نقد فیلم دو روز دیرتر ۱۴۰۵ | یک کمدی معمولی با دغدغهای جدی
جریان اخیر سینمای ایران در محور کار های فرهنگی بیشتر در حوزه طنز بوده، ژانر و سبکی که مخاطبان را راحت تر به نشتسن و مشاهده کردن تشویق میکرده. اما در مورد این فیلم علاوه بر طنز و کمدی آن، دقت های بسیاری برای ساخت یک فیلم فرهنگی شده و از نکات علمی و روانشناسی هم بهره برده که در ادامه اشاره میشود.
پدیدآورنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleنقد فیلم دو روز دیرتر 1405 |یک کمدی معمولی با دغدغهای جدی
فیلم سینمایی دو روز دیرتر یک کمدی اجتماعی و کمدیـملودرام ایرانی به کارگردانی اصغر نعیمی، تهیهکنندگی محسن شیرازی و نویسندگی حمید اکبری خامنه است. فیلمنامه این اثر براساس طرحی از رضا مقصودی نوشته شده و فیلم در سال ۱۴۰۲ با مدتزمان حدود ۹۱ دقیقه تولید شده است.[۱][۲]
دو روز دیرتر محصول مشترک بنیاد فرهنگی روایت فتح، بنیاد سینمایی فارابی و مؤسسه بهمن سبز است. مؤسسه بهمن سبز علاوه بر مشارکت در تولید، پخش سینمایی فیلم را نیز بر عهده داشته است.[۱][۳]
داستان فیلم
داستان فیلم درباره سهیل و مریم، زوج جوانی است که برای مهاجرت برنامهریزی کردهاند و به همین دلیل تمایلی به فرزندآوری ندارند. آنها باوجود توصیهها و فشارهای پدر و مادر مریم، بچهدار شدن را به تعویق انداختهاند.[۴]
غلامحسین، پدر مریم، علاقه زیادی به داشتن نوه دارد و تلاش میکند این زوج را به فرزندآوری ترغیب کند. او مبلغی را از خواهرش به ارث برده و تصمیم گرفته است این دارایی را میان نوههایش تقسیم کند. سهیل و مریم که برای مهاجرت به پول نیاز دارند، پس از آگاهی از این تصمیم در برنامه خود تجدیدنظر میکنند و تصمیم میگیرند صاحب فرزند شوند.[۴][۵]
در ادامه، مرگ ناگهانی غلامحسین محاسبات آنها را تغییر میدهد و این زوج را با موقعیتهای تازه خانوادگی و مالی روبهرو میکند. داستان فیلم بر زندگی این زوج، تصمیم آنها برای مهاجرت، موضوع فرزندآوری، فشار خانواده و تأثیر مشکلات اقتصادی بر انتخابهای شخصی تمرکز دارد.[۴][۵]
در خلاصه رسمی منتشرشده از سوی جشنواره فیلم فجر نیز بر علاقه پدر مریم به داشتن نوه و فشار او بر این زوج تأکید شده است. شعار تبلیغاتی فیلم با عبارت خروجی خاندان ما از ورودیش بیشتر شده، این یعنی بحران… منتشر شد.[۳][۶]
بازیگران فیلم
سینا مهراد در نقش سهیل و پردیس احمدیه در نقش مریم، زوج اصلی داستان هستند و فرهاد آئیش نقش غلامحسین، پدر مریم، را بازی میکند.[۱]
دیگر بازیگران فیلم،گوهر خیراندیش، سیاوش چراغیپور، ناهید مسلمی، کمند امیرسلیمانی، سید جواد یحیوی، محمد فیلی، محمدرضا داوودنژاد، آزاده اسماعیلخانی، علی مهربان و امیرمحسن کوهگره.[۳][۷]
دو روز دیرتر ششمین فیلم بلند سینمایی به کارگردانی اصغر نعیمی است. او پیش از این فیلمهای بیوفا، سلام بر عشق، سایههای موازی، هایلایت و خط استوا را کارگردانی کرده بود. تهیهکننده اثر هم به عهده محسن شیرازی است. این فیلم با نویسندگی حمید اکبری خامنه ساخته شده است.[۲][۶]
محسن شیرازی، تهیهکننده فیلم، در نشست خبری چهلودومین جشنواره فیلم فجر اعلام کرد که شکلگیری پروژه حدود یک سال و نیم پیش از برگزاری جشنواره آغاز شده بود. به گفته او، سازندگان پس از بررسی داستان به این نتیجه رسیدند که موضوع فیلم در قالب طنز اجتماعی روایت شود.[۲]
اصغر نعیمی نیز دو روز دیرتر را اثری نزدیک به کمدی رمانتیک معرفی کرد که به مسائل اجتماعی و زندگی خانوادههای طبقه متوسط میپردازد. او هدف خود را ساخت فیلمی در محدوده سینمای حرفهای و برقراری ارتباط مستقیم با مخاطبان عنوان کرد.[۲]
فیلم در لوکیشنهای متعددی ساخته شده است. براساس گفتههای منتشرشده از سوی عوامل، تعدادی از مکانهای فیلمبرداری در ابتدا خالی یا مخروبه بودند و گروه تولید آنها را بازسازی و برای فیلمبرداری آماده کرد.[۲]
پوستر رسمی فیلم با طراحی شایان شفابخش، همزمان با حضور دو روز دیرتر در جشنواره فیلم فجر منتشر شد. نسخه دیگری از پوستر نیز در آستانه اکران عمومی فیلم در سال ۱۴۰۴ در اختیار رسانهها قرار گرفت.[۲][۶]
حضور در چهلودومین جشنواره فیلم فجر
دو روز دیرتر یکی از آثار حاضر در بخش رقابتی سودای سیمرغ چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر بود. این جشنواره در بهمن ۱۴۰۲ برگزار شد و نخستین نمایش رسمی فیلم نیز در همین دوره انجام گرفت.[۵][۹]حضور دو روز دیرتر در بخش سودای سیمرغ، این فیلم را در کنار دیگر آثار اصلی سینمای ایران در جشنواره سال ۱۴۰۲ قرار داد. پوستر و نخستین تصاویر رسمی فیلم نیز در آستانه نمایش جشنوارهای منتشر شدند.[۳][۶][۹]
پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر، اکران عمومی دو روز دیرتر در آبان ۱۴۰۴ انجام شد. براساس مصوبه شورای صنفی نمایش، فیلم به سرگروهی پردیس سینمایی مگامال و با پخش مؤسسه بهمن سبز از ۲۰ آبان ۱۴۰۴ وارد چرخه نمایش شد.[۱۰]
پس از پایان نمایش سینمایی، اکران آنلاین دو روز دیرتر برای ساعت ۱۸ روز سهشنبه ۹ تیر ۱۴۰۵ برنامهریزی شد. فیلم بهصورت اختصاصی در بخش سینما آنلاین پلتفرم فیلمنت در دسترس مخاطبان قرار گرفت.[۸][۱۱]
مقدمه و جریان شناسی
در سالهای اخیر، مسئله کاهش جمعیت، فرزندآوری، ناباروری و پیامدهای سقط جنین بیش از گذشته وارد تولیدات فرهنگی و تصویری شده است. صداوسیما و برخی نهادهای سینمایی نیز تلاش کردهاند این موضوعات را از قالب تبلیغات مستقیم خارج کنند و به سریال و فیلم سینمایی بسپارند. بخشی از این آثار با فضای خانوادگی و طنز ساخته شدهاند تا پیام سنگین و گاه حساس خود را در قالبی عمومیتر و قابلتحملتر به مخاطب منتقل کنند.
برای نمونه، مجموعه تلویزیونی پشت پرده با محوریت فرزندآوری، ناباروری و بحران کاهش جمعیت ساخته شد و داستان دو خانواده را روایت میکرد که یکی از آنها برای انجام درمان IVF به یزد سفر کرده بود.[۱۲] سریال رویای ریحانه نیز با موضوع فرزندآوری و حمایت از خانوادهها از شبکه دو پخش شد.[۱۳] مجموعه امیدوارها هم با فضای خانوادگی و چاشنی طنز، موضوعاتی مانند جوانی جمعیت، فرزندآوری و مشکلات اقتصادی را در دستور کار خود قرار داد.[۱۴]
در سینما نیز آثاری مانند بیمادر به مسئله ناباروری، رحم جایگزین و تصمیمهای اخلاقی و خانوادگی مرتبط با تولد فرزند پرداختهاند.[۱۵] دو روز دیرتر نمونه صریحتری از این جریان است، فیلمی که سازندگان و منابع معرفیکننده آن، فرزندآوری را یکی از موضوعات اصلیاش دانستهاند و داستان خود را حول زوج جوانی شکل میدهد که بهدلیل تصمیم به مهاجرت، بچهدار شدن را به تعویق انداختهاند.[۱۶][۱۷]
هرکدام از این آثار، فارغ از کیفیت هنری و میزان موفقیتشان، ارزش فرهنگی خاص خود را دارند. پرداختن به فرزندآوری در شرایطی که بسیاری از زوجهای جوان میان مشکلات اقتصادی، نگرانی از آینده و تشکیل خانواده گرفتار شدهاند، موضوع کماهمیتی نیست.
در مطالعات ارتباطات، برای این شیوه از اصطلاحهایی مانند سرگرمی ـ آموزش یا (Entertainment-Education) و اقناع روایی استفاده میشود. در این روش، پیام اجتماعی یا آموزشی در درون یک داستان سرگرمکننده قرار میگیرد تا مخاطب آن را از مسیر شخصیتها، درگیریهای داستانی و پیامد انتخابهای آنان دریافت کند. هدف این است که مخاطب احساس نکند با یک سخنرانی یا آگهی مستقیم روبهرو شده است.[۱۸][۱۹]
قدرت چنین روشی در این است که شخصیت داستان میتواند بهجای گوینده رسمی پیام عمل کند. مخاطب با او همراه میشود، نگرانیهایش را میبیند، با تصمیمهایش درگیر میشود و در پایان ممکن است بدون مواجهه با یک داده مستقیم، درباره رفتار یا نگاه خود تجدیدنظر کند. پژوهشهای حوزه ارتباطات سلامت نیز نشان دادهاند که روایتهای سرگرمکننده میتوانند بر آگاهی و گاهی رفتار مخاطبان اثر بگذارند. [۱۸][۲۰]
دو روز دیرتر نیز در همین جریان فرهنگی حرکت میکند. موضوع مرکزی آن مهم و قابل دفاع است و اصل تلاش برای تقویت خانواده و ایجاد میل به فرزندآوری را نمیتوان هدفی بیارزش دانست. حتی منتقدانی که از فیلمنامه و شیوه بیان فیلم ناراضی بودهاند، اصل انتخاب این موضوع را قابلتوجه دانستهاند. اختلاف منتقدان بیشتر از جایی شکل گرفته که فیلم میخواهد این هدف را به زبان سینما تبدیل کند. برخی آن را کمدی خوشریتم و دغدغهمند معرفی کردهاند و برخی دیگر معتقدند پیام فرزندآوری در آن بیش از اندازه مستقیم، ساده شده است.[۱۷][۲۱][۲۲]
بنابراین، دو روز دیرتر را میتوان یک کمدی معمولی با موضوعی مهم دانست،فیلمی که قصد دارد از ظرفیت طنز برای ترویج یک ارزش خانوادگی استفاده کند، اما ارزشمند بودن هدف بهتنهایی برای موفقیت یک اثر سینمایی کافی نیست. یک فیلم فرهنگی زمانی اثرگذار میشود که پیام آن از شخصیت و انتخابهای باورپذیر بیرون بیاید. اگر این پیوند بهدرستی شکل نگیرد، حتی بهترین موضوع نیز ممکن است به مجموعهای از دیالوگهای توضیحی و نتیجهگیریهای از پیش تعیینشده تبدیل شود.
این فیلم در کنار چند نکته مثبت، از جمله انتخاب یک مسئله مهم اجتماعی و تلاش برای بیان آن در قالب کمدی، نکات منفی فرهنگی قابلتوجهی نیز دارد. اینکه فیلم تا چه اندازه توانسته موضوع فرزندآوری را به شکلی طبیعی، مسئولانه و متناسب با واقعیت زندگی جوانان مطرح کند، باید با بررسی دقیقتر و نتیجهگیری نهایی آن سنجیده شود.
شادی فقط با رقص معنا پیدا نمیکند
یکی از مؤلفههای فرهنگی قابلبحث در فیلم، استفاده از سکانسهای رقص است. البته باید منصف بود، این صحنهها در مقایسه با بسیاری از فیلمهای کمدی جدید، متعادلتر و کنترلشدهترند و خبری از رقصهای اغراقآمیز دختر و پسر یا هنجارشکنیهای آشکار نیست. از این جهت، فیلم فاصله قابلتوجهی با برخی آثار سالهای اخیر دارد و نمیتوان آن را در همان سطح نقد کرد.
بااینحال، اصل تکرار این الگو همچنان جای تأمل دارد. چرا در بسیاری از آثار سینمایی، هر زمان قرار است شادی، جشن یا صمیمیت خانوادگی نشان داده شود، مسیر تقریباً همیشه به رقص ختم میشود؟ آیا هیچ شکل دیگری برای نمایش شادی در خانواده ایرانی وجود ندارد؟ این تکرار آرامآرام چنین تصویری ایجاد میکند که شادی جمعی بدون رقص ناقص است، تصویری که نمیتوان آن را بهسادگی بخشی طبیعی و اصیل از فرهنگ ایرانی دانست.

البته واقعیت این است که بخش زیادی از مخاطبان، درست یا نادرست، دیگر حساسیت چندانی نسبت به این صحنهها ندارند و حضورشان در فیلمهای کمدی تقریباً به یک کلیشه تبدیل شده است. شاید همین عادیسازی تدریجی و استفادههای ظاهراً ساده و کماهمیت، زمینه را فراهم کرده که این الگو امروز تا این اندازه تکرار شود. اتفاقی که ابتدا محدود و فرعی به نظر میرسد، با تداوم در آثار مختلف میتواند به یک نشانه ثابت برای تعریف شادی تبدیل شود.
بهتر بود فیلم این لحظات را با شکل دیگری از نشاط، شوخی خانوادگی، گفتوگو یا صمیمیت جمعی نمایش میداد. استفاده از کودکان برای اجرای رقص نیز انتخاب مناسبی نیست، چون کودک در چنین صحنهای به ابزاری برای جذابتر کردن تصویر تبدیل میشود و همان الگوی فرهنگی را از سن پایین ترویج میکند.
این نقد نسبت به بسیاری از ایرادهای دیگر فیلم، نقد سنگینی نیست، چون اجرای این صحنهها نسبتاً متعادلتر از نمونههای مشابه است. بااینحال، بحث بر سر انتخاب بهتر است. فیلم بدون این سکانسها نیز میتوانست فضای شاد خود را حفظ کند و حتی از نظر فرهنگی، تصویری کاملتر و قابلدفاعتر ارائه دهد. گاهی حذف یک عنصر کلیشهای، اثر را محدود نمیکند؛ آن را دقیقتر و سنجیدهتر میسازد.
فرهنگسازی هوشمند با یک کمدی
با وجود نقدهایی که میتوان به دو روز دیرتر وارد کرد، نکات فرهنگی مثبت فیلم کم نیستند. اثر در چند بخش تلاش میکند موضوعاتی حساس مانند روابط زناشویی، خرافهگرایی، سقط جنین، ربا و تغییرات رفتاری دوران بارداری را بدون تبدیل شدن به یک سخنرانی مستقیم وارد داستان کند. موفقیت فیلم در همه این بخشها یکسان نیست، اما برخی سکانسها نشان میدهند که میتوان مفاهیم اخلاقی و خانوادگی را در قالب طنز مطرح کرد، بدون آنکه طنز فیلم بهم بریزد.
شوخیهای نیمهجنسی؛ محدود و در خدمت موضوع
بخشی از داستان فیلم به مسئله فرزندآوری و رابطه یک زوج جوان مربوط است. چنین موضوعی بهطور طبیعی ظرفیت شکلگیری شوخیهای چندوجهی و کنایههای مخصوص مخاطب بزرگسال را دارد. نکته مثبت این است که فیلم در بیشتر این لحظات، مرز میان شوخی بزرگسالانه و حرمتشکنی آشکار را حفظ میکند.
شوخیها گاهی معنای دوگانه دارند، اما معمولاً آنقدر صریح و زننده نیستند که فضای خانوادگی فیلم را کاملاً از بین ببرند. مخاطب بزرگسال منظور را دریافت میکند، درحالیکه فیلم برای خنداندن او وارد نمایشها یا گفتوگوهای بیپرده نمیشود. انتخاب این سبک طنز در اثری که موضوع اصلی آن بچهدار شدن یک زوج است، تا اندازه زیادی قابلفهم است.
آیا میتوان گفت هیچ ایرادی به این شوخیها وارد نیست؟ نه، بعضی از آنها همچنان قابل بحثاند و در چند صحنه میشد با ظرافت بیشتری عمل کرد. بااینحال، این شوخیها سراسر فیلم را اشغال نکردهاند و به قالب اصلی اثر نیز تبدیل نمیشوند. فیلم برخلاف برخی کمدیهای سالهای اخیر، همه توان خود را روی کنایههای جنسی نمیگذارد و قصه را قربانی گرفتن چند خنده آسان نمیکند.
بنابراین، قرار دادن شوخیهای دو روز دیرتر در کنار کمدیهایی که تقریباً تمام جذابیت خود را از شوخیهای جنسی میگیرند، قضاوت منصفانهای نیست. فیلم در این حوزه تا حد زیادی تعادل خود را حفظ کرده و نشان داده است که میتوان برای مخاطب بزرگسال شوخی ساخت، بدون آنکه الزاماً به سمت بیحرمتی و ابتذال رفت.
نقد سرکتاب و رمالی، با سبکی طنزگونه
یکی از بهترین بخشهای فرهنگی فیلم، سکانس مراجعه به فردی است که با سرکتاب باز کردن و ادعای حل مشکلات زندگی فعالیت میکند. فیلم میتوانست این موضوع را با یک داده مستقیم درباره خرافات مطرح کند، اما راه بهتری را انتخاب کرده است. رفتار این فرد، فضای محل کار او و اعتماد غیرمنطقی مراجعهکنندگان، در قالب طنز نمایش داده میشود و خود موقعیت، پوچی ماجرا را آشکار میکند.
این موضوع قطعا به تناسب فضای حال حاضر انتخاب شده است. معاون مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی فراجا در سال ۱۴۰۲، رمالی و فالگیری را یکی از شگردهای کلاهبرداری معرفی کرد و توضیح داد که این افراد با وعدههایی مانند حل مشکلات خانوادگی، بچهدار شدن، افزایش ثروت و رفع طلسم از نگرانیهای مردم سوءاستفاده میکنند.[۲۳]
نمونههای دستگیری نیز نشان میدهد با مسئلهای محدود و بیخطر روبهرو نیستیم. در خرداد ۱۴۰۴، پلیس فتا از دستگیری فردی خبر داد که با صفحه فالگیری در اینستاگرام بیش از پنج میلیارد ریال از شهروندان کلاهبرداری کرده بود.[۲۴] در دی ۱۴۰۳ نیز فردی در فلاورجان دستگیر شد که با عنوان دعانویسی و مشکلگشایی، حدود یک میلیارد و پانصد میلیون ریال از مردم دریافت کرده بود.[۲۵] در پروندهای دیگر که در تیر ۱۴۰۵ در تهران اعلام شد، متهم از راه فروش دعا، طلسم و وعدههایی مانند بختگشایی و بازگشت معشوق، ماهانه حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان درآمد داشت.[۲۶]
این اعداد آمار کلی کشور نیستند و فقط به چند پرونده اعلامشده مربوط میشوند، اما همین نمونهها ابعاد مالی این سوءاستفاده را نشان میدهند. ارزش سکانس فیلم نیز در همین است که بدون استفاده از یک شخصیت دانای کل یا بیان یک پیام گلدرشت، سازوکار فریب را به تصویر میکشد. مخاطب میخندد، اما همزمان متوجه میشود کسی که با چند جمله مبهم مدعی شناخت آینده و حل مشکلات دیگران است، چگونه از اضطراب و ناآگاهی آنان سود میبرد.
موضع روشن فیلم درباره سقط جنین
سکانس مربوط به سقط جنین از صریحترین و درعینحال مؤثرترین بخشهای فیلم است. پزشک بدون تردید در برابر درخواست سقط میایستد و از انجام آن خودداری میکند. فیلم در این لحظه تلاش نمیکند موضوع را به یک تصمیم ساده پزشکی یا راهحل فوری برای مشکلات اقتصادی زوج تبدیل کند، آن را بهعنوان یک مسئله جدی اخلاقی و انسانی مطرح میکند.
در منطق اخلاقی فیلم، از بین بردن جنین راهی برای خلاص شدن از گرفتاری نیست. پزشک نیز با لحنی قاطع یادآوری میکند که نمیتوان جان شکلگرفته را فقط بهدلیل بههم خوردن برنامههای زندگی نادیده گرفت. این قاطعیت اهمیت دارد، چون فیلم پیش از آن مشکلات اقتصادی، مهاجرت و نگرانیهای زوج را نشان داده، اما اجازه نمیدهد این مشکلات به مجوزی ساده برای سقط تبدیل شوند.
نقطه قوت سکانس در این است که پزشک منفعل نیست و صرفاً مسئولیت تصمیم را به گردن زوج نمیاندازد. او برای حرفه خود مرز اخلاقی قائل است. ممکن است درباره جزئیات حقوقی، پزشکی و موارد استثنایی سقط بحثهای جداگانهای وجود داشته باشد، اما فیلم در موقعیت مشخص داستان، موضع اخلاقی خود را روشن بیان میکند.
این سکانس همچنین مانع از آن میشود که فرزند در ساختار فیلم فقط وسیلهای برای دریافت ارث یا حل مشکلات مالی باشد. داستان یادآوری میکند وقتی پای یک انسان دیگر به میان آمده است، نمیتوان با همان منطق حساب بانکی، مهاجرت یا نقشههای خانوادگی درباره او تصمیم گرفت.
پول ربوی هیچ گرهی را باز نمیکند
یکی دیگر از نقاط فرهنگی مثبت فیلم، نحوه نمایش پول ربوی است. در ساختار داستان، پولی که از مسیر ناسالم وارد زندگی شخصیتها میشود، محدود به حل مشکل نمیشود و زمینه گرفتاریهای تازهای را نیز به وجود میآورد. این انتخاب روایی با یک اصل مهم اخلاقی و اسلامی هماهنگ است، مالی که از راه حرام به دست آمده، قرار نیست آرامش و برکت واقعی ایجاد کند.
در این فیلم با ساختار طنز گونه اش، نتیجه پول ربوی در زندگی شخصیتها دیده میشود، اضطراب بیشتر میشود، روابط بههم میریزد و مالی که قرار بود راه نجات باشد، خود به یک گره تازه تبدیل میشود. سرانجام نیز این پول باقی نمیماند و شخصیتها از آن منفعت پایداری به دست نمیآورند.
سکانس مربوط به روشهای ظاهراً قانونی برای دور زدن ربا نیز بسیار قابلتوجه است. گاهی یک قرض ربوی را با عنوان خریدوفروش، معامله صوری یا اضافه کردن یک کالا توجیه میکنند تا ظاهر کار تغییر کند. فیلم بهدرستی نشان میدهد که تغییر نام و شکل معامله، ماهیت آن را عوض نمیکند. اگر هدف اصلی، گرفتن سود تضمینشده در برابر قرض باشد، قرار دادن یک پوشش صوری روی آن مشکل را برطرف نمیکند.
این نگاه با فتوای رسمی رهبری شهید آیتالله خامنهای نیز هماهنگ است. در بخش استفتائات آمده است که اگر بیع شرط حیله و وسیلهای برای فرار از ربا باشد، حکم ربا را دارد.[۲۷] به بیان ساده، نمیتوان یک رابطه ربوی را با چند قرارداد ظاهری حلال کرد، معیار، حقیقت معامله و هدف طرفین است، نه فقط عنوانی که روی کاغذ نوشته میشود.
ارزش فیلم در این بخش، نمایش پیامد است. مخاطب فقط نمیشنود که ربا بد است، میبیند پولی که قرار بود مشکل را حل کند، چگونه زندگی شخصیتها را پیچیدهتر میکند. چنین روایتی از یک نصیحت مستقیم اثرگذارتر است، چون پیام اخلاقی را به نتیجه تصمیم شخصیتها پیوند میزند.
آموزش رفتار درست در دوران بارداری
فیلم در بخشی از داستان، تغییرات خلقی و رفتاری مریم در دوران بارداری و نوع مواجهه همسرش با این تغییرات را نمایش میدهد. این بخش را میتوان یکی از نکات آموزشی و خانوادگی اثر دانست. بسیاری از اختلافهای زناشویی در دوران بارداری از جایی تشدید میشوند که زن و شوهر شناخت دقیقی از فشارهای جسمی و روانی این دوره ندارند و هر واکنش را به حساب بیاحترامی، لجبازی یا تغییر شخصیت میگذارند.
در دوران بارداری، تغییرات هورمونی در کنار خستگی، نگرانی، فشارهای جسمی و تغییر سبک زندگی میتوانند بر احساسات و رفتار فرد اثر بگذارند. منابع وابسته به خدمات سلامت جهانی نیز توضیح میدهند که هورمونهای بارداری ممکن است احساسات را شدیدتر کنند و همراه با خستگی و بیماریهای این دوره، زمینه سوءتفاهم یا اختلاف میان زوجین را افزایش دهند.[۲۸]
واکنش مناسب همسر در چنین شرایطی، انکار احساسات زن یا پاسخ دادن با عصبانیت نیست. گفتوگو، شنیدن بدون سرزنش، صبوری و درک فشارهای متفاوت دو طرف میتواند بخشی از تنشها را کاهش دهد. همین منابع بر گفتوگوی آرام، فرصت دادن برای بیان احساسات و صبوری متقابل تأکید میکنند.[۲۸] کالج متخصصان زنان و زایمان نیز نقش همراهی و حمایت همسر را در کاهش اضطراب و فشار روانی مادر مهم میداند.[۲۹]
البته نباید تمام رفتارهای ناراحتکننده یا مشکلات روانی دوران بارداری را فقط به هورمونها نسبت داد. تغییرات شدید یا طولانیمدت خلقی ممکن است نیازمند بررسی پزشک یا متخصص سلامت روان باشند. نکته مثبت فیلم این است که دستکم به مخاطب مرد یادآوری میکند دوران بارداری یک وضعیت عادی و بدون فشار نیست و همسر باید با شناخت، همراهی و تحمل بیشتری رفتار کند.
این آموزش ساده میتواند کاربردی باشد. وقتی مرد بداند بخشی از حساسیت، خستگی یا نوسان خلقی همسرش با شرایط بارداری ارتباط دارد، احتمال اینکه هر رفتار را به دشمنی یا بیعلاقگی تعبیر کند کمتر میشود. فیلم در این قسمت یک الگوی رفتاری را در دل رابطه زوج نشان میدهد و همین موضوع پیام آن را قابلفهمتر میکند.
بازگشت به فطرت پدری
یکی از بهترین سکانسهای فیلم، لحظه مواجهه مستقیم پدر با کودک است، لحظهای که فرزند دیگر یک هزینه اقتصادی یا مانعی در مسیر مهاجرت نیست. تا پیش از آن، شخصیت مرد درباره کودکی تصمیم میگیرد که هنوز او را ندیده و ارتباط عاطفی مستقیمی با او ندارد. اما با تولد و دیدن نوزاد، چالش های ذهنی جای خود را به احساس مسئولیت، دلبستگی و مراقبت میدهد. فیلم این تغییر را به زبان فرهنگی میتوان نوعی بازگشت به فطرت پدری دانست.
نقطه قوت سکانس این است که تحول شخصیت را درباره ارزش فرزند نشان نمیدهد. حضور واقعی کودک، نگاه پدر و واکنش او پیام فیلم را منتقل میکند. انگار شخصیتی که تا چند لحظه قبل فرزند را بخشی از مشکلات آینده خود میدید، ناگهان با انسانی روبهرو میشود که به او وابسته است. آیا میتوان درباره کودکی که هنوز ندیدهایم، همان احساسی را داشت که پس از گرفتن او در آغوش تجربه میکنیم؟ فیلم پاسخ خود را از طریق همین تغییر رفتاری میدهد.
این تصویر از نظر علمی نیز پایه قابلدفاعی دارد، هرچند نباید آن را به این جمله ساده کرد که با تولد کودک همه احساسات منفی فوراً از بین میروند. در علوم رفتاری و عصبشناسی، از فرایندی با عنوان گذار به پدرشدن و شکلگیری پیوند پدر و نوزاد سخن گفته میشود. پژوهشها نشان دادهاند که پدرشدن میتواند با تغییرات هورمونی، عصبی و رفتاری همراه شود.[۳۰][۳۱]
در یک پژوهش طولی منتشرشده در سال ۲۰۲۵، ۵۱ مردی که برای نخستین بار پدر میشدند از دوران بارداری همسر تا چهار ماه پس از تولد بررسی و با ۵۷ مرد بدون فرزند مقایسه شدند. نتایج نشان داد پدران در بخشهایی از این دوره سطح پایینتری از تستوسترون و وازوپرسین داشتند و پایینتر بودن این هورمونها در دوران پیش از تولد، با مشارکت بیشتر آنان در مراقبت از مادر و کودک ارتباط داشت. سطح اکسیتوسین نیز در طول بارداری افزایش یافت، هرچند پژوهشگران تأکید کردند که افزایش آن بهتنهایی پیشبینیکننده قطعی دلبستگی پدر نبود.[۳۰]
بنابراین، نمیتوان گفت یک هورمون خاص ناگهان تمام باورهای فرد را تغییر میدهد. مسئله پیچیدهتر از این است. مجموعهای از تغییرات زیستی در کنار دیدن کودک، لمس کردن او، مراقبت روزانه و پذیرش نقش تازه پدری میتواند نگرش و اولویتهای مرد را تغییر دهد. فیلم نیز همین دگرگونی کلی را بهشکلی ساده و احساسی نمایش میدهد.
پژوهشهای تصویربرداری مغزی نیز این برداشت را تقویت میکنند. در مطالعهای درباره مردانی که برای نخستین بار پدر شده بودند، واکنش مغز آنان به تصاویر نوزاد از پیش از تولد تا پس از تولد تغییر کرد. پس از پدرشدن، فعالیت بخشهایی از سامانه پاداش و انگیزش مغز و همچنین نواحی مرتبط با همدلی، از جمله اینسولای قدامی، در برابر نشانههای مربوط به نوزاد افزایش یافت.[۳۱] این یافته نشان میدهد کودک پس از تولد میتواند از یک موضوع ذهنی به محرکی عاطفی، انگیزشی و واقعی تبدیل شود.
مطالعه دیگری روی ۸۹ پدر و مادر نشان داد مغز پدران نیز مانند مادران از شبکههایی مرتبط با هیجان، پاداش، درک حالت کودک و همدلی استفاده میکند. نکته مهمتر اینکه هرچه پدر زمان بیشتری را مستقیماً صرف مراقبت از کودک میکرد، ارتباط میان بخشهای مرتبط با واکنش عاطفی و فهم نیازهای نوزاد قویتر بود.[۳۲]
این موضوع درباره در آغوش گرفتن و تماس بدنی نیز دیده شده است. در یک کارآزمایی تصادفی با حضور پدران ۱۶۵ نوزاد، پدرانی که دستکم ۱۵ دقیقه و در شش یا هفت روز هفته تماس پوستبهپوست با نوزاد داشتند، در ماه سوم امتیاز بالاتری در مقیاس پیوند پدر و کودک به دست آوردند. آنان همچنین نقش بیشتری در مراقبت از فرزند بر عهده گرفتند.[۳۳] این نتیجه تا حد زیادی با منطق سکانس فیلم هماهنگ است، مواجهه نزدیک با کودک میتواند ترس، فاصله عاطفی و نگاه صرفاً محاسبهگر را کاهش دهد.
مرور نظاممند ۲۴ پژوهش نیز نشان داده است که سطح اکسیتوسین پدران معمولاً پس از تولد افزایش پیدا میکند و در برخی تحقیقات با خصومت کمتر و کیفیت بهتر تعامل بدنی و بازی با کودک ارتباط داشته است. بااینحال، پژوهشگران هشدار دادهاند که نتایج مربوط به اکسیتوسین یکسان نیست و نمیتوان همه ابعاد پدرشدن را به یک هورمون نسبت داد.[۳۴]
به همین دلیل، تعبیر بازگشت به فطرت برای توصیف فرهنگی سکانس مناسب است، اما معادل دقیق علمی آن تغییرات زیستی و روانی دوره پدرشدن، فعال شدن شبکههای مراقبتی مغز و شکلگیری تدریجی دلبستگی است. فیلم این فرایند پیچیده را در یک لحظه فشرده میکند، کاری که از نظر دراماتیک قابلفهم است، هرچند در زندگی واقعی این تحول همیشه ناگهانی رخ نمیدهد.
بعضی پدران از نخستین لحظه تولد احساس پیوند عمیقی دارند و برخی دیگر برای شکلگیری این ارتباط به زمان، تماس و مشارکت در مراقبت نیاز دارند. منابع پزشکی نیز تأکید میکنند که احساس دلبستگی ممکن است بهتدریج ایجاد شود و دیرتر شکل گرفتن آن بهخودیخود نشانه بیعاطفگی نیست.[۳۵] تولد نوزاد حتی میتواند فشار، خستگی و اختلافهای پیشین زوج را تشدید کند و جای مشکلات عمیق زناشویی را نمیگیرد.[۳۶]
پس نکتهای که خود فیلم نیز تا حدی بر آن تکیه دارد باید با یک شرط بیان شود، در خانوادهای که با خشونت، اختلال روانی درماننشده، ناسازگاری عمیق یا بحران جدی روبهرو نیست، مواجهه واقعی با کودک و مشارکت در مراقبت از او میتواند بسیاری از ترسها و احساسات منفی پیش از تولد را کاهش دهد. کودک میتواند اولویتهای پدر را تغییر دهد، اما قرار نیست بهتنهایی همه مشکلات زندگی مشترک را درمان کند.
ارزش فرهنگی این سکانس در آن است که فرزند را از سطح عدد، هزینه و برنامه آینده خارج میکند و او را بهعنوان یک انسان واقعی مقابل پدر قرار میدهد. شخصیت اصلی زمانی معنای پدرشدن را میفهمد که با خود کودک مواجه میشود. فیلم در این لحظه بهجای تکرار یک شعار، اجازه میدهد چهره نوزاد، نگاه پدر و تغییر رفتارش سخن بگویند. همین ظرافت، این بخش را به یکی از مؤثرترین و قابلدفاعترین سکانسهای اثر تبدیل کرده است.
جمعبندی نهایی
دو روز دیرتر اثری است که اهمیت خود را بیش از هر چیز از موضوع محوریاش میگیرد. فیلم تلاش میکند مسئله فرزندآوری را در پیوند با مهاجرت، فشارهای اقتصادی، روابط خانوادگی و نگرانیهای زوجهای جوان روایت کند و برای انتقال این مضمون از قالب کمدی اجتماعی بهره ببرد. این انتخاب ظرفیت بالایی برای شکلگیری یک اثر فرهنگی اثرگذار داشته است، هرچند فیلمنامه در برخی بخشها پیام خود را با صراحت و سادگی بیش از اندازه بیان میکند و فرصت پرداخت عمیقتر به تردیدها و مشکلات واقعی شخصیتها را از دست میدهد.
با وجود این ضعفها، فیلم در بخشهایی مانند نقد خرافهگرایی و رمالی، نمایش پیامدهای پول ربوی، موضعگیری درباره سقط جنین، توجه به شرایط روحی زن در دوران بارداری و تصویر کردن پیوند عاطفی پدر با نوزاد، عملکرد قابلدفاعی دارد. هرجا پیام اخلاقی از دل موقعیت داستانی، رفتار شخصیتها و نتیجه انتخابهای آنان بیرون میآید، اثر طبیعیتر و باورپذیرتر میشود. سکانس مواجهه پدر با فرزند نیز از موفقترین لحظات فیلم است؛ زیرا کودک را از یک موضوع اقتصادی و مانعی در مسیر مهاجرت، به انسانی واقعی و نیازمند محبت و مسئولیتپذیری تبدیل میکند.
در مجموع، دو روز دیرتر فیلمی بینقص یا عمیق در پرداخت مسئله فرزندآوری نیست، اما نمیتوان دغدغه فرهنگی و نکات مثبت آن را نادیده گرفت. اثر میان یک کمدی سرگرمکننده، یک ملودرام خانوادگی و فیلمی پیاممحور در رفتوآمد است و همین چندگانگی گاهی انسجام آن را کاهش میدهد. بااینحال، فیلم یادآوری میکند که تصمیم به فرزندآوری را نمیتوان تنها با محاسبات مالی، برنامه مهاجرت یا فشار اطرافیان سنجید؛ زیرا ورود یک کودک با مسئولیت، دلبستگی، تحول عاطفی و شکل تازهای از معنای خانواده همراه است. ارزش نهایی فیلم نیز در همین یادآوری نهفته است، خانواده زمانی استوارتر میشود که انتخابهای اعضای آن بر پایه محبت، تعهد، شناخت واقعیتها و پذیرش مسئولیت شکل بگیرد.
پیوست ها
[۱] https://fa.wikipedia.org/wiki/دو_روز_دیرتر
[۲] https://www.filimo.com/shot/175150/
[۳] https://www.fcf.ir/news/ID/112500/
[۴] https://www.manzoom.ir/title/tt5851673/
[۵] https://fajrfilmfestival.com/festival/f-42/competition/
[۶] https://sabakhabar.ir/542003/
[۷] https://www.tiwall.com/p/2dayslater
[۸] https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1804918
[۹] https://fajrfilmfestival.com/festival/f-42/
[۱۰] https://www.khabarnab.com/art/176269776937/
[۱۱] https://www.irna.ir/news/86194024/
[۱۲]
https://www.mehrnews.com/news/5991242/
[۱۳]
https://www.iribnews.ir/fa/news/5573823/
[۱۴]
https://www.iribnews.ir/fa/news/5525312/
[۱۵]
https://fararu.com/fa/news/689791/
[۱۶]
https://www.manzoom.ir/title/tt5851673/
[۱۷]
https://www.filimo.com/shot/175150/
[۱۸]
https://www.nature.com/articles/s41598-025-11012-y
[۱۹]
https://academic.oup.com/ct/article/12/2/173/4110776
[۲۰]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/31025883/
[۲۱]
https://www.javanonline.ir/fa/news/1214005/
[۲۲]
https://www.agaah.ir/news/1954/
[۲۳]
https://www.isna.ir/news/1402102719835/
[۲۴]
https://www.irna.ir/news/85850384/
[۲۵]
https://www.irna.ir/news/85699508/
[۲۶]
https://www.irna.ir/news/86207917/
[۲۷]
https://farsi.khamenei.ir/treatise-content?tid=2&uid=1
[۲۸]
https://www.justonenorfolk.nhs.uk/pregnancy-early-days/having-a-baby/relationships-in-pregnancy/
[۲۹]
https://www.acog.org/womens-health/faqs/a-partners-guide-to-pregnancy
[۳۰]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/40209509/
[۳۱]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/41429437/
[۳۲]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/24912146/
[۳۳]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/41258333/
[۳۴]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/33694219/
[۳۶]
https://www.nhs.uk/baby/support-and-services/relationships-after-having-a-baby/
دیدگاهتان را بنویسید