نقد انیمیشن زوتوپیا ۲ | Zootopia 2- 2025
نقد انیمیشن زوتوپیا 2 | مقدمه و مشخصات فنی اثر
نویسنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleآرمان شهری از مبانی غربی
انیمیشن بلند سینمایی زوتوپیا ۲ (Zootopia 2) که در بازارهای اروپایی و بخشی از خاورمیانه با عنوان زوتروپلیس ۲ (Zootropolis 2) عرضه شده است و شصتوسومین اثر بلند استودیوی والت دیزنی انیمیشن(Walt Disney Animation Studios) به شمار میآید. سینمایی حاضر اکران جهانی خود را در تاریخ ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵(۵ آذر ۱۴۰۴)، همزمان با پنجرۀ زمانی استراتژیک روز شکرگزاری آغاز کرد؛ بازهای که محل عرضۀ آثار پرهزینه و جریانساز صنعت سینمایی هالیوود محسوب میشود که فرصتی طلایی برای جذب حداکثری مخاطبان از خانوادهها و تضمین فروش افتتاحیه محسوب میشود و دیزنی با این تصمیم، اطمینان خود را به موفقیت تجاری فیلم نشان داده است.
این اثر دنبالهای مستقیم بر انیمیشن تحسینشده و برندۀ جایزۀ اسکار سال ۲۰۱۶ است؛ سینماییای که دریافت جایزۀ اسکار آن میتواند بیش از آنکه نشانگر برتری هنری باشد، تاییدی بر همسویی محتوای آن با گفتمان غالب و سیاستهای ایدئولوژیک موردپسند هالیوود و غرب دانست. قسمت دوم نیز در امتداد همان مسیر، میکوشد تا جهانبینی خاص و مبانی فکری لیبرالیستی و اومانیستیِ مستتر در لایههای زیرین روایت را، در پوشش جذابیتهای بصری به مخاطب جهانی عرضه کند.
کارگردانی این پروژه بر عهدۀ جرد بوش(Jared Bush) است؛ فیلمسازی که پیشتر در مقام نویسنده و کارگردان مشترک قسمت نخست زوتوپیا و نیز انیمیشن انکانتو(Encanto) نقش داشته است. تهیهکنندگی اثر را ایوت مرینو(Yvett Merino) بر عهده دارد؛ مدیری که در ساختار بوروکراتیک دیزنی از چهرههای شاخص دوران گذار این کمپانی به مرحلۀ پسا جان لستر محسوب میشود.[1][2]
از منظر فنی، زوتوپیا ۲ نمایانگر مرحلهای تازه در تکامل موتور رندرینگ اختصاصی دیزنی، یعنی Hyperion Renderer است. اگر تمرکز تکنیکی قسمت اول عمدتاً بر شبیهسازی واقعگرایانهی پشم و مو(Fur) استوار بود، در این دنباله چالش اصلی به بازنمایی فیزیکال و دقیق فلس و پوست خزندگان(Scales and Reptilian Skin) منتقل شده است. حضور شخصیتهایی چون گری و نیز جمعیت خزندگان ساکن در بازار مرداب(Marsh Market)، تیم فنی را ناگزیر از بازطراحی الگوریتمهای بازتاب نور، انکسار و تعامل نور با سطوح لغزنده و مرطوب کرده است؛ تغییری که از حیث بصری و سطح تجربۀ ادراکی مخاطب برای باورپذیری هرچه بیشتر اثر با تمام بالا و پایینهایش واجد اهمیت است.[3]
در بخش صداپیشگی اما سینمایی حاضر علاوه بر بازگشت جنیفر گودوین(Ginnifer Goodwin) در نقش افسر جودی، هاپس و جیسون بیتمن(Jason Bateman) در نقش نیک وایلد، از یک انتخاب هدفمند بهره میبرد و آن حضور کههویکوان(Ke Huy Quan) در نقش گری یک مار افعی است. انتخاب کوان، پس از موفقیت و دریافت جایزۀ اسکار برای فیلمهمه چی همه جا به یکباره(Everything Everywhere All at Once)، میتواند تلاشی حسابشده برای همراستاکردن پروژۀ زوتوپیا با جریانهای فرهنگی مسلط هالیوود (طرفداری از جریان LGTQ+ و ترویج بیشتر آن، چون کوان از افراد معروف شرقی این جریان است) و نیز جذب مخاطبان آسیاییتبار ارزیابی کرد.
فیلم مذکور با ترویج مفاهیمی همچون نسبیتگرایی اخلاقی، پوچگرایی و عادیسازی سبکهای زندگی هنجارشکن از جمله مضامین دگرباشی در خط داستانی دختر خانواده، کاملاً در خدمت بسطِ جهانبینی لیبرالی و اومانیستی قرار داشت. آکادمی اسکار با اهدای جایزه به کوان، در واقع مُهر تأییدی بر این نوع روایتگری زد و از بازگشت بازیگری که سالها به دلیل نژادش نادیده گرفته شده بود، به عنوان ویترین ایدئولوژی خود استفاده کرد. چه شد که شما تا دیدید کسی برای تثبیت آنچهشما میخواهید نقش ایفا میند نژادپرست بودنتان هم کنار گذاشتید؟
افزون بر این، فهرست صداپیشگان با افزودن فورچون فایمستر(Fortune Feimster) در نقش بیوری به نام نیبلز(Nibbles)، تکمیل میشود. اگرچه این شخصیت در ظاهر کارکردی کمیک و فرعی دارد، اما انتخاب فایمستر که از چهرههای رسانهای فعال و شناختهشده در جریان دگرباشی جنسی LGBTQ+ هالیوود محسوب میشود قابل تأمل است. حضور او در یک اثر مختص کودکان و نوجوانان، حتی در قالب صداپیشگی، قطعهای دیگر از پازل دیزنی برای عادیسازی حضور این طیف فکری در محصولات برندۀ خویش است؛ شخصیتی که هرچند با ظاهری طنزآمیز وارد میشود، اما در ساختار روایی فیلم نقشی کلیدی و پیشبرنده بر عهده دارد و مخاطب را با صدای نمایندهای از این جریان فرهنگی همراه میکند.[4][5]
در مورد LGBTQ+ بیشتر بخوانید: ال جی بی تی چیست؟
در خصوص بودجۀ تولید، هرچند دیزنی بهصورت رسمی جزئیات مالی پروژه را منتشر نکرده است، اما باید توجه داشت که نیمیشن هنوز درحال اکران است و با توجه به الگوی هزینهکرد دنبالههای بلاکباستری این کمپانی و نیز افزایش هزینههای نیروی انسانی در ایالت کالیفرنیا، میتوان بودجهای در بازۀ تقریبی ۱۵۰ تا ۱۷۵ میلیون دلار برای فیلم برآورد کرد.
این رقم بدون احتساب هزینههای بازاریابی و توزیع(P&A Costs) است که معمولاً سهمی تعیینکننده در موفقیت تجاری چنین آثاری دارد. هدفگذاری اقتصادی دیزنی از تولید زوتوپیا ۲ را میتوان در تلاش برای تکرار موفقیت تجاری قسمت اول با فروش جهانی بیش از ۱.۰۲ میلیارد دلار و احیای ثبات مالی بخش انیمیشن پس از عملکرد نوسانی آثار تولیدشده در بازۀ زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ خلاصه کرد.[6]
اگر وضعیت فروش این اثر را تا زمان نگارش این متن(اوایل ژانویه ۲۰۲۶)(اواسط دی ماه 1404) بررسی کنیم، زوتوپیا ۲ را باید یکی از شاخصترین پدیدههای تجاری تاریخ انیمیشن دانست. این فیلم توانست تنها در ۳۵ روز نخست اکران، از مرز یک میلیارد دلار فروش جهانی عبور کند و رکورد پیشین که در اختیار انیمیشن درون و بیرون ۲(Inside Out 2) بود را جابهجا سازد.
بر اساس آخرین دادههای منتشرشده در منابع معتبر باکسآفیس، فروش جهانی فیلم از مرز ۱.۴ میلیارد دلار عبور کرده است؛ رقمی که آن را به پرفروشترین انیمیشن تاریخ کمپانی دیزنی و به رقیبی جدی برای انیمیشن شیر شاه(۲۰۱۹) در میان آثار خانوادگی میکند. این استقبال کمسابقه نشان میدهد که برند زوتوپیا پس از نزدیک به یک دهه غیبت، از حافظهی جمعی مخاطبان حذف نشده و به مرحلهای از بلوغ رسیده است که میتواند همزمان مخاطبان کودک و بزرگسال را به سالنهای سینما جذب کند.[7]
اهداف اقتصادی اثر
این پروژه بیش از هر چیز، محصولِ مستقیمِ تغییر استراتژی کلان در مدیریت کمپانی دیزنی است. در فوریه ۲۰۲۳، باب ایگر(Bob Iger)، مدیرعامل دیزنی که اکنون بازگشته، در جریان گزارش مالی سهماهۀ نخست، بهصورت رسمی تولید دنبالههایی برای مجموعههای زوتوپیا مانند یخزده(Frozen) و داستان اسباببازی(Toy Story) را تأیید کرد.[8] این اعلام، واکنشی آشکار به عملکرد ضعیف و بعضاً ناامیدکنندهی آثار اورجینال استودیو در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ از جمله دنیای عجیب(Strange World) و آرزو(Wish) بود که در گیشه و در تثبیت برند نیز ناکام ماندند.
در ادبیات اقتصاد رسانه، چنین چرخشی ذیل مفهوم گریز به موقعیت امن(Flight to Safety) تحلیل میشود. پس از دورهای از ریسکپذیری بر تولید داستانهای جدید که به زیانهای مالی قابلتوجه انجامید، دیزنی با فعال کردن دوبارۀ سرمایههای فکری تثبیتشده(Established Intellectual Properties)، کوشید تا حاشیۀ سودِ مطمئنتری برای سهامداران خود فراهم آورد. بنابراین زوتوپیا ۲ نمونهای شاخص از بازگشت دیزنی به الگوی محافظهکارانۀ تولید این کمپانی است که در آن، ریسک در داستان پردازی به نفع پیشبینیپذیری اقتصادی تعدیل میشود.
در کنار این رویکرد، نباید نقش همافزایی سازمانی(Corporate Synergy) را در تصمیم به تولید دنباله نادیده گرفت. افتتاح منطقۀ موضوعیِ عظیم زوتوپیا در دیزنیلند شانگهای در دسامبر ۲۰۲۳، نیازمند تزریق محتوای روایی جدید برای حفظ جذابیت توریستی، افزایش ماندگاری مخاطبان و تقویت فروش محصولات جانبی(Merchandising) بود.[9] از این منظر، زوتوپیا ۲ بیش از آنکه صرفاً یک فیلم سینمایی باشد، در حکم آگهی بازرگانیِ طولانی و پرهزینهای برای اکوسیستم تفریحی رسانهای دیزنی عمل میکند.
برخلاف قسمت نخست که موفقیت در گیشه هدف نهایی تلقی میشد، در این دنباله فیلم تنها یکی از اجزای یک پازل اقتصادی گستردهتر است؛ پازلی که پارکهای تفریحی، پلتفرم دیزنیپلاس، بازیهای ویدیویی و زنجیرۀ گستردهی کالاهای مصرفی را در بر میگیرد. این مدل تجاری، امکان توزیع ریسک را فراهم میکند و تضمین میکند که حتی در صورت عملکرد متوسط در گیشه، سودآوری کلی پروژه از مسیرهای فرعی و مکمل به هر بهانهای که شده حتی صداپیشه شدن یک LGBTQ+ تأمین شود.
شناخت فرهنگ زمینهای و خصوصیات زمانۀ اثر
یکی از نکات جالب انیمیشن زوتوپیا این است که منتقدین بسیاری در سراسر دنیا به المان شناسی و نقد المان های این انیمیشن میپردازند به این دلیل که فضای اصلی داستان انیمیشن علاوه بر جنبۀ کودکانهاش یک فضای اجتماعی و سیاسی بوده از این جهت برخی مسائل اجتماعی و مسائل فرهنگی در نماد های این انیمیشن جای داشته و منتقدین بسیاری به این نمادها پرداخته اند؛ نمونهای از این منتقدان نویسندهای در مجلۀ اینترنتی VARITY است که زمینۀ فرهنگی سیاسی ساخت قسمت دوم انیمیشن را توضیح داده و بررسی کرده که اشاره به آن خالی از لطف نیست و میتواند در نماد شناسی به ما کمک کند.
وی مینویسد: «زوتوپیا(۲۰۱۶) را میتوان محصولِ فضای فرهنگی دوران ریاستجمهوری اوباما و همزمان با اوجگیری گفتمانهای مرتبط با تنشهای نژادپرستی و جنبش Black Lives Matter دانست. اثری که مسئلۀ تبعیض را عمدتاً در سطح پیشداوریهای فردی(Individual Bias) و کلیشههای ذهنی صورتبندی میکرد. زوتوپیا ۲ را باید محصولِ دوران پسا حقیقت(Post-Truth Era) و بحران فزایندۀ اعتماد به نهادهای هالیوودی تلقی کرد. در فاصلۀ نزدیک به یک دهه میان دو فیلم، گفتمان مسلط فرهنگی در غرب از تمرکز بر رفتارهای تبعیضآمیز فردی، به سوی نقد ساختارهای قدرت، بازنویسی روایتهای تاریخی و آنچه میتوان تاریخنگاری انتقادی(Critical Historiography) نامید، تغییر جهت داده است.[10]
در منطق روایی سینمایی دوم، دیگر مسئلۀ اصلی این نیست که آیا یک روباه یا شکارچی میتواند خوب باشد یا نه؛ پرسش محوری به سطحی بنیادیتر منتقل شده است و آن اینکه چه کسی تاریخ شهر را نوشته و چه گروههایی آگاهانه از این روایت حذف شدهاند؟ این جابهجایی پرسش، نشانۀ گذار استراتژی رسانۀ هالیوود از بها دادن به تفکرات و کلیشههای ذهن افرد به سیاست تغییر ساختار و بازآفرینی تاریخ آنطور که خودشان میپسندند در جهانبینی این اثر و آثار دیگر است.
ورود خزندگان به بازار مرداب و زندگی مخفیانۀ آنها نماد کسانی است که عامدانه از تاریخ رسمی و افتخارات شهر خط خوردهاند. سازندگان فیلم درگیریِ زیستشناختیِ شکار و شکارچی که در فیلم اول حل شد را کنار گذاشته و به سراغ یک درگیری عمیقتر و سیاسی رفتهاند و آن تقابل میان شهروندان رسمی و طردشدگان است.
منظور از تقابل در اینجا، فاصلۀ میان ساکنان اصلی شهر که قانون و رفاه متعلق به آنهاست، با خزندگانی است که به حاشیۀ شهر و تاریکی رانده شدهاند تا دیده نشوند. همچنین شکوه، زیبایی و پیشرفت شهر زوتوپیا، ظاهراً تنها به قیمتِ پنهان کردن، نادیدهگرفتن و محدود کردنِ خزندگان ممکن شده است. این تغییر جهت در داستان، دقیقاً همراستا با جنبشهای سیاسی سالهای اخیر در غرب است که مدعیاند تمدن و رفاه کنونی، بر پایۀ ظلم به گروههای خاصی مانند فلسطینیان که خود جنگ را شروع کردهاند بنا شده و اکنون باید آن تاریخ بازنویسی شود.[11]
با توجه به این برداشت میتوان چنین تحلیل کرد که شخصیت اگنس مار(Agnes De’Snake) در داستان مخترعی واقعی است، اما اعتبار و نامش توسط یک خاندانِ اشرافی و قدرتمند(لینکسلی) غصب شده است. این خطِ داستانی، استعارهای صریح از این ادعاست که ثروت و جایگاهِ طبقاتِ حاکم، حاصلِ غارتِ میراثِ معنوی و مادیِ اقلیتهاست. دستگاهِ ایدئولوژیکِ هالیوود با طرحِ چنین موضوعی، در پیِ مدیریتِ خشمِ اجتماعیِ ناشی از این نابرابریهاست؛ بدین معنا که با نمایشِ پیروزیِ نهاییِ اقلیتها در فیلم و بازپسگیریِ حقوقشان، هیجاناتِ اعتراضیِ مخاطب را در قالبی امن، کنترلشده و اصلاحطلبانه تخلیه میکند تا از شکلگیریِ حرکتهای انقلابیِ واقعی علیه نظمِ موجود جلوگیری نماید و همچنین نرژی اعتراضی مردم را در سرتاسر جهان به سوی دیگری منحرف کند.
خلاصۀ داستان
روایت زوتوپیا ۲ در ادامۀ مستقیم وقایع قسمت نخست شکل میگیرد و بار دیگر داستان بر زوج کارآگاهی با نامهای جودی هاپس و نیک وایلد متمرکز است؛ دو شخصیتی که اینبار با بحران همزیستی شکارچی و شکار دست و پنجه نرم نکرده و با مسئلهای عمیقتر در سطح ساختارهای قدرت و روایت تاریخی شهر مواجه میشوند.
در ادامه داستان قسمت اول داستان حاضر با یک تعقیبوگریز نفسگیر شروع میشود؛ جودی و نیک وسط عملیات، به پوستِ تازهافتادۀ یک مار برمیخورند، نشانهای عجیب که انگار میگوید یک خزندۀ ناشناس بیسروصدا وارد شهری شده که همانطور که در قسمت قبل به آن اشاره میشد خزندهای حق ندارد در این شهر حضور داشته باشد. همین سرنخ، آنها را وارد پروندهای میکند که خیلی زود از یک ماجرای معمول پلیسی بزرگتر میشود.
کمی بعد، در مراسم رسمی صدمین سال تأسیس زوتوپیا که خاندان بانفوذ لینکسلی برگزارش کردهاند، ناگهان یک مار افعی به نام گری ظاهر میشود و همهچیز را به هم میریزد. گری دنبال یک ژورنال قدیمی و اسنادی دربارۀ دیوارهای آبوهوایی شهر است؛ اما همان لحظه بهعنوان تهدید معرفی میشود و زیر فشار سیاسی و رسانهای، هم خودش و هم هرکس نزدیکش شود، در چشم سیستم متهم به حساب میآید.
نتیجه؟ جودی و نیک هم کمکم از جایگاه امن و رسمیشان بیرون رانده میشوند و برای حل معما مجبور میشوند بروند سراغ بخشهایی از شهر که معمولاً در قابِ روایت رسمی دیده نمیشود، مثل بازار مرداب؛ جایی که خزندگان و گروههای کنارزدهشده، زیر پوستِ زوتوپیا زندگی میکنند.
در ادامه روشن میشود آن ژورنال مال لگنس مار است؛ کسی که در واقع نقش اصلی در طراحی دیوارهای آبوهوایی و حتی شکلگیری شهر داشته، اما نامش از تاریخ رسمی حذف شده و خاندان لینکسلی همهچیز را به نام خودشان زدهاند. دیوارهایی که همیشه نماد نظم و همزیستی معرفی میشدند، اینبار چهرهی دیگری پیدا میکنند: ابزاری برای کنترل فضا و حذفِ آرامِ بعضی گروهها. اوج داستان هم جایی رقم میخورد که نبرد اصلی سرِ همین حقیقت است، اینکه اسناد نابود شود و وضع موجود حفظ شود، یا حقیقت گفته شود و تاریخ بازنویسی شود.
در پایان، با افشا شدن ماجرا اتهام از خزندگان برداشته میشود و خاندان لینکسلی ضربه میخورد، اما فیلم بیشتر از اینکه در محوریت انقلاب در تمام سیستم شهری حرکت کند، روی اصلاح تدریجی سیستم و ترمیم روایت رسمی تاکید میکند.[12][13 [14]
شاید این خلاصه بسیار فشرده به نظر بیاید اما هدف آن است که یک اشاره کلی به داستان بشود و تمام داستان در چند پرده که در ادامه خواهد آمد تحلیل شوند چرا که استخراج مبانی فیلم در حوزههای سیاسی و فرهنگی بیشتر وابسته چند پرده اصلی در انیمیشن است. با اشاره به این بخش های اصلی که اسم آن ها را پرده گذاشتیم داستان کاملا روشن میشود، پس برای پیشگیری از تکرار داستان بسیار خلاصه آورده شده و در ادامه به جزئیات بیشتری میپردازیم.
پردههای بررسی المانها و نمادها
ما برای اینکه بتوانیم نمادهای اجتماعی، فرهنگی این انیمیشن را بهتر بشناسیم کل انیمشن را در یک دستهبندی به چهار پرده تقسیم میکنیم تا در مبناشناسی انیمیشن از نمادها بتوانیم منظمتر و بهتر پیش برویم. پس بخش دوم این نوشتار مخ پردههای اصلی انیمیشن با مفاهمی مربوط به آنها است و در بخش سوم به این مبانی خواهیم پرداخت.(منظور از پرده چرخه های اصلی داستان است.)
پردۀ اول | تعادل و آرامش شهر به هم میخورد.
انیمیشن با یک وضعیت ظاهراً عادی شروع میشود؛ جودی و نیک اکنون همکار رسمیاند و میخواهند خودشان را ثابت کنند. اما همین تلاش برای اثبات، خیلی زود دردسر میسازد. در یک عملیات تعقیب، خسارت زیادی به شهر وارد میشود و رئیس بوگو آنها را مجبور میکند در جلسۀ تیمدرمانی یا مشاورۀ همکاران شرکت کنند.
برخی منتقدین حتی این مسئله را دارای معنا میدانند آنها بر این باورند که هدف انیمیشن از این بخش اشاره به این نکته است که اجرای خوب قانون نیاز به درک تفاوتها و مدیریت رابطه میباشد که اگر این دو رعایت نشود موجب بحران در شهر میشود، فیلم بعداً همین الگو را از سطح رابطۀ دو پلیس به سطح رابطۀ شهر با گروه حذف شده گسترش میدهد، که در ادامه به این نکته و نکات مشترک با این دیدگاه بیشتر اشاره میشود(AP News).
حادثۀ محرک زمانی رخ میدهد که جودی نشانههایی پیدا میکند که با باور رسمی شهر نمیخواند: ردی از خزندگان مثل فلس یا پوستۀ مار. انیمیشن تأکید میکند که مارها(خزندگان) در زوتوپیا پذیرفته نیستند و این ممنوعیت، ریشۀ تاریخی دارد. پس کشف این ردپا، فقط یک سرنخ پلیسی نیست؛ یک سؤال سیاسی است اینکه چه کسی حق دارد در شهر وجود داشته باشد؟(Next Best Picture).
در ادامه حضور در جلسات مشترک بین پلیس و اشرافیان آنها را به نقطۀ مرکزی قدرت میبرد: جشن صدمینسال شهر و گالای زوتنیال. میزبان این مراسم خانوادۀ لینکسلی است؛ خانوادهای که در روایت رسمی، نقش وارثان بنیانگذار را بازی میکنند. در این مراسم، یک شیء مهم قرار است نمایش داده شود: ژورنال و دفترچهای که نقشهها و اطلاعات دیوارهای آبوهوا و حتی بحثِ پتنت و اختراع را در خود دارد. (The GATE)
در همین فضا، «گری دِاسنیک» وارد میشود و ژورنال را میدزدد. در نگاه اول، گری همان «آنتاگونیست کلاسیک» است: مارِ خطرناک، حمله به مراسم، دزدی سند. اما فیلم خیلی زود پیچیدگی ایجاد میکند: گری فقط دزد نیست؛ او میگوید این سند برای او و خانوادهاش «حیات» است و پشت آن یک حقیقت دفنشده وجود دارد. (Next Best Picture)
نقطۀ پایانی پردۀ اول، همان جایی است که فیلم از پلیسیبودنِ ساده عبور میکند: فشار رسانهای و سیاسی بالا میرود و به جای آنکه شهر و نظم حاکم بر آن به دنبال حقیقت برود، دنبال جمعکردن بحران میرود. نتیجه این میشود که جودی و نیک، به جای قهرمان، متهم مسئله میشوند و از مسیر رسمی بیرون میافتند. این سقوط، یک دیدگاه خوبی به ما میدهد که نظم در این فیلم در زیر ساخت دیوارهای معروف آن یعنی دیوار آب و هوا از حقیقت بیشتر اهمیت دارد، البته که مسئله همچنان ابهام دارد ولی این دیدگاه ها در ادامه و با اشاره به همۀ پردهها کاملا روشن میشوند(AP News).
اگر بخواهیم این مجموعه پلن که آن را پرده خواندیم را به یک دیدگاه و معنایی خلاصه کنیم، انیمیشن اینجا نشان میدهد قدرت فقط با زور پلیس کار نمیکند؛ با مراسم رسمی، رسانه، و کنترل روایت هم کار میکند. این دیدگاه یکی از پایه های ورود به بخش نظری است.
پردۀ دوم | سفر به جهان زیرین و مواجهه با تاریخ مدفون
در پردۀ دوم، جودی و نیک برای بقا و ادامۀ پرونده مجبوراند شهرِ رسمی را ترک کنند. این تغییر مکان، فقط برای تنوع نیست؛ انیمیشن میخواهد نشان دهد حقیقت همیشه در مرکز قدرت نیست.
راهنمای این مسیر، یک شخصیت تازه است و آن نیبلز مِیپِلاستیک، بیورِ پادکستر و تئوریپرداز میباشد. انتخاب نیبلز نکته دارد. او نمایندۀ صدای غیررسمی است؛ کسی که بیرون از ساختار رسمی حرف میزند و به همین دلیل چیزهایی را میبیند که نهادها دوست ندارند دیده شود(AP News).
نیبلز آنها را به مارش مارکت میبرد؛ جایی در حاشیۀ شهر که هم از نظر طراحی و هم از نظر اجتماعی، با مرکز زوتوپیا فرق دارد. منابع مختلف توضیح میدهند که فیلم در این پرده وارد فضاهایی میشود که قبلاً ندیده بودیم: مارش مارکت، محفل و پاتوق خزندگان نوعی مکان امن و حتی مکانهایی مثل هونیمون لاج که حالوهوای رازآلود دارد(SlashFilm).
این بخش از روایت، آرامتر و توضیحیتر میشود. چون انیمیشن باید یک نکته را جا بیندازد و آن اینکه خزندگان صرفاً موجودات ترسناک نیستند؛ آنها گروهی حذفشدهاند که در یک گوشۀ شهر زندگی میکنند، یا مجبور شدهاند پنهان شوند. همین تغییر زاویۀ دید، نگاه جودی را هم تغییر میدهد. جودی که در آغاز خیلی به نظم رسمی ایمان دارد، اینجا با واقعیتی روبهرو میشود که با شعارهای آرمانشهری زوتوپیا سازگار نیست(AP News).
در این پرده، رابطۀ جودی و نیک هم دچار تنش میشود. دلیلش فقط اختلاف شخصی و رابطهای نیست؛ اختلاف بر سر اعتماد به سیستم است. نیک از تجربۀ زندگی در حاشیه، زودتر میفهمد سیستم همیشه بیطرف نیست. جودی دیرتر میپذیرد. این تنش، به زبان ساده، تمرینِ همان چیزی است که انیمیشن در مقیاس شهری میگوید: برای رسیدن به حقیقت، باید از روایت های رسمی فاصله گرفت(AP News).
در این بخش هم چند نکته قابل توجه دیگر وجود دارد که در بخش تحلیل مبانی به این نکات میپردازیم.
پردۀ سوم | تاریخ دزدیدهشده و خیانت
در پردۀ سوم، ژورنال یا اسناد به قلب ماجرا تبدیل میشوند. حقیقتی که کمکم آشکار میشود این است که خزندگان اجازه زندگی در کنار دیگران را ندارند و در تاریخ رسمی شهر، اصلاً نقش آنها حذف شده است(AP News).
بر اساس چند تحلیل و خلاصهداستان انگلیسی، گره اصلی اینگونه توضیح داده میشود که دیوارهای آبوهوا که شهر را به اقلیمهای مختلف تقسیم میکند، فناوریِ کلیدیِ زوتوپیا است. در روایت رسمی، این دیوارها به نام اِبنِیزِر لینکسلی ثبت شدهاند. اما افشا میشود که مخترع واقعی این فناوری، اَگنِس مار از خاندان خزندگان بوده و اعتبار او در طول یک قرن مصادره شده است(Screen Rant).
نکتۀ مهم این است که انیمیشن بیعدالتی را فقط به شکل یک ظلم شخصی نشان نمیدهد. انیمیشن میگوید بیعدالتی میتواند شکلِ سرقتِ اعتبار داشته باشد؛ یعنی تمدن روی کاری بنا شود که اسم سازندهاش پاک شده است. یک تحلیل حقوقی حتی کل موتور داستان را بر مبنای نزاع بر سر مالکیت ختراع یا مالکیت فکری توضیح میدهد؛ یعنی جرم اصلی انیمیشن، بیشتر شبیه کلاهبرداری در اختراع و ثبت است تا یک قتل معمولی(Nolan Heimann).
در همین پرده است که شخصیت پاوبِرت لینکسلی معنا پیدا میکند. او ابتدا مثل یک عضو متفاوت خانواده نشان داده میشود؛ کسی که شاید حقیقت را میخواهد. اما بعد روشن میشود که او هم در لحظۀ حساس، به منطق خانواده برمیگردد: حفظ آبرو، حفظ میراث، حفظ روایت رسمی. این خیانت، از نظر نمادشناسی مهم است که در بخش مبانی به آن اشاره خواهیم کرد(Screen Rant).
پردۀ چهارم | اوج روایت و نبرد بر فراز زیرساخت
اوج انیمیشن جایی رخ میدهد که خودش معنای نمادین دارد یعنی روی دیوارهای آبوهوا. این انتخاب اتفاقی نیست. انیمیشن عمداً نبرد نهایی را روی همان فناوریای میگذارد که هم زندگی را ممکن کرده و هم مرزبندی و کنترل را ساخته است. این یعنی بحران، دقیقاً به قلب تمدن رسیده است(The GATE).
در این بخش، خطر از سطح آبرو و سند به سطح بدن میرسد(سم/پادزهر، تهدیدِ حذف یک نفر). و نیک در تصمیمی که فیلم روی آن مکث میکند، نجات را بر پیروزی قضایی مقدم میداند. این حرکت باعث میشود پایان فیلم فقط یک پایان سیاسی نباشد؛ پایان عاطفی هم باشد یعنی ترمیم رابطۀ جودی و نیک و بازگشت به خیابانهای شهر(AP News).
در فرجام، اسناد عمومی میشود و خانوادۀ لینکسلی سقوط میکند. اما انیمیشن بیش از بازداشت، روی یک چیز تأکید دارد و این تاکید در منابعی که منتقدین این فیلم سخن گفتهاند آمده است که این بازنویسی داستان شهر به این معناست که مجازات کافی نیست و نیاز به احقاق حقوق و بازگشت داستان به صاحب اصلی آن است(The Vanderbilt Hustler).
مبانی تئوریک و معرفتی اثر
در این بخش، ما قرار نیست چیزی به فیلم تحمیل کنیم. فقط برای آنچه فیلم نشان داده، نام دقیق میگذاریم تا بعداً بتوانیم نقد اسلامی را دقیق و مستدل بنویسیم. آن بخش دقیقا عصارۀ هر چه در انیمیشن وجود دارد است که برخی با توجه به تاکید مقالات مختلف در نشریات جهانی و برخی متناسب با اولویت های نقد یک اثر سینمایی به متد اسلامی جمعآوری شده از این جهت میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
سیاستِ زیرساخت | فناوری بیطرف نیست
ساده بگوییم سیاستِ زیرساخت یعنی اینکه سازههای فنی شهر(دیوار، سیستم اقلیم، شبکهها) فقط ابزار راحتی و ایجاد رفاه نیستند؛ میتوانند ابزار قدرت هم باشند.
انیمیشن این را مرحله به مرحله نشان میدهد. در پردۀ اول، دیوارها به عنوان افتخار شهر و میراث خانواده معرفی میشود پس دیوار، بخشی از مشروعیت سیاسی است(The GATE). در پردۀ سوم، معلوم میشود همین سازه، پشتش یک جعل تاریخی و سرقت اعتبار بوده است(The Vanderbilt Hustler). در پردۀ چهارم، دیوارها به میدان نبرد تغییر شکل میدهند؛ یعنی فناوری، محل تعیین سرنوشت میشود(AP News).
این دقیقاً با بحث معروف لَنگدان وینر همخوان است که میگوید مصنوعات و زیرساختها میتوانند الگوهای قدرتورزی را تثبیت کنند، البته که این دیدگاه به عنوان دیدگاه معروف در حوزۀ سیاست و تمدن وجود دارد اما آن را کاملا میتوان در این انیمیشن مشاهده کرد(faculty.cc.gatech.edu).
تقریبا میشود گفت این نماد و این مفهوم با تکرار فراوان در پویانمایی و محوریت اصلی کل انیمیشن اصلیترین مفهوم و نماد و مبنای زوتوپیا است چرا که این انیمیشن، دیوار را همزمان ابزار امکانِ همزیستی نشان میدهد و ابزار تفکیک و مرزبندی میسازد.
علاوه بر محوریت اصلی داستان برخی از نقد های سینمایی این انیمیشن که در مجلات معروف منتشر شدهاند تنها به این نماد پرداختهاند، جالب است که یک نویسندۀ اسرائیلی در مجلۀ اینترنتی Times of Israel که هرچند ژورنالیستی و تحلیلی است نه دانشگاهی با زبان خیلی روشن میگوید زیرساخت هرگز خنثی نیست، همزیستی را ممکن میکند و همزمان جداسازی را تحمیل میکند و حتی میتواند سلاح شود. این تاکید یک اسرائیلی بر این نماد هم میتواند اهمیت این نماد را نشان بدهد هم اینکه نشان بدهد این نماد به گونهای حامی اسرائیلیان و سبک زندگی سلطه جویانۀ آنها و حتی شاید دلیل و توجیهی باشد برای جنایتهایشان باشد.
یک یهودی وقتی مینویسد که چه قدر این انیمیشن به این نماد و این قدرت زیرساخت خوب اشاره میکند، به این معناست که آنها قبول دارند که برای یک جامعۀ متمدن نیاز است که گروهی ترد شوند و در رتبهای پایینتر از زندگیهای متمدن زندگی کنند تا نظام اصلی جامعه حفظ بشود حتی اگر از حقوق کمتری برخوردارند و شرایط زندگی متفاوت و غیر متمدنانه داشته باشند، اما در ادامۀ انیمیشن نشان میدهد آنان که صاحب اصلی این نماد هستند طرد شدهاند آیا باز هم اجحاف بر یهودیان در تاریخ است یا برعکس بر علیه آنان میتواند باشد؟ که جای تامل دارد!
البته که برخی از منتقدین بر این باورند که منظور از این نماد یک معنای تمدنی است یعنی شهر آرمانی، به جای اخلاق و عدالت روی مهندسی سوار است به این معنا که نظم بیشتر از آنکه تربیتی باشد تکنیکی میباشد.
فضای حاشیهای بازار مرداب | نقد انیمیشن زوتوپیا 2
مفهوم فوکو از هتروتوپیا(دیگر-مکان) در یک جمله یعنی جاهایی که جامعه آنها را بیرون از نظم رسمی نگه میدارد، اما خودش به آنها نیاز دارد.
در زوتوپیا ۲، مارش مارکت دقیقاً همین کار را میکند. شهرِ رسمی شعار برابری میدهد، ولی یک فضای حاشیهای وجود دارد که بخشی از جمعیت در آن پنهان و محصور است. انیمیشن با ورود قهرمانها به این فضا، ادعای آرمانشهری زوتوپیا را عملاً زیر سؤال میبرد(SlashFilm). این مفهوم در این بخش از شهر تا پایان انیمیشن رد نمیشود و حتی قرار است بعد از افشای حقیقت هم برای پایداری سیستم باقی بماند.
خشونت در معرفت یعنی اینکه یک گروه را فقط از شهر بیرون نمیکنند؛ از حافظه و سند هم بیرون میکنند. انیمیشن دقیقاً همین را با داستان اگنس و دیوارهای آبوهوا نشان میدهد یعنی جعل سند، مصادرۀ اختراع و ساختن یک روایت رسمی که یک قرن تکرار شده است(Screen Rant).
میشود اینطور هم خواند که انیمیشن، شاید در حال دادن حق به یهودیان برای جایگاه آنها در حال حاضر است چرا که اولا عمدۀ دلیل آنان برای ماندن در غصب خانههای فلسطینیان این است که این زمین از ابتدا برای آنان بوده و از تاریخ حذف شده است و دوما طرفداری عجیب نویسندگان اسرائیلی از این انیمیشن و تاکید آنان بر بازگشت حق به حقدار میتواند شاهد این برداشت باشد.
خیلی از نقدها میگویند فیلم دارد کلیشۀ مارِ شرور را میشکند و مار را قربانیِ برچسبگذاری میکند؛ حتی وال استریت ژورنال(WSJ) هم داستان را تلاش برای اثبات اینکه مارها آنقدرها هم شرور نیستند توصیف میکند(Wall Street Journal). منابع انگلیسی نشان میدهند زوتوپیا ۲ آگاهانه سراغ بارِ فرهنگیِ سال مار و نمادشناسی چینی رفته؛ Radii میگوید در فرهنگ چینی مار نماد حکمت و شهود است و انیمیشن به این نگاه گره میخورد(RADII – Transcend boundaries). Washington Post هم گزارش میدهد گری عمداً با نظر به مخاطب چینی و سال مار طراحی شده و محبوبیتش در چین یک عامل جدی بوده(The Washington Post).
استفاده کارگردان از یک گویندۀ شرقی هم شاید بیربط به این مسئله نباشد. اما این مسئله خیلی برای ما در نقد این انیمیشن اهمیت ندارد. شاید این حرکت یک حرکت افزایشی فروش در بازار های شرقی باشد، شاید تایید بر LGBTQ+ در شرق و افزایش محبوبیت خود در بین این قشر باشد و دلائل دیگر( همانطور که اشاره شد این گوینده شرقی یک طرفدار معروف این جریان است).
واکاوی از منظر جهانبینی اسلامی
پیش از ورود به نقد اسلامی، باید یک نکتۀ روشی را روشن کنیم. زوتوپیا ۲ خودش واجد زبانِ انتقادی نسبت به جامعه و ساختارهای قدرت است؛ یعنی انیمیشن صرفاً قصۀ پلیسیِ سرگرمکننده نیست و به روایت منتقدان همچنان روی موضوعاتی مثل تبعیض، حذف تاریخی و منطقِ سازش و آشتی اجتماعی دست میگذارد[1][2][3].
اما همزمان دو جا نیاز به اصلاح و دقت بیشتر داریم. یک اینکه بسیاری از این انتقادات در جریانهایی و مبانیای مخالف با اسلام و مبانی عدالتمحور اسلام است حال بخواهد خود فیلم زبان انتقادی داشته باشد یا خیر! در بستری اشتباه در حال نقد کردن است و در واقع هدفی دیگر ورای این نقدهای اجتماعی دارد او میخواهد به تصویب و خیر دانشتن برخی از جوامع امروزی و اقلیمهای یهودی بپردازد. خود انیمیشن در بعضی جزئیات، مخصوصاً در منطق حقوقیِ حق اختراع، سادهسازی و حتی خطا دارد؛ این نکته را تحلیلهای حقوقیِ مرتبط با روایتِ فیلم صریحاً گوشزد کردهاند.[6]
با این مقدمه، نقد اسلامیِ ما نه بر پایۀ نفرت از مدرنیته و نه بر پایۀ انکار جنبههای مثبت سینمایی بنا میشود؛ هدف این است که نشان دهیم سینمایی با وجودِ نقد اجتماعیِ خودش در لایۀ بنیادین، به سمت یک الگوی سکولارِ تکنوکراتیک میل میکند؛ الگویی که با جهانبینی توحیدی، عدالت علوی و انسانشناسیِ فطرتمحور فاصلههایی جدی دارد.
توهم ربوبیت | تکنولوژی، نعمت است یا جانشین خدا؟
در زوتوپیا ۲ ستون فقرات شهر و همزیستیِ گونهها، شبکۀ دیوارهای آبوهوا معرفی میشود؛ فناوریای که امکان میدهد زیستبومهای ناسازگار، کنار هم در یک کلانشهر زندگی کنند و همین فناوری، به مرکز تعلیق و کشمکش روایت تبدیل میشود. در مرورهای داستانی و نقدهای منتقدان، ژورنال و دفترچۀ خانوادگی و قوانین حقوقی دیوارها عملاً موتور محرک روایت است[4][3].
از نگاه اسلامی، اصلِ فناوری نفی نمیشود. قرآن حتی به تسخیر طبیعت برای انسان اشاره میکند؛ یعنی جهانِ مادی در سطحی، میدان بهرهمندی و آبادانی انسان است، اما با یک شرط! این تسخیر از جانب خدا و در چارچوب حکمت و مسئولیت است نه مالکیت مطلق.[9]
در همان نقطه، قرآن مرز مهم را میگذاردو آن اینکه خلق و امر از آنِ خداست؛ یعنی هم هستی و هم تدبیر نهاییِ هستی، ملک طلق انسان نیست.[8] این معنا در تفسیرهای اسلامی از جمله نقلِ تفسیر المیزان ذیل همین آیه با تأکید بر تفاوتِ مالکیت حقیقیِ خدا و مالکیت اعتباری انسان توضیح داده میشود.[11]
مشکلِ بنیادین زوتوپیا ۲ دقیقاً اینجاست که جهان طوری چیده شده که بقای تمدن، بیش از هر چیز به کنترل یک زیرساخت وابسته است؛ گویی امنیت، آرامش و حتی اخلاق اجتماعی نهایتاً از مسیر مدیریتِ دما و رطوبت میگذرد.[4][3] این همان مبنای اشتباه است که تکنولوژی از ابزار به ایدئولوژی تبدیل میشود: یعنی فناوری فقط کمککار زندگی نیست و در واقع معیارِ نجات و ضامنِ خیر عمومی معرفی میشود.
قرآن هشدار میدهد فسادِ گسترده در زمین و دریا میتواند محصول دستهای انسان باشد؛ یعنی وقتی انسان خود را بیقید از حدودِ حکمت و عدالت دید، همان پیشرفت میتواند به فساد تبدیل شود. [10]
پس نقد اسلامی در این بخش، ضد تکنولوژی نیست؛ نقد، علیه تکنولوژیپرستی است. وضعیتی که در آن، شهر و تمدن میخواهد با ابزار مادی، جای تدبیر حکیمانه را پر کند. اگر در روایتِ انیمیشن، نجات نهایتاً به دستِ کسی میافتد که کلیدِ دیوارها را در دست دارد، این یعنی قدرت به سطحِ زیرساخت منتقل شده؛ و این انتقال، از منظر توحیدی، خطرِ جانشینسازیِ ربوبیت با مدیریت فنی را به همراه دارد.[8][11]
حال اگر انیمیشن را یک الگویی برای تصویب جنایات یهودی در تسخیر و غصب خانهها و ملکهای واقعی فلسطینیان بدانیم همانطور که در بالا هم اشاره شد یک نقد دیگر هم وارد است، علاوه بر اینکه ابزار مادی نمیتواند جای تدبیر حکمیانه و جایگاه نبی و معصوم ( علیهم السلام ) را در جامعه بگیرد، این ساختار نمیتواند جایگاه یهودیان را در حال حاضر تصویب و تایید کند چرا که فقط فناوری مهم نیست احقاق حقوق واقعی هم مهم است.
در منطق داستانی عدالت تا حد زیادی حول ژورنال، حق اختراع و اعتبار تاریخی سامان مییابد؛ یعنی نزاعِ اصلی، نزاع بر سر این است که چه کسی بنیانگذار واقعی بوده و چه کسی اعتبار را دزدیده است.[4][3] حتی تحلیلهای بیرونی هم به روشنی نشان میدهد که پیرنگ فیلم، بر یک پروندۀ دزدی در حق اختراع میچرخد.[6]
در اینجا باید دو نکته را همزمان گفت: انیمیشن در اصلِ حساس کردن مخاطب به ظلم تاریخی و حذف، کار ارزشمندی میکند. اسلام هم به صراحت، جامعه را به قیام برای قسط و برپایی عدالت فراخوانده است.[13]
اما عدالتِ اسلامی با عدالتِ صرفاً حقوقی اعتباری یکی نیست. قرآن عدالت را فرمان مستقیم الهی معرفی میکند.[15] و از مؤمن میخواهد حتی اگر علیه خود یا نزدیکانش باشد، محکم برای عدالت بایستد.[14] در نهجالبلاغه هم تعریفِ دقیقتری میبینیم: امیرالمؤمنین(ع) عدالت را این میدانند که هر چیز در جای خود قرار گیرد: «الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا…» [12] این تعریف، عدالت را از کسبِ اعتبار فراتر میبرد و آن را به نظمِ حق پیوند میزند.
مسئله اینجاست که زوتوپیا ۲ در سطح راهحل نهایی بیشتر به سمتِ یک عدالتِ اصلاحطلبانه و نهادی میرود. افشای سند، اصلاح روایت رسمی، بازداشت مفسدان و بازگشت نظم.[3] اینها لازم است، اما از دید اسلامی کافی نیست؛ چون در جهانبینی اسلامی، عدالت فقط تنظیم مناسبات بیرونی نیست، بلکه نسبت مستقیم با حقیقت، مسئولیت، دارد، آیا واقعا حق با یهودیان است که در حال حاضر به خانه فلسطینان حمله کنند و آنها را غصب کنند حتی اگر که در ابتدا از لحاظ حقوقی این جایگاه برای یهودیان باشد.
حتی از منظر حقوقیِ سکولار هم روایت فیلم در باب حق اختراع دقیق نیست و وکلای ثبت اختراع نشان دادهاند که انیمیشن برخی سازوکارها را غلط یا بسیار ساده میکند.[6] این نکته برای نقد اسلامی مهم است که اگر عدالتِ انیمیشن به پروندۀ ثبت اختراع گره خورده و همان پرونده هم مبنای دقیقی ندارد، پس در سطح معناشناسی، بیش از آنکه عدالت را حقیقتمحور کند، آن را روایتمحور میکند.
یعنی عدالت=ثبت نام درست در تاریخ، اگرچه ما هم این ادعا را که در تاریخ این زمینها اطراف بیت المقدس برای یهودیان است را قبول نداریم ولی بازهم حتی اگر قبول کنیم عدالت مساوی آنچه در تاریخ ثبت شده نیست عدالت قرار دادن هرچیزی در جای خودش است. آیا با این حال بازهم یهودیان اجازه غصب دارند؟
اسلام، عدالت را فقط بازنویسیِ آرشیو نمیداند؛ عدالت، بازگرداندن حق به موضع حقیقیاش است.[12][14][15]
آیا با اصلاح زیرساخت، انسان خوب میشود؟
یکی از پیامهای ضمنیِ زوتوپیا ۲ این است که اگر سیستم درست طراحی شود، اگر زیرساخت در دست افراد فاسد نباشد و اگر اقلیتها دیده شوند، جامعه به سمت سلامت میرود. این نگاه، در سطح جامعهشناسی جذاب است و حتی در برخی نقدها، انیمیشن به سوال کردن از قواعد و به چالش کشیدن نظم رسمی تشویقکننده خوانده شده است.[2] از سوی دیگر بخش مهمی از تنش را روی رابطه و روانِ دو قهرمان هم میگذارد(جلسات درمان و میانجیگری برای همکاری جودی و نیک)، که نشان میدهد انیمیشن صرفاً ساختاری نیست و به تربیت و اصلاح فردی هم نیمنگاهی دارد.[5]
اما در نقد اسلامی، باید مرز را روشن کرد. اسلام تأثیر محیط و ساختار را انکار نمیکند، اما انسان را محصولِ کاملِ ساختار نمیداند. قرآن از فطرت سخن میگوید. سرشتِ خداجوی انسان که اساس دین و اخلاق است.[20] و از سوی دیگر، قاعده میدهد که خدا وضعیت یک قوم را تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان درونشان را تغییر دهند؛ یعنی اصلاح، هم انگیزۀ بیرونی میخواهد و هم درونی.[21] اگر انیمیشن به مخاطب القا کند که فقط سیستم را درست کن تا همه خوب شوند، نتیجهاش میتواند تضعیف مسئولیت اخلاقی فرد باشد. اما اگر با دقت نگاه کنیم، خودِ روایت در نقاطی این جبر را میشکند.
کنشهای اخلاقیِ قهرمانان از جمله انتخابهای سخت، ایثار و تحمل هزینه برای حقیقت نشانهای است که انیمیشن ناخواسته اعتراف میکند عامل انسانی و اختیار، تعیینکننده است.[3] در نهایت میتوان گفت که این اثر هرچند به اصلاح نهادی گرایش دارد، اما بهترین لحظههایش آنجاست که اخلاقِ انتخابمحور را نشان میدهد. اصلاح ساختار لازم است، ولی بدون تزکیه و اختیار، عدالت پایدار نمیشود.[14][20][21]
اگر بخواهم این فصل را در یک جمله جمع کنیم میگوییم زوتوپیا ۲ نقد اجتماعی دارد و مخاطب را به حساسیت نسبت به تبعیض و حذف تاریخی دعوت میکند، اما در سطح مبنا، راهحل را عمدتاً در مدیریت تکنولوژیکِ زیرساخت و اصلاح حقوقی و روایتیِ تاریخ میجوید؛ در حالی که جهانبینی اسلامی، عدالت را با توحید، مسئولیت اخلاقی، فطرت و ایستادن برای حق حتی بر علیه خود گره میزند.[8][12][14][20]
عصارۀ نقد ما بر این است که این انیمیشن خیلی به مذاق برخی نویسندگان اسرائیلی خوش آمده، این نشان از آن است که در محورهایی که نقد کردیم مثل محوریت عدالت و حق واقعی، زوتوپیا 2 موافق با یهودیان بوده و باید این مسئله را روشن کرد و به گوش جهانیان رساند که عدالت مساوی به ثبت در تاریخ نیست و این مسئله باعث نمیشود شخصی که ادعای تاریخی دارد هر کاری که میتواند بکند را بکند و دست به جنایت بزند تا حق خود را بگیرد.
منابع و ارجاعات:
[1] IMDb Pro & Box Office Mojo – Zootopia 2 Release Info & Credits
https://www.imdb.com/title/tt11976246/
[2] Variety – Jared Bush to Direct Zootopia 2
https://variety.com/2024/film/news/zootopia-2-release-date-1235905000/
[3] Disney D23 Expo 2024 – Zootopia 2 Visuals & Reptile Rendering Presentation
https://d23.com/expo-2024/
[4] Empire Magazine – Zootopia 2 Adds Ke Huy Quan As Gary The Snake
https://www.empireonline.com/movies/news/zootopia-2-ke-huy-quan-gary-snake/
[5] The Hollywood Reporter – Ginnifer Goodwin and Jason Bateman Return for Zootopia Sequel
https://www.hollywoodreporter.com/movies/movie-news/zootopia-2-cast-jason-bateman-ginnifer-goodwin-123/
[6] The Numbers – Walt Disney Animation Studios Box Office & Budget Analysis
https://www.the-numbers.com/movies/production-company/Walt-Disney-Animation-Studios
[7] Deadline Hollywood – ‘Zootopia 2’ Roars Past $1B Global Mark, Overtaking ‘Inside Out 2’
https://deadline.com/box-office/zootopia-2-billion-dollar-club
https://thewaltdisneycompany.com/investor-relations/
[9] CNN Travel – Disney Opens World’s First Zootopia Land in Shanghai
https://www.cnn.com/travel/article/shanghai-disney-zootopia-land-opening
[10] The Atlantic – From Bias to Erasure: How “Zootopia 2” Mirrors America’s History Wars
https://www.theatlantic.com/culture/archive/2025/12/zootopia-2-review-politics/
[11] Variety – Disney’s Balancing Act: Navigating “Woke” Culture and Global Markets in Zootopia 2
https://variety.com/2025/film/columns/zootopia-2-political-allegory-1236/
[12] Wikipedia – Zootopia 2: Plot Summary
https://en.wikipedia.org/wiki/Zootopia_2
[13] Entertainment Weekly – Zootopia 2: Story Details, Themes and New Characters
https://ew.com/zootopia-2-release-date-cast-trailer-11782020
[14] Times of Israel Blogs – Weather Walls and Geopolitical Fault Lines: What Disney’s Zootopia 2 Tells Us
https://blogs.timesofisrael.com/weather-walls-and-geopolitical-fault-lines-what-disneys-zootopia-2-tells-us/
[15] Winner, L. (1980). Do Artifacts Have Politics? Daedalus, 109(1), 121–136.
(منبع کلاسیک نظریه سیاست مصنوعات)
[16] Times of Israel Blogs – Weather Walls and Geopolitical Fault Lines: What Disney’s Zootopia 2 Tells Us
https://blogs.timesofisrael.com/weather-walls-and-geopolitical-fault-lines-what-disneys-zootopia-2-tells-us/
[17] Nolan Heimann LLP – Patenting for Inventors: Zootopia 2 and the Case of the Fraudulent Patent
https://www.nolanheimann.com/forward-looking-legal-podcasts-and-blogs/the-look-legal-pods-patenting-for-inventors-zootopia-2-fraudulent-patent
[18] Foucault, M. (1967). Of Other Spaces: Utopias and Heterotopias
https://web.mit.edu/allanmac/www/foucault1.pdf\
AP News. (2026). Movie Review: Zootopia 2 is a cuddlier, tamer sequel. AP News. https://apnews.com
CinemaBlend. (2026). Filmmakers explain reptiles & the (2 is a snake) idea. CinemaBlend. https://www.cinemablend.com
Disney Movies. (2026). Zootopia 2. Walt Disney Studios. https://movies.disney.com
/Film. (2026). Zootopia 2 Review. /Film. https://www.slashfilm.com
Nolan Heimann LLP. (2026). Patent fraud plot explained. Nolan Heimann LLP.
ScreenRant. (2026). Zootopia 2 Ending Explained (Spoilers) & Social Commentary. Screen Rant. https://screenrant.com
The GATE. (2026). Zootopia 2 Review. The GATE. https://www.thegate.ca
[19] طباطبایی، سید محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۷، بیروت: الاعلمی.
(بحث توحید ربوبی و انحصار تدبیر عالم)
[20] نهجالبلاغه، خطبه ۲۱۶ و حکمت ۴۳۷، گردآوری شریف رضی.
(تعریف عدالت بهمثابه قرار گرفتن هر چیز در موضع خود)
[21] مطهری، مرتضی. عدل الهی. تهران: انتشارات صدرا، صص ۱۲۵–۱۲۰.
(نقد عدالت سکولار و نسبت آن با معنویت)
[22] مصباح یزدی، محمدتقی. اخلاق در قرآن، ج ۱، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
(بحث نفس اماره، شر واقعی و مسئولیت اخلاقی)
قرآن کریم، اعراف 7:54 (ألا له الخلق والأمر).
قرآن کریم، جاثیه 45:13.
قرآن کریم، روم 30:41 (ظهر الفساد…).
نقل تفسیر المیزان ذیل اعراف 54 (شرح «ألا له الخلق والأمر»).
نهجالبلاغه، حکمت 437 (العدل یضع الأمور مواضعها).
قرآن کریم، حدید 57:25 (لیقوم الناس بالقسط).
قرآن کریم، نساء 4:135.
قرآن کریم، نحل 16:90 (إن الله یأمر بالعدل…).
مرتضی مطهری، «عدل الهی» (نسخه دیجیتال/اطلاعات کتاب).
پایگاه آثار علامه مصباح یزدی – معرفی «اخلاق در قرآن» جلد اول.
قرآن کریم، یس 36:60 (إنه لکم عدو مبین).
قرآن کریم، یوسف 12:53 (النفس لأماره بالسوء…).
قرآن کریم، روم 30:30 (فطرت الله…).
قرآن کریم، رعد 13:11 (لا یغیر ما بقوم…).

دیدگاهتان را بنویسید