از فرانکفورت تا لندن چگونه خاندان روچیلدها امپراتوری مالی ساختند؟
از فرانکفورت تا لندن چگونه خاندان روچیلدها امپراتوری مالی ساختند؟
در حالی که خاورمیانه روی اقیانوسی از نفت شناور است، رژیم صهیونیستی دهههاست که در حسرت کشف «طلای سیاه» در اراضی اشغالی به سر میبرد؛ ناکامی بزرگی که سردمداران این رژیم را به سمت استراتژیهای جنگطلبانه و نفوذ در شریانهای حیاتی انرژی جهان سوق داده است. اما ماجرا فراتر از مرزهای فلسطین است. بررسیهای عمیق تاریخی نشان میدهد که نبض اقتصاد جهانی و غولهای نفتی همچون «توتال» و «شل» در دستان شبکۀ پیچیدهای از خاندانهای زرسالار صهیونیست مانند «روچیلدها» میتپد. این یادداشت تحقیقی، پرده از اسرار تسلط اقلیت ۱ درصدی یهود بر اقتصاد آمریکا، نقش بانکداری روچیلدی در شکلگیری سرمایهداری مدرن و تلاشهای پنهان اسرائیل برای جبران خلأ انرژی از طریق جنگ و نفوذ سیاسی برمیدارد.
از زمان تشکیل دولت غاصب صهیونیستی در فلسطین اشغالی تاکنون، یکی از محورهای عمدۀ فعالیت رژیم صهیونیستی، کوشش برای اکتشاف و استخراج نفت بوده است. اکتشاف نفت بهدلایل مختلف اقتصادی و سیاسی از اهمیت فوقالعادهای برای سردمداران رژیم صهیونیستی برخوردار بوده است. به همین دلیل در طول حدود هشت دهۀ گذشته، علیرغم ناکام ماندن این تلاشها، رژیم صهیونیستی از پای ننشسته و همواره در جهت کشف نفت، سرمایهگذاری و اقدامات جدیدی را انجام داده است.
آنچه صهیونیستها را بسیار آزار میدهد و برخاسته از تفکر نژادپرستانه است، این است که در سرزمینهای اسلامی و عربی همجوار فلسطین اشغالی، نفت به مقدار فراوان وجود دارد اما این ماده حیاتی، در فلسطین اشغالی نایاب است.
از اوایل دهه پنجاه، رژیم صهیونیستی برای رسیدن به خودکفایی در حوزۀ انرژی، مسئله دستیابی به نفت را در طرحهای داخلی خود قرار داد. بهطوری که دولت اسرائیل، بهمنظور تشویق شرکتهای محلی و خارجی برای سرمایهگذاری در زمینۀ کشف نفت در فلسطین اشغالی، قانونی مربوط به سال ۱۹۵۲ میلادی به تصویب رساند.
صهیونیستها در طول تاریخ برای رسیدن به نفت، از راه اشغال، جنگ و نفوذ وارد شدهاند. آنها سرزمین فلسطین را اشغال کرده، جنایات فراوانی انجام دادهاند تا نقشی در منطقه داشته باشند. از طرفی با پشتیبانی سرویسهای آمریکایی، جنگهای متعددی را علیه مسلمانان برای رسیدن به نفت آغاز کردهاند. آنها در رابطه با ایران و کشورهای دیگر از قالب قراردادهای غیرمنصفانه استفاده کردهاند.
فهرست مطالب
Toggleپشت پرده شرکتهای صهیونیستی بزرگ نفتی
نفت و گاز از منظر فقه اسلامی، از انفال است و اختیار آن بایستی در ید امام مسلمین باشد، اما درست در نقطه مقابل، اکنون اختیار این منابع عظیم الهی در دست مهمترین دشمنان اسلام، یعنی یهودیت و صهیونیسم بینالملل است. آنچه در ادامه خواهد آمد، مروری اجمالی است بر جریانشناسی اقتصادی و عملکرد نفتی و بلکه مروری است بر عملکرد شرکتهای بزرگ نفتی که متعلق به خاندانهای زرسالار صهیونیست هستند.
این شرکتها نفوذی جدی در فرهنگ و سیاست کشورهایی چون آلمان، انگلیس و آمریکا دارند، فعالیتهای خدماتی انجام میدهند که در قالب فرهنگ و سیاست کشورهای مختلف چون آلمان، انگلیس، آمریکا و بانکداری بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشورهای نیمهمستقل شمال اروپا و لاتین آمریکا نفوذ جدی دارند. بازوان نفتی این خاندانها شرکتهایی چون نفت انگلیس (بیپی) رویال داچ شل و توتال را تشکیل میدهند. شرکتهایی که امروز در ایران هستند که مترصد ورود مجدد به ایران در قالب قراردادهای جدید نفتی (IPC) هستند.
بزرگی و وسعت مردم آمریکا در دست صهیونیستها
بزرگترین اقتصاد جهان را قومی رهبری میکند که منشأ بیشتر بحرانهای مالی بوده است. باید دانست تنها یک درصد از مردم آمریکا، بیشترین ثروت ایالات متحده را در اختیار دارند که اکثریت آن را یهودیان تشکیل میدهند. جمعیتی بالغ بر ۹۰٪ مردم آمریکا در سطح پایین و معمولی زندگی قرار گرفتهاند.
نظام اقتصادی آمریکا طوری طراحی شده که مردم مجبور به کار با بیشترین زمان ممکن هستند ولی مردم آگاه تصور میکنند که آمریکا بهشت آرزوهای آنهاست. سیستم بانکی با دادن وام برای خرید کالا یا مسکن، بهنوعی مردم را مجبور به کار کرده و قوم بنیاسرائیل با بهرهگیری از جامعه آمریکا، نیمی از ثروت جهان را در اختیار گرفتهاند. یهودیان با کنترل شبکۀ مالی و اقتصادی بزرگترین اقتصاد جهان، باعث ایجاد رکود و رونق به نفع منافع خود در جهان شدهاند و بدین وسیله جهان را تحت کنترل و سیطره خود قرار دادهاند.
با ایجاد شبکههای کنترل اذهان در اجتماعات ایالات متحده، مردم آن بهگونهای برنامهریزی شدهاند که افکارشان درون کشور خودی محصور بوده و به دنبال سبک رسانه و نوع زندگی در ایالات متحده در دنیای پیرامونی دچار توهم و خواب شدهاند. جهان امروز بهگونهای برنامهریزی شده که آگاهی بشر به خواب برده شده و باید بیدار شوند، زیرا با روش بیان شده، جهان امروزی زیر دست قوم بنیاسرائیل بوده، به عبارت بهتر اسارت حداکثری دست حداقل قوم یهود است.
اقتصاد برای اسرائیل، بهعنوان نمایندۀ صهیونیسم در خاورمیانه، جایگاه بسیار ویژهای دارد؛ آنگونه که روزنامه هاآرتص نوشته است: «هیچ حرکتی به اندازه بحث تحریم اقتصادی اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه غزه، دولتها و شهروندان این رژیم را نگران نساخته، زیرا اسرائیل به دست آوردن ثبات و پویایی اقتصادی، امکانات و سرمایههای وقت و سرمایه را صرف کرده است.» واقعیت تاریخی این است که بقای این رژیم به قدرت اقتصادی و نفوذ سرمایهداران آن وابسته است و هدف قرار گرفتن پایگاههای اقتصادی، نقطه آغاز زوال این رژیم خواهد بود.
دودمانهای یهودی صهیونی، حاکمان اقتصاد جهان
اقتصاد لیبرالیسم ـ آریستوکراتیک(به معنای اشراف ثروتسالار) در جهان امروز، از موارد مطالعاتی در رشته اقتصاد سیاسی و مباحث مهم تاریخ غرب معاصر میباشد که متأسفانه در ایران مورد غفلت جدی قرار گرفته است.
خاندانهای اشرافی و دودمانسالاری چون روچیلد، ساسون، راکفلر، مورگان، و… به عنوان پادشاهان اقتصادی و سیاسی غالباً یهودی ـ صهیونیستی از سازماندهندگان و مالکان اصلی شرکتهای بزرگ و محرک دنیا میباشند. خصوصاً کمپانیهای عظیم نفتی و گازی چون توتال، رویال داچ شل و … هستند.
خاندان روچیلد، پادشاهان سرمایهداری صاحب توتال و شل
در قرن ۱۶ میلادی، یکی از خیابانهای شهر فرانکفورت(واقع در آلمان امروزی) به دلیل سکونت یهودیان در آن، به خیابان یهودیان شهرت داشت. هر خانوادۀ یهودی، به رسم آن زمان، علامتی مخصوص به خود داشت که از آن بر سر در خانههایشان نصب میشد. بر سر در یکی از خانههای این خیابان، علامت یک حفاظ یا سپر سرخرنگ نصب شده بود؛ به همین دلیل اعضای آن خانواده یهودی را به نام روچیلد میشناختند که به معنی «سپر سرخ» است.
فرانکفورت از قرن پانزدهم میلادی کانونهای تجارت و صرافان یهودی به شمار میآمد. در قرن هجدهم، این شهر یکی از بنادر مهم و پررونق اروپا بود. در آن زمان یهودیان، یکدهم جمعیت فرانکفورت را تشکیل میدادند، اما نقش اصلی را در تجارت این شهر عهدهدار بودند و بدون آنان این بندر رونقی نداشت.
رئیس خانواده روچیلد در آن سالها، مایر آمشل روچیلد، تاجر نامداری بود. این شخص خانواده روچیلد را به ثروتی عظیم رساند و با حکام محلی آلمان روابط نزدیکی برقرار کرد. مایر آمشل روچیلد، یکی از کارگزاران بانکهای بزرگ زمان خود بود. با انقلاب فرانسه و جنگهای ناپلئون، وضعیت روچیلدها ارتقای عجیبی یافت؛ با اشغال هلند بهوسیله فرانسه، ناپلئون پروس را که قطب مالی قاره اروپا محسوب میشد، متلاشی کرد و به دنبال آن، بازار بورس فرانکفورت، کانون اصلی اقتصاد اروپا شد. طبیعی است که صرافان و بانکداران این شهر سودهای هنگفتی به جیب زدند، بهگونهای که در سال ۱۸۰۰ میلادی، مایر آمشل روچیلد از نظر ثروت، دهههایی که یهودیان از فرانسه به انگلستان مهاجرت میکردند، یکی از شاهان اروپا بود که با یاری از حکمرانان و اشراف منطقه، قدرت مالی خود را گسترش داد.
با رسیدن ناپلئون، کانالهای مالی بهوجود آمد که نوعی جنگ اقتصادی را شکل میداد. دریافت و پرداخت انگلستان بهعنوان مکان امن برای انتقال سرمایههای خود شناخته شد و به این ترتیب، مایر بهعنوان کارگزار مالی او در سال ۱۸۱۰، سرمایههای زیادی را به انگلستان انتقال داد و سپس ناتان را بهعنوان کارگزار اصلی در انگلستان فرستاد. چند سال بعد، ناتان فراتر از یک کارگزار مالی، به یکی از قدرتمندترین مردان اروپا تبدیل شد. بدین ترتیب، بازارهای بزرگ اروپا را در اختیار گرفتند و با کمک سرمایهگذاریهای کلان و شبکههای بانکی، نفوذ اقتصادی خود را گسترش یافت.
خاندان روچیلد در واقع شبکهای پیچیده از بانکداری و تجارت را در اروپا ایجاد کردند. آنها بهمرور زمان توانستند با ایجاد روابط مالی، سیاسی و حتی نظامی، ساختارهای اقتصادی کشورها را تحت نفوذ خود درآورند. این خاندان با استفاده از جنگهای اروپا، بهویژه جنگهای ناپلئونی، نقش مهمی در تأمین مالی دولتها ایفا کردند و از این طریق سودهای هنگفتی به دست آوردند.
سرمایه خاندان روچیلد از جنگهای بزرگ بهویژه برای پولدار شدن، ناتان روچیلد دست در دست برادران خویش در پاریس، وین، ناپل و لندن، با بهرهگیری از شبکههای اطلاعاتی سریع، اخبار جنگهای اروپا را زودتر از دولتها دریافت میکردند و بر اساس آن، معاملات مالی و حتی خرید و فروش اوراق قرضه را به موقع انجام میدادند. این شیوه باعث شد ثروت افسانهای به دست آورده و پایههای قدرت اقتصادی خود را مستحکم کنند.
از یک تفکر فرهنگی خاص، در واقع روچیلدها بهعنوان نمونهای بارز از نفوذ اقتصادی یهودیان در اروپا شناخته میشوند که نقش مهمی در شکلگیری نظام سرمایهداری مدرن داشتهاند.
آنچه از بررسی تحلیلی تاریخ بهدست میآید، این است که روچیلدها در دوران جنگهای ناپلئونی نقش عظیم جاسوسی و اقتصادی داشتهاند. ناتان روچیلد بعد از جنگهای ناپلئونی، عظیمترین سرمایهگذار بورس لندن شد. در سال ۱۸۱۵، ناتان بانکدار مورد اعتماد دولت بریتانیا بهشمار میرفت.
بریتانیا بدون بهرهگیری از شبکه اطلاعاتی روچیلدها قادر به پیروزی در برابر فرانسه نبود. با استفاده از سیستم سامانه پیکهای سریع، اخبار جنگها زودتر از همه به دست ناتان میرسید. بههمین دلیل معاملات مالی انگلستان با سرعت و دقت بیشتری انجام میشد. از همین دوران است که بانکداری بینالمللی یهودی شکل گرفت.
نقش روچیلدها در اروپا فقط به مسائل مالی محدود نمیشد؛ آنها در تعیین سیاستها و مطامع سیاسی اروپا نیز بهویژه در تاریخ روابط سیاسی و مطامع اروپایی بهوضوح دیده میشوند. تاریخنگاران غربی که به مسائل اقتصادی توجه دارند، این خاندان را یکی از بنیانگذاران اصلی سرمایهداری مدرن میدانند.
واقعیت آن است که به سیستم مالی یهودی (روچیلدی)، اقتصاد اروپا وابسته شد. نتیجه این وابستگی، نفوذ روزافزون یهودیان در سیاست و اقتصاد اروپا بود. بهتدریج این نفوذ به سایر نقاط جهان نیز گسترش یافت.
این صفت برای این خانواده، قرنها مورد توجه بوده است. سرمایه بزرگ آنان موجب شد که انگلیس و دیگر کشورهای اروپا بهنوعی وامدار این خاندان شوند. از آن زمان به بعد، سرمایهداران یهودی مستقر در انگلیس و سپس در آمریکا، بهعنوان رهبران طبیعی یهودیان جهان شناخته میشوند.
چنانکه در ساختار سیاسی یهودیان رسم است که برادران روچیلد به پستهای کلیدی، مالی، تجاری و سیاسی گماشته میشوند، خاندان روچیلد نیز همین سیاست را دنبال کردند. در دهههای بعد، با اعزام پسران مایر آمشل روچیلد به کشورهای گوناگون اروپایی، دامنه فعالیتهای مالی خاندان روچیلد گسترش فراوانی یافت.
پسر بزرگ، آمشل، در فرانکفورت ماند. ناتان به انگلستان رفت، کالمن به ایتالیا، جیمز به فرانسه و سالومون به اتریش. به این ترتیب، شبکهای از بانکهای خانوادگی در سراسر اروپا تشکیل شد که بعدها متحداً با عنوان «خانه روچیلد» (House of Rothschild) شناخته شدند.
به نوشته مؤرخان دانشگاه آکسفورد، تا مدتها پس از مرگ بنیانگذار خاندان روچیلد، پایههای این امپراتوری مالی همچنان استوار بود؛ اما پس از مرگ ناتان در سال ۱۸۳۶، میان شاخههای گوناگون این خاندان در اروپا رقابتهایی درگرفت که به مرور باعث کاهش قدرت سیاسی و مالی آنان شد.
در هر صورت، خاندان روچیلد برای چندین دهه مهمترین نهاد مالی اروپا بودند و در بسیاری از دولتهای غربی، نقش سیاستگذاری اقتصادی را ایفا میکردند.
نفوذ روچیلدها در دوران دولت انگلیس بهقدری گسترش یافت که پس از یک سال پادشاهی ناتان، بانک مرکزی انگلستان، شبکه بانکی و اقتصادی را در دست گرفت. از حدود سال ۱۶۹۴، دولت بریتانیا، نفوذ روچیلدها را پذیرفت و حکومت کرد و ارزش پوند استرلینگ تضمین میگردید. این در آغاز سلطنت ملکه ویکتوریا، ۲۰۰ میلیون پوند استرلینگ تخمین میزدند.
نفوذ روچیلدها در دوران ریاست «لایونل روچیلد» (پسر ناتان)، افزایش چشمگیری یافت. در دوران ۳۳ ساله ریاست او، ثروت خاندان روچیلد چندین برابر شد. در این مقطع، روچیلدِ لندن دیگر تنها یک بانکدار نبود؛ بلکه نفوذ و قدرت عظیمی در دولت بریتانیا و سیاستهای مالی آن بهدست آورده بود.
در آن دوران، دولت بریتانیا و سرمایهداران انگلیسی که در ادارات مختلف وزارت جنگ، وزارت امور خارجه و ریاست دولت نقش داشتند، از حمایت ویژه روچیلدها بهرهمند بودند. بهگونهای که کمکهای مالی و حمایتهای اقتصادی روچیلدها موجب تداوم قدرت دولت بریتانیا شد.
پس از مرگ ناتان، قدرت سیاسی خاندان روچیلد در دستان نوادگان او همچون لایونل و ناتانیل تثبیت شد. روچیلدها نقش مهمی در تأمین مالی بریتانیا، جنگهای استعماری و سیاستهای خارجی آن ایفا کردند.
روچیلدها از همان ابتدا به علت نفوذ اقتصادی نسبت به سایر خاندانها برتری یافتند. بهدلیل ارتباط گسترده با خاندانهای اروپایی، جایگاه سیاسی آنان بهتدریج تثبیت شد. روچیلدها جایگاه ویژهای در میان خاندانهای اروپایی بهدست آوردند و از سوی دربار بریتانیا بهعنوان مشاوران مالی مورد اعتماد شناخته میشدند.
در این میان، نقش روچیلدها در سیاست خارجی بریتانیا بسیار برجسته بود. آنها در تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و سیاسی اروپا، نفوذ مستقیم داشتند و همین نفوذ موجب شد که بسیاری از دولتهای اروپایی به سرمایههای آنان وابسته شوند.
دیدگاهتان را بنویسید