ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم مینویسم!
ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای از نگاه یک همرزم و دوست
پیش از ورود به بحث اصلی، لازم است بدانیم دشمن هماکنون چه نقشهای برای افکار عمومی کشیده و قصد دارد کجا، درباره چه کسی و با چه کیفیتی شبههافکنی کند. خط جدید عملیات روانی دشمن، هدف قرار دادن مشخص آیت الله سید مجتبی خامنهای است. شبهاتی که اکنون ذیل نام ایشان در حال پمپاژ در جامعه است، مستقیماً به دو حوزه کارآمدی و هویت و سوابق ایشان برمیگردد. دشمن با طرح و تکرار این سوالات که ایشان اصلاً کیست؟ ما که نه صدایشان را شنیدهایم و نه میدانیم از کجا و با کدام رزومه آمدهاند که رهبر مملکت شدهاند؟، سعی در ایجاد یک شکاف شناختی دارد.
حربه و کیفیت شبههافکنی دشمن این است که روی این نقطه دست بگذارد که ایشان، برخلاف رهبران گذشته، مسیر کلاسیک و شناختهشده مدیریت کلان را طی نکردهاند و جایگاه رهبری نیازمند عبور از پلههای سنگین و شفاف اجرایی است؛ پلههایی مانند ریاستجمهوری، حضور پررنگ در مجامع بینالمللی یا اداره مستقیم قوای سهگانه. آنها میگویند وقتی کسی این سلسلهمراتب را جلوی چشم مردم قدم به قدم طی نکرده است، چگونه میتواند پیچیدگیهای اداره یک نظام را درک و مدیریت کند؟ هدف از این خط تخریبی این است که پیش از آنکه جامعه با واقعیت مواجه شود، برچسب ناکارآمدی بر ایشان زده شود تا مردم از همان ابتدا نسبت به توانمندیهای ایشان دچار تردید مطلق شوند.
پس وقتی جنگ تمام شد، خطی که دشمن در پیش خواهد گرفت چه خطی است؟ یکی از مهمترین آن خطها ناکارآمد نشان دادن آیت الله سید مجتبی خامنهای است. بالاخره پدر ایشان سی و هفت سال رهبر بودند، دشمن خواهد آمد و خواهد گفت ببینید در این سی و هفت سال فقر بیشتر شد، فلاکت بیشتر شد، بیچارگی بیشتر شد، آنیکی بیشتر شد، اینیکی بیشتر شد شما چه کردید به کجا رسیدید؟ هیچی.
از طرف دیگر خواهند گفت پدر ایشان چه کار کرده است که خود ایشان بخواهد همان را به سرانجام برساند؟ امنیت درست کرده؟ خب خود ایشان را در خانهاش زدند، دیگر چه امنیتی؟ میگفتند پولهای ما را میدهند به کشورهای دیگر به خاطر اینکه جنگ نشود، هم پولها را دادیم، هم جنگ شد.
خب حالا ما چه جوابی میدهیم؟ شاید هنوز که درحال نوشتن این مطلب هستیم دست دشمن برای خیلی از مردم در عملیات روانی رو نشده باشد شماهایی که بعدا این متن را میخوانید همین حالا به تاریخ انتشارش بنگرید و بدانید که باید خودمان را برای حربههای جدید دشمن در عرصۀ عملیات روانی آماده کنیم و هنگام مواجهه با چنین جوهایی در جامعه برخورد عاقلانه و عادلانه داشته باشیم و همهچیز را پشت گوش نیاندازیم.
شبهاتی که اکنون در حوزه ولیفقیه وجود دارد، با شبهاتی که چهل یا پنجاه سال پیش مطرح میشد متفاوت است. در اوایل انقلاب و تا یکی دو دهه پس از آن، مهمترین شبهات در حوزه ولایت فقیه، شبهه پیرامون مشروعیت ولیفقیه بود. میبایست از طریق آیات، روایات و دلایل عقلی و نقلی اثبات میشد که ولیفقیه لازم است و باید حضور داشته باشد. اما اکنون دیگر شبهات، حول محور مشروعیت نیست. شبهات مشروعیت، متعلق به قشر محدودی است؛ شاید کمتر از یک درصد جامعه که تفکراتی نظیر تفکرات حجتیه یا نزدیک به آن را دارند. اکنون دیگر شبهات درباره مشروعیت ولایت فقیه نیست، درباره کارآمدی ولیفقیه است.
تمام بحث بر سر این است که ولیفقیه که چهل و هفت سال در این کشور حضور داشته، چه عملکردی ارائه داده است و چرا باید الآن هم حضور داشته باشد؟ اگر بتوان کارآمدی ولایت فقیه را اثبات نمود، سایر امور در حوزه کارآمدی جمهوری اسلامی نیز ثابت خواهد شد؛ بنابراین این یک بحث کاملاً اساسی است.
نکته بعدی این است که در کمال تعجب، شاید تنها موضوعی که تاکنون روی آن کار نشده یا بسیار بهندرت به آن پرداخته شده، نقش آیت الله سید مجتبی خامنهای در دستاوردها و کارآمدیها در حوزه کارآمدی ولیفقیه است. این یک نکته اساسی است. در ابتدا باید اعترافی در پیشگاه سروران بزرگوار صورت گیرد و آن این است که متأسفانه مباحث بسیاری پیرامون کارآمدی آقا مجتبی منتشر نمیشود؛ لذا از دفتری که متولی این برنامه است تقاضا میشود تدبیر و فکر اساسی پیرامون این جریان اتخاذ نماید.
شبهات پیرامون کارآمدی ایشان این است که فایده حضورشان برای کشور چیست. حرف اساسی در این بخش نهفته است که باید بتوان به آن ورود پیدا کرد. انشاءالله در این نوشته، بهصورت بسیار خلاصه و با تکیه بر اندک اطلاعات موجود برخی ابعاد شخصیتی که گواه شایستگی ایشان است را جهت رفع شبهات ارائه خواهیم داد.
برای مطالعۀ بیشتر: خاطرات سید مجتبی خامنه ای | روایت فرید

از ابتدای کار، پیگیر مصاحبه با ایشان بودیم، اما تن رنجورشان مانع این اتفاق میشد. همرزم جانباز، آقا مجتبی، دوستیاش با ایشان را از همان دههٔ شصت و در ایام نوجوانی، ابتدا در مدرسهٔ علوی و بعد از آن هم در جبهه و در گردان حبیببنمظاهر لشکر ۲۷ آغاز کرده است؛ دوستیای که تا به امروز ادامه دارد. حجتالاسلاموالمسلمین محمدمهدی حقانی، تولیت مدرسهٔ علمیهٔ آلیاسین و گردآورندهٔ مجموعهٔ ۱۵ جلدی «منشور حوزه و روحانیت» است که در گفتوگوی نشر خط بخشی از خاطرات خود از رهبر انقلاب را بازگو کردهاند.
اولین نکتهای که میخواهم عرض بکنم، راجع به نگرانی است که عدهای از دوستان در عراق نسبت به بعد از آیتالله سیستانی داشتند؛ اینکه بعد از ایشان چه اتفاقی میافتد. این موضوع را با شهید سید حسن نصرالله در میان گذاشته بودند. سید هم به ایران میآیند و این مسئله را، در کنار مسائل دیگر، با آقا مطرح میکنند. آقا میفرمایند: «حضرت ولیعصر(عج) وظایفی به عهده دارند و این هم جزو وظایف حضرت است؛ نگران نباشید!»
راجع به حاجآقا مجتبی هم، هیچکس هیچ اقدام و تلاشی برای رهبری ایشان نمیکرد. خود ایشان هم مطلقاً اجازهٔ این کار را نمیدادند و علیرغم دیدارها و جلسات زیادی که داشتند، از دیدارهایی که امکان داشت در آنها شائبهٔ این مسئله به وجود بیاید، بهصورت جدی پرهیز میکردند؛ از جمله دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان رهبری. خودشان میگفتند: «بیایید، من با خط خودم مینویسم که من به دنبال این مسئله نیستم که بعضیها مطرح میکنند.»
در این شرایط و با توجه به اینکه پیش از این اتفاقات، نام ایشان در خود خبرگان هم مطرح نشده بود، به نظر میرسد جز اینکه عنایتی از سوی حضرت حق شده باشد و عبا را خود حضرت باللطف روی دوش ایشان انداخته باشند، امر دیگری دخیل نباشد. مهمترین مسئله و عمده در رابطه با ایشان این است؛ وگرنه از این سو، سابقهای برای این مسئله و برنامهریزی برای آن وجود نداشته است.
فهرست مطالب
Toggleبا توجه به شناخت طولانیمدتی که از حاجآقا مجتبی دارید و توانستهاید در موقعیتهای مختلف محضر ایشان را درک کنید، توصیف خودتان را از شخصیت ایشان بفرمایید.
این ماجرا در خاطرات آقا هست که رهبر شهید، یکی از فرزندانشان را وقتی کوچک بوده از دست میدهند. از این اتفاق ناراحت بودند که در خواب به ایشان میگویند: «به جای این فرزند، پسری به تو میدهیم که مثل خودت است.» از لحاظ علمی، یک قلم عمده استعداد ایشان است. هوش سرشاری دارند. دوستانی که از جوانی با ایشان مباحثه داشتهاند، به این مسئله اذعان دارند. آیتالله عندلیبی هم که از لحاظ علمی بسیار برجسته هستند، روی همین نقطه دست گذاشتند و فرمودند که ایشان هوش سرشاری دارند. مطالعاتشان از نوجوانی، مثل پدرشان، در زمینههای مختلف، از جمله تاریخ، بسیار وسیع بود.
همچنین ایشان زود وارد حوزه شدند؛ وقتی هنوز دبیرستان را تمام نکرده بودند. هوش سرشار، ورود زودهنگام به حوزه و زمان طولانی تدریس و تدرّس(۲۰ سال)، باعث شده به لحاظ علمی رشد زیادی داشته باشند. یک نکته در زندگی ایشان که البته همه آن را میدانند، اما شاید از جزئیاتش بیاطلاع باشند، این است که ایشان در ناز و نعمت بزرگ نشدهاند و از ابتدا در سختی بودهاند که من بخشی از آن را توضیح میدهم. قبل از انقلاب، پدرشان در زندان یا تبعید بودند. زندگی انقلابیون هم فقیرانه و در سختی بود. بعد از انقلاب هم که اوایل انقلاب زندگی سختیهای خودش را داشت. در جنگ هم که حاضر بودند.
میدانید در کدام عملیاتها؟
عملیات کربلای ۱ که برای آزادسازی مهران بود، در گردان «حبیب». عملیات کربلای ۳، کربلای ۵ و تکمیلی کربلای ۵. تقریباً یک سال در گردان حبیب بهعنوان یک رزمندهٔ عادی حضور داشتند. ایشان در دستهٔ ادوات بودند. حاج حسن محققی هم فرمانده گردان حبیب بود که در جنگ دوازدهروزه شهید شد. در عملیات تکمیلی کربلای ۵، در طرف دشمن سنگرهای نونیشکل بود که این سنگرها حالت دژ داشتند. اینها بهصورتی بودند که ماشین از روی آنها رد میشد و وسط این دژ، یک کانال بود.
خاکریز و میدان مین هم بود. این دژها قابل فتح نبودند؛ چراکه اگر از وسط میرفتند، میدان مین بود، اگر از روی دژ میرفتند، تیغههایی بود که بعثیها با تیربار میزدند و کسی نمیتوانست رد بشود، و اگر داخل کانال میرفتند، داخل آن نارنجک میانداختند. در آن عملیات، نوزده گردان عملیات انجام داده بودند و نتوانسته بودند آن دژ را بشکنند. گردان حبیب، گردان بیستم بود که حاجآقا مجتبی هم در آن گردان بودند.
عملیات شد و در یک شب، ۱۸۳ شهید دادیم. تعداد بسیار زیادی هم مجروح داشتیم و شاید در مجموع، سی نفر تا صبح سالم ماندند. این را برای این عرض کردم که بگویم ایشان در یک محیط پرناز و نعمت بزرگ نشدهاند و در جنگ حاضر بودند و جانشان کف دستشان بوده است.

نوع دیگری از این سختیها برمیگردد به دوران ریاستجمهوری آقا. رهبر شهید وقتی رئیسجمهور شدند، مورد اعتماد امام(ره) بودند، اما سه جریان سیاسی در آن زمان علیه ایشان تبلیغ میکردند. آقا هم مطلقاً جواب نمیدادند و سکوت میکردند و این یک غربت برای ایشان بود. در حالی که رئیسجمهور بودند، چنین غربتی را تحمل میکردند. فرزندان ایشان هم این شرایط را تجربه و تحمل میکردند. خیلیها وقتی آقا رهبر شدند، تازه قدرشان را شناختند و این به خاطر آن اتهاماتی بود که در دوران ریاستجمهوری به ایشان زده میشد و مانع شناختشان در آن زمان بود.
در زندگی شخصی، رهبر شهید بسیار زاهد بودند و همسر ایشان هم ـ که انشاءالله خداوند به ایشان سلامتی بدهد ـ اگر زهدشان از آقا بیشتر نبود، به اندازهٔ آقا زاهد بودند. در این مسئله، حاجآقا مجتبی هم برجسته هستند. ایشان حتی پول چای را با دفتر حساب میکردند. یکی از دوستانی که اخیراً در همین دفتری که الآن دیگر نیست و از بین رفته، خدمت حاجآقا مصطفی رسیده بود، نقل میکرد که حاجآقا مصطفی مطالبی میگفتند و من میخواستم این مطالب را بنویسم. روی میز کاغذهای خیلی کوچکی بود. پرسیدم: «میتوانم از اینها استفاده کنم؟» گفتند: «آنها را نمیدانم.» سپس کاغذی از جیبشان درآوردند و فرمودند: «این حلال و طیب و طاهر است.»
در واقع، فضای این خانواده، فضای تربیتی است. فرض بفرمایید شما میخواهید جوانی را تربیت کنید و ده صفت را در او به وجود بیاورید. یک بار تکتک به هر کدام از این ویژگیها میپردازید و یک وقت این جوان را به اعتکاف میبرید یا در حسینیهای فعالش میکنید. با این کار، گاهی صد صفت در او ایجاد میشود و این، ثمرهٔ فضا است.
دربارهٔ روحیه و فضای معنوی ایشان، نکتهای مدنظرتان هست که بفرمایید؟
ایشان بهشدت اهل عبادت هستند. یکی از کارهایی که رویهٔ ایشان است، این است که ختم قرآنشان را در نمازهای نافله انجام میدهند. ایشان یک وقت فرمودند که من و حاجآقا مصطفی، هر آدم معنویای که سراغ داشتیم و دیگران میگفتند را نزدش رفته و دیدهایم. البته بعداً گفتند که برای ما روشن شد که هیچکس در همین معنویت، مثل آقا نمیشود! به حاجآقا مجتبی میگفتم که من دوست دارم آقا را زیاد زیارت کنم. ایشان فرمودند که من خودم هم همینطور هستم؛ به خانهٔ آقا میروم، چهرهٔ ایشان را تماشا میکنم و از چهرهٔ آقا تغذیهٔ معنوی میکنم.
خدمت آیتالله بهجت(ره) که میرفتند، میگفتند که من هرچه ایشان میفرمودند، روی کاغذ مینوشتم و برای حضرت آقا نقل میکردم. همچنین خیلی بیسروصدا به محرومان خدمت میکردند و همچنان مؤسسهای برای این کار دارند. اما از این مؤسسه مهمتر، روحیهٔ ایشان نسبت به محرومان است که در این روحیه، مثل حضرت آقا هستند. به همین مناسبت، خاطرهای از آقا برای شما نقل میکنم.
آقا در سفرشان به قم، در سال ۸۹، دیدارهای چهرهبهچهره با مردم داشتند. از میان مراجعان، فردی بود که اظهار کرده بود مشکلات اقتصادی دارد. رهبری در آن دیدار یادشان میرود که از آن فرد شماره یا نشانی بگیرند. یکی از اعضای دفتر که در محضر رهبر شهید بودند، میگفت که آقا آن شب به خاطر این اتفاق تا صبح خوابشان نبرد و در نهایت به جمکران پناه بردند. این روحیه در حاجآقا مجتبی هم هست. ثمرهٔ این روحیه این است که تمام توان کشور به سمت محرومان میرود.
گفته میشود حاجآقا مجتبی دستیار آقا بودند. آقا چه کارهایی را به ایشان سپرده بودند؟ آقا در کارهایی به ایشان مأموریت میدادند. مثلاً یک وقتی آقا به ایشان گفته بودند که در مورد کار فرهنگی در جامعه خدمتی انجام بدهند. ایشان دو سال کار کردند و نتیجه را به آقا ارائه دادند و آقا از آن استفاده میکردند. از این کارهای بیسروصدا زیاد به ایشان میسپردند.
در حوزهٔ کارهای جبههٔ مقاومت چطور؟
در جبههٔ مقاومت هم حضور و هم ارتباط داشتند. زمانی که سید حسن نصرالله و حاج قاسم به ایران میآمدند، با حاجآقا مجتبی جلسات مستمر داشتند. یک وقت میگفتند که اگر آقا اجازه میدادند، میخواستم به یمن بروم. واقعاً میخواستند بروند! و این نشان میدهد که شأنی برای خودشان قائل نبودند. حاجآقا مجتبی واقعاً خودساختهاند.
در زمینهٔ تقوا و معنویت بینظیر هستند. بیجهت نیست که حضرت ولی(عج) از میان افراد، عبا را روی دوش ایشان انداختهاند. مراعاتهای دههٔ شصتی دارند؛ وقتی پول چای بیت را حساب میکنند و میدهند، دیگر مابقیاش را خودتان حساب کنید. و این در حالی است که به عمد تصمیم گرفتهاند زندگی خود را طلبگی و با محدودیتهای مالی که در این زندگی وجود دارد، اداره کنند.
زندگی شخصی خیلی مهم است. کسانی که جلوی آمریکا وا میدهند، کارشان از همینجا شروع میشود؛ در مسائل مالی رعایت نمیکنند و نتیجهاش این میشود که آن شجاعت، درایت و ایمان لازم را ندارند. در مورد شاخصهایی که رهبر شهید به خبرگان تذکر داده بودند، یکی مسائل مالی بود و دیگری مسئلهٔ شجاعت. اینها در مسئلهٔ رهبری سرنوشتساز است.
فرجام سخن | ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای
انقلاب اسلامی احتیاج دارد که خط امام با قدرت و صلابت ادامه پیدا کند و این مهمترین مسئله و شاخص در رابطه با رهبری است؛ اینکه رهبر، امتداددهندهٔ راه امام و آقا باشد. حاجآقا مجتبی در مبانی فکری، دانش، معنویت و زندگی شخصی بهگونهای هستند که نشان میدهد خط امام و رهبری با قدرت و صلابت ادامه پیدا خواهد کرد.
برای مطالعۀ بیشتر: صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
برای مطالعۀ مفصل متن به ویژهنامۀ آقا مجتبی خامنهای نشریۀ علمی و فرهنگی خانه طلاب جوان قم مراجعه کنید.
دیدگاهتان را بنویسید