نقد و تحلیل فیلم ابدیت Eternity 2025 | هالیوود و تصویرسازی جعلی از آخرت
فیلم «ابدیت» (Eternity) با به تصویر کشیدن جهانی که در آن خداوند غایب است و انسان سرنوشت ابدی خود را از میان گزینههای مصرفی انتخاب میکند، به مانند بیانهای برای جهانبینی مدرن عمل میکند. این اثر سینمایی، با حذف مفاهیم دینی پاداش و جزا و جایگزینی آن با عقلانیت بوروکراتیک، اصالت لذت (هدونیسم) و تجربهگرایی در روابط، شش ستون فکری اومانیسم سکولار را در قالب یک داستان عاشقانه بازنمایی کرده و زمینهای برای نقد تقابل آن با ادیان الهی فراهم میآورد.
نویسنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleمقدمه
فیلم (Eternity)ابدیت اثری بلند و آمریکایی در ژانرهای فانتزی، کمدی و عاشقانه محسوب میشود که روایت آن بر مضمون زندگی پس از مرگ تکیه دارد.[1]
کارگردانی این اثر را دیوید فرین(David Freyne) بر عهده داشته و فیلمنامه به نام دیوید فرین و پات کانن ثبت شده است.[2]
در فهرست بازیگران اصلی، نام مایلز تلر (Miles Teller)، الیزابت اولسن (Elizabeth Olsen) و کالوم ترنر (Callum Turner) به چشم میخورد [3].
در شناسنامۀ تولید، دو شرکت استدیو اپل(Apple Studios) و استار ثروئر(Star Thrower Entertainment) بهعنوان نهادهای تولید معرفی شدهاند و پخش سینمایی در آمریکا با نام شرکت(A24) ذکر شده است[4]
نمایش نخست در جشنوارۀ تورنتو در تاریخ ۷ سپتامبر ۲۰۲۵ ثبت شده و تاریخ اکران عمومی آمریکا ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵ اعلام گردیده است.[5]
بر پایۀ اطلاعرسانی رسمی اپل تیوی پرس(Apple TV Press) تاریخ دسترسی در پلتفرم اپل تیوی پلاس(Apple TV+) برابر با ۱۳ فوریۀ ۲۰۲۶ تعیین شده است.[6
این ترتیب اکران سینمایی و سپس عرضه در سرویس پلتفرمی، با منطق مدیریت پنجرههای نمایش در توزیع معاصر همراستا توصیف میشود.
این سبک از اکران درحال حاضر در ایران هم رایج شده و قبل از تمام شدن تاریخ رسمی اکران در سینماها فیلم در اکرانهای مجازی پخش میشود، مانند اکرانهای مجازی فیلمنت و فیلمیو [7].
پیشینۀ سازندگان و فعالیت در ژانرهای مشابه
در کارنامۀ دیوید فرین، نام آثار بلندی همچون درمان شده(The Cured) و قرار ملاقات آمبر (Dating Amber)به ثبت رسیده است.[8]
در قیاس با این سابقه، فیلم ابدیت تغییری محسوس در مؤلفههای ژانری و فضای روایی دارد و به قلمرو فانتزی با محوریت پس از مرگ وارد میشود[9].
شرکت استار ثروئر در وبگاه رسمی خود، فعالیت در تولید و تأمین مالی پروژههای سینما و تلویزیون را شرح داده و آثاری مانند شاه ریچارد (King Richard) و پست (The Post) را در فهرست پروژههایش آورده است.[10]
نام ابدیت نیز در فهرست آثار همین شرکت درج شده است. [11]
در حوزۀ پخش، صفحۀ رسمی شرکت A24 برای فیلم «داستان یک روح» (A Ghost Story) نشان میدهد که این شرکت مسئولیت انتشار و پخش اثر را بر عهده داشته است [12]. همچنین کارنامۀ A24 در انتشار آثار مشابه، این برداشت را تقویت میکند که در سبد محتوایی این ناشر نوعی تداوم و گرایش معنادار به مضامینی چون مرگ و سوگ دیده میشود [13]
اطلاعات مالی
بودجۀ تولید در منابع مرجع عمومی برابر با ۱۲ میلیون دلار گزارش شده است.[14]
بر پایۀ دادههای باکس آفیس موجو(Box Office Mojo)، فروش داخلی آمریکا ۲۳,۴۰۰,۳۳۵ دلار، فروش بینالمللی ۱۳,۴۴۸,۲۱۵ دلار و مجموع فروش جهانی ۳۶,۸۴۸,۵۵۰ دلار ثبت شده است.[15]
پایگاه دِ نامبرز(The Numbers) فروش داخلی را ۱۶,۲۱۰,۲۴۵ دلار، فروش جهانی را ۲۲,۵۹۶,۵۹۲ دلار و سهم بازار داخلی را ۷۱٫۷٪ گزارش میکند [16]
در همین پایگاه، فروش آغازین آخر هفته ۳,۱۷۵,۸۱۰ دلار و فروش دورۀ تعطیلات شکرگزاری (Thanksgiving Weekend) برابر با ۵,۲۴۲,۶۱۷ دلار درج شده است. [17] در بخش انتشار خانگی، تاریخ انتشار ویدیویی(VOD Release Date) برابر با ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵ ثبت شده است [18].
منطق بازار و سیاست فرهنگی
گزارشهای رسانهای از بازنگری راهبرد فیلم در اپل تیوی پلاس و تمایل به کاهش اکرانهای گسترده و تقویت محوریت عرضه در سرویس پلتفرمی سخن گفتهاند.[19]
در پوششهای مبتنی بر گزارش بلومبرگ(Bloomberg) همچنین به حرکت به سمت سبدی با تعداد کمتر پروژههای بسیار پرهزینه و پنجرههای سینمایی محدودتر اشاره شده است [20].
در چنین بستری، فیلم ابدیت با اتکا به بازیگران شناختهشده و مضمون پس از مرگ، ظرفیت جلب توجه در مرحلۀ اکران عمومی و سپس هدایت بخشی از مخاطبان به چرخههای تماشای پلتفرمی را داراست.[21]
اکران فیلم در ایالات متحده در ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵ و در آستانۀ روز شکرگزاری (۲۷ نوامبر ۲۰۲۵) انجام شد [22]. دادههای پایگاه «د نامبرز» نیز عملکرد گیشهٔ فیلم را در چارچوب تعطیلات شکرگزاری ثبت کرده است. این همزمانی را میتوان هدفمند دانست؛ زیرا مضمون پس از مرگ در محتوای فیلم با حالوهوای آیینی و تأملبرانگیز روزهایی که با سنتهای دینی و معنوی پیوند دارند، همخوانی دارد [23].
ترکیب این زمانبندی با اعلام عرضۀ پلتفرمی در ۱۳ فوریۀ ۲۰۲۶، پیوند میان تقویم اکران سینمایی و چرخههای مصرف خانگی را برجسته میکند [24].
افزون بر این، انتخاب روایت «پس از مرگ» در قالبی کمدی – عاشقانه را میتوان نوعی ورود به حوزهای دانست که با روایتها و تبیینهای دینی پیوند دارد؛ از اینرو چنین رویکردی میتواند موضوعی قابل تأمل و نقد باشد و گویی که فیلم تلاش کرده در چنین زمانی پا جا پای دین بگذارد[25].
خلاصۀ داستان
روایت با نمایش زندگی مشترک زوجی سالخورده به نامهای لَری و جوآن آغاز میشود؛ رابطهای که همزمان صمیمیت دیرپا و تنشهای روزمره را بازتاب میدهد.
آنها برای شرکت در مهمانی خانوادگی اعلام جنسیت نوزاد راهی میشوند و در همین مسیر آشکار میشود که جوآن به سرطان درمانناپذیر مبتلاست و قصد دارد این خبر را تا پایان ضیافت پنهان نگه دارد.
در جریان همان مهمانی، لَری با تصویری از لوک روبهرو میشود؛ همسر پیشین جوآن که در جنگ کره جان باخته است.
اندکی بعد، لَری هنگام خوردن پرتزل دچار خفگی میشود و مرگ او بهعنوان محرک اصلی پیشرفت روایت رخ میدهد [26][27].
ورود به تقاطع
پس از مرگ، لَری در قطاری دیده میشود و با ظاهری جوانتر به ساحت پس از مرگ گام مینهد. مقصد او مکانی با عنوان «تقاطع» (Junction) است؛ فضایی شلوغ و اداریمانند که ورود تازهدرگذشتگان را ساماندهی میکند. راهنمای او آنا است که با عنوان «AC» معرفی میشود؛ اصطلاحی مخففِ Afterlife Coordinator به معنای هماهنگکنندۀ زندگی پس از مرگ و ناظر فرایند انتخاب مقصد ابدی. آنا توضیح میدهد که هر روح باید در بازۀ هفتروزه مقصد نهایی خود را از میان «ابدیتها» (Eternities) برگزیند؛ هر ابدیت تم و فضای اختصاصی دارد و انتخاب آن بازگشتناپذیر است. همچنین تلاش برای خروج یا گریز از ابدیت انتخابشده میتواند به سقوط در «Void» یا باطل بینجامد؛ مکانی که در منطق جهان داستان بهصورت تاریکی بیانتها توصیف میشود [28][29][30].
دوراهی جوآن
پس از مدتی، جوآن نیز بر اثر پیشرفت بیماری درگذشته و همانند لَری با سیمایی جوانتر وارد تقاطع میشود.
هماهنگکنندۀ او فردی به نام رایان است. همزمان، لوک نیز در صحنه ظاهر میشود و اعلام میکند که دههها در تقاطع به انتظار نشسته و از انتخاب ابدیت خودداری کرده است تا جوآن به او بپیوندد. لوک همان همسر پیشین جوآن است که در جنگ کره کشته شده بود.
گره مرکزی داستان بر همین مبنا شکل میگیرد: جوآن باید میان همراهی با لوک، بهعنوان عشق نخست و همراهی با لَری، شریک سالهای طولانی زندگیاش، تصمیم بگیرد. برای مدیریت فشار این انتخاب، او با تازهدرگذشتهای به نام کارن دوستی برقرار میکند و در سوی دیگر، لَری نیز با راهنمای خود آنا به گفتوگو میپردازد [31][32].
تجربۀ آزمایشی
بهسبب پیچیدگی این وضعیت، به جوآن اجازه داده میشود هر دو ابدیت را بهصورت آزمایشی تجربه کند. دورۀ نخست با لوک در ابدیتی با حالوهوای کوهستانی سپری میشود.
در این فضا بخشی تفریحی با عنوان «آرشیو» (Archives) وجود دارد که امکان بازبینی بخشهایی از زندگی گذشته را فراهم میکند؛ بازبینیای که در لوک احساس حسادت و رقابت برمیانگیزد.
دورۀ بعد با لَری در ابدیتی ساحلی سپری میشود، با این تفاوت که لَری از ورود به آرشیو امتناع میکند. در ادامه، لوک نامهای را آشکار میسازد که لَری پیش از مرگ نوشته و در آن از انتظار و واگذاری تصمیم به جوآن سخن گفته است.
همزمان روایت توضیح میدهد که ارواح به سنی بازمیگردند که در آن بیشترین احساس رضایت را تجربه کردهاند؛ گزارهای که به بخشی از منطق درونی جهان پس از مرگ در داستان تبدیل میشود [33][34][35].
انتخاب نهایی
در مقطعی، جوآن برای فاصلهگرفتن از این دوگانگی اعلام میکند که ابدیت خود را در کنار کارن خواهد گذراند.
بااینحال، لَری با توجه به نشانههایی در ظاهر جوان جوآن نتیجه میگیرد که دورۀ بیشترین رضایت او به رابطۀ نخستش مربوط بوده است و از او میخواهد تصمیم خود را بر همان اساس سامان دهد.
آنا نیز توضیح میدهد که خود هیچ ابدیتی را انتخاب نکرده و ترجیح داده است در نقش هماهنگکننده باقی بماند، زیرا رضایتش را در یاریرساندن به دیگران مییابد.
پس از این مرحله، جوآن و لوک ابدیت کوهستانی را آغاز میکنند؛ اما با گذشت زمان، جوآن احساس نارضایتی میکند و بارها به آرشیو مراجعه میکند تا بخشهایی از گذشتهاش با لَری را بازبینی کند.
سرانجام تصمیم میگیرد از ابدیت انتخابشده خارج شود؛ اقدامی که خطر سقوط به «باطل» را در پی دارد و با مخالفت و هشدارهای لوک روبهرو میشود [36][37][38].
فرجام و بازگشت
در پایان، لوک بهعنوان بخشی از فرایند جدایی، به جوآن کمک میکند تا از آن ابدیت عبور کرده و مسیر بازگشت به تقاطع را بیابد.
پس از بازگشت، جوآن با همراهی رایان و آنا در جستوجوی لَری برمیآید و روشن میشود که لَری هیچ ابدیتی را انتخاب نکرده و در تقاطع باقی مانده است.
روایت با دیدار دوبارۀ جوآن و لَری پایان مییابد؛ آنها در نهایت وارد ابدیتی میشوند که از نظر فضا و حالوهوا به زندگی مشترک زمینیشان شباهت دارد [39][40].
مبانی تئوریک اثر
برای دستیابی به نقدی عمیقتر دربارۀ فیلم «ابدیت»، لازم است از لایۀ سطحی روایت عبور کرده و پیشفرضهای فلسفیای را که جهان داستان بر آنها بنا شده است واکاوی کنیم.
جهان ترسیمشده در این اثر خنثی یا فاقد جهتگیری فکری نیست و برساختۀ نوعی جهانبینی مشخص است که ریشههایی در برخی جریانهای فکری مدرن دارد.
در این بخش، شش ستون نظری که میتوان آنها را در پسِ ساختار مفهومی اثر شناسایی کرد شامل «اومانیسم سکولار»، «کالاییشدن متافیزیک»، «اصالت عاطفه»، «عقلانیت بوروکراتیک»، «تجربهگرایی ارتباطی» و «هدونیسم» با تفصیل بیشتری بررسی خواهد شد.
اومانیسم سکولار و جایگزینی انسان به جای خدا
محوریترین مبنای فکری که تار و پود اثر را شکل میدهد، اومانیسم یا انسانمداری است. در این چارچوب فکری، انسان معیار سنجش امور تلقی میشود و حتی جهان پس از مرگ نیز باید بر اساس نیازها، خواستهها و میزان رضایت او سامان یابد.
در روایت فیلم، نشانی از خدا بهعنوان حاکم مطلق یا مرجع داوری نهایی دیده نمیشود. ساختار «تقاطع» بهگونهای طراحی شده است که در آن ارادۀ انسان بر نظم تکوینی عالم تقدم مییابد و سرنوشت نهایی به انتخاب فرد واگذار میشود.
این رویکرد با تعریف بنیادین اومانیسم همخوانی دارد؛ جایی که سعادت بشر و شکوفایی فردی جایگزین مفهوم رستگاری دینی میشود و انسان خود را معمار نهایی سرنوشت خویش میانگارد [41].
در چنین چارچوبی، فیلم با حذف مفهوم پاداش و جزا و جایگزینی آن با گزینش شخصی، مرگ را از ساحت الهیاتی و قدسی به امری روانشناختی و مبتنی بر ترجیح فردی تقلیل میدهد.
در این پارادایم، انسان دیگر در مقام بندهای پاسخگو در برابر خالق تصویر نمیشود و بلکه بهصورت عاملی صاحب اختیار ظاهر میگردد که امکان انتخاب سرنوشت خود را دارد.
این نگاه را میتوان بازتابی از نوعی سکولاریسم نرم دانست؛ رویکردی که در آن مفاهیم قدسی حذف نمیشوند و تعریفی زمینی مییابند تا با عقل خودبنیاد انسان سازگار شوند [42].
نئولیبرالیسم و کالاییسازی ابدیت
مبنای دوم، نفوذ منطق بازار به ساحت لاهوت و امور معنوی است. در نظام فکری نئولیبرال، آزادی انتخاب فردی در بازار به منزلهی ارزش بنیادین و تقریباً مقدس تلقی میشود.
فیلم «ابدیت» این منطق را به جهان پس از مرگ تعمیم میدهد و آن را در چارچوب قواعد تجاری بازسازی میکند.
فضای «تقاطع» شباهتی آشکار به یک مرکز خرید دارد؛ جایی که گزینههای مختلف ابدیت (کوهستان، ساحل و …) همانند بستههای گردشگری یا کالاهای مصرفی در معرض انتخاب قرار میگیرند.
در چنین تصویری، متافیزیک کالایی قابل عرضه و انتخاب است. دیوید هاروی(David Harvey) جغرافیدان و نظریهپرداز برجسته، توضیح میدهد که در وضعیت نئولیبرال، تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و حتی ساحتهای درونی انسان تحت سیطرهی منطق مبادله و ارزشگذاری بازاری قرار میگیرد و در نهایت هیچ حوزهای از این منطق مصون نمیماند [43].
در جهان این فیلم، ابدیت سرنوشت محتوم یا پیامد اعمال نیست و محصولی است که کیفیت آن به مهارت فرد در انتخاب بستگی دارد.
بدین ترتیب، اضطراب وجودی مرگ به اضطراب انتخاب میان گزینههای متعدد تبدیل میشود؛ وضعیتی که بری شوارتز از آن با عنوان «پارادوکس انتخاب» یاد میکند. از نظر او، فزونی گزینهها در جوامع مصرفی الزاماً به افزایش آزادی نمیانجامد و میتواند به فلج تصمیمگیری و احساس نارضایتی دائمی بینجامد [44].
رومانتیسم و اصالت احساس (Sentimentalism)
سومین پایۀ نظری فیلم، اولویتبخشی به حقیقت عاطفی بر حقیقت عقلانی یا وحیانی است. این رویکرد ریشه در جنبش رومانتیسم دارد که در آن، احساسات درونی فرد، معتبرترین منبع برای شناخت حقیقت و راهنمای عمل تلقی میشود.
در جهان فیلم، ملاک یک ابدیت مطلوب، میزان خوشبختی یا عشق است، نه حقانیت یا تکامل اخلاقی. ژان ژاک روسو، از پیشگامان این تفکر، وجدان و احساسات درونی را راهنمای اصلی بشر میدانست و بر این باور بود که «آنچه قلب گواهی دهد، حقیقت است».[۴۵] فیلم با پیروی از همین الگو، رستگاری را در وصال عاشقانه خلاصه میسازد.
این نگاه سبب میشود مفاهیمی مانند تکلیف، قانون و مصلحت که در ادیان ابراهیمی محوریت دارند، به حاشیه رانده شوند. در جهانبینی فیلم، اگر عملی حس خوبی ایجاد کند، موجه و درست تلقی میشود.
این همان «اخلاق عاطفی» است که السدر مکاینتایر در کتاب در پی فضیلت آن را نقد میکند و معتقد است در دوران مدرن، گزارههای اخلاقی از مبانی عقلانی خود تهی شده و به ابراز سلیقۀ شخصی فروکاسته شدهاند.[۴۶]
افسونزدایی ماکس وبر
چهارمین مبنا، حاکمیت عقلانیت ابزاری و بوروکراسی بر جهان غیب است. ماکس وبر، جامعهشناس آلمانی، فرآیند مدرنیته را با مفهوم «افسونزدایی» توضیح میدهد؛ فرآیندی که در آن، جهان از نیروهای مرموز، جادویی و غیرقابلپیشبینی تهی میشود و همهچیز قابلمحاسبه، پیشبینی و مدیریتپذیر میگردد.[۴۷]
فیلم با نمایش مرگ در قالب یک فرایند اداری، شامل فرمها، راهنماها و قوانین خشک، اوج این افسونزدایی را به تصویر میکشد. حتی راز بزرگ مرگ نیز بوروکراتیزه شده و از هیبت و رمزآلودگی آن کاسته شده است.
این نوع بازنمایی، پروژه قدسیتزدایی از عالم بالا را تکمیل میکند. فرشتگان به کارمندان اداری بدل شدهاند و بهشت به پروژهای عمرانی شباهت یافته است.
این نگاه، محصول تفکری است که گمان میبرد با تکنیک و مدیریت میتوان بر تمام ساحتهای هستی، حتی مرگ، مسلط شد و آن را در چارچوبهای عقلانیت ابزاری بشر گنجاند.[۴۸]
تجربهگرایی ارتباطی و لیبرالیسم جنسی (Relational Empiricism)
پنجمین مبنای نظری که در تاروپود درام فیلم بافته شده، اعتقاد به کشف حقیقت از طریق آزمونوخطا در روابط انسانی است.
این دیدگاه که در روانشناسی مدرن غربی و جامعهشناسی خانواده (در آثار متفکرانی چون آنتونی گیدنز) ریشه دارد، معتقد است بهترین و شاید تنها راه برای یافتن شریک عاطفی و جنسی مناسب، مراودۀ مستقیم و معاشرت با گزینههای متعدد است.[۴۹]
در منطق فیلم، شخصیت اصلی برای رسیدن به یقین، نهتنها مجاز است، بلکه تشویق میشود تا زندگی با هر دو گزینه را تجربه کند.
این رویکرد، روابط را از ساحت تعهد پیشین یا انتخاب عقلانیِ مبتنی بر معیار، خارج کرده و به حوزۀ «تجربۀ زیسته» وارد میکند.
دیدگاه نهادینهشده در این تفکر آن است که شناخت واقعی انسانها، جز از طریق همزیستی و تعامل نزدیک، از جمله تماس عاطفی و جنسی، امکانپذیر نیست.[۴۹]
این مبنا که گاه با عناوینی چون «عشق سیال» یا «رابطۀ خالص» شناخته میشود، هرگونه محدودیت شرعی یا سنتی را مانعی بر سر راه سعادت میداند.
در این پارادایم، پاکدامنی یا خویشتنداری پیش از انتخاب نهایی، فضیلت به شمار نمیرود و نوعی ناآگاهی تلقی میشود که میتواند به انتخابی نادرست منجر گردد.[۵۰]
فیلم با عادیسازی این آزمونوخطا ایدئولوژیای را نمایندگی میکند که بر اساس آن، حقیقت یک رابطه در آغاز و از طریق منطق و تعهد نیست و در پایانِ یک فرآیند تجربهگرایانه آشکار میشود.
هدونیسم و اصالت لذت (Utilitarian Hedonism)
ششمین و آخرین ستون فکری فیلم، غلبۀ هدونیسم (لذتگرایی) بر جهانبینی حاکم بر آن است. در فیلم، قاعدهای وجود دارد که طبق آن، ارواح به سنی بازمیگردند که در آن شادترین بودهاند.
این گزاره، شادی و لذت را بهعنوان جوهر وجودی انسان و معیار نهایی کمال معرفی میکند. این دیدگاه ریشه در فلسفۀ فایدهگرایی، بهویژه آرای جرمی بنتام (Jeremy Bentham) دارد که خیر اخلاقی را با میزان لذت و دوری از رنج میسنجد.[۵۱]
در الهیاتِ فیلم، «انسان کامل» فردی باتقواتر یا داناتر نیست؛ بلکه کسی است که لذت بیشتری را تجربه کرده است.
این نگاه تقلیلگرایانه، غایت حیات را از رشد معنوی به انبساط خاطر تغییر میدهد و بهشت را جایگاه قرب الهی نمیداند، بلکه محلی برای استمرار لذتهای زمینی تعریف میکند. بدینترتیب، فیلم تمام مفاهیم متعالی را در پای لذت فردی «ذبح» میکند.
نقد مبانی فکری و تئوریک در ترازوی اندیشۀ اسلامی
پس از تبارشناسی مبانی فکری اثر در بخش پیشین، اکنون ضرورت دارد تا اعتبار این پیشفرضها با معیارهای وحیانی و عقلی اسلام سنجیده شود.
اگر در بخش قبل به چیستیِ شالودههای جهانِ فیلم پرداختیم، در این بخش به استدلال در باب چگونگی نسبت این بنیانها با حقیقت دینی میپردازیم. در ادامه، تعارض ماهوی شش بنیان نظری فیلم را با منظومهی فکری اسلام، با تکیه بر متون مرجع حکمی و آیات قرآن کریم تبیین میکنیم.
نقد اومانیسم: پندار استقلال
نخستین چالش نظری فیلم، جایگزینی ارادهی انسان به جای مشیت الهی است؛ رویکردی که در ادبیات فکری از آن با عنوان «اومانیسم» یاد میشود. در دستگاه معرفتی اسلام، ارادهی انسانی در طول ارادهی الهی و در چارچوب اذن او مؤثر است، نه آنکه به صورت مستقل بتواند سرنوشت غایی خود را رقم بزند.
بر مبنای آرای علامه طباطبایی در تفسیر جایگاه وجودی انسان، مقام خلافت الهی مشروط به عبودیت است؛ از اینرو، انسان در تصرفات تکوینی عالم فاقد استقلال ذاتی است.
اصالت بشر در تفکر اومانیستی، انسان را «مالک» خویش و جهان میانگارد؛ در حالی که حکمت متعالیه، وجود انسان را عینالربط به حقتعالی میداند و هرگونه استقلالانگاری را ناشی از خطای در شناخت هستی برمیشمارد. [۵۲]
در منطق روایی این اثر، انسان حتی پس از مرگ نیز از ارادهای مطلق برخوردار است و میتواند حیات پس از مرگ خود را شخصاً طراحی کند.
این در حالی است که قرآن کریم دربارهی روز جزا با قاطعیت تصریح میفرماید که حاکمیت در آن روز منحصراً از آنِ خداوند است و اوست که با عدالت مطلق خود سرنوشت همگان را معین میکند: ﴿الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ﴾ [۵۳].
استاد مطهری در نقد جهانبینیهای انسانمحور، استدلال میکند که آزادی در اسلام، «رهایی از خودِ نفسانی برای نیل به حق» است، نه «آزادی نفس برای تغییر قوانین ثابت هستی».[۵۴]
اومانیسم جاری در اثر، با تبدیل کردن انسان به خدایی کوچک که حتی بهشت را مطابق میل خویش بنا میکند، با اصل قرآنی ﴿وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنیَ شَاءَ اللَّهُ﴾ تعارض مبنایی دارد. [۵۵]
نقد نئولیبرالیسم: کالاییشدن ابدیت
روایت اثر با کالاییسازی مفهوم ابدیت، منطق بازار را بر ساحت آخرت تحمیل میکند. نقد اسلامی بر این رویکرد، مبتنی بر تباین ماهوی دنیا و آخرت است؛ آخرت «دار جزا» و باطن دنیاست، نه بازاری برای انتخاب تفریحات.
آیتالله جوادی آملی با تبیین رابطهی وجودی دنیا و آخرت، استدلال میکند که آخرت، ظهور ملکوت اعمال دنیوی است و نمیتواند محیطی قراردادی برای مبادلهی گزینهها باشد. [۵۶]
آنچه در فیلم تحت عنوان «پارادوکس انتخاب» و اضطراب ناشی از آن نمود مییابد یعنی پشیمانی برخی شخصیتها از حیات ابدیِ برگزیدهشان و تلاش برای گریز از آن در واقع بازتابی از تلقی غربی از مفهوم آرامش است.
این تلقی، آرامش را با آزادی مطلق در اراده و انتخاب برابر میداند. حال آنکه در مبانی فکری اسلامی، آرامش و سکینه، محصول اتصال به منبع واحد فیض الهی است، نه ثمرهی سرگردانی در میان کثرت گزینههای مادی.
چنانکه ملا مهدی نراقی در جامعالسعادات استدلال میکند تعلق خاطر به کثرت، ریشهی اصلی تشویش نفس است و راه رهایی از آن «توحید توجه» یا معطوف ساختن تمام توجه به حقتعالی است. [۵۷]
این استدلال با گزارهی قرآنی ﴿أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ تأیید میشود که آرامش را منحصراً در یاد خدا میداند. [۵۸]
بنابراین، رویکرد کالایی به ابدیت که بر حق انتخاب آزادانه استوار است، شأن قدسی عالم آخرت را تا سطح یک بنگاه معاملاتی تنزل میدهد.
نقد رومانتیسم: مغالطۀ جایگزینی احساس به جای تعقل
رمانتیسم، بهعنوان یک مکتب فکری غربی که در سینما نمود فراوانی یافته است، رستگاری انسان را در گرو تحقق امیال عاطفی و رسیدن به معشوق میداند.
در این دیدگاه، عشق زمینی، فارغ از پیامدهای آن، اولویت مطلق است و یگانه مسیر سعادت معرفی میشود. این اثر نیز با اولویتبخشی به عاطفه، آن را طریق انحصاری رستگاری معرفی میکند.
در مقابل، دیدگاه اسلامی ضمن به رسمیت شناختن جایگاه عواطف، آن را معیار نهایی برای تشخیص حق از باطل نمیداند.
علامه محمدتقی جعفری در نقد فرهنگ احساسگرا، بر این نکته تأکید میکند که «حیات معقول» بر پایۀ نظارت عقل بر امیال و احساسات استوار است و رها کردن عواطف بدون مهار عقلانی، به سقوط انسان میانجامد [59]. (البته بررسی ذاتی یا اعتباری بودن حسن و قبح، مجالی دیگر در فلسفۀ اخلاق میطلبد).
آسیبشناسی این رویکرد آن است که «هوای نفس» را در پوشش فریبندۀ «عشق» پنهان میسازد. قرآن کریم با گزارهٔ «عَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ» (چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه برای شما بد است) بر خطاپذیری احساسات تأکید میورزد [60].
امام خمینی(ره) نیز در شرح حدیث جنود عقل و جهل، محبتهای فاقد پشتوانه عقلی و شرعی را از دامهای بزرگ بر سر راه سالک برمیشمارد [61].
از این منظر، هر عشق و علاقهای مشروع و پسندیده نیست بلکه تنها محبتی ارزشمند است که در راستای محبت الهی(در طول خداوند) باشد، نه در رقابت با آن (در عرض او). بنابراین، رستگاری حقیقی در پیروی از امیال آنی نیست بلکه در تبعیت از صراط مستقیم الهی است، حتی اگر با خواستههای نفسانی در تضاد باشد.
نقد دیوانسالار کردن (بوروکراتیک ساختن) عالم آخرت
تصویر دیوانسالارانه از مرگ و عالم پس از آن، تلاشی برای افسونزدایی و زدودن هیبت و قداست آخرت است.
در اندیشۀ اسلامی، جهان پس از مرگ، عالمی با مراتب وجودی برتر و پیچیدهتر از دنیای مادی است که درک آن فراتر از محاسبات اداری و بوروکراتیک(نظام رسمی و خشک اداری) میباشد. ایمان به غیب، رکن اصلی مواجهه با این عالم به شمار میرود.
فرشتگان در قرآن «مُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» و کارگزاران باهیبت الهی هستند، نه کارمندان یک اداره. علامه طباطبایی در رساله الولایه استدلال میکند که عوالم غیبی دارای مراتب وجودی شدیدتر و قویتر از عالم ماده هستند و ادراک آنها نیازمند شهود قلبی است، نه فهمی اداری[62].
از این رو، مواجهه با این عوالم و کارگزارانش، مستلزم خشیت و تبعیت است، نه چانهزنی و مذاکره [63].
این «غیبزدایی» که در اثر دیده میشود، از نگرشی مادیگرا نشئت میگیرد که میکوشد امر بینهایت را در قالبهای محدود ذهنی بگنجاند.
در حالی که اسلام با حفظ قداست مرگ، انسان را به تذکر و بیداری فرامیخواند، تصویرسازی اداری از آن، مرگ را به رخدادی روزمره و پیشپاافتاده تقلیل میدهد و نیروی تحولآفرین آن را از بین میبرد.
نقد تجربهگرایی جنسی: امتناع از شناخت از طریق گناه
پنجمین مبنای مورد نقد در این اثر، ترویج «تجربهگرایی جنسی» به مانند روشی برای شناخت شریک زندگی است.
این دیدگاه، انسان و روابط او را شبیه یک آزمایشگاه میکند و بر این پیشفرض استوار است که بدن و روح، ابزارهایی برای آزمون و خطا هستند.
در مقابل، اسلام بر عفاف و طهارت نفس به مانند بستر شناخت حقیقی تأکید میورزد. چنانکه استاد مطهری در کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب استدلال میکند، نظریۀ آزادی جنسی برای شناخت، به آرامش نمیانجامد و برعکس به هوسرانی سیریناپذیر و تنوعطلبی بیمارگونه دامن میزند. [64]
قرآن کریم مسیر شناخت را از مجرای عقل، تحقیق و مشورت ترسیم میکند، نه از طریق آلودگی به گناه؛ زیرا گناه، حجابی بر قلب مینهد و ابزار شناخت حقیقی (فؤاد) را از کار میاندازد.[65]
تجربهگرایی جنسی، به فرسایش روح و قساوت قلب منجر میشود. کلام امام صادق(ع) مبنی بر اینکه «نگاه حرام، تیری زهرآلود از تیرهای شیطان است» بر تأثیر تکوینی و قهری این گناه بر روح انسان دلالت دارد.[66]
بنابراین، منطق فیلم که پاکدامنی را با جهل برابر میداند، در تضاد آشکار با حکمت الهی قرار دارد؛ چرا که در اسلام، نور بصیرت و قدرت تشخیص حق از باطل (فرقان)، نتیجۀ تقواست: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا»(انفال: ۲۹).[67]
نقد غایتشناسی: تقلیل هدف خلقت به لذتگرایی
نقد دیگر، به غایتشناسیِ اثر بازمیگردد. فیلم، هدف نهایی انسان را در لذت و شادکامی خلاصه میکند.
اگرچه اسلام لذتهای حلال را به رسمیت میشناسد، اما تقلیل غایت خلقت به لذتگرایی(هدونیسم)، خطایی بنیادین است.
هدف غایی در جهانبینی اسلامی، عبودیت و رسیدن به قرب الهی است. آیتالله مصباح یزدی در کتاب خودشناسی برای خودسازی استدلال میکند که کمال نهایی انسان، امری فراتر از لذتهای حسی و خیالی است و در قرب وجودی به خداوند تعریف میشود؛ لذتی که ماهیت آن با لذتهای مادی قیاسناپذیر است. [68]
بر همین اساس، فروکاستن بهشت به مکانی صرف برای خوشگذرانی نیز تنزل دادن شأن وجودی انسان است.
آیۀ شریفۀ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ (توبه: ۷۲) به صراحت بیان میکند که خشنودی خداوند، گوهری برتر از تمام نعمتهای مادی بهشت است.[69]
انسانی که فیلم ترسیم میکند، در سطح غرایز متوقف مانده است؛ اما انسان طراز اسلام، لذتهای دنیوی را ابزاری برای تعالی میبیند، نه هدف غایی. در نتیجه، رویکرد لذتگرایانۀ فیلم، مانع تعالی انسان به مراتبی فراتر از حیات غریزی میشود.
تحلیل روانشناختی روابط و نکتۀ مثبت اثر
چالشهای انتخاب از منظر روانشناسی غربی
فیلم بر این پیشفرض استوار است که تجربۀ زیسته با افراد متعدد، مسیری مطمئن برای یافتن شریک ایدهآل است.
این دیدگاه در روانشناسی مدرن با چالشهای جدی روبروست. بری شوارتز (Barry Schwartz) در نظریۀ «پارادوکس انتخاب» استدلال میکند که فزونی گزینهها و امکان مقایسۀ مداوم، به رضایت بیشتر نمیانجامد و به اضطراب، فلج تصمیمگیری و پشیمانی منجر میشود. در منطق این نظریه، فردی که مدام در حال سنجش بهترین گزینه است، هرگز نمیتواند از انتخاب خود لذت ببرد، زیرا همواره نگران گزینههای بهترِ از دسترفته است. [70]
همچنین، جامعهشناسانی چون آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) در نقد مفهوم «رابطۀ خالص» هشدار میدهند که سیالیت روابط و مشروط کردن تعهد به رضایت لحظهای امنیت هستیشناختی فرد را تخریب میکند. این آزمونگری مداوم، فرد را در معرض فرسودگی عاطفی(Emotional Burnout) و ناتوانی در ایجاد دلبستگی ایمن قرار میدهد.[71][72]
بنابراین، برخلاف ادعای فیلم، تجربۀ بیشتر لزوماً به انتخاب بهتر ختم نمیشود و ممکن است به ناتوانی کامل در انتخاب و تعهد بینجامد.
منطق عشق و امنیت در اسلام
فیلم عشق را کالایی «یافتنی» و محصول جستوجو در میان گزینهها معرفی میکند. در مقابل، قرآن کریم در آیۀ ۲۱ سورۀ روم، عشق (مودت) را امری «جعلشدنی» و آفریدنی میداند که خداوند آن را پس از پیمان نکاح، میان زوجین قرار میدهد: وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً.[73]
از منظر روانشناسی اسلامی، شرط لازم برای شکوفایی عاطفی، احساس امنیت است. فیلم با ترویج دورههای آزمایشی، شریک عاطفی را در جایگاه متهمی قرار میدهد که پیوسته در حال ارزیابی است.
در چنین فضایی، اضطراب ناشی از قضاوت شدن، مانع بروز خود واقعی و شکلگیری صمیمیت عمیق میشود.
اسلام با طرح مفهوم «میثاق غلیظ» (پیمان محکم)، بستری امن فراهم میآورد که در آن، طرفین نه نگران طردشدن ناگهانی هستند و نه در حال مقایسۀ دائمی؛ و دقیقاً در همین بستر امن و «سکینه» است که محبت پایدار ریشه میدواند.[74] تکیه بر آزمونگری، در واقع تخریب همین بستر امن و جایگزین کردن آرامش با هیجانی کاذب است.
تحلیل نکتۀ مثبت: واقعگرایی متعهدانه
با وجود تمام نقدهای بنیادین، پایانبندی فیلم حاوی پیامی قابل تأمل است که با یافتههای علمی نیز همسویی دارد.
شخصیتها در نهایت درمییابند که جستوجوی رابطۀ بینقص یا شریک ایدهآل، سرابی بیش نیست. آنها به این بلوغ میرسند که عشق حقیقی در «ساختن و ماندن» است، نه در «یافتن و رفتن».
این جمعبندی با یافتههای روانشناس برجستۀ روابط، جان گاتمن (John Gottman) همسو است. گاتمن معتقد است که حدود ۶۹ درصد از مشکلات زوجین، دائمی و غیرقابل حل هستند و هدف یک رابطۀ سالم، حل تمام مشکلات نیست بلکه «مدیریت» آنها و پذیرش تفاوتهاست.[75]
در اندیشۀ اسلامی نیز خانواده نه بر پایۀ نبود اختلاف نیست، بلکه بر مدارا، صبر و تغافل استوار است. تأکید نهایی فیلم بر اینکه «بهترین ابدیت، همان زندگی معمولی با تمام فرازونشیبهایش است» نقدی هوشمندانه بر توهم کمالگرایی مدرن است و به مخاطب میآموزد که تعهد، به معنای پذیرش نقصهای دیگری و تلاش مشترک برای ساختن معناست، نه تعویض مداوم شریک برای یافتن نسخهای بیعیب.[76]
منابع
[1] https://www.boxofficemojo.com/title/tt24950660/ ؛ https://a24films.com/films/eternity
[2] https://a24films.com/films/eternity ؛ https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[3] https://a24films.com/films/eternity
[4] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film) ؛ https://www.boxofficemojo.com/title/tt24950660/
[5] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film) ؛ https://www.boxofficemojo.com/title/tt24950660/
[6] https://www.apple.com/tv-pr/originals/eternity/ ؛ https://www.apple.com/tv-pr/news/2026/02/apple-original-films-new-in-february-2026/
[7] https://link.springer.com/chapter/10.1007/978-3-031-42182-2_5 ؛ DOI: 10.1007/978-3-031-42182-2_5
[8] https://www.imdb.com/name/nm3263357/
[9] https://www.imdb.com/name/nm3263357/ ؛ https://a24films.com/films/eternity
[10] https://www.star-thrower.com/about/ ؛ https://www.star-thrower.com/films/
[11] https://www.star-thrower.com/films/
[12] https://a24films.com/films/a-ghost-story
[13] https://a24films.com/films/a-ghost-story
[14] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[15] https://www.boxofficemojo.com/title/tt24950660/
[16] https://www.the-numbers.com/movie/Eternity-(2025)
[17] https://www.the-numbers.com/movie/Eternity-(2025)
[18] https://www.the-numbers.com/movie/Eternity-(2025)
[19] https://9to5mac.com/2024/09/27/apple-tv-shifts-movie-strategy-to-be-very-netflix-like-per-report/
[20] https://9to5mac.com/2024/09/27/apple-tv-shifts-movie-strategy-to-be-very-netflix-like-per-report/ ؛ https://www.theverge.com/2024/11/24/24304621/wolfs-sequel-cancelled-apple-tv-plus-theatrical-release-jon-watts-george-clooney-brad-pitt
[21] https://a24films.com/films/eternity ؛ https://www.apple.com/tv-pr/originals/eternity/
[22] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film) ؛ https://www.gov.ca.gov/2025/11/27/governor-newsom-proclaims-thanksgiving-day/
[23] https://www.the-numbers.com/movie/Eternity-(2025)
[24] https://www.apple.com/tv-pr/originals/eternity/ ؛ https://link.springer.com/chapter/10.1007/978-3-031-42182-2_5 ؛ DOI: 10.1007/978-3-031-42182-2_5
[25] https://a24films.com/films/eternity ؛ https://www.boxofficemojo.com/title/tt24950660/
[26] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[27] https://apnews.com/article/868b029f8c150c672c0736203799d479
[28] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[29] https://www.washingtonpost.com/entertainment/movies/2025/11/26/eternity-movie-review-elizabeth-olsen/
[30] https://www.imdb.com/title/tt24950660/ ؛ https://a24films.com/films/eternity
[31] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[32] https://apnews.com/article/868b029f8c150c672c0736203799d479
[33] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[34] https://www.thereviewgeek.com/eternity-endingexplained/
[35] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[36] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[37] https://screenrant.com/eternity-ending-explained/
[38] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[39] https://en.wikipedia.org/wiki/Eternity_(2025_film)
[40] https://www.polygon.com/eternity-ending-explained-director-david-freyne-interview/
[41] Law, Stephen. (2011). Humanism: A Very Short Introduction. Oxford University Press. https://www.google.com/search?q=https://global.oup.com/academic/product/humanism-a-very-short-introduction-9780199553666
[42] Taylor, Charles. (2007). A Secular Age. Harvard University Press. https://www.hup.harvard.edu/books/9780674026766
[43] Harvey, David. (2005). A Brief History of Neoliberalism. Oxford University Press. https://www.google.com/search?q=https://global.oup.com/academic/product/a-brief-history-of-neoliberalism-9780199283262
[44] Schwartz, Barry. (2004). The Paradox of Choice: Why More Is Less. Harper Perennial. https://www.harpercollins.com/products/the-paradox-of-choice-barry-schwartz
[45] Bertram, Christopher. (2020). “Jean Jacques Rousseau”. The Stanford Encyclopedia of Philosophy. https://plato.stanford.edu/entries/rousseau/
[46] MacIntyre, Alasdair. (1981). After Virtue: A Study in Moral Theory. University of Notre Dame Press. https://undpress.nd.edu/9780268035044/after-virtue/
[47] Weber, Max. (1946). “Science as a Vocation”. In From Max Weber: Essays in Sociology. Oxford University Press. https://www.google.com/search?q=https://ds.haverford.edu/bitstream/handle/10066/2324/Weber_Science_as_a_Vocation.pdf
[48] Ritzer, George. (2004). The McDonaldization of Society. Pine Forge Press. https://www.google.com/search?q=https://sk.sagepub.com/books/the-mcdonaldization-of-society-rev-new-century-ed
[49] Giddens, Anthony. (1992). The Transformation of Intimacy: Sexuality, Love and Eroticism in Modern Societies. Stanford University Press. https://www.sup.org/books/title/?id=2862
[50] Illouz, Eva. (2007). Cold Intimacies: The Making of Emotional Capitalism. Polity Press. https://www.google.com/search?q=https://www.politybooks.com/bookdetail%3Fbook_slug%3Dcold-intimacies-the-making-of-emotional-capitalism–9780745639048
[51] Bentham, Jeremy. (1789). An Introduction to the Principles of Morals and Legislation. Clarendon Press. https://www.utilitarianism.com/jeremy-bentham/index.html
[52] طباطبایی، سید محمدحسین. (1387). نهایه الحکمه (مرحلۀ دوازدهم: در مباحث واجبالوجود). قم: بوستان کتاب.
[53] قرآن کریم، سورۀ انفطار، آیۀ 19.
[54] مطهری، مرتضی. (1378). انسان در قرآن (مجموعه آثار، ج 2). تهران: صدرا. ص 275.
[55] قرآن کریم، سورۀ تکویر، آیۀ 29.
[56] جوادی آملی، عبدالله. (1385). یاد معاد (سلسله مباحث موضوعی). قم: اسراء. ص 112.
[57] نراقی، ملا مهدی. (1388). جامع السعادات (ترجمه سید جلالالدین مجتبوی). تهران: حکمت. ج 2، بحث حب دنیا.
[58] قرآن کریم، سورۀ رعد، آیۀ 28.
[59] جعفری، محمدتقی. (1376). ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه (جلد 11، بحث حیات معقول). تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
[60] قرآن کریم، سورۀ بقره، آیۀ 216.
[61] موسوی خمینی، سید روحالله. (1377). شرح حدیث جنود عقل و جهل. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. ص 145.
[62] طباطبایی، سید محمدحسین. (1388). رسالۀ الولایه. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
[63] قرآن کریم، سورۀ نازعات، آیۀ 5.
[64] مطهری، مرتضی. (1389). اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب. تهران: صدرا. ص 45-50.
[65] قرآن کریم، سورۀ نور، آیۀ 30.
[66] کلینی، محمد بن یعقوب. (1407 ق). الکافی، ج 5، ص 559. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
[67] قرآن کریم، سورۀ انفال، آیۀ 29.
[68] مصباح یزدی، محمدتقی. (1380). خودشناسی برای خودسازی. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. ص 88.
[69] قرآن کریم، سورۀ توبه، آیۀ 72.
[70] https://www.harpercollins.com/products/the-paradox-of-choice-barry-schwartz
[71] https://dictionary.apa.org/cognitive-dissonance
[72] https://doi.org/10.1037/0022-3514.79.6.995
[73] قرآن کریم، سورۀ روم، آیۀ 21. https://quran.com/ar-rum/21
[74] قرآن کریم، سورۀ نساء، آیۀ 21. https://quran.com/an-nisa/21
[75] https://www.gottman.com/blog/managing-conflict-solvable-vs-perpetual-problems/
[76] https://www.gottman.com/blog/the-magic-relationship-ratio-according-science/

دیدگاهتان را بنویسید