تحلیل جامع تحولات منطقه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ | پایان صبر استراتژیک ایران و طراحی دوبارۀ معادلات قدرت
تحلیل جامع تحولات منطقه 16 اسفند 1404 | پایان صبر استراتژیک ایران و طراحی دوبارۀ معادلات قدرت
متن پیشرو، راوی نقطه عطفی تاریخی و دگرگونی بیبازگشت در ژئوپلیتیک خاورمیانه است. در زمانی که دکترین «صبر استراتژیک» به طور کامل منقضی شده و جای خود را به راهبرد تهاجمی، چندلایه و ویرانگرِ نبرد علیه معماری امنیتی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی داده است.
این گزارش، ابعاد رویارویی تمامعیار در چندین جبهه (از آبهای خلیج فارس تا دره بقاع و سرزمینهای اشغالی) را تحلیل میکند که در آن، با اجرای موجهای متوالی عملیات ترکیبی موشکی و پهپادی، بیش از 85 درصد از داراییهای حیاتی و پدافندی آمریکا (نظیر سامانههای رهگیری تاد و شبکههای راداری هشدار زودهنگام با خسارتی بالغ بر 2.52 میلیارد دلار) منهدم شده و سیادت دریایی غرب با بحران جدی مواجه گردیده است.
در هندسۀ جدیدی برای قدرت که پس از شهادت سیدعلی خامنهای در منطقه ترسیم شد و جنگ تبدیل به جنگی منطقهای شد، تبعات آن از فلج شدن کامل سیستمهای پدافندی صهیونیستها و تحمیل تلفات انسانی بیسابقه به نیروهای ویژه متجاوزان، تا نوسانات بحرانساز در اقتصاد جهانی (نظیر جهش قیمت نفت به مرز 94 دلار) امتداد یافته است.
در روز 16 اسفند سخنان رئیسجمهور مبنی بر عذرخواهی از همسایگانی که با آمریکا و رژیم صهیونیستی همکاری تام داشتند، منجر به اعتراضات جدی از طرف مردم شده است.
حضور مردم در خیابان و شعارهای آنان نشان میدهد با هر گونه سازش و تسلیم مخالفند؛ رویکردی که در میان نیروهای مسلح نیز جریان دارد.
نیروهای مسلح با صدور هشدارهای بیپرده به کشورهای میزبانِ پایگاههای خارجی دشمن صهیونی، پیام روشنی را مخابره میکند: خاورمیانه در حال طراحی و نگارش دوبارۀ مرزهای قدرت خود بر پایه نابودی هژمونی پیشین و اخراج قطعی نیروهای فرامنطقهای است و تا تحقق این هدف، مقاومت متوقف نخواهد شد.
فهرست مطالب
Toggleانهدام معماری پدافندی و کور شدن چشمهای راداری آمریکا
هیمنه پوشالی سیستمهای پدافندی ایالات متحده در منطقه با یک فروپاشی کامل و ساختاری مواجه شده است. سامانههای پیشرفته دفاع موشکی که سالها به عنوان ستون فقرات امنیت پایگاههای آمریکایی و رژیم صهیونیستی معرفی میشدند، اکنون کارایی خود را به طور کامل از دست دادهاند.
در یک بازه زمانی بسیار کوتاه و کمتر از 6 روز، هر 4 سامانه پدافندی تاد (THAAD) مستقر در منطقه خاورمیانه به طور کامل منهدم شده و از مدار عملیاتی خارج شدهاند.
یکی از برجستهترین نمونههای این شکست راهبردی، انهدام بخش راداری سامانه ضد موشک پیشرفته تاد (رادار An/TPY-2) در پایگاه ازرق (موفق السلطی) در کشور اردن است.
این رادار فوقپیشرفته توسط یک فروند پهپاد خاص، رادارگریز و نقطهزن منهدم شد. این رویداد ثابت کرد که هیچ نقطهای در جغرافیای منطقه از برد تسلیحاتی و هوش عملیاتی نیروهای مسلح خارج نیست.
در حال حاضر تنها یک سامانه تاد در سرزمینهای اشغالی باقی مانده است که سرنوشت محتوم آن نیز انهدام در آیندهای بسیار نزدیک است و هیچ جایگزین عملیاتی و سریعی برای این سامانههای نابود شده وجود ندارد.
فارغ از سامانههای تاد، چشم هشدار زودهنگام منطقهای آمریکا در پایگاه العدید که ارزشی بالغ بر 1.11 میلیارد دلار داشت، با خاک یکسان شده است. در یک ارزیابی کلی و تکاندهنده، تاکنون بیش از 250 سامانه راداری، پدافندی و ارتباطی که معادل 85 درصد از کل داراییهای استراتژیک نظامی آمریکا در منطقه را تشکیل میدادند، به تلی از خاکستر تبدیل شدهاند.
روند انهدام 15 درصد باقیمانده نیز با شدت ادامه دارد. این حجم از تخریب زیرساختهای نظامی ایالات متحده در طول تاریخ این کشور، پس از جنگ داخلی آمریکا، کاملاً بیسابقه است و نشان میدهد که جبهه مقابل به طور کامل خلع سلاح پدافندی شده است.
موج بیست و سوم عملیات وعده صادق
عملیات ترکیبی و چندوجهی موشکی و پهپادی «وعده صادق 4» در موج بیست و سوم خود، ضربات جبرانناپذیری را بر پیکره رژیم صهیونیستی و حامیان آن وارد کرده است.
این عملیات با رمز مبارک «یا صاحب الزمان عجل الله» و با استفاده از نسل جدید موشکهای بالستیک سوخت جامد و مایع به اجرا درآمده است.
کلاهکهای بارانی این موشکها که بر فراز اهداف به دهها موشک کوچکتر تقسیم میشوند، سیستمهای رهگیری رژیم صهیونیستی از جمله گنبد آهنین و فلاخن داوود را به طور کامل فلج و سردرگم کردهاند. موشکهای پدافندی دشمن عملاً در آسمان خودکشی کرده و توانایی رهگیری هیچ پرتابهای را ندارند.
در این موج عظیم عملیاتی، مقرهای استقرار نیروهای تروریستی آمریکا در پایگاههای استراتژیکی همچون شیخ عیسی، علی السالم، جفیر و الازرق به صورت همزمان و با دقت بسیار بالا مورد اصابت قرار گرفتند.
در داخل سرزمینهای اشغالی نیز، شهر استراتژیک بئر السبع که شریان اصلی تکنولوژی پیشرفته، امنیت سایبری و مراکز پشتیبانی نظامی رژیم صهیونیستی محسوب میشود، شخم زده شد.
ساکنان غاصب این سرزمینها در حالی هدف بمبارانهای مداوم قرار دارند که مقامات ارشد رژیم، از جمله نخستوزیر در پناهگاهها و تونلهای ضد انفجار مخفی شدهاند و هیچ راه فراری برای شهرکنشینان باقی نمانده است.
عملیات کوبنده دریایی و تغییر موازنه در خلیج فارس و تنگه هرمز
نیروی دریایی ایالات متحده که روزگاری نماد قدرت فرافکن این کشور محسوب میشد، اکنون در آبهای منطقه زمینگیر و مستأصل شده است.
در جریان تقابلهای اخیر، ناوگان دریایی آمریکا متحمل تلفات و خسارات سنگینی شده است. انهدام یک ناوشکن غولپیکر 154متری در فاصله 650 کیلومتری، در کنار هدف قرار گرفتن ناو هواپیمابر، زیردریاییها و کشتیهای تدارکاتی در خلیج فارس، به معنای پایان قطعی سیادت دریایی آمریکا در این پهنه آبی است.
ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی بر نابودی نیروی دریایی طرف مقابل، لفاظی توخالی برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای میدانی است.
واقعیت این است که بیش از 4000 قایق تندرو و موشکانداز در بالاترین سطح آمادگی رزمی قرار دارند و تاکنون حتی یک درصد از این ظرفیت عظیم نیز وارد میدان نبرد نشده است.
استیصال آمریکا به حدی است که توانایی اسکورت نفتکشها برای عبور از تنگه هرمز را به طور کامل از دست داده است. پیامدهای اقتصادی این شکست نظامی به سرعت در حال نمایان شدن است؛ قیمت نفت به بشکهای 94 دلار رسیده است و در صورت تداوم این وضعیت و انسداد مسیر عبور انرژی از تنگه هرمز، بازار داخلی آمریکا با فاجعه خرید بنزین گالنی 6 دلار مواجه خواهد شد که اقتصاد این کشور را دچار تزلزل جدی خواهد کرد.
علاوه بر درگیریهای سطح آب، یگان پهپادی نیروی دریایی در یک تهاجم انبوه و بینظیر، پایگاه هوایی الظفره در ابوظبی را به صورت کامل منهدم کرد.
این پایگاه به عنوان یکی از بزرگترین مراکز هدایت هواگردها، مرکز جنگ هوایی، مرکز ارتباط ماهوارهای و رادارهای کنترل آتش تروریستهای آمریکایی در خلیج فارس عمل میکرد. نابودی این پایگاه که پیشتر هواپیمای جاسوسی U-2 نیز در آن هدف قرار گرفته بود، یکی از مهمترین دستاوردهای استراتژیک روزهای اخیر به شمار میرود.
جبهه لبنان: تسلط تاکتیکی و شکست هلیبرن نیروهای ویژۀ صهیونیستی
در جبهه شمالی سرزمینهای اشغالی و جنوب لبنان، ابتکار عمل به طور کامل در دستان نیروهای مقاومت اسلامی است. تنها در یک روز کاری، مقاومت اسلامی لبنان بیش از 20 عملیات دقیق، کوبنده و ویرانگر را علیه مواضع نظامی، پایگاهها، شهرکها و محل تجمع نیروهای دشمن صهیونیستی به انجام رساند.
پایگاه دریایی حیفا، پادگان یوآف در جولان اشغالی، پادگان زرعیت، پایگاههای عمیعاد و کتسافیا و شهرکهای صهیونیستنشینی همچون سعسع، المالکیه، راموت نفتالی، کریات شمونه و شومرا زیر آتش سنگین موشکها و پهپادهای انتحاری قرار گرفتند.
تجمعات خودرویی و زرهی ارتش دشمن در مناطقی نظیر الخیام، مرکبا و وادی العصافیر بارها در هم کوبیده شد و نیروهای متجاوز مجبور به عقبنشینی خفتبار شدند.
اما نقطه اوج ذلت و شکست اطلاعاتی و عملیاتی رژیم صهیونیستی، در جریان تلاش ناکام برای اجرای یک عملیات هلیبرن در عمق خاک لبنان رقم خورد. 4 فروند بالگرد ارتش صهیونیستی با هدف پیادهسازی نیروهای ویژه و کماندوهای خود در مثلث ارتفاعات میان شهرکهای یحفوفا، الخریبه و معربون در دره بقاع به حریم هوایی لبنان نفوذ کردند.
این نیروها که قصد پیشروی به سمت محله شرقی شهرک النبی شیت را داشتند، بلافاصله در تور اطلاعاتی و کمین بینقص یگانهای نخبه رضوان گرفتار شدند.
درگیریها در فاصله صفر و با سلاحهای سبک و نیمهسنگین آغاز شد. نیروهای ویژه صهیونیستی که کاملاً غافلگیر شده بودند، در محاصرهای مرگبار قرار گرفتند.
دشمن برای نجات جان نظامیان خود و پوشش عقبنشینی آنها، مجبور به ایجاد یک کمربند آتش با اجرای بیش از 40 حمله هوایی کور و استفاده گسترده از جنگندهها و بالگردها شد. با این حال، آتش متمرکز یگان توپخانه مقاومت و مشارکت ساکنان بومی در تیراندازی به سمت بالگردها، مانع از فرار آسان تروریستها گردید.
تلفات دشمن در این عملیات بسیار سنگین و تاریخی ارزیابی میشود، به گونهای که دهها تن از نیروهای متجاوز در خانههای منطقه محاصره و به هلاکت رسیدند.
دستکم دو فروند از بالگردهای دشمن مورد اصابت قرار گرفته و با نقص فنی مجبور به فرار به سمت دمشق شدند. شدت محاصره و استیصال دشمن به حدی بود که اجرای «پروتکل هانیبال» (کشتن نیروهای خودی برای جلوگیری از اسارت) به عنوان یک گزینه جدی برای ارتش صهیونیستی مطرح شد.
این کمین موفق، یادآور شکست تاریخی و مفتضحانه صهیونیستها در عملیات انصاریه است و نشان داد که هیچ نقطه امنی برای نفوذ آنها وجود ندارد.
ترسیم ژئوپلیتیک جدید منطقه
تحولات میدانی و قدرتنمایی محور مقاومت، لرزه بر اندام رژیم صهیونیستی و متحدان منطقهای آن انداخته است. تماسهای سراسیمه و هماهنگیهای تلفنی میان مقامات ارشد تلآویو و حاکمان کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله امارات متحده عربی، نشاندهنده عمق وحشت آنها از گشوده شدن جبهههای جدید، به ویژه جبهه یمن است.
رژیم صهیونیستی در تلاشی مذبوحانه به دنبال آن است تا با ایجاد ائتلافهای شکننده، مانع از ورود انصارالله به معادله نبرد شود، اما این تلاشها در برابر اراده پولادین محور مقاومت محکوم به شکست است.
در این میان، هشدارهای صریح، قاطع و بیپردهای به بازیگران نیابتی و مزدوران منطقهای غرب و صهیونیسم داده شده است. رژیمهای حاکم بر شمال ارس (باکو) و اقلیم شمال عراق که در طول سالیان گذشته با سوءاستفاده از صبر و نجابت همسایه قدرتمند خود، به لانههای جاسوسی و پایگاههای نفوذ یهود و صلیبیون تبدیل شده بودند، اکنون در لبۀ پرتگاه نابودی قرار دارند.
تصمیم استراتژیک بر این قرار گرفته است که منطقه رنگ و رویی جدید به خود بگیرد و تهدیدات ژئوپلیتیکی یک بار برای همیشه از ریشه خشکانده شوند.
گمانهزنیهایی برای آمادگی کامل برای ورود همزمان زمینی در چند جبهه وجود دارد. در گزارشاتی این آمادگی بیان شده با کوچکترین تحرک، نیروهای پیادهنظام مرزها را درنوردیده و به سمت شمال ارس و شمال عراق سرازیر خواهند شد.
در آن صورت، علاوه بر نیروهای مسلح مردمان تحت ستم این مناطق که دههها تحت دیکتاتوری و غارت منابع نفتی قرار داشتهاند، احتمال آن وجود دارد که إنشاءالله با خون پاک این سید عزیز که بر زمین ریخته، دست به قیام بزنند.
اراده خللناپذیر داخلی و دکترین دیپلماسی مقاومت
با وجود از دست دادن مقامات عالیرتبه و فرماندهان ارشد در روزهای آغازین این نبرد، ساختار نظامی، امنیتی و حاکمیتی دچار تزلزل نشده و با انسجام و قدرتی مضاعف پای کار ایستاده است.
رزمندگان اسلام با هدایت قرارگاه مرکزی، بدون وقفه و تا حصول نتیجه نهایی، یعنی ازاله کامل تهدید، انتقام خون شهدا و تثبیت آرامش پایدار، به حملات ویرانگر خود ادامه خواهد داد.
دکترین سیاسی و نظامی در قبال کشورهای همسایه کاملاً شفاف و مبتنی بر اصول منطقی است: هیچ جنگی با کشورهای همسایه در دستور کار نیست، مشروط بر آنکه آنها به بستری برای تجاوز به خاک و منافع ملی تبدیل نشوند. با این حال، کشورهایی که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند و حاکمیت ملی آنها توسط واشنگتن نقض شده است، باید تبعات میزبانی از تروریستها را بپذیرند. این موضوعی بود که رئیس جمهور قصد بیان آن را داشت اما شیوۀ بیان ایشان و بیان این جمله که ما عذرخواهی میکنیم با ادبیات ناشیانه موجب اعتراضات جدی مردم عزادار ایران شد.
تلاشهای دیپلماتیک و میانجیگریهای فشرده کشورهایی نظیر عربستان سعودی، عمان و عراق برای متوقف کردن حملات به زیرساختهای نظامی آمریکا در خاک کشورهای عربی با قاطعیت رد شده است. پاسخ روشن و بدون ابهام این است: تا زمانی که ایالات متحده در این پایگاهها حضور دارد و از آنها برای طراحی و اجرای عملیات استفاده میکند، این مراکز اهداف مشروع نظامی تلقی شده و با خاک یکسان خواهند شد. اگر کشورهای میزبان بخواهند در دفاع از پایگاههای آمریکایی دست به اقدام متقابل بزنند، موجودیت خود را به خطر انداخته و به طور قطع نابود خواهند شد.
دکترین قاطع نظامی و تغییر معادلات ژئوپلیتیک در تقابل همهجانبه
معماری امنیتی غرب آسیا با اجرای یک راهبرد هجومی و بدون بازگشت، دستخوش تغییرات بنیادین و غیرقابل ترمیمی شده است. در این نبرد تاریخی که تقاطع رویارویی با ائتلافی از نیروهای غربی، صهیونیستی و حامیان منطقهای آنهاست، دکترین نظامی بر مبنای انهدام مطلق و پاسخگویی ویرانگر در هر نقطه جغرافیایی بنا شده است.
هیچ محدودیت مکانی برای تعقیب و نابودی متجاوزان وجود ندارد و هر کشوری که حریم هوایی، زمینی، دریایی یا زیرساختهای اطلاعاتی خود را در اختیار ائتلاف متجاوز قرار دهد، به صورت خودکار از دایره بیطرفی خارج شده و به یک هدف مشروع و قطعی در بانک اهداف نظامی رزمندگان ایران اسلامی تبدیل میشود.
این یک هشدار دیپلماتیک نیست، بلکه یک تبصره عملیاتی در حال اجراست که بر اساس آن، تمام پایگاههای استقرار یافته در کشورهای همسایه که به عنوان مبدأ عملیات علیه حاکمیت ملی مورد استفاده قرار گرفتهاند، زیر آتش سنگین و مستمر قرار دارند.
اجرای این راهبرد نشاندهنده اشراف کامل اطلاعاتی و برتری در حوزه تصمیمگیری میدانی است. کشورهایی که با در اختیار قرار دادن فضا و امکانات خود به محور متجاوز، امنیت منطقهای را به خطر انداختهاند، اکنون تاوان سنگین این خطای استراتژیک را میپردازند.
پنهان شدن افسران عالیرتبه و نیروهای عملیاتی متجاوز در برجهای مسکونی و هتلهای لوکس، نظیر آنچه در برج مارینای دبی رخ داد، مانع از اصابت دقیق پرتابهها نمیشود و این موضوع نشاندهندۀ اوج استیصال دشمن در یافتن پناهگاههای امن است.
پیامدهای این همپیمانی با متجاوزان برای کشورهای میزبان بسیار ویرانگر است؛ به طوری که تمامی زیرساختهای نظامی و لجستیکی که در طول دهههای گذشته در این جغرافیا بنا شده بود، در حال تبدیل شدن به خاکستر است.
هشدارهای تاریخی مانند انهدام سوپرتانکر بریجتون در سال 1366 اکنون در ابعادی بسیار وسیعتر و با تسلیحاتی به مراتب پیشرفتهتر تکرار میشود؛ با این تفاوت که نیروهای متجاوز اگر با پای خود به صورت عمودی وارد منطقه شدهاند، خروجشان قطعا به صورت افقی و در تابوتها، آنطور که سید حسن نصرالله عزیز با دستان مبارکش نشان داد یا غرق شدن در قعر آبهای خلیج فارس خواهد بود.
ماجرای سوپرتانکر بریجرتون را به یاد بیاوریم؛ در میانۀ تشدید تنشها در خلیج فارس، ایالات متحده با هدف نمایش قدرت و تضمین امنیت متحدان منطقهای خود، عملیات «اراده جدی» را آغاز کرد.
این عملیات که با اسکورت نفتکشهای کویتی تحت پرچم آمریکا همراه بود، به عنوان پیامی قاطع به ایران تلقی میشد. اولین کاروان این عملیات، با حضور سوپرتانکر «برجیرتون» و با پشتیبانی یک ناوگروه نیروی دریایی آمریکا با پوشش رسانهای وسیع به راه افتاد.
با این حال، در ۲۴ ژوئیه ۱۹۸۷ این نمایش قدرت با چالشی غیرمنتظره روبرو شد. در نزدیکی جزیره فارسی، برجیرتون با یک مین دریایی برخورد کرد.
این حادثه که به نیروهای ایرانی نسبت داده میشود، نشاندهنده یک پاسخ نامتقارن و هوشمندانه به حضور نظامی آمریکا بود. ایران به جای رویارویی مستقیم با ناوگان جنگی پیشرفته آمریکا، از یک سلاح کمهزینه و دفاعی برای مختل کردن عملیات و زیر سؤال بردن توانایی آمریکا در تأمین امنیت کامل آبراهها استفاده کرد و ابتکار عمل را در دست گرفت.
پیامد اصلی حادثه بریجرتون، از آسیب فیزیکی به یک نفتکش بالاتر بود و پیامی در خود داشت؛ یک موفقیت استراتژیک قابل توجه برای ایران و آشکار شدن یک نقص راهبردی برای آمریکا.
پس از انفجار، مشخص شد که ناوگروه پیشرفته آمریکایی فاقد تجهیزات تخصصی مینروبی است و در برابر این تهدید ساده، به شدت آسیبپذیر است.
در وضعیتی کنایهآمیز، نقشها به شکلی غیرمنتظره معکوس شد؛ ناوهای جنگی که وظیفه محافظت از تانکر را داشتند، برای عبور امن از منطقه مینگذاری شده، مجبور شدند در پشت بدنه عظیم تانکر آسیبدیده پناه بگیرند.
این صحنه عملاً توانایی ایران را در به چالش کشیدن یک بهظاهر ابرقدرت با استفاده از شیوههای نبرد نامتقارن به اثبات رساند. این واقعه آمریکا را وادار به بازنگری فوری در تجهیزات و استراتژی خود در خلیج فارس کرد و به لحاظ روانی و تبلیغاتی، موازنه قدرت را تغییر داد و نشان داد که حضور نظامی گسترده، لزوماً به معنای تسلط کامل بر میدان نبرد نیست همانند آنچه این روزها شاهد آن هستیم.
انهدام زیرساختهای استراتژیک و خسارات جبهه جنگی ائتلاف
حجم خسارات وارد شده به تجهیزات، رادارها، شبکههای ارتباطی و پایگاههای استقرار ائتلاف متجاوز در منطقه، بسیار بالاتر از حد تصور برآورد شده است.
تنها در بخش آشکار و تأیید شده، بیش از 2.52 میلیارد دلار از گرانقیمتترین و پیشرفتهترین تجهیزات نظامی نابود شده است. انهدام رادار هشدار پیشرفته AN/FPS-132 به ارزش 1.1 میلیارد دلار در قطر، نابودی رادارهای AN/TPY-2 از مجموعه تاد (THAAD) هر یک به ارزش 500میلیون دلار در امارات و اردن و از بین رفتن 12 فروند جنگنده راهبردی F-15E Strike Eagle با ارزش 1128 میلیون دلار در کویت، تنها بخش کوچکی از این طوفان آتش است.
همچنین ترمینالهای ارتباط ماهوارهای AN/GSC-52B در کویت و بحرین با ارزش مجموع 50$ میلیون دلار و حداقل 15 فروند پهپاد MQ-9 Reaper با ارزش 450$ میلیون دلار به طور کامل رهگیری و منهدم شدهاند.
اما این ارقام تنها پوستۀ ظاهری ماجراست. لایۀ پنهان و استراتژیک این ضربات، انهدام زیرساختهایی است که ائتلاف غربی طی 50 سال گذشته برای تسلط بر منابع انرژی و ژئوپلیتیک غرب آسیا بنا کرده بود.
پایگاه هوایی العدید و پایگاه شیخ علی سالم هر کدام با بیش از 8 میلیارد دلار خسارت مستقیم مواجه شدهاند. زیرساختهای پایگاه الظفره به کلی ویران شده و امکان استفاده عملیاتی از آن سلب گردیده است.
فارغ از آن، انهدام کامل مقر ناوگان پنجم دریایی در جزیره منامه که به تنهایی دربرگیرنده 75درصد از توان ارتش متجاوز در غرب آسیا بود و دهها میلیارد دلار ارزش استراتژیک و تجهیزاتی داشت، نقطهعطفی غیرقابل بازگشت در تاریخ حضور نظامی بیگانگان در منطقه محسوب میشود.
– جای استاد فرجنژاد خالی است که این ارقام را ببیند! نویسندۀ این سطور زمانی با ایشان جلسهای با موضوع اقتصاد داشت و استاد دربارۀ تأثیرات روانی حمله به کشورهای منطقه و تأثیرش بر قیمت نفت میگفت، حال چیزهایی که از جلسۀ ایشان در ذهنم است در این گزارش میبینم و خسارات سنگینی که رزمندگان اسلام بر دشمن آمریکایی صهیونیستی زدهاند حتما ارقام و اعدادی است که این استاد را خوشحال میکرد –
برگردیم به ادامۀ تحلیلمان؛ در محور شمالی نیز، پایگاهها و کمپهای مستقر در اربیل که طی 35 سال گذشته با هزینهای بالغ بر 5 میلیارد دلار به عنوان دژ نظامی و مرکز پشتیبانی از تروریسم دولتی و پایگاه جاسوسی ساخته شده بودند، در میان بهت و حیرت ژنرالهای متجاوز در آتش سوختند.
کنسولگری 500 میلیون دلاری که قرار بود مرکز فرماندهی عملیاتهای پنهان باشد، اکنون به تلی از خاکستر تبدیل شده و هیچ مخفیگاهی برای افسران اطلاعاتی و نظامیان در شمال عراق باقی نمانده است.
پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در شرق ریاض نیز که محل استقرار آواکسها، هواپیماهای جنگ الکترونیک و سیستمهای شنود بود، تحت ضربات مستمر قرار گرفته تا چشم و گوش الکترونیکی متجاوزان به طور کامل کور شود.
تلفات انسانی سنگین و فروپاشی روانی نیروهای متجاوز
ائتلاف صهیونیستی، علاوه بر از دست دادن زیرساختهای لجستیکی، با بحرانی بیسابقه در حوزه تلفات انسانی مواجه شده است. در یک بازه زمانی 24 ساعته، بیش از 220 نفر از سربازان و فرماندهان ارتش متجاوز کشته و مجروح شدهاند. انهدام ساختارهای مستقر در پایگاه الظفره منجر به کشته و زخمی شدن بیش از 200 نفر از این نیروها گردید، در حالی که ضربه به ناوگان پنجم نیروی دریایی نیز 21 کشته و دهها مجروح بر جای گذاشت. این آمار روزافزون نشان میدهد که هیچ سیستم پدافندی توانایی حفاظت از جان این نیروها را در برابر حملات دقیق و نقطه زن ایران ندارد.
فرسایش روانی و آوارگی ناشی از این ضربات، سراسر جبهه دشمن را فرا گرفته است. نیروهای عملیاتی ویژهای که قصد نفوذ از مرزهای شمال غربی (مبدأ جمهوری آذربایجان) را داشتند، در یک کمین اطلاعاتی و عملیاتی گرفتار شده و به اسارت درآمدند.
این سطح از تسلط میدانی، توهم برتری تاکتیکی دشمن را در هم شکسته است. از سوی دیگر، اصرار رهبران کشورهای میزبان بر پنهان کردن ابعاد این تلفات و التماسهای پنهانی آنها برای در امان ماندن شریانهای اقتصادیشان، نشاندهنده وحشت عمیقی است که بر پیکره این رژیمهای وابسته سایه افکنده است.
پناه گرفتن فرماندهان نظامی در طبقات فوقانی هتلها و برجهای تجاری نظیر مارینا در دبی و متعاقباً تبدیل شدن این برجها به اهداف مستقیم موشکی، اثبات میکند که چتر اطلاعاتی نیروهای مقاومت تا خصوصیترین و پنهانترین لایههای امنیتی دشمن نفوذ کرده است.
تسلط مطلق هوافضا؛ موج بیست و پنجم عملیات وعده صادق
آسمان منطقه عرصۀ جولان بلامنازع پرتابههای قدرتمند و رگبارهای متوالی موشکی و پهپادی است. موج بیست و پنجم عملیات وعده صادق، با بهرهگیری از موشکهای دقیق و راهبردی «فتاح» و «عماد» مراکز نظامی و پشتیبانی ائتلاف صهیونیستی-آمریکایی را در هم کوبید.
این حملات با چنان حجم و توالی خیرهکنندهای انجام میشود که سامانههای پدافندی دشمن عملاً فلج شده و لانچرهای باقیمانده پانتسیر یا سایر سیستمهای رهگیری کارایی خود را از دست دادهاند.
شلیک موشکهای بالستیک «خیبر» مجهز به کلاهکهای خوشهای، قابلیت دفاع و حتی مکانیابی دقیق اصابت را از دشمن سلب کرده است. این پرتابهها با تمرکز بر شریانهای حیاتی نظیر فرودگاه بنگوریون، سوخترسانها و پایگاههای هوایی، عمق استراتژیک سرزمینهای اشغالی را به منطقه جنگی تبدیل کردهاند.
در حوزه نبرد دریایی، انهدام شناورها و داراییهای اقتصادی-نظامی متجاوزان با قاطعیت در حال پیگیری است. هدف قرار گرفتن نفتکش «Louise p» متعلق به داراییهای آمریکا، با پرچم جزایر مارشال در آبهای خلیج فارس توسط پهپادهای انهدامی، نشان از اشراف کامل بر خطوط مواصلاتی دریایی دارد.
این پهپادها و موشکها اهداف متحرک دریایی را منهدم کرده و پایگاههای زمینی دشمن را در عمق خاک آنها با دقت سانتیمتری میشکافند.
همزمان با عملیات آفندی، شبکه یکپارچه پدافند هوایی، سپر فولادینی در برابر تحرکات هوایی دشمن ایجاد کرده است. رهگیری و انهدام 13فروند از پیشرفتهترین پهپادهای مهاجم شامل امکیو۹، هرمس و اوربیتر در بازه زمانی کوتاه 24 ساعته در مناطق شمال غرب، غرب، جنوب، اصفهان، کرمان و تهران، تسلط پدافندی را به اثبات میرساند.
ساقط شدن یک پهپاد متجاوز در آسمان تبریز که از مبدأ جمهوری آذربایجان نفوذ کرده بود، نشاندهندۀ هوشیاری مرزی در تمامی جبهههاست.
با احتساب این آمار، تعداد کل پهپادهای پیشرفته و گرانقیمت ساقط شده از ابتدای این تجاوز به 82 فروند رسیده است که این رقم یک شکست برای نیروی هوایی و اطلاعاتی متجاوزان محسوب میشود.
جبهه شمالی و فلج شدن سیستم فرماندهی نظامی صهیونیستها
طوفان آتش در شمال سرزمینهای اشغالی، زیرساختهای فرماندهی و لجستیکی ارتش صهیونیستی را در آستانه نابودی کامل قرار داده است. عملیاتهای پیدرپی و سنگین موشکی و پهپادی مقاومت اسلامی لبنان، به طور سیستماتیک پایگاههای استراتژیک دشمن را از مدار خارج کرده است.
انهدام مقر فرماندهی منطقه شمالی ارتش در پایگاه «دادو» واقع در شهر صفد با رگبار موشکی سنگین، یکی از مهمترین این ضربات بود که کنترل و فرماندهی دشمن بر بلندیهای اشغالی جولان تا منطقه الجلیل را با اختلال جدی مواجه ساخت. این پایگاهها که شاهرگ ارتباطی و هدایتی ارتش اشغالگر بودند، اکنون قابلیت عملیاتی خود را از دست دادهاند.
دامنۀ حملات به پایگاههای متعددی از جمله موضع نظامی تازه تأسیس «بلاط» پایگاه «تیفن» در شرق عکا و پایگاه «عینزیتیم» در شمال غرب صفد گسترش یافته است.
همچنین تجمعات نیروهای زرهی و مکانیزه ارتش صهیونیستی در مناطق مرزی نظیر «تل الحمامص»، حومه «الخیام» «خله العصافیر» و «دروازه فاطمه» در کفرکلا زیر آتش دقیق پهپادهای انتحاری و تسلیحات موشکی قرار گرفتند. صدور هشدارهای تخلیه فوری برای شهرکنشینان صهیونیست در «نهاریا» و «کریات شمونه» و تبدیل شدن این مناطق به اهداف مشروع نظامی، باعث بروز آوارگی شدید روانی و فیزیکی در میان اشغالگران شده است.
این عملیاتهای کوبنده، در کنار هجوم پهپادی به شهرهای حیفا و تلآویو، زمینه را برای ورود زمینی نیروهای مقاومت و پاکسازی مناطق شمالی فراهم کرده و رژیم صهیونیستی را در یک فرسایش مرگبار همهجانبه گرفتار ساخته است.
بحران مشروعیت و شورشهای مدنی در قلب ایالات متحده
بازتاب این شکستهای میدانی و تلفات سنگین، موجی از بحرانهای داخلی را در ایالات متحده آمریکا به وجود آورده است. جامعه مدنی و افکار عمومی آمریکا که تحت فشار تورم، بحران مالی و افزایش قیمت سوخت قرار دارند، اکنون با واقعیت تلخ یک جنگ بیحاصل و پرهزینه روبرو شدهاند.
برگزاری راهپیماییهای گسترده اعتراضی در بیش از 50شهر بزرگ آمریکا علیه جنگافروزی و سیاستهای مخرب حاکمیت، نشان از نارضایتی اجماع داخلی در واشنگتن دارد. این اعتراضات که دامنۀ آن به سرعت در حال گسترش است، مشروعیت سیاسی هیئت حاکمه را به پایینترین سطح خود رسانده است.
پنهانکاری مقامات آمریکایی در خصوص آمار واقعی کشتهها و مجروحان این نبرد، در حال تبدیل شدن به یک بمب ساعتی سیاسی است. اعترافات تلویحی مقامات به تلاش برای کاهش تلفات نظامیان، پرده از یک واقعیت خونین برداشته و موجی از خشم و نگرانی را در میان خانوادههای نظامیان آمریکایی برانگیخته است.
حاکمیتی که با وعده پایان دادن به جنگهای خارجی روی کار آمده بود، اکنون کشورش را در باتلاق یک رویارویی مستقیم و ویرانگر گرفتار کرده است که هیچ چشمانداز منطقی و عقلانی برای خروج از آن وجود ندارد. این فشار مضاعف از درون و بیرون، ساختار تصمیمگیری در واشنگتن را دچار سردرگمی و فلج استراتژیک کرده است.
انسداد مسیرهای دیپلماتیک و رد مطلق هرگونه آتشبس
در سایه تفوق مطلق میدانی و وارد آوردن ضربات جبرانناپذیر به پیکره ائتلاف متجاوز، هرگونه گفتمان مبتنی بر سازش، توقف عملیات یا آتشبس بهطور کامل از دکترین سیاسی و نظامی کنار گذاشته شده است.
ماشین جنگی متجاوز که با خطای محاسباتی خود این نبرد بزرگ را آغاز کرد، اکنون حق درخواست توقف آن را ندارد. هیچ کشور، نهاد یا واسطهای حق پادرمیانی برای نجات متجاوزان از این مهلکه را نخواهد داشت.
روند شلیک پیاپی موشکها و عملیاتهای پهپادی تا زمان انهدام کامل پایگاهها، اخراج نهایی متجاوزان از جغرافیای منطقه و گرفتن انتقام سخت ادامه خواهد داشت.
در این نبرد سرنوشتساز و تاریخی، تمرکز مطلق بر میدان جنگ است و تمامی حواشی سیاسی، اظهارنظرهای مقطعی یا سوءبرداشتهای رسانهای فاقد هرگونه ارزش راهبردی هستند.
یکپارچگی کامل میان ارکان تصمیمگیر، قوای مجریه و نیروهای مسلح در بالاترین سطح خود قرار دارد. تحرکات رسانهای دشمن برای بزرگنمایی خطاهای کلامی یا ایجاد شکاف در جبهه داخلی، در برابر اراده پولادین و عملگرایی قاطع نیروهای مسلح خنثی و بیاثر است. تا زمانی که اهداف استراتژیک این نبرد محقق نشود و آخرین سنگرهای متجاوزان در هم کوبیده نشود، هیچ مسیر دیپلماتیکی گشوده نخواهد شد و زبان موشکها تنها زبان ارتباط با ائتلاف صهیونیستی-آمریکایی خواهد بود.
ختم کلام تحلیل جامع تحولات منطقه 16 اسفند 1404
خاورمیانه جدید روی ویرانههای پایگاههای نظامی سنتکام و خاکستر سیستمهای پدافندی تاد در حال بنا شدن است. دشمن در تمام جبههها از رزم دریایی در خلیج فارس تا نبرد هوایی در پایگاههای منطقهای و درگیریهای پیادهنظام در درههای لبنان ضربههای استراتژیک و جبرانناپذیری را متحمل شده است.
بهرهگیری از تسلیحات پیشرفته، تسلط اطلاعاتی بینظیر، هماهنگی کامل میدان و دیپلماسی و ارادهای پولادین هم از طرف مردم و هم از طرف مسؤولان و نیروهای مسلح برای بازنویسی تاریخ، باعث شده است تا جبهه غربی-عربی-عبری در وضعیتی منفعلانه قرار بگیرد.
هر شکستی که قرار بود به کام ملتهای ایران ریخته شود، اکنون در حلقوم طراحان و بردگان منطقهای آنان سرازیر شده است. نظم نوین منطقهای با حذف قطعی تهدیدات نیابتی، انهدام ماشین جنگی آمریکا و محاصره مرگبار رژیم صهیونیستی تثبیت شده و هیچ قدرت جهانی قادر به متوقف کردن این روند تکاملی و پاکسازی ژئوپلیتیکی نخواهد بود.
این تقابل تا پاکسازی کامل منطقه از لوث وجود پایگاههای تروریستی و اشغالگران ادامه خواهد داشت و إنشاءالله با عنایت حضرت ولی عصر و خداوند باریتعالی، پیروزی از آن ما بشود.
دیدگاهتان را بنویسید