جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > جنایات جنگی آمریکایی ها | حقوق بشر تا جایی که به آمریکا نرسد!

جنایات جنگی آمریکایی ها | حقوق بشر تا جایی که به آمریکا نرسد!

۱۴۰۵-۰۳-۱۳
دسته‌بندی ساختاری، دشمن‌شناسی، سرویس‌های سایت، مطالب سایت، یادداشت
جنایات جنگی آمریکایی ها

چند بار باید یک تمدن، کودکان را زیر بمب، اسیران را زیر شکنجه و ملت‌ها را زیر تحریم له کند تا رسماً جنایت‌کار جنگی نام بگیرد؟ ظاهراً اگر پرچمش ستاره و خط داشته باشد و شعارش دموکراسی و حقوق بشر باشد هرگز! چند بار باید ملت‌ها زیر پرچم اسلام، هزینه نه گفتن را با جان‌شان بپردازند تا روشن شود تنها جریان جدی مقابل این قاتلان و متجاوزان همین جبهه‌ای است که سال‌هاست با برچسب افراطی و تروریست سانسور شده است؟

پیش از آنکه دوباره برای تجمعات ما، هنرمندان پشت اسلام و وطن، تحریم‌ها و حمله به خاک خودتان کف بزنید، مرور کوتاهی بر ابقای این جنایتکاران در سراسر دنیا داشته باشید که در کمتر از شصت سال، آمار کشته‌هایش از صد میلیون انسان گذشته است. مسئلۀ ما در این نوشته فقط جنایت‌های آمریکایی‌ها نیست، مسئله آن‌هایی هم هستند که در همین خاک، برای بمباران شدن مردم خودشان می‌رقصند و خود را به قدرتی گره زده‌اند که هرجا پا گذاشته ردّی از خون، ویرانی و تحقیر ملی‌گراها برجای مانده.

مرور این تاریخ معیاری است تا تکلیفمان را با این وطن‌فروشان روشن‌تر کنیم که عملاً در صف حامیان آمریکا و اسرائیلی ایستاده‌اند که هیچ تمدنی در هیچ دوره‌ای از تاریخ دست به چنین کشتار و استعماری نزده.

پدیدآورنده: فاطمه باقری

تنظیم: احمدرضا مرادی

مقدمه | جنایات جنگی آمریکایی ها

این مقاله فهرست زمانی حوادث تاریخ نظامی ایالات متحده از آغاز جنگ با فیلیپین تا پایان جنگ با ویتنام را در بر می‌گیرد که در آن‌ها جنایات جنگی رخ داده است، از جمله اعدام صحرایی رزمندگان دشمن اسیرشده، بدرفتاری با زندانیان هنگام بازجویی، استفاده از شکنجه، استفاده از خشونت علیه غیرنظامیان و غیررزمندگان، تجاوز جنسی و تخریب غیرضروری اموال غیرنظامی.

نیروهای مسلح ایالات متحده و اعضای آن پس از امضای کنوانسیون‌های ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ لاهه و امضای کنوانسیون‌های ژنو، بارها قوانین جنگ را نقض کرده‌اند. با اینکه آمریکا برای مجازات متخلفان از قانون جنایات جنگی ۱۹۹۶ و مقررات نظامی خودش استفاده می‌کند، اما اساس‌نامۀ رم را فقط امضا کرده و تصویب نکرده است؛ چون معتقد است دیوان کیفری بین‌المللی(ICC) سازوکارهای کافی برای نظارت و توازن ندارد.[1]

همچنین در سال ۲۰۰۲ با قانون حفاظت از اعضای خدمت، همکاری آمریکا با ICC محدودتر شد. از نگاه ICC، وقتی یک دولت خودش اراده یا ساختار قابل‌اعتماد برای رسیدگی نداشته باشد، دادگاه می‌تواند وارد عمل شود؛ اما آمریکا می‌گوید خودش دربارهٔ اتهامات مربوط به جنگ افغانستان تحقیق کرده و به همین دلیل، صلاحیت ICC را دربارهٔ اتباعش قبول ندارد.[2][3][4]

جنایت جنگی در ادبیات و قراردادهایی که تا حدی جدای از اسلام است و خود غربی‌ها هم آن را نپذیرفتند به هر رفتاری گفته می‌شود که با قواعد جنگ در کنوانسیون‌های لاهه ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ ناسازگار باشد، یا به‌صورت جدی کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی آن را نقض کند.[5] همچنین توضیح می‌دهد که کنوانسیون چهارم ژنو ۱۹۴۹ برای حفاظت از غیرنظامیان و اسیران در دوران اشغال نظامی وضع شده است؛ حتی اگر در آن منطقه هیچ درگیری‌ای جریان نداشته باشد، این حمایت‌ها تا یک سال پس از پایان جنگ ادامه دارد. با این حال، اگر قدرت اشغالگر عملاً جنگش را در آن سرزمین انجام بدهد، همچنان باید به بخش‌های مهمی از این کنوانسیون پایبند بماند.[6][7]

چندی از مهم‌ترین اصول حقوق جنگ در کنوانسیون‌های لاهه و ژنو را ذکر می‌کنیم اما از بیان تمام آن‌ها به دلیل طولانی بودن شدن متن معذوریم. تفکیک میان رزمندگان و غیرنظامیان، ممنوعیت حملۀ عمدی به مردم عادی، ممنوعیت کشتار اسیران و افراد تسلیم‌شده، منع شکنجه و رفتارهای تحقیرآمیز، ممنوعیت تجاوز جنسی، گروگان‌گیری و مجازات جمع، حفاظت از مجروحان، بیماران، کادر درمانی، بیمارستان‌ها و امدادگران و همچنین منع تخریب بی‌دلیل خانه‌ها، زیرساخت‌های غیرنظامی، اماکن مذهبی و آثار فرهنگی. این قواعد همچنین دلالت دارند که حتی در حمله به اهداف نظامی نیز باید اصل تناسب رعایت شود؛ یعنی خسارت و تلفات غیرنظامیان نباید نامتناسب با هدف نظامی موردنظر باشد. علاوه بر این، استفاده از گرسنگی به‌عنوان سلاح جنگی، غارت اموال مردم، استفاده از سپر انسانی و محروم کردن اسیران از محاکمۀ عادلانه نیز ممنوع است.

حتی خود منتقدان سیاست‌های قدرت‌های غربی هم معتقدند که همین اصولی که در اسناد بین‌المللی بر آن‌ها تأکید شده، در موارد متعددی توسط دولت‌های غربی یا متحدان آن‌ها نقض شده است؛ از جمله در جنگ ویتنام، عراق، افغانستان، زندان ابوغریب، بازداشتگاه بگرام و سایر درگیری‌های معاصر که موضوع تحقیقات، گزارش‌های حقوق بشری و مناقشات حقوقی بوده‌اند.[130][129][128]

در جنگ اخیر مرتبط با ایران و لبنان نیز گزارش‌های متعددی از تلفات غیرنظامیان، آوارگی گستردۀ جمعیت، تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی منتشر شده است و فقط برخی دولت‌ها و گروه‌ک‌های حقوق بشری نسبت به محاکمۀ ترامپ و نتانیاهو درباره نقض حقوق بشردوستانه بین‌المللی هشدار جدی داده‌اند. با این حال، اینکه یک اقدام مشخص از نظر حقوقی جنایت جنگی محسوب شود، نیازمند بررسی و اثبات توسط مراجع قضایی منصف است نه صرفاً اتهام یا گزارش رسانه‌ها که آن هم مهرۀ غرب است. در عین حال، جنگ جاری در لبنان همچنان ادامه دارد و طبق گزارش‌های اخیر، درگیری‌ها، حملات و آوارگی گستردۀ غیرنظامیان هنوز متوقف نشده‌اند.

فهرست مطالب

Toggle
  • جریان دروغ به ارمغان آوردن صلح و آرامش برای تمام دنیا
  • جنگ فلیپین و آمریکا (۱۸۹۹–۱۹۱۳)
  • مورو | مسلمانان جنوب فلیپین
    • نبرد بود داجو
    • نبرد بود باگساک
  • جنگ جهانی دوم (1945-1939)
  • خشونت جنسی و جرائم نیروهای آمریکایی در اروپای اشغالی
    • اوکیناوا؛ روی دیگر پیروزی در اقیانوس آرام
  • جنگ کره و آمریکا (1953-1950)
    • کشتار نو گون ری؛ تیراندازی به پناهجویان کره‌ای
    • کشتار غیرنظامیان کرۀ جنوبی
  • جنگ ویتنام (1975-1954)
    • مناطق آزاد آتش | جنایات جنگی آمریکایی ها
    • کشتار مای لای(My Lai Massacre)
    • گروه Tiger Force
  • سایر حوادث جنگ با ویتنام
    • پرونده مک‌گی؛ ۱۲ اوت ۱۹۶۵
    • پرونده روستای ژوان نگوک(Xuan Ngoc) – ۲۳ سپتامبر ۱۹۶۶
    • پرونده چارلز دبلیو. کینن(Charles W. Keenan)
    • حادثه توی بو(Thuy Bo Incident) – ۳۱ ژانویه تا ۱ فوریه ۱۹۶۷
    • پرونده دنیزل آر. آلن(Denzil R. Allen) – ۵ مه ۱۹۶۸
    • قتل چهار کودک ویتنامی – ۱ مارس ۱۹۶۹
    • کشتار سون تانگ(Son Thang Massacre) – ۱۹ فوریه ۱۹۷۰
    • پرونده سرتیپ جان دونالدسون(John W. Donaldson) – ۲ ژوئن ۱۹۷۱
    • ماجرای مسموم کردن کودکان ویتنامی با قرص‌های تری‌اکسان(Trioxane)
  • کلام آخر

جریان دروغ به ارمغان آوردن صلح و آرامش برای تمام دنیا

پیش از آنکه وارد فهرست جنایت‌ها شویم، باید یک واقعیت را دربارۀ سیاست آمریکایی‌ها و ابزار رسانه‌ای عظیمی که در اختیار دارند به خاطر بسپاریم. مسئله فقط بمب، موشک، ناو هواپیمابر و ارتش نیست؛ مسئله دستگاهی است که می‌تواند هم‌زمان با کشتن انسان‌ها، خود را منجی بشریت معرفی کند. می‌تواند یک ملت را زیر بمباران دفن کند و فردای همان روز از آزادی و حقوق بشر سخن بگوید. می‌تواند از اشغال، کودتا، تحریم، غارت منابع و حمایت از جنایتکاران جنگی دم بزند و سپس خود را پرچم‌دار صلح جهان بنامد.

سال‌هاست که دولت آمریکا با کمک رسانه‌ها، شبکه‌های خبری، شرکت‌های بازی‌سازی و هر ابزار تبلیغاتی‌ای که بتواند از آن بهره ببرد سعی کرده تصویری از خود در اذهان مردم دنیا بسازد که در آن همواره قهرمان داستان توقف جنگ‌هاست. در فیلم‌ها و سریال‌های غربی سرباز آمریکایی همیشه فداکار، ناجی، متخصص و انسان‌دوست است؛ حتی اگر در واقعیت، پشت سر همان ارتش، شهرهای ویران، زندان‌های مخوف، اردوگاه‌های شکنجه، کودکان کشته‌شده و میلیون‌ها آواره باقی مانده باشند. گویی خون قربانیان تا زمانی که دور از دوربین‌های آنان ریخته شود، اصلاً وجود خارجی ندارد.

یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های این جریان آن است که علاوه بر جنایت کردن توانایی پنهان کردن، توجیه کردن و حتی وارونه نشان دادن آن را نیز دارد. اگر کشوری را اشغال کند، نامش را برقراری امنیت می‌گذارد. اگر منابع ملتی را غارت کند، آن را توسعه و از نو ساختن می‌نامد. اگر مردم بی‌دفاع را زیر بمب دفن کند، از اشتباهات ناخواسته سخن می‌گوید. اگر زندان‌های مخفی و شکنجه‌گاه ایجاد کند، آن را مبارزه با تروریسم معرفی می‌کند. واژه‌ها انگار در دست این قدرت‌ها به وسیله‌ای برای دفن حقایق تبدیل شده‌اند.

از همه عجیب‌تر آنکه اعتراضات مردمی نیز غالباً برای آنان اهمیتی ندارد. میلیون‌ها نفر در کشورهای مختلف علیه جنگ‌ها و تجاوزهای آمریکا به خیابان آمده‌اند، اما همیشه رؤسای جمهور آن مسیر خود را ادامه داده‌اند. گویی جان انسان‌ها تنها زمانی ارزش دارد که در خدمت اهداف سیاسی آنان باشد. هرجا منافعشان اقتضا کند، سخن از حقوق بشر می‌کنند و هرجا همان حقوق بشر مانع زیاده‌خواهی‌شان شود، به‌سادگی آن را نادیده می‌گیرند.

تضاد مذکور را می‌توان در بسیاری از آثار هالیوود نیز مشاهده کرد. سال‌هاست که فیلم‌ها و سریال‌های آمریکایی تلاش می‌کنند تصویری از ارتش آمریکا بسازند که در آن سرباز آمریکایی همیشه ناجی ملت‌هاست و دشمنان او همیشه شرور، وحشی و فاقد انسانیت هستند. در این روایت‌ها کمتر نشانی از کودکانی دیده می‌شود که زیر بمباران کشته شدند، کمتر سخنی از زنان و مردانی به میان می‌آید که قربانی اشغال و تجاوز شدند و کمتر تصویری از ملت‌هایی نمایش داده می‌شود که دهه‌ها هزینه سیاست‌های سلطه‌طلبانه آمریکا را پرداخت کرده‌اند.

مشکل ما فقط دروغ گفتن آن‌ها نیست؛ مشکل ما این است که این دروغ‌ها آن‌قدر تکرار شده‌اند که خود سازندگانشان نیز گاهی در آن‌ها غرق می‌شوند. آن‌ها خود را صالح معرفی می‌کنند، در حالی که رد پایشان در بسیاری از خونین‌ترین جنگ‌های معاصر دیده می‌شود. از آزادی سخن می‌گویند، اما از دیکتاتورها و اشغالگران حمایت می‌کنند. از حقوق بشر حرف می‌زنند، اما چشم خود را بر کشتار هزاران زن و کودک می‌بندند.

ما این نوشته را برای نفرت‌پراکنی یا تکرار شعارهای سیاسی ننوشته‌ایم. ما فقط می‌خواهیم از شما بخواهیم برای چند صفحه، تصویری را که سال‌ها از سرباز آمریکایی در ذهن جهان ساخته شده کنار بگذارید. آیا آنچه دربارۀ سرباز آمریکایی گفته شده با آنچه در میدان‌های جنگ رخ داده یکسان است؟ آیا قربانیان نیز همان تصویری را از او در ذهن دارند که رسانه‌ها برای ما ساخته‌اند؟ صفحات پیش رو برای دیدن چهره واقعی غربی‌ها و هم‌دستان‌شان و سربازان آمریکایی آن‌گونه که در خاطرۀ بسیاری از قربانیان جنگ‌ها و مداخلات نظامی آمریکا باقی مانده است می‌باشد.

جنگ فلیپین و آمریکا (۱۸۹۹–۱۹۱۳)

جنگ فیلیپین و آمریکا پس از پایان جنگ اسپانیا و آمریکا آغاز شد و به شکل‌گیری درگیری میان نیروهای ایالات متحده و نیروهای استقلال‌طلب فیلیپینی انجامید. این جنگ در بستر گذار قدرت استعماری در شرق آسیا و تلاش برای تثبیت کنترل سیاسی و نظامی بر مجمع‌الجزایر فیلیپین شکل گرفت.

در طول جنگ فیلیپین و آمریکا، جنایات جنگی فراوانی توسط ارتش آمریکا علیه غیرنظامیان فیلیپینی انجام شد. سربازان و شاهدان آن دوره، در نامه‌هایی که به خانه می‌فرستادند، بخشی از این خشونت‌ها را شرح داده‌اند؛ برای نمونه، خبرنگار مانیلِ Philadelphia Ledger در سال ۱۹۰۲ دربارهٔ این وقایع نوشت: «به ما دستور داده نمی‌شود که زندانی بگیریم؛ به همه گفته شده است که بکشند و بسوزانند. هرچه بیشتر بکشید و بسوزانید، بیشتر رضایت فرماندهان را جلب می‌کنید. به نظر من، هر سربازی که در سَمَر به مأموریت فرستاده می‌شود، عملاً به یک جلاد تبدیل می‌شود. گاهی سربازان آمریکایی برای کشتن مردان، زنان و کودکان وارد روستاها می‌شوند؛ آن هم فقط برای اینکه خودشان را سرگرم کنند. احتمالاً بهتر است جزئیات را ننویسم؛ چون در روزنامه‌ها منتشر می‌شود و همین حالا هم دردسرهای زیادی به وجود آورده است.»[8]

ژنرال جیکوب اچ. اسمیت به سرگرد لیتلتون والر دستور داد که در جزیره سَمَر همه را بکشید و همه‌چیز را بسوزانید و تأکید کرد: «من هیچ اسیری نمی‌خواهم. آرزو دارم همه را بکشید. هرچه بیشتر بکشید و بسوزانید، خوشحال‌تر می‌شوم. می‌خواهم تمام کسانی که توان حمل سلاح علیه ایالات متحده را دارند، کشته شوند.»[9] وقتی از او پرسیده شد که منظورش از افراد دارای توان حمل سلاح چیست، پاسخ داد: «همهٔ افراد بالای ده سال.»[9]

برخی مورخان، از جمله برایان مک‌آلستر لین، بر این باورند که اقدامات نیروهای آمریکایی در سَمَر، در چارچوب تعریف جنایت جنگی قرار می‌گیرد.[10] در جریان جنگ فیلیپین و آمریکا، گزارش‌هایی از اعدام زندانیان، استفاده از روش موسوم به شکنجهٔ آب(Water Cure)، سوزاندن روستاها و کشتار غیرنظامیان منتشر شد.[11][12][13] مارک تواین، نویسندهٔ مشهور آمریکایی، در نوشته‌های ضد امپریالیستی خود به‌شدت از این اقدامات انتقاد کرد.[14]

در جریان جنگ فیلیپین و آمریکا، گزارش‌هایی از اردوگاه‌های بازاسکان اجباری نیز منتشر شد؛ مکان‌هایی که غیرنظامیان برای جدا شدن از شورشیان در آن‌ها گردآوری می‌شدند. شرایط این اردوگاه‌ها بسیار نامناسب توصیف شده است و برخی شاهدان از شیوع بیماری، کمبود غذا و مرگ‌ومیر گسترده در آن‌ها سخن گفته‌اند. بسیاری از مردم مجبور بودند در محیط‌هایی زندگی کنند که از حداقل امکانات بهداشتی محروم بود.[15][16]

ژنرال جی. فرانکلین بل نیز در استان باتانگاس سیاست مشابهی را اجرا کرد. جمعیت روستایی به مناطق کنترل‌شده منتقل شدند و کسانی که خارج از این مناطق یافت می‌شدند، ممکن بود به‌عنوان شورشی تلقی شوند. این سیاست با تخریب محصولات کشاورزی، مصادره دام‌ها و محدود کردن رفت‌وآمد مردم همراه بود.[17][18]

در اواخر سال ۱۹۰۱، پس از ادامه یافتن مقاومت نیروهای فیلیپینی، فرماندهان آمریکایی تصمیم گرفتند کنترل شدیدتری بر جمعیت محلی اعمال کنند. سرتیپ جیمز فرانکلین بل فرماندهی عملیات آمریکا در استان‌های باتانگاس و لاگونا را بر عهده گرفت. در واکنش به تاکتیک‌های جنگ چریکی ژنرال فیلیپینی میگل مالوار، بل از روش‌های ضدشورش استفاده کرد؛ تمامی غیرنظامیان کارت شناسایی دریافت کردند و مجبور شدند در اردوگاه‌هابی متمرکز اسکان داده شوند.[20]

در تلاش برای کاهش واکنش منفی افکار عمومی در آمریکا، سرهنگ آرتور واگنر که مسئول روابط عمومی ارتش آمریکا بود، ادعا کرد که هدف از تاکتیک‌های ژنرال بل حفاظت از بومیان دوستدار آمریکا در برابر شورشیان و تضمین تأمین غذای کافی برای آنان و همچنین آموزش استانداردهای مناسب بهداشتی بوده است. با این حال، این ادعا با نامه‌ای از سوی یکی از فرماندهان اردوگاه‌ها تضعیف شد؛ فرمانده‌ای که اردوگاه مورد نظر را گوشه‌ای از جهنم توصیف کرده بود![21]

بسیاری از پژوهشگران اقدامات انجام‌شده در فیلیپین را صرفاً خطاهای پراکندهٔ سربازان نمی‌دانند و معتقدند بخشی از این خشونت‌ها در قالب سیاست‌ها و تصمیمات رسمی اجرا شد.[19][20] از نگاه این منتقدان، پیامدهایی مانند آوارگی گسترده، نابودی زیرساخت‌های محلی و تلفات غیرنظامیان را نمی‌توان فقط به شرایط عادی جنگ نسبت داد، باید آن‌ها را در چارچوب تصمیمات راهبردی اتخاذشده در آن دوره بررسی کرد.[19][20]

در مه ۱۹۰۲، ژنرال اسمیت در دادگاه نظامی ایالات متحده محاکمه شد؛ اما نه به اتهام قتل یا سایر جنایات جنگی، به دلیل رفتاری که به نظم و انضباط نظامی لطمه می‌زد. دادگاه او را مجرم شناخت و حکم داد که از سوی مقام بازبینی‌کننده مورد توبیخ قرار گیرد. برای فرو نشاندن خشم مخالفان امپریالیسم در آمریکا، اسمیت مجبور به بازنشستگی شد.[19]

به گفته مورخ گلن آنتونی می، شرایط داخل اردوگاه‌های تمرکز به اندازه‌ای نامناسب بود که هزاران نفر بر اثر بیماری، سوءتغذیه و کمبود امکانات جان خود را از دست دادند. تراکم جمعیت، بهداشت ضعیف و کمبود مواد غذایی باعث شیوع بیماری‌هایی مانند وبا و آبله شد. افرادی که خارج از مناطق تعیین‌شده یا اردوگاه‌های تحت کنترل ارتش مشاهده می‌شدند، ممکن بود بدون محاکمه هدف قرار گیرند. همچنین همانطور که گفته شد گزارش‌هایی دربارۀ استفاده از روش موسوم به درمان با آب(Water Cure) برای بازجویی از زندانیان منتشر شد؛ روشی که در آن حجم زیادی آب به زور وارد بدن زندانی می‌شد تا او را وادار به اعتراف یا ارائه اطلاعات کنند.[22]

برخی منابع گزارش داده‌اند که در جریان این عملیات‌ها حدود ۱۳۰۰ زندانی کشته شدند و مواردی از محروم‌کردن اسیران از غذا و مراقبت‌های لازم نیز ثبت شده است. منتقدان این اقدامات را از شدیدترین نمونه‌های نقض قوانین جنگ در جریان جنگ فیلیپین و آمریکا می‌دانند.[23] بین ژانویه تا آوریل ۱۹۰۲، از میان جمعیتی حدود ۲۹۸ هزار نفر که در اردوگاه‌ها نگهداری می‌شدند، ۸۳۵۰ نفر جان خود را از دست دادند. در برخی اردوگاه‌ها میزان مرگ‌ومیر به ۲۰ درصد رسید. بر اساس نظر مورخ آمریکایی آندریا پیتزر، سیاست بازاسکان اجباری(Reconcentration Policy) که توسط ژنرال بل اجرا شد، مستقیماً مسئول مرگ بیش از ۱۱ هزار نفر بوده است.[24]

مورو | مسلمانان جنوب فلیپین

برای اینکه بخش‌های بعدی را بهتر بفهمیم، باید بدانیم که جنگ‌های مورو در واقع یک جنگ کاملاً جدا از جنگ فیلیپین آمریکا نبود. پس از آنکه آمریکا در پایان قرن نوزدهم کنترل فیلیپین را به دست گرفت و مقاومت اصلی جمهوری فیلیپین را تا حد زیادی سرکوب کرد، در جنوب فیلیپین گروه‌های مسلمان بومی که مورو نامیده می‌شدند همچنان با حاکمیت آمریکا مخالفت کردند. در نتیجه، درگیری‌ها از شکل جنگ سراسری با دولت فیلیپین به مجموعه‌ای از عملیات‌های نظامی علیه جوامع مسلمان مورو تغییر یافت.

پس از آنکه ارتش آمریکا توانست بخش بزرگی از مقاومت ملی‌گرایان فیلیپینی را سرکوب کند، انتظار می‌رفت درگیری‌ها به سرعت پایان یابد؛ اما جوامع مسلمان مورو در جنوب فیلیپین همچنان به مبارزه ادامه دادند. بسیاری از این گروه‌ها مبارزه خود را صرفاً یک نزاع سیاسی نمی‌دانستند، آن را دفاع از سرزمین، هویت دینی و استقلال اجتماعی خود تلقی می‌کردند. همین مسئله باعث شد مقاومت آنان از نظر فرماندهان آمریکایی سرسخت‌تر و طولانی‌تر از آن چیزی باشد که پیش‌بینی شده بود.

البته این نخستین بار نبود که قدرت‌های غربی با چنین مقاومتی روبه‌رو می‌شدند؛ پیش از آن نیز در قرن نوزدهم، امپراتوری‌های اروپایی در مناطقی مانند الجزایر(مقاومت در برابر فرانسه)، لیبی(مقاومت در برابر ایتالیا)، سودان(جنبش مهدی و جنگ با بریتانیا)، افغانستان(جنگ‌های انگلیس و افغانستان)، قفقاز شمالی و داغستان(مقاومت امام شامل در برابر روسیه) و جنوب فیلیپین(موروها در برابر آمریکا) با جنبش‌های مقاومت مسلمانان مواجه شده بودند که حتی پس از شکست‌های سنگین نظامی نیز به مبارزه ادامه می‌دادند. با این حال برخی مورخان معتقدند تجربۀ فیلیپین یکی از نخستین مواردی بود که ارتش آمریکا به‌طور مستقیم با مقاومت طولانی‌مدت و استوار بر هویت دینی و فرهنگی روبه‌رو شد که بعدها در نقاط دیگری از جهان نیز برای غرب چالش‌برانگیز شد.

این پرسش همواره وجود داشته که چرا بخش مهمی از جهان اسلام طی چند قرن اخیر بارها در معرض لشکرکشی، استعمار، اشغال و فشار قدرت‌های غربی قرار گرفته است. از جنگ‌های صلیبی گرفته تا استعمار مستقیم سرزمین‌های اسلامی توسط قدرت‌هایی مانند بریتانیا و فرانسه، از تجزیۀ سرزمین‌های مسلمان پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی تا اشغال عراق و افغانستان و حمایت از رژیم‌های سرکوبگر منطقه، فهرست بلندبالایی از تقابل‌ها پیش روی ما قرار دارد.

قسمتی از ریشۀ این مسئله را باید در اهمیت ژئوپلیتیکی جهان اسلام جست‌وجو کرد؛ منطقه‌ای که بخش بزرگی از منابع انرژی جهان، شاهراه‌های تجاری و موقعیت‌های راهبردی را در اختیار دارد. در چنین شرایطی، قدرت‌های بزرگ همواره تلاش کرده‌اند نفوذ ظالمانه و غاصبانۀ خود را در این منطقه حفظ کنند؛ حتی اگر این نفوذ به قیمت جنگ، کودتا، تحریم یا حمایت از اشغالگری تمام شود.

برای بسیاری از مسلمانان، مسئله فقط اختلاف منافع سیاسی نیست. نوعی استاندارد دوگانه نیز در سیاست خارجی غرب وجود دارد؛ سخن از حقوق بشر و آزادی به میان می‌آید اما هنگام کشتار غیرنظامیان در کشورهای اسلامی یا اشغال سرزمین‌های مسلمانان، همان حساسیت دیده نمی‌شود. همین تجربه‌های تاریخی باعث شده در بخش‌هایی از جهان اسلام، بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به دولت‌های غربی شکل بگیرد؛ بی‌اعتمادی‌ای که محصول چند دهه یا چند سال نیست، حاصل قرن‌ها تجاوز، زورگویی و رقابت سیاسی برای غصب اموال و زمین‌های مسلمانان است.

اما مسئله صرفاً به نفت، منابع طبیعی یا رقابت‌های ژئوپلیتیکی محدود نمی‌شود. اسلام در ذات خود با بسیاری از مبانی سلطه‌طلبانه و استعماری ناسازگار است. دینی که انسان‌ها را به مقاومت در برابر ظلم، نفی سلطۀ مستکبران، دفاع از مظلومان و ایستادگی در برابر طاغوت فرا می‌خواند، طبیعتاً می‌تواند در برابر پروژه‌های سلطه‌جویانه قدرت‌های بزرگ غربی مانع ایجاد کند. از این منظر، دشمنی با جوامع مسلمان بیش از آنکه ناشی از تفاوت‌های فرهنگی باشد، ریشه در تعارض میان دو جهان‌بینی دارد؛ جهان‌بینی‌ای که سود، قدرت و گسترش نفوذ را اصل قرار می‌دهد و جهان‌بینی‌ای که دست‌کم در آموزه‌های خود بر عدالت، کرامت انسانی و حذف شدن قدرت ظالمان تأکید می‌کند.

هرگاه جنبش‌های اسلامی توانسته‌اند مردم را حول مفاهیمی مانند استقلال، مقاومت و مبارزه با سلطه بسیج کنند، با واکنش شدید قدرت‌های غربی خصوصاً صهیونیسیتی و یهودی روبه‌رو شده‌اند. مشکل اصلی برای قدرت‌های سلطه‌گر مسلمان بودن افراد نیست؛ مسلمانانی هستند که حاضر نیستند زیر بار نظام سیاسی و اقتصادی مورد نظر آنان بروند و در برابر اشغال، استعمار یا استثمار مقاومت می‌کنند.

نبرد بود داجو

یکی از خونین‌ترین رخدادهای ثبت‌شده در دورۀ حضور آمریکا در فیلیپین، نبرد بود داجو بود. در جریان نخستین نبرد بود داجو(Bud Dajo) بین ۵ تا ۸ مارس ۱۹۰۶، ژنرال لئونارد وود دستور حمله نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا به اردوگاه موروس‌ها در دهانه آتشفشانی بود داجو را صادر کرد. در این محل بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر از روستاییان قوم تائوسوگ حضور داشتند. در طول حمله، نیروهای آمریکایی دهانه آتشفشان را با توپخانه سنگین و آتش مسلسل هدف قرار دادند. در پایان نبرد تنها شش نفر از موروس‌ها زنده ماندند و تا ۹۹ درصد ساکنان اردوگاه، که بخش زیادی از آنان زنان و کودکان بودند، کشته شدند.[26]

پس از پایان نبرد بود داجو، تصاویر اجساد کشته‌شدگان در رسانه‌های آمریکایی منتشر شد و موجی از انتقاد را برانگیخت. با وجود این رئیس‌جمهور وقت آمریکا، تئودور روزولت (Theodore Roosevelt) در پیامی به ژنرال لئونارد وود، به او و نیروهایش برای پیروزی در این عملیات تبریک گفت.[27] نویسنده مشهور آمریکایی، مارک تواین(Mark Twain)، که از مخالفان سرسخت سیاست‌های امپریالیستی آمریکا بود، این رویداد را به‌شدت محکوم کرد. او با اشاره به اینکه بیشتر قربانیان را غیرنظامیان تشکیل می‌دادند، از این حادثه با عنوان یک قتل‌عام یاد کرد و آن را نمونه‌ای از پیامدهای سیاست توسعه‌طلبانه آمریکا دانست.[28]

برخی مورخان و پژوهشگران بعدی، نبرد بود داجو را یکی از شدیدترین نمونه‌های خشونت علیه غیرنظامیان در تاریخ حضور نظامی ایالات متحده در فیلیپین توصیف کرده‌اند. به دلیل شمار بالای تلفات غیرنظامی و حضور گستردۀ زنان و کودکان در میان کشته‌شدگان، این رویداد همچنان موضوع بحث و مناقشه در مطالعات تاریخی مربوط به جنگ فیلیپین و آمریکا باقی مانده است.[29]

در دسامبر ۱۹۱۱، نیروهای آمریکایی بار دیگر به منطقه بود داجو حمله کردند. این عملیات که به نبرد دوم بود داجو مشهور شد، با هدف سرکوب مقاومت باقی‌مانده گروه‌های مورو انجام گرفت. در این درگیری نیز شمار قابل توجهی از افراد مورو کشته شدند، هرچند تلفات آن به اندازه نبرد سال ۱۹۰۶ نبود.[30]

نبرد بود باگساک

یکی دیگر از خونین‌ترین عملیات‌های پایان دوره جنگ‌های مورو، نبرد بود باگساک(Bud Bagsak) بود. در ژوئن ۱۹۱۳، نیروهای آمریکایی تحت فرمان ژنرال جان جی. پرشینگ به مواضع موروها در بود باگساک حمله کردند. در این نبرد، صدها نفر از جنگجویان و غیرنظامیان مسلمان کشته شدند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که زنان و کودکان نیز در میان قربانیان حضور داشتند.[31] برخی مورخان، نبرد بود باگساک را آخرین مرحله از کارزار طولانی آمریکا علیه مسلمانان می‌دانند. منتقدان استدلال کرده‌اند که میزان استفاده از نیروی نظامی و حجم تلفات غیرنظامیان در این عملیات‌ها، پرسش‌های جدی دربارۀ رعایت اصول جنگ و تناسب استفاده از زور ایجاد می‌کند. [32]

با پایان نبرد بود باگساک در سال ۱۹۱۳، مقاومت سازمان‌یافته مسلمانان در برابر حاکمیت آمریکا عملاً در هم شکسته شد و جنگ‌های مورو به پایان رسید.[32] با این حال، نابودی کامل هویت سیاسی و مذهبی آنان ممکن نشد. مسلمانان مورو، با وجود تحمل تلفات سنگین و از دست دادن استقلال خود، هویت دینی، فرهنگی و اجتماعی خویش را حفظ کردند و در دهه‌های بعد نیز مطالبات سیاسی و خودمختاری آنان ادامه یافت. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که پایان عملیات نظامی آمریکا در جنوب فیلیپین به معنای پایان مسئله موروها نبود؛ منازعه از میدان نبرد به عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و هویتی منتقل شد. به همین دلیل، مسئله موروها تا قرن بیست‌ویکم نیز یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاسی جنوب فیلیپین باقی ماند.

جنگ جهانی دوم (1945-1939)

پس از پایان جنگ‌های فیلیپین و سرکوب مقاومت موروها، ایالات متحده به تدریج جایگاه خود را به عنوان یک قدرت رو‌به‌رشد در جهان تثبیت کرد. اما با آغاز جنگ جهانی دوم، ابعاد حضور نظامی آمریکا دیگر به یک مستعمره یا منطقه محدود خلاصه نمی‌شد؛ این کشور وارد بزرگ‌ترین و ویرانگرترین جنگ تاریخ بشر شد. حمله ژاپن به پایگاه پرل هاربر در دسامبر ۱۹۴۱، آمریکا را به طور مستقیم وارد جنگ کرد و نیروهای آمریکایی در جبهه‌های گسترده‌ای از اقیانوس آرام تا اروپا و شمال آفریقا به نبرد پرداختند. در این دوره، دولت آمریکا خود را در حال مبارزه با رژیم‌های متجاوز و توتالیتر معرفی می‌کرد و جنگ را نبردی برای آزادی و امنیت جهان می‌دانست.

جنگ جهانی دوم یکی از گسترده‌ترین و خونبارترین درگیری‌های تاریخ بشر بود که از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ ادامه یافت و ده‌ها کشور را درگیر خود کرد. در حالی که ایالات متحده خود را یکی از قدرت‌های اصلی مبارزه با آلمان نازی، ایتالیا و ژاپن معرفی می‌کرد، در طول جنگ گزارش‌ها و اسناد مختلفی نیز درباره رفتار برخی نیروهای آمریکایی با اسیران، زخمی‌ها و کشته‌شدگان دشمن منتشر شد. بخشی از این گزارش‌ها به کشتن سربازان تسلیم‌شده، بدرفتاری با اسیران جنگی و بی‌حرمتی به اجساد نیروهای دشمن مربوط می‌شود؛ موضوعاتی که بعدها توسط مورخان، روزنامه‌نگاران و پژوهشگران حقوق جنگ مورد بررسی قرار گرفتند.[33]

برآورد می‌شود بین ۷۰ تا ۸۵ میلیون نفر در فاصله سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ جان خود را از دست داده باشند؛ رقمی معادل حدود ۳ تا ۴ درصد جمعیت جهان در آن زمان! از این تعداد، حدود ۲۱ تا ۲۵ میلیون نفر نظامی و نزدیک به ۵۰ تا ۵۵ میلیون نفر غیرنظامی بودند. اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی(Soviet Union) با حدود ۲۴ تا ۲۷ میلیون کشته و چین(China) با حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون قربانی بیشترین تلفات را متحمل شدند.

پس از آلمان(Germany) با ۶ تا ۸ میلیون، هلند(Poland) با حدود ۶ میلیون و ژاپن(Japan) با حدود ۳ میلیون کشته قرار داشتند. در مقابل، تلفات آمریکا حدود ۴۱۸ هزار نفر بود. برخلاف جنگ جهانی اول، در جنگ جهانی دوم اکثریت قربانیان را غیرنظامیان تشکیل می‌دادند؛ افرادی که در نتیجه بمباران شهرها، قحطی، اشغال نظامی، کار اجباری، پاکسازی‌ قوم‌ها و نسل‌کشی‌ها جان خود را از دست دادند.[133][132][131]

شایان ذکر است که آمریکا در جنگ جهانی اول هم نقش داشت، اما نه از ابتدای جنگ. جنگ جهانی اول از سال ۱۹۱۴ آغاز شد، در حالی که آمریکا تا آوریل ۱۹۱۷ تقریبا بی‌طرف بود. پس از تشدید حملات زیردریایی‌های آلمان به کشتی‌های تجاری و ماجرای تلگرام زیمرمان، آمریکا وارد جنگ شد و با اعزام بیش از دو میلیون سرباز به جبهه اروپا نقش مهمی در پیروزی متفقین ایفا کرد. با این حال، آمریکا در جنگ جهانی اول هم کم جنایت نکرد و تلفات آن حدود ۱۱۶ هزار کشته بود که در مقایسه با کشورهای اروپایی بسیار کمتر محسوب می‌شد.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/06/video_2026-06-03_00-16-00.mp4

در جریان جنگ جهانی دوم، گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد برخی از نیروهای آمریکایی در جبهه اقیانوس آرام اقدام به کشتن سربازان ژاپنی تسلیم‌شده یا زخمی کرده‌اند. مورخان متعددی اشاره کرده‌اند که نفرت شدید ناشی از جنگ و همچنین تصور رایج مبنی بر اینکه ژاپنی‌ها به ندرت تسلیم می‌شوند، در شکل‌گیری این رفتارها نقش داشته است.[33] مورخان جان داور و ریچارد آلدرمن گزارش کرده‌اند که مثله کردن اجساد سربازان ژاپنی توسط برخی نیروهای آمریکایی رخ داده است. مواردی از برداشتن جمجمه، دندان یا سایر اعضای بدن کشته‌شدگان ژاپنی به عنوان یادگاری نیز ثبت شده است.[34]

البته بر اساس گزارش عده‌ای محدود از مورخان، فرماندهان ارتش آمریکا در موارد مختلف تلاش کردند این اقدامات را متوقف کنند و آن‌ها را مغایر با قوانین جنگ اعلام کردند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که چنین رفتارهایی در بخش‌هایی از جنگ اقیانوس آرام همچنان ادامه یافت.[35]

در ۲۶ ژانویه ۱۹۴۳، زیردریایی USS Wahoo به سوی بازماندگان کشتی ترابری ژاپنی Buyo Maru که در قایق‌های نجات حضور داشتند آتش گشود. معاون فرماندۀ زیردریایی آمریکا ادعا کرد که بازماندگان پس از ظاهر شدن زیردریایی با مسلسل و تفنگ به سمت آن تیراندازی کرده بودند و چنین مقاومتی در جنگ‌های زیردریایی امری رایج بود. همچنین افسر اجرایی زیردریایی اظهار داشت که هدف از تیراندازی، وادار کردن سربازان ژاپنی به ترک قایق‌ها بوده و هیچ‌یک از آنان عمداً هدف قرار نگرفته‌اند.[36][37]

با این حال، بعدها مشخص شد که در میان سرنشینان کشتی، اسیران جنگی متفقین از هنگ شانزدهم پنجاب ارتش هند بریتانیا نیز حضور داشته‌اند. از مجموع ۱۱۲۶ نفر حاضر در کشتی، ۱۹۵ هندی و ۸۷ ژاپنی جان باختند که بخشی از آنان در نتیجه غرق شدن کشتی و بخشی دیگر در جریان تیراندازی‌های پس از آن کشته شدند.[39][40]

همچنین در جریان و پس از نبرد دریای بیسمارک(۳ تا ۵ مارس ۱۹۴۳) چند هفته بعد، در نبرد دریای بیسمارک، نیروهای متفقین تنها به غرق کردن کشتی‌های ژاپنی اکتفا نکردند، بلکه به برخی از بازماندگانی که در آب یا شناورهای امدادی حضور داشتند نیز حمله کردند.[41][42] استدلال فرماندهان این بود که این افراد همچنان نیروهای رزمی محسوب می‌شوند و در صورت نجات، دوباره وارد جنگ خواهند شد. با این حال، حتی در میان نیروهای متفقین نیز درباره درستی اخلاقی و قانونی این اقدام اتفاق نظر وجود نداشت.[41][42]

به گفته ریچارد آلدریچ، استاد تاریخ دانشگاه ناتینگهام، نظامیان آمریکایی در جنگ اقیانوس آرام عمداً سربازان ژاپنی تسلیم‌شده را می‌کشتند. آلدریچ با بررسی خاطرات و یادداشت‌های سربازان آمریکایی و استرالیایی گزارش کرد که در برخی موارد اسیران جنگی قتل‌عام می‌شدند. جان داور نیز نوشته است که در بسیاری از موارد، سربازان ژاپنی که به اسارت درمی‌آمدند، در همان محل یا در مسیر انتقال به اردوگاه‌ها کشته می‌شدند.[43] آلدریچ همچنین اظهار داشت که نپذیرفتن اسیر در میان برخی نیروهای آمریکایی به یک رویۀ رایج تبدیل شده بود.[44]

برخی مورخان هم همانطور که ذکر شد بر این باورند که فضای بی‌اعتمادی شدید در جبهه اقیانوس آرام، نقش مهمی در برخورد با اسیران ژاپنی داشت. [45] بسیاری از سربازان آمریکایی تصور می‌کردند که تسلیم شدن دشمن همیشه واقعی نیست و ممکن است برای نزدیک شدن و حمله ناگهانی به نیروهای متفقین مورد استفاده قرار گیرد. همین ذهنیت باعث می‌شد در برخی موارد، سربازان ژاپنی پیش از آنکه فرصت اسارت پیدا کنند کشته شوند.[45]

داور همچنین می‌گوید علاوه بر شرایط نظامی، نقش تبلیغات جنگی نیز به هیچ عنون قابل انکار نیست. در بسیاری از رسانه‌ها و پوسترهای آن دوران، ژاپنی‌ها با تصاویری تحقیرآمیز و غیرانسانی نمایش داده می‌شدند. منتقدان معتقدند که چنین فضایی می‌توانست حساسیت اخلاقی برخی سربازان را نسبت به سرنوشت دشمن کاهش دهد و زمینه را برای رفتارهای خشن‌تر فراهم کند.[46] دوستان خواننده رسانه دست دشمن است و هر کجا که بخواهد از آن به نفع خودش استفاده می‌کند.

منتقدان این اقدامات را مغایر با کنوانسیون‌های لاهه ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ می‌دانند که کشتن نیروهای دشمن پس از تسلیم شدن یا خارج شدن آنان از میدان نبرد را ممنوع می‌کند. بر همین اساس، برخی پژوهشگران این حوادث را در زمرۀ جنایات جنگی طبقه‌بندی کرده‌اند.[47] جالب است که تنها مغایر می‌دانند و مردم دنیا هم واکنش جدی‌ای روبروی این جنایات که هنوز هم در سرزمین‌های اشغالی درحال رخ دادن است از خود نشان نمی‌دهند. به راستی که اسلام و دین خدا تنها راه نجات بشریت و ضامن عدالت و صلح برای آن است.

جیمز جی. وینگارتنر گزارش کرده است که نگهداری اعضای بدن کشته‌شدگان ژاپنی به عنوان غنیمت جنگی در میان برخی نیروهای آمریکایی پدیده‌ای شناخته‌شده بود. مواردی از برداشتن جمجمه، دندان‌های طلا، گوش‌ها و استخوان‌های سربازان ژاپنی ثبت شده است.[48] جان داور نوشته است که این رفتارها به اندازه‌ای گسترش یافته بود که در برخی موارد، جمجمه یا استخوان سربازان ژاپنی به عنوان هدیه برای دوستان و اعضای خانواده در آمریکا ارسال می‌شد.[49] همچنین وینگارتنر هم اشاره می‌کند که برخی تفنگداران دریایی آمریکا پیش از اعزام به نبرد گوادال‌کانال، درباره ساخت گردنبند از دندان‌های طلای ژاپنی‌ها یا نگهداری گوش‌های آنان به عنوان یادگاری صحبت می‌کردند.[50]

در سال ۱۹۴۴، مجله Life عکسی منتشر کرد که در آن یک زن آمریکایی در حال مشاهده جمجمه یک سرباز ژاپنی بود؛ جمجمه‌ای که توسط نامزدش از جبهه جنگ برای او ارسال شده بود. انتشار این تصویر واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخت و به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های بحث درباره رفتار نظامیان آمریکایی با کشته‌شدگان ژاپنی تبدیل شد.[51] ای مردم ایران این بشر بدون اسلام همین است!

در واکنش به این اقدامات، ارتش ایالات متحده دستورهایی برای جلوگیری از مثله کردن اجساد دشمن و نگهداری اعضای بدن آنان صادر کرد که انگار فقط برای حفظ ظاهر ماجرا بود. همچنین به نیروها یادآوری شد که چنین رفتارهایی با قوانین جنگ و مقررات نظامی مغایرت دارد.[52] گزارش‌ها نشان می‌دهد که این اقدامات تا پایان جنگ به طور کامل متوقف نشد و نمونه‌هایی از آن همچنان ثبت می‌شد.[53]

خشونت جنسی و جرائم نیروهای آمریکایی در اروپای اشغالی

تا این‌جا ما عمدتاً بر رفتار برخی نیروهای آمریکایی با سربازان در میدان نبرد و پس از مرگ آنان متمرکز بودیم. از این نقطه به بعد، موضوع از بی‌حرمتی به اجساد و کشتار اسیران فاصله می‌گیرد و به تجاوز جنسی و خشونت علیه غیرنظامیان در مناطق اشغالی می‌پردازیم. این بخش به بررسی گزارش‌هایی دربارۀ رفتار برخی نظامیان آمریکایی در اروپا و سپس در جزیرۀ اوکیناوا می‌پردازد  که در سال‌های بعد به یکی از بحث‌برانگیزترین حوزه‌های مطالعات تاریخ جنگ و حقوق بشر تبدیل شد.

از دل تاریخ آمریکا، فقط یک کشور مدرن بیرون نیامد؛ یک جریان طولانی از تصرف، حذف، برده‌گیری و عادت به نژادپرستی هم شکل گرفت. سرزمینی که با خون بومیان، با کار اجباری بردگان آفریقایی، با تبعیض نژادی و با عادی‌ بودن رفتار خشون علیه دیگری فرودست ساخته شد، بعدها هم در میدان جنگ نمی‌توانست ناگهان از همان زیستش جدا شود.

وقتی انسان آمریکایی از پیش با آن پیشنۀ تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ایدئولوژیک دیگران را فرودست بی‌ارزش و سپس قابل مصرف در ذهنش تصویر کند، جنگ و جنایت هم خیلی به دور از انتظار نیست و خشونت جنسی هم انحراف نیست؛ بخشی از همان نگاه سلطه‌گر است که بدن دیگری را هم مثل خاک و سرزمین، قابل تصرف می‌بیند.

پس جنگ به خودی خود خشونت می‌آفریند، اما همه جوامع و همه ارتش‌ها به یک شکل خشن نیستند. آنچه تجربه آمریکا را متمایز می‌کند تاریخی است که پیش از جنگ در آن شکل گرفته است.از دل تاریخی کهع آمریکا پشت سر گذاشت یک شیوۀ نگاه به جهان متولد شد که قرن‌ها با تصرف سرزمین بومیان، با زنجیر بردگان آفریقایی و با تقسیم انسان‌ها به برتر و فرودست زندگی کرده بود. وقتی جامعه‌ای برای مدت طولانی یاد بگیرد که می‌توان سرزمین دیگران را گرفت، می‌توان بر بدن دیگران مالک شد و می‌توان حقوق گروهی از انسان‌ها را کمتر از دیگران شمرد، این ذهنیت یک‌شبه ناپدید نمی‌شود.

چنین میراثی در لایه‌های فرهنگ، سیاست و حتی یک نگاه ساده و روزمره به دیگری باقی می‌ماند. به همین دلیل، وقتی آمریکا وارد بزرگ‌ترین جنگ تاریخ شد، برخی از خشونت‌هایی که در میدان‌های نبرد رخ داد صرفاً محصول خشم لحظه‌ای یا شرایط جنگ نبود؛ گویی تابش همان زیست و تمدن حیوانی‌ای بود که سال‌ها پیش‌تر نیز به انسان‌های دیگر به چشم مانع، ابزار یا موجوداتی کم‌ارزش‌تر نگاه می‌کرد. ولذا تحقیر دشمن، بی‌حرمتی به قربانیان و حتی خشونت جنسی نشانه از ذهنیتی است که پیش از شلیک نخستین گلوله نیز وجود داشته و حالا در شرایط جنگی فرصت بروز پیدا کرده است.

اگر سایت را دنبال کنید ان شاء الله در چند هفتۀ بعد یادداشتی در مورد سرگذشت آمریکا و چگونگی شکل گرفتن تمدن آن در بسترهای مختلف را بررسی خواهیم کرد. مورخ آمریکایی جی. رابرت لیلی در پژوهش خود با عنوان Taken by Force تخمین زده است که نیروهای آمریکایی در فاصله ژوئن ۱۹۴۴ تا مه ۱۹۴۵ حدود ۱۴ هزار مورد تجاوز جنسی در کشورهای اروپایی مرتکب شده‌اند.[54]

به گفتۀ وی بخش عمده این تجاوزها در کشورهای فرانسه، بریتانیا و آلمان رخ داده است و موارد گزارش‌شده تنها بخشی از واقعیت را نشان می‌دهند. او معتقد است که بسیاری از قربانیان هرگز شکایتی ثبت نکردند و در نتیجه آمار رسمی نمی‌تواند ابعاد کامل مسئله را نشان دهد. به همین دلیل برخی پژوهشگران احتمال می‌دهند تعداد واقعی قربانیان بیش از ارقام موجود در اسناد نظامی باشد.[55]

در روستایی در نزدیکی مارسی، همسایه‌های خشمگین، سر یک زن فرانسوی را که به داشتن رابطه با یک سرباز آلمانی متهم شده بود، در ملاء عام تراشیدند. او تنها نبود. در سراسر فرانسه، هزاران زن به این شکل مجازات شدند.

همچنین پس از آزاد شدن فرانسه و پیشروی نیروهای متفقین، گزارش‌هایی از خشونت جنسی توسط برخی سربازان آمریکایی منتشر شد. در مواردی ارتش آمریکا تحقیقات رسمی انجام داد و تعدادی از متهمان را تحت پیگرد قرار داد، اما این مسئله همچنان یکی از جنبه‌های کمتر شناخته‌شده و بحث‌برانگیز حضور نظامی آمریکا در اروپا طی جنگ جهانی دوم به شمار می‌رود.[56]

اوکیناوا؛ روی دیگر پیروزی در اقیانوس آرام

اروپا تنها جایی نبود که غیرنظامیان بهای حضور ارتش آمریکا را پرداختند. هزاران کیلومتر دورتر، در اوکیناوا، جزیره‌ای که در آخرین ماه‌های جنگ جهانی دوم زیر چکمه ارتش آمریکا قرار گرفت، روایت‌های تلخ دیگری شکل گرفت؛ روایت زنانی که پس از پایان درگیری‌ها نیز از خشونت در امان نماندند. نبرد اوکیناوا برای آمریکایی‌ها نماد پیروزی بود، اما در حافظۀ بخشی از مردم این جزیره، خاطراتی از تجاوز، ارعاب و سوءاستفاده نیز باقی ماند. سال‌ها بعد، با انتشار اسناد و شهادت‌های تازه، این پرسش مطرح شد که آیا پشت روایت رسمی و ادعای آزاد کردن و پیروزی، بخشی تاریک از تاریخ جنگ پنهان مانده است؟[57]

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/05/VID_20260310_155025_602.mp4

ببینید آزادی‌ای را که این‌ها سالهاست وعده‌اش را با جنایاتشان می‌دهند.

اوشیرو ماسایاسو، تاریخ‌نگار اوکیناوایی و مدیر پیشین آرشیوهای تاریخی استان اوکیناوا، پس از سال‌ها پژوهش نوشت که به‌دنبال فرود نیروهای آمریکایی در اوکیناوا، تجاوز به زنان این جزیره در مقیاسی گسترده رخ داد.[57] همچنین در گزارشی که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۰ منتشر کرد، چند سالمند از روستایی در اوکیناوا گفتند پس از پیروزی آمریکا در نبرد اوکیناوا، سه تفنگدار دریایی مسلح هر هفته به روستا می‌آمدند و اهالی را وادار می‌کردند همه زنان محل را جمع کنند؛ زنانی که سپس به تپه‌ها برده و مورد تجاوز قرار می‌گرفتند.[58]

آن گزارش این روایت را بخشی از راز دیرپای تاریک توصیف می‌کند که افشای آن توجه را دوباره به آنچه تاریخ‌نگاران یکی از نادیده‌گرفته‌شده‌ترین جنایت‌های جنگ می‌دانند جلب کرد؛ تجاوز گسترده به زنان اوکیناوایی به دست نظامیان آمریکایی! هرچند گزارش‌ ژاپنی‌ها دربارۀ تجاوز در همان زمان تا حد زیادی نادیده گرفته شد، اما بعدا پژوهشی برآورد کرد شاید تا ۱۰ هزار زن اوکیناوایی قربانی تجاوز شده باشند.[59]

به گفته مارک سلدن، پیامدهای حضور نظامی آمریکا در اوکیناوا با پایان نبردها خاتمه نیافت. او می‌نویسد که تا میانۀ سال ۱۹۴۹، در حالی که کمتر از چهار سال از استقرار نیروهای آمریکایی در جزیره می‌گذشت، ده‌ها مورد قتل، تجاوز و صدها مورد سرقت به نظامیان آمریکایی نسبت داده شده بود. سلدن همچنین به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از نمایندگان محلی اوکیناوا معتقد بودند شمار واقعی این جرایم به مراتب بیشتر از مواردی بوده که در آمارهای رسمی ثبت شده‌اند.[60]

او می‌نویسد که بسیاری از زنان قربانی تجاوز به دلیل ترس از انگ اجتماعی، ترس از پیامدهای شکایت یا بی‌اعتمادی به ساختار حاکم بر جزیره تحت اشغال آمریکا، هرگز ماجرای خود را گزارش نکردند.[61] وی نتیجه می‌گیرد که مسئله تنها چند حادثه پراکنده یا چند سرباز متخلف نبود و تکرار تجاوزها و دیگر جرایم خشونت‌آمیز در سال‌های آغازین اشغال اوکیناوا چنان تأثیری بر جامعۀ محلی گذاشت که به یکی از اصلی‌ترین دلایل خشم و بی‌اعتمادی مردم جزیره نسبت به حضور نظامی آمریکا تبدیل شد.[62]

تاریخ را امروزه معمولاً فاتحان رسانه‌ها می‌نویسند و به همین دلیل بسیاری از قربانیان هرگز فرصتی برای روایت رنج خود پیدا نمی‌کنند. اوکیناوا از همین جنس است. در روایت رسمی، نیروهای آمریکایی فاتحان جنگی هستند که امپراتوری ژاپن را شکست دادند؛ اما در حافظۀ بخشی از مردم این جزیره، تصویر دیگری نیز وجود دارد.

تجاوز، قتل، خشونت و سوءاستفاده از مردمی که توان دفاع از خود را نداشتند، باعث شد برای بسیاری از ساکنان اوکیناوا، اشغال آمریکا ادامه جنگ باشد، نه پایان آن. آنچه مردم با آن روبه‌رو شدند تصویر سربازانی نبود که در کتاب‌ها و فیلم‌های جنگی به عنوان ناجیان جهان معرفی می‌شوند. مردم هشیار باشید با چهره‌ای روبه‌رو هستیم که نقاب تمدن و آزادی از صورتش افتاده است؛ چهره انسان‌هایی که قدرت نظامی را مجوز تحقیر، تعرض و سلطه بر ضعیف‌تر از خود پنداشتند.

جنگ کره و آمریکا (1953-1950)

جنگ جهانی دوم با میلیون‌ها کشته به پایان رسید، اما جهان فرصت چندانی برای نفس کشیدن پیدا نکرد. تنها پنج سال بعد، شبه‌جزیرۀ کره به صحنۀ یکی دیگر از خونبارترین جنگ‌های قرن بیستم تبدیل شد که از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ ادامه پیدا کرد و علاوه بر نیروهای کره‌ای، پای آمریکا، چین و چندین کشور دیگر را نیز به میدان نبرد باز کرد. اگر در جنگ جهانی دوم بخش مهمی از اتهامات متوجه رفتار برخی نظامیان آمریکایی با اسیران و غیرنظامیان بود، در جنگ کره تمرکز انتقادات بیشتر بر مقیاس ویرانی ناشی از قدرت آتش آمریکا قرار گرفت؛ بمباران گستردۀ شهرها، روستاها، زیرساخت‌ها و مناطق غیرنظامی کره شمالی که بسیاری از مورخان آن را از شدیدترین عملیات‌های هوایی تاریخ معاصر می‌دانند.[63]

به گفته کامینگز، شدت حملات هوایی به اندازه‌ای بود که بخش بزرگی از جمعیت کره شمالی ناچار شدند برای بقا به پناهگاه‌ها، تونل‌ها و غارها پناه ببرند. او این وضعیت را با این جمله توصیف می‌کند که مردم کره شمالی سه سال در غارها زندگی کردند، زیرا بمباران‌های پیوسته تقریباً هیچ فضای امنی باقی نگذاشته بود.[64] ابعاد انسانی این جنگ تکان‌دهنده بود. بر اساس برخی برآوردها، بین ۱۲ تا ۱۵ درصد کل جمعیت کره شمالی در طول جنگ جان خود را از دست دادند. این میزان تلفات، جنگ کره را در شمار مرگبارترین جنگ‌های قرن بیستم از نظر نسبت جمعیت قربانی قرار می‌دهد.[65]

یکی از مشهورترین اظهارات درباره ابعاد ویرانی جنگ کره از زبان ژنرال کرتیس لمی، فرماندۀ نیروی هوایی آمریکا، نقل شده است. او سال‌ها بعد مدعی شد که نیروهای آمریکایی تقریباً تمام شهرهای کره شمالی و بخش‌هایی از کره جنوبی را در جریان بمباران‌ها ویران کردند و تلفات انسانی جنگ را در حدی توصیف کرد که به گفته او نزدیک به یک‌پنجم جمعیت کره شمالی جان خود را از دست دادند.[66]

ویرانی ناشی از بمباران‌ها تنها در گزارش‌های نظامی دیده نمی‌شد. شماری از بازدیدکنندگان خارجی که پس از جنگ از کره شمالی دیدن کردند، از شهری سخن گفتند که بخش‌های وسیعی از آن به تلی از آوار تبدیل شده بود. آنان گزارش دادند که در بسیاری از مناطق، ساختمان‌های سالم و زیرساخت‌های قابل استفاده به سختی دیده می‌شد و آثار جنگ تقریباً همه جا حضور داشت.[67] در سال ۱۹۸۴، هنگام برنامه‌ریزی برای بمباران لیبی، کرتیس لمی پیشنهاد کرد که ایالات متحده باید به آن‌جا برود و هر شهر را بمباران کند؛ چیزی شبیه کاری که در کره شمالی انجام دادیم.[68]

انبارهای تدارکات و تأسیسات اسکله در بندر مهم ساحل شرقی، وزن مخرب بمب‌های تخریبی را که از بمب‌افکن‌های سبک B-26 Invader نیروی هوایی پنجم رها می‌شوند، احساس می‌کنند. ونسان، کره شمالی. نیروی هوایی: سال ۱۹۵۱- ببینید جنایات این آمریکایی‌ها را این‌ها فقط در جنگ ایران زیرساخت نمی‌زدند سیاست این‌ نامردان در جنگ همیشه همین بوده.

کشتار نو گون ری؛ تیراندازی به پناهجویان کره‌ای

پس از بمباران‌های گسترده و ویرانی شهرها، یکی دیگر از بحث‌برانگیزترین پرونده‌های جنگ کره به سرنوشت غیرنظامیانی مربوط می‌شود که در میان آتش جنگ گرفتار شده بودند. با پیشروی سریع نیروهای کره شمالی در هفته‌های نخست جنگ، هزاران نفر از مردم عادی خانه‌های خود را ترک کردند و در جست‌وجوی امنیت به سوی مناطق تحت کنترل نیروهای آمریکایی و کره جنوبی حرکت کردند. اما در فضای آکنده از ترس، بی‌اعتمادی و نگرانی از نفوذ نیروهای دشمن در میان آوارگان، گاه همین غیرنظامیان نیز به چشم تهدید دیده می‌شدند. یکی از مشهورترین نمونه‌های این وضعیت، حادثه نو گون ری است؛ رویدادی که دهه‌ها بعد به نمادی از رنج غیرنظامیان در جنگ کره تبدیل شد.[69]

در واپسین روزهای ژوئیه ۱۹۵۰، گروه بزرگی از غیرنظامیان کره‌ای که از مناطق جنگی گریخته بودند، در نزدیکی روستای نو گون ری با نیروهای آمریکایی روبه‌رو شدند. طبق گزارش‌ها، در جریان این برخورد، تعداد نامشخصی از پناهجویان و آوارگان کره‌ای جان خود را از دست دادند؛ حادثه‌ای که بعدها با نام کشتار نو گون ری شناخته شد.[69]

ماجرای نو گون ری برای دهه‌ها کمتر شناخته شده بود تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تحقیقات گسترده انجمن مطبوعات شراکتی(Associated Press) بار دیگر توجه افکار عمومی را به آن جلب کرد. این خبرگزاری پس از بررسی اسناد نظامی و گفتگو با شاهدان و برخی نظامیان سابق آمریکایی، گزارشی منتشر کرد که در آن ادعا می‌شد نیروهای آمریکایی به سوی گروهی از پناهجویان کره‌ای آتش گشوده‌اند.[70][71]  ابعاد و اهمیت این افشاگری به اندازه‌ای بود که گزارش آن جایزۀ پولیتزر را دریافت کرد که البته برای دریافت همین جایزه از آمریکایی‌ها هم باید به شیوۀ روایت این خبرگزاری شک کرد.

پس از جنجال‌های گسترده پیرامون نو گون ری، دولت آمریکا تحقیق رسمی خود را منتشر کرد. این تحقیق تأیید کرد که شمار نامشخصی از غیرنظامیان کره جنوبی در این حادثه جان باخته‌اند و بخش قابل توجهی از این تلفات در نتیجه شلیک نیروهای آمریکایی رخ داده است.[72] اما نتیجه‌گیری دولت آمریکا با روایت بسیاری از بازماندگان و منتقدان تفاوت داشت. در گزارش رسمی آمده بود که هیچ سند قطعی برای اثبات صدور دستور مستقیم و عامدانه جهت هدف قرار دادن پناهجویان پیدا نشده و آنچه رخ داده، محصول شرایط آشفته و تراژیک روزهای نخست جنگ بوده است.[73]

نتیجه تحقیقات رسمی به بحث‌ها پایان نداد. بسیاری از بازماندگان حادثه و شماری از پژوهشگران معتقد بودند که شواهد موجود با روایت دولت آمریکا سازگار نیست و آن را رد کردند. اسناد، شهادت‌ها و گزارش‌های باقی‌مانده نشان می‌دهد که اولا فقط تیراندازی نه بلکه آتش کشیدن! بعد هم این کار نسبت به غیرنظامیان اقدامی آگاهانه بوده و نمی‌توان آن را تنها به هرج‌ومرج جنگ نسبت داد.[74]

کشتار غیرنظامیان کرۀ جنوبی

جنگ کره تنها به نبرد میان ارتش‌ها محدود نماند. در پس خطوط مقدم، فضای شدید ضدکمونیستی، ترس از نفوذ دشمن، فروپاشی نظم اداری و پیشروی‌های سریع نظامی باعث شد هزاران غیرنظامی نیز قربانی خشونت شوند. در این میان، بخش مهمی از قربانیان توسط حکومت کره جنوبی و نیروهای امنیتی آن کشور کشته شدند. آنچه این پرونده را بحث‌برانگیز می‌کند، گزارش‌هایی است که نشان می‌دهد فرماندهان آمریکایی از برخی این کشتارها اطلاع داشتند و در مواردی نیز شاهد وقوع آن‌ها بودند. همین موضوع قطعا باید پرسش‌هایی را دربارۀ میزان مسئولیت آمریکا در قبال این جنایت‌ها به وجود آورد اما مگر او مسئولیت‌پذیر است؟[75]

با آغاز جنگ کره، موج گسترده‌ای از سرکوب سیاسی در جنوب کشور شکل گرفت. بر اساس برآوردهای تاریخی، ده‌ها هزار نفر که به عضویت یا هواداری از گروه‌های چپ‌گرا مظنون بودند، در ماه‌های نخست جنگ بازداشت و اعدام شدند.[75] در میان این حوادث، نام کشتار لیگ بودو بیش از همه مطرح شده است.[76]

در این رویداد، شمار زیادی از زندانیان سیاسی، فعالان چپ‌گرا و افرادی که تنها به همدلی با کمونیسم مظنون بودند، بدون محاکمه اعدام شدند.[76] یکی از دلایل تداوم بحث دربارۀ این پرونده، اسناد و عکس‌هایی است که سال‌ها بعد منتشر شدند. این مدارک نشان می‌دهند که برخی افسران آمریکایی از وقوع بخشی از این اعدام‌ها اطلاع داشتند و در مواردی نیز هنگام اجرای آن‌ها در محل حضور داشتند.[77]

این عکس توسط ارتش ایالات متحده منتشر شده، اعدام زندانیان سیاسی کره جنوبی توسط ارتش و پلیس کره جنوبی در دائجون، کره جنوبی، طی چند روز در ژوئیه ۱۹۵۰

در این عکس و عکس بعد از بایگانی ارتش ایالات متحده در ژوئیه ۱۹۵۰ که زمانی فوق سری طبقه‌بندی شده بود، زندانیان قبل از اعدام توسط نیروهای کره جنوبی در تائجون(که اکنون با نام دائجون شناخته می‌شود) کره جنوبی، روی زمین دراز کشیده‌اند. با پایان دادن به تحقیقات خود در مورد تاریخ پنهان کره جنوبی، یک کمیسیون دولتی که در حال بررسی یک قرن نقض حقوق بشر است، ده‌ها گور دسته جمعی مشکوک را که گمان می‌رود بقایای ده‌ها هزار زندانی سیاسی کره جنوبی هستند که در اوایل جنگ کره توسط دولتشان اعدام شده‌اند، گاهی اوقات در حالی که افسران آمریکایی نظاره‌گر بودند، کشف نشده باقی خواهد گذاشت.

این کمیسیون که همچنین در مورد کشتار گسترده پناهندگان جنگ کره توسط ارتش ایالات متحده تحقیق کرده است، در یک چرخش سیاسی، آمریکایی‌ها را در موارد متعدد ناشی از ضرورت نظامی محکوم کرده است. ۱۸۰۰ زندانی سیاسی کره جنوبی توسط ارتش کره جنوبی در تائجون کره جنوبی، طی سه روز در ژوئیه ۱۹۵۰ اعدام شدند.

با گذشت سال‌ها و انتشار اسناد بیشتر، روشن شد که موضوع تنها به مقامات کره جنوبی محدود نبوده است. برخی مدارک نشان می‌دهد که شماری از مقام‌های آمریکایی، از جمله سفیر آمریکا در کره جنوبی و تعدادی از فرماندهان نظامی این کشور، از وقوع این اعدام‌ها اطلاع داشته‌اند.[78] شدت و گستردگی این وقایع به اندازه‌ای بود که گریگوری هندرسون، دیپلمات آمریکایی که در آن دوران در کره حضور داشت، از آن با عبارتی بسیار سنگین یاد کرد.[79] او این اعدام‌های گسترده را احتمالاً بزرگ‌ترین قتل‌عام رخ‌داده در سراسر کره جنوبی طی جنگ کره دانست. تعداد دقیق قربانیان هنوز محل اختلاف است و مورخان ارقام متفاوتی ارائه کرده‌اند. با این حال، برخی پژوهش‌ها شمار کشته‌شدگان را بین ۶۰ هزار تا ۲۰۰ هزار نفر برآورد می‌کنند؛ اختلافی که خود نشان‌دهنده دشواری ثبت دقیق وقایع در بحبوحه جنگ و آشفتگی آن دوران است.[80]

عکسی از قتل عام در دره گولیونگ که در گزارش اطلاعاتی ایالات متحده با عنوان «اعدام زندانیان سیاسی در کره» آمده است. این عکس که توسط سرگرد لئونارد ابوت گرفته شده، در سال ۱۹۹۹ به لطف لی دو-یونگ منتشر شد.

خشونت علیه غیرنظامیان به چند حادثه محدود نبود. کیم دونگ چون، از اعضای کمیسیون حقیقت و آشتی کره جنوبی، اعلام کرد که دست‌کم صد مورد کشتار جمعی جداگانه در جریان جنگ کره رخ داده است. به گفته او، بخش عمده این کشتارها توسط نیروهای کره جنوبی صورت گرفته‌اند.[81] او همچنین اظهار داشت که بیشتر این کشتارها با اطلاع، تأیید یا نظارت نیروهای آمریکایی انجام شده‌اند.[82]  کمیسیون حقیقت و آشتی کره جنوبی در سال ۲۰۰۸ اعلام کرد که اسناد، عکس‌ها و گزارش‌های ارتش آمریکا نشان می‌دهد نیروهای آمریکایی از این اعدام‌ها آگاه بوده‌اند و در برخی موارد از آن‌ها عکس گرفته‌اند.[83]

دره گولیونگ به شکل فعلی. پس از سه سال نبش قبر که از سال ۲۰۲۰ آغاز شد، این دره مسطح شده است. قرار است در این مکان، بنای یادبودی برای غیرنظامیان کشته شده در جنگ کره ساخته شود.
بقایای انسانی که در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۱ از محل قتل عام دره گولیونگ بیرون آورده شده است.
اعضای تیم حفاری در ۶ آگوست ۲۰۲۱ بقایای انسانی را از محل قتل عام دره گولیونگ بیرون می‌کشند.

جنگ ویتنام (1975-1954)

جنگ کره با میلیون‌ها کشته و ویرانی گسترده به پایان رسید، اما چند سال بعد آمریکا درگیر منازعه‌ای شد که به مراتب طولانی‌تر، پرهزینه‌تر و بحث‌برانگیزتر بود. جنگ ویتنام که بیش از دو دهه به طول انجامید، از نگاه بسیاری از مورخان جنگی بود که در آن عملا مناطق مسکونی به میدان نبرد تبدیل شدند و میلیون‌ها غیرنظامی خود را در میانۀ آتشی یافتند که هر روز گسترده‌تر می‌شد.

نیروهای آمریکایی در ویتنام با دشمنی مواجه بودند که برخلاف ارتش‌های کلاسیک، اغلب در قالب جنگ چریکی عمل می‌کرد. مبارزان ویت‌کنگ در روستاها حضور داشتند، از شبکه‌های محلی استفاده می‌کردند و تشخیص آنان از غیرنظامیان عادی برای سربازان آمریکایی دشوار بود. همین مسئله به مرور زمینۀ شکل‌گیری سیاست‌ها و راهبردهایی را فراهم کرد که در عمل زندگی غیرنظامیان را نیز به بخشی از میدان جنگ تبدیل می‌کرد.

برای فهمیدن آنچه در ادامه خواهید خواند، باید برای لحظه‌ای از اعداد و آمار فاصله بگیریم. جنگ ویتنام فاجعه‌ای بود که بر سر یک ملت آوار شد. میلیون‌ها نفر کشته، زخمی یا آواره شدند. روستاهای بی‌شماری در آتش سوختند، زمین‌های کشاورزی ویران شدند و نسلی از مردم ویتنام کودکی، جوانی و حتی پیری خود را در میان صدای انفجار، آژیر و هواپیماهای جنگی گذراندند. برای بسیاری از مردم این سرزمین، جنگ به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده بود.[109][108]

اما آنچه ویتنام را به یکی از سیاه‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر تبدیل کرد علاوه بر حجمم ویرانی این بود که بخش بزرگی از قربانیان این جنگ اصلاً سرباز نبودند. آنان کشاورزانی بودند که صبح برای کار به مزرعه می‌رفتند، زنانی بودند که در خانه‌هایشان زندگی عادی داشتند، کودکانی بودند که هنوز معنای سیاست، کمونیسم یا جنگ سرد را نمی‌فهمیدند. بسیاری از آنان هرگز سلاحی در دست نگرفتند، اما با این حال زیر بمب‌ها دفن شدند، در عملیات‌های نظامی کشته شدند یا در میان آتش جنگ جان باختند. گویی در بسیاری از موارد، حضور در سرزمین ویتنام برای قربانی شدن کافی بود.[104]

به همین دلیل است که نام ویتنام پس از گذشت دهه‌ها هنوز با تلخ‌ترین تصاویر جنگ گره خورده است؛ تصاویر روستاهای سوخته، اجساد غیرنظامیان، کودکان وحشت‌زده و مردمی که در میان رقابت قدرت‌های بزرگ، بهای سنگینی پرداختند. آنچه در ادامه می‌آید بخشی از تاریخ جنگی است که برای میلیون‌ها انسان، معنایی جز رنج، ویرانی و مرگ نداشت. آر. جی. رامِل(R. J. Rummel) برآورد کرده است که نیروهای آمریکایی در فاصله سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۲ در جریان جنگ ویتنام حدود ۵۵۰۰ نفر را در قالب دِموساید(کشتار توسط حکومت یا نیروهای وابسته به آن) کشته‌اند. دامنه این برآورد بین ۴۰۰۰ تا ۱۰ هزار نفر قرار دارد.[84]

اما همه پژوهشگران با این برآوردهای محدود موافق نیستند. بنجامین والنتینو در پژوهش خود درباره کشتارهای جمعی قرن بیستم، از ارقامی به‌مراتب بالاتر سخن می‌گوید و تخمین می‌زند که بین ۱۱۰ هزار تا ۳۱۰ هزار نفر ممکن است در جریان عملیات‌های ضدچریکی نیروهای آمریکا و حکومت ویتنام جنوبی کشته شده باشند.[85] اگر این برآورد درست باشد، با یکی از بزرگ‌ترین موارد مرگ غیرنظامیان در جنگ‌های دوران جنگ سرد روبه‌رو هستیم.[106][105]

حتی اسناد رسمی ارتش آمریکا نیز نشان می‌دهد که بخشی از این خشونت‌ها تا حدی آشکار بوده‌اند که به پیگرد قضایی منجر شده‌اند. در طول جنگ ویتنام، ۹۵ نظامی ارتش آمریکا و ۲۷ عضو نیروی تفنگداران دریایی به اتهام قتل یا کشتن شهروندان ویتنامی در دادگاه‌های نظامی محکوم شدند. این آمار به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که موضوع تنها به چند ادعای پراکنده محدود نبوده و مواردی از خشونت علیه ویتنامی‌ها در ساختار قضایی خود ارتش آمریکا نیز ثبت شده است.[86]

تصویر بالا دقیقاً نشان می‌دهد که افسران ارشد امریکایی در حمله به ویتنام از شما در ارتش چه می‌خواهند. دلیل چاپ این تصویر نشان دادن این واقعیت است که اگر به ارتش اجازه دهید، می‌تواند واقعاً ذهن شما را به گند بکشد. این به خودتان بستگی دارد، می‌توانید وقت خود را صرف تلاش برای بازگشت به زندگی عادی کنید یا می‌توانید مانند افسر نجات(E-6) در تصویر که واقعاً از این مزخرفات خوشش می‌آید، به یک روانی تبدیل شوید. انتخاب با شماست. سال ۱۹۶۸

مناطق آزاد آتش | جنایات جنگی آمریکایی ها

در طول جنگ، ارتش آمریکا بخش‌هایی از ویتنام را به عنوان مناطق آزاد آتش معرفی کرد. هر انسانی که در این مناطق حضور داشت، می‌توانست به چشم یک رزمنده دشمن دیده شود. در نتیجه، بسیاری از غیرنظامیان که همچنان در روستاها، مزارع یا خانه‌های خود زندگی می‌کردند، ناگهان در موقعیتی قرار گرفتند که جانشان عملاً هیچ تضمینی برای حفظ شدن نداشت.[87] لوئیس ام. سایمونز روزنامه‌نگار، این سیاست را نقض شدید قوانین جنگ توصیف کرده است.[88]

همچنین نیک ترس در کتاب هر چیزی را که حرکت می‌کند بکشید(Kill Anything That Moves) می‌گیئ که تمرکز بی‌وقفه بر افزایش شمار کشته‌های دشمن، استفاده گسترده از مناطق آزاد آتش، قواعد درگیری که غیرنظامیان فراری از سربازان یا بالگردها را می‌توانستند ویت‌کنگ تلقی کنند و تحقیر گسترده غیرنظامیان ویتنامی، به تلفات عظیم غیرنظامیان و جنایت‌های جنگی گسترده نیروهای آمریکایی انجامید.[89]

یکی از انتقادهای اصلی مطرح‌شده درباره شیوه جنگ آمریکا در ویتنام به نحوه ثبت تلفات بازمی‌گشت. نیک ترس معتقد است بسیاری از غیرنظامیانی که در عملیات‌های مختلف کشته می‌شدند، بعدها در گزارش‌های نظامی به عنوان نیروهای دشمن ثبت می‌شدند. در نتیجه، مرگ آنان به عنوان بخشی از آمار موفقیت عملیات‌ها ثبت می‌شد و همین مسئله تشخیص ابعاد واقعی تلفات غیرنظامیان را دشوار می‌کرد.[90]

به باور او، بسیاری از این رخدادها در بستری شکل گرفتند که سیاست‌های نظامی، شیوه ارزیابی موفقیت عملیات‌ها و قواعد درگیری، زمینه وقوع چنین فجایعی را فراهم کرده بودند.[91]

کشتار مای لای(My Lai Massacre)

در میان تمام پرونده‌های مرتبط با جنایت‌های جنگی آمریکا در ویتنام، هیچ نامی به اندازه مای لای شهرت پیدا نکرده است. در ۱۶ مارس ۱۹۶۸، روستای مای لای به صحنه رویدادی تبدیل شد که بعدها به نمادی از خشونت علیه غیرنظامیان در جنگ ویتنام در اذهان تبدیل شد. در این حادثه، صدها غیرنظامی ویتنامی توسط نیروهای آمریکایی کشته شدند؛ واقعه‌ای که افشای آن سال‌ها بعد افکار عمومی جهان را شوکه کرد و به یکی از تاریک‌ترین صفحات تاریخ حضور آمریکا در ویتنام تبدیل شد.[92]

صبح روز ۱۶ مارس ۱۹۶۸، نیروهای گروهان چارلی ارتش آمریکا وارد روستای مای لای در استان کوانگ نگای ویتنام شدند. فرماندهان آمریکایی انتظار داشتند در این منطقه با نیروهای ویت‌کنگ روبه‌رو شوند، اما آنچه سربازان در روستا یافتند عمدتاً ساکنان غیرنظامی بودند؛ مردان سالخورده، زنان و کودکانی که زندگی روزمره خود را سپری می‌کردند.[93] در جریان عملیات، کشتار گسترده‌ای رخ داد. قربانیان تنها مردان بالغ نبودند؛ زنان، کودکان خردسال و حتی نوزادان نیز در میان کشته‌شدگان قرار داشتند. بسیاری از آنان هیچ سلاحی در اختیار نداشتند و هیچ نشانه‌ای وجود نداشت که در درگیری مشارکت داشته باشند.[94]

بر اساس شهادت‌ها و تحقیقات بعدی، برخی از زنان روستا پیش از کشته شدن هدف خشونت جنسی قرار گرفتند و در مواردی نیز با اجساد قربانیان رفتاری تحقیرآمیز و غیرانسانی صورت گرفت.[95]

تصور کنید در شلوغ‌ترین خیابان سایگون، صدها نفر ایستاده‌اند و به مردی نگاه می‌کنند که آرام و بی‌حرکت روی زمین نشسته است. او نه فریاد می‌زند و نه تقلا می‌کند. چند لحظه بعد شعله‌ها تمام بدنش را در بر می‌گیرند. راهب بودایی تیک کوانگ دوک برای اعتراض به سرکوب مذهبی حکومت، خودش را آتش زد. خبرنگارانی که آن صحنه را دیدند بعدها گفتند هیچ‌کس نمی‌توانست باور کند انسانی در میان آن همه آتش تا آن اندازه آرام باقی بماند. عکس آن حادثه به سرعت سراسر جهان را شوکه کرد.[99][100]

سرکوب اعتراضات بوداییان توسط آمریکایی‌ها صحنه‌های دردناکی رقم زد. نیمه‌شب، نیروهای امنیتی به معابدی یورش می‌بردند که بسیاری از مردم آن را پناهگاهی مقدس می‌دانستند. راهبان و دانشجویان از خواب بیدار می‌شدند و با باتوم، گلوله و بازداشت روبه‌رو می‌شدند. برخی از معابد به میدان نبرد تبدیل شدند و صدها نفر بازداشت شدند. برای بسیاری از خانواده‌ها، عزیزانشان ناگهان ناپدید شدند و روزها یا هفته‌ها خبری از آنان نبود.[101][102][103]

در روستاها هم وضعیت کم از شهرها نداشت. هزاران خانواده مجبور شدند خانه‌هایی را که نسل‌ها در آن زندگی کرده بودند ترک کنند. مردم را به دهکده‌های محصور منتقل می‌کردند؛ پشت سیم‌های خاردار و برج‌های نگهبانی. بسیاری از کشاورزان ناگهان از زمین، دام و زندگی سابق خود جدا شدند. پیرمردها و پیرزن‌هایی که تمام عمرشان را در روستاهای خود گذرانده بودند، شاهد ویران شدن زندگی‌ای بودند که برای ساختنش دهه‌ها زحمت کشیده بودند.

درگیری‌های نظامی هر روز قربانی می‌گرفت. روستاهایی که روزی محل بازی کودکان و کار کشاورزان بود، به میدان جنگ تبدیل می‌شد. شب‌ها صدای تیراندازی و انفجار از دور شنیده می‌شد و مردم نمی‌دانستند صبح که بیدار شوند، آیا خانه‌شان هنوز پابرجاست یا نه. بسیاری از غیرنظامیان میان دو طرف جنگ گرفتار شده بودند؛ بدون آنکه نقشی در تصمیم‌های سیاسی داشته باشند.

پایان این بحران نیز با خون همراه بود. کودتایی که قرار بود کشور را نجات دهد، به قتل رئیس‌جمهور و برادرش ختم شد. کشوری که از پیش درگیر شورش، ترس و جنگ بود، بیش از پیش در هرج‌ومرج فرو رفت. بسیاری از مردم ویتنام جنوبی امیدوار بودند با رفتن حکومت دیِم اوضاع بهتر شود، اما در عمل بحران عمیق‌تر شد و راه برای گسترش جنگی باز شد که در سال‌های بعد میلیون‌ها انسان را گرفتار مرگ، آوارگی و رنج کرد. در طول جنگ، گزارش‌های متعددی از کشتار غیرنظامیان منتشر شده بود، اما هیچ‌کدام به اندازه مای لای اخبار را تکان نداد.

برآورد می‌شود که در کشتار مای لای بین ۳۴۷ تا ۵۰۴ شهروند غیرمسلح ویتنام جنوبی کشته شدند. تقریباً تمامی قربانیان غیرنظامی بودند و بیشتر آنان را زنان و کودکان تشکیل می‌دادند.[96] این جنایت در محدوده روستای سون مای و به‌ویژه در آبادی‌های مای لای و مای خه رخ داد.[97] شاید یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های پرونده مای لای، سرنوشت قضایی عاملان آن باشد.با وجود آنکه در آغاز ۲۶ نظامی آمریکایی به دلیل نقششان در این کشتار تحت پیگرد قرار گرفتند، در نهایت تنها ویلیام کَلی محکوم شد. او ابتدا به حبس ابد محکوم شد، اما این حکم بعدها کاهش یافت و سرانجام پس از حدود سه سال و نیم حبس خانگی آزاد شد.[98]

افشای کشتار مای‌لای واکنش‌های گسترده‌ای در آمریکا و سایر کشورها به دنبال داشت. انتشار گزارش‌ها و تصاویر این رویداد باعث شد توجه افکار عمومی بیش از پیش به نحوه عملکرد ارتش آمریکا در ویتنام جلب شود. این ماجرا به یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش مخالفت با ادامه جنگ در داخل آمریکا تبدیل شد و بحث‌های گسترده‌ای را درباره رفتار نیروهای آمریکایی در ویتنام به وجود آورد.

در سال‌های بعد نیز شماری از پژوهشگران و مورخان استدلال کردند که مای‌لای صرفاً یک رویداد منفرد نبوده و نمونه‌های دیگری از کشتار غیرنظامیان نیز در جریان جنگ رخ داده است. از همین رو، مای‌لای به عنوان نقطه آغاز توجه گسترده‌تر به مسئله خشونت علیه غیرنظامیان در جنگ ویتنام شناخته می‌شود که امروز هم درحال اتفاق افتادن در لبنان است اما کسی به ان تعوجه نمی‌کند. [107]

وقتی ابعاد کشتارهای رخ‌داده در جنگ ویتنام بیشتر آشکار شد، پنتاگون ناچار شد گروهی ویژه با عنوان گروه کاری جنایات جنگی ویتنام(VWCWG) تشکیل دهد تا درباره اتهام‌های مطرح‌شده علیه نیروهای آمریکایی تحقیق کند. نتیجه این تحقیقات، آرشیوی محرمانه و عظیم با حدود ۹ هزار صفحه سند بود که بعدها از حالت محرمانه خارج شد. این اسناد نشان می‌دادند که تنها در فاصله سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱، دست‌کم ۳۲۰ مورد جنایت ثبت شده است؛ از کشتارهای جمعی و حملات علیه غیرنظامیان گرفته تا موارد متعدد شکنجه و آزار جنسی.

البته که چون محکمه و قاضی جفتشان فاسد هستند نمی‌توان به این نتایج اعتماد کرد اما بر اساس این پرونده‌ها، ۲۰۳ نظامی آمریکایی متهم شدند، ۵۷ نفر در دادگاه‌های نظامی محاکمه شدند و ۲۳ نفر نیز محکومیت دریافت کردند. با این حال، بیش از ۵۰۰ ادعای دیگر نیز بررسی شد که محققان نتوانستند برای آن‌ها شواهد کافی پیدا کنند.[110][111]

یکی از نمونه‌هایی که نامش بارها در بحث‌های مربوط به جنایات جنگی مطرح شده، عملیات اسپیدی اکسپرس است. این عملیات که از دسامبر ۱۹۶۸ تا مه ۱۹۶۹ در دلتای مکونگ اجرا شد، در ظاهر با همان هدف و وعدۀ همیشگی برقراری امنیت و کنترل منطقه طراحی شده بود؛ اما آمارها و گزارش‌های بعدی تصویر متفاوتی ارائه کردند. ارتش آمریکا اعلام کرد که نزدیک به ۱۱ هزار نیروی دشمن در این عملیات کشته شده‌اند، اما بررسی‌های داخلی خود ارتش نشان داد که احتمالاً بین ۵ تا ۷ هزار غیرنظامی نیز جان خود را از دست داده‌اند.[112][113]

همین اختلاف چشمگیر باعث شد منتقدان مشروعیت عملیات را زیر سؤال ببرند. رابرت کیلر، خبرنگار یونایتد پرس اینترنشنال، به نقل از مشاوران آمریکایی حاضر در منطقه نوشت که استفاده گسترده و بدون تفکیک از آتش سنگین، عملاً به کشتار بی‌رویه غیرنظامیان منجر شده بود.[114]

این تصویر، یک اسیر جنگی ویتنام شمالی را نشان می‌دهد که توسط دو سرباز آمریکایی و یک سرباز ویتنام جنوبی در حال شکنجه با آب غرق مصنوعی است. اگرچه واشنگتن پست شکنجه با آب را امری رایج توصیف کرد، اما انتشار این تصویر منجر به محاکمه یکی از سربازان آمریکایی به دلیل نقشش در شکنجه در دادگاه نظامی شد.

در کنار عملیات‌های نظامی، برنامه‌هایی نیز وجود داشتند که ماهیتی اطلاعاتی و امنیتی داشتند؛ اما آن‌ها هم از جنجال و انتقاد مصون نماندند. یکی از شناخته‌شده‌ترین این برنامه‌ها فینیکس بود؛ طرحی که با هماهنگی سازمان سیا و همکاری نیروهای آمریکایی، ویتنام جنوبی و دیگر متحدان اجرا می‌شد. هدف رسمی برنامه، شناسایی و از بین بردن شبکه‌های ویت‌کنگ بود، اما ابزارهایی که برای رسیدن به این هدف به کار گرفته می‌شد  از نفوذ و بازداشت گرفته تا بازجویی، شکنجه و ترور موجی از انتقادها را به همراه آورد.[115][116]

منتقدان معتقد بودند که این برنامه در عمل از چارچوب یک عملیات اطلاعاتی فراتر رفته و به سازوکاری برای حذف افراد تبدیل شده است؛ تا جایی که برخی از آن با عنوان برنامه ترور غیرنظامیان یاد کردند و استفاده گسترده از شکنجه را از تاریک‌ترین ابعاد آن دانستند.[117]

گروه Tiger Force

در میان یگان‌های آمریکایی حاضر در جنگ ویتنام، تایگر فورس یکی از بحث‌برانگیزترین نام‌ها میان تکاوران و رنجرها به شمار می‌آید. این واحد که یک گشت شناسایی دوربرد وابسته به گردان اول(هوابرد)، هنگ ۳۲۷ پیاده‌نظام، تیپ اول مستقل و لشکر ۱۰۱ هوابرد بود، بین نوامبر ۱۹۶۵ تا نوامبر ۱۹۶۷ در میدان‌های نبرد ویتنام فعالیت می‌کرد.[118] با گذشت زمان، تحقیقات انجام‌شده در دوران جنگ و همچنین بررسی‌های مفصل چند دهه بعد، تصویری تاریک از عملکرد این یگان ارائه داد.

طبق این تحقیقات، صدها غیرنظامی قربانی اقداماتی شدند که شامل شکنجه‌های مکرر، اعدام اسیران جنگی و کشتار عمدی افراد غیرنظامی بود. هرچند بخشی از این اتهام‌ها سال‌ها محل بحث باقی ماند، اما بازرسان ارتش آمریکا پس از بررسی اسناد و شهادت‌ها اعلام کردند که بسیاری از جنایات جنگی منتسب به این واحد واقعاً رخ داده است.[117]

در کنار پرونده‌های بزرگ و عملیات‌های شناخته‌شده، اسناد جنگ ویتنام مملو از رویدادهای دیگری است که تصویری متفاوت از واقعیت‌های این جنگ ارائه می‌کنند. برخی از این گزارش‌ها به رفتار نیروها با زندانیان و غیرنظامیان مربوط می‌شود و بعدها در تحقیقات رسمی و دادگاه‌های نظامی مورد بررسی قرار گرفت.

تونگ دوک، ویتنام… یک زندانی ویت کنگ در انتظار بازجویی در یگان نیروهای ویژه A-109 در تونگ دوک، 25 کیلومتری غرب دانانگ.

سایر حوادث جنگ با ویتنام

پرونده مک‌گی؛ ۱۲ اوت ۱۹۶۵

یکی از نخستین پرونده‌هایی که در اسناد رسمی جنگ ویتنام ثبت شد، به رویدادی در ۱۲ اوت ۱۹۶۵ بازمی‌گردد. در آن روز، مک‌گی(Lcpl McGhee) از گروهان M، گردان سوم، هنگ سوم تفنگداران دریایی، منطقه پایگاه چو لای را ترک کرد و به سمت روستایی در همان حوالی رفت.

وقتی نگهبان پایگاه از او درباره مقصدش سؤال کرد، پاسخ داد که برای یافتن یک عضو ویت‌کنگ راهی روستا شده است. اندکی بعد دو تفنگدار برای بازگرداندن او اعزام شدند. آن‌ها هنگام نزدیک شدن به روستا صدای شلیک و فریاد یک زن را شنیدند و سپس مک‌گی را دیدند که از روستا خارج می‌شود. مک‌گی مدعی شد که یکی از نیروهای ویت‌کنگ را کشته و افراد دیگری نیز در تعقیب او هستند.

اما آنچه در دادگاه مطرح شد، روایت کاملاً متفاوتی بود. شاهدان ویتنامی اعلام کردند که مک‌گی با شکستن دیوار کلبه‌ای که یک خانواده در آن خواب بودند وارد خانه شد. او دختر ۱۴ ساله خانواده را گرفت و به سمت در کشید.

زمانی که پدر دختر برای جلوگیری از این اقدام وارد عمل شد، مک‌گی به او شلیک کرد و او را کشت. دختر پس از خروج از خانه، با کمک مادربزرگش توانست از دست او فرار کند. دادگاه نظامی در نهایت مک‌گی را به جرم قتل غیرعمد مجرم شناخت و برای او ۱۰ سال حبس همراه با اعمال شاقه در نظر گرفت. این مجازات در مرحله تجدیدنظر به ۷ سال کاهش یافت و او در نهایت ۶ سال و ۱ ماه از این محکومیت را سپری کرد.[101]

پرونده روستای ژوان نگوک(Xuan Ngoc) – ۲۳ سپتامبر ۱۹۶۶

در ۲۳ سپتامبر ۱۹۶۶، یک گشت کمین ۹ نفره از گردان اول، هنگ پنجم تفنگداران دریایی، پایگاه هیل ۲۲ را که در شمال‌غربی چو لای قرار داشت ترک کرد. سرباز یکم جان دی. پاتر جونیور(Private First Class John D. Potter Jr.) عملاً فرماندهی این گشت را بر عهده گرفت. اعضای گشت وارد دهکده ژوان نگوک شدند و مردی به نام دائو کوانگ تین را که او را عضو ویت‌کنگ می‌دانستند بازداشت کرده و از کلبه‌اش بیرون کشیدند. در حالی که او را کتک می‌زدند، دیگر اعضای گشت همسرش بوی تی هونگ را از خانه بیرون آوردند و چهار نفر از آنان به او تجاوز کردند.

چند دقیقه بعد، سه عضو دیگر گشت به دائو کوانگ تین، بوی تی هونگ، فرزند آن‌ها، خواهرزن بوی و فرزند خواهرزنش شلیک کردند. بوی تی هونگ زنده ماند و بعدها در دادگاه‌های نظامی شهادت داد. فرمانده گروهان که نسبت به گزارش درگیری با دشمن مشکوک شده بود، ستوان دوم استیون جی. تالتی(Stephen J. Talty) را مأمور کرد تا همراه گشت به محل حادثه بازگردد. تالتی پس از رسیدن به محل متوجه شد چه اتفاقی رخ داده است، اما تلاش کرد ماجرا را پنهان کند.

در این میان، کودکی زخمی پیدا شد که هنوز زنده بود. پاتر با قنداق تفنگ خود چندین ضربه به او وارد کرد و او را کشت. پاتر به جرم قتل عمد از پیش طراحی‌شده و تجاوز محکوم شد و حکم حبس ابد با اعمال شاقه دریافت کرد، اما در فوریه ۱۹۷۸، پس از گذراندن ۱۲ سال و ۱ ماه زندان آزاد شد.[119] جان آر. برتاگ(John R. Bretag)، بهیار نظامی، علیه پاتر شهادت داد و به دلیل مشارکت در تجاوز به ۶ ماه حبس محکوم شد.

جیمز اچ. بوید جونیور(James H. Boyd Jr.) به قتل اعتراف کرد و به ۴ سال حبس با اعمال شاقه محکوم شد. رونالد ال. ووگل(Ronald L. Vogel) به دلیل قتل یکی از کودکان و ارتکاب تجاوز مجرم شناخته شد و به ۵۰ سال حبس با اعمال شاقه محکوم گردید که در تجدیدنظر به ۱۰ سال کاهش یافت و او ۹ سال آن را سپری کرد. دو عضو دیگر گشت از اتهامات اصلی تبرئه شدند، اما به جرم حمله با قصد تجاوز محکوم و به ۶ ماه زندان محکوم شدند. ستوان تالتی نیز به دلیل ارائه گزارش دروغین مجرم شناخته و از سپاه تفنگداران دریایی اخراج شد، هرچند این حکم در مرحله تجدیدنظر لغو شد.[101][120]

پرونده چارلز دبلیو. کینن(Charles W. Keenan)

پرونده چارلز دبلیو. کینن نمونه دیگری از پرونده‌هایی بود که در آن نیروهای آمریکایی به کشتن غیرنظامیان متهم شدند. سرباز یکم چارلز دبلیو. کینن(PFC Charles W. Keenan) به جرم قتل یک زن سالخورده ویتنامی غیرمسلح و یک مرد ویتنامی غیرمسلح از فاصله بسیار نزدیک مجرم شناخته شد.

او در ابتدا به حبس ابد محکوم شد، اما این حکم به ۲۵ سال زندان کاهش یافت. در مرحله تجدیدنظر، محکومیت مربوط به قتل زن سالخورده لغو شد و مدت حبس او به ۵ سال کاهش پیدا کرد. پس از آن، در نتیجه اقدامات بخشودگی، مدت محکومیت او بار دیگر کاهش یافت و به ۲ سال و ۹ ماه رسید. همچنین استنلی جی. لوچکو(Stanley J. Luczko) با درجه گروهبان دوم  به جرم قتل غیرعمد مجرم شناخته شد و به ۳ سال زندان محکوم گردید.[101]

حادثه توی بو(Thuy Bo Incident) – ۳۱ ژانویه تا ۱ فوریه ۱۹۶۷

حادثه توی بو یکی از مواردی بود که آمار قربانیان آن از همان ابتدا محل اختلاف قرار گرفت. بر اساس برخی گزارش‌ها، بین ۳۱ ژانویه تا ۱ فوریه ۱۹۶۷، نیروهای گروهان H از گردان دوم هنگ اول تفنگداران دریایی مسئول کشته شدن ۱۴۵ غیرنظامی بودند. در مقابل، روایت رسمی تفنگداران دریایی این بود که در جریان یک نبرد دو روزه، ۱۰۱ نفر از نیروهای ویت‌کنگ و ۲۲ غیرنظامی کشته شده‌اند. همین اختلاف میان آمارهای موجود، این حادثه را به یکی از موارد بحث‌برانگیز در بررسی عملکرد نیروهای آمریکایی در ویتنام تبدیل کرده است.

پرونده دنیزل آر. آلن(Denzil R. Allen) – ۵ مه ۱۹۶۸

پرونده دنیزل آر. آلن یکی از مستندترین موارد مربوط به قتل اسیران و غیرنظامیان در جنگ ویتنام است. در ۵ مه ۱۹۶۸، سرجوخه دوم دنیزل آر. آلن فرماندهی یک گشت کمین شش نفره از گردان اول، هنگ بیست‌وهفتم تفنگداران دریایی را در نزدیکی شهر هوئه(Huế) بر عهده داشت. اعضای گشت دو مرد ویتنامی غیرمسلح را متوقف و بازجویی کردند. سپس آلن و سرباز مارتین آر. آلوارز(Private Martin R. Alvarez) آن دو را اعدام کردند.

همان شب، پس از حمله‌ای به پایگاه آن‌ها، یگان مربوطه گشتی را اعزام کرد که سه مرد ویتنامی را به اسارت گرفت و به پایگاه بازگرداند. آلن، آلوارز، سرجوخه‌های دوم جان دی. بلکنپ(John D. Belknap)، جیمز ای. ماوشارت(James A. Maushart)، سرباز یکم رابرت جی. ویکرز(Robert J. Vickers) و دو نفر دیگر، یک جوخه اعدام تشکیل دادند و دو نفر از اسیران را تیرباران کردند.

اسیر سوم به ساختمانی منتقل شد که آلن، بلکنپ و آنتونی لیچیاردو جونیور(Anthony Licciardo Jr.) او را به دار آویختند. هنگامی که طناب پاره شد، آلن گلوی آن مرد را برید و او را کشت. آلن به پنج فقره قتل غیرعمد اعتراف کرد و در ازای این اعتراف، حکم حبس ابد او به ۲۰ سال زندان کاهش یافت. بعدها این مجازات به ۷ سال کاهش پیدا کرد و او پس از تنها ۲ سال و ۱۱ ماه زندان آزاد شد.

ماوشارت به یک فقره قتل غیرعمد اعتراف کرد و به ۲ سال زندان محکوم شد که ۱ سال و ۸ ماه آن را گذراند. بلکنپ و لیچیاردو هر کدام به یک فقره قتل اعتراف کردند و به ۲ سال زندان محکوم شدند. بلکنپ ۱۵ ماه زندانی شد و لیچیاردو کل محکومیت خود را گذراند. آلوارز به دلیل فقدان مسئولیت روانی، بی‌گناه شناخته شد. ویکرز به دو فقره قتل غیرعمد محکوم شد، اما احکام او در بازبینی بعدی لغو گردید.[101] پ

قتل چهار کودک ویتنامی – ۱ مارس ۱۹۶۹

در صبح روز ۱ مارس ۱۹۶۹، یک کمین هشت نفره تفنگداران دریایی توسط سه دختر ویتنامی با سن تقریبی ۱۳، ۱۷ و ۱۹ سال و یک پسر ویتنامی حدوداً ۱۱ ساله کشف شد. این چهار نفر با فریاد زدن، حضور نیروهای کمین را به دیگران اطلاع دادند. تفنگداران دریایی آن‌ها را بازداشت کردند، دست‌ها و دهانشان را بستند و سپس آن‌ها را با خود بردند. چند دقیقه بعد، این چهار کودک در یک سنگر کوچک دیده شدند؛ به نظر می‌رسید که جان باخته‌اند. سپس تفنگداران یک نارنجک انفجاری را داخل سنگر پرتاب کردند که باعث فرو ریختن سازه آسیب‌دیده بر روی اجساد شد.

رونالد جی. ریس(Ronald J. Reese) و استیون دی. کرایدر(Stephen D. Crider) هر کدام به چهار فقره قتل محکوم شدند و حکم حبس ابد با اعمال شاقه دریافت کردند. با این حال، در مرحله تجدیدنظر، هر دو حکم به ۳ سال زندان کاهش یافت.[101]

کشتار سون تانگ(Son Thang Massacre) – ۱۹ فوریه ۱۹۷۰

در حالی که جنگ ویتنام به سال‌های پایانی خود نزدیک می‌شد، گزارش‌های مربوط به کشتار غیرنظامیان همچنان ادامه داشت. یکی از این موارد، کشتار سون تانگ در ۱۹ فوریه ۱۹۷۰ بود که طی آن ۱۶ زن و کودک غیرمسلح در دهکده سون تانگ توسط نیروهای گروهان B از گردان اول، هنگ هفتم تفنگداران دریایی کشته شدند.[121] هرچند این پرونده به صدور احکام قضایی منجر شد و یکی از متهمان به حبس ابد و دیگری به ۵ سال زندان محکوم شد، اما این مجازات‌ها نیز در ادامه کاهش یافتند و هر دو به کمتر از یک سال زندان محدود شدند. سال‌ها بعد، در ۱۹۷۶، یکی از افرادی که در این کشتار نقش داشت دست به خودکشی زد.[121]

پرونده سرتیپ جان دونالدسون(John W. Donaldson) – ۲ ژوئن ۱۹۷۱

در سال‌های پایانی جنگ ویتنام، دامنه تحقیقات دیگر تنها به سربازان و افسران رده پایین محدود نبود و حتی فرماندهان عالی‌رتبه نیز زیر ذره‌بین قرار گرفتند. یکی از مهم‌ترین این پرونده‌ها مربوط به سرتیپ جان دبلیو. دونالدسون بود که در ۲ ژوئن ۱۹۷۱ به قتل شش غیرنظامی ویتنامی متهم شد.

براساس اتهام‌های مطرح‌شده، او در ۱۳ رویداد جداگانه هنگام پرواز بر فراز مناطق غیرنظامی به سوی مردم تیراندازی کرده بود. اهمیت این پرونده از آن جهت بود که دونالدسون نخستین ژنرال آمریکایی از زمان ژنرال جیکوب اچ. اسمیت در سال ۱۹۰۲ محسوب می‌شد که با اتهام جنایت جنگی مواجه می‌شد؛ همچنین او بالاترین مقام نظامی آمریکایی بود که در دوران جنگ ویتنام چنین اتهامی علیه او مطرح شده بود. با وجود اهمیت پرونده و جنجال رسانه‌ای پیرامون آن، دادستان‌ها نتوانستند مدارک کافی برای اثبات اتهامات ارائه کنند و در نهایت تمامی اتهامات از او سلب شد.[122]

ماجرای مسموم کردن کودکان ویتنامی با قرص‌های تری‌اکسان(Trioxane)

بیل هاتن(Bill Hatton)، سرجوخه تفنگداران دریایی آمریکا، اعتراف کرد که زمانی که در دونگ ها(Đông Hà) و کوانگ تری(Quảng Trị) به عنوان عضو یک گروه تعمیر و نگهداری مهندسی خدمت می‌کرد، او و دیگر سربازان آمریکایی به کودکان ویتنامی بیسکویت‌های کره بادام‌زمینی می‌دادند که داخل آن‌ها قرص‌های سوخت تری‌اکسان(Trioxane) قرار داده شده بود. این قرص‌ها معمولاً برای گرم کردن جیره‌های غذایی نظامی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. تری‌اکسان در این مقدار ماده‌ای سمی محسوب می‌شود و بلعیدن آن می‌تواند باعث سوختگی‌های شدید شیمیایی در اندام‌های داخلی بدن شود.[123][124][125][126][127]

کلام آخر

پس از مرور این اسناد قضاوت را به خواننده واگذار می‌کنیم؛ اما واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت. تصویری که سال‌ها از سرباز آمریکایی به‌عنوان نماد آزادی، انسان‌دوستی و نجات ملت‌ها ساخته شده، با بخش مهمی از واقعیت‌های ثبت‌شده در تاریخ جنگ‌های آمریکا سازگار نیست. در پس این چهره بزک‌شده، بارها با نمونه‌هایی از خشونت، بی‌رحمی، تحقیر انسان‌ها، کشتار غیرنظامیان، تجاوز، شکنجه و رفتارهایی روبه‌رو می‌شویم که با هیچ ادعایی درباره آزادی و حقوق بشر قابل جمع نیست. آنچه در این صفحات دیدیم زنجیره‌ای از رخدادها در جنگ‌ها و سرزمین‌های مختلف بود که چهرۀ واقعی سرباز آمریکایی را نشان داد که فاصله‌ای عمیق با تصویر قهرمانان ساخته‌شده در هالیوود را دارد.

پانویس‌ها:

  1.  “Fact Sheet: United States Policy on the International Criminal Court” (PDF). 29 November 2003. Archived from the original (PDF) on 29 November 2003.
  2.  “HRW: ICC: Myths and Facts About the International Criminal Court”. www.hrw.org. Retrieved 1 February 2024.
  3.  “148 Cong. Rec. S3946 – The Bush Administration Decision to “Unsign” the Rome Statute”. www.govinfo.gov.
  4.  “The U.S. does not recognize the jurisdiction of the International Criminal Court”. NPR. 16 April 2022.
  5.  Solis, Gary (2010). The Law of Armed Conflict: International Humanitarian Law in War (1st ed.). Cambridge University Press. pp. 301–302.
  6.  Fourth Geneva Convention, Article 2
  7.  Fourth Geneva Convention, Article 6
  8.  Zinn 2003, p. 230.
  9.  Coulter, Clinton R. (1 August 1899). “Our policy in the Philippines”. San Francisco Call. Vol. 86, no. 62. San Francisco. p. 6.
  10.  “American Soldiers in the Philippines Write Home about the War”. historymatters.gmu.edu. Retrieved 29 May 2023.
  11.  Miller, Stuart Creighton (1982). Benevolent assimilation: the American conquest of the Philippines, 1899–1903. New Haven, Connecticut: Yale University Press.
  12.  Brown, Scot. “White Backlash and the Aftermath of Fagen’s Rebellion: The Fates of Three African American Soldiers in the Philippines, 1901–1902”. Contributions in Black Studies 13/14, 1995/96. Retrieved 3 August 2025.
  13.  “President Retires Gen. Jacob H. Smith” (PDF). The New York Times. 17 July 1902. Retrieved 30 March 2008.
  14.  Melshen, Paul (November 1979). “He Served on Samar: Hero or Butcher of Samar?”. Proceedings. Archived from the original on 21 April 2008. Retrieved 30 March 2008 – via arlingtoncemetery.net.
  15.  Miller, Stuart Creighton (1982). Benevolent Assimilation: The American Conquest of the Philippines, 1899–1903. Yale University Press. p. 220.. Retrieved 17 November 2022. But Waller seemed unprepared for the orders he received from General Smith: “I want no prisoners. I wish you to kill and burn, the more you kill and burn the better it will please me. I want all persons killed who are capable of bearing arms in actual hostilities against the United States.” […] Waller demanded “to know the limit of age to respect.” He was told “ten years of age.”
  16.  Nebrida, Victor (15 June 1997). “The Balangiga Massacre: Getting Even”. bibingka.com. Archived from the original on 2 April 2008. Retrieved 29 March 2008.
  17.  Dumindin, Arnaldo (2006). “Philippine-American War, 1899–1902”. Archived from the original on 3 February 2010. Retrieved 30 March 2008.
  18.  Karnow, Stanley (n.d.). “Two Nations”.. Retrieved 31 March 2008.
  19.  Bruno, Thomas A. (2011). “The Violent End of Insurgency on Samar 1901–1902”. Army History (79): 43. JSTOR 26296824.
  20.  Storey, Moorfield; Codman, Julian; YA Pamphlet Collection (Library of Congress) DLC (1902). Secretary Root’s record. “Marked severities” in Philippine warfare. An analysis of the law and facts bearing on the action and utterances of President Roosevelt and Secretary Root. Harvard University. Boston, G.H. Ellis co., printers.
  21.  MILLER, STUART CREIGHTON (1982). Benevolent Assimilation: The American Conquest of the Philippines, 1899–1903. Yale University Press..j.ctt1nqbjc.
  22.  Immerwahr, Daniel (19 February 2019). How to Hide an Empire: A History of the Greater United States. Farrar, Straus and Giroux.
  23.  Miller, Stuart Creighton (10 September 1984). “Benevolent Assimilation”: The American Conquest of the Philippines, 1899–1903. Yale University Press..
  24.  Pitzer, Andrea (19 September 2017). One Long Night: A Global History of Concentration Camps. Little, Brown..
  25.  Tucker, Spencer C., ed. (20 May 2009). The Encyclopedia of the Spanish-American and Philippine-American Wars: A Political, Social, and Military History (Illustrated ed.). Santa Barbara, Calif.: ABC-CLIO..
  26.  Hurley, Vic; Harris, Christopher L. (October 2010). “The Battle of Bud Dajo”. Swish of the Kris, the Story of the Moros. Cerberus Books. p. 186.. Archived from the original on 9 May 2008.
  27.  Jones, Gregg (2013). Honor in the Dust: Theodore Roosevelt, War in the Philippines, and the Rise and Fall of America’s Imperial Dream. New American Library. pp. 353–354, 420.
  28.  Twain, Mark (22 July 2017). Comments on the Moro Massacre. E-artnow.
  29.  Warren, James Francis (2007). The Sulu Zone, 1768–1898: The Dynamics of External Trade, Slavery, and Ethnicity in the Transformation of a Southeast Asian Maritime State (2nd ed.). Singapore: NUS Press.
  30.  Lane, Jack C. (1978). Armed Progressive: General Leonard Wood. Presidio Press. p. 129..
  31.  Gedacht, Joshua (2009). “‘Mohammedan Religion Made It Necessary to Fire:’ Massacres on the American Imperial Frontier from South Dakota to the Southern Philippines”. In McCoy, Alfred W.; Scarano, Francisco A. (eds.). Colonial Crucible: Empire in the Making of the Modern American State. Madison, WI: University of Wisconsin Press. pp. 397–409.
  32.  “U.S. Invasion and Occupation of Haiti, 1915–34”. United States Department of State. 13 July 2007. Retrieved 24 February 2021.
  33.  Belleau, Jean-Philippe (25 January 2016). “Massacres perpetrated in the 20th Century in Haiti”. Sciences Po. Retrieved 24 February 2021.
  34.  Hans Schmidt (1971). The United States Occupation of Haiti, 1915–1934. Rutgers University Press. p. 102.
  35.  Farmer, Paul (2003). The Uses of Haiti. Common Courage Press. p. 98.
  36.  Lockwood, Charles (1951). Sink ’em All. Bataam Books
  37.  O’Kane, Richard (1987). Wahoo: The Patrols of America’s Most Famous WWII Submarine. Presidio Press
  38.  Blair, Clay (2001). Silent Victory. Naval Institute Press.
  39.  Holwitt, Joel Ira (2009). Execute Against Japan: The U.S. Decision to Conduct Unrestricted Submarine Warfare. Ohio State University. p. 173.
  40.  DeRose, James F. (2000). Unrestricted Warfare: How a New Breed of Officers Led the Submarine Force to Victory in World War II. John Wiley & Sons.
  41.  Gillison, Douglas (1962). Royal Australian Air Force 1939–1942. Canberra: Australian War Memorial.
  42.  Johnston, Mark (2011). Whispering Death: Australian Airmen in the Pacific War. Crows Nest, New South Wales: Allen & Unwin.
  43.  Dower, John W. (1986). War Without Mercy. p. 69.
  44.  Fenton, Ben (6 August 2005). “American troops ‘murdered Japanese PoWs'”. Daily Telegraph.from the original on 23 December 2007. Retrieved 26 May 2007.
  45.  Ferguson, Niall (2004). “Prisoner Taking and Prisoner Killing in the Age of Total War: Towards a Political Economy of Military Defeat”. War in History. 11 (2): 148–192. doi:10.1191/0968344504wh291oa.26061867.159610355.
  46.  Straus, Ulrich (2003). The Anguish Of Surrender: Japanese POWs of World War II. Seattle: University of Washington Press.
  47.  “The Avalon Project – Laws of War: Laws and Customs of War on Land (Hague IV); October 18, 1907”. avalon.law.yale.edu.
  48.  Weingartner, James J. (1992). “Trophies of War: U.S. Troops and the Mutilation of Japanese War Dead, 1941–1945”. Pacific Historical Review. 61 (1): 53–67. doi:10.2307/3640788. JSTOR 3640788.
  49.  Dower, John W. (1986). War Without Mercy. pp. 52–53.
  50.  * Weingartner, James J. (February 1992). “Trophies of War: U.S. Troops and the Mutilation of Japanese War Dead, 1941–1945”. Pacific Historical Review. 61 (1): 53–67. doi:10.2307/3640788.3640788. Archived from the original on 11 August 2011. Retrieved 11 August 2011. U.S. Marines on their way to Guadalcanal relished the prospect of making necklaces of Japanese gold teeth and ‘pickling’ Japanese ears ‘as keepsakes.’
  51.  Harrison, Simon (2006). “Skull Trophies of the Pacific War: transgressive objects of remembrance”. Journal of the Royal Anthropological Institute. 12 (4): 817–836. doi:10.1111/j.1467-9655.2006.00365.x. Archived from the original on 8 March 2021. Retrieved 18 June 2021.
  52.  Dickey, Colin (2012). Afterlives of the Saints: Stories from the Ends of Faith. Unbridled Books.
  53.  Schrijvers, Peter (2002). The GI War Against Japan. New York: New York University Press. p.
  54.  Tanaka, Toshiyuki (2003). Japan’s Comfort Women: Sexual Slavery and Prostitution During World War II. Routledge. p. 111
  55.  Sims, Calvin (1 June 2000). “3 Dead Marines and a Secret of Wartime Okinawa”. The New York Times. Nago, Japan. Retrieved 6 April 2015. Still, the villagers’ tale of a dark, long-kept secret has refocused attention on what historians say is one of the most widely ignored crimes of the war, the widespread rape of Okinawan women by American servicemen.
  56.  Sims, Calvin (1 June 2000). “3 Dead Marines and a Secret of Wartime Okinawa”. The New York Times. Nago, Japan. Retrieved 6 April 2015.
  57.  Feifer, George (1992). Tennozan: The Battle of Okinawa and the Atomic Bomb. Michigan: Ticknor & Fields.
  58.  Molasky, Michael S. (1999). The American Occupation of Japan and Okinawa: Literature and Memory. Routledge. p. 16.  
  59.  Molasky, Michael S.; Rabson, Steve (2000). Southern Exposure: Modern Japanese Literature from Okinawa. University of Hawaii Press. p. 22.  
  60.  Sheehan, Susan D; Elizabeth, Laura; Selden, Hein Mark (2003). Islands of Discontent: Okinawan Responses to Japanese and American Power. Rowman & Littlefield. p. 18.
  61.  Walsh, Brian (October 2018). “Sexual Violence During the Occupation of Japan”. The Journal of Military History. 82 (4): 1217–1219.
  62.  “Laconia Incident”. WW2DB. Retrieved 28 April 2026.
  63.  Fabrizio Carloni (April 2009). Le atrocità alleate in Sicilia. Storia e battaglie. p. 13.
  64.  “I Crimini Degli Alleati In Sicilia e a Napoli Nella Seconda Guerra Mondiale – Il Ruolo Della Mafia e Quello Della Massoneria” [The Crimes Of The Allies In Sicily And Naples In World War II – The Role Of The Mafia And That Of Freemasonry]. Lecce Cronaca (in Italian). 29 October 2012. Retrieved 16 November 2012.
  65.  Bartolone, Giovanni (2005). “Le altre stragi: Le stragi alleate e tedesche nella Sicilia del 1943–1944” [The Other Massacres: Allied and German Massacres in Sicily 1943–1944] (in Italian).
  66.  Weingartner, James J. (2000). A Peculiar Crusadee: Willis M. Everett and the Malmedy massacre. NYU Press. p. 118.  
  67.  Weingartner, James J. (1989). “Massacre at Biscari: Patton and an American War Crime”. The Historian. 52 (1). doi:10.1111/j.1540-6563.1989.tb00772.x.24447601.
  68.  Wiegrefe, Klaus (4 May 2010). “The Horror of D-Day: A New Openness to Discussing Allied War Crimes in WWII”. Spiegel Online. Retrieved 8 July 2010.
  69.  Thayer, Bradley A. Darwin and International Relations.
  70.  Harland-Dunaway, Chris (28 December 2019). Myers, Brett (ed.). “Take No Prisoners Update”. Reveal, from The Center for Investigative Reporting co-produced with PRX. Archived from the original on 25 January 2021. Retrieved 10 October 2022.
  71.  Sorge, Martin K. (23 July 1986). The Other Price of Hitler’s War: German Military and Civilian Losses Resulting From World War II. Greenwood Press. p. 147. 
  72.  Patton, George (4 January 1945). “George S. Patton Papers: Diaries, 1910–1945; Original; 1944, Oct. 3 – 1945, Feb. 5”. Library of Congress. Retrieved 31 December 2018.
  73.  Lundeberg, Philip K. (1994). “Operation Teardrop Revisited”. In Runyan, Timothy J.; Copes, Jan M (eds.). To Die Gallantly: The Battle of the Atlantic. Boulder: Westview Press.  ., pp. 221–226; Blair, Clay (1998). Hitler’s U-Boat War. The Hunted, 1942–1945 (Modern Library ed.). New York: Random House.  ., p. 687.
  74.  Weingartner, James J. (2008). “Americans, Germans, and War Crimes: Converging Narratives from “The Good War””. The Journal of American History. 94 (4). doi:10.2307/25095324. ISSN 0021-8723.25095324.
  75.  Brandt, Charles (2004). ‘I Heard You Paint Houses’: Frank ‘the Irishman’ Sheeran and the Inside Story of the Mafia, the Teamsters, and the Last Ride of Jimmy Hoffa. Steerforth Press.  
  76.  David Wilson (27 March 2007). “The secret war”. The Guardian. London. Retrieved 22 November 2008.
  77.  Lilly, Robert J. (2007). Taken by Force: Rape and American GIs in Europe During World War II. Palgrave Macmillan.
  78.  Morrow, John H. (October 2008). “Taken by Force: Rape and American GIs in Europe during World War II By J. Robert Lilly”. The Journal of Military History. 72 (4): 1324. doi:10.1353/jmh.0.0151.162399427.
  79.  Schofield, Hugh (5 June 2009). “Revisionists challenge D-Day story”. BBC News. Retrieved 6 January 2010.
  80.  Fisher, Max (3 August 2015). “Americans have forgotten what we did to North Korea”. Vox. Retrieved 24 October 2023.
  81.  Harden, Blaine (24 March 2015). “The U.S. war crime North Korea won’t forget”. The Washington Post.
  82.  Armstrong, Charles K. (20 December 2010). “The Destruction and Reconstruction of North Korea, 1950–1960” (PDF). The Asia-Pacific Journal. 8 (51): 1. Retrieved 13 September 2019.
  83.  “The attack on the irrigation dams in North Korea” (PDF). Air University Quarterly Review. 6 (4): 40–61. 1954.
  84.  Bix, Herbert P. 2001. War crimes law and American wars in the twentieth century Asia. Hitotsubashi Journal of Social Studies, 33 (1), 119–132.
  85.  Endicott, Stephen; Hagerman, Edward. 1998. The United States and biological warfare: Secrets from the early Cold War and Korea, pp 99–100.
  86.  “Chomsky on North Korea & Iran: Historical Record Shows U.S. Favors Violence Over Diplomacy”. Democracy Now!. Retrieved 31 July 2024.
  87.  Cumings, Bruce. 1998. On the strategy and morality of American nuclear policy in Korea, 1950 to the present. Social Science Japan Journal, 1 (1), 57–70.
  88.  Cumings, Bruce. 1988. Korea–The unknown war, p 194–197.
  89.  Wilson, Sandra. 2021. Why were there no war crimes trials for the Korean War? Journal of Global History, 16 (2), 185–206.
  90.  “New Evidence on North Korean War Losses”. Wilson Center. 1 August 2001. Retrieved 24 October 2023.
  91.  “Trump Threatened to ‘Totally Destroy’ North Korea. It’s Happened Before”. Time. 19 September 2017. Retrieved 24 October 2023.
  92.  Committee for the Review and Restoration of Honor for the No Gun Ri Victims (2009). No Gun Ri Incident Victim Review Report. Seoul: Government of the Republic of Korea. pp. 247–249, 328, 278. 
  93.  Lee, B-C (15 October 2012). “No Gun Ri Foundation held special law seminar”. Newsis (online news agency) (in Korean). Retrieved 18 February 2020.
  94.  Choe, Sang-Hun; Hanley, Charles J.; Mendoza, Martha (29 September 1999). “War’s hidden chapter: Ex-GIs tell of killing Korean refugees”. The Associated Press. Retrieved 18 June 2021 – via pulitzer.org.
  95.  “Description of Newly Discovered Project Artichoke/Bluebird Materials”.
  96.  Martell, Zoe; Albarelli, H. P. (21 July 2010). “Florida Dengue Fever Outbreak Leads Back to CIA and Army Experiments”. Truthout. Retrieved 26 March 2025.
  97.  Andrew, Goliszek (15 November 2003). In the Name of Science: A History of Secret Programs, Medical Research, and Human Experimentation (Print) (1st ed.). New York: St. Martin’s Press.  
  98.  Vietnam GI, May 1968
  99.  Rummel, RJ (1997). “Table 6.1B Vietnam Democide: Estimates, Sources, and Calculations”. Lines 613 – via hawaii.edu.
  100.  Valentino, Benjamin (2005). Final Solutions: Mass Killing and Genocide in the 20th Century. Cornell University Press. p. 84. 
  101.  Solis, Gary (1989). Marines And Military Law In Vietnam: Trial By Fire (PDF). History and Museums Division, United States Marine Corps.   Public Domain This article incorporates text from this source, which is in the public domain.
  102.  “Free Fire Zone – The Vietnam War”. The Vietnam War. Retrieved 20 June 2018.
  103.  Lewis M. Simons. “Free Fire Zones”. Crimes of War. Archived from the original on 19 October 2016. Retrieved 5 October 2016.
  104.  Turse, Nick (2013). Kill Anything That Moves: The Real American War in Vietnam. Metropolitan Books. 
  105.  “Reflections on life as a Vietnam War correspondent”. ABC News. 23 September 2015. Retrieved 29 October 2025.
  106.  “Summary report from the report of General Peers”. Archived from the original on 25 January 2000 – via law.umkc.edu.
  107.  Report of the Department of the Army Review of the Preliminary Investigations into the My Lai Incident (The Peers Report). Department of the Army (Report). Vol. I–III. 1970. Archived from the original on 15 November 2008.
  108.  “Moral Courage In Combat: The My Lai Story” (PDF). USNA Lecture. 2003. Archived from the original (PDF) on 25 November 2011. Retrieved 25 September 2017.
  109.  “Obituaries: My Lai Pilot Hugh Thompson”. All Things Considered. NPR. 6 January 2006. Retrieved 18 June 2021.
  110.  Nick Turse; Deborah Nelson (6 August 2006). “Civilian Killings Went Unpunished”. Los Angeles Times. Retrieved 28 October 2019.
  111.  Deborah Nelson (14 August 2006). “Vietnam, The War Crimes Files”. Los Angeles Times. Retrieved 1 November 2019.
  112.  Buckley, Kevin (19 June 1972). “Pacification’s Deadly Price”. Newsweek. pp. 42–3.
  113.  Sullivan, Patricia (5 August 2009). “Julian J. Ewell, 93, Dies; Decorated General Led Forces in Vietnam”. Washington Post.
  114.  Hammond, William (1996). The U.S. Army in Vietnam Public Affairs The Military and the Media 1968–1973. U.S. Army Center of Military History. p. 238.  . Archived from the original on 13 September 2012.Public Domain This article incorporates text from this source, which is in the public domain.
  115.  Lewy, Guenter (1978). America in Vietnam. New York: Oxford University Press. p. 283.
  116.  Colby, William (1978). Honorable Men: My Life in the CIA. Simon & Schuster; First edition (15 May 1978)
  117.  Ward, Geoffrey C.; Burns, Ken (2017). The Vietnam War: An Intimate History. Knopf Doubleday Publishing Group.  
  118.  Sallah, Michael; Weiss, Mitch (2006). Tiger Force: A True Story of Men and War. Little, Brown and Company. pp. 22–23.  
  119.  Teri Figueroa. “Reduced sentences possible for war-crime convictions”. Hartford Courant. Archived from the original on 1 November 2022. Retrieved 1 April 2022.
  120.  Normand Poirier (August 1969). “An American Atrocity”. Esquire Magazine. Retrieved 15 September 2019.
  121.  Tucker, Spencer C. (20 May 2011). The Encyclopedia of the Vietnam War: A Political, Social, and Military History, 2nd Edition [4 volumes]: A Political, Social, and Military History. ABC-CLIO. p. 1054.  
  122.  “1971 Command History Volume II” (PDF). United States Military Assistance Command Vietnam. p. J-21.(PDF) from the original on 11 July 2019. Retrieved 18 January 2015.
  123.  Filippaki, Iro (2021). The Poetics of Post-Traumatic Stress Disorder in Postmodern Literature. Springer Nature. p. 83.  
  124.  American Prisoners of War in Southeast Asia: Hearings, Ninety-second Congress, First Session [-Ninety-third Congress, First Session]. U.S. Government Printing Office. 1971. p. 574.
  125.  Miliner, Kenneth (5 March 1971). “Army racism radicalizes GIs in Vietnam” (PDF). The Militant. Vol. 34, no. 8. Detroit. p. 16.
  126.  Robb, David (4 February 2013). “Vietnam War Crimes”. Crime Magazine.
  127.  Hatton, Bill (31 January 1971). “Winter Soldier Investigation Testimony given in Detroit, Michigan, on January 31, 1971, February 1 and 2, 1971” (Interview). Detroit: Sponsored by Vietnam Veterans Against the War, Inc. Third Marine Division, Part I.
  128. https://apnews.com/article/iran-us-israel-gaza-lebanon-hamas-hezbollah-fighting-ceasefire-3338e5a13a57333ca2a56b89041360ae
  129. https://www.theguardian.com/world/live/2026/jun/02/iran-us-israel-lebanon-trump-netanyahu-hezbollah-beirut-hormuz-talks-oil-latest-news-updates?utm_source=chatgpt.com
  130. https://www.reuters.com/world/middle-east/israel-strikes-south-lebanon-after-holding-off-beirut-attack-2026-06-02/?utm_source=chatgpt.com
  131. Overy, R. (2014). The Second World War. Penguin Books.
  132. Weinberg, G. L. (2005). A world at arms: A global history of World War II (2nd ed.). Cambridge University Press.
  133. United States Holocaust Memorial Museum. (n.d.). Documenting numbers of victims of the Holocaust and Nazi persecution. United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved June 3, 2026, from https://encyclopedia.ushmm.org/content/en/article/documenting-numbers-of-victims-of-the-holocaust-and-nazi-persecution

 

قبلی نزاع بر سر هوش مصنوعی در هالیوود | اعتراضات هنرمندان استوری‌برد به اسکورسیزی
بعدی آشنایی با جشنواره فیلم شانگهای و نامزدهای جشنواره 2026 | سینمای چین رقیب جدی سینمای آمریکا

پست های مرتبط

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان

احمدرضا
ادامه مطلب
Profile – Seyyed Mojtaba Khamenei

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

Profile – Seyyed Mojtaba Khamenei: The Complete Story of Iran’s new supreme leader

احمدرضا
ادامه مطلب
تحلیل جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن

۱۴۰۵-۰۵-۰۶

جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

احمدرضا
ادامه مطلب
موفقیت های جمهوری اسلامی

۱۴۰۵-۰۵-۰۵

موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری

احمدرضا
ادامه مطلب
حمله زمینی به ایران

۱۴۰۵-۰۵-۰۴

حمله زمینی به ایران | چرا پیروزی ما ۱۰۰% است؟

احمدرضا
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
  • Profile – Seyyed Mojtaba Khamenei: The Complete Story of Iran’s new supreme leader
  • جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
  • موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری
  • حمله زمینی به ایران | چرا پیروزی ما ۱۰۰% است؟
آخرین دیدگاه‌ها
  • S در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • حاتمی در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • S در نقد سریال Unorthodox-2020 | دین بستری برای عقده‌گشایی فراهم می‌کند
  • .... در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • بنده مظلوم خدا در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
محصولات
  • دوره ژورنالیسم دوره جامع ژورنالیسم
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.400.000
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • دوره جامع طراحی گرافیک دوره جامع طراحی گرافیک | گرافیست‌شو
    تومان 2.000.000
  • نشریه تخصصی تیه نشریه تخصصی تیه شماره 1
    نمره 4.00 از 5

    تومان 145.000
  • مجله خردورزی مجله خردورزی | سیره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز
    تومان 1.000.000
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 300.000
  • دوره 0 تا 100 پریمیر دوره 0 تا 100 پریمیر(آموزش تدوین)
    تومان 800.000
  • گنجینه کامل سومین همایش ملی دشمن‌شناسی و مقاومت | مجموعه فیلم و صوت ۲۰ پیش‌نشست تخصصی و همایش اصلی گنجینه سومین همایش ملی دشمن‌شناسی و مقاومت | مجموعه فیلم و صوت 20 پیش‌نشست و همایش اصلی
    تومان 500.000
  • دوره آموزشی سواد رسانه دوره آموزشی سواد رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 800.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد