! من از سینما متنفرم به خاطر تو.

آناهیتا شمس: بهم میگی همه اینا رو جمع کنم از ایران برم؟

برکه: نه مامان همین‌جا بمون! چون بیرون از ایران به بازیگر آماتوری مثل تو بازی نمیدن.

آناهیتا شمس: خیلی بده با مامانت اینطوری صحبت می‌کنیا.

برکه: مامان خواهش می‌کنم نه به من زنگ بزن، نه حالم رو بپرس، نه بیا دنبالم!

آناهیتا شمس: چرا اینجوری می‌کنی تو؟

برکه: چون من هیچ‌وقت برات مهم نبودم، تو همیشه کارت برات مهم بود. خودتم همیشه همینو می‌گفتی. می‌گفتی من هم‌زمان نمی‌تونم هم مادر خوبی باشم هم بازیگر خوب!

آناهیتا شمس: من مادر خوبی نبودم؟

برکه: مامان من که همیشه یا پیش پرستار بودم یا پیش خاله مهتاب یا خونۀ مامانی! بچه‌تر که بودم بهتر بود. بابا راست می‌گفت: هرچی معروف‌تر شدی عوض شدی!

آناهیتا شمس: عزیزم تو که انقدر بلبل‌زبونِ باباتی چرا نمیری باهاش زندگی کنی؟!

برکه: بابا تو رو دوست داره.

قبلی نقد فیلم حال خوب زن | جشنوارۀ فجر 1404
بعدی نقد فیلم آندو | چهل و چهارمین جشنوارۀ فیلم فجر 1404

پست های مرتبط

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۸

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!

احمدرضا
ادامه مطلب
صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان

احمدرضا
ادامه مطلب
Seyyed Mojtaba Khamenei Biography

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader

احمدرضا
ادامه مطلب
تحلیل جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن

۱۴۰۵-۰۵-۰۶

جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

احمدرضا
ادامه مطلب
موفقیت های جمهوری اسلامی

۱۴۰۵-۰۵-۰۵

موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری

احمدرضا
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!
  • صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
  • Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader
  • جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
  • موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری
آخرین دیدگاه‌ها
  • S در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • حاتمی در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • S در نقد سریال Unorthodox-2020 | دین بستری برای عقده‌گشایی فراهم می‌کند
  • .... در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • بنده مظلوم خدا در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
محصولات
  • نشریه تخصصی تیه نشریه تخصصی تیه شماره 1
    نمره 4.00 از 5

    تومان 145.000
  • کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن
    تومان 4.000.000 قیمت اصلی: تومان 4.000.000 بود.تومان 999.000قیمت فعلی: تومان 999.000.
  • مجله خردورزی مجله خردورزی | سیره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • دوره رسانه و جنگ شناختی دوره رسانه و جنگ شناختی
    تومان 900.000
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 300.000
  • دوره آموزش تصویربرداری دوره آموزش تصویربرداری (عکاسی و فیلمبرداری)
    تومان 1.100.000
  • دوره به روایت سینما دوره به روایت سینما | نگرشی راهبردی و جریان‌شناسانه به سینمای غرب
    تومان 1.500.000
  • کتاب سینما دین و سیاست کتاب سینما دین و سیاست
    رایگان!
  • دوره زن و رسانه دوره زن و رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.000.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد