حمله رژیم صهیونیستی به کنیسه یهودیان و اعلام انزجار یهودیان ایرانی از صهیونیسم
تخریب کنیسه رفیعنیا در تهران، طنزی تلخ از تاریخ را به نمایش گذاشت که طی آن رژیمی که خود را حامی یهودیان جهان مینامد، در اقدامی که از سوی جامعه کلیمیان ایران «انتقامجویی» خوانده شد، یک مکان مقدس یهودی را ویران کرد. این رویداد، برای جامعه ریشهدار کلیمیان ایران به فرصتی برای افشای آنچه «دروغهای شرمآور رژیم صهیونیستی» مینامیدند، تبدیل گشت و پیوند چندهزارساله آنان با هویت ایرانی و وفاداریشان به نظام جمهوری اسلامی را در برابر یک دشمن مشترک، مستحکمتر از همیشه به اثبات رساند.
فهرست مطالب
Toggleتخریب کنیسه رفیعنیا و مرزبندی کلیمیان ایران با رژیم صهیونیستی
در بامداد روز سهشنبه، هجدهم فروردین ماه ۱۴۰۵، به کنیسۀ تاریخی رفیعنیا از طرف رژیم صهیونیستی حمله شد و این کنیسه با خاک یکسان شد. اتفاقی جالب توجه که مرزبندی میان یهودیان سیاسی و غیر سیاسی را به نمایش گذاشت. همانطور که مخاطبان ما اطلاع دارند گروهی از یهودیان هستند که مخالف تفکر سیاسی صهیونیستی و تشکیل حکومت یهودی هستند و این گروه نیز تظاهرات مختلفی برگزار میکنند که در آن حرف اصلیشان مخالفت با رژیم صهیونیستی است، همین الآن نیز یهودیانی معتقد به این عقاید در فلسطین اشغالی وجود دارند.
مطابق نظر قرآنی استاد فرجنژاد مطلقِ یهود شدیدترین دشمن مسلمانان هستند اما این نکته حائز اهمیت است که خودِ یهودیان نیز یکپارچه همگی پشت هم نبوده و با یکدیگر اختلافاتی دارند. کلیمیان ایران نیز که به عنوان کافران اهلکتاب در ایران زیست میکنند، قوانین جمهوری اسلامی را پذیرفته و با واکنش مناسبی در این وضعیت مرزبندی قاطعانۀ خود را با دشمن صهیونیستی اعلام کردند.
در حال حاضر و در این وضعیت جنگی که الزامی است ایرانیان با هر کیش و مذهبی پشت هم در برابر بیگانه بایستند، کلیمیان ایران با تأکید بر همبستگی ملی این جنایت ظالمانۀ رژیم صهیونیستی را محکوم کرده و بر اتحاد مقابل بیگانه تأکید کردند.

کنیسه تاریخی رفیعنیا یکی از مراکز عبادی و اجتماعی فعال جامعه کلیمیان، در پی حملات صورتگرفته، به تلی از خاک بدل شده است.
این اقدام که به سرعت از سوی رهبران جامعه یهودی ایران محکوم شد، یک آزمون تاریخی برای سنجش وفاداری ملی و فرصتی برای مرزبندی آشکار میان دیانت یهود و ایدئولوژی سیاسی صهیونیسم درآمد.
فروپاشی یک ادعای ریاکارانه
بلافاصله پس از این رویداد، واکنش جامعه کلیمیان ایران، تمام گمانهزنیها را کنار زد. رهبران این جامعه، از جمله حاخام یونس حمامی لالهزار، رهبر دینی کلیمیان و دکتر همایون سامهیح نجفآبادی، نماینده ایرانیان کلیمی در مجلس شورای اسلامی، با حضور در محل ویرانههای کنیسه و صدور بیانیههای متعدد، این حمله را به شدیدترین لحن ممکن محکوم کردند.
محور اصلی پیام آنان، افشای ماهیت واقعی رژیم صهیونیستی بود. حاخام حمامی در بیانیه خود تصریح کرد که این جنایت، بار دیگر «دروغهای رژیم صهیونیستی» را آشکار ساخت.

به گفته وی، رژیمی که همواره خود را حامی و مدافع یهودیان جهان معرفی میکند، با تخریب یک مکان مقدس یهودی، نشان داد که «حتی حرمتی برای اماکن مقدس کلیمیان قائل نمیشود و شعار دفاع از ارزشهای کلیمیان دنیا، دروغی شرمآور بیش نیست.»
این حمله، از دیدگاه جامعه یهودی ایران، سندی غیرقابلانکار بر این واقعیت بود که ایدئولوژی صهیونیسم، در راستای اهداف سیاسی خود، از قربانی کردن مقدسات و همکیشان خود نیز ابایی ندارد.
تأکید بر هویتی ریشهدار در خاک ایران
در مقابل این ویرانی، آنچه بیش از همه مهم بود، اتحاد و وفاداری کلیمیان به هویت ایرانیشان بود. دکتر سامهیح نجفآبادی با ایستادن در میان آوار کنیسه، این حمله را یک «انتقامجویی» از سوی اسرائیل به دلیل مواضع آشکار ضدصهیونیستی جامعه کلیمیان ایران دانست.
او اعلام کرد: «این مسئله باعث کوتاهآمدن جامعه ما نخواهد شد و کماکان ما پیرو دستورات مقام معظم رهبری و تابع نظام مقدس جمهوری اسلامی هستیم.»
این موضعگیری، ریشه در تاریخی چند هزار ساله دارد. کلیمیان ایران، که حضورشان در این سرزمین به دوران باستان بازمیگردد، همواره خود را جزئی جداییناپذیر از پیکره ملت ایران دانستهاند.
در بیانیه آنها آمده است:«ما در ایران متولد شدهایم و دین و اعتقاد ما پیرو حضرت موسی کلیمالله است. این موضوع هیچ تناقضی با هویت ایرانی ما ندارد.»
این حمله، فرصتی شد تا این جامعه بار دیگر تأکید کند که پیوندشان با این آب و خاک، پیوندی تاریخی، فرهنگی و عمیق است.
همبستگی ملی در برابر دشمنی مشترک
حمله به کنیسه رفیعنیا وجدان عمومی ملت ایران را هم جریحهدار کرد. ابراز همدردی و محکومیت گسترده از سوی هموطنان مسلمان، نشان داد که این اقدام تعرضی به تمامیت فرهنگی و وحدت ملی ایران تلقی میشود.
رهبران جامعه کلیمیان نیز با قدردانی از این همدردیها، بر این نکته تأکید کردند که دشمنی حاکمان آمریکا و رژیم صهیونیستی «بدون تفکیک قومی یا مذهبی با مردم ایران» است.
در بیانیه مشترک انجمنهای کلیمیان تهران، شیراز، اصفهان و کرمانشاه نیز به صراحت اعلام شد: «ما کلیمیان ایرانی ضمن محکوم کردن حملات ددمنشانه… اتحاد تاریخی خود را با مقام معظم رهبری، نظام، مردم و رزمندگان دلاور ایران عزیز اعلام میکنیم و با صدای رسا فریاد میزنیم که تا پای جان در کنار مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای حفظ میهن عزیزمان ایستادهایم.»
در نهایت، آنچه از ویرانههای کنیسه رفیعنیا برخاست پیام وحدت بود. این رویداد، به وضوح نشان داد که جامعه یهودیان ایران مرزی میان آیین الهی خود و یک ایدئولوژی سیاسی توسعهطلب قائل هستند و در بزنگاههای تاریخی، انتخابشان همواره ایستادن در کنار ملتی بوده است که قرنها با آن زیستهاند.
واکنش مرجان یشایائی عضو جامعه کلیمیان
مرجان یشایائی، از اعضای جامعه کلیمیان، در حالی که در میان آوارهای کنیسه رفیعنیا ایستاده بود، بر پیوند تاریخی و ناگسستنی خود با ایران تأکید کرد.
او در پاسخ به پرسش از چرایی ماندن در ایران، به قدمت بیش از دو و نیم هزار ساله حضور کلیمیان در این خاک اشاره نمود و سرنوشت مشترک و تاریخ پر فراز و نشیب آنان را در کنار سایر ایرانیان، دلیلی بر آمیختگی هویتشان با این سرزمین دانست.
از منظر او، ایران با گوشت، خون و ژن این جامعه عجین شده و به همین دلیل، ویرانههای این مکان مقدس با دیگر خرابیهای وطن تفاوتی ندارد.
این نگاه، بازتابی از تعلق خاطری عمیق است که هویت جامعه کلیمیان را به سرنوشت ایران گره میزند و آن را جزئی تفکیکناپذیر از تاریخ این کشور میداند.
چنین پیوندی به یک میهندوستی ریشهدار تبدیل شده که حتی در برابر فجایع و تخریبها نیز استوار باقی میماند. این پایداری، نشاندهنده روحیه وفاداری و تعهدی است که این اقلیت دینی در برابر سرزمینی که آن را خانه خود میپندارند، احساس میکنند.
دیدگاهتان را بنویسید