آشنایی با جشنواره فیلم شانگهای و نامزدهای جشنواره ۲۰۲۶ | سینمای چین رقیب جدی سینمای آمریکا
تصور کنید انیمیشنی با فروش بیش از ۲ میلیارد دلار، صدر جدول گیشه جهانی را فتح کند در حالی که تقریباً ۹۹ درصد فروش آن از بازارهای خارج از آمریکا (عمدتاً خود چین) به دست آمده باشد. این واقعیت که با آثاری چون «نژا ۲» برای سینمای چین رقم خورده، نشان میدهد هالیوود برای اولین بار با رقیبی روبروست که برای موفقیت نیازی به بازار آن ندارد. جشنواره بینالمللی فیلم شانگهای رویدادی است که این متن به بهانه بررسی کامل آن از تاریخچه تأسیس و اهمیت استراتژیکش تا فهرست نامزدهای ۲۰۲۶ امسالش، نشان میدهد چگونه سینمای چین رقیبی جدی برای سینمای آمریکا شده است.
جشنواره بینالمللی فیلم شانگهای که اغلب به اختصار SIFF نامیده میشود، معتبرترین و بزرگترین جشنواره فیلم در چین و یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی در قاره آسیاست.
این جشنواره به دلیل اعتبار بینالمللی، بازار فیلم قدرتمند و نقش کلیدیاش به عنوان دروازهای برای ورود به بازار عظیم سینمای چین، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
فهرست مطالب
Toggleسینمای چین رقیب سینمای آمریکا از ۲۰۲۰ تا امروز
از سال ۲۰۲۰، صنعت سینمای چین دستخوش تحولی تاریخی و سریع شد. با شیوع جهانی پاندمی کرونا و بسته شدن سینماها در سراسر جهان، چین به دلیل کنترل سریعتر و بازگشایی زودهنگام سینماهایش، برای اولین بار در تاریخ توانست از آمریکای شمالی به عنوان بزرگترین بازار فروش فیلم در جهان پیشی بگیرد و این جایگاه را در سال ۲۰۲۱ نیز حفظ کرد.
مشخصه اصلی این دوره، کاهش شدید وابستگی به فیلمهای هالیوودی و تمرکز بر تولید بلاکباسترهای عظیم ملیگرایانه بود. فیلمهایی مانند «هشتصد» (The Eight Hundred)، «سلام، مادر» (Hi, Mom) و به خصوص سری فیلمهای «نبرد در دریاچه چانگجین» (The Battle at Lake Changjin) که به پرفروشترین فیلم تاریخ چین تبدیل شد، با تکیه بر احساسات ملی و کیفیت بالای تولید، رکوردهای فروش را جابجا کردند.
تعداد تولیدات داخلی، اگرچه در ابتدای پاندمی کاهش یافت، اما به سرعت به سمت ساخت آثاری منطبق با ذائقه مخاطب داخلی تغییر مسیر داد.
در سالهای اخیر، اگرچه سرعت رشد انفجاری اولیه تا حدی تعدیل شده، اما مدل موفقیتآمیز تولیدات کلان داخلی و تسلط آنها بر گیشه همچنان پابرجاست و سینمای چین به عنوان یک قدرت خودکفا با بازاری بسیار رقابتی برای فیلمهای خارجی تثبیت شده است.
بهعنوان نمونه به لحاظ اقتصادی و فروش انیمیشن نژا(Nezha 2) در سال 2025 همانطور که در سایت باکس آفیس موجو آمده، بالای 2 میلیارد دلار فروش جهانی داشته که رکوردی بیسابقه برای سینمای چین محسوب میشود.

اگر به لیست فروش سالیانه جهانی سینما نگاه کنیم این انیمیشن چینی در مقایسه با دیگر آثار با تفاوت فروش فاحشی رکورد را از آثار هالیوودی ربوده است.
بر اساس آمار ارائه شده در جدول فروش جهانی سال ۲۰۲۵، سینمای چین با اکران Ne Zha 2 یک رقیب مدعی جدی برای کسب عنوان پرفروشترین اثر سال در سطح جهان تبدیل شده است. قرار گرفتن این انیمیشن در رتبه نخست با فروش خیرهکننده بیش از ۲.۲۶ میلیارد دلار که بالاتر از غولهای هالیوودی مانند زوتوپیا 2(Zootopia 2) و قسمت دوم فیلم آواتار ساختۀ جیمز کامرون( Avatar: Fire and Ash) وجود رقبای جدید سینمای آمریکا در صنعت سینمای جهانی را نشان میدهد.
نکته کلیدی و شگفتانگیز در این موفقیت، وابستگی تقریباً مطلق آن به بازارهای خارج از آمریکای شمالی است؛ به طوری که ۹۹٪ از فروش کل فیلم از گیشههای بینالمللی (عمدتاً خود چین) به دست آمده است.
این آمار به وضوح ثابت میکند که بازار داخلی چین به تنهایی آنقدر قدرتمند و عظیم شده که میتواند بدون نیاز به موفقیت در گیشه آمریکا، یک فیلم را به صدر جدول فروش جهانی برساند و این یک هشدار جدی برای سلطه چندین دههای هالیوود بر سینمای جهان محسوب میشود.
همزمان با قدرتنمایی چین، سینمای ژاپن نیز از طریق نفوذ فرهنگی جهانی انیمه، جایگاه خود را به عنوان یک رقیب قدرتمند تثبیت کرده است. انیمه سینمایی شیطانکش(Demon Slayer: Kimetsu No Yaiba Infinity Castle) با کسب رتبه هفتم و فروش بیش از ۷۴۲ میلیون دلار، نشان میدهد که انیمه رسانهای جریان اصلی و پرمخاطب در سراسر جهان است. برخلاف مدل موفقیت فیلم چینی که متکی بر بازار داخلی بود، انیمه شیطانکش در فروش بینالمللی موفق بوده است به طوری که ۸۱.۶٪ از فروش آن در بازارهای خارج از آمریکا (شامل ژاپن و دیگر کشورها) رقم خورده است.
این موفقیت نشانگر قدرت نرم فرهنگی ژاپن و توانایی آن در تولید محتوایی است که با مخاطبان جهانی ارتباط برقرار کرده و میتواند به طور مستقیم با پرهزینهترین فیلمهای لایو-اکشن هالیوودی مانند انیمیشن ماینکرافت و چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم در گیشه رقابت کند و پیروز شود.

صنعت سینمای آمریکا در سال ۲۰۲۰ با سهمگینترین بحران خود در دهههای اخیر روبرو شد. تعطیلی گسترده سینماها، تولیدات را متوقف کرد و استودیوها را به سمت «سلطه استریمینگ» مثل نتفلیکس و استراتژیهای جدیدی مانند اکران همزمان فیلمها در سینما و پلتفرمهای آنلاین (مانند پروژه پاپکورن برادران وارنر با HBO Max) سوق داد.
این امر منجر به کوتاه شدن «پنجره اکران» (فاصله بین اکران سینمایی و عرضه دیجیتال) و تغییر بنیادین در عادات تماشاگران شد.
بازگشت به شرایط عادی به کندی صورت گرفت و گیشه آمریکا تنها با اکران “فیلمهای رویدادمحور(Event Films) و فرنچایزهای بسیار بزرگ توانست جان دوبارهای بگیرد.
فیلمهایی مانند «تاپ گان: ماوریک»، «آواتار: راه آب» و پدیده «باربنهایمر» (Barbenheimer) در سال ۲۰۲۳ نشان دادند که مخاطبان هنوز برای تجربه سینمایی بزرگ اشتیاق دارند، اما موفقیت برای فیلمهای متوسط و غیراقتباسی بسیار دشوارتر شده است.
پدیده «باربنهایمر» (Barbenheimer) یکی از تأثیرگذارترین رویدادهای فرهنگی و سینمایی سال ۲۰۲۳ بود که از اکران همزمان دو فیلم کاملاً متضاد در ژوئیه همان سال سرچشمه گرفت: «باربی» به کارگردانی گرتا گرویگ، یک کمدی فانتزی، رنگارنگ و فمینیستی درباره بحران هویتی یک عروسک و «اوپنهایمر» به کارگردانی کریستوفر نولان، یک درام بیوگرافیک سه ساعته، برای توجیه ساخت بمب اتم. این تضاد عجیب به سرعت در شبکههای اجتماعی به یک میم (meme) اینترنتی ویروسی تبدیل شد و مخاطبان را تشویق کرد تا به جای انتخاب یکی، هر دو فیلم را به صورت پشت سر هم (double feature) تماشا کنند.
این جنبش مردمی و بازاریابی ارگانیک، به جای ایجاد رقابت مخرب، به یک همافزایی بیسابقه منجر شد و هر دو فیلم را به موفقیتهای تجاری و انتقادی عظیمی رساند.
در سال ۲۰۲۳ «اعتصابات گسترده نویسندگان و بازیگران» ضربه سنگین دیگری به چرخه تولید فیلم آمریکا وارد کرد که تأثیرات آن با کاهش تعداد فیلمهای آماده اکران در سال ۲۰۲۴ و پس از آن مشهود است.
در مجموع، هالیوود در حال حاضر در یک دوره گذار پرچالش قرار دارد و با مسائلی چون خستگی از ژانر ابرقهرمانی، رقابت با استریمینگ و از دست دادن بخشی از بازار چین دست و پنجه نرم میکند.
جشنواره فیلم شانگهای چگونه تاسیس شد؟

این جشنواره در سال ۱۹۹۳ تأسیس شد و در ابتدا به صورت دو سالانه برگزار میشد، اما از سال ۲۰۰۱ سالانه برگزار میگردد.
تأسیس جشنواره شانگهای در اوایل دهه ۱۹۹۰، نتیجه مستقیم سیاستهای «اصلاحات و درهای باز» چین و جاهطلبی شهر شانگهای برای پسگرفتن جایگاه خود به عنوان یک مرکز فرهنگی و مالی جهانی بود.
این ابتکار عمل توسط دولت محلی شانگهای و با همکاری نهادهای قدرتمند سینمایی مانند اداره فیلم و تلویزیون شانگهای و گروه فیلم شانگهای (Shanghai Film Group Corporation) رهبری شد.
چهرههای برجستهای مانند وو ییگونگ (Wu Yigong)، کارگردان تحسینشده و رئیس وقت اداره فیلم شانگهای، نقشی محوری در بنیانگذاری و شکلدهی به هویت هنری این رویداد داشتند.
هدف اصلی ادعایی جشنواره، ایجاد یک بستر استراتژیک برای نمایش قدرت نرم چینِ در حال توسعه، جذب سرمایهگذاری خارجی و احیای جایگاه تاریخی شانگهای به عنوان یکی از مهدهای سینمای آسیا در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بود.
از همان ابتدا، بنیانگذاران چشمانداز بسیار بلندی برای این جشنواره ترسیم کرده بودند. آنها میخواستند یک جشنواره بینالمللی معتبر در سطح جهانی بسازند. مهمترین و استراتژیکترین گام در این راستا، تلاش فوری برای کسب اعتبار از فدراسیون بینالمللی انجمنهای تهیهکنندگان فیلم (FIAPF) بود. کسب موفقیتآمیز جایگاه «گرید A» از این نهاد جهانی که جشنواره شانگهای را در کنار غولهایی چون کن، ونیز و برلین قرار میداد، یک دستاورد دیپلماتیک و فرهنگی عظیم بود. این اعتبار بینالمللی به جشنواره اجازه داد تا از همان دوره اول محلی برای نمایش فیلمهای مهم جهانی، جذب داوران سرشناس و راهاندازی یک بازار فیلم قابل اعتماد برای تعاملات سینمای شرق و غرب باشد.
گریدهای جشنوارهها چیستند؟
سیستم درجهبندی یا اعتبارسنجی معتبرترین جشنوارههای جهان توسط «فدراسیون بینالمللی انجمنهای تهیهکنندگان فیلم (FIAPF) که به عنوان نهاد ناظر بر صنعت سینمای جهانی عمل میکند، مدیریت میشود.
این فدراسیون جشنوارهها را به چند دسته اصلی طبقهبندی میکند تا از تداخل برنامهها جلوگیری کرده و استانداردهای کیفی را حفظ کند.
معتبرترین رده، «جشنوارههای فیلم رقابتی» (Competitive Feature Film Festivals) است که به اصطلاح گرید A شناخته میشود. این دسته شامل جشنوارههایی با گستره بینالمللی، هیئت داوران رسمی و تمرکز بر فیلمهای بلند داستانی است که برای جوایز اصلی رقابت میکنند جشنواره کن، ونیز و برلین نمونههای بارز این گرید هستند.
دسته بعدی، «جشنوارههای فیلم رقابتی تخصصی» (Competitive Specialised Feature Film Festivals) است که بر یک ژانر خاص (مانند جشنواره «سیتخس» برای فیلمهای فانتزی و ترسناک)، یک منطقه جغرافیایی (مانند جشنواره «بوسان» با تمرکز بر سینمای آسیا) یا یک فرمت خاص (مانند جشنواره «انسی» برای انیمیشن) تمرکز دارند. دستههای دیگر شامل جشنوارههای غیررقابتی (که بیشتر نقش ویترین دارند) و جشنوارههای تخصصی برای فیلمهای مستند و کوتاه میشوند.
جشنواره شانگهای تنها جشنواره فیلم در چین است که توسط فدراسیون بینالمللی انجمنهای تهیهکنندگان فیلم (FIAPF) به عنوان یک جشنواره «رقابتی غیرتخصصی» یا گرید A به رسمیت شناخته شده است. این اعتبار به آن اهمیت و وزنی جهانی میدهد.
اهمیت استراتژیک جشنواره فیلم شانگهای
جشنواره بینالمللی فیلم شانگهای (SIFF) بهعنوان مهمترین رویداد آسیایی از سویی ویترینی برای نمایش توانمندیهای روزافزون صنعت سینمای چین و معرفی آثار داخلی به مخاطبان و خریداران جهانی است و از سوی دیگر، به عنوان یک پل ارتباطی مهم میان سینمای شرق و غرب عمل میکند.
اهداف کلان آن شامل ترویج گفتگوی فرهنگی، ایجاد فرصت برای تولیدات مشترک و گشودن دروازهای کلیدی برای ورود فیلمسازان بینالمللی به بازار عظیم و پررونق چین است. در واقع، شانگهای با میزبانی این رویداد، خود را به عنوان یک قطب فرهنگی و اقتصادی در صنعت سینمای جهان معرفی و تثبیت میکند.
یکی از اصلیترین اهداف جشنواره شانگهای، کشف استعدادهای جدید و معرفی آثار سینمایی برجسته از سراسر جهان به مخاطبان آسیایی است. رقابت برای کسب جایزۀ اصلی جشنواره «جام طلایی» (Golden Goblet)، همواره بسیار فشرده بوده و برندگان آن اغلب مسیر موفقیت بینالمللی را طی کردهاند.
سینمای ایران نیز همواره حضور موفقی در این جشنواره داشته است که یکی از درخشانترین نمونههای آن، فیلم «قصر شیرین» (Castle of Dreams) ساختۀ رضا میرکریمی است که در سال ۲۰۱۹ موفق به کسب سه جایزۀ اصلی، از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد (حامد بهداد) شد.
از دیگر نمونههای موفق بینالمللی میتوان به فیلم استرالیایی تحسینشده «قلمرو حیوانات» (Animal Kingdom) اشاره کرد که موفقیتش در شانگهای به تثبیت اعتبار جهانی آن کمک شایانی کرد و یا فیلم مستقل آمریکایی «دختر مرده» (The Dead Girl) که با دریافت جایزه بزرگ این جشنواره، توجه منتقدان جهانی را به خود جلب نمود.
این نمونهها به خوبی نشان میدهند که جشنواره شانگهای یک سکوی پرتاب مهم برای فیلمهایی است که به دنبال تحسین منتقدان و موفقیت در بازارهای جهانی هستند.
بخشهای اصلی جشنواره فیلم شانگهای
جشنواره شانگهای از بخشهای متنوعی تشکیل شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
بخش مسابقه اصلی(Golden Goblet Award Competition):این بخش اصلیترین و رقابتیترین بخش جشنواره است که در آن فیلمهای بینالمللی برای کسب جایزه اصلی، یعنی «جام طلایی» رقابت میکنند.
مسابقه استعدادهای جدید آسیایی(Asian New Talent Award): این بخش بهطور ویژه بر کشف و حمایت از فیلمسازان نوظهور و استعدادهای جوان در سراسر آسیا تمرکز دارد.
پانورامای بینالمللی(International Panorama): در این بخش، مجموعهای از بهترین و تحسینشدهترین فیلمهای سال از جشنوارههای دیگر جهان به نمایش درمیآید.
هفته فیلم «کمربند و جاده» (Belt and Road Film Week):این بخش که ابتکار خاص جشنواره شانگهای است، به نمایش فیلمهایی از کشورهای عضو ابتکار «کمربند و جاده» چین میپردازد و به تقویت همکاریهای سینمایی میان این کشورها کمک میکند. این بخش از جشنواره شانگهای چین با ایجاد «اتحادیه جشنوارههای فیلم کمربند و جاده» (Belt and Road Film Festival Alliance) شبکهای از جشنوارههای معتبر را گرد هم آورده است. علاوه بر نمایش آثار سینمایی متنوع که اغلب بازتابدهنده فرهنگ و داستانهای بومی هر منطقه هستند، این بخش شامل کارگاههای آموزشی، نشستهای تخصصی برای تولید مشترک (co-production) و برنامههایی برای معرفی فیلمسازان نوظهور نیز میشود.
بخشهای دیگر: شامل بخشهای مستند، انیمیشن، ادای احترام به بزرگان سینما و نمایشهای ویژه میشود.
آشنایی با جوایز اصلی جشنواره شانگهای
جایزه اصلی جشنواره شانگهای «جام طلایی» نام دارد که طراحی آن از یک جام نوشیدنی برنزی باستانی چینی الهام گرفته شده است. این جوایز در بخشهای زیر توسط هیئت داوران بینالمللی اهدا میشوند:
بهترین فیلم(Best Feature Film)
جایزه بزرگ هیئت داوران(Jury Grand Prix)
بهترین کارگردان(Best Director)
بهترین بازیگر مرد(Best Actor)
بهترین بازیگر زن(Best Actress)
بهترین فیلمنامه(Best Screenplay)
بهترین فیلمبرداری(Best Cinematography)
جایزه دستاورد هنری برجسته(Outstanding Artistic Achievement)
بازار فیلم شانگهای چیست؟
بازار فیلم شانگهای(Shanghai Film Market) به عنوان یکی از ارکان جشنواره بینالمللی فیلم شانگهای به شمار میرود و به عنوان یکی از فعالترین و پویاترین بازارهای فیلم در قاره آسیا شناخته میشود.
این بازار یک پلتفرم جامع برای متخصصان صنعت سینما از سراسر جهان فراهم میکند تا در فعالیتهای تجاری گوناگون شرکت کنند.
کارکردهای اصلی این بازار شامل سه حوزه کلیدی است: اول، خرید و فروش حق پخش فیلمهای سینمایی تکمیلشده برای اکران در مناطق جغرافیایی و پلتفرمهای مختلف؛ دوم، ایجاد فرصت برای فیلمسازان و تهیهکنندگان جهت یافتن سرمایهگذار برای تأمین بودجه و همچنین شناسایی شرکای بینالمللی برای پروژههای تولید مشترک (Co-production) و سوم، ارائه پروژههای سینمایی که هنوز در مراحل اولیه و در حال ساخت هستند.
این بخش آخر که تحت عنوان «پروژه فیلم شانگهای» (SIFF Project) فعالیت میکند، به صاحبان آثار این امکان را میدهد تا ایدهها و فیلمنامههای خود را مستقیماً به تهیهکنندگان، خریداران و سرمایهگذاران بالقوه معرفی کرده و برای به سرانجام رساندن آنها حمایت جلب کنند.
جشنواره ونیز ۲۰۲۵ | کاملترین گزارش از افتتاحیه تا اختتامیه
ما شبیه این را در جشنوارههای دیگر نیز داریم که پیش از آن در جشنواره فیلم ونیز که تفصیلا به آن پرداخته بودیم اشاره کردیم. در جشنوارۀ ونیز نیز بخشهایی برای همکاری میان تهیهکنندگان و هنرمندان وجود دارد تا افرادی که برای ساخت آثار خود نیاز به بودجه دارند جشنواره بر اساس سیاستهای خود از آن حمایت کند.
جشنواره فیلم شانگهای هر ساله در خرداد ماه برگزار میشود و امسال نیز در سال 2026 از تاریخ 12 ژوئن معادل 22 خرداد آغاز میشود و تا 21 ژوئن معادل 31 خرداد ادامه خواهد داشت.
نگاهی به جشنواره فیلم شانگهای سال 2026 و نامزدهای آن
بیست و هشتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم شانگهای (SIFF) فهرست نامزدهای بخش رقابتی اصلی خود را برای کسب «جوایز جام طلایی» اعلام کرد. در این فهرست، آثاری از کارگردانانی چون ریس چلیک، نیکلاس رینکون گیله و سوزان هاینریش به چشم میخورد.
بخش رقابتی اصلی شامل ۱۲ فیلم است که همگی برای نخستین بار در جهان به نمایش درمیآیند؛ این یک اتفاق بیسابقه در تاریخ جوایز جام طلایی محسوب میشود.
این مجموعه شامل محصولات مشترک بینالمللی مانند «شب کوری» (Night Of Blindness)، محصول مشترک ترکیه و آلمان به کارگردانی چلیک و «مادر بیچاره» (The Miserable Mother)، محصول مشترک آلمان و فرانسه به کارگردانی هاینریش و همچنین فیلم «بیابان لوئیزا» (Luiza’s Desert) از آلن میناس، محصول مشترک برزیل و بریتانیا است.
همانند دورههای گذشته، بخش رقابتی اصلی میزبان سه فیلم چینیزبان است: «راپسودی آتلانتیک» (Atlantic Rhapsody) به کارگردانی ژونگ کایفنگ، «جمجمه بزرگ» (The Great Skull) ساخته لیو شیائویانگ (هر دو از چین) و «راز درون جعبه» (Secret In The Box) از کارگردان هنگ کنگی، فرانکی تم کوانگ یوئن. تنها اثر آسیایی دیگر این بخش، «آخرین شام من» (My Own Last Supper) به کارگردانی اسماعیل بسبث از اندونزی است.
جشنواره امسال حدود ۴۱۰۰ اثر از ۱۲۵ کشور و منطقه دریافت کرده که یک رکورد جدید محسوب میشود. این جشنواره همچنین با دریافت آثاری برای اولین بار از کشورهایی چون غنا و موزامبیک، دامنه جغرافیایی خود را گسترش داده است. حدود ۸۲ درصد از آثار ارسالی، برای نخستین بار در سطح جهانی یا بینالمللی به نمایش درمیآیند.
جوایز جام طلایی همچنان محور اصلی انتخابهای جشنواره شانگهای است. در مجموع ۴۹ اثر متنوع در پنج بخش برای کسب جوایز مختلف با یکدیگر رقابت میکنند.
علاوه بر بخش رقابتی اصلی، ۱۲ فیلم در بخش «استعدادهای جدید آسیا»، پنج فیلم در بخش مستند و پنج فیلم در بخش انیمیشن، به همراه ۱۰ فیلم کوتاه لایو-اکشن و پنج فیلم کوتاه انیمیشن حضور دارند. این آثار بخشی از ۴۲۰ فیلم داخلی و بینالمللی هستند که در ۱۵۰۰ نوبت اکران در سراسر شانگهای به نمایش در خواهند آمد.
تمامی ۱۲ فیلم حاضر در بخش رقابتی «استعدادهای جدید آسیا» که به کارگردانان نوظهور اختصاص دارد، برای نخستین بار در جهان به نمایش درمیآیند، به استثنای فیلم «۹ معبد به بهشت» (9 Temples To Heaven) از کارگردان تایلندی، سومپوت چیدگاسورنپونگسه، که پس از اولین نمایش در بخش «دو هفته کارگردانان» جشنواره کن، نخستین نمایش آسیایی خود را تجربه خواهد کرد.
همانطور که پیشتر اعلام شده بود، نخستین فیلم بلند کین وانگ با عنوان «اثر پایانی» (Afterpiece) که توسط درک یی تولید شده، به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره انتخاب شده است.
تونی لیانگ چیو-وای، بازیگر هنگ کنگی، ریاست هیئت داوران بخش رقابتی اصلی را بر عهده خواهد داشت. همچنین آنتونی چن، کارگردان سنگاپوری، گیتا گاندبیر، فیلمساز آمریکایی، و ویل بچر، انیماتور و کارگردان بریتانیایی، به ترتیب ریاست هیئت داوران بخشهای «استعدادهای جدید آسیا»، مستند و انیمیشن را بر عهده دارند.
جشنواره بینالمللی فیلم شانگهای با راهبری «اداره فیلم چین» و به میزبانی «گروه رسانهای چین» (CMG) و «دولت مردمی شهرداری شانگهای» برگزار میشود.
نامزدهای جوایز جام طلایی جشنواره شانگهای ۲۰۲۶
بخش رقابتی اصلی
- «راپسودی آتلانتیک» (Atlantic Rhapsody) (چین) | کارگردان: ژونگ کایفنگ
- «حلیمه» (Halima) (مراکش) | کارگردان: یاسین الادریسی
- «ایلومینادا» (Iluminada) (بلژیک) | کارگردان: نیکلاس رینکون گیله
- «بیابان لوئیزا» (Luiza’s Desert) (برزیل، بریتانیا) | کارگردان: آلن میناس
- «آخرین شام من» (My Own Last Supper) (اندونزی) | کارگردان: اسماعیل بسبث
- «شب کوری» (Night Of Blindness) (ترکیه، آلمان) | کارگردان: ریس چلیک
- «پسران دریا» (Sea Sons) (روسیه) | کارگردان: دانیل مرکولوف
- «راز درون جعبه» (Secret In The Box) (چین، هنگ کنگ) | کارگردان: فرانکی تم کوانگ یوئن
- «سوپربوهی» (Superbuhei) (آلمان) | کارگردان: یوزف براندل
- «جمجمه بزرگ» (The Great Skull) (چین) | کارگردان: لیو شیائویانگ
- «مادر بیچاره» (The Miserable Mother) (آلمان، فرانسه) | کارگردان: سوزان هاینریش
- «جای پارک» (The Parking Spot) (کانادا) | کارگردان: لویی گودبو
بخش استعدادهای جدید آسیا
- «۹ معبد به بهشت» (9 Temples To Heaven) (تایلند) | کارگردان: سومپوت چیدگاسورنپونگسه
- «درباره مادر» (About The Mother) (ترکیه) | کارگردان: بوشرا بلبل
- «بوما» (Boomah) (اردن، عربستان سعودی) | کارگردان: زید ابوحمدان
- «کاسواری» (Cassowary) (چین) | کارگردان: ژانگ هانیی
- «عصر یک روز سگی» (Dog Day Evening) (چین، هنگ کنگ) | کارگردان: ماک تین شو
- «اولین طعم او» (Her First Taste) (چین) | کارگردان: گونگ ییون
- «ماه شکارچی» (Hunter’s Moon) (هند، آلمان) | کارگردان: ریدهام جانوه
- «چشمانداز ناخوشایند: یک داستان» (No Good In Sight: A Story) (قزاقستان) | کارگردان: علیبی موکوشف
- «بدون دلخوری» (No Hard Feelings) (چین) | کارگردان: لیو شیچوان
- «چکاوک» (Skylark) (قرقیزستان) | کارگردان: نرگزه دوتیوا
- «غریبهها در کوهستان» (Strangers In The Mountain) (چین) | کارگردان: وان بو
- «دختر نابینا و یک فیل» (The Blind Girl And An Elephant) (بنگلادش، آلمان) | کارگردان: اشتیاق احمد زیاد
مستند
- «بنیگنو» (Benigno) (اسپانیا) | کارگردان: دیوید باوته
- «یادداشتهای ناشنیده» (Notes Unheard) (چین) | کارگردان: گو یون
- «ویرانهها» (Ruins) (مقدونیه شمالی، کرواسی، اسلوونی) | کارگردان: النا چمرسکا
- «ببر شرق» (The Tiger Of The East) (شیلی) | کارگردان: خورخه آسه ودو
- «چرخهای رؤیاهای فراموششده» (Wheels Of Forgotten Dreams) (صربستان، بلغارستان، کرواسی) | کارگردانان: میلوش لیوبومیروویچ، دانیلو لازوویچ
انیمیشن
- «آمادئو و دنیای جدید فرضی» (Amadeo And The Hypothetical New World) (برزیل) | کارگردانان: برندا لیگیا، ادو فلیستوک
- «دانته» (Dante) (سوئد، نروژ، دانمارک) | کارگردان: لیندا همبک
- «گارودا: جرئت رویاپردازی» (Garuda: Dare To Dream) (اندونزی) | کارگردان: رونی گانی
- «لوسی گمشده» (Lucy Lost) (فرانسه) | کارگردان: اولیویه کلر
- «وینیپگ، بذرهای امید» (Winnipeg, Seeds Of Hope) (اسپانیا، شیلی، آرژانتین) | کارگردانان: الیو گیروگا، بنیات بیتیا
همانطور که ملاحظه کردید حتی یک اثر آمریکایی نیز در بین نامزدهای این جشنواره حضور ندارد و این جشنواره جریان دیگری را طی میکند خلاف جشنوارۀ کن که ادعای هنری دارد ولی آن هم ویترینی از آثار آمریکایی است و تفاوت چندانی با جشنوارههای اسکار و برلین ندارد و همان لیست ثابت سالیانه را طی میکند.
دیدگاهتان را بنویسید