سیاستهای غاصبانه رژیم جعلی | سرزمین مادری!
پدیدآورنده: منیره اسداللهی
وحشت آور نیست؟ اینکه اسرائیل تمام تلاش خود را میکند تا در جنگ وجودی آخرالزمانی برنده شود! اما چه کسانی مردم فلسطین را در دورۀ ما قبل قرن 21 نگه داشته است؟ کهن واژۀ استمعار و کمپانیهای الیگارشی و صهیونیستی یهود؟ همان کمپانیهایی که مردم هند را تا به همین الان در نقطۀ صفر و صَدی تنگدستی نگه داشته است؟ البته که ماجرای فلسطین به طور کامل با شبه قارۀ هند متفاوت است اما کمپانیهای الیگارشی و شبکۀ پشت پردۀ صهیونیست برای چپاول و غارت و نسل کشیها همان شبکه پنهانی است. کاش میشد دست استعمار و نسل کشیها را با تبر برید تا اینگونه گلوی مردمان مظلومِ جهان تا مرز خفگی پیش نبرد.
و برخلاف مجازات مرگ اسرائیل
که مثل سرب
روی سر پخش میشود
و به زندگیمان چنگ میزند
و به آن چسبیده، درست مثل کَنهای که به یک بچه گربه چسبیده است
و راه گلویمان را گرفته
لحظهای که میگوییم آمین
و با دعاهای مردان و زنان پیر
جلوی راههای رسیدن آنها به خدا را میگیریم.
ما آرزو و دعا میکنیم
و حتی سرسختانهتر به زندگی میچسبیم.
هر زمان که یک زندگی عزیز
اجباراً به پایان میرسد،
ما زندگی میکنیم، زندگی میکنیم.
زندگی میکنیم.
سیاستهای غاصبانه رژیم جعلی
فهرست مطالب
Toggleسرزمین مادری
گاه سرزمین مادری به یک افسانه تبدیل میشود. افسانهای که نمیدانی آیا باز میتوانی به آنجا قدم بگذاری یا خیر؟ آیا آن شور و شعف 100 سال گذشته را میتوانی در آن بازیابی؟ اگر حتی بتوان به گذشته هم برگشت چگونه میتوان پای بر روی خونهای به ناحق ریخته شده که توسط صهیونیستها قدم به قدم این سرزمین ریختهاند؛ گذاشت و غم و اندوه آن را درک نکرد! مگر میشود صدای نالههای و زجههای مادران و فرزندانی را که از گذشته تا به الان شنیده میشود نادیده گرفت…
زندگی در فلسطین اشغالی برای اعراب فلسطینی در سایۀ ترورها و کشتار بیرحمانۀ اسرائیلیان صورت میگیرد. ساختار اسرائیل بر پایۀ کشتار و خون و خونریزی است. آنها بر اساس تفکرات صهیونیستی خود در کتاب مقدسشان و به طبع آن پیرو خط فکری و فرمانبُرداری از سردمدارانشان جای هیچ رحم و مروّت و انسانیتی را بر جای نگذاشتند.
متأسفانه دنیا پر شده از مذاکرات صلح پیشنهادی سازمانها با یکدیگر است. اما 100 سال است که صهیونیستها آنچنان کشتاری عظیم در غرب خاورمیانه راه انداختهاند که نه تنها هیچ سازمان و حقوق بشری از آنان دفاع نمیکند بلکه با سکوت خود زمینۀ استمعارگری بیشتری را برای صهیونیستها فراهم میکند. کدام کشورهای اروپایی در مورد این بی رحمی که در حق فلسطینیان صورت گرفته صحبت کردند جز اینکه حق را به غاصبان آن دادهاند و در این راه نیز به آنها با فروش اسلحه و …نیز کمک کردهاند. این است صلح تمدنهای بشری در قرون اخیر که از آن صحبت میشود.
آمریکا که خود منشأ اصلی این جریان خونخوار در منطقه است و تأمین کنندۀ اکثر سلاحهای اسرائیل میباشد. کشوری که از حقوق بشر و دموکراسی صحبت میکند ولی در وهلۀ اول خود پایه گذار جریان استعمار و استعمارگری است. اما کشورهای عرب منطقۀ غرب آسیا چرا هم پا و هم قدم اسرائیلی شدند که همچین جنایاتی را رقم میزند؟
یادداشتهای روزانه (داوید بن گوریون)، موسس و نخستین نخست وزیر اسرائیل( اول ژانویه 1948):
(لازم است با انرژی و بی رحمی واکنش نشان دهیم. باید زمان و مکان و کسانی را که به آنان ضربه میزنیم با دقت کامل اتخاب کنیم. زنان و بچههام هم از این قاعده مستثنی نیستند. در غیر این صورت موثر نیست. وقتی حمله میکنیم لزومی نیست که میان گناهکار و بی گناه تفاوتی قائل باشیم.)
خانم “سارا روی”(Sara Roy) متخصص (تحقیقات اقتصادی هاروارد در مرکز امور خاور نزدیک) خاطر نشان کرد که ضربه اقتصادی که به اینجا آمد، از مستعمرات دیگر فزونتر بود. (Sara Roy The Gasa Strip: the political Economy of De Development Washington1995)
سارا روی میگوید: (هدف سیاسی و ایدئولوژیک این استعمار شدیدتر بود تا استعمار در سایر نقاط جهان… زیرا ساکنین را از مهمترین منابع زندگی محروم کرد، هم از زمین هم از آب و هم از کار…)
در زمینی که متعلق به فلسطینیهاست تقسیم زمین برای یک کوچ کننده 85 برابر یک فلسطینی است.
بنابر گزارش (جورج آبد) (Georg Abed) “رئیس صندوق بین المللی پول”: (فلسطین تا پیش از جنگ اشغالی از یک تولید خوب کشاورزی بدون محدودیت آب، از روابط پر بار تجاری با شرق اردن و سایر کشورهای عربی، از یک ساختار پر در آمد توریستی و از پیش ساختارهای مناسب و کافی آموزش مطابق آن زمان … برخوردار بود که پس از اشغال همهاش را از دست داد. این مدعیاناند که عقب میمانند. به رغم دستاوردهای فنی و مادیشان عقب میمانند. این چه دستاوردی است که بر روی جان آدمیزاد بر پا میگردد.)

سیاستهای اسرائیل برای تصاحب
تروریسم صهیونیستی
عقیده صهیونیست تماماً در سَران اسرائیل نمود دارد و آن بر محورهای زیر بنا شده است:
- ایمان مطلق نظامی گری و انتقال آن به نسل بعدی.
- نقض مطلق حقوق طبیعی اعراب.
- توجیه به کارگیری هر شیوه و وسیلهای برای تحقق اهدا (مقدس صهیونیست) در سرزمین اسرائیل تا جائی که کشتن و ترور وایجاد و وحشت از مسائل عادی روزمره شود.
- تکیه بر قانون عالی یعنی حق مطلق از آن یهودیان است به طوری که صهیونیستها را در جهت و سایر نوع بشر را در جهتی پستتر از آنان قرار دهد.
- تحقق آرمان والای صهیونیسم یعنی پاکسازی سرزمین اسرائیل از وجود اعراب و مسلمانان.
- جاسوسی از دیگران تا جایی که از دست زدن به هیچ جنایتی برای عملی کردن هدفهای خود رویگردان نشوند.
- ایمان به اینکه انتقال غیر قانونی یهودیان به فلسطین به هر شیوه و وسیلهای که انجام شود تنها یک مرحله از حمله اسکان یهودیان است.
نظریۀ مرزهای امن
اسرائیل به دلیل عوامل امنیتی و اقتصادی مطابق با نظریه مرزهای امن کار خود را پیش میبرد. به گونهای که شیوۀ توسعه طلبی تدریجی او تا مرزهایی که امنیت برای شهروندانش برقرار باشد تکیه میکند. به همین دلیل اسرائیل از پذیرش مرزهای رسمی را که با تمام قوانین بین المللی کنونی مخالف است روشن میکند.
اسرائیل در توسعه طلبیهای مرزی خود از اندیشۀ جغرافیدان آلمانی (فردریک راتزل)(قوانین هفتگانه را برای توسعه کشورش تدوین کرده بود) استوار ساخته است و حتی فراتر از آن نیز جلو میرود این قوانین عبارتند از:
- مساحت حکومت با رشد تمدن ویژه آن زیاد میشود
- رشد حکومت، فرایندی است که به دنبال مظاهر گوناگون مربوط به رشد ساکنان آن اتفاق میافتد
- رشد آنقدر ادامه پیدا کند تا به مرحلۀ الحاق و انضمام (سرزمین دیگر به خود) برسد
- مرزهای هر حکومتی عضو پویا و تحت پوشش آن است که از آن نگهداری میشود
- حکومت سعی میکند مناطقی را که ارزش سیاسی دارند جذب خود بکند
- عامل اولیه توسعه طلبی برای حکومت اولیه در خارج شکل میگیرد
- تمایل عمومی به توسع طلبی از کشوری به کشور دیگر منتقل میشود سپس افزایش مییابد و شدت میگیرد(چالشهای نهضت فلسطین،مجید صفا تاج، ص73)
صهیونیست برای پیشبرد مقاصد خود در فلسطین معیارهای دیگری را در نظر میگیرد. هر راه و روشی که بتواند و به هر نحوی که حتی یک فلسطینی دیگری هم در این سرزمین وجود نداشته باشد. بعضی از این موارد را به آن اشاره میکنیم:

ویرانه کردن
ویران سازی بخشی از سیاست عمومی اسرائیل است که عرصۀ زندگی را برای فلسطینیها تنگ و زمینه را برای شهرک سازی نوین آماده میکنند. ارتش اسرائیل در حال فعلی جز کرانه باختری که آن هم بی نصیب نمیماند سراسر یک ناحیه را به صورت کامل ویران میسازد به این شگرد که از منطقه فلسطینیان تیری به سوی نظامیان رها شده و یا تونلی برای قاچاق اسلحه زده شده است. در اینجا به صورت کلی جانِ انسان هم حساب ندارد.
عدم مجوز ساختمانی
گزینهای به نام مجوز ساختمانی برای مردم فلسطین اشغالی وجود ندارد. در سرزمین که اسرائیلیان به زور آن را غصب کردهاند نسبت به همه اعراب و تابعین فلسطینی سیاست فلسطین زدائی وجود دارد. برای نمونه
دِه “العراکیب”(Al Arakib) در جنوب فلسطین اشغالی قرار داشته است. ساکنین این دِه بادیه نشینانی سابق با ارائه مدارک معتبری ثابت کردند که برای املاک و خانههایشان مجوز مربوط به صد سال پیش در دوران “عثمانی” صادر گشته است. اما سرپرست اداره (تساوی حقوق همزیستی) خانم (میشل روتم)( Michal Rotem) اعلام کرد که (دولت اسرائیل) قانونی به تصویب رسانده که اسناد مالکیت مربوط به سالهای پیش از 1948(سال نکبت و تشکیل دولت غاصب فلسطین اشغالی، مصوب سازمان ملل) از اعتبار افتادهاند.
حدوداً تا 30 سال گذشته این دِه را 13 بار خرابش کردهاند و دِه نشینان از همان باقی مانده مصالح مجدد چهاردیواری را ساختند. در ویرانی سیزدهم این دِه یکی از فعالین ( حقوق بشری) فلسطین اشغالی به نام (آلون کوهن لیفشیتن)(Alon Cohen Lifshiz) میخواست پیش برود و اعتراض کند. از جلو رفتنش جلوگیری کردند و گفتند اینجا عبور ممنوع است. پرسید منطقه ممنوعه از کجا تا کجاست؟ با دست از این افق تا آن افق نشان دادند و گفتند: (از این افق تا آن افق). پرسید (نقشه دارید؟). در پاسخ او را کشان کشان به سمت ماشین پلیس کشاندند و هفت ساعت در آن حبسش کردند.
در بارِ سیزدهم ماموران اسرائیلی تمام مصالح و خاکروبههای باقی مانده را هم جمع کردند و با خود بردند. تا این بار دیگر بازسازی نشود. همان شب اهالی ده شب را روی شن و خاک تا صبح سر کردند. حتی آنان به قبرستان هم رحم نکردند و آنجا را با خاک یکسان کردند. اسرائیل میگوید “بنیاد ملی یهود” میخواهد در اینجا جنگل بسازد. (ر ک، در خطۀ حکمرانی اسرائیل، ص56)
تخریب خانه به دست صاحب خانه
در گزارش مرکز خبری بین المللی خاورمیانه (IMEMC News Saed Bannoura) نوشته شده که اسرائیل با تهدید و جریمۀ پولی یک فلسطینی بیت المقدس به نام (محمود آرمیل) در 29 مه 2011 مجبور کرده است خودش خانهاش را خراب کند واگرنه بلدوزری میآید و خراب میکند و جریمه بالاتری باید پرداخت کند. این تهدید و اعلام جرم بعد از تصمیم گیری مقامات اسرائیلی مبنی بر شهرک سازی در “بیت المقدس شرقی” در ناحیۀ (رأس العمود) صورت میگیرد. (رک، در خطۀ حکمرانی اسرائیل)
در گزارش دیگری در سازمان عفو بین المللی (لندن دسامبر 1999، Demolition and Dispossession یعنی ویران سازی و مصادره) فلسطینی دیگری را وادار میکنند تا خانه خود را خراب حتی جریمه هم پرداخت کند(حدود 100000شِکِل معادل 18300 یورو). (رک، در خطۀ حکمرانی اسرائیل)
وقتی نیمههای شب یورش میآورند وقت حتی برای فرار هم کم است. با بلدوزهای آمریکایی ساخت شرکت (کاترپیلار) که خوب کار میکند و نظیر هم ندارد. خانهها را ویران و حتی به صاحب خانه فرصت جمع کردن وسایل ضروری داده نمیشود یعنی شما در خواب هستی بدون اطلاع قبلی با بولدوزر به خانهات یورش میآورند که حتی ممکن است خودت هم زیر آوار دفن شوی.
یک راننده بلدوزر در انجمن اسرائیلی (بِت سِلِم) که به کار خود فخر میفروخت: (من که دست به کار میشود برای کسی شانسی نمیماند که اول هشدار دهم و کمی وقت تا ساکنین فرار کنند. هر دفعه بیایم فوراً میکوبم و فوراً خراب میکنم که کار تمام شود.) (گزارش بِت سِلِم:( عمل سپر دفاعی- Operation Defensiv shield) در جنین) (رک، در خطۀ حکمرانی اسرائیل)
استخوانهایشان را بشکنید
یکی از افرادی را که میتوان در ردیف اول پاکسازان نژادی و فلسطینی قرار داد (اسحاق رابین) وزیر جنگ سابق رژیم جعلی بود. (او در همین مقام بود که به سربازان فرمان داد که استخوانهایشان را بشکنید.) نمونه این جمله در پاسخ به کودکان و نوجوانان سنگ انداز بود که اگر سنگ انداختند با همان سنگ و یا با دستۀ تفنگ استخوانهایشان را بشکنید.
و البته که این فرمان شامل همه کودکانی میشد که در از نظر صهیونیستها باید از کنار بروند و جز همان نسل کشیها قرار میگرفتند. سربازان اسرائیلی بچههایی که چند سال از خودشان کوچکتر بودند و به تانکها سنگ پرتاب میکردند، میگرفتند میخواباندند استخوانهایشان را میشکستند و میرفتند یا گاهی کودکان را میکشتند. که از این ماجراها هزاران نفر را معیوب و ناقص باقی گذاشتند و چقدر از همین نوجوانان را کشتند.
بعد از غصب تمام سرزمین فلسطین توسط اسرائیلیان تنها منطقۀ “غزه” و “کرانۀ باختری” برای فلسطینیان در نظر گرفته شد که کرانه باختری عملاً تحت سلطۀ صهیونیستها است .اما غزه که تحت نظارت گروه حماس شاخهای از گروهها مقاومت فلسطین است به همین دلیل اسرائیل کابوس وحشتناک دیگری برای این خطه دید. و جدای سیاستهای اعمال شده در تمام مناطق فلسطین اشغالی که در نظر گرفتند سیاستی مضاعف بر این ناحیه اعمال شد تا کشتاری عظیمتر در این منظقه اتفاق بیفتند.
سیاست اسرائیل در غزه
سیاست اسرائیل در غزه سیاستی است موسوم به (حداقل نیاز انسانی) بدین معنا که هر کمکی از آنان و از هر جای دیگر نباید از (حداقل) نیاز برای زنده ماندن فزونی یابد. بنابر گزارش انجمن اسرائیلی (پزشکان برای حقوق بشر):
- 61 درصد مردم غزه به کمبود غذائی و عدم تامین غذایی گرفتارند.
- 90 تا95 درصد چشمههای آب، آلوده و مسموماند. از یک سو اسرائیل در “بیتلاحیه” (Beit Lahia) 50 هزار تن مواد شیمیائی و آشغالهای نظامی ریخته که مواد سمی خطرناک است و از سوی دیگر بمباران موسسات فاضل آب، آب زیرزمین را مسموم میکند.
- 71 درصد خانوادهای غزه به کمک و اعانه خارج وابستهاند( از آنجا که کمک ها و اعانههای خارجی، خواه جنسها و مالها باید از اسرائیل بگذرد و بدین اینجا برسد. اگر البته بگذرد. بیشتر ارزش اعانهها به جیب دلالهای اسرائیلی میرود حدود 80 درصد)
و این دشواریها از سال 2003به بعد افزایش یافته و سال به سال اوج میگیرد. وخامت آن پس از یورش و بمباران اسرائیل در ژانویه 2009 بدانجا رسید. و تا به الان 2026 اوج جنایات این رژیم است.
اسرائیلیان مردم غزه را به مرگ تدریجی محکوم کردند آنها از ورود اجناس حداقلی هم به این دیار جلوگیری میکنند. حتی قایقهائی را که برای ماهیگیری به دریا میآیند از کار میاندازند. آنها در ابتدا به ماهیگیران اجازه میدادند تا فاصله 20 میل ماهیگیری کنند بعد این فاصله به 6 میل و بعد 3 میل رسید. در حال فعلی به هیچ عنوان اجازه ماهیگیری حتی نزدیکتر هم نمیدهند و افراد را میکشند.
ورود مواد ساختمانی، آجر و گچ و … به صورت کلی ممنوع است. چون میگویند شما با این مواد بمب میسازید و مجودیت مملکت (بی سلاح و دفاع) اسرائیل را به خطر میاندازید. بدین ترتیب خرابههای جنگها و بمباران اسرائیل همچنان باقی است. ویرانه سازی با حساب دقیق از سوی اسرائیلیها صورت میگیرد. فلسطینیها را باید عقب مانده نگه داشت و یا به عقب کشاند. آنها مدارس را با خیال واهی تروریستی ویران کرده چون تعلیم و تربیت از لوازم پیشرفت است و راه پیشرفت بر روی مردم فلسطین باید بسته بماند.
بچهها به مدرسه نروند و در بیکاری بمانند و در کوچهها باقی مانده پرسه بزنند البته اگر کشته نشوند. آنها تمدن مردم فلسطین را به قهقرا بردند. شیوۀ استعمار و استعمارگر همین است. پای روی خون مردم بومی آنجا گذاشته و خودت را ملت دموکراسی پرور نشان میدهند. حتی دورۀ هیتلر و شیوۀ چنگیز و تیمور همین گونه نبوده است. اما استعمار مردم آمریکا و اسرائیل و سردمداران اروپایی آنان نابودی و نابودی و باز نابودی یک ملت است به گونهای که هیچ نام و اثری از آن ملت باقی نماند.
سیاست، حداقل نیاز انسانی
در حکومت خودگردان منطقۀ کرانۀ باختری کمی بهتر از زندان روباز غزه است ولی با این حال حتی در این منطقه هم تدابیر اسرائیلی اتخاذ میشود.
جوان فلسطینی عضلات پایش دچار عفونت شده بود (البته ما در نظر نمیگیریم که اسرائیل بیمارستان مراکز درمانی و خدماتی و … همه را یا خود ویران کرده است یا تجهیزات آن به نسبت بیمارستانهای اسرائیلی نیست و از ورود آن جلوگیری میکند) تقاضای مجوز کردند که به بیمارستان اسرائیلی برود تا عفونت از پای او بر طرف شود. و اگرنه باید پای او قطع گردد. پاسخ اسرائیل این کار با سیاست حداقل نیاز انسانی در تضاد است. زیرا انسان با یک پا بریده هم می تواند زندگی کند.
حتی اگر مجوزی هم برای کسی صادر شود محض رضای خدا نیست چون شیوۀ حکومتی اسرائیلی اینگونه نیست. مخارج بیمار در بیمارستانهای اسرائیلی به عهدۀ دولت خودگردان است و باید پیش از ورود بیمار به حساب واریز شود. اگر سرانجام بیماری به بدانجا راه یافت، تمام آزمایشهای ممکنه چه لازم و چه غیر لازم به روی او صورت میگیرد.
بنیادگرایان اسرائیلی تنها هنرشان آدم کشی ملت کشی پاکسازی سرزمین از اعراب و فلسطینیهاست. (اسحاق رابین) و (شیمون پرز) به این نتیجه رسیده بودند که سیاست دو کشور “اسرائیل” و “فلسطین” در کنار یکدیگر ضمانت محکمتری برای ادامۀ حیات اسرائیل است. فلسطینی ضعیف و بی سلاح و بی دفاع و مجبور شده به صدها قید و بند و مجوز در کنار اسرائیل نیرومند و تا دندان مسلح به سلاحهای آتشزا و نابود کنند و بیولوژیک و شیمیایی و اتمی.
و کشورهای اطراف هم اصلاً کاری به فلسطین اشغالی ندارند و تنها حکومت و سیطرۀ خودشان مورد توجه است به همین دلیل همدست اسرائیل باقی میمانند. اسرائیل هم با بنیۀ اقتصادی قوی مقدار باقی ماندۀ فلسطین را کنترل میکند و تحت فشار میگذارد. همچنان اسرائیل با کمک آمریکا و اروپا به تقویت خود ادامه میدهد تا در یک فرصت مناسب مقدار باقی ماندۀ فلسطین را ببلعد. و حتی بخشی از مصر و اردن و عراق سوریه و لبنان در کنار بلعیدن فلسطین به خاک غصبی خود اضافه کند.
مردم فلسطین به بی آیندگی محکوم شدند. سرنوشت اینان از سرنوشت مردم بومی آمریکا و استرالیا هم سوزناکتر است که استعمارگران سفید پوست آمدند و همه چیز آنان را سوزاندند و دزدیدند و کشتند و بردند. آن ماجرا بری چند سده پیش بود و کمکم پایان یافت چون چیزی از بومیان باقی نماند. اما فلسطینیان پس از آنکه استعمار عثمانی و انگلستان را پشت سر گذاشتند، تازه از نو گرفتار استعمار نوین شدند که با وخامت فاجعه واری ادامه دارد و هر روز که میگذرد دردناکتر میشود.
معمار اصلی سیاست صهیونیستی در خود فلسطین و ملت کُشی و پاکسازی قومی (داوید بن گوریون) بود. تا بر اساس فرامینش جنایتشان را پیش ببرد. برای پیشبرد این جنایت نیازمند دستهایی از بیرون سرزمین و سازمانهای برنامه ریزی شده در داخل سرزمین است. در ذیل به نمونۀ این سازمانها اشاره شده است.
سازمانهای تروریستی هاگانا، هاشومیر، موساد، ایرگون، پالماخ، اشترن در اسرائیل است که مبنای عقیدتی تمام این سازمانها بر کشتار دسته جمعی و ترور شخصیتهای مبارز فلسطینی میباشد. اما هاگانا اولین سازمان تروریستی درون سرزمینهای اشغالی است که قبل از اعلام رسمی به رسمیت شناختن رژیم جعلی در فلسطین اشغالی به صورت پنهانی برای پیشبرد منافع اسرائیلی شکل گرفت. در اینجا توضیح مختصری در مورد هاگانا بیان میکنیم.

هاگانا | سیاستهای غاصبانه رژیم جعلی
واژه عبری به معنای (دفاع) است. سازمان مخوف اطلاعاتی و نظامی و تروریستی و مهمترین تشکیلات فلسطین زدایی و کشتار و آواره سازی بود. وقتی انگلستان و فرانسه راه را برای صهیونیستها هموار ساختند بسیاری از اعضای عالی رتبۀ هاگانا در ارتش انگلیس خدمت کرده بودند و از کمک مالی و تکنیکی انگلستان که پس از عثمانی عهده دارد استعماری فلسطین بود بهره بردند. تا وقتی انگلستان در فلسطین بود تمام حملات هاگانا و کشتار و آواره سازی زیر نظر دولت بر علیه فلسطینیان صورت میگرفت.
هاگانا را مسلح ساخته و اعراب فلسطینی را با وعده اینکه ما از شما حفاظت میکنیم خلع سلاح کرده و آنها را در مقابل هاگانا تا بن دندان مسلح تنها گذاشتند چون برنامۀ آنها چنین بود. در آن سالهای دهه 1940 میلادی نیروهای تروریستی صهیون در نیمه های شب وقتی اهالی خواب بودن به روستاها حمله میکردند شیشهها را میشکستند خانهها را آتش میزدند و افراد را میکشتند. البته صهیونیستها تعدادی را نمیکشتند و برای این هدف داشتند تا باقی افراد به سایرین خبرها را برسانند و بترسند و هرچه زودتر از سرزمینشان فرار کنند.
مدلهای پاکسازی و کشتار هاگانا
یکی از مدلهای پاکسازی این بود که بشکههای مواد منفجره را از بالا به سوی روستا میغلتادند و در آنجا که به محل مسکونی اعراب میرسید مخلوطی از روغن و بنزین را آتش میزندند که آتش رابه سوی اهالی غلت میدادند. فلسطینیها وحشت زده وقتی از خانه بیرون میدویدند و در اینجا هدف آسانی بود برای رگبار مسلسل آنها.
مأمور تصفیه نژادی منطقۀ سِفاد(Sefad) موشه کالمان(Moshe Kalmann) معاون یگان آلون (Yegan Allon) فرمانده (پالماخ) گزارش داد که از جاده اصلی حرکت و هر خانه را پس از دیگری منفجر کردند. در این خانهها ساکنین خواب بودند و نمیدانستند چه خبر است. سرانجام هوا روشن شد پس از اینکه یک سوم روستا منفجر کرده بودند: (ما 35 خانه را ویران کردیم و هشتاد جنازه(در این میان کودکان) را به جا گذاشتیم.)(رک، پاکسازی قومی، ایلان پایه)
اینان بخشی از نیروهای جهانخوار به شمار میروند. امپریالیسم جهانی از یک قرن پیش، از این بَلوا سودهای فراوانی برد و اسلحههای فراوان فروخت. آرامش منطقه برایش اهمیتی نداشت. آمریکا در ابتدا پشتیبان بی قید و شرط صهیون بود و انگلستان آتش جنگ را بر افروخت. انگلستان در سال 1936 کمیسیونی به نام (پیل)(Peel) برپا ساخت که به بحران فلسطین رسیدگی کند.
فرمایش سیاستمدار کارکشته انگلیسی (وینستون چرچیل) در پرونده کمیسیون ثبت است که به باور او ادعای مردم فلسطین نسبت به این سرزمین، شبیه ادعای سگی است که چون در خانهای متولد شده، حق اقامت دائمی را در آن مطالبه کند. بنابر فرمایش چرچیل در اینجا بی عدالتی صورت نپذیرفته که (یک نژاد نیرومندتر، یک نژاد برتر و به عبارت دیگر نژادی با دید جهانی سرزمین آنان را اشغال کند.)(مسئله فلسطین، ایسایا فریدمان)
از کارگردانهای “هاگانا” (اسحاق رابین) بود. آنها طی چند مرحله فلسطینیان را از سرزمینشان بیرون کنند. مراحل نفوذ “هاگانا” برای استعمار:
- مرحله A(برنامه الی ملخ-Elimelech) در این مرحله یهودیان موظف بودند به فلسطین بروند تا آنجا که میتوانند زمین و خانه و املاک خریداری کنند.
- مرحله B(برنامه آونیر- Avnir) کسب قدرت پس از خروج قوای انگلیسی را برنامه ریزی میکرد که در سال 1946 به تصویب رهبران هاگانا رسید.
- مرحله C(برنامه جیمِل- Gimel) در اینجا نقش تعارضی به صورت شگرفی افزایش یافت به اینگونه که این برنامه برای فلسطینیان مجازات به شدت وحشیانه در نظر گرفته میشد.
- قتل رهبران سیاسی جنبش فلسطین
- قتل کسانی که به این جنبش کمک میکنند از جمله کمک مالی
- قتل فلسطینیانی که به یهودیان (دست درازی) میکنند
- قتل کارمندان که در دستگاه مدیریت انگلیسها مشغولند
- نابودی وسایل حمل و نقل فلسطینیها
- نابودی موسسات فلسطینی و چاهها آب رسانی و آسیابها
- حمله به دهها
- حمله به قهوهخانهها و محل اجتماعات و تفریح فلسطینیان
- مرحله D( برنامه دالِت- Dalet) در اینجا جنایات به حد اعلی رسید. حمله و محاصره و شلیک به روستاها و محلههای مسکونی، سوزاندن خانهها، مینگذاری که بازگشت ساکنین را غیر ممکن و محال سازد.
هر واحدی مسئولیت از بین بردن ناحیهای شد که نقشهها و اطلاعات داخلی آن از پیش تهیه شده بود و سازمان تروریستی برای اینگونه فعالیتها نظامی از پیش آموزش دیده بود. برنامه چهارم تحت حمایت کامل انگلیس بود اما بعد از تصویت مرحله چهارم انگستان اعلام کرد که از این پس مسئولیت انتظامات منطقهای را که هنوز در دست داشت به عهده نمیگیرد. بدین ترتیب دست صهیونیست برای انجام کامل مرحله چهارم به راحتی باز گذاشته شد.
“ایلان پایه” در کتاب (پاکسازی قومی فلسطین) از برخی کمکهای حیاتی دولت انگلیس به صهیونیست برای پاکسازی فلسطینیان از طریق سازمانهای نیمه نظامی یهودیان پرده برداشت که چگونه این سازمانها را به یکدیگر نزدیک و تشکیلات “هاگانا” و سایر را برپا کردند. از نمونه این افراد (اُرده وینگیت)(Orde Wingate) بود.
(“وینگیت” اعضا “هاگانا” را به ارتش انگلیس پیوند داد… که در آنجا آموزش نظامی آسانتر بود. به آنان آموخت که چگونه به دِه عربی حمله نظامی مجازاتی کنند… بدین ترتیب قوم یهود در سال 1938 تمرین کرد که چگونه یک دِه را میتوان اشغال کرد. یک واحد هاگانا و یک گروهان انگلیسی برای تمرین به یک دِه در مرز لبنان حمله کردند و چند ساعت آن را نگاه داشتند.
(آماتزیا کوهن)(Amatzia Cohen) که در آن حمله شرکت داشت میگوید که یک افسر پیاده انگلیسی به آنان نشان میداد که در حمله به روستاییان بی دفاع چگونه تفنگها و سلاحهای خود را بکار ببرند. “هاگانا” در جنگ جهانی دوم که اعضایش داوطلبانه در ارتش انگلستان بودند به تجربیات نظامی سودمندی دست یافتند…)(ر ک، پاکسازی فلسطین، ایلان پایه)
کتاب پنجم تورات، تثنیه(باب7 ، 1تا6): (چون یهوه خدایت تو را به زمینی که برای تصرفش به آنجا میروی در آورده و امتهای بسیار را که … هفت امت بزرگتر و عظیمتر از تو باشند از پیش تو اخراج نمیاد و تو ایشان را مغلوم سازی آنگاه ایشان را بالکل هلاک کن، و با ایشان عهد مبند و برایشان ترحم منما… با ایشان چنین عمل نمایید: مذبحهای ایشان را منهدم سازید و تمثالهای ایشان را بشکنید… زیرا که تو برای یهوه خدایت قوم مقدس هستی… یهوه خدایت تو را برگزیده که از جمیع قومهائی که بر روی زمینند قوم مخصوص برای خود او باشی.)
اسرائیل رژیم خودکامه و ضد مردمی فلسطین از هر ابزار شکنجه به هر نحوی بهره میگیرد.
در روزنامه هاآرتص (Ha Aretz) بنا بر گواهی از سرباز اسرائیلی: (ساعت 6 صبح در (رفاه) حکومت نظامی بود وقت ممنوعیت رفت و آمد و خروج از خانه. هیچ روحی در خیابان پرواز نمیکرد. تنها یک کودک چهار ساله بود که در آن کنار در حیاط خانهاش با شن بازی میکرد و برج میساخت. بعد این سرباز از شعبه مهندسی شروع به دویدن کرد. ما هم به دنبالش دویدیم … بعد همین سرباز بچه را از زمین کند… دست بچه را شکست.. مچ دستش را. بعد دستش را در حدود آرنج شکست.
پایش را را هم شکست… بعد شروع کرد به شکم بچه لگد زدن سه بار. بعد ول کرد رفت. همه ما از تعجب دهانمان باز ماند. به همه شوک دست داده بود… فردای آن روز هم به دنبال او به خدمت رفتیم دیدیم سربازهای دیگر هم مثل او عمل میکنند.)(هاآرتص21سپتامبر2007:(سربازان اسرائیل گواهی می دهند.))(در خطه اسرائیل، صفحه107)
صد سال است در فلسطین اشغالی از رحم و مروت خبری نیست. چندی پیش ماجرای (دیریاسین) در 9 آوریل 1948 مورد حمله پاکسازان قومی قرار گرفت. در خاطرات (فهیم زیدان) که در آن زمان دوازده ساله بوده است میخوانیم:( یک یک ما را از خانه بیرون کشیدند. اول یک پیرمرد را به رگبار گلوله بستند.
وقتی دخترش از وحشت جیغ زد به او نیز تیر انداختند و کشتند. بعد برادرم محمد را صدا کردند و جلوی چشم ما کشتند. وقتی مادرم در این لحظه خواهرم(هودرا) را شیر میداد بر روی برادرم خم شد که آیا هنوز جان دارد او را نیز به رگبار گلوله بستند…)(گزارش شاهدهای سلاخی دیریاسین به نقل از:دانیل ماک گووان Daniel Mc Gowan ، ماتف سی هوگانMattew C.Hogan). به ن همین زیدان 12 ساله هم تیر انداختند که از شدت آن جراحات ها جان سالم به در برد.(در خطه اسرائیل،ص111)
آرنون سوفر(Arnon Sofer) “استاد جغرافی دانشگاه حیفا”: (اگر میخواهیم زنده بمانیم باید آدم بکشیم. بکشیم و بکشیم همه روز و هر روز… اگر نکشیم موجودیتمان پایان مییابد.)(جروزالم پست، 10مه 2004)
البته که دولت غاصب از هر ترفتند و توجیهی برای پیشبرد مقاصد استعماری خود چه مالی و اقتصادی و چه جغرافیایی استفاده میکند. برای نمونه صدر اعظم آلمان از (هرتزل)(بنیان گذار صهیونیست) سوال میکند: چه مقدار زمین برای دولت مورد نیاز است؟ “هرتزل” پاسخ میدهد: هرچه مهاجران بیشتر باشد زمین بیشتری میخواهیم… ما خود مختاری و حفاظت از خود را میخواهیم.(در صفحه 711 کتاب خاظرات هرتزل(1960) آمده است: (با “بودنهایمر” دربارۀ دربارۀ خواستههایی که داشتیم صحبت کردیم؛ از نهر تا فرات….) در صفحات 1294 و 1295 همان کتاب نیز آمده است: (روی یک برگه نوشتم:…. شبه جزیرۀ سینا، فلسطین، مصر، قبرس و…)
(مناخیم بگین) نخست وزیر سابق رژیم غاصب دربارۀ حدود و گسترۀ (ارض موعود) اعلام کرده بود: (دولت اسرائیل همان گونه که در توران پیش بینی شده شامل عراق، سوریه، ترکیه، عربستان سعودی، مصر، سودان ،لبنان،اردن و کویت است.)
نتیجهگیری
اسرائیل به کمک رسانۀهای غرب توانسته است به گوش عقل باختهگان جهان فرو کند افرادی که ما میکشیم همگی تروریستاند. واژهای آشنا ساختۀ خود استمعارگران. تنها کشوری که به هیچ یک از قطنامۀهای سازمان ملل را اجرا نمیکند و تمام سرانش جنایتکاران جنگ علیه بشریتاند اما هیچ دادگاهی آنان را فرا نخوانده است. تنها کشوری که پروانه و جواز بدون محدودیت شکار در دست دارد و به دیگر ممالک یورش میبرد و بدون ترس از بازخواست افراد را میکشند. اسرائیل سلاح اتمی و تمام سلاحهای بیولوژیک را دارد.
صهیونیستهای دنیای یهود و مسیحیت در فتنه تاریخی دست بکارند. منافع مالی و استراتژی امپریالیسم بشریت را مانند سگ و گربه به جان هم میاندازد. آنچه برای هیچکدامشان اصلا مطرح نیست حیثیت و شأن و مرتبه انسانی است. جهانخواران استعمار غرب دنیای فلسطینیان را نابود کرده و در این راه خرج زیادی کردند و سود زیادی نیز بردند. در اسرائیل است که نژاد پرستی و آپارتاید و حذف دیگران اعتبار رسمی دارد. به همین دلیل نژاد پرستی ستون فقرات اسرائیل است.
فلسطین قربانیان ویرانی جامعهشان مردمی که از آن زمان تاکنون آواره هستند. قربانیان یک نژاد کُشی برنامه ریزی شده که میخواهند تا سر به زیر باشند و مقاومت نکنند. و حتی به آنها موعظه میکنند که سر به زیر باشند و به صلح با اسرائیل گردن نهند آنها هم از طریق استمعارگر بزرگ آمریکا. کشوری که تمام سلاحهای کشتار جمعی و بیولوژیک و سامانه های دفاعی خود را در اختیار اسرائیل میگذارد برای کشتار مردم مظلوم و بی دفاع فلسطین، از صلح صحبت میکنند.
کدام صلح؟ بیش از نیمی از مردم فلسطین به ناچار به کشورهای اطراف از ترس جانشان گریختند. چون صهیونیست وحشیانه می کشت همانگونه که الان میکشد آنها نه شرافت دارند نه از شرافت بویی بردند. برای مقاصد شوم خود 100 سال است کشتاری عظیم به راه انداختند و تا تک تک خون مردم بیگناه فلسطینی را نریزند دست بردار نخواهند بود.
برای مطالعۀ بیشتر بخوانید: جنایات جنگی آمریکاییها از جنگ فیلیپین تا جنگ ویتنام
دیدگاهتان را بنویسید