نقد و تحلیل فیلم جانشین | جشنواره فجر ۱۴۰۴
نقد و تحلیل فیلم جانشین | جشنواره فجر 1404
نویسنده: هاجر شمسیپور
فیلم «جانشین» سنگ بنایِ پُرتوان، در انتظار عمقِ ماندگار
هنگامی که قرار شد برای تماشای فیلم «جانشین» به سینما بروم، کنجکاوی مرا واداشت تا دربارهی این اثر و شخصیت محوریاش بیشتر بدانم.
کشف این نکته که شهید حسین املاکی، جوانی ۲۵ ساله از دامنۀ آرام و سرسبز شمال کشور، فرماندهی یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین عملیاتها در قلب منطقۀ پرهیاهوی غرب را بر عهده داشتهاند، برایم بسیار شگفتانگیز بود.
این مقام و مسئولیت خطیر در سن کم، پرسشهای عمیقی را در ذهن من زنده کرد: او چه ویژگیهای شخصیتی و روحی داشته که اینچنین ممتاز و منحصربهفرد شده؟ شیوۀ مدیریت در میدان و خارج میدان چگونه بود؟ رفتار او در برخورد با دوستان، فامیل، همسر و فرزندان چگونه تجلی مییافت؟ و مهمتر از همه، عمق ارتباط او با خویشتن و با خالق هستی چگونه شکل گرفته بود؟ خلاصه که کشف این کیمیای درونی و راز رسیدن به این درجه از نبوغ و خلوص که از او چنین شخصیتی ساخته را از دیدن فیلم و هنر فیلمساز توقع کردم.
اما آیا فیلم جانشین با وجود تمام نقاط قوتش توانست در رسیدن به این هدف موفق باشد یا خیر؟
فیلم «جانشین»، جدیدترین اثر سینمایی مهدی شامحمدی در مقام کارگردان و روحالله سهرابی در مقام تهیهکننده، با روایت زندگی سردار شهید حسین املاکی در عملیات «نصر ۴»، تلاشی جسورانه برای ثبت حماسهای دیگر از دوران دفاع مقدس است.
و خدا را شاکریم که هنوز هنرمندانی متعهد به ارزشهای این مرز و بوم داریم که با وجود تمام سختیها عرصۀ فیلم دفاع مقدس را خالی نکرده و باعث میشوند جشنواره فیلم فجر رنگ و بوی رسالت اصلی خودش را حفظ کند.
اما با وجود تمام نقاط و نکات مثبت باید گفت این اثر در مواجهه با مخاطب، دوگانۀ اصلی سینمای دفاع مقدس را به نمایش میگذارد: توانایی اجرای فنی در مقابل کمبودِ عمق در شخصیتپردازی.
فهرست مطالب
Toggle۱. اجرای تکنیکی و فرم: تضاد در خوانشها
در بررسی جنبههای فنی، شاهد دوگانگی در ارزیابی هستیم؛ جایی که نیت خالصانۀ فیلمساز برای ادای دین، با ضعفهای ساختاری در روایت، درگیر میشود:
- جنبههای تکنیکی قابل تحسین: کیفیت فنی صحنههای نبرد، به ویژه بازسازی عملیات نصر4 در ارتفاعات کردستان، در سطح بالایی قرار دارد. این امر نشان میدهد تیم فنی در خلق اتمسفر میدانی موفق بودهاند.
- تکیه بیش از حد بر جنگ: برای جبران ضعف در روایت زندگی درونی، فیلم به افراط در صحنههای جنگی روی آورده است. این صحنهها، هرچند فنی اما به جای تقویت اثر، تمرکز مخاطب را از داستان انسانها به نمایش عملیات تغییر داده است.
- فیلمساز در بخشهایی از ابتدا و انتهای فیلم با قرار دادن صحنههایی بدون بیان دیالوگ بهخوبی روایتی خوب از فضای آن زمان به تصویر کشیده (مثل نشان دادن وحدت شیعه و سنی در نماز جماعت انتهای فیلم و..)
- نقد ریتم و موسیقی: ریتم فیلم بسیار کند و گاها کسالتبار است و در مقابل، برخی عناصر فنی از جمله موسیقی شلوغ و پرهیاهو، بهجای تقویت معنا، موجب خودنمایی ابزار شده و تلاش برای جبران خلأ دراماتیک با صحنههای جنگی، بی فایده است. این حجم از اجرا، گاهی بر لطافت روایت غلبه کرده و فرصت را برای شخصیتپردازی بیشتر هدر داده است.
۲. ساختار روایی و شخصیتپردازی: قربانی شدن ابعاد انسانی
بزرگترین آسیب فیلم، هدر رفتن پتانسیل شخصیتها برای تبدیل شدن به الگوهای ملموس و فراگیر است:
- شخصیتپردازی نمادین و تکبعدی: شخصیتها بهویژه شهید املاکی، اغلب در قاب صرفاً نظامی و مدیریتی باقی میمانند آن هم نه آن طور که باید و شاید. این امر از تبدیل شدن آنها به «الگوهای جامع» (فراتر از صرفاً فرماندهی) جلوگیری میکند.
- فرصتهای از دست رفته در روایت: سکانسهایی که پتانسیل نمایش ابعاد شخصی (مانند ارتباط شهید با خانواده جوانش) یا بازگویی دقیق روایتهای واقعی(مانند نحوۀ بازیابی حافظه شهید طبق گفته همسرش) را داشتند، به نفع ساختارهای روایی کلیشهای و از پیش تعیینشده فدا شدند.
- شخصیتهای تکبعدی: اغلب شخصیتها، از جمله شهدا، فراتر از نقش نظامیشان دیده نشدند. آنها به جای تبدیل شدن به الگوهای جامع (همسر، پدر، برادر، جوانِ معمولی) عمدتاً در کادر مدیریت عملیات باقی ماندند. این کمبود در نمایش ابعاد خانوادگی(مانند فرصت از دست رفته در دیدار شهید املاکی با خانوادهاش) موجب شد که مخاطب نتواند پیوند عاطفی عمیق و واقعی با اسطورههای معرفیشده برقرار کند.
۳. بازیگری: درخشش در سایه ضعف متن
در عرصۀ بازیگری در جانشین، شاهد بازیهای متفاوتی بودیم که تأییدکننده این نکته است که استعدادها در متن اثر محدود شدهاند:
- نقطه قوت در بخش فرعی(شکیب شجره): بازی شکیب شجره در نقش فرامرز، بهعنوان نقطه اوج عاطفی فیلم، به درستی درخشید و توانست عمق بیشتری نسبت به سایر شخصیتها به اثر اضافه کند طوری که بیننده در صحنۀ پرهیاهوی عملیات نصر4 دنبال او میگردد و این خود نشاندهندۀ توانمندی فیلساز در خوب به تصویر کشیدن شخصیت اوست و ایجاد سوال اینکه: چرا او علیرغم توانمندیاش در شخصیتسازی سایر کاراکترها چنین موفق نبوده؟!
- چالشهای بازیگر اصلی (آرمان درویش): اگر چه او به عنوان بازیگری که سابقا تجربه بازی در چند اثر دیگر را دارد نه اینکه نابازیگری باشد صرفا شبیه شهید و اگرچه در بخشهایی از فیلم خوب هم از عهدۀ نقشش برآمده اما همچنان تا رسیدن به یک بازی جذاب و گیرا که مخاطب را همراه کند فاصله دارد.
جمعبندی نهایی: سنگ بنایی برای آینده ژانر
«جانشین» فیلمی است که نیت خیر و تلاش فنی سازندگانش کاملاً در آن مشهود است. این فیلم یک سنگ بنای ارزشمند برای سینمای دفاع مقدس محسوب میشود و ساخت امثال آن قویاً باید تشویق شود تا راه برای آثار بعدی باز شود. با این حال، برای ماندگاری واثرگذاری بیشتر، سازندگان باید توجه داشته باشند که:
«حماسه، زمانی جاودانه خواهد شد که ریشههای انسانی قهرمان در خاکِ درامِ قصه کاشته شده باشد.»
فیلم باید در تولیدات آتی، تمرکز خود را از اجرای صرف صحنههای نبرد به قصهگویی عمیق و شخصیتپردازی چندلایه تغییر دهد تا بتواند مخاطب عام را به شکلی پایدار جذب و قهرمانان را به شایستگی معرفی نماید.
در آخر همه را به دیدن این فیلم که تنها برشی کوتاه از اعجاز دفاع مقدس و نقش آفرینی سربازان جان برکف این میهن است، دعوت کرده، این وعده را به مخاطب می دهم که با وجود تمام ضعفهایی که بیان شد، بعد از تمام شدن فیلم با حس غرور و شعف سالن را ترک خواهند کرد چیزی که متأسفانه در آثار سینمایی ما نایاب شده.
دیدگاهتان را بنویسید