حجتالاسلام لیالی: «منشور روحانیت» نقشه راه حوزه در تقابل تاریخی مقاومت و سازش است
سیزدهمین نشست از سلسله نشستهای تبیینی «دشمنشناسی و مقاومت» با موضوع «بازخوانی منشور روحانیت؛ نقشه راه حوزه در گذر زمان» روز دوشنبه ۴ اسفندماه ۱۴۰۴ در شهر قم برگزار شد. این نشست که به همت مؤسسه فرهنگی رسانهای استاد فرجنژاد و با همکاری انجمن سواد رسانه طلاب تدارک دیده شده بود، با حضور حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدعلی لیالی، به دو صورت حضوری و مجازی میزبان پژوهشگران و علاقهمندان بود. در ادامه متن گزارش تفصیلی این نشست تقدیم شما میشود.
فهرست مطالب
Toggleمقدمهای بر خودسازی و جامعهسازی
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدعلی لیالی در این نشست بیان کرد: در آغاز سخن، ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه ضیافت الهی، امید است که با بهرهگیری از فرصت بندگی، بتوانیم از مرحله خودسازی عبور کرده و در مسیر جامعهسازی، تمدنسازی و دستیابی به معنویت و تعالی گام برداریم.
سخن گفتن درباره «منشور روحانیت» حضرت امام خمینی(ره) امری است که در ظاهر سهل و آسان مینماید اما در باطن، فهم، تحلیل و درک عمیق آن بسیار دشوار و پیچیده است.
شاید همین دشواری در فهم موجب شده که متأسفانه این منشور کمتر مورد توجه، بازخوانی و تبیین قرار گیرد؛ لذا امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی دقیق و تشریح مبانی این پیام مهم حضرت امام(رضواناللهتعالیعلیه) هستیم.
وصیتنامه اختصاصی و مخاطبان منشور
در باب اهمیت منشور روحانیت باید توجه داشت که این پیام، سندی راهبردی برای دیروز، امروز و فردای روحانیت محسوب میشود. حضرت امام در این منشور، طیف وسیعی از مخاطبان را مدنظر قرار دادهاند؛ به گونهای که از مراجع عظام تقلید تا طلاب حوزههای علمیه و ائمه جمعه و جماعات را مورد خطاب قرار میدهند.
این بدان معناست که تمامی بدنه روحانیت، از یک طلبه ساده تا مراجع بزرگوار، مخاطب این پیام هستند. نکته حائز اهمیت دیگر این است که منشور روحانیت را باید وصیتنامه اختصاصی امام برای حوزههای علمیه دانست. در کنار وصیتنامه سیاسی-الهی که خطاب به عموم ملت است، این نوشتار به عنوان سفارشنامه و وصیتنامهای مختص روحانیت در تمامی اعصار و برای آیندگان نگاشته شده است.
تحلیلی جامع و تاریخی از سوی رهبر کبیر انقلاب
این منشور که از آخرین مکتوبات و دغدغههای حضرت امام پیش از رحلت ایشان به شمار میرود، تحلیلی جامع از وضعیت گذشته، حال و آینده روحانیت ارائه میدهد. امام خمینی به عنوان تحلیلگری مسلط بر فضای حوزهها و با تکیه بر تجربه دهساله مدیریت نظام جمهوری اسلامی، عملکرد روحانیت، حاکمیت و نظام ولایت فقیه را واکاوی میکنند.
مقام معظم رهبری نیز در توصیف این اثر فرمودهاند که «منشور روحانیت جامع، دقیق و تاریخی است». بنابراین، شایسته است که تمامی طلاب و حوزویان این متن را به عنوان یک سند راهبردی همواره پیش چشم داشته باشند و با مطالعه و تحلیل مکرر، آن را چراغ راه افقهای پیشروی حوزههای علمیه قرار دهند.
ضرورت صدور پیام و مقابله با تحلیلهای غلط
در بررسی زمینههای تاریخی صدور این پیام، باید به مقطع زمانی سالهای ۶۷ و ۶۸ توجه کرد. امام خمینی پس از ده سال مدیریت نظام و با آگاهی احتمالی از نزدیک بودن سفر ابدی خود، بر آن شدند تا به عنوان بنیانگذار نظام، تحلیلی صحیح از عملکرد انقلاب ارائه دهند. ضرورت این امر از آنجا ناشی میشد که در دهمین سالگرد انقلاب، تحلیلهای نادرست و سیاهنماییهایی، بهویژه از سوی قائممقام وقت رهبری، مطرح شد. این تحلیلهای غلط که انقلاب و جنگ را اشتباه توصیف میکرد، امام را بر آن داشت تا با قاطعیت وارد میدان شده و این شبهات و خطاهای تحلیلی را پاکسازی نمایند.
دفاع قاطع از دفاع مقدس و عذرخواهی از خانواده شهدا
شدت ناراحتی حضرت امام از این تحلیلهای نادرست به حدی بود که در متن منشور صراحتاً از خانوادههای شهدا، جانبازان و ایثارگران به خاطر مواضع غلط برخی افراد عذرخواهی میکنند و میفرمایند: «من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیلهای غلط این روزها رسماً معذرت میخواهم.»
ایشان با تأکید بر حقانیت مسیر طی شده، از خداوند میخواهند که ایشان را با شهدای جنگ محشور گرداند و با قاطعیت اعلام میدارند که «ما در این جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.» این عبارات نشاندهندۀ تقابل جدی امام با جریانهایی بود که سعی در زیر سؤال بردن دفاع مقدس و عملکرد دهسالۀ انقلاب داشتند.
جریانشناسی تهدیدات: از تحجر تا اسلام آمریکایی
در شرایطی که جنگ پایان یافته و کشور در آستانۀ بازسازی بود، امام خمینی با نگاهی تیزبینانه به آینده، خطرات و جریانهای انحرافی تهدیدکنندۀ روحانیت را پیشبینی و معرفی کردند. جریانشناسی در منشور روحانیت از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ چرا که امام نسبت به خطراتی همچون تحجرگرایان و مقدسنمایان بیبصیرت، اسلام آمریکایی، اسلام لیبرال و اسلام سکولار هشدار میدهند. این انذارها نشان از دغدغه عمیق ایشان برای حفظ اصالت روحانیت و مسیر انقلاب در برابر نفوذ اندیشههای انحرافی دارد.
ماجرای سلمان رشدی و پیشبینی تحلیلهای سازشکارانه
یکی از نکات مهم و اغلب مغفولمانده در این منشور که برای امروز و حوزههای علمیه بسیار درسآموز است، مسئله حکم ارتداد سلمان رشدی است. در آن زمان، تحلیلهای غلطی حتی در درون حوزههای علمیه و سیستم دیپلماسی کشور شکل گرفت و فشارهای جهانی علیه جمهوری اسلامی شدت یافت.
امام خمینی در این منشور با اشاره به حکم ارتداد، نگرانی خود را از آینده ابراز میدارند و پیشبینی میکنند که ممکن است ده سال بعد، عدهای تحلیل کنند که صدور این فتوا اشتباه بوده است. بازخوانی تاریخ در سالهای بعد نشان داد که چه کسانی چنین تحلیلهای سازشکارانهای را مطرح کردند.
منشور روحانیت؛ نسخه شفابخش مشکلات امروز
باید تأکید کرد که منشور روحانیت، سندی زنده و دستورالعملی برای تعالی و تکامل جریان روحانیت است. این پیام راهکاری برای درک گذشته و حال است و راهحل مشکلات امروز حوزههای علمیه نیز محسوب میشود. اگر روحانیت و حوزههای علمیه امروز با چالشها و پدیدههای گوناگونی مواجه هستند، راه برونرفت از این مشکلات، بازگشت به اصول و مبانی مطرح شده در منشور روحانیت و عمل دقیق به رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) است.
دوران سکوت و رنجهای درونی امام پس از قطعنامه
واقعیت امر این است که امام خمینی(ره) با پذیرش قطعنامه ۵۹۸، جام زهرآلود قبول آن را سر کشیدند. پس از این واقعه، امام دیدارهای عمومی، ملاقاتها و پیامهای خود را تعطیل کردند و گویی در درون خود فرو رفتند؛ بهگونهای که ظهور و بروز ایشان کمتر دیده میشد. آنچه بیش از همه امام را عصبانی و ناراحت کرد و خون به دلِ این پیر فرزانه نمود، پیامها و مواضعی بود که پس از نوشیدن این جام زهر، از سوی آقای منتظری و برخی مسئولین درگیر در مدیریت جنگ صادر میشد.
کسانی که در سالگرد انقلاب مدعی شدند «ما اشتباه کردیم» این خوندلها باعث شد که امام در دهه فجر سال آخر عمر شریفشان پیامی صادر نکنند، سکوتی که برای همگان سؤالبرانگیز بود تا اینکه نامه سوم اسفند، موسوم به «منشور روحانیت» منتشر شد.
منشور روحانیت؛ رنجنامه تاریخی و عذرخواهی از ملت
با انتشار منشور روحانیت، خواص و نخبگان دریافتند که امام چه درد دلی داشتهاند. ایشان در متن این پیام بهصراحت میفرمایند: «از تحلیلهای غلط این ایام معذرت میخواهم» و رسماً عذرخواهی میکنند.
امام در این منشور به سیر تحولاتی که خون به دلشان کرد اشاره نموده و نام میبرند: از غائله کردستان، غائله چپها، کودتای نوژه، حزب خلق مسلمان و غائله قم و تبریز(ماجرای شریعتمداری) تا پایان عمر مبارکشان.
امام پس از قطعنامه دیگر سخنرانی نکردند و تنها سه چهار پیام مکتوب دادند که همگی ماهیت هشداردهنده، انذاردهنده و تحذیردهنده نسبت به آینده جامعه و حوزههای علمیه داشت. این منشور یکی از آخرین و مهمترین اسناد به جا مانده از ایشان است که وضعیت آن دوران را روشن میسازد.
نامه سال 68 ضربه نهایی و تلخترین سند
آنچه منشور روحانیت را تکمیل میکند و با نگاه جریانشناسی ضربه نهایی محسوب میشود، نامه مورخ 8 فروردین 1368 خطاب به آقای منتظری است. این نامه چنان تلخ و تکاندهنده بود که تا ده سال منتشر نشد. با اینکه مسئولین وقت معتقد بودند انتشار آن به صلاح نیست، امام اصرار بر پخش آن داشتند و میفرمودند:«بعداً پشیمان میشوید»
این نامه که حاوی عزل آقای منتظری است، تلخترین نامه امام محسوب میشود و در آن عبارت «اسلام پر است از خیانت بزرگان» به چشم میخورد که نشاندهنده عمق خوندلی است که امام در سالهای پایانی عمرشان متحمل شدند. داستان این نامه و قصه پرغصه آقای منتظری بسیار مفصل است، اما نشان میدهد که در آن سالها چه بر امام گذشت.
پشت پرده مدیریت جنگ و تحمیل جام زهر
امام بنا به دلایلی به برخی افراد اعتماد کردند و آنها را به فرماندهی جنگ فرستادند. آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرماندهی کل قوا منصوب شد و تیمی را تشکیل داد که شامل آقای محمد خاتمی(معاونت فرهنگی)، آقای حسن روحانی(معاون جانشین)، آقای بهزاد نبوی(معاونت پشتیبانی) و دیگران بود.
این افراد بهجای ادارۀ جنگ، به دنبال پایان دادن به آن بودند. نامههای معروف آقای مهندس موسوی(دربارۀ کمبود بودجه) و آقای محسن رضایی(دربارۀ نیازهای تسلیحاتی) در همین راستا نوشته شد که مدعی بودند پول نداریم و مردم به جبهه نمیروند.
همین گزارشها بود که جام زهر را به امام تحمیل کرد. تحلیلگر تاریخ باید بداند چرا کسانی که متولی جنگ بودند دستها را بالا بردند و گفتند «نمیتوانیم» نیروی نظامی همیشه باید آمادگی جنگ داشته باشد و بگوید «میتوانیم» حتی اگر دیپلماتها ناتوان باشند. اما در آن مقطع، فرماندهان بودند که اظهار ناتوانی کردند، در حالی که رزمندگان در کف میدان و جبهه حضور داشتند.
تقابل تاریخی جریان سازش و مقاومت
جریانی که همواره به دنبال سازش، کوتاه آمدن و دست کشیدن از آرمانهاست، یک جریان غالب تاریخی است و مختص به انقلاب ما نیست. در صدر اسلام، در صفین، برای امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نیز همین اتفاق افتاد؛ جایی که از هزاران نامهنگار، تنها ۷۲ نفر باقی ماندند.
جریان مقاومت و کسانی که حقیقتاً به جهاد و شهادت معتقدند، همواره اندکاند. کسانی که اعتقاد راسخ به تکلیف ندارند، در بحرانها و سختیهای جنگ کم میآورند، سازش میکنند و به دنبال «اسلام رحمانی» و «صلح کل» میروند. این جریان در مقطعی تلاش کرد خود را پشت سر آقای منتظری و بیت ایشان در قم پنهان کند تا این نگاه را راهبری نماید؛ جریانی که بعدها در سال ۷۶ و ماجرای ۱۳ رجب بیشتر افشا شد.
خطر لیبرالیسم و لزوم عمل به تکلیف
امام در منشور روحانیت تأکید میکنند که ما برای ادای تکلیف جنگیدیم و نتیجه فرع آن بود؛ چه پیروز میشدیم و چه شکست میخوردیم. ایشان میفرمایند: «نباید برای رضایت چند لیبرال خودفروخته، در اظهار نظرها و ابراز عقیدهها به گونهای غلط عمل کنیم که حزبالله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولیش عدول میکند.»
تجربۀ تاریخی پس از انقلاب نشان میدهد هر تفکری که به لیبرالها نزدیک شد، سوخت و شکست خورد؛ از مشکلات جنگ در پایان آن گرفته تا دولتهای آقای هاشمی، آقای خاتمی و حتی اواخر دولت آقای احمدینژاد.
امام نسبت به خطر جدایی دین از سیاست، اسلام سکولار و اسلام لیبرالی هشدار دادند. راه بقای جمهوری اسلامی، مقاومت است. اگر به دشمن نزدیک شدید و با «کدخدا» مذاکره کردید، بدانید که رعیت خواهید شد و آنها بر شما حاکمیت پیدا میکنند و با اصل دینتان مشکل خواهند داشت.
تکرار تاریخ و تکثر جریانهای فعال در حوزه علمیه
تاریخ همواره در حال تکرار است و ماجرای دهه ۶۰ و وقایع آن دوران، امروز در مقطع دیگری از زمان تکرار میشود. اگر بخواهیم منشور روحانیت را برای شرایط کنونی به کار ببریم، باید توجه داشته باشیم که امروز در حوزه علمیه با جریانها و سلایق بسیار مختلفی مواجه هستیم.
مطالعات و بررسیها نشان میدهد که اگر جریانهای انحرافی را بهصورت تفکیکشده محاسبه کنیم، شاید بین سی تا چهل جریان فعال در قم وجود داشته باشد. رهبر معظم انقلاب نیز هشدار دادهاند که دشمن به دنبال آن است که برای انقلابی که تز آن از قم برخاسته، آنتیتزی از همان قم ایجاد و صادر کند. بنابراین، استفاده از منشور روحانیت و پیام امام خمینی(ره) برای شناخت و تمیز دادن جریانهای در خط انقلاب از سایرین، امری ضروری و راهگشاست.
صفبندی اسلام ناب در برابر اسلام آمریکایی و تحجر
امام خمینی در منشور روحانیت، بسیار صریح و شفاف جریانها را معرفی میکنند که باید دید مابهازای امروزی آنها چه کسانی هستند. نخست، جریان «اسلام ناب محمدی» است که امام آن را در قالب جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و حاکمیت اسلام معرفی مینمایند.
طبیعتاً این اسلام ناب رقیبان سرسختی دارد که به تعبیر امروزی، گفتمانهای مقابل اسلام ناب محسوب میشوند. امام از این گروهها با عناوینی همچون «اسلام سرمایهداران زالوصفت» یاد میکنند که باید دید طرفداران این جریان در قم چه کسانی هستند.
گروه دیگر، «روحانیون مقدسنمای تحجرگرا» هستند. خطر تحجر و مقدسنمایان همچنان باقی است و امام با عصبانیت و صراحتی عجیب، تعبیر «مقدسنمایان احمق» را برای آنان به کار میبرند؛ تعبیری که شاید استفاده از آن برای ما سنگین باشد، اما امام بهعنوان یک مرجع تقلید و رهبر آن را بیان کردهاند. همچنین ایشان خطاب به طلاب هشدار میدهند که «مارهای خوشخط و خال» را بشناسند.
نفوذ خزنده حجتیه و لیبرالهای خودفروخته
امام راحل صراحتاً از گروههایی مانند «حجتیهها» و «ولایتیهای بیولایت» نام میبرند. امروز باید بررسی کرد که انجمن حجتیه در کجای حوزه علمیه قرار دارد و تا چه حد روی شناخت آن کار شده است. جای تعجب است کسانی که تا دیروز حاکمیت و حکومت را حرام میدانستند، امروز طبق تعبیر امام در حاکمیت حضور پیدا کردهاند.
باید دید این افراد چه محافلی دارند و در مدیریت حوزههای علمیه، مساجد و هیئتها تا چه میزان نفوذ کردهاند. امام همچنین از «اسلام آمریکایی»، «اسلام التقاطی» و «لیبرالهای خودفروخته» سخن میگویند.
اینها مفاهیمی انتزاعی نیستند، بلکه مصادیق خارجی دارند و امام با دادن کدها و شاخصها ما را به شناخت آنان رهنمون میسازند. جریانهای لیبرال و سکولار امروز در حوزه علمیه حضور دارند و دقیقاً مصداق هشدارهای امام هستند.
شاخصهای جریان سکولار؛ از اسلام رحمانی تا همسویی با دشمن
برای شناخت مصادیق امروزی این جریانها، میتوان به گزارهها و مؤلفههایی اشاره کرد که مروجین آنها در حال فعالیت هستند. یکی از این شاخصها «بازنگری در دین و گزارههای دینی» با رویکرد حداقلی کردن دین است؛ کسانی که شعار حجاب اختیاری یا «نه به اعدام» را سر میدهند.
شاخص دیگر، ارائه نسخه «اسلام رحمانی» برای خشونتزدایی از احکام اسلام است. مروجان این تفکر، احکام جزایی اسلام مانند قصاص و ارتداد را خشن میدانند، گویی نعوذبالله در طول هزار و چهارصد سال، عقل فقها و اندیشمندان نمیرسیده و اینها اکنون کشف کردهاند. مگر پیامبر ما «رحمهللعالمین» نبود و مگر بسماللهالرحمنالرحیم شعار ما نیست؟ این نگاه در واقع همان اندیشه لیبرالیسم است.
شاخص دیگر این جریان، «همسویی با دشمن در بزنگاهها» است. در شرایطی که غزه در خون میتپد و هفتاد هزار مسلمان شهید و زیر آوار ماندهاند، صدایی از این افراد در نمیآید؛ اما برای ماجرای خلخال یک زن یهودی در صدر اسلام فریاد وامصیبتا سر میدهند و روایت امیرالمؤمنین را میخوانند که اگر کسی از غصه دق کند رواست.
این بیغیرتی است که در برابر کشتار مسلمانان سکوت میکنند اما وقتی حجاب از سر زنان برداشته میشود یا مساجد را آتش میزنند، واکنشی نشان نمیدهند. این همان اسلام رحمانی یکسویه است که فقط به سمت غرب رحمانیت دارد.
این افراد که جیرهخوار رسانههای بیگانه مانند بیبیسی و منوتو شدهاند، در حوزههای علمیه قابل شناسایی هستند و باید با برگزاری همایش، نوشتن کتاب و مقاله افشا شوند. جای شرمساری است که فردی در لباس روحانیت از بیانیه افرادی مانند سران فتنه حمایت میکند.
عبور دشمن از سکولاریسم به ضدیت صریح با دین
فتنههای اخیر نشان داد که جریان رقیب از مرحله سکولاریسم و لیبرالیسم عبور کرده و نه تنها به بیدینی بلکه به «ضدیت با دین» رسیده است. آنها صراحتاً اعلام میکنند که قرآنها و مساجد را آتش میزنند و دروغ بودن ادعای جدایی دین از سیاست را برملا کردند؛ چرا که هدفشان نابودی دین است نه صرفاً عدم دخالت آن در سیاست.
امام فرمودند: «اگر خداینکرده دشمن بر شما مسلط شود، اسلام عزیز سیلی خواهد خورد.» امروز اگر دیر بجنبیم، اسلام سیلی میخورد. حتی اگر کسی حاکمیت جمهوری اسلامی را قبول ندارد، باید نگران اسلام، هویت ملی و امنیت ناموس و خانواده خود باشد. اگر امنیت از بین برود، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟
این جریانها همواره در حال بازسازی و پوستاندازی هستند؛ در دهههای ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ با چهرههای گوناگون ظاهر شدند و امروز نیز بهنوعی دیگر در جامعه و حوزه فعال هستند و باید با هوشیاری با آنها مقابله کرد.
تقابل اسلام ناب با قرائتهای انحرافی و معیار ولایت
در منظومه فکری امام خمینی(ره) هم در منشور روحانیت و هم در قطعنامه ۵۹۸، تقابل آشکاری میان «اسلام ناب» و انواع «اسلامهای بدلی» مشاهده میشود. امام با تعابیری صریح از جریانهای رقیبی نام میبرند که تحت عناوینی همچون اسلام زالوصفتان، اسلام سرمایهداری و دیگر قرائتهای انحرافی، در برابر حقیقت دین صفارایی کردهاند.
این جریانها و گفتمانهای رقیب که تعدادشان کم هم نیست، همواره با تشکیلات و نشستهای خود فعال بودهاند. نکته حائز اهمیت در این میان، تأکید ویژه امام بر خطر جریان «انجمن حجتیه» است؛ چرا که شناخت جریان لیبرال به دلیل ماهیت آشکارش آسان است، اما شناخت جریانهایی که مظهر و نماد دینداری شدید هستند ولی در باطن احمقانه رفتار میکنند، بسیار دشوار و خطرناک است.
شاخص اصلی برای تشخیص صراط مستقیم در میان این جریانهای رنگارنگ، پایبندی به گفتمان «امامت و ولایت» است. هرگونه فاصلهگیری از این محور، چه میلیمتری و چه کیلومتری، در نهایت منجر به انحراف و حتی پناهنده شدن به اردوگاه دشمن خواهد شد. بنابراین، عدالتخواهی و آزادیخواهی تنها زمانی ارزشمند و صحیح است که در معیت و همراهی با ولایت باشد.
کارنامه درخشان روحانیت؛ از جهاد علمی تا پناهگاه محرومان
امام خمینی(ره) در آغاز منشور روحانیت، بر خدمات تاریخی و نقاط برجسته این نهاد مقدس تأکید میورزند. حوزههای علمیه در طول بیش از هزار سال، با شیوههای غنی و ابتکاری در تحقیق و تتبع، نهال مقدس اسلام را بارور ساختهاند و برای بررسی عمیق علوم اسلامی، طریقهای مناسبتر از شیوه علمای سلف وجود ندارد.
روحانیت اصیل اسلام، صدها سال است که تکیهگاه محرومان بوده و مستضعفان همواره از کوثر زلال معرفت فقهای بزرگوار سیراب شدهاند. ارزش مجاهدتهای علمی و فرهنگی آنان که به حق در جهاتی افضل از دماء شهیدان است، در کنار تحمل مرارتها، تبعیدها، زندانها و اذیتها، گواه صادقی بر این ادعاست.
شهدای روحانیت تنها منحصر به میادین جنگ فیزیکی نیستند، بلکه بسیاری از آنان شهدای گمنامی هستند که در مسیر نشر معارف و احکام الهی به دست مزدوران و نامردمان غریبانه جان باختهاند.
رویشهای انقلابی و حضور مؤثر در میدانهای نبرد و خدمت
علیرغم ریزشهای تلخی که وجود داشته، حوزههای علمیه همواره شاهد رویشهای مبارکی بودهاند که امید امام و مقام معظم رهبری را زنده نگه داشتهاند. بدنه اصلی حوزه و روحانیت، متشکل از جوانان، طلاب و مبلغینی است که در تمام مراحل انقلاب پیشگام بودهاند. تقدیم حدود ۴هزار شهید در دوران دفاع مقدس و حضور فعال در بحرانهایی نظیر سیل، زلزله، کرونا و اغتشاشات، نشاندهنده تعهد عمیق این قشر است.
در حوادثی مانند جنگ دوازدهروزه و عرصۀ جهاد تبیین، همین روحانیت انقلابی است که مسجد به مسجد و مدرسه به مدرسه به روشنگری میپردازد.
هجمههای سنگین دشمن علیه روحانیت نیز دقیقاً به دلیل همین ایستادگی پای نظام و انقلاب است. امروز مراجع بزرگوار، مدیریت حوزهها، جامعه مدرسین، بسیج طلاب و اساتید و عموم طلبهها، پای کار امام و رهبری ایستادهاند و اگر مقاومتی در جامعه دیده میشود، ریشه در مقاومت همین طلبههای عزیزی دارد که از میان مردم برخاستهاند و با مردم زندگی میکنند.
مرزبندی با اسلام سرمایهداری و لزوم صیانت از حوزه انقلابی
باید میان عموم طلاب که با فقر و محرومیت اما با امید و تعهد در کنار مردم هستند، و قشر اندکی که راه خود را جدا کردهاند، تفاوت قائل شد. ممکن است افرادی در لباس روحانیت به سمت اسلام سرمایهداری رفته، در کاخها و ماشینهای گرانقیمت نشسته و یا با پول بیتالمال برای اخذ مدرک دکترا به انگلستان و سوئیس سفر کنند؛ اینها کسانی هستند که مردم به آنها دسترسی ندارند و صدایشان از جای گرم بلند میشود.
اما رویشهای اصیل انقلاب، همان طلبههای سادهزیست هستند. وظیفه امروز ما این است که روحانیت انقلابیِ برخاسته از حوزه علمیه قم را معرفی کنیم و هوشیار باشیم تا «آنتیتز انقلاب» از درون قم شکل نگیرد.
نباید اجازه داد تفکرات شریعتمداریها، منتظریها و گفتمان اسلام رحمانی مجدداً از قم سر برآورد. انقلابی ماندن حوزه در گرو آن است که منشور روحانیت و بیانات امام و رهبری را سرلوحه و دستورالعمل قطعی خود قرار دهیم.
در همین راستا، پیام مقام معظم رهبری در یکصدمین سالگرد بازتأسیس حوزه تحت عنوان «حوزه پیشرو و سرآمد»، در واقع تبیین و بهروزرسانی همان منشور روحانیت برای مقتضیات قرن جدید است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
دیدگاهتان را بنویسید