از «رستگاری در شاوشنک» تا کاخ سفید | نویسندهای که ظهور ترامپ را پیشبینی کرده بود، خواستار عزل اوست
استیون کینگ خالق رمان رستگاریی در شاوشنک که دههها پیش در رمان «منطقه مرده» ظهور شخصیتی خطرناک و پوپولیست شبیه به دونالد ترامپ را پیشبینی کرده بود، اکنون پیشگویی جدیدی را مطرح میکند: کارایی قوانین آمریکا برای عزل یک رئیسجمهور نالایق به زودی به بوته آزمایش گذاشته خواهد شد. این استاد داستاننویسی که آثار او جایگاه مهمی در ادبیات داستانی و سینمای هالیوود دارد با انتقاد شدید از سیاستهای جنگی و اقتصادی ترامپ، صراحتاً خواستار برکناری او از قدرت شد.
استیون کینگ، چهرۀ برجسته ادبیات آمریکا با استناد به آمار جهش ۱.۳۱ دلاری بهای هر گالن بنزین طی دو ماه اخیر در کشورش، به صراحت دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده را با لفظ «نادان» مورد خطاب قرار داد.
کینگ، خالق پرفروشترین آثار در ژانر وحشت و از منتقدان سرسخت ترامپ، شامگاه دوشنبه در پلتفرم اجتماعی ایکس اینگونه نوشت: «در ماه فوریه، میانگین قیمت یک گالن بنزین معمولی در ایالات متحده ۲.۹۱بود.این رقم اکنون به۴.۲۲ رسیده است. این دقیقاً نتیجهای است که با انتخاب یک فرد نادان به عنوان رئیسجمهور آمریکا و دادن اختیار به او برای آغاز جنگی بدون کسب مجوز از کنگره، حاصل میشود.»
پس از این جهش قیمت بنزین در آمریکا، جامعه این کشور که پیش از آن نیز پاسخی شفاف و قانعکننده درباره چرایی ورود ترامپ به جنگ علیه ایران دریافت نکرده بود، تصمیمات کاخ سفید را با جدیت بیشتری مورد پرسش قرار داد و خواستار شفافسازی در خصوص اهداف واقعی این درگیری نظامی شد.
نبردی که پس از گذشت چهل روز و تحمیل بارهای سنگین اقتصادی بر شهروندان آمریکایی، سرانجام ایالات متحده را وادار به پذیرش طرح آتشبس دو هفتهای پیشنهادی از سوی ایران کرد.
توییت کینگ تا لحظه تنظیم این گزارش، بازخورد چشمگیری داشته و با بیش از یک میلیون بازدید، ۵۰ هزار لایک و هشت هزار بازنشر (ریتوئیت)، موج گستردهای از واکنشها را برانگیخته است.
این واکنشها زمانی اوج گرفت که کینگ در پستی دیگر، با یادآوری اینکه «سالها پیش شخصیتی مانند ترامپ» را در رمان خود به نام «منطقه مرده» پیشگویی کرده بود، پیشبینی جدیدی را مطرح کرد و نوشت که کارایی قوانین آمریکا برای عزل یک رئیسجمهور «در ۱۲ تا ۱۶ ماه آینده» به بوته آزمایش گذاشته خواهد شد.
او افزود: «خواهیم دید که آیا آن دو سازوکار برای برکناری فردی که قادر به انجام وظایفش نیست، واقعاً کار میکنند یا نه. آن دو سازوکار عبارتند از: استیضاح و متمم ۲۵ (قانون اساسی).»
این نویسندۀ مهم آمریکایی که در ادامه جایگاه و شهرت او بیان میشود، با این سخنان عملاً خواستار استیضاح و کنار گذاشتن ترامپ از قدرت شده و در ادامه او را فردی «عمیقاً بیمار» خوانده است.
سابقه انتقادات تند کینگ از رئیسجمهور آمریکا به موارد دیگری نیز بازمیگردد؛ او پیش از این در قبال اقدامات نظامی آمریکا علیه دولت ونزوئلا نیز موضعگیری کرده بود.
این نویسنده با نکوهش شدید اقدام نظامی ایالات متحده علیه ونزوئلا، اظهار داشت که ترامپ با این عمل به مرتبهای پستتر از قبل «سقوط کرده» است. او تأکید کرد که هدف واقعی این تهاجم مبارزه با مواد مخدر نبوده و هدف به دست آوردن کنترل بر منابع نفتی آن کشور است.
دولت ترامپ مدعی بود که این حمله در چارچوب مقابله با «نارکوتروریسم» (تروریسم مواد مخدر) صورت گرفته است. کینگ در پستی در شبکه اجتماعی بلواسکای در این باره نوشت: «درست وقتی فکر میکنی ترامپ به ته دره رسیده، باز هم پایینتر میپرد.»
آشنایی با استیون کینگ و جایگاه او در ادبیات داستانی و سینما
استیون کینگ یکی از پرکارترین نویسندگان معاصر است که آثارش به طور گستردهای در صنعت سینما و تلویزیون مورد اقتباس قرار گرفتهاند. کمیت این اقتباسها به تنهایی او را به یکی از مهمترین منابع داستانی برای هالیوود در چند دهه اخیر تبدیل کرده است.
اولین اقتباس سینمایی موفق از آثار او، فیلم «کری» (Carrie) در سال ۱۹۷۶ به کارگردانی برایان دی پالما بود. این فیلم که داستان یک دختر نوجوان با قدرتهای تلهکینتیک را روایت میکند، چارچوبی را برای اقتباسهای آینده مشخص کرد: تمرکز بر درام روانشناختی شخصیتها در کنار عناصر فراطبیعی.
این رویکرد دوگانه، یعنی پیوند دادن وحشت با مسائل انسانی و قابل لمس، یکی از دلایل اصلی جذابیت داستانهای او برای فیلمسازان بوده است. پس از آن، اقتباس استنلی کوبریک از رمان «درخشش» (The Shining) در سال ۱۹۸۰، هرچند با تغییرات قابل توجه نسبت به منبع اصلی که نارضایتی خود کینگ را نیز به همراه داشت، اثری کلاسیک در سینمای وحشت تبدیل شد.
دهه ۱۹۸۰ شاهد موج بزرگی از اقتباسها بود. فیلمهایی مانند «منطقه مرده» (The Dead Zone) به کارگردانی دیوید کراننبرگ و «کریستین» (Christine) به کارگردانی جان کارپنتر، توانستند لحن و فضای داستانهای اولیه کینگ را با موفقیت به تصویر بکشند.
در همین دوران آثاری که مستقیماً به ژانر وحشت تعلق نداشتند نیز مورد توجه قرار گرفتند. فیلم «کنار من بمان» (Stand by Me) محصول ۱۹۸۶، بر اساس داستان کوتاه «جسد»، یک نمونه بارز است.
این فیلم که به داستان بلوغ و دوستی چند پسر نوجوان میپردازد، نشان داد که هسته اصلی بسیاری از نوشتههای کینگ روابط انسانی، خاطرات کودکی و مواجهه با واقعیتهای تلخ زندگی است.
این فیلم راه را برای اقتباسهای دراماتیک دیگری مانند «میزری» (Misery) باز کرد که برای بازیگر آن، کتی بیتس، جایزه اسکار را به ارمغان آورد و نشان داد که تعلیق روانشناختی در آثار او پتانسیل بالایی برای جلب نظر منتقدان دارد.
ورود به دهه ۱۹۹۰ با دو اقتباس بسیار مهم همراه بود که تأثیر کینگ را از پرده سینما به تلویزیون نیز گسترش داد. مینیسریال «آن» (It) در سال ۱۹۹۰ با وجود محدودیتهای بودجه و جلوههای ویژه تلویزیونی آن زمان، پدیدهای فرهنگی شد که عمدتاً به دلیل شخصیتپردازی دلقک پنیوایز بود.
این اثر نشان داد که رمانهای طولانی و چندلایه کینگ میتوانند در قالب مینیسریال، فرصت بیشتری برای توسعه شخصیتها و خطوط داستانی پیدا کنند.
در همین دهه، فیلم «رستگاری در شاوشنک» (The Shawshank Redemption) و «مسیر سبز» (The Green Mile)، هر دو به کارگردانی فرانک دارابونت، به نمایش درآمدند.
این دو فیلم که بر اساس داستانهای غیرترسناک کینگ ساخته شده بودند به موفقیتهای تجاری و انتقادی بزرگی دست یافتند و نامزدیهای متعدد اسکار را کسب کردند.
دلایل متعددی برای این حجم بالای اقتباس از آثار استیون کینگ وجود دارد. یکی از اصلیترین دلایل، توانایی او در خلق مفاهیم مرکزی قدرتمند (High-concept) است که به راحتی قابل ارائه به استودیوهای فیلمسازی هستند: یک هتل تسخیرشده، یک اتومبیل قاتل، یک نویسنده که توسط طرفدارش زندانی میشود.
این ایدههای اولیه به خودی خود جذابیت سینمایی دارند. دلیل دیگر، شخصیتپردازیهای اوست. شخصیتهای کینگ اغلب افراد عادی از طبقه کارگر یا متوسط هستند که در موقعیتهای خارقالعاده قرار میگیرند.
این امر باعث میشود مخاطبان به سادگی با آنها همذاتپنداری کنند و تعلیق داستان برایشان ملموستر شود. او همچنین در ساختن جغرافیای داستانی مشخص، به ویژه شهرهای کوچک خیالی در ایالت مین مانند «کسل راک» و «دری»، مهارت دارد. این مکانها گویی شخصیتهای مستقلی در داستان هستند و فضایی منسجم برای وقوع حوادث فراطبیعی فراهم میکنند که این انسجام برای ساخت جهان سینمایی نیز مناسب است.
در قرن بیست و یکم، با ظهور پلتفرمهای استریم و افزایش تقاضا برای محتوای سریالی، موج جدیدی از اقتباسها از آثار کینگ آغاز شد. بازسازی سینمایی دو قسمتی «آن» (It) در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ به موفقیتهای تجاری عظیمی دست یافت و نشان داد که آثار کلاسیک او همچنان برای نسل جدید مخاطبان جذابیت دارند.
در همین حال، سرویسهای استریم مانند نتفلیکس و هولو به سراغ داستانهای کمتر شناختهشده یا رمانهای حجیم او رفتند و آثاری مانند «بازی جرالد» (Gerald’s Game)، «۱۹۲۲» و سریال «۱۱.۲۲.۶۳» را تولید کردند.
سریال «کسل راک» نیز تلاشی برای ساخت یک جهان داستانی مشترک بر اساس شخصیتها و مکانهای مختلف خلقشده توسط کینگ بود. با این حال، تمام اقتباسها موفقیتآمیز نبودهاند.
فیلم «برج تاریک» (The Dark Tower) که بر اساس مجموعه رمان چندجلدی و مهم او ساخته شد، با شکست تجاری و انتقادی مواجه شد. تأثیر استیون کینگ بر سینما و تلویزیون از طریق کمیت، تنوع و تداوم حضور آنها قابل سنجش است.
او برای نزدیک به پنج دهه، یک منبع بیپایان از روایتها، شخصیتها و ایدههایی بوده است که به طور مداوم توسط صنعت تصویر مورد استفاده، بازتفسیر و بازآفرینی قرار گرفته و بخشی جداییناپذیر از فرهنگ عامه تصویری معاصر را شکل داده است.
زمانی که استیون کینگ، مردی که داستانهایش بخشی جداییناپذیر از فرهنگ عامه و هالیوود را شکل دادهاند، دونالد ترامپ را به دلیل افزایش قیمت بنزین و جنگافروزی مورد حمله قرار میدهد، این فقط یک توییت ساده نیست.
این واکنش از سوی شخصیتی میآید که تواناییاش در به تصویر کشیدن افراد عادی در موقعیتهای خارقالعاده، او را به یکی از مشهورترین افراد در میان طبقه متوسط آمریکا تبدیل کرده است صدایی که اکنون خواستار استیضاح رئیسجمهور است.
دیدگاهتان را بنویسید