پیشبینی بنجامین فرانکلین محقق شد | سرنوشت عقابی با «شخصیت اخلاقی ضعیف»
عقاب سرسفید نمادی که برای تجسم قدرت، آزادی و شکوه شکستناپذیر ایالات متحده برگزیده شد اکنون در قامت یک قربانی تیرخورده بر جلد یک مجله اروپایی ظاهر شده است. هفتهنامه بریتانیایی نیو استیتمن(New Statesman) با این تصویرسازی، داستان افول یک ابرقدرت را روایت میکند. این واژگونی نمادین، از یک سو بیانگر بحران عمیق در جایگاه جهانی آمریکاست و از سوی دیگر، بهانهای است برای بازخوانی تاریخچه این نماد و نقدهایی که از همان ابتدا بر آن وارد بود. این یادداشت ضمن بررسی پیشینه مجلهای که این زنگ خطر را به صدا درآورده، به ریشههای نمادی میپردازد که شاید از همان ابتدا، بذر زوال خود را در درون داشت.
فهرست مطالب
Toggleجایگاه و تاریخچه مجله نیو استیتمن
در ابتدا خوب است به تاریخچه و جایگاه این مجله نگاهی بکنیم تا این مجلۀ قدیمی را بهتر بشناسیم. مجلهای که با انتشار این تصویر نمادین از آمریکای شکستخورده جایگاه خاصی در رسانهها پیدا کرده است.
مجله نیواستیتمن(New Statesman) یک نهاد ریشهدار و تأثیرگذار در اکوسیستم فکری، سیاسی و فرهنگی کشور انگلیس به شمار میرود که برای بیش از یک قرن، به عنوان تریبون جریان چپ روشنفکری عمل کرده است.
جایگاه آن به دلیل عمق تحلیلها، کیفیت نثر و توانایی در شکلدهی به گفتمانهای عمومی تثبیت شده است. این مجله که در سال ۱۹۱۳ توسط چهرههای برجسته «انجمن فابیان» (Fabian Society) مانند سیدنی و بئاتریس وب و جورج برنارد شاو تأسیس شد، از همان ابتدا با هدف ترویج سوسیالیسم تدریجی و اصلاحات اجتماعی از طریق بحثهای عقلانی و مبتنی بر شواهد پا به عرصه گذاشت.
برخلاف جریانهای انقلابی، نیو استیتمن نمایندۀ تفکری بود که معتقد بود تغییرات بنیادین اجتماعی باید از مسیر پارلمان، سیاستگذاریهای دقیق و آگاهسازی افکار عمومی حاصل شود و همین رویکرد، هویت فکری آن را برای دهههای متمادی تعریف کرد.
در دهههای اولیه فعالیت خود، این مجله به سرعت به محفلی برای نویسندگان، اقتصاددانان و متفکران برجسته تبدیل شد و در دوران پرتلاطم جنگهای جهانی و رکود بزرگ اقتصادی، تحلیلهای عمیقی از مسائل داخلی و بینالمللی ارائه داد.
تحت سردبیری طولانی و تأثیرگذار کینگزلی مارتین (۱۹۳۰-۱۹۶۰)، نیواستیتمن به اوج نفوذ خود رسید. در این دوران طلایی، مجله به صدای اصلی جریان «چپ نرم» (Soft Left) بدل شد؛ جریانی که ضمن حمایت از اصول دولت رفاه و ملیسازی صنایع کلیدی که پس از جنگ توسط حزب کارگر پیادهسازی شد، موضعی انتقادی و مستقل نسبت به هر دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد اتخاذ میکرد.
این نشریه هم منتقد سرسخت سیاستهای امپریالیستی آمریکا بود و هم با قاطعیت، تمامیتخواهی استالینیستی در شوروی را محکوم میکرد. این استقلال فکری، اعتبار ویژهای به آن بخشید.
یکی از ویژگیهای متمایزکننده این مجله، ترکیب منحصربهفرد سیاست و فرهنگ بوده است. بخش ادبی و هنری آن، که به «نیمه پشتی» (the back half) شهرت داشت، همواره میزبان برجستهترین منتقدان و نویسندگان زمان خود، از جمله وی. اس. پریچت، جورج اورول و کریستوفر هیچنز، بوده است.
این تلفیق به خوانندگان نشان میداد که تحلیل سیاسی از نقد فرهنگی جدا نیست و درک عمیق جامعه مستلزم توجه به هر دو حوزه است. با ظهور نئولیبرالیسم و به قدرت رسیدن مارگارت تاچر در دهه ۱۹۸۰، مجله به یکی از مهرههای اصلی فکری در برابر سیاستهای راستگرایانه تبدیل شد.
در دوران «حزب کارگر نو» به رهبری تونی بلر نیز، این مجله موضعی پیچیده و انتقادی اتخاذ کرد؛ ضمن استقبال از بازگشت حزب کارگر به قدرت، به شدت از گرایشهای بازارمحور و بهویژه تصمیم دولت برای مشارکت در جنگ عراق انتقاد نمود و بار دیگر استقلال رأی خود را به نمایش گذاشت.
امروزه، در عصر دیجیتال این مجله با گسترش حضور آنلاین، پادکستها و رویدادهای زنده، تلاش کرده است تا همچنان جایگاه خود را به عنوان یک منبع تحلیل عمیق حفظ کند.
عقاب تیرخورده نمادی از آمریکای شکستخورده
این هفتهنامه با سابقهای بیش از یک قرن، با تصویری نمادین از یک عقاب سرسفید زخمی، شکست آمریکا در عرصه جهانی را به تصویر میکشد. عنوان اصلی این شماره «سقوط» انتخاب شده و در توضیح آن آمده است: «چگونه دونالد ترامپ امپراتوری آمریکا را نابود کرد.»
عقاب سرسفید که آمریکاییها آن را بهعنوان نماد کشور خود انتخاب کردهاند برخلاف ذات و هویت آمریکاییها پرندهای شکاری و با ابهت بومی آمریکای شمالی است.
تاریخچه این نماد در آمریکا و انتقادات فرانکلین به آن
این گونه که نام انگلیسی آن از واژهای کهن به معنای «سفید» مشتق شده، به واسطه پرهای سفید سر و دم در بلوغ، ظاهری شاخص دارد. ویژگیهایی چون پهنای بال قابل توجه، قدرت فیزیکی و جایگاه آن به عنوان یک شکارچی رأس هرم غذایی، آن را به گزینهای مناسب برای بازنمایی مفاهیم قدرت و سلطه ملی برای یک دولت نوپا تبدیل کرد.
فرآیند انتخاب این پرنده به عنوان نماد، بخشی از یک پروژه سیاسی برای طراحی «مُهر بزرگ ایالات متحده» بود که در نهایت نمادی برای نمایش هویت ملی در آمریکا شد.
این انتخاب در تاریخ ۲۰ ژوئن ۱۷۸۲ توسط کنگره قارهای رسمیت یافت. پس از شش سال بحث و کشمکشهای کمیتههای مختلف، طرح نهایی که عمدتاً توسط «چارلز تامسون»، دبیر کنگره و با اقتباس از کارهای «ویلیام بارتون» تدوین شده بود، به تصویب رسید.
در این طرح، عقاب سرسفید آمریکایی به عنوان عنصر محوری قرار گرفت. این پرنده در حالی به تصویر کشیده شده که در یک پنجه ۱۳ تیر و در پنجه دیگر یک شاخه زیتون را در دست دارد. که این تیرها نماد جنگ و شاخه زیتون نماد صلح بودند.
در این نماد سر عقاب به سمت شاخه زیتون قرار گرفته که به صورت نمادین مطابق ادعای دروغ آنان، بیانگر ترجیح دیپلماسی بر درگیری نظامی باشد!
با این حال، این انتخاب در همان زمان نیز خالی از نقد نبود. برجستهترین منتقد این گزینش، «بنجامین فرانکلین» یکی از چهرههای سیاسی بود. او در مکاتبات شخصی، عقاب سرسفید را پرندهای با «شخصیت اخلاقی ضعیف» خواند که با تنبلی و دزدیدن شکار از پرندگان دیگر روزگار میگذراند. بهنظر او بیراه هم نگفته است و این نماد خوب نمادی برای آمریکاییهاست.
فرانکلین معتقد بود که این پرنده نماد مناسبی برای یک جمهوری جوان نیست و به کنایه «بوقلمون وحشی» را به عنوان جایگزینی شجاعتر و اصیلتر پیشنهاد کرد. این دیدگاه به عنوان یک نقد بنیادین و اولیه بر انتخاب نمادی که قرار بود معرف شخصیت ملی آمریکا باشد، در تاریخ ثبت شده است.
از سال ۱۷۸۲ به بعد، تصویر عقاب سرسفید به صورت سیستماتیک در تمام ارکان دولتی و فرهنگی ایالات متحده تکثیر شد. این نماد عنصر اصلی در «مُهر رئیسجمهور» تبدیل شد و در پشت زمینه سخنرانیهای رسمی قرار گرفت.
تصویر آن بر روی اسکناس یک دلاری و سکههای رایج حک شد تا در تبادلات روزمره مردم نیز حضور داشته باشد. این نماد در سردر ساختمانهای فدرال، دادگاهها، سفارتخانهها و اسناد رسمی به کار گرفته شده است.
علاوه بر این، در نهادهای نظامی (مانند نشان درجه سرهنگی) و آژانسهای اطلاعاتی و امنیتی نیز به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت. همچنین در لوگوهای شرکتها و تیمهای ورزشی نیز به کار رفت.
شاید بتوان گفت که تاریخ به طرزی کنایهآمیز، حقانیت منتقدان اولیه نماد آمریکا را ثابت کرده است. عقابی که بنجامین فرانکلین آن را به دلیل دزدی و تنبلی، شایسته نمایندگی یک جمهوری نمیدانست، پس از بیش از دو قرن سلطه بر آسمان سیاست جهانی، اکنون زخمی و در حال سقوط به تصویر کشیده میشود.
مجله نیواستیتمن با این انتخاب، یک واقعیت تاریخی را یادآوری کرده است که هویتی که بر پایه قدرتطلبی و سلطهجویی و ظلم بنا شود، سرنوشتی جز سقوط نخواهد داشت. این عقاب تیرخورده، نماد شکست تفکری است که خود را مرکز جهان میپنداشت.
منابع
1.New Statesman – About Us Page Link: https://www.newstatesman.com/about
2. “A Century of Dissent: The New Statesman and the Good Society” by Adrian Smith | Link: (This is a book, best found on Amazon, Google Books, or in academic libraries)
3. Encyclopædia Britannica – “New Statesman” | Link: https://www.britannica.com/topic/New-Statesman
4. “The New Statesman: Portrait of a Political Weekly, 1913-1931” by Adrian Smith
5. National Archives – “The Great Seal of the United States” | Link: https://www.archives.gov/milestone-documents/great-seal-of-the-united-states
6. U.S. Department of State – “The Great Seal” | Link: https://www.state.gov/great-seal/
7. The Franklin Institute – “Benjamin Franklin: The Turkey and the Eagle” | Link: https://www.fi.edu/en/blog/benjamin-franklin-and-bald-eagle
8. The Smithsonian Institution – “The Bald Eagle in American History and Culture” | Link: https://www.si.edu/spotlight/bald-eagle

دیدگاهتان را بنویسید